دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۱ - ۲۹ ذيحجه ۱۴۲۳
Mon, Mar 3, 2003
بين الملل
شماره ۲۴۰۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
آنسوي خبر
• «نيويورك تايمز» نوشت: عراق موشكهاي زمين به زمين خود را در تيررس كويت قرارداده است.
انتقاد مطبوعات عربستان
آمادگي كاسترو براي ميانجيگري
موشك هاي بالستيك اسرائيل
آنسوي خبر
يك بيانيه
بيانيه پاياني نشست معارضين عراقي شنبه شب ساعت ۲۴ به وقت محلي منتشر شد و در «صلاح الدين» در اختيار خبرنگاران رسانه هاي ارتباط جمعي قرار گرفت. به گزارش ايرنا، در اين بيانيه، معارضين از دولت تركيه خواسته اند نيروهاي نظامي خود را وارد عراق نكند و در صورت نياز، هيأتي از معارضين رژيم عراق براي رفع سوء تفاهمهاي موجود راهي تركيه شود. معارضين در بيانيه پاياني خود خواستار عراقي آزاد، دموكراتيك و فدرال شدند كه همه اقوام و مذاهب در شكل گيري آن نقش داشته باشند. در اين بيانيه همچنين از جمهوري اسلامي ايران و سوريه براي مساعدت به معارضين و پناه دادن به آوارگان عراق، بر برقراري روابط حسنه دولت آينده عراق با كشورهاي همسايه و منطقه تأكيد كرده است.
گزيده متن بيانيه معارضين عراقي به شرح ذيل است:
در شرايط حساس امروز عراق، كميته هماهنگي و پيگيري منتخب كنگره لندن معارضين عراقي كه از ۱۳ تا ۱۶ دسامبر سال ۲۰۰۲ برگزار شد، نخستين نشست خود را در سرزمين آزاد شده، عراق عزيز و در كردستان سربلند، در شهر صلاح الدين از تاريخ ۲۶ فوريه تا اول مارس برگزار كرد.
جلسات رسمي اين كميته به مدت سه روز و با تلاوت آياتي از قرآن كريم قيام و قرائت فاتحه براي شهيدان و اظهار همدردي با بازماندگان آنها و زندانيان، با سخنان مسