• احزاب و بازيگران صحنه ايران پس از دو دهه چالش بر سر سياست وحكومت، توپ رقابت را در زميني به گردش درآورده اند كه ميدان و موضوع مسابقه حقوق شهروندي و مسائل اجتماعي است.
گروه سياسي ـ محمد نوري: بيست و دومين انتخابات جامعه ايران چهره اي كاملاً متفاوت به خود گرفته است. در يكي از داغ ترين «شرايط سياسي» كشور، مردم ايران پاي انتخابي قرار مي گيرند كه مدنيت و «چگونه زيستن» موضوع آن است. در چند هفته اخير اتفاقات بسياري در رفتار گروهها، اقشار و اصناف جامعه ايراني رخ داده كه رأي ۹ اسفند را به رويدادي قابل تأمل در پويش جامعه ايراني تبديل كرده است. احزاب و بازيگران صحنه ايران پس از دو دهه چالش بر سر سياست وحكومت، توپ رقابت را در زميني به گردش درآورده اند كه ميدان و موضوع مسابقه حقوق شهروندي و مسائل اجتماعي است. ناظران دوردوم انتخابات شورا، در حركت جديد جامعه ايران رگه هايي از تغيير را مي بينند كه طي آن دو ساخت اجتماعي و سياسي پس از دو دهه افتراق وناموزوني به يك همنشيني و مجاورت نزديك مي شوند. در اين مرحله لايه جديدي از احزاب به صحنه آمده اند كه خود را حلقه پيوند بين دو جزء گسسته مديريت حوزه هاي سياسي ومدني خوانده و نقش آينده خود را بر محور پايان دادن به سيطره قدرت و سياست بر حوزه شورا و امور شهروندي تعريف كرده اند.
در نگاه ديگر، انتخاب فردا، به تابلويي تمام نما از اراده گروهها و جريانهاي سياسي و اجتماعي تبديل شده است. كثرت و تنوع اين دوره از كارزار انتخاباتي با هيچ مقطعي قابل قياس نيست. صدا و سخن قريب به اتفاق گروهها و نحله هاي جامعه را مي توان در اين ميدان مسابقه شنيد وديد. گروهها و جريانهايي در اين دوره شهد گواراي رقابت و مشاركت را مي چشند كه مدتها تماشاچي صحنه انتخابات بودند. در سوي ديگر اين ميدان، پيران سياسي و حزبي عرصه را به نفع نيروهاي جوان ترك كرده اند و ورود افراد ناشناخته، چاشني جديدي است كه نتيجه انتخابات را پيش بيني ناپذير مي كند.
حال پرسش اين است كه با چنين تركيب وآرايشي از بازيگران، مردم ايران روز ۹ اسفند چه الگوي رفتاري نشان خواهند داد، و آراي صندوق هاي شورا چه تصويري از فرداي ايران ترسيم خواهد كرد؟ مسير تحولات سال ۸۲ بر محور اراده كدام گروه و گرايش سياسي جامعه پيش خواهد رفت؟ و بالاخره اينكه، نتايج به دست آمده از انتخابات فردا آيا پاسخ روشني به پرسش وچالشهاي دو جريان محافظه كار واصلاح طلب بر سر «خط مشي مردم ايران» خواهد داد؟
* قطب هاي سنتي رقابت حزبي مي شكند
انتخابات جديد شورا، تغييرات فاحشي در آرايش احزاب و نيروهاي سياسي به نمايش گذاشته است. كساني كه به دنبال يافتن خطوط دگرگوني در لايه هاي اجتماعي ايران هستند بايد در صف بندي جديد بازيگران حزبي اين انتخابات تأمل جدي كنند. سير يكنواخت رقابت حزبي كه در انتخابات خرداد ۷۴ «برش اساسي» خورده بود انتظار مي رود كه در ۹ اسفند برش جديد خود را نشان دهد.
در حالي كه قبل از خرداد،۷۶ رقابت انتخاباتي احزاب صرفاً بر پايه دوطيف دروني روحانيت جريان داشت و نتيجه بازي انتخاباتي را برد وباخت كنشگران دوجناح رقم مي زد، اين بار مركز ثقل مبارزه از درون نيروهاي حاكميت به ميان لايه ها و طبقات پايين جامعه منتقل شده است.
آرايش احزاب در انتخابات اسفند۸۱ حتي با صف بنديهاي انتخابات پس از دوم خرداد هم تفاوت دارد. نخستين تفاوت آنجا نمايان شده كه گروههاي جديدي از بطن دوائتلاف بزرگ راست و چپ برآمده اندكه ترجيح مي دهند به جاي آنكه «امتداد حزبي» ائتلافهاي مذكور معرفي شوند خود را نماينده طبقات و اقشار جديد اجتماع قلمداد مي كنند. اين فاصله گيري در سمت احزاب و اشخاصي كه از بدنه محافظه كاران برخاسته اند بيشتر به چشم مي خورد. به گونه اي كه كمتر اثر و نشاني از مباني فكري محافظه كاران در شعارها و روشهاي آنان مشهود است.
