دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۱ - ۲۲ ذيحجه ۱۴۲۳
Mon, Feb 24, 2003
ويژه
شماره ۲۳۹۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
ميراث فرهنگي و چالش هاي نوين سازي
112752.jpg
از آنجا كه فرهنگ ريشه در آداب و سنن دارد، درمواردي همچون سدي دربرابر نوين سازي به چشم مي آيد. اما اين واقعيت كه ملتهاي جهان با نپذيرفتن الگوهاي بيگانه برحفظ هويت خودپافشاري مي كنند، نه تنها تحولي منفي محسوب نمي شود، بلكه ازديدگاه ملي و بين المللي بايد از آن استقبال كرد. آنچه ملتها از پذيرش آنها سرباز مي زنند، الگوهايي هستند كه به علت بي اصالتي، ارزش و تحركي به انسان نمي بخشند. از سوي ديگر، غلبه بر نوين سازي دركشورهاي جهان سوم با توجه به شواهد موجود مي تواند از راههايي به جز تقليد كوركورانه از الگوهاي بيگانه تحقق يابد. آگاهي و شناخت مردم از هويت فرهنگي ملي مي تواند همچون نيروي محرك در جهت توسعه اقتصادي و نوين سازي عمل كند و پويايي درخور توجهي در آنان به وجود آورد. با چنين برداشتي، مدرنيته به منزله مرحله اي از «فعليت بخشيدن دوباره» الگوها و روابط و نمادهاي سازنده صورت و معني فرهنگ تلقي مي شود كه پس از مرحله وارسي و زماني كه عناصر منسوخ براي پاسخگويي به مسائل معاصر مناسب نيستند، پديد مي آيد.
رويارويي حفظ ميراث گذشته با نوين سازي را مي توان از زواياي مختلف بررسي كرد. از يك ديدگاه، وجود علامت سؤال اجتناب ناپذير است و آن اين كه آيا فرضيه تضاد ميان حفظ ميراث فرهنگي و نوين سازي با واقعيت منطبق است يا خير؟ تجربيات بين المللي نشان مي دهد كه مردم به گونه اي فزاينده رفتار و تصميم گيري هاي خود را بر اين فرض استوار مي كنند كه بهترين و كارآمدترين شكل نوين سازي، ادغام آن با ميراث گذشته است.
واژه نوين سازي (Modernization) نيز نياز به توضيح دارد. مفهوم نوين (Modern) يك مشكل اساسي دارد. در فرهنگ انگليسي آكسفورد واژه نوين اين گونه تعريف شده است: «آنچه كه به عصر حاضر مربوط مي شود» از ويژگي هاي بارز رشد خارق العاده جنبش حفظ ميراث فرهنگي همانا تازگي و ارتباط آن با سالهاي اخير و عصر حاضر است. حفظ ميراث فرهنگي در تمامي جهان نه تنها در ميان روشنفكران و سياستمداران بلكه در بين طيف گسترده اي از مردم ارزش و اهميت فوق العاده اي يافته است. اين خصوصيت به تأثير نيروهاي گوناگون از جمله رشد تاريخي گري و هويت ملي فرهنگي و بيزاري از تغيير فراگير مخرب به تدريج متحول شده است.
در عين حال مي توان به روند برخورد ميان حفظ ميراث فرهنگي و نوين سازي اشاره كرد. (البته نه در معني لغوي اين واژه كه بدون شك ابداع كنندگان آن چنين نيتي را نداشته اند) با چنين برداشتي نوين سازي با صنعتي شدن و پي آمدهاي آن، به ويژه شهرنشيني هم تراز است.
بي ترديد ويراني ناشي از چنين فرآيندهايي بسيار گسترده است و همچنان درخور توجه مي نمايد. بهايي كه چشم اندازهاي شهري پرداخته اند، بسيار سنگين بوده است؛ چه از خسارات جبران ناپذيري كه برآيند دستهاي معماران و شهرسازاني كه برده منطق صرفاً مادي گرا هستند، رنج مي برده اند. در كشورهاي صنعتي، آگاهي از اين گونه خسارات، افزايش يافته و به موازات جنبش هاي پرتوان حفظ محيط زيست، انديشه حفظ ميراث فرهنگي رونق چشمگيري پيدا كرده است.
