|
«سرزمين گوجه هاي سبز» (اثر هرتا مولر) درآينه جامعه شناسي
|
|
|
|
درباره ادبيات
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ناجي صبري:
• صبري در واكنش به اظهارات «كالين پاول» وزير امور خارجه آمريكا و تشويق رهبران عرب براي مطرح كردن در اجلاسشان، مبني بر اينكه در صورت كناره گيري صدام از قدرت، جنگ با عراق قابل اجتناب خواهد بود
|
|
|
|
|
|
|
«سرزمين گوجه هاي سبز» (اثر هرتا مولر) درآينه جامعه شناسي
درخت ها به خودكامه ها گوش نمي دهند
|
|
|
اين رمان اثري است كاملاً سياسي، اما غيرايدئولوژيك. بخشي از فضاي آن با حضور مأمورهاي امنيتي دون پايه اي كه درخيابانها مردم را مي پايند و بسياري شان به تازگي از روستاها يا شهرهاي كوچك آمده اند، تصوير مي شود. اينها برخلاف مأمورهاي تراز اول، مثل سروان پجله و پدر ترزا ـ كه هرهفته مواد خوراكي را با اتومبيل به درخانه اش مي برند ودخترش لباس فرانسوي، جين آمريكايي ، جوراب آلماني مي پوشد ـ شكم شان را با گوجه هاي سبز پر مي كنند و حريصانه جيب هاي شان را پر مي كنند. اما درقسمت هاي زيادي از رمان، غياب چنين فضايي حس مي شود بي آن كه خواننده دليل آشكار يا نهفته اي براي آن ببيند. اما عنصر ديگر، يعني شايعه، به تقريب در كل متن تنيده شده است . اگر گفته كارل پوپر را بپذيريم كه «حكومتي مشروعيت دارد كه هرگاه مردم اراده كردند، بدون توسل به ابزار خشونت، نهاد يا نهادهايي يا كل آن را تغيير دهند». در آن صورت در حكومت نامشروع چائوشسكو، مردم فاقد قدرت به انواع واقسام شايعه و پچ پچ رو مي آورند ودر همان حال كه از «وحدت و عظمت كشور» سخن مي رود (ص۲۹) وتنهاكساني كه قصد فرار ندارند ديكتاتور و مأمورهاي امنيتي اش هستند (ص ۵۸) هرروز براي ديكتاتور يك بيماري ساخته مي شود (سرطان ريه، سرطان خون، سرطان حنجره و …) (ص ۷۱) ته رنگي هم از ترس تصوير مي شود: همكلاسي ها از هم مي ترسند، آدم هاي مشكوك مدام از پشت پنجره عبور مي كنند، گارسون ها حكومت را قبول ندارند ولي براي مأمورانش خبرچيني مي كنند. تمام اين امور با شگرد شبيه سازي كامل مي شود: كارگرها در ظاهر و سطح روابط شبيه حكومتگران شده اند؛ مثل آنها «خون » گوسفند مي آشامند و بچه هاي شان را كتك مي زنند. صراحت اين تصاوير وگفت وگوها در جاهاي زيادي به دل مي نشيند، اما غياب عنصر تخيل براي پركردن شكاف واقعيت هاي مختلف، باعث شده است كه «بار سياسي » رمان روش «فرديت » قرار نگيرد ودر نتيجه به صورت نهادينه «خصلت اجتماعي » پيدا نكند. به بيان ديگر ، بار سياسي در سطح روابط روزمره و رفتارها باقي مي ماند و به درون شخصيت ها رخنه نمي كند. به زبان ساده، خواننده ترس و لرز شخصيت هاي اين رمان را حس نمي كند؛ چون اعمال قدرت در حد «تعقيب ، توهين واخراج» شهروندان ناراضي نشان داده مي شود. البته عضو خاطي حزب هم به دليل عدم پخش اعلاميه هاي دريافتي وادامه شيوه قبلي در پارك، به دار آويخته مي شود يا دركشور ديگري از پنجره سقوط مي كند، ولي به علت نپرداختن به جزئيات ـ شايد به دليل افراط در رعايت نادرست تكنيك هاي پست مدرنيستي ـ عنصر وحشت واضطراب در بافت رمان تنيده نمي شود؛ طوري كه خواننده حتي «سياسي بودن» چهار شخصيت اصلي را چندان جدي نمي گيرد. فقط حس مي كند كه آنها تحقير شده اند وحالا بخاطر «جبران رواني » دست به كنش هاي كم اهميت مي زنند. بايد خاطرنشان كرد نيكلاي چائوشسكو از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۵ بعد از گئورگي دژ، به عنوان نفر دوم و از ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۹ به عنوان نفر اول دولت وحزب، حكومتي به مراتب بي رحم تر از ديگر رهبران اروپاي شرقي برمردم كشور خود تحميل كرده بود. اما ژست هاي ضدروسي اش باعث شد تبليغات غرب ، او را از ضربات افكار عمومي جهاني دور نگه دارد. او تنها در سال ۱۹۸۹ حاضر به پذيرش مقدرات عيني تاريخ نشد و صراحتاً گفت : «اگر درخت گيلاس گلابي بدهد، حكومت روماني هم تغيير مي كند.» نگارنده به خاطر ندارد كه درخت گيلاس نبايد گلابي مي داد يا به عكس، اما به هرحال فرق نداشت و درخت ها به حرف او گوش ندادند وگرچه نيروهاي درنده خوي امنيتي او هفتاد هزار (۷۰۰۰۰) را كشتند ـ جمع كشته هاي سرنگوني بقيه حكومت هاي عضو پيمان ورشو به ده هزار نفر هم نرسيد ـ اما سرانجام او وهمسرش در پي اوج گرفتن مبارزه مردم به يك شهرك كارگري پناه بردند تا به قول خودشان «رهبري پرولتارياي انقلابي را براي دفاع از حكومت خود» در دست بگيرند، اما همان پرولتاريا او و زنش را پس از يك محاكمه چندساعته اعدام كردند. خواننده توقع ندارد نويسنده وظيفه يك مورخ را به عهده بگيرد وچنين رخدادهايي را هم بنويسد، اما دست كم توقع دارد كه همچون كورت ونه گوت دست قدرتمندان و بازيگران بازي خورده را به شيوه اي هنري بازنمايي كند و رمان تك صدايي و تك لايه نباشد و در وراي رفتارها و برخوردها، اثري از لايه هاي ديگر مشاهده كند.
|
|
|
|
|
درباره ادبيات
موضوع اين دوره: جوايز ادبي از قوميت گرايي،تا مكانيزم شكل گيري جوايز ادبي
|
|
|
يك روز كه در دفتر مجله «تكاپو » نشسته بودم، سردبير، نامه يك شاعر جوان شهرستاني را نشان داد و از من خواست آن را مرور كنم و كردم. موضوع تكرار همان تراژدي هميشگي «تبعيض» بود . ايشان از سردبير مجله خواهش كرده بودند شهرستاني ها را فراموش نكند ... اين نوع خواهشمندي يا در واقع ابراز خشم خاموش، برمي گردد به عملكرد و ديدگاه «پانسيون»ري بعضي از مسؤولان صفحات ادبي. در واقع تسلط اين نوع شرايط و يا حتي ذهنيتي اين چنين تراژيك به حوزه فرهنگ و ادب، به عنوان يك فاجعه پايدار و آسيب شناسانه اجتماعي، قابل تأمل و بررسي است. در سال۷۳ مطلبي از من به عنوان «صداي پاي دگرگوني در شعر امروز» در مجله تكاپو به چاپ رسيد كه شكل گيري پديده شعري دهه هفتاد را نويد مي داد. در اين بررسي سعي شده بود، در حد امكان از آثار شاعران گمنام و يا شهرستاني كه استعدادشان در پشت عنوان حقير «شهرستان»ي بودن پنهان مانده بود، استفاده شود كه شد . پس از اين تكانه هاي فردي بود كه يك زلزله جمعي شكل گرفت. اما ديري نپاييد كه طرح و تبيين ويژگيهاي اين پديده شعري با واكنش عصبي اما كاناليزه شده شاعران نسل گذشته ـ و البته معاصر ـ مواجه شد. جالب اين كه در اين ميان ، غير ازنشريات تحت نفوذ، مجله اي مثل «آدينه» با آن همه «پز» دادن هاي مدرنيستي نيز با چاپ مطالبي نفي كننده چون «فريب روان نويسان و...» عملاً وابستگي خود را به اين گروه اعلام كرد! حتي كسي مثل «رضا براهني» كه من به ايشان به عنوان يك چهره شاخص و مستقل، نيز تأثيرگذار نگاه مي كردم و مي كنم. همچنين با اين شناخت كه او شاعران جوان و پيشرو دهه چهلي را در برابر تهاجم سنت گرايان در واقع «ساپورت» مي كرد، دراين