شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۱ - ۲۷ ذيحجه ۱۴۲۳
Sat, Mar 1, 2003
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۴۰۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
كتاب انديشه
كتاب انديشه
تجديدنظرهاي فرامدرني در سياست
113400.jpg
« ما نمي توانيم ونبايد از چنگ دوران فرامدرن بگريزيم. دوراني كه موجد چالش هايي مهم براي جنبش هاي رهايي بخش ودرك آنها از مسأله سياست است ».
كتاب حاضر، مجموعه اي از مقالات كه «يتمن» آنها را طي سالهاي ۱۹۹۲ـ ۱۹۹۰ نگاشته شده است . آنا يتمن استاد مطالعات زنان در دانشگاه وايكاتوي زلاندنو است. درميان هشت مقاله اي كه دراين كتاب گرد آمده است وحدت نظر قابل توجهي ديده مي شود. اين مقالات، بطور كلي ماهيت و موقعيت رابطه سياست فرامدرن با سياست رهايي بخش مدرن را مطرح مي سازند و سياست فرامدرن عبارت است از اعتراض به آنچه كه باورها وارزشهاي اصلي سياست رهايي بخش ‎/ دموكراتيك مدرن تلقي مي شود. نشانه هاي سياست رهايي بخش فرامدرن پافشاري براين امر است كه معنا، حقيقت، هويت ، حقوق واجتماع ، همگي ارزشهايي هستند كه درسياست بازنمايي جاي دارند. لذا، اين ارزشها مقدم بربازنمايي نيستند بلكه در حوزه بازنمايي شكل مي گيرند.
اين اثر، از دو بخش : .۱ سياست بازنمايي واقتدار فكري .۲ بازانديشي در دولت تشكيل شده است .
هويت يابي هاي جديد فرهنگي
113409.jpg
هويت يابي جديد فرهنگي
فرهنگ شبكه اي زنده، پويا و زاينده است كه طي سده ها پيوسته در حال تغيير، تكامل، پالايش و باززايي بوده است. بسياري بر اين تصورند كه فرهنگ و به تبع آن، هويت فرهنگي صرفاً گنجينه هايي هستند كه به ما به ارث رسيده و وظيفه مانگهداري و پاسداري از آنهاست. اما از منظري ديگر، مي توان فرهنگ را حاصل جوشش نيروهاي خلاق انساني و اجتماعي دانست كه با تقديس و تكريم از زايش بازمي ايستد. هر چند، پرستندگانش هدفي غير از آن در سر داشته باشند! چرا كه فرهنگ نه تنها حاصل و نتيجه پيشرفت انساني و اجتماعي، بلكه عامل هر نوع پيشرفت انساني به شمار مي رود. فرهنگهاي زنده و زاياي امروز همانهايي هستند كه از جمود در گذشته خود اجتناب كرده و به جاي متوقف كردن خود در زمان، كوشيده اند تا همراه با آن، افكار و كالبد خود را در آن تزريق كنند، توان باروري بيابند و از اين راه، مدام زنده و پويا در اذهان بازآفريده شوند.
هويت يابي ملي در دنياي امروز
هويت هر ملتي بي شك در ريشه هاي اجتماعي و فرهنگي تاريخ آن مردم نهفته است، ولي هرگز در حد گذشته محدود نمي شود، بلكه به ماهياتي مربوط مي شود كه از خصايص كنوني اجتماعي و فرهنگي جامعه نشأت مي گيرد كه كاملاً تازگي داشته و به دنياي امروز تعلق دارند. حتي خصايص تاريخي ـ هويتي يك ملت نيز به تمامي وقايع ومؤلفه هاي گذشته شان مربوط نمي شود، بلكه از ميانشان، آن ويژگي هايي ماندگار بوده وهنوز در روح جمعي آن ملت موج مي زند، كه با يافتن پيام ومخاطبي براي نسل امروز از فسيل شدن خود جلوگيري كرده و امكان بازتوليد خويش را فراهم آورده باشند.
در دنياي امروز، هويت فرهنگي و ملي همچون ساير زمينه هاي اجتماعي، معيار موروثي بودن، ديگر در دنياي امروز مشروعيت بخش و معتبر نيست و هويت ملي نيز همچون ساير زمينه ها به وجوهي عطف مي كند كه اكتسابي بوده و نسلها در طي تجربه كنوني شان به آفرينش و بازآفريني آن مبادرت مي ورزند. در اين چشم انداز، هويت به مثابه يك مسير هويت يابي همواره مورد پرسش و بازتعريف و بازآفريني واقع مي شود كه خود را طي مسيري طولاني تحقق بخشيده و تحليل مي كند. اين مسيرها تنها مسير عقايد نيستند، بلكه به طور يكسان متضمن كل جوهره اعتقادورزي نيز هستند كه شامل هنجارها، رفتارها، الگوها، حس زنده تعلق، شيوه هاي درك جهان و شركت فعالانه، نه در قلمروهاي صوري، بلكه در كنشهاي معناآفرين هستند كه خود پديدآورنده آن به شمار مي روند. جهت گيري اين مسير به يك معنا در علايق، خواسته وگزينشهاي افراد متبلور مي شود. همچنين اين جهت گيري وابسته به شرايط عيني اجتماعي، فرهنگي و نهادي است كه در درون آنها اين روند باورها و رفتارها آشكار مي شوند.
