آغاز به كار جشنواره پويانمايي در ايران و با درك اين واقعيت كه سينماي انيميشن همواره در سايه سينماي زنده
قرار داشته و مطرح نشده ـ نمونه اش
تفاوت بازتاب دو رويداد جشنواره فيلم فجر و همين جشنواره پويانمايي ـ برآن شديم
تا گفت وگو با عبدالله عليمراد
يكي از فعالان اين عرصه، موانع و راهكارها را به طور كلي دريابيم.
بديهي است در اين گفت وگوها
نمي توان اين هدف را به شكلي گسترده جست وجو كرد، لذا ضروري است
ضمن معرفي سينماي انيميشن، دلايل عدم رشدش در ايران بررسي شود.
•••
| سينماي انيميشن به طور كلي به چه سينمايي گفته مي شود؟
* وقتي نقاشي يا عروسك يا هر شيء ديگري روي پرده سينما يا صفحه تلويزيون جان مي گيرد و به حركت در مي آيد سينماي انيميشن به وجودآمده است. انميشين يعني جان بخشيدن به هر چيز بي جان. البته اين جان بخشيدن به شيوه فيلمبرداري تك فريم انجام مي شود و نبايد با جان بخشيدن عروسكهاي تئاتر كه با نخ، دست يا ميله حركت مي كنند، اشتباه شود. سينماي انيميشن يك سينماي تخيلي و غيرواقعي است كه با دنياي زنده تفاوت دارد. اگرچه ممكن است يك فيلم انيميشن كاملاً واقع گرا فضاي واقعي را ترسيم كند يا يك شخصيت زنده در يك فيلم انيميشن حضور پيدا كند ولي عناصر تشكيل دهنده يك فيلم انيميشن ذاتاً تخيلي و غيرواقعي هستند.
| جايگاه فيلمهاي انيميشن در ميان توليدات ديگر سينمايي كجاست؟
* انيميشن در دنيا جايگاه خاص خودش را دارد. مطمئناً سينماي انيميشن درجهان، در طيف محدودتري نسبت به سينماي زنده قرار مي گيرد. هيچگاه نمي توان انيميشن را در كنار سينماي زنده، مورد ارزيابي قرار داد. سينماي انيميشن در دنيا در مجامع خاصي مورد ارزيابي قرار مي گيرد. انيميشن كاربردهاي مختلفي دارد؛ مثلاً گاهي انيميشن در خدمت داستان پردازي قرار مي گيرد، گاهي انيميشن در خدمت تبليغات قرار مي گيرد و گاه در خدمت آموزش. پس در مجموع مي توانيم بگوييم انيميشن در دنياي سينما و تلويزيون جايگاه والايي دارد.
| سبكهاي عمده سينماي انيميشن در دنيا كدامها هستند؟
* براي انيميشن قبل از اينكه بتوانيم سبك قايل شويم، بيشتر مي توانيم آنها را با تكنيك و روش ساختشان دسته بندي كنيم. اگر اشتباه نكنم سبكهايي كه در انيميشن از آنها ياد مي شود بيشتر به خاطر تكنيك و روش ساختشان است تا نوع تفكر در آنها. بنابراين صدها سبك مي توان براي انيميشن نام برد.
| آيا سينماي انيميشن فقط به توليدات و آثار در زمينه كودكان و نوجوانان محدود مي شود.
* همه تصور مي كنند كه انيميشن مختص كودك و نوجوان است. در حالي كه اين طور نيست. بيش از پنجاه درصد ساخته هاي انيميشن هيچ ربطي به سينماي كودك و نوجوان ندارد. مثلاً همانگونه كه گفتم ما انيميشن هاي تبليغاتي داريم يا فيلمهاي آموزشي، حتي ساخته هايي با سوژه هاي سياسي و اجتماعي. برخلاف آنچه تصور مي شود امروزه سينماي انيميشن به اين حوزه محدود نمي شود.
| چرا فيلهاي انيميشن ايراني در سينماها نمايش داده نمي شوند و آيا تلويزيون تنها رسانه متولي اين عرصه است؟
* توليد انيميشن احتياج به سه عامل مهم دارد: ۱ـ گروه متخصص و با تجربه اي كه قبلاً فيلمهاي كوتاه موفقي را در پرونده خود داشته باشند. در تمام دنيا شركتها يا كساني كه فيلم انيميشن بلند مي سازند يكباره دست به چنين كاري نزده اند. آنها معمولاً از توليد و ساخت فيلمهاي كوتاه شروع كرده اند. گروههاي كوچكي كه فيلمهاي كوتاه مي ساختند كم كم به گروههاي بزرگتري تبديل شدند و بعد اين توانايي را در خود احساس كردند كه مي توانند فيلم بلند بسازند. پس يك شبه نمي توان دست به توليد انيميشن سينمايي زد. ۲ـ تأمين هزينه هاي سنگين. انيميشن توليد گرانقيمتي است وتوليد آن احتياج به زمان دارد. سرمايه گذاران خصوصي يا دولتي بايد بتوانند از عهده مخارج سنگين فيلم بلند انيميشن بربيايند. ۳ـ فيلمنامه پرجاذبه. يك فيلم بلند انيميشن اگر داراي زيباترين تصاوير و زيباترين نقاشي ها و خوش ريتم ترين متحرك سازيها باشند، بعد از بيست دقيقه براي بيننده عادي و بي خاصيت مي شودو آنچه او را تا پايان روي صندلي نگه مي دارد جاذبه قصه است. پس اگر يك انيميشن بلند نتواند مخاطبش را تا آخر شاد و خرسند نگهدارد، حتي با تكنيك بالا محكوم به شكست است. ولي در يك فيلم كوتاه انيميشن چنين نيست. يك فيلم كوتاه انيميشن اگر فاقد يك قصه خوب باشد نيز مي تواند مخاطبش را با ارائه صحنه هاي دل انگيز تا پايان فيلم جذب كند و فيلم موفقي باشد.
با در نظر گرفتن مشكلات توليد فيلم بلند انيميشن مسلم مي شود كه توليد انيميشن كوتاه بسيار عملي تر است و به همين دليل اكثر توليدات انيميشن جزو فيلمهاي كوتاه مدت هستند. حال اگر بخواهيم فيلمهاي كوتاه را در سينما اكران كنيم بايد مجموعه اي از آنها رادر كنار هم قرار دهيم تا به زمان لازم براي اكران سينمايي برسد. چنين تجربه اي را در امور سينمايي، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان انجام داده است. ولي موفق از آب درنمي آيد معمولاً. زيراتجربه نشان داده كه سينماروها فيلمهاي تكه تكه را نمي پسندند و ترجيح مي دهند در طول يك سئانس در يك فضا باقي بمانند و يك قصه را پيگيري كنند. پس تنها مكان براي ارائه فيلمهاي كوتاه تلويزيون است. البته مكانهايي مثل كتابخانه ها، مدارس و فرهنگسراها نيز مي توانند مكاني براي ارائه فيلمهاي كوتاه باشند.
| وضعيت كنوني سينماي انيميشن در ايران چگونه است؟
* اگر وضعيت كيفيت انيميشن ايران رابا كل دنيا مقايسه كنيم، ما در جايگاه خوبي قرار مي گيريم. اما اگر بخواهيم با كشورهايي كه سابقه صدساله در توليد انيميشن دارند مقايسه شويم آن وقت حناي ما در مقابل آنها رنگي ندارد. ولي همان طور كه اشاره شد در كل دنيا ما جايگاه خوبي داريم. به عنوان مثال در آسيا بعد از ژاپن و چين، ايران قرار مي گيرد؛ اگرچه اين روزها هندوستان توجه بسيار زيادي به سينماي انيميشن معطوف داشته و با سرعت در حال بالا بردن كيفيت توليد انيميشن هاي خود است. يا در قاره آفريقا انيميشن مصر قابل توجه است كه در مقابل ايران در مقامي پايين تر قرار مي گيرد. به هر حال در مجموع سينماي انيميشن در ايران داراي وضعيت خوبي است و به سوي بهتر شدن گرايش دارد.
| با توجه به اينكه در حال حاضر فيلمهاي انيميشن در جهان سودآورند و فيلمهاي پرفروشي در اين عرصه ساخته مي شوند، فكر مي كنيدآيا عدم نمايش اينگونه آثار در ايران، مانعي جدي در راه رشد اين سينما نيست؟
* اگر وضعيت توليد و عرضه فيلمهاي انيميشن سينمايي را بررسي كنيم، درمي يابيم كه چرا فيلمهاي آنها به فروش بالايي مي رسند. به عنوان مثال كمپاني «ديسني » كه در اين زمينه بسيار موفق عمل كرده است و دهها فيلم بلند انيميشن پرفروش داشته را در نظر بگيريم. وضعيت توليد در اين كمپاني بدين صورت است كه پيران و كاركشتگاني كه سالها تجربه در توليد فيلم بلند دارند و فرمولهاي جذب مخاطب و ايجاد كشش در فيلم را يافته اند به عنوان تهيه كننده، فيلمنامه هاي مناسب را انتخاب مي كنند. بعد با پشتيباني سرمايه هاي كلان صدها هنرمند چيره دست را كه هر كدام به تنهايي مي توانند خالق اثري باشند به خدمت مي گيرند. حاصل كار آنها را در يك كاسه جمع مي كنندو محصول به دست آمده به شكل يك شاهكار درمي آيد كه هيچ سازنده اي و هيچ تهيه كننده اي توان رقابت با چنين توليدي را ندارد. از همه اينها گذشته فيلم داراي زبان انگليسي است و فرهنگ آن را انگليسي زبانها مي فهمند. اين آثار ابتدادر آمريكا اكران مي شوند؛ كشوري كه دويست ميليون جمعيت سينماروي حرفه اي و مرفه دارد. سپس به كشورهايي كه زبان و فرهنگ آنها انگليسي است، مثل كانادا و استراليا مي روند. بعد در اروپا اكران مي شوند و معمولاً فروش خوبي را به دست مي آورند و دست آخر ترجمه شده و به ساير نقاط دنيا عرضه مي شوند. پس ملاحظه مي فرماييد كه ما مشكل بتوانيم فيلمي بسازيم كه مثل آنها به فروشهاي بالايي در جهان برسد.
| فيلمها و فيلمسازان مورد علاقه شما در اين عرصه كدامها هستند؟
* از خيلي قديم كه شروع كنيم مي توانم از دو فيلم «دست» ساخته يري ترينكا و «الهام » ساخته كار زمان ـ هر دو محصول كشور چك ـ نام ببرم. اگر كمي جلوتر بياييم فيلمهايي نظير «رودخانه بزرگ» ساخته فردريك بك از كشور كانادا ، «جست وجو» ساخته مونتكمري از كشور آلمان و «شلوار اشتباهي » ساخته نيك پارك از كشور انگلستان قابل اشاره اند.
سعيد قطبي زاده