مجموعه بزرگ اصلاح طلبان نيز به گروهها و اجزاي اقماري تبديل شده اند كه برگ هويت و شناسنامه خود را درطبقات اجتماعي مي جويند.
در جوار احزاب فوق، گروهها و بازيگران جديدي حضور دارند كه NGOها و صنوف شهري را نمايندگي مي كنند.
تغيير در آرايش حزبي جامعه به دنبال خود، انتخابات اسفند۸۱ را با پديده هاي نويني روبرو كرده است. بارزترين اثر آن اين است كه تصلب وتعصب تاريخي احزاب در تن دادن به ائتلافها و انشعابها شكسته شده و خط قرمز رهبران حزبي براي جذب و دفع اعضا و متحدانشان كمرنگ شده است، به گونه اي كه افراد به آساني در ليست ها جابه جا مي شوند. روان شدن چرخه بازي در مدار احزاب نه تنها آهنگ رقابت را جدي كرده بلكه به تعبير يكي از رهبران احزاب حاضر صحنه، «پس از انتخابات زمينه هايي براي گسست ها و پيوست هاي جديد فراهم مي شود.»
نتيجه و اثر ديگر تغيير آرايش حزبي، آنجا نمايان شده كه روش هاي سنتي مبارزه و رقابت تغيير يافته و بازيگران حزبي به تمام تكنيك ها و روشهاي مرسوم در بازي انتخاباتي دنيا اقبال وعلاقه نشان داده اند.
*گرايشهاي غالب در انتخابات اخير
در ميان صف انبوه نامزدهاي مستقل و بازيگران حزبي، چند گروه مدعيان اصلي كرسي هاي نهاد شورا هستند. محوريت اين گروهها در هدايت بازي انتخابات بيش از هر جا در تهران جلب نظر مي كند، با نگاهي گذرا به در و ديوار پايتخت مي توان دريافت كه تبليغات دور دوم شوراها بين سه يا چهارگروه مادر توزيع شده است.
شاخصه بارز اين گروهها و احزاب در كارزار كنوني اين است كه سه تفكر و سه برنامه متفاوت را براي آينده شوراها ومديريت امور شهري نمايندگي مي كنند و در كانون نگاه انتخاباتي خود يكي از معضلات محوري جامعه را گنجانيده اند. انديشه انتخاباتي اين احزاب و گروهها را كه غالباً هويت و «سرشتي سياسي» داشته و در فرصت شورا «هويتي مدني» براي خودمي جويند مي توان به اين صورت ملاحظه كرد.
حزب مشاركت كه با تأكيد بر محور دموكراسي به ميدان آمده همچنان برنامه خود را بر تعقيب مطالبات طبقه متوسط بويژه طيف دانشگاهيان و روشنفكران استوار كرده است. مانيفست اين حزب، مشكلات ساختار اجتماعي را در پيوند با نقص ساختار و مديريت جامعه ارزيابي كرده و بر اين اساس از ورود در شورا پيدا كردن ظرفيت جديد براي باز كردن سيكل مشاركت مردم در پروسه تصميم گيري و نهايتاً بالا رفتن كفه قدرت جامعه نسبت به دولت را انتظار مي كشد. بر همين اساس مفاهيمي كه اين حزب براي بيان خواسته هاي خود در انتخابات اخير مورد تأكيد قرار مي دهد، واژگان دموكراسي، مشاركت نوگرايي و توزيع قدرت است.
گرايش دوم با محوريت حزب همبستگي، به دنبال قرائت كارگري از اصلاحات است وتلاش دارد براي نخستين بار در قالب يك سازمان سياسي، انرژي و توان قشر كارگري و به اصلاح جنوب شهري جامعه را بسيج كرده و به صحنه آورد. در كنار اين سخنگويان گرايش فوق بهره گيري از قشر ناراضيان و معترضين روند توسعه و سازندگي در حوزه هاي اقتصادي و سياسي را محور توجه قرارداده اند.
به اين ترتيب طبيعي است كه نامزدان اين حزب، جهت گيري شعار و برنامه خود را برپايه مخالفت با اقتصاد ليبرال و اولويت اصلاحات سياسي قرارداده و از تغييرات بنيادين در قالب مبارزه با مراكز قدرت اقتصادي و مالي سخن بگويند و واژگاني چون عدالت، برابري و فسادزدايي را در نقشه انتخاباتي خود بگنجانند.
