چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۱ - ۲۴ ذيحجه ۱۴۲۳
Wed, Feb 26, 2003
حوادث
شماره ۲۳۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
انهدام يك باند بين المللي
نامه سوم
در دادگاه تجديد نظر صادر شد
انهدام يك باند بين المللي
توزيع موادمخدر دركرج
113064.jpg
گروه حوادث: يك باند بين المللي توزيع موادمخدر با تلاش مأموران نيروي انتظامي كرج منهدم و مقدار ۴۸كيلوگرم مرفين كشف و ضبط شد.
سردار مسعودكيومرثي، فرمانده انتظامي شهرستان كرج، ضمن اعلام اين مطلب به خبرنگارما گفت: از يك ماه قبل اخباري مبني بر رفت وآمدهاي مشكوك به يك خانه ويلايي دركمال شهر به پليس۱۱۰ اطلاع داده شد. پس از بررسي هاي اوليه مأموران مشخص شد افراد مذكور درزمينه توزيع موادمخدر فعاليت داشته و پس از ترانزيت موادمخدر بويژه مرفين از كشور افغانستان ازطريق زاهدان آن را به شهرستان كرج منتقل و سپس دراين خانه ويلايي موادمخدر را به افراد خارجي مي فروختند. وي در ادامه افزود: پس از تجسسهاي اوليه، يكي از مأموران تحت عنوان خريدار مرفين وارد اين باند شده و طي يك معامله صوري درخواست خريد مقدارزيادي مرفين را به قاچاقچيان داديم. فرمانده انتظامي شهرستان كرج در ادامه با اشاره به نحوه عمليات دستگيري اين قاچاقچيان گفت: پس از گذشت چندروز يك محموله بزرگ مرفين به وسيله يك دستگاه تريلر از زاهدان به كمال شهر منتقل و قاچاقچيان آن را دريكي از باغات مخفي كردند. پس از اطلاع مأموران، بلافاصله چنداكيپ از مأموران منطقه را به محاصره درآورده و ۵نفر از قاچاقچيان را به نامهاي محمود، دهوك، علي، سلمان و بيژن دستگيركردند. وي افزود: از اين باند مقدار ۴۸كيلوگرم مرفين به ارزش ۲ميليارد و ۴۰۰ميليون ريال، ۵دستگاه تلفن همراه و ۵دستگاه خودروسواري كشف و ضبط گرديد.
نامه سوم
راز جنايت شبانه را فاش كرد
113070.jpg
گروه حوادث: مرد وقتي از زندان آزاد شد و به خانه اش بازگشت با ديدن جاي خالي همسرش به ياد روزي افتاد كه آب هندوانه مسموم را به خورد او داد. زن بيهوش روي زمين افتاد، مدتها بود نقشه هولناكي را در ذهنش مرور مي كرد، روي سينه اش نشست، پنجه هايش را دور گلوي او حلقه زد و آن را فشرد. مرد به ياد دوران كوتاه زندان افتاد، شب و روز از كابوس مرگ در هراس بود وقتي پلك هايش را روي هم مي گذاشت چهره خندان همسرش را مي ديد ديگر طاقت نداشت عذاب وجدان امانش را بريده بود. در خلوت خانه گشتي زد از تنهايي مي ترسيد از وقتي همسرش ناخواسته رفته بود سكوت وهم برانگيزي فضاي خانه را گرفته بود، پسرش شب ها شاهد بود كه پدر چگونه به خود مي پيچد و هراسان از خواب مي پرد. ديگر مزاحمي نبود، نامه سوم سنگ نبشته اش بود، دستانش مي لرزيد اما بايد مي نوشت: «از اينكه همسرم را كشتم، پشيمانم و ديگر تمايلي به زندگي ندارم!»
•••
ساعت ۱۸ عصر بود كه پسر ۱۶ ساله وارد خانه شد از وقتي مادرش توسط پدر به قتل رسيده بود، مي ترسيد به پدر نزديك شود، چراغ ها خاموش بود و هيچ صدايي نمي آمد.