مورد، نظر چندان خوشبينانه اي از خود ابراز نكرد وتنها به «ديكته » كردن گوشه اي از نظريه ساختار شكني دريدا به شاگردانش ، آن هم با ارائه الگويي پيچيده در قالب شعر «شكل زير» كه ارتباط چنداني با شكل گيري پديده موردبحث نداشت ، اكتفا نمود. درچنين وضعيتي ، حركت طبيعي اين خود پديدايي ، با دو نيروي سدكننده، يكي سنت گرايان شاملويي و ديگري «دن هاي پست مدرن» به چالش گرفته شد كه البته ترفندها وعملكرد هيچيك از اين دونيرو، از آنچنان قابليتي برخوردار نبود، تا مانع حركت روبه رفت آن گردد. بنابراين در قبال انزوا وانفعال حاصله، گروه اول بخاطر جبران عملكرد منفي و به هدف جلب نظر شاعران ومخاطبان پرازدحام اين پديده، درحركتي صوري و سياستمدارانه ، نه تنها راه مسالمت را پيشه كرد ، كه پروژه جايزه گلشيري را با پروپاگاندي تازه، به شاعران دهه هفتاد اختصاص داد! گروه دوم اگرچه از داشتن جايزه اختصاصي بي بهره بوده و هستند، اما در ائتلاف هاي نهاني با گروه اول سهيم شده است . هم چنين اين گروه در آغاز شكل گيري با بهره گيري از حس ناسيوناليستي مسؤولان بعضي از نشريات در طرح مسائل موردنظر، اين امكان را يافتند كه ابتدا به عنوان حامي ، پس از آن به عنوان مدعي ومالك اصلي شعر دهه هفتاد ، به نوعي شرايط خود را در انتخاب آثار برتر، تحميل كنند. كه البته هدف از به كارگيري اين مكانيزم ها در وهله اول تسلط برفضاي ادبي و وهله بعد، ترسيم سيماي آرماني نيز برجسته سازي ويژگي هاي قومي و درنهايت اتصال جريان تحول پديده شعري دهه هفتاد، به زنجيره «رفرم نيما» در شعر كلاسيك، بوده وهست. حال چنانچه موقعيت واعتبار اين نوع جوايز ادبي ـ هم چنين عملكرد گروههاي ذيربط ـ آن هم باتوجه به شرايط شكل گيري آنها، از جانب «مهردادقاسمفر» كه خود از شاعران و نويسندگاني است كه در متن مسائل روز حركت دارند زير سؤال برود چندان به دور از انتظار نيست كه البته دراين پروسه ، رد حقانيت آثار بعضي از شاعران منتخب، مورد اشاره اين نوشتار نيست. درهمين فرصت نيز بي مناسبت نيست كه اشاره اي هم داشته باشم به جايزه ادبي «فراپويان» كه با همه احترامي كه براي مديريت آن قايل هستم، اما اين مانع از آن نمي شود كه نظريه داوران همگرا را در تعيين جايزه شعر دهه هفتاد، به يدالله رؤيايي موردسؤال قرار ندهيم. بي شك يدالله رؤيايي در عرصه شعر امروز چهره اي شناخته شده است ـ به ويژه كه در دهه چهل راهكارها وشيوه هاي تازه اي در حوزه شعر را به تجربه گرفت. اما پيش از آن كه اين تجربيات به نتيجه برسد وبه بدنه شعر امروز تزريق گردد، در بطن همان سالها متوقف شد. درمقابل ايشان رضا براهني را داشتيم و جواد مجابي كه حضور مؤثر آنان در عرصه شعر اين چنددهه، انكارشدني نيست واز جوانترها هم مي توان به «سيدعلي صالحي » اشاره كرد. … و اما درمورد پيشنهاد و ارائه راهكار: تصور مي كنم در شرايط بحران ارزش واخلاق ، ارائه راهكار موردي ندارد چه در برابر هر «تز» يك «آنتي تز» قرار مي گيرد. اما دراين رابطه من تنها دعامي كنم كه جايزه ادبي «احمدمحمود» كه با باني گري نشريه «روزان» به زودي در اهواز برگزار مي شود ويكي از سه تن داوران «كاظم كريميان» نويسنده اين مطلب است ، خود، به سرنوشت جوايز ادبي مورداشاره اين نوشتار، دچار نگردد. از صراحت در طرح مسائل، با اين نيت كه به تبيين «واقعيت» كمك مي كند، به هيچ وجه متأسف نيستم.
|
|
|
|
|
بررسي «ميني ماليسم و فضاي شاعران در معماري» توسط سوئيسي ها
|
|
|
دو معمار سوئيسي كه از استادان دانشگاه پلي تكنيك لوزان هستند، به دعوت موزه هنرهاي معاصر تهران، سفارت سوئيس در ايران و بنياد فرهنگي سوئيس «آب ب» درباره سبك هاي معماري و آثار و طراحي هاي تازه اي كه به اجرا درآورده اند، به ايراد سخنراني پرداختند.به گزارش ايسنا، نخستين نشست اين دو معمار سوئيسي با دانشجويان و معماران ايراني، شامگاه چهارشنبه گذشته در موزه هنرهاي معاصر و دومين نشست آنها صبح پنجشنبه در دانشگاه آزاد قزوين برپا شد.در نشست روز چهارشنبه كه دكتر داراب ديبا ـ مدرس معماري دانشگاه تهران ـ نخستين سخنران آن بود، با طرح پرسشهايي از سوي حاضران درباره آثار و اسلايدهاي ارائه شده از سوي اين دو معمار، پايان گرفت. «دو انتري» در اين برنامه تصريح كرد: عادي بودن بافت شهري براي ما اهميت دارد. ما سعي مي كنيم در اجراي پروژه ها طوري عمل كنيم كه بافت شهر را تغيير ندهيم.وي اين موضوع را با نمايش اسلايدهايي از ساخت و مرمت بيمارستان رواني و يك ساختمان قديمي در مركز شهري در سوئيس توضيح داد.در ادامه گفته هاي او، «لامونير» اضافه كرد: جذابيت در نماهاي شهر يكي از كارهاي معمار است، اما هدف نهايي معماري نيست. ما مي دانيم كه بايد مراقب تصاوير عجيب باشيم؛ تطبيق با شرايط محيطي براي ما اهميت دارد.لامونير در پايان درباره حضور اجتماعي معماران زن در كشور سوئيس تصريح كرد: محدوديتهايي كه در اجتماعات كاري براي زنان وجود دارد، در همه دنيا با هر مذهب و آييني يكسان است.
|
|
|
|
|
برپرده سينماهاي تهران
* كلاه قرمزي و سروناز (كارگردان: ايرج طهماسب): فلسطين ،۱ شهرقشنگ، سعدي، مركزي،۱ پيروزي، ماندانا، گلريز،۱ ملت، پيوند، سپيده، دهكده المپيك، ستاره، المپيا * خاكستري (مهرداد ميرفلاح): عصر جديد، بهمن،۱ استقلال، آستارا، ايران،۳ جمهوري، شهر تماشا * ازدواج غيابي (كاظم معصومي): قدس، آسيا، صحرا، جوان، ناهيد، شيرين، مركزي،۲ جي، شيدا، پيام انقلاب * روزگار ما (رخشان بني اعتماد): سروش، فلسطين، پارس۲ * بي تو تنهايم (قدرت الله صلح ميرزايي): آفريقا، آسيا، تهران،۱ جي،۲ گلريز،۲ اروپا، بهمن،۲ آسمان آبي، فلسطين ،۳ توسكا
|
|
|
|
|
با تو مي گويم
• بازنگري به گذشته، بازگشت به عقب نيست، بلكه پيش رو را با پيش روي عاقلانه تر همراه مي كند.
|
|
|
|
|
امروز با نادر ميرسعيدي
|
|
|
نادر ميرسعيدي فارغ التحصيل دكتراي تاريخ است. تاكنون علاوه بر سه مجموعه كتاب شعر، آثاري چون «تاريخ سياسي ايلام باستان» و «تاريخ ايران باستان» را نيز تأليف كرده است. «انسان اوليه در ايران» اثر «اي.ساندرلند» و «امپراتوري مغول» از «مري هال» و «ستيزو سازش» از «جمشيد گرشاسب چوكسي» را ترجمه و انتشار داده است. ميرسعيدي هم اكنون ترجمه رمان «بيرون از سياره آرام» اثر سي.اس.لوئيس و دو كتاب تأليفي «ايران باستان» و «تمدن يونان باستان» را هم در دست انتشار دارد. * چه شد كه پس از چند كتاب تأليفي و ترجمه در زمينه تاريخ ايران باستان دست به ترجمه رمان زديد؟ \ اين رمان را سالها قبل ترجمه كرده بودم. سال ۶۷ دنبال كار مي گشتم. يك نفر ترجمه اين رمان را پيشنهاد كرد كه بتوانم در ازاي ترجمه پولي بگيرم. بعد از ترجمه هم چاپ نشد و همچنان ماند تا اخيراً ناشري راغب به انتشار آن شد. * ضرورت رويكرد شما به ترجمه آثار مربوط به تاريخ ايران باستان چيست؟ \ پس از مطالعه كتاب «انسان اوليه» كه سالها پيش اتفاق افتاد به تاريخ باستان علاقه مند شدم و تصميم گرفتم تا آخرين مدارج تاريخ باستان را بشناسم؛ دكتراي من هم در رشته «تاريخ ايران قبل از اسلام» است يعني اولين نفري بودم كه در اين رشته در ايران دكترا گرفتم. * كتاب «ستيز و سازش» درباره چه مباحثي است؟ \ اين كتاب در زمينه تقابل زرتشتيان و مسلمانان در قرون اوليه هجري در ايران است. نويسنده اين كتاب «جمشيد گرشاسب چوكسي» براساس منابع كلاسيك در زبان فارسي و عربي ايراني به علاوه منابع پهلوي و اوستايي اين كتاب را تأليف كرده است. ضمن اينكه تحقيقات امروز محققان به زبانهاي آلماني و فرانسوي و انگليسي هم بخش ديگري از منابع اين نويسنده بودند. * خودتان به عنوان يك ايراني و متخصص مسائل تاريخ ايران باستان در مورد روايت نويسنده اين كتاب چه نظري داريد؟ \ من فكر مي كنم، نويسنده بدون هيچگونه پيشداوري و تعصب، به صورت علمي سعي كرده رويدادهاي آن دوره را بنويسد. يعني نكات جديدي را روشن كرده كه كمتر در كتابهاي ديگر آمده است. بدون اينكه تفكر خاصي را تحقير كند به صورت بي طرفانه قضاوت مي كند، با اينكه خودش يك زرتشتي است. * رويكرد نسل امروز به تاريخ گذشته از چه زاويه اي قابل تبيين است؟ \ اگر احياناً جوانان و نسل امروز به تاريخ گذشته ايران علاقه دارند، به خاطر اين است كه در گذشته ايران شايد شكوهي مي بينند، يعني ايران را در وضعيت متعالي از نظر سياسي مي بينند و وسعت قلمروي كه به هم زده بود. غير از اين هم اين آثار بيشتر جنبه داستاني و جذاب دارد . به خاطر آن گذشته هاي دور، شايد همين سبب بشود كه رويكرد به سمت كتابهاي تاريخي بيشتر باشد.
|
|
|
|
|
ناجي صبري:
بوش بايد استعفا دهد نه صدام
• صبري در واكنش به اظهارات «كالين پاول» وزير امور خارجه آمريكا و تشويق رهبران عرب براي مطرح كردن در اجلاسشان، مبني بر اينكه در صورت كناره گيري صدام از قدرت، جنگ با عراق قابل اجتناب خواهد بود
وزير خارجه عراق ديروز در «شرم الشيخ» مصر گفت: در جريان بحران عراق، «جورج دبليو بوش» رئيس جمهوري آمريكا بايد استعفا بدهد نه «صدام حسين». به گزارش خبرگزاري فرانسه، صبري در حاشيه اجلاس وزيران خارجه كشورهاي عرب كه به منظور آماده كردن زمينه كنفرانس سران كشورهاي عرب امروز تشكيل مي شود به خبرنگاران گفت: كسي بايد استعفا بدهد كه خود، ملت و تمامي دنيا را در معرض خطر قرار داده است و اين شخص، كسي جز بوش ديكتاتور نيست. صبري در واكنش به اظهارات «كالين پاول» وزير امور خارجه آمريكا و تشويق رهبران عرب براي مطرح كردن در اجلاسشان، مبني بر اينكه در صورت كناره گيري صدام از قدرت، جنگ با عراق قابل اجتناب خواهد بود، اين سخنان را عنوان كرد. ا ز سويي، «دومينيك دو ويلپن» وزير امور خارجه فرانسه با انتقاد از سياستهاي واشنگتن گفت: آمريكا قصد تغيير نقشه خاورميانه را دارد.
|
|
|
|
|
محورهاي كندوان و هراز تا اطلاع ثانوي بسته شد
گروه شهرستانها : به دليل بارش شديد برف و كولاك محورهاي كندوان و هراز از ساعت ۱۹ديروز تا اطلاع ثانوي بسته شد. محور كندوان كه پس از دو روز بسته بودن از ۸/۳۰دقيقه صبح ديروز بازشده بود به دليل بارش شديد برف و كولاك دوباره بسته شد. در حال حاضر راه فيروزكوه باز است اما در منطقه «گدوك» بارش برف همچنان ادامه دارد و ترافيك در آن سنگين و رفت و آمد به كندي انجام مي شود. اطلاعات راههاي كشور به رانندگان توصيه كرد، وسايل خود را قبل از سفر مجهز و وسايل گرم كننده همراه داشته باشند.
|
|
|
|