گرچه در سال۱۳۸۲ ، ۴۱۰ ميليارد ريال براي مقابله با آسيبهاي اجتماعي اختصاص يافته است. اين بودجه براي مقابله با چند آسيب مهم نظير اعتياد، كودكان و زنان خياباني و ايدز اختصاص يافته است. اگرچه به گفته مسؤولان وزارت كشور هنوز طرحي براي ساماندهي زنان خياباني به نتيجه نرسيده است. وزارت كشور در حال حاضر بر روي طرح «صيانت از سلامت جنسي » جامعه كار مي كند و اجراي آن را در كاهش زنان خياباني و بيماران ايدزي مؤثر مي داند. اما چگونگي جمع آوري اطلاعات و مراحل اين طرح هنوز مشخص نيست و اكبر نعمتي مديركل امور اجتماعي وزارت كشور مي گويد كه فعلاً نمي توان اين طرح را ارائه كرد و از طرحهاي كميسيون منتخب براي مبارزه با بيماري ايدز نيز سخني به ميان نمي آورد.
\ آقاي نعمتي در حال حاضر چه طرحهايي در دفتر امور اجتماعي در حال بررسي است؟
* قبل از پاسخ به اين سؤال بايد توضيحي درباره مأموريت و روشهاي كار دفتر امور اجتماعي وزارت كشور بدهم. ما دو نوع مسؤوليت داريم كه آن را به بخشهاي نظري و هماهنگي امور اجرايي تقسيم بندي كرده ايم. بخش نظري در دو گروه شكل يافته است كه به پردازش اطلاعات اجتماعي، رسم اطلس ها، تهيه جداول و تحليل و پردازش آمار و اطلاعات اجتماعي مي پردازد و گروه ديگر، گروه مطالعات اجتماعي است كه معمولاً مديريت مطالعات ملي و مديريت و نظارت مطالعات استاني را به انجام مي رساند كه به اين گروه سفارش پروژه مطالعاتي مي دهيم و در مراحل مختلف، بررسي اسنادي و پيمايشي و تكميل پرسشنامه را نظارت مي كنيم.
اين گروه ضمن اينكه در سال دو طرح كلان ملي با ظرفيت بسيار گسترده را انجام مي دهد، مطالعات استاني را هم نظارت، كنترل و هدايت مي كند كه معاون پژوهشي مديركل اجتماعي در ساختار زماني، مديريت اين دو گروه را به عهده دارد. در بخش هماهنگي امور اجرايي معاون هماهنگي امور فرهنگي واجتماعي را داريم كه دو گروه ديگر را مديريت مي كند. يك گروه امور فرهنگي، مقولات فرهنگي ـ جوانان و آموزشي و بحث سازمانهاي غيردولتي را عهده دار است و گروه ديگر با عنوان گروه امور اجتماعي كه جنس مباحثش عملياتي است، هماهنگي و هدايت كنترل و نظارت در امور اجرايي اجتماعي بين صف، ستاد و ستاد عالي را انجام مي دهد. مقوله پديده ها، مناسبات، مسائل و آسيبهاي اجتماعي از جمله كودكان خياباني، روسپيگري، طلاق، بهداشت وآنچه در حوزه عمومي منطبق با مباحث عملياتي اجتماعي است، در اين گروه مورد بررسي قرار مي گيرد و آنچه به مباحث رشد، توسعه، تربيت و تعالي انسان مربوط مي شود، در گروه فرهنگي انجام مي پذيرد. اما هر نوع مطالعات اجتماعي يا فرهنگي داشته باشيم و بخواهيم آن را كاربردي و عملياتي كنيم در بخش نظري در معاونت پژوهشي انجام مي شود و در اختيار معاونت هماهنگي امور فرهنگي اجتماعي قرار مي گيرد و آنها بحث راعملياتي مي كنند.
البته ما در آنچه زندگي انسان از ابتدا تا انتها را شامل مي شود مسؤوليت مستقيم نداريم و مسؤوليت با سازمانهاي بخشي است، اماتهيه گزارشها در هماهنگي و برنامه ريزي به حوزه ما مربوط مي شود. بخصوص در استانداريها هماهنگ كردن مديران كل امور اجتماعي در سراسر كشور در حوزه مسؤوليت اين اداره كل است.
\ چند وقت پيش گفته شد در شوراي اجتماعي كشور طبق مصوبه اي وزارت كشور مأمور شده آمار و اطلاعات مربوط به زنان خياباني به منظور ساماندهي آنان جمع آوري كند، جمع آوري اين اطلاعات در چه مرحله اي است؟
* چنين مصوبه اي وجود ندارد. در حوزه گروه امور اجتماعي مسائل مربوط به آسيبهاي اجتماعي و اقشار مورد بررسي قرار مي گيرد.