از سوي ديگر بسياري از كشورهاي فقيرتر نيمكره جنوبي، همان اشتباهات گذشته صنعتي شدن را امروزه تكرار مي كنند. در اين كشورها بسياري از شهرسازان و دست اندركاران توسعه مناطق شهري در جهت برآورد نيازهاي جامعه خود تلاش مي كنند تا عواملي را كه به اشتباه، از عوامل موفقيت انقلاب صنعتي اروپا تلقي مي شوند احيا كنند. مضحك اين كه در شرايط كنوني فن آوري لازم براي جلوگيري از تمركز شهرنشيني و پيامدهاي ناگوار اجتماعي و زيست محيطي آن در دست است. انديشمندان كشورهاي صنعتي جهان با اين واقعيت تلخ روبرو هستند كه نزديك شدن به نوين سازي به هر شكلي، خطراتي به دنبال دارد. متفكران و صاحبنظران كشورهاي صنعتي ناگزيرند تا با منطقي كه كشورهاي ديگر با توسل به آن به ساختن سدهاي عظيم مي پردازند و شرايط اقليمي يك منطقه را مختل مي سازند؛ با استفاده بيش از حد از كودهاي شيميايي، منابع خاكي را از ميان مي برند، با احداث كارخانه هاي صنعتي بزرگ، بخش وسيعي از زمين را آلوده مي كنند، با توسعه شهرنشيني درواقع مسير زاغه نشيني را براي چندين نسل متوالي هموار مي سازند، يا با انتخاب نظامهاي آموزشي نامناسب از خودبيگانگي ملتشان را فراهم مي آورند، مقابله كنند. براي رويارويي با اين پديده نبايد توسعه فن آوري را كنار گذاشت، بلكه بايد به انساني شدن فن آوري و برنامه ريزي به موقع پافشاري كرد.
رشد بي رويه شهرنشيني بدون شك باعث لطمه هاي جبران ناپذيري مي شود، اما رشد برنامه دارنيز كه در شمار نظريه هاي نوين جاي مي گيرد، اغلب با تحميل طرحهاي ناقص بر بافت قديمي شهرها همراه بوده است. نقاط و مناظر باستاني در نتيجه اجراي طرحهاي بزرگ مهندسي نظير ساختن سدها، بزرگراهها و همچنين شخم زدن عمقي آسيب ديده اند. آلودگي هوا در همه جا آثار معماري و سنگ تراشي به ويژه آثار و بناهاي ساخته شده از سنگهاي آهكي نظير مرمر را كه قرنهاي متمادي دوام آورده اند، مي فرسايد. مواد جديد كه به «فرآورده هاي معجزه آسا» آوازه دارند، نظير بتون مسلح و مشتقات پلاستيك، واكنش ثانوي به همراه داشته و تخريب آثار باستاني را سرعت بخشيده اند. نوين سازي فن آوري نظامي و گستردگي كاربرد آن سبب شده است تا تخريب بي چون و چراي آثار تاريخي در طول زمان، ابعاد وحشتناكي پيدا كند.
نوگرايي بين المللي در عين حال پيامد غافلگيركننده و ظاهراً غيرمخربي به همراه داشته است و آن، يك شكل شدن نماي ظاهري محيط زندگي روزمره است. موج فزاينده يك شكلي و يكنواختي به شدت ويژگي هاي فرهنگي تمامي ملل جهان و هويت فرهنگي آنان را تهديد مي كند.
ارزشهاي مور وثي فرهنگي در شكل هاي ملموس و ناملموس خود در معرض اين تهاجم قرارگرفته اند. واكنش شديد در مقابل اين شبيخون نه تنها در كشورهاي در حال رشد بلكه در تمامي جهان مشهود است. كساني كه از فرهنگ هم شكل و يكسان روي برمي تابند نه حال را رد مي كنند و نه به گذشته پناه مي برند؛ چون در هر صورت مي توان گذشته و حال را بازآفريد. اين گونه افراد نه كهنه گرا هستند، نه در پي ركود و ايستايي اند. آنها براين باورند كه بين نوگرايي و سنت جويي راه سومي نيز وجود دارد.
با بيان اين مطلب، به اولين برداشت از پيشنهاد خود بازمي گرديم. پاسخگويي به نيازهاي دنيايي كه به سرعت در حال دگرگوني است، حفظ ميراث فرهنگي را بيش از پيش گريزناپذير كرده است.