«پژمان» با ديدن كفش هاي پدر ترسيد به آرامي به اتاق ها سرك كشيد تا اينكه پدر را در بستر خواب ديد. چند بار صدايش زد وقتي صدايي نشنيد به سمت او رفت و با ديدن چهره خاموش پدر در جاي خود خشك شد.
عذاب وجدان پدر را وادار به اجراي نقشه اي كرد كه مدتي پيش مادر را به كام مرگ كشانده بود و اين بار او را قرباني كرد.
«پژمان» وحشت زده از خانه خارج شد انگار همين ديروز بود كه او با صحنه مشابهي مواجه شده و پدر و مادر را در خواب مرگ ديده بود.
چندي پيش پسر نوجواني با مركز فوريت هاي پليسي ۱۱۰ شهرري تماس گرفت و از مرگ مرموز پدرش خبر داد.
وقتي اين گزارش در اختيار كارآگاهان دايره قتل آگاهي شهرري قرارگرفت آنان با اطلاع از اينكه قرباني مرد ۴۲ ساله اي به نام «عليرضا» است، پي بردند اين مرد چندي پيش به اتهام قتل همسرش در زندان بوده است.
در بررسي هاي صحنه حادثه، وقتي اين فرضيه مبني بر اقدام به خودكشي «عليرضا» مدنظر قرارداده شد تحقيقات پليسي با پيدا شدن يك نامه به دستخط قرباني وارد مرحله تازه اي شد.
* آغاز ماجرا
نخستين ساعات صبح روز جمعه ۳ خردادماه سال جاري پسر نوجواني با كلانتري ۱۷۷ شهر ري تماس گرفت و آنان را در جريان مرگ پدر و مادرش قرارداد.
وقتي پليس در محل حادثه حضور يافت در يكي از اتاق ها با پيكرهاي زوج جواني روبرو شد و با ديدن دو ليوان كه مقداري آب هندوانه در داخلش بود احتمال داد اين زوج با خوردن محتوي ليوان ها مسموم شده اند.
بدين ترتيب، به خاطر وجود احتمال مبني بر زنده ماندن زن و شوهر با دستور قاضي كشيك دادگستري شهرري، پيكرهاي آنان به بيمارستان انتقال داده شد تا با اقدامات پزشكي آنان از مرگ نجات يابند.
وقتي تيمي از پزشكان به معاينه زوج جوان پرداختند، اعلام كردند كه زن جوان به علت مسموميت ناشي از خوردن نوعي سم كشنده جان باخته است و شوهر وي با درصد پاييني از مسموميت تحت مداوا قرارگرفت.
وقتي «عليرضا» از مرگ جان سالم به در برد خود را در بستر بيمارستان در برابر بازجويي تخصصي كارآگاهان ديد و ادعا كرد به خاطر سختي هاي زندگي به همراه «مريم» سعي در از بين بردن خود داشته اند.
همزمان با اين ادعاها، پليس با تجسس از خانه اين زن و شوهر به دو نامه دست يافت كه يكي از آنها روز قبل از حادثه و ديگري لحظاتي قبل از حادثه توسط مرد خانواده نوشته شده بود.
در نامه نخست، «عليرضا» به «مريم» نوشته بود قصد دارد براي رهايي از اختلافات موجود در زندگيشان اقدام به خودكشي كند و در نامه دوم وي از زبان خود و همسرش اعلام كرده بود، باتوجه به اينكه ديگر قادر به تحمل اين زندگي نيستيم با هم اقدام به خودكشي مي كنيم.
مقايسه دو نامه و ادعاهاي ضدونقيض «عليرضا» در بيمارستان كارآگاهان را بر آن داشت پسر ۱۶ ساله اين زوج را تحت بازجويي قراردهند.