از جمله بحث مربوط به روسپيان از برنامه هاي گروه است اما وظيفه شوراي اجتماعي سياستگذاري و تدوين برنامه هاي اجتماعي است به همين دليل به مباحث واحدي آسيبها وارد نمي شود. اما كار گروه اجتماعي زير نظر شوراي اجتماعي مبحث مربوط به ساماندهي، صيانت از سلامت جنسي جامعه را دنبال مي كند و گروهي را به عنوان گروه كارشناس تعيين كرده و طرحهاي متعددي ارائه شده است. در كل كار اين گروه تدوين «طرح جامع صيانت از سلامت جنسي جامعه» عنوان گرفته، بنابراين بحث روسپيگري به تنهايي مورد مطالعه و دغدغه اين گروه نيست.
الان روي مباحث صيانت از سلامت جنسي به طور گسترده كار مي شود و اميدواريم كه طرح جامع آن را ظرف يكي دوماه آينده آماده كنيم و به كار گروه ارائه دهيم. اين قضيه نه در شوراي اجتماعي بلكه در كار گروه آسيب ها و ناهنجاري هاي كشور مطرح شده كه اين «كارگروه» وابسته به شوراي اجتماعي است و طرح هم در حال كارشناسي و تهيه شدن است كه طبعاً وقت زيادي مي برد و امكان ارائه آن وجود ندارد.
\ الان اين طرح در چه مرحله اي است؟ حتماً آمار مربوط به زنان خياباني آماده شده است؟
* نخير، آماري وجود ندارد و ما درصدد تهيه آن هم نيستيم. چون اين آمار تأثيري در چگونگي طرح ندارد. وقتي سطوح اين طرح تعريف شد، در مرحله اجرا اقدام هاي مؤثر براي ساماندهي زنان خياباني انجام مي شود، چه اين آمار پايين باشد و چه بالا، ضرورتي را ايجاب نمي كند اگر لازم باشد سازمان بخشي مسؤول تهيه اين آمار است.
\ بالاخره بايد اين افراد شناسايي شوند و گستردگي طرح مشخص باشد؟
* اين افراد در طرح شناسايي مي شوند و ساماندهي آنان بخشي از طرح است و سازمان بهزيستي كه مسؤول تجديد تربيت منحرفين اجتماعي است موظف به تهيه آمار خواهد بود. البته من فقط از چارچوب كلي طرح آگاهي دارم و اطلاعات جزئي را نمي دانم چون حوزه كارشناسي در حال انجام آن است.
\ به هر حال طبق شرح وظايف دفتر امور اجتماعي، تحقيق و بررسي درباره معضلات و مسائل گوناگون اجتماعي و فرهنگي جزو وظايف شماست و حتماً تهيه اطلاعات درباره زنان و كودكان خياباني يا بيماران ايدزي جزيي از آن به حساب مي آيد.
* شوراي اجتماعي مصوبه اي داشت كه طبق آن كودك خياباني جزو مؤلفه هايي بود كه كار گروهي تحت عنوان كميسيون منتخب به آن پرداخته است، اما كودك خياباني، متكدي و مجموع آسيب هاي ديگر به اولويت سنجي نياز دارند. متأسفانه به دليل اينكه ما بعضاً دچار موج هاي كاذب مي شويم و ادبيات علمي و كارشناسي را در خدمت رفتار ژورناليستي و ادبيات مطبوعاتي قرارمي دهيم، به ناچار بدون بررسي لازم و بي توجه به اين مسأله كه كودك خياباني از چه رتبه اولويتي در آسيب هاي اجتماعي برخوردار است به اين بحث وارد شده ايم. به مسأله روسپيگري و زنان خياباني نيز با توجه به مقولات ارزشي موجود در جامعه بايد پرداخته شود اما مرحله اولويت اجتماعي در برخورد با روسپيان هنوز تدوين نشده و مشخص نيست كه پرداختن به صيانت جنسي خانواده يا جلوگيري از روسپيگري، كداميك در اولويت قراردارند. به دليل اينكه مسؤولان ما تحت تأثير جو عكس العمل نشان مي دهند، اختلاف ديدگاه پيدا مي كنند و همين بر فعاليت ما هم تأثير مي گذارد. ما معتقديم صيانت از سلامت جنسي و برخورد با زنان خياباني بايد در عرض هم انجام گيرد و نه در طول هم، اما من يك توضيح كلي بدهم و آن اينكه وزارت كشور يك سازمان بخشي نيست، بلكه سازماني است كه خدمات مديريت سياسي ـ امنيتي و اجتماعي ارائه مي دهد. مسؤوليت آسيب هاي اجتماعي با سازمانهاي بخشي است و وزارت متبوع در برنامه ريزي سطح كلان و از موضع مسؤول سياست داخلي به بحث ورود پيدا مي كند.
\ منظور ما هم نه اجراي برنامه ها و طرح ها بلكه تحقيق و برنامه ريزي براي آسيب ها است؟
* ما براساس قانون برنامه سوم و شرح وظيفه اي كه داريم بررسي و تهيه پروژه ساماندهي را به عهده داريم از جمله امور مرتبط تهيه گزارش، ريشه يابي مسائل و شناسايي مشكلات را جزو وظايف خود مي دانيم و آن را پيگيري مي كنيم، اما مسأله كودك خياباني، مقوله اي خاص است. در سال هاي گذشته مرتبه يابي لازم صورت نگرفته و مشخص نشده سازمان بخشي چه وظيفه اي در قبال كودك خياباني دارد تا براساس اين اولويت اقدام مقتضي و ساماندهي را سازمانهاي موظف عهده دار شوند و به موضوع كودك خياباني تحت تأثير شرايط و حساسيت هاي مصنوعي كه جامعه بعضاً از خود نشان داد، توجه شد و به عنوان يك مسأله اجتماعي به آن پرداخته شد.
\ يعني نبايددر بحث آسيب هاي اجتماعي در اولويت قرار مي گرفت؟
* نگرش آسيبي، يك نگرش موقت و حداقلي است. ما معتقديم با نگرش توسعه اي كه پيشگيري را مبنا قرار مي دهد آسيبها هم بايد ساماندهي شوند.
البته همان طور كه گفتم سازمان بخشي بايد اولويت سنجي كند و براساس اولويت ها برنامه و پروژه را تدوين، عملياتي وارائه دهد.
\ حتماً شما هم با تحقيقاتي كه انجام مي دهيد، توان سنجش اولويت ها را داريد؟
* تحقيقي در استان هاي كشور در حال انجام است كه هر استاني اولويت مسائل اجتماعي خود را استخراج كند، البته در حوزه آسيب شناسي و نه مسأله شناسي اجتماعي ، كاري در سازمان بهزيستي انجام شده بود كه فكر مي كنم در حال بهره برداري است.
علي رغم اينكه اين مسأله، جزو وظايف دستگاه بخشي است، ما خود مستقيماً ورود پيدا كرده ايم تا اولويت مسائل اجتماعي را استخراج و با همكاري دستگاهها و روش هاي مقابله، مهار، هدايت و كنترل آنها را تدوين كنيم.
\ در حال حاضر چه تعدادازاين اولويت ها استخراج شده است؟
* در بعضي استان ها اين كار انجام شده است و برخي ديگر در مراحل اول هستند. به اين دليل كه اعتبارات امسال در سه ماهه سوم دراختيار ما قرار گرفت، امكان اينكه به موقع عمل كنيم از استانها سلب شد. البته سطح تغييرات و جابه جايي اين اولويت ها بسيار است و بخشي از مطالعات هر سال بايد تكرار شود تا ببينيم چقدر اثر گذاشته وتغييرات چه دامنه اي دارد و بتوانيم متناسب با آنها برنامه ريزي كنيم.
\ مي توانيد اولويت هاي چند استاني را كه مطالعه و تحقيق در آنها به پايان رسيده، نام ببريد؟
* من مي توانم بگويم تلقي ما از استان تهران اين بود كه ترافيك جزو اولويت هاي هفتم يا هشتم باشد اما در اولويت هاي دوم و سوم قرار دارد. استخراج اولويت هاي مسائل اجتماعي سه گونه است:از طريق مسؤولان، صاحب نظران و شهروندان سعي داريم در هر سه گروه اطلاعات خود را كامل كنيم. پرسشنامه هاي هر گروه هم متفاوت تهيه مي شود و نقاط تقاطع اين مطالعات معني دار است.
\ اولويت اول در استان تهران چه مسأله اي است؟
* تصور مي كنم بيكاري و فقر باشد.
\ به طور مشخص درباره مبارزه با بيماري ايدز چه كرده ايد؟
* در اين خصوص حرفهاي زيادي وجود دارد كه من به طور مختصر و خلاصه عرض مي كنم شوراي اجتماعي در شش بند مصوبه اي داشت و قرار شد كميسيوني تحت عنوان كميسيون منتخب تشكيل شود كه مسؤوليتش با دفتر امور اجتماعي است و چند سازمان از جمله وزارت بهداشت و درمان ـ سازمان زندانها ـ ستاد مبارزه با مواد مخدر ـ وزارت آموزش و پرورش و نيروي انتظامي عضو آن هستند. اين كميسيون قرار است مصوبات شوراي اجتماعي كشور در خصوص بيماري ايدز را اجرايي كند. تا الآن حدود هشت يانه جلسه داشتيم و روشهاي تبديل مصوبات به پروژه هاي اجرايي را بررسي كرده ايم. مصوبات اين كمسيون به مثابه مصوبه شوراي اجتماعي بوده و براي كليه دستگاهها لازم الاجراست به عنوان مثال يكي از مصوبات شوراي اجتماعي اين است كه در سراسر كشور از طريق استانداريها براي حمايت از خانواده بيماران ايدزي اقدامات مؤثر انجام شود. تشخيص اينكه بيماران ايدزي چه نوع حمايت هايي نياز دارند به عهده كميسيون است. يكي از اولين موضوعات حمايت، حمايت مالي ومشاوره اي به بيمار وخانواده آنهاست كه در كميسيون تصويب شده است. اين حمايتها لازم است از طريق تشكيل NGOهاي حامي بيماران ايدزي در استانها انجام شود و بيمه هاي ابتدايي وتكميلي اين بيماران، هدفگذاريهاي بعدي كميسيون است.
\ چه تعداد از بيماران ايدزي در كل كشور شناسايي شده اند؟
* چهارهزار و ۴۰۰نفر شناسايي شده و داراي پرونده هستند كه بيشتر اين بيماران معتادان تزريقي هستند. البته اين آمار كامل بيماران ايدزي نيست ما وقتي مي توانيم آمار كامل را ارائه دهيم كه سازمان بخشي آمار زنان خياباني را ارائه دهد و كارشناسان رفتار پرخطر گروههاي مراجعه كننده را بررسي و نرخ صحيح را ارائه كنند.
\ بحث جوانان يكي از مقولات ديگرگروه فرهنگي و سازمانهاي غيردولتي است، آيا مباحث مربوط به موسيقي در حوزه فرهنگ وهنر ـ جوانان و ازدواج و... جزئي از موارد مورد مطالعه و بررسي واقدام عملي هست ياخير؟
* بحث جوانان مقوله اي پيچيده و درعين حال با نشاط و دغدغه است و سازمان مسؤول دارد. ورود بنده به اين موضوع محملي ندارد اما در موردموسيقي امروزه به عنوان بخشي از ضروريات شناخته شده درآمده است كه من به دليل تخصصي بودن نمي خواهم وارد آن شوم ولي مي توانم بگويم كه به هر حال مانيازمند الگوي تعريف شده در اين زمينه هستيم. مافياي موسيقي كه منافع جدي را در دنيا به خود اختصاص داده است در ايران نيز با الگوسازي مادي درحال شكل گيري است وجذب و دفع خاص خود را دارد، آنچه مي توان گفت اين است كه اراده اي به دنبال منافع خاص مادي با رويكرد سليقه اي و شخصي، اقدامات خود را به كنش دولت ارتباط مي دهد و كساني را كه چارچوب عمل نظام را براي ارائه كار موسيقيايي و خوانندگي پذيرفته اند و خط قرمزها را با سعي و خطا رعايت مي كنند، دفع مي كند وخطاهاي كوچك كه بامختصر توجيه حل مي شوند، نابخشودني مي كند و اين دافعه موجب مي شود فرد سر از كانادا درآورد و مرتكب خطاهاي جدي وغيرقابل گذشت شود. اين براي ما موفقيت محسوب نمي شود و به ضعف مديريت ما باز مي گردد، كه درجذب موفق نبوده ايم ـ به طوري كه نوار و CD غيرمجاز اجراي كانادا راحت تر از نوار و CDهاي مجاز در جامعه و مدارس و دبيرستانها و جوانان دست به دست مي گردد.
شمااگر بررسي كنيد رويكرد نظام را در اين دفع نمي بينيد بلكه منافع افرادي است كه هزارتويي درست كرده است و شخص را دچار ابهام و گريز مي كند.
ما متأسفانه چون نگاهمان آسيبي و دفعي است و نه توسعه اي و جذبي در مواجهه صحيح با مسائل دچار محدوديت هستيم. از همين رو گفتماني متفاوت در حوزه اجتماعي شكل پذيرفته است، به طوري كه رسانه هاي ما را هم نگاه كنيد اين ادبيات سه چهارم رويكرد رسانه هاي مكتوب، ديداري و شنيداري ما را تشكيل مي دهد.