بناهايي كه از ۸۰ سال پيش به تدريج پيرامون قصر ييلاقي شاه قجر ساخته شدند كم كم آوار مي شود، مدفون مي شود زير خاك و تنها عمارت كلاه فرنگي وسط قصر باقي مي ماند و يكي دو ساختمان به شكل موزه و يادواره، و اين عاقبت قصري است كه زندان شد و بخشي از تاريخ معاصر سياسي اين مملكت را در سينه خود حبس كرد.
قصر قجر
فتحعلي شاه در سال ۱۲۱۳ هـ . ق (۱۷۹۸ م) و در سال دوم پادشاهي خود در ملتقاي جاده قديم شميران و خيابان عباس آباد در زميني به مساحت ۱۲۰ هزارمترمربع قصر خود را ساخت. مصالح لازم را جوانان ايل به سوي محل مورد نظر مي بردند و نخستين خشت را نيز شاه به دست خود كار گذاشت.
قصر قجر در سه طبقه ساخته شده بود. نماي اصلي روبه جنوب بود، طبقه دوم تالار بزرگي بود از آيينه. بنا از بيرون با آجر و كاشي و از داخل با نقاشي ديواري و آيينه كاري و درهاي خاتم تزيين شده بود.
۷۰ پله پهن و دراز بناي قصر را به سطح باغ مربوط مي كرد.
در تاريخ «مآثر السلطانيه» آمده است؛ رأي جهان آراي پادشاهي اقتضاي آن كرد كه قطعه زميني عنبرآگين را كه در نيم فرسخي شهر تهران بود باغي چون خلدبرين مشحون به انواع رياحين ساخته و بر ذروه تلي چون توده عنبرنسا را كه در آنجا بود سرايي دلگشا سازند.
همه ساله در اواسط بهار شاه زن ها و دختران خود و همسران شاهزادگان و اشراف و وزراء را به قصر دعوت مي كرد. آنجا آش رشته مي خوردند، مردان كشتي مي گرفتند و زنان اسب سواري و الاغ سواري مي كردند.
ناصرالدين شاه در سال ۱۲۸۶ ق در بناي قصر تغييراتي به وجود آورد و ملحقاتي به آن اضافه كرد.
در سال ۱۹۰۳ م (۱۳۰۸ ش) قصر قاجار براي زندان نمونه مورد استفاده قرارگرفت. از محل قصر منظره شهر تهران تا دوردست، شهرري و شاه عبدالعظيم ديده مي شد. بناي كامل قصر تا سال ۱۹۵۰ باقي بود و پس از آن آجرها و سنگ هاي آن را براي بناهاي مجاور به غارت بردند. آنچه در عكسها و نقاشي هاي سياحان و گردشگران از زندان قصر ديده مي شود، هيچ شباهتي به ساختمان كنوني قصر ندارد البته به جز عمارت كلاه فرنگي وسط زندان كه زماني وسط باغ قصر بوده و اكنون به فاصله ۱۰ متري آن ساختمان بندهاي زندان است. در تاريخ هيچ جا اشاره اي به تخريب يا بازسازي كامل زندان نشده است.
آخرين تغيير در بنا مربوط بوده به بازسازي كه در زمان ناصرالدين شاه انجام شده است و از سال ۱۳۰۸ هـ . ش كه رضاخان قصر قاجار را براي توهين به سلسله قاجار تبديل به زندان كرد نيز هيچ سندي مبني بر تخريب يا بازسازي قصر وجود ندارد، به قول مهندس عبدالرضا ذكايي مشاور طرح تغيير كاربري زندان قصر، نقص تاريخ اينجاست كه چگونه قصري با آن شكل و شمايل و موقعيت تبديل به چنين ساختماني مي شود بدون اينكه در هيچ كجا عكس يا نشانه اي از اين تغيير به دست آيد.
وقايع نگاري زندان قصر تا سال ۳۸
اولين گروهي كه از سال ۱۳۰۸ در قصر قجر به بند كشيده شدند ملاكين مازندران، خوانين چاه كوتاهي، اكراد الوار و ديگر افراد سياسي همچون نصرت الدوله، تيمورتاش، و فرخي يزدي بودند.
فرخي يزدي از پنجره اتاقش خود را اينگونه به زندانيان معرفي مي كند:
«من فرخي دهان دوخته، نماينده مجلس شوراي ملي، مدير روزنامه طوفان هستم مرا تأمين جاني داده و از اروپا آورده اند» تأمين جاني و اروپا كنايه اي بوده از تمسخر دولت ايران و موقعيت فرخي يزدي. زندانيان معروف دهه دوم كساني بوده اند همچون مشيرهمايون (شهردار تهران)، تيمورتاش، علي مردان خان بختياري، قائم مقام رشتي، سرتيپ پسيان، علي دشتي، اميرلشگر جهانباني و اميرلشگر شيباني و… گروه ۵۳ نفر نيز در سال ۱۳۱۶ يا در همان حدود شناسايي و در اين مكان زنداني مي شوند.
بزرگ علوي يكي از اعضاي اين گروه زندان قصر را اينگونه تصوير مي كند: «جاي مرموزي است اين زندان قصر، ولي در عين حال پيچ و مهره آن ساده و انعكاس كامل زندگاني ملت ايران است. حكومت فعال مايشائي كه در خارج حكمفرما بود در زندان نيز فرمانفرمايي مي كرد.
زندان قصر يعني خانه اسرار و كاشف اين اسرار فقط ملت ايران است كه بايد روزي اين پرونده هاي جنايت را مورد دقت و بازرسي قراردهد، ببيند چند نفر در سال وارد اين خانه مرگ شده اند و چند نفر در سال از بي غذايي و گرسنگي و بيماري مرده اند و به چه دليل بايد اين چنين بوده باشد.»
بند ۷ در زندان قصر بهترين بندي بوده كه زندانيان سياسي در آن اوضاع خوبي نسبت به ديگر بندها داشتند، اين بند متعلق به زندانياني بود كه وضع ماليشان به نسبت بهتر از ديگران بود. در بند ۲ اما فقيرترين ۵۳ نفر ساكن بودند سياه چالها نيز در انتهاي بند ۲ قرارداشت كه پليس آن را حبس تاريك مي ناميد. در سال ۱۳۱۸ گروه افسران جوان پيرو حزب نازي (گروه ۲۸ نفره جهانسوز) در قصر زنداني مي شوند.
پس از ۱۵ بهمن سال ۲۷ نيز رهبران حزب توده در زندان شماره ۲ قصر روزگار گذراندند.
در آذرماه ۲۹ سران حزب توده از جمله كيانوري، جودت، نوشين و قاسمي، از زندان قصر فراركردند.
در سال ۳۸ نيز محكومين سياسي و نظامي و غيرنظامي در زندان شماره ۳ متمركز شدند.
موقعيت زندان قصر در گذشته
زندان قصر باغ مشجر بزرگي بود كه پس از عبور از در بزرگ آن، معروف به «درچوبي» و پشت سر گذاشتن دهليزهاي كوتاه به فضاي مشجري مي رسيد كه جاده شوسه آن به سوي شمال محوطه مي رفت و انسان را در برابر بناي بزرگ و كهن و تيره قرارمي داد. اين زندان شماره ۱ بود با ۹ بند بزرگ و زندان شماره ۳ چسبيده به همين زندان بود. زندان قصر از چهار بند و سه حياط تشكيل مي شد.
در دهه ،۳۰ زندان از لحاظ خدمات و امكانات بسيار فقير و ابتدايي بود امكاناتي همچون آب شرب، حمام، امكانات درماني قابل قبول، وسايل روشنايي و خنك كننده و حرارتي آن بسيار نازل بوده است در تابستان آب حوض را مي جوشاندند، در كوزه مي ريختند و در جايي مي گذاشتند تا خنك شود.
زندانيان سياسي معروف تا سال ۵۷
روحانيون و مذهبي ها
آقايان منتظري، طالقاني، رفسنجاني، سعيدي، كلانتري، حجازي، علوي، رباني شيرازي، حجتي، محمدمنتظري و استاد غفوري
حزب ملل اسلامي
بجنوردي، سرحدي زاده، محمدي، كيوان مهشيد، ميرمحمد صادقي و ابن رضا
نهضت آزادي
يدالله سحابي، عزت الله سحابي، بابايي، شيباني، عاملي و…
سوسياليستها
عاقلي زاده، منوچهر صفا
۱۵ خردادي
محسن طاهر، اسماعيل طيب، حاج رضايي و …
مؤتلفه
عسگراولادي، لاجوردي، مهدي عراقي و…
فدائيان خلق
صفاري آشتياني، مسعود احمدزاده، نيري و آبكناري
چريك ها
بيژن جزني
حزب توده
عمويي، حكمت جو، تمدن و…
موقعيت كنوني
بافت ناهمگون زندان قصر با بافت مسكوني اطراف مشكلات بسياري را از بعد اجتماعي و فرهنگي ايجاد كرده و به قولي تأثيرات سوءاي بر روي جوانان محل داشته است.
اطراف زندان قصر در زمان احداث يا تبديل به زندان، كاملاً خالي از سكنه بوده است. اما در طول زمان اطراف آن هم مسكوني مي شود و مردم آرام آرام در كنار زندان سكني مي گيرند. ارزاني زمين، فقر و … از دلايلي بوده كه مردم را بدون اينكه ابايي از همسايگي با زندان داشته باشند، به اين محل كشانده است. به قولي اين زندان نبوده كه در ميان مردم رفته است بلكه مردم به سوي زندان آمده اند، گرچه اكنون از چنين همزيستي ناراضي اند. هم اكنون مهمترين مشكل همسايگان زندان مسأله فاضلاب و نحوه ورود زندانيان با دستبند است كه به عقيده ساكنان منطقه تأثيرات نامطلوبي را به همراه دارد.
وضعيت زندان در قسمت ملاقات ها به شكل بسيار نامطلوبي است به نحوي كه حتي يك دستشويي براي استفاده ملاقات كنندگان وجود ندارد درحالي كه شهرداري مي توانسته تا قبل از اين چنين تسهيلاتي را فراهم كند تا خانواده هاي زندانيان مجبور نباشند به مغازه هاي اطراف زندان مراجعه كنند.
مهمترين بافت روبروي زندان را مشاغل تعميرات اتومبيل تشكيل مي دهد، هر چه به زندان نزديكتر مي شويد سطح مشاغل پايين تر مي آيد.
همه اين مسائل دست به دست هم داده اند تا مسؤولان در تصميم به انتقال زندان به خارج از شهر راسخ تر شوند. موقعيت كلي زندان در وضعيت كنوني به اين شكل است: زندان قصر به نوعي در شرق تهران يا منطقه نظامي تهران قرار گرفته است، پايين آن پادگان عشرت آباد، غرب آن مقر نيروي انتظامي و در شمال آن ساختمان ارتش واقع است اما جنوب زندان مشرف به باغچه و مجموعه مغازه هاي رادياتورسازي است.
سرانجام
سرانجام زندان قصر با قيمت ۱۰ الي ۱۲ ميليارد تومان ازسوي سازمان زندانها به شهرداري واگذار شده است. از آن پس طرح مطالعاتي تغيير كاربري و تخريب فاز اول زندان (انبار، قسمتهاي مخروبه و غير استراتژيك) شروع شده است.
به گفته علي محمد مختاري مديرعامل سازمان پاركها فاز دوم تا پنج ماه ديگر تحويل گرفته مي شود و تا شش ماه ديگر عمليات پارك سازي شروع خواهد شد.
در طرح تغيير كاربري زندان قصر سعي شده كاربرد هاي مورد نياز براي ساخت بزرگترين فرهنگسراي تهران با پيشينه تاريخي مكان تطابق داشته باشد.
مهندس «عبدالرضا ذكايي» مشاور طرح مي گويد: ابتدا تفكر اوليه اين بود كه امكانات منطقه شناسايي و كمبودها مشخص شود و نيازها مورد بررسي قرارگيرند، تا طرحي همانند ديگر فرهنگسراها اجرا شود. اما زماني كه به تاريخ زندان رجوع كرديم متوجه شديم زندان قصر متعلق به تمام ايران است و تنها كاربري منطقه اي ندارد، بلكه كاملاً فرامنطقه اي است، پس در ساخت آن بايد نگرش تاريخ و فرهنگ حتماً لحاظ مي شد.»
ذكايي طرحهاي پيشنهادي در ساخت فرهنگسرا را چنين بيان مي كند: حفظ بخشي از بنا به عنوان نمونه زندان، با وسايل، تختها وامكانات يك بند يا اتاق يعني حفظ هويت زندان به شكل تاريخي نظير محل هاي خواب، زندگي و حتي حفظ شعارنوشته ها و ديوارنوشته هاي يكي از طرحهاست.
طرح ديگر ايجاد موزه زندانيان سياسي به همراه عكسها، وسايل شخصي، نوشته ها و آثار هنري و ادبي آنهاست.
ايجاد كتابخانه مربوط به خاطرات زندانيان و كتابخانه عمومي نيز يكي ديگر از برنامه هاي پيش بيني شده است. موزه تاريخ وسايل و اشيا مثل موزه آتش يعني تصوير تاريخ آتش، موزه آسياب (دستي، بادي، آبي، سنگي)، به تصوير كشاندن هفت خوان رستم به صورت حجم هاي معماري سالنهاي سمينار و آمفي تئاتر، استخر، ورزشهاي باستاني، صنايع دستي و … نيز از ديگر طرحهاست.
مهندس ذكايي با تأكيد بر اين نكته كه ما مي خواهيم هويت تاريخي زندان قصر از روي زمين پاك نشود مي گويد به طور مثال آنچه امروزه از كشتارگاه تهران باقي مانده تنها يك اسم است در صورتي كه در پارك «تويلت» پاريس كشتارگاه درحالي به پارك تبديل شده است كه دو بناي اصلي كه با مفرغ ساخته شده باقي است و مردم هيچگاه گذشته تاريخي محل را فراموش نخواهند كرد.