گرايش سوم را حزب كارگزاران نمايندگي مي كند كه ضمن دادن تصويري نوستالژيك از دوران سازندگي، در انديشه جذب حمايت قشر فرادستان جامعه هستند. اين گرايش از اولويت مسأله اقتصاد و معيشت دفاع كرده و عدالت اجتماعي را با مضموني كاملاً متفاوت با گرايش دوم دنبال مي كند. كارگزاران در گزينش مانيفست انتخاباتي خود بر مفاهيمي چون سازندگي و آباداني تأكيد نهاده كه در نهايت به همان اصل توسعه اقتصادي منتهي مي شود.
در كنار سه گرايش فوق جريان چهارمي هم در انتخابات اخير قدعلم كرده كه سرشت و پايگاهي كاملاً متفاوت دارد، اگرچه پتانسيل انتخاباتي اين جريان به صورت يك حزب شكل نيافته اما به لحاظ جمعيت پرشمار وزنه مؤثري در انتخابات فردا به حساب مي آيد. اين گرايش ، دستجات واجتماعات قومي وشهرستاني هستند كه از چهارگوشه ايران در پايتخت گرد آمده اند. رگه هايي از تأثير اين اجتماعات در انتخابات گذشته هم نمايان شده بود اما اين بار آنها به صورت پررنگ تري در صف مؤتلفين ومتحدان انتخاباتي حضور يافته اند. انگيزه وهدف عمده آنها، يافتن نفوذ سياسي وافزودن برسطح تأثير شهرستانها در ساختارهاي تصميم گيري پايتخت است.
در انتخابات جديد شورا دوشاخه از نيروهاي منتقد هم حضور يافته اند كه به لحاظ فكري در برخي شعارهاي خود با گرايش هاي سه گانه همپوشاني دارند. درحالي كه طيف ملي ـ مذهبي ها در مانيفست انتخاباتي خود بيشتر برمقوله دموكراسي وتوزيع قدرت تأكيد مي كند وپرواي اصلاح ساختار سياسي را دارد، نهضت آزادي به تغيير در ساختار اقتصادي اولويت مي نهد.
* فرصت ها واميدها در انتخاب ۹اسفند
پروسه انتخابات درايران از ۷۶ به اين سو در هرمرحله، قشر ولايه جديدي از جامعه را به صحنه كشانده است . احزاب وجريانهاي سياسي دراين مرحله متناسب با كاركرد شوراها بيشترين تلاش خود را برجذب نيروهاي فني واجرايي وتحصيلكردگان دانشكده هاي مهندسي ومعماري معطوف كرده اند. ازاين لحاظ مي توان در رويداد ۹ اسفند رقابتي جديد بين صاحبان حرف، مديران ومهندسان را شاهد بود. درحالي كه موتور محرك انتخابات خرداد ۷۶و انتخابات پس از آن را قشر دانشجويي ، دانش آموزي و طيف زنان تشكيل مي دادند، دراين مرحله قشر صنعتگران ، جامعه كارگران و مهندسين حرف اصلي را خواهند زد.
انتخابات ۹ اسفند وجه اشتراك خود را با انتخابات خرداد ۷۶ درمحوريت نسل جوان حفظ كرده است. در به صحنه آوردن قشر جوان ونسل دوم انقلاب ، احزاب يك گام به پيش نهاده وتركيب اصلي خود را با تحصيلكردگان جوان دانشگاهها ومديران و روزنامه نگاران جوان بسته اند.
طبيعي است در چنين فضايي از رقابت، نقش گروههاي مرجع را ديگر ريش سفيدان ومعتمدان وبزرگان فرهنگي وديني ايفا نمي كنند بلكه اين سياست ورزان وتكنوكرات ها و استادان دانشگاهي هستند كه محل رجوع فعالان انتخابات فردا قرار مي گيرند.
تركيب جديد و جوان مشاركت جويان گرچه ضريب خطا در گزينش احزاب را بالا مي برد اما آثار و بركاتي ارزشمند براي آينده ساختار سياسي كشور دارد كه مهم ترين آن گردش آسان سيكل قدرت ، شكستن مرزبنديها وخط قرمزهاي حزبي و بالارفتن سطح بردباري ومداراي سياسي است .
بطور جدي مي توان انتظار داشت با انتخاب ۹ اسفند، نسل دوم انقلاب حضور و نقش خود را در عرصه تصميم گيري وتعيين سرنوشت اجتماعي ـ سياسي جامعه رسميت بخشيده و كانالهاي مؤثري براي انتقال مطالبات خود به سطوح بالاي حاكميت بيابد .با تركيب كنوني، انتخابات فردا قابليت آن را داردتا به فاصله وتعارض ساخت اجتماعي با ساخت سياسي پايان داده و نگاه هرم حاكميت ايران را از تمركز در منافع احزاب به سمت منافع اصناف وطبقات اجتماعي سوق دهد.