«پژمان» در تحقيقات گفت: ساعت ۲۲ شب حادثه پدرم خواست براي خواب به اتاقم بروم، او يك هندوانه بزرگ خريده بود وقتي مي خواستم دقايقي بعد براي خوردن آب به آشپزخانه بروم ديدم پدرم آب هندوانه مي گيرد.
با اين سرنخ هاي تازه، «عليرضا» براي دومين بار تحت بازجويي قرارگرفت و وقتي ديد پليس او را عامل مرگ همسرش مي داند، لب به اعتراف گشود وگفت: اوايل زندگي من و مريم هيچ مشكلي باهم نداشتيم تا اينكه من در نشست و برخاست با دوستان ناباب به اعتياد كشانده شدم. از آن زمان دامنه اختلافات ما هر روز بيشتر شد تا اينكه نقشه قتل او را طراحي كردم.
روز جنايت تعداد زيادي قرص خريدم، شب وقتي «پژمان» خوابيده بود به دور از چشم «مريم» ۳۰۰ قرص را داخل آب هندوانه حل كرده و به خورد همسرم دادم، وقتي او آب هندوانه مسموم را خورد بي هوش روي زمين افتاد براي اينكه از مرگ او مطمئن شوم با دستانم گلويش را فشردم، سپس ۶ قرص را هم خودم خوردم تا هنگام بازجويي مأموران به آنان بگويم ماجرا يك خودكشي بوده است.
113067.jpg
* آزادي از زندان
«عليرضا» با اين اعترافات روانه زندان شد اما وقتي در شعبه ۱۱ دادگستري شهرري براي بازجويي قضايي حضور يافت اعترافات خود را پس گرفت و ادعا كرد هيچ دخالتي در مرگ همسرش نداشته است.
وقتي قاضي پرونده با پافشاري اين مرد روي ادعاهايش مواجه شد وي را براي بررسي پزشكي به پزشكي قانوني معرفي كرد تا كارشناسان روحيه و روان وي را تحت كاوش قراردهند.
متخصصان پزشكي قانوني «عليرضا» را تحت معاينه قراردادند و در نظريه اي علمي اعلام كردند: اين مرد در حال حاضر از نظر روحي و رواني سالم است و هيچ علايمي مبني بر جنون وي نيست.
بدين ترتيب باتوجه به عدم اقرار «عليرضا» و اصرار وي در بي گناهي اش و عدم وجود مدارك كافي بر مجرميت وي، قاضي باصدور قرار وثيقه و پس از اخذ آن وي را تا زمان محاكمه آزاد كرد.
* نامه سوم
هنوز چند روزي از آزادي «عليرضا» نگذشته بود كه «پژمان» باز با حالتي هراسان با پليس تماس گرفت و گفت پدرش خودكشي كرده است.
در صحنه مرگ «عليرضا» يك نامه مشابه با دو نامه گذشته يافتند كه در آن اين مرد نوشته بود: «به خاطر اينكه همسرم را كشته ام تمايلي به ادامه زندگي ندارم.»
اين نامه نشان داد كه نظريه پليس درخصوص مجرم بودن «عليرضا» در قتل همسرش درست بود و اين مرد به خاطر عذاب وجدان تحمل زندگي را نداشت.
در دادگاه تجديد نظر صادر شد
۵ سال حبس تعزيري براي رئيس خانه فساد
گروه حوادث ـ زني كه با اغفال زنان و دختران فراري يك مركز فساد در شمال تهران داير كرده بود، در دادگاه تجديد نظر به ۵ سال حبس تعزيري محكوم شد.
مأموران نيروي انتظامي هنگام گشت زني در اطراف ترمينال چهار ـ پروازهاي داخلي ـ به چهار دختر جوان كه در حدود ۱۷ تا ۲۰ سال داشتند، مظنون شدند. پس از تحقيقات روشن شد كه اين دختران منتظر زني معروف به مهنوش ، الميرا و ژيلا هستند تا با او به كيش بروند.