هويت يابي ديني در جريان زمان
در دنياي امروز اديان نيز به مانند تمامي نهادهاي اجتماعي با گسيختگي فرهنگي مواجه اند. اين موضوع هنگامي مهمتر جلوه مي كند كه دريابيم، انتقال دين به نسلهاي جوانتر، همان فرآيندي است كه دين از آن طريق، خود را به مثابه «دين در جريان زمان» شكل مي دهد؛ اين همان چيزي است كه موجب پوپايي دين مي شود و دين را براي انتقال خود در جريان زمان توانا مي سازد. مسيرهاي گوناگوني كه مستلزم ابعاد متفاوت و تركيبهايي از هويت يابي ديني در ابعاد جماعتي، اخلاقي، عاطفي و فرهنگي هستند كه در دنياي امروز ممكن است در تقابل با الگوهاي سنتي آن قرار گيرند. بنابراين مسأله انتقال در كانون توجه جامعه شناسي ديني قرار مي گيرد.
اگر آرمان انتقال اين باشد كه فرزندان بايد تصاوير كاملي از والدينشان باشند، آشكار است كه هيچ جامعه اي به اين آرمان نائل نمي شود، چون تغيير فرهنگي حتي درجوامعي كه تحت حاكميت سنت قرار دارند، تداوم دارد. پس به اين معنا، هيچ گونه انتقالي خالي از بحران انتقال، موجوديت نخواهد يافت (نامه پژوهش، شماره هاي۲۰ و ،۲۱ انتقال و شكل گيري هويت اجتماعي ـ ديني، صص۲۸۷ـ۲۸۸). در گذشته اين انتقال با قاعده مند كردن ارزشها، نگرشها و رفتارها صورت مي گرفت، ولي اكنون ماهيت اين انتقال از اساس دگرگون شده وهر جامعه اي اگر درصدد است تا انتقال را با بينش كافي و به عنوان انتخابي براي نسل جديدارائه دهد، ناگزير است كه معيارهاي جديد هويت يابي ديني را شناخته و خود را با آن همراه سازد. چنين شرايطي تمامي نهادهاي پرورشي (خانه، مدرسه ومراكز ديني) را وادار مي سازد تا رسالتشان را باز تعريف كنند. چنين پديده اي مشخصاً در انقلاب اسلامي اتفاق افتاد و امام خميني يكي از اصلي ترين شخصيتهايي بودكه چنان بازتعريفي از رسالت ديني را در سالهاي پيش از انقلاب در نسلي دروني ساخت. تا پيش از آن، مراجع ومراكز ديني عمدتاً انسان ديني را شخصي مي دانستند كه در ايام خاصي از سال در مراسمي شركت كند و به تجديد خاطره برخي از وقايع ديني ـ تاريخي بپردازد. اما امام خميني، دكترشريعتي، آيت الله طالقاني، آيت الله مطهري و برخي ديگر، از رهبراني بودند كه شخصيت ديني را كسي دانسته و شناسايي مي كردند كه وقايع ديروز ديني را در مسائل امروز جامعه كشف كرده وبا باز تعريف آن، الگو و هنجار جديدي رامعرفي كنند.
در دنياي امروز نيز ما به چنين بازتعريفي در قالب الگوهاي جديد هويت يابي ديني نياز داريم، تا نسل جديد را در شرايط اجتماعي و فرهنگي جديد دريافته و امكان زايش جديد رادر نگرش ها، افكار و رفتارها به او دهد. توجه به اين نكته بسيار ضروري است، زيرا بسياري هنوز باز تعريف دهه هاي گذشته را به عنوان الگوي نسل امروز معرفي مي كنند. اگر بر اين باوريم كه انسان رو به كمال است وهدف از خلقت را درجهان بيني ديني همين رسيدن به كمال مي دانيم، پس اين به معناي آن است كه دنياي امروز، باورها، نگرشها، رفتارها والگوهاي نسل امروز و متعاقب آن، بازتعريف ديني امروز را خواهدداشت، كه مشخصاً برخي از وجوهش در نگرشها، باورها و الگوها و بازتعريف ديروز يافت نمي شود.
راه سوم
113421.jpg
در هرگونه تلاش براي نوسازي سياسي پرسش اين است كه يك برنامه منسجم دراين زمينه، در صورت تدوين، چگونه قابليت تحقق مي يابد؟
حركت سياسي
درهرگونه تلاش براي نوسازي سياسي، پرسش در زمينه حركت عيني آن، خود به خود مطرح مي شود. پرسش اين است كه يك برنامه سياسي منسجم درصورت تدوين، چگونه قابليت تحقق مي يابد. چنان كه مي دانيم، خاستگاه احزاب سوسيال دموكرات به منزله حركتهايي سياسي، به اواخر قرن نوزدهم وسالهاي آغازين سده بيستم برمي گردد. امروزه ، آنها نه تنها بايد با بحران ايدئولوژيك روبرو شوند بلكه ، حركت هاي تازه اجتماعي ، غافلگيرشان كرده و همچون ديگر حزبها، در دوران دگرگوني ارزشها وفرسايش حكومتها قرار گرفته اند. نئوليبراليسم نقدي نيرومند از نقش دولت در زندگي سياسي واجتماعي ارائه داده كه با واقعيت جهان معاصر منطبق به نظر مي رسد. سوسياليست ها براي آن كه درهنگام قرارگرفتن به زير ذره بين، سخت وخشن به نظر نرسند، بايد به تدارك ضدحمله اي در برابر ديدگاههايي چنين ، بينديشند.
موضوع هايي چون رسيدن سياست به پايان خط وكنارگذاري دولت به وسيله بازار، آن چنان در بحث هاي اخير مطرح بوده اند كه تكرار سخن در زمينه نقش دولت در جهان معاصر، لازم به نظر مي رسد:
* حضور دولت براي تأمين امكانات بهره دهي هاي گوناگون ضروري است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |