آگاتا كريستي، «تله موش» را در سال ۱۹۴۷ به عنوان يك نمايش ۳۰ دقيقه اي راديويي و با نام اصلي «۳ موش كور» نوشت، اما…
ريچارد آتن بورو مي گويد : «تله موش» نماد يك هنر كلاسيك است.
استيفن ويلي كوهن هم اعتقاد دارد اين نمايش براي ابد است.
نانسي سيبروك ۱۵ سال در پشت صحنه بافتني بافت تا نامش به تاريخ بپيوندد!
دو تهيه كننده فيلم از بريتانيا كه امتياز ساخت يك فيلم را از روي تله موش خريده بودند، آن قدر نوبت شان نشد كه مردند!
نمايش «تله موش» براساس رمان پليسي آگاتا كريستي معروف و بريتانيايي، اخيراً پنجاهمين سال بر صحنه بودنش را در لندن جشن گرفت. در آن شب اجراي شماره ۲۰/۸۰۷ اين نمايش به روي صحنه رفت و از آن زمان تا به حال بيش از ۴۰ اجراي تازه نيز برآن آمار اضافه شده است. اما اين روند كي متوقف مي شود؟ هيچكس نمي داند.
نمايشي كه نيم قرن در بريتانيا عمر كرده و رد پايش در بسياري از كشورهاي ديگر نيز محسوس و محكم است، حتماً چيز خاصي دارد. «سراستيفن ويلي كوهن» تهيه كننده ي اين نمايش در جواب اين سؤال مي گويد: دليلي نمي بينم كه اين نمايش روزي تعطيل شود. منظورم براي هميشه است!
درواقع «تله موش» همپا با قصر باكينگ هام و كليساي وست مينيستر، بهترين موارد و مناطق توريستي در بريتانيا طي دهه هاي اخير به شمار آمده و بيشتر از هر جاي ديگري بازديدكننده داشته اند. ريچارد آتن بورو بازيگر، تهيه كننده و كارگردان قديمي و معروف سينما و تئاتر بريتانيا كه در جمع تهيه كنندگان اوريژينال و اوليه ي نمايش حضور داشت، اينك مي گويد: بله، «تله موش» خودش تبديل به يك انستيتو و يك پديده ي زيستي شده است و همه به آن عادت كرده اند و ديگر نمي تواند كه نباشد!
بدون شك
از آتن بورو كه در آستانه ي ۸۰ سالگي است و سابقه ي ساخت فيلم چندين و چند اسكاره ي «گاندي» و همچنين «فرياد آزادي» و «چاپلين» را دارد، خواسته بودند در شب پنجاه ساله شدن «تله موش» در محل اجراي آن حضور يابد و براي مردم و حاضران سخن گويد. او مي افزايد: ترديدي نيست كه ماندگاري حيرت انگيز اين نمايش و طول كشيدن اش تا حالا نشان دهنده ي استادي نويسنده قصه و اجراي جذاب آن توسط عوامل ساخت نمايش است. همه ي اينها به روشني و سادگي به ما مي گويد كه بايك هنر و نمايش كلاسيك طرف هستيم.
و البته يك دليل دوام چشمگير اين نمايش و فرار دا ئمي «موش» كريستي از «تله» ي زمان، اين است كه طبعاً هميشه نوجوان ها و جواناني هستند كه اصلاً اين نمايش را نديده اند و براي همه ي آنها جاذبه ي اصلي مثل ساير داستان هاي آگاتا كريستي اين است كه در پايان كشف كنند و ببينند كه بالاخره قتل مورد بحث را چه كسي انجام داده است و تا زماني كه كساني هستند كه اين مسأله را نمي دانند دليلي براي نگه داشتن تله موش بر روي صحنه وجود خواهد داشت!
ركوردهاي ماندگار
«تله موش» در ابتدا و در اصل در سال ۱۹۴۷ و با نام «۳ موش كور» به عنوان يك نمايش راديويي ۳۰ دقيقه اي توسط كريستي نوشته شد و در سال ۱۹۵۲ براي اولين بار در صحنه ي تئاتر لندن به اجرا درآمد. اينك اين نمايش بيش از ۱۱ ميليون بيننده داشته و در ۴۵ كشور مختلف به اجرا درآمده است و صاحب ۳ ركورد در كتاب ركوردهاي گينيس است. به اين شرح:
ـ ديرپاترين نمايش تئاتري در تمامي سطح دنيا.
ـ ديرپاترين هنرپيشه تئاتري نيز از تله موش سربرآورده است. او ديويد ريون است كه نقش ميجر متكف را در ۴۵۷۵ مرتبه ي اجراي نمايش بازي كرد.
ـ عنوان طولاني ترين هنرپيشه ي جانشين و ذخيره نيز به خانم نانسي سيبروك از همين نمايش مي رسد. او كه كارش ايفاي نقش در صورت بيمار شدن و يا غيبت با دليل يا بي دليل آكتورهاي اصلي بود(و معمولاً كمتر به اين مهم دست مي يافت!) به مدت ۱۵ سال و طي ۶/۲۴۰ مرتبه ي اجراي «تله موش» در پشت صحنه مي نشست و كار ديگران را مي ديد و آن قدر برايش عادي شده بود كه همان جا بافتني مي بافت!
يك شيء عتيقه
و اما نكات جالب ديگر:
از وسايل اجراي اوريژينال شب هاي نخست در ۵۰ سال پيش، هنوز يك شيء باقي است و در اجراهاي فعلي نيز مورد استفاده قرارمي گيرد. آن شيء ساعتي است كه روي لبه ديوار و بالاتر از بخاري قراردارد. اما اسلحه اي كه در اجراهاي اوليه در صحنه وجود داشت ، الآن در موزه ي ويكتوريا اند البرت شهر لندن نگهداري مي شود و عتيقه شده است!
آگاتا كريستي يكي از بهترين نويسندگان آثار دلهره آور تاريخ كه از روي كتابهاي پليسي اش هزاران فيلم و نمايش ساخته شده است، حق و فروش امتياز نمايش «تله موش» را به نوه اش ميتو پريكارد سپرده بود و اين كار را زماني انجام داد كه فقط ۹ سال از عمر پريكارد مي گذشت. پريكارد اكنون و سالها پس از مرگ مادر بزرگ هنرمندش مي گويد: تله موش و اشتياق حل شدن موضوع و چهره نشان دادن قاتل، هنوز براي مردم دنيا جذاب است. چندي پيش در كنار يك گروه از ژاپني ها اين نمايش را تماشا مي كردم و آنها به شدت هيجان زده شده بودند و در پايان كار با روشن شدن موضوع به وجد و حيرت درآمده بودند.
بقيه مي ترسند
اين چنين بوده است كه «تله موش» به سرمايه گذاران اوليه ي خود هزار برابر سود رسانده است اما نه براي همه: دو تهيه كننده ي فيلم و سينما سالها پيش حق ساخت يك فيلم سينمايي را از روي تله موش خريدند اما با اين شرط كه اين كار تنها ۶ ماه پس از بسته شدن اجراي تئاتري آن صورت مي پذيرد اما اين نمايش تمام نشده است كه نشده است و آن دو تهيه كننده الان مرده اند و بقيه هم ريسك نمي كنند كه كار آنها را تكرار كنند و به سمت اين پروژه ي مرگ ساز بروند!
بالاتر از «اندرو لويد وبر»
شايد دلايل مشابهي را بتوان بر توفيق نمايش هاي ديرپا و بسيار خوب اندرو لويد وبر نويسنده ي بزرگ نمايشهاي موزيكال بريتانيا طي دهه هاي اخير آورد و در اين ارتباط «گربه ها»، «شطرنج»، «استارلايت اكسپرس» و «شبح اپرا» مطرح اند كه آخري هنوز بر روي صحنه است، با اين وجود حتي ديرپاترين نمايش هاي لويدوبر كه نابغه اي به دور از ترديد است، هنوز نتوانسته است رقم ۲۸ سال متوالي را رد كند اما «تله موش» قرن دوم زندگي اش را آغاز كرده و همين حالا نيز طرحهايي تازه براي اجراي مجدد آن در چند ايالت آمريكا در بهار ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) در دست بررسي و اجرا است. شايد هم اين جادوي كريستي است كه هرچند كند و فاقد سرعت و شتاب است اما هرگز رنگ نمي بازد.