دركشورهاي ثروتمند تر جهان برخورد منافع بين ضرورتهاي حفظ ميراث فرهنگي و تأمين مسكن بهتر، همچنان ادامه دارد. در كشورهاي فقيرتر اخلاق و روحيه واقعي به منظور حفظ ميراث فرهنگي هنوز شكل نگرفته است و شكست يا موفقيت در اين زمينه به نحوه تفكر مردم بستگي دارد. بسياري از مردم از توسعه تصوري يك بعدي داشته و آن را با شهرنشيني، رفاه صنعتي و فن آوري سرمايه بر يكسان مي دانند. حتي امروزه نيز به رغم تمام لطمه ها، حيف و ميل ها و نا برابري هاي موجود دراين الگو، تلاش براي رسيدن به كشورهاي رشديافته تر كه پيامدهاي غم انگيزي براي معماري و شهرسازي به دنبال دارد، همچنان با سرسختي تمام دنبال مي شود.
بدين ترتيب اهميت سازماندهي فعاليتهاي نوسازي مشخص مي شود. امروزه حفظ ميراث فرهنگي به علت ضرورت هاي چندگانه اقتصادي و رشد شهرها به فرآيند پيچيده اي تبديل گرديده و فايق آمدن به اين پيچيدگي ها مستلزم يك رشته تصميمات و راه حل هاي جامع است. اين گونه خط مشي ها و رهيافتها، تنها در پرتو سياست ملي حفظ ميراث فرهنگي كه از سوي دولت طراحي و هماهنگ شده باشد كاربرد پيدا مي كنند. اما اين گونه سياستها به تنهايي كافي نيستند، بلكه به تلاش هاي خصوصي و فردي كه در بالاترين سطوح دولتي و از سوي مسؤولان امور فرهنگي، برنامه ريزي، مالي، اقتصادي، توسعه اجتماعي، محيط زيست و غيره هماهنگ شده باشد، نيازمندند. مديريت صحيح كه حتي در كشورهاي پيشرفته صنعتي نيز در زمينه اداره امور مربوط به ميراث فرهنگي به ندرت يافت مي شود، يكي ديگر از ويژگي هاي نوين سازي است كه مي تواند در حفظ ميراث فرهنگي مفيد واقع شود. نظام آموزشي مناسب و تربيت صنعتگران، مهندسان، معماران و افراد كارآزموده براي استفاده بهينه از سهم اندكي كه در بودجه ملي به حفظ ميراث فرهنگي اختصاص مي يابد، عامل مؤثري درپاسداري از آثار تاريخي به شمار مي روند. نقش خدمات، كمكهاي مالي و صرف وقت و انرژي داوطلبانه در حفظ ميراث فرهنگي انكارناپذير است. از اين رو بايد فلسفه حفظ ميراث فرهنگي را به مردم آموزش داد و كمكهايي را كه مردم مي توانند در اين زمينه ارائه دهند، مشخص كرد. براي جلب همكاري و مساعدت داوطلبانه به مردم بايد حس مسؤوليت و غرور را در آنان تقويت كرد. در سالهاي اخير تأسيس انجمن هاي ميراث فرهنگي، تشكيلات مردمي، فعاليتهاي جوانان و ابتكارهاي مشابه در اروپا و آمريكا به رونق بازار ميراث فرهنگي انجاميده است. رشد فوق العاده تجربيات در زمينه حفظ ميراث فرهنگي نشان مي دهد كه به رغم تمامي موانع، آگاهي عمومي در ديگر نقاط جهان نيز رو به رشد گذاشته است.
حفظ هويت فرهنگي با لفاظي فاصله بسيار دارد. برخورد سازنده با آنچه از گذشته به يادگار مانده است، نه تنها بازدارنده نيست، بلكه فرصتهاي تازه اي را در پي دارد.
|||
توضيح
همچنان كه در شماره مورخ۸۱‎/۱۲‎/۳ روزنامه در صفحه ايران زمين گفته شد، بر آن بوديم تا مطلب امروز صفحه ميراث فرهنگي را به نقد و بررسي پروژه بدنه سازي چهارباغ عباسي اختصاص دهيم. اما با توجه به اينكه در ميانه تبليغات انتخاباتي شوراهاي شهر و روستا قرار داريم و در گزارش تهيه شده با برخي از اعضاي شوراي شهر اصفهان و نامزدهاي انتخاباتي اين شورا گفت وگو شده بود، بهترديده شد كه گزارش مزبور پس از برگزاري انتخابات شوراها به چاپ رسد.
Yudhishthir/Raj Isar*
منبع: ميراث فرهنگي، چالشها و ضرورتها (مجموعه مقالات كنفرانس حفظ آثار باستاني ـ واشنگتن)

يودهيشتير/ راج ايسار ـ ترجمه داوود حيدري


|   شناسنامه   |   آرشيو   |