مأموران پس از زير نظر گرفتن اين چهار دختر، چند دقيقه بعد متوجه زني شدند كه با ظاهري آراسته به دختران پيوست.
آنان بلافاصله اين زن را شناسايي كردند چون او قبلاً به اتهام ايجاد خانه فساد در سعادت آباد و فريب دختران فراري در دادگاه مستقر در فرودگاه به زندان و شلاق محكوم شده بود. اين زن پس از مشاهده مأموران زماني كه قصد فرار داشت توسط مأموران دستگير شد.
اين پرونده به همراه دختران فريب خورده به شعبه ۱۶۱۰ دادگاه ويژه مستقر در فرودگاه مهرآباد ارجاع شد و تحت بررسي قرار گرفت.
پس از تحقيقات به عمل آمده به دستور قاضي جعفر صابري زفرقندي ـ رئيس دادگاه ويژه ـ روشن شد كه وي دختران را ترغيب و تشويق به فساد مي كند و آنان را به جزيره كيش مي برده است.
يكي از دختران جوان كه ۱۷ سال داشت در دفاع از خود به قاضي صابري گفت: حدود يك سال پيش بخاطر بداخلاقي نامادري ام از خانه فرار كردم و به يكي از پارك هاي تهران پناه بردم و در آنجا با اين زن ـ اشاره به متهم ـ آشنا شدم. او پس از شنيدن سرگذشت من در حالي كه خود را يك زن دلسوز و با شخصيت نشان مي داد با نيرنگ و حقه بازي از من خواست تا با او به جزيره كيش بروم و در آنجا با يك مرد پولدار ازدواج كنم. من هم قبول كردم با او به خانه اش در شهرك غرب رفتم. يك هفته آنجا بودم كه فهميدم در گرداب فساد افتاده ام. وي گفت: قبل از دستگيري قرار بود با زهره و زري و پروانه و اين زن به كيش برويم.
به گزارش پرونده اين زن پس از پذيرفتن اتهامات خود به قاضي دادگاه گفت: من قصد كمك كردن به دختران و زنان جوان را داشتم. مي خواستم آنان را به جزيره كيش ببرم تا لوازم خانگي بخريم و من هم از امتياز خريد آنان استفاده كنم كه مأموران ما را به اشتباه دستگير كردند.
قاضي صابري پس از شنيدن اظهارات متهمان به استناد محتويات و مستندات پرونده در حكم اعلام كرد: تحقيقات كاملي در خصوص متهمه صورت گرفته و روشن شده كه وي از گردانندگان خانه هاي فساد بوده است. با توجه به جميع اوراق پرونده نامبرده را به اشد مجازات محكوم و مستنداً به بند ب از ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامي به ۱۰ سال حبس تعزيري با احتساب ايام بازداشت قبلي و به استناد ماده ۱۹ قانون مذكور به عنوان تتميم مجازات پس از سپري شدن مدت محكوميت به مدت ۱۰ سال حق خروج از كشور و ورود به جزيره كيش را ندارد.
با اعتراض اين زن پرونده بار ديگر در دادگاه تجديد نظر مورد بررسي قرار گرفت.
زرگر ـ رئيس شعبه ۳۶ دادگاه تجديدنظر ـ پس از بررسي پرونده مطابق ماده ۲۵۰ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري، مجازات ۱۰ سال حبس تعييني را به ۵ سال حبس تعزيري با احتساب ايام بازداشت قبلي تأييد كرد.
حادثه ها
* پرستار رزمي كار، جوان كيف قاپ را به دام انداخت ـ گروه حوادث: يك پرستار رزمي كار وقتي ديد كيف قاپي به سمت دوستش حمله برده است، به مبارزه با اين جوان شرور پرداخت. اين كيف قاپي در خيابان پونك باختري رخ داد و در آن وقتي دو پرستار جوان بيمارستان آتيه به نامهاي «فاطمه» و «مرضيه» ساعت ۱۸ و ۳۵ دقيقه عصر روز ۵ اسفندماه سال جاري مي خواستند سوار خودروي مسافركش شوند، از سوي دو جوان موتورسوار مورد حمله قرار گرفتند. بنابه اين گزارش، «محمد» كه ۲۶ ساله است، با پياده شدن از موتوسيكلت «فاطمه» را به سمت جوي آب هل داد، كيف سفيدرنگش را قاپيد و درحالي كه پرستار رزمي كار او را تعقيب مي كرد، با فرار دوستش مواجه شد و به دام افتاد. اين كيف قاپ با دستور قاضي عرفان رئيس شعبه ۱۶۱۲ مجتمع امور جنايي تهران در اختيار كارآگاهان دايره ۱۸ قرار گرفت تا با رديابي همدست فراري اش، پرده از جزئيات فعاليتهاي خود بردارد.
* برف باعث نجات دوكودك روس از مرگ حتمي شد ـ دو كودك يك و دوساله روسي كه درنتيجه سهل انگاري مادربزرگ خود از طبقه هفتم يك ساختمان مسكوني درمسكو به پايين پرت شدند، به دليل فرودآمدن به روي تپه اي از برف از مرگ حتمي نجات يافتند. روزنامه ماسكووسكي كامسامولتس چاپ مسكو با اعلام اين خبر درشماره امروز خود نوشت: اين حادثه كه باعث حيرت همگان شده است، زماني روي داد كه مادربزرگ دوكودك يك و دوساله به نامهاي «نيكيتا و الكسي» آنها را دركنارپنجره باز اتاق خوابانده بود. كودكان با استفاده از فرصت غيبت مادربزرگشان كه براي استراحت به اتاق ديگري رفته بود به روي صندلي كنارپنجره رفته و هنگامي كه سرگرم تماشاي منظره خيابان بودند به پايين سقوط كردند.
* كلاهبرداري از متقاضيان تحصيل در خارج ـ گروه حوادث: مدير يك شركت خصوصي كه به بهانه تهيه ويزاي جهانگردي و تحصيل در خارج از كشور از متقاضيان ساده دل ۱۲۰ميليون ريال كلاهبرداري كرده بود، دستگير شد. براساس پرونده اي كه در شعبه ۱۶ دادگاه عمومي تهران تحت رسيدگي است، ۷ مالباخته با مراجعه به دادگاه طي شكايتي اعلام كردند: مدير يك شركت با چاپ آگهي در جرايد، مدعي شد كه مي تواند در مدت كوتاهي براي متقاضيان سفر و تحصيل در خارج از كشور ويزاي قانوني تهيه كند، اما وي با دريافت ۱۲۰ميليون ريال از هفت مالباخته به تعهدات خود عمل نكرد. براساس همين گزارش، مأموران با دستور قضايي مديرعامل شركت را دستگير كردند. گفتني است، مديرشركت با رد اتهامهاي وارده دربازجويي مقدماتي به قاضي دادگاه گفت: من هيچگاه از كسي كلاهبرداري نكرده ام، دادگاه متهم را با قرار وثيقه ۱۲۰ميليون ريالي به زندان قصر معرفي كرد.
* اطلاعيه شوراي مركزي كانون كارگردانان سينماي ايران ـ پيرو درج خبري مبني بر حكم كارگردان سينما (مهدي. ر) در روزنامه ايران، بدينوسيله تأكيد مي نمايد كه نامبرده هيچگاه و در هيچ موقعيتي ارتباط با سينماي ايران نداشته و اصولاً چنين اشخاصي در حد سينماي فرهيخته نمي توانند باشند. بعلاوه اينكه درج چنين اخباري در مطبوعات اگر هم بنابر محال بودن آن صحت داشته باشند در شأن جامعه فرهنگي و هنري نمي باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |