|
قسمت اصلي جعبه سياه
|
|
|
|
هفته آينده صادر مي شود
|
|
|
|
|
|
|
|
باريكتر از مو
|
|
|
|
|
قسمت اصلي جعبه سياه
هواپيماي سپاه پيدا شد
كرمان ـ خبرنگار «ايران»: حساس ترين قسمت جعبه سياه هواپيماي سپاه توسط گروه هاي تجسس در ارتفاعات كوهستان سيرچ پيدا شد. سردار رئوفي فرمانده ارشد سپاه پاسداران در كرمان با اعلام اين خبر گفت: «يك قسمت از سه قسمت اصلي جعبه سياه هواپيماي ايليوشين توسط گروه هاي تجسس پيدا شده كه حساس ترين بخش جعبه سياه است و براي بازخواني به تهران انتقال داده شده است. وي افزود: تاكنون ۹۰ درصد از پيكرهاي ۲۷۵ شهيد اين سانحه هوايي به پايين كوه انتقال يافته و كار شناسايي اجساد چه با مشخصات خاص فردي و چه با تجهيزات علمي از سوي كارشناسان در دست انجام است. بنا به گزارش خبرنگارما، عمليات تجسس با وجود تخليه بخش اعظمي از اجساد قربانيان هنوز ادامه دارد و تلاش براي يافتن دو قسمت ديگر جعبه سياه در دستور كار تيم هاي تجسس است.
|
|
|
|
|
هفته آينده صادر مي شود
حكم آرسن لوپن ايران
گروه حوادث ـ حكم قاضي دادگاه جنايي تهران درباره پرونده «آرسن لوپن ايران» هفته آينده صادر مي شود. «حسن» متهم ۶۲ ساله اي كه به جهت نوع طراحي سرقت هايش به آرسن لوپن ايران معروف شده است، در جريان سرقت چند ميلياردي از خانه يك پيرزن ميلياردر تهراني به دام افتاده بود. دستگيري اين تبهكار حرفه اي به دنبال اعلام شكايت زن ميلياردر تهراني مبني بر اينكه آرسن لوپن با همدستي ۴ تن از اعضاي باندش نيمه شب وارد خانه او شده و با آزار و اذيت او، اقدام به سرقت از خانه وي كرده اند، در دستور كار پليس قرار گرفته بود. به دنبال اعترافات اين متهم و اعضاي باندش به چند مورد ارتكاب اعمال تبهكارانه، پرونده براي رسيدگي در اختيار قاضي عرفان ـ رئيس شعبه ۱۶۱۲ـ دادگاه جنايي تهران قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما، پس از برگزاري چند جلسه محاكمه، تعداد زيادي از افرادي كه توسط اين متهم مورد كلاهبرداري قرار گرفته بودند، با مراجعه به دادگاه جنايي تهران شكايات خود را مطرح كردند. قرار است با توجه به پايان تحقيقات تكميلي طي هفته آينده رأي قضايي درباره اين پرونده صادر شود.
|
|
|
|
|
سكه هاي زيرخاكي دامي براي جواهرفروش تهراني
|
|
|
گروه حوادث: جواهرفروش تهراني وقتي براي خريد سكه هاي زيرخاكي به شمال كشور مي رفت، نمي دانست فروشندگان اشياي عتيقه نقشه سرقت پولهاي او را كشيده اند. اين مرد، درحالي كه ۳۵ ميليون تومان پول نقد به همراه داشت، به دعوت قاچاقچيان اشياي زيرخاكي به شهرستان رودسر رفت، ولي قبل از آنكه موفق به انجام معامله شود، ناگهان مردان نقابدار مسلح او را مورد حمله قرار داده و پولهايش را به سرقت بردند. به گزارش خبرنگار ما، عصر روز ۲۵ آذرماه سال جاري هنگامي كه سه مرد شمالي به همراه يك جواهرفروش تهراني سرگرم صحبت درباره معامله تعدادي سكه هاي عتيقه در خانه اي واقع در يكي از روستاهاي شهرستان رودسر بودند، ناگهان ۵ مرد جوان درحالي كه مسلح به كلت كمري بودند و نقاب به چهره داشتند، وارد آنجا شده و با بستن دست و پاي آنها، سكه ها را به سرقت بردند. ساعاتي پس از اين حادثه وقتي ساكنان خانه روستايي و مرد جواهرفروش توانستند دست و پاي خود را باز كنند، با مراجعه به مأموران نيروي انتظامي شكايتي را در اين باره مطرح كردند. «حسن» جواهرفروش ۵۴ ساله در اين باره به پليس گفت: ۵ ماه پيش با دو مرد كه خود را از ساكنان شمال كشور معرفي مي كردند، آشنا شدم. آنها پس از جلب اعتماد من، ادعا كردند مقداري سكه و شمش طلا براي فروش دارند، به همين دليل از من خواستند براي انجام معامله به شمال برويم. يك بار به اتفاق آنها به شهرستان رودسر رفتيم، در آنجا نمونه هاي طلا را به من نشان دادند، به تهران بازگشتيم، چندي بعد بار ديگر درحالي كه ۳۵ ميليون تومان پول نقد به همراه داشتم، به آنجا رفتم. وي افزود: دقايقي از رسيدن ما نگذشته بود كه يكي از ساكنان خانه بيرون رفت تا سكه ها و شمشها را بياورد. وقتي برگشت، ۵ مرد مسلح نقابدار همراهش بودند. آنها با تهديد ما، پولها و سكه ها را برداشتند و پس از بستن دست و پا و دهانمان، آنجا را ترك كردند. به دنبال مطرح شدن اين شكايت، پليس «اكبر» و «نادر» (مردان صاحبخانه) را تحت بازجويي قرار داد. آنها ابتدا منكر هرگونه اطلاع و آشنايي با سارقان نقابدار شدند، ولي در ادامه تحقيقات اكبر اعتراف كرد كه چون مردان مسلح او را تهديد كرده بودند، مجبور به همكاري با آنها شده است، ولي اطلاعي از مشخصات و نشاني آنها ندارد. به دنبال اظهارات ضد و نقيض متهمان، پليس با توجه به اطلاعاتي كه به دست آورده بود، يكي از سارقان را در منطقه جنگلي رودسر رديابي و بازداشت كرد. وي گفت: دو برادر در ازاي دريافت ۱۰ ميليون تومان مرد جواهرفروش تهراني را به بهانه فروش سكه هاي عتيقه به روستا كشاندند و من به اتفاق ۴ مرد ديگر در فرصتي مناسب به آنها حمله كرده و براي صحنه سازي دست و پاي آنها را نيز بستيم. وقتي تجسس هاي مأموران آگاهي رودسر براي رديابي سارقان بي نتيجه ماند، مرد جواهرفروش با مراجعه به شعبه دوم دادگستري شهرري شكايتي را دراين باره ارائه داد. به دستور قاضي محمدي، اكيپي از كارآگاهان آگاهي شهرري به سرپرستي سروان حيدري به رودسر اعزام شدند. سه متهم بازداشت شده در جريان بازجويي هاي مأموران آگاهي اعتراف كردند مردان مسلحي كه در منطقه جنگلي هستند با تهديد آنها را وادار به ترتيب دادن اين معامله قلابي كرده اند. با توجه به اطلاعاتي كه آنان از سارقان نقابدار در اختيار كارآگان قرار دادند، آنها اقدام به طراحي تصوير چهره نگاري رايانه اي از متهمان كرده و تجسسهاي پليسي براي دستگيري آنان را در دستور كار خود قرار دادند. متهمان دستگير شده با صدور قرار وثيقه از سوي قاضي محمدي روانه زندان شدند. تحقيقات پليس در عمق منطقه جنگلي رحيم آباد رودسر براي رديابي و دستگيري متهمان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
دوئل واقعي ۲ خواستگار
گروه حوادث: يك پسرجوان در اقدامي عجيب براي ترساندن رقيب خود، با كلت كمري اورا تهديد كرد. اين حادثه هنگامي رخ داد كه وي پي برد دخترموردعلاقه اش قصددارد با پسرديگري ازدواج كند. به گزارش خبرنگارما، ظهر روز ۶آذرماه سال جاري مردجواني طي تماس تلفني با پليس۱۱۰ آنان را درجريان وقوع درگيري مسلحانه درخيابان ونك واقع درشمال تهران قرارداد. دقايقي بعد اكيپي از مأموران كلانتري ۱۴۵ كه با هماهنگي مركز فوريت هاي پليسي۱۱۰ از وقوع اين درگيري اطلاع پيداكرده بود، درمحل حادثه حضوريافته و چندپسرجوان شركت كننده در درگيري را بازداشت كردند. درجريان بازجويي هاي پليس مشخص شد پسر ۱۹ساله اي به نام «محسن» درحالي كه مسلح به يك قبضه اسلحه كمري كلت رولوربود درخيابان ونك با چندپسرجوان بخاطر اختلاف برسر يك دختر درگيرشده است. اين پسرجوان گفت: چندسال قبل با دخترنوجواني به نام «نازنين» آشنا شدم. ازهمان لحظات نخست آشنايي نسبت به او علاقه مند شده و قصدازدواج با او را داشتم تا اينكه روزحادثه پسرجواني تلفني با من تماس گرفت و ادعاكرد: «نازنين» به او علاقه مند شده و آنها قصددارند بزودي باهم ازدواج كنند. بنابراين ازمن خواست از زندگي دخترموردعلاقه ام كناربروم. به دليل اينكه او گفته بود اگر صحبت خاصي دراين باره دارم به نشاني اش در خيابان ونك بروم، تصميم گرفتم براي آگاه شدن از حقيقت ماجرا به آنجا بروم. وقتي درمحل قرار سوارخودروي او شدم، ناگهان او به اتفاق چندتن از دوستانش به طرفم حمله كردند من هم براي دفاع از خودم، اسلحه را به طرف آنها گرفتم ولي اسلحه خالي بود. باتوجه به اظهارات اين متهم، «بهنام» رقيب ۲۳ساله او ازسوي پليس تحت بازجويي قرارگرفت. وي درباره چگونگي وقوع حادثه گفت: اين پسرجوان بلافاصله پس از سوارشدن به خودروام اسلحه اش را به طرف من گرفته و مرا تهديد به قتل كرد ولي چند رهگذر متوجه شده و اورا خلع سلاح كردند. اسلحه او ۴فشنگ داشت، چون تأمين جاني ندارم، تقاضاي رسيدگي دارم. بنا به اين گزارش؛ روزگذشته به دستور قاضي شعبه ۴۱۲ دادگاه عمومي تهران، «محسن» و «نازنين» دومتهم پرونده در دادگاه حاضرشده و ازسوي قاضي دادگاه تحت بازجويي هاي قضايي قرارگرفتند. «محسن» گفت: ما قراربود با هم ازدواج كنيم، از اين ماجرا خانواده هايمان هم اطلاع داشتند. وقتي «بهنام» تماس گرفت و گفت «نازنين» مي خواهد با او ازدواج كند، شوكه شدم، باورم نمي شد او تمام علايق مرا به بازي گرفته بود، نزد او رفتم. ولي درجريان درگيري اسلحه نكشيدم. فقط اسلحه همراهم بود. «نازنين» دربازجويي هاي قضايي قاضي گفت: درمدت آشنايي با «محسن» قصدازدواج با او را داشتم ولي بعد از مدتي از او سردشدم، ديگر نمي خواستم با او ازدواج كنم. بارها اين موضوع را به خودش هم گفته بودم ولي او هربار سر راهم قرارگرفته و برايم ايجادمزاحمت مي كرد، بنابراين از «بهنام» كه يكي از آشنايانم است خواستم با «محسن» صحبت كرده به او بگويد من مي خواهم با «بهنام» ازدواج كنم تا ديگر مزاحم من نشود ولي نمي دانستم اين حادثه اتفاق مي افتد. قاضي دادگاه عمومي تهران باتوجه به اين اظهارات، متهمان پرونده را با صدور قرار تأمين مناسب تا انجام تحقيقات تكميلي روانه بازداشتگاه كرد. گفتني است، قاضي دادگاه درباره رسيدگي به اتهامات حمل اسلحه غيرمجاز توسط «محسن» با عدم صلاحيت پرونده را به دادگاه انقلاب و دادسراي نظامي ارجاع كرد.
|
|
|
|
|
باريكتر از مو
چرا دزدي كردم
• جعفر رشادتي ۱ . وقتي به او مي گويم پسر خوب قيافه ات به خلافكارها نمي خورد، چرا بايد سه سال از بهترين دوران زندگي ات را در زندان بگذراني، گريه اش مي گيرد. «... آقا سه سال پيش خطايي كردم، مجازاتش را هم كشيدم، حالا كه بيرون آمدم، همه تا مي فهمند زندان رفته ام نگاه معناداري مي كنند، اصلاً مي دانيد چرا دزدي كردم، در اين مدت به كسي نگفتم، ولي حالا به شما مي گويم. يه روز نگاهم به نگاه دختر جواني گره خورد كه اي كاش نمي خورد، بعد از مدتي كه از آشنايي ما گذشت، به من گفت تو عرضه زندگي نداري، من هم رفتم ماشيني سرقت كرده يك هفته نگه داشتم و به دروغ گفتم كه ماشين را خريده ام...» .۲ وقتي به او مي گويند متهم به سرقت هستي، اشك امانش نمي دهد «... پول براي خريد شير خشك براي بچه شيرخواره بيست و دو روزه ام نداشتم، زنم خيلي فشار آورد، او هم گناهي نداشت، مادر بود اينكه خودش و خودم چيزي براي خوردن نداشتيم، قابل تحمل بود، اما گرسنگي بچه شيرخواره نه، بارها رفتم بيرون و برگشتم، نتوانستم از كسي پول بگيرم، آخرين بار كه برگشتم منزل، ديدم مادر و نوزاد از بس گريه كرده اند، خوابشان برده، من هم توان از دست داده، زدم بيرون و...» ۳ . وقتي از او مي پرسند چرا سرقت كردي، دست و پايش را گم مي كند. «... من سرقت نكردم، دو ماه بود اجاره خانه صاحبخانه را نداده بودم، نداشتم كه بدهم. او فشار آورد يا اين ماه بايد اجاره هر سه ماه را بدهي يا تخليه كني. پيش زن و بچه ام شرمنده بودم، چاره نداشتم، آمدم بيرون چشمم به پيرزني افتاد كه دارد پول مي شمارد، نتوانستم خودم را كنترل كنم، كيف او را قاپيدم، چند قدم بعد دستگير شدم...» ۴ و ۵ و... و۱۰۰ و...
|
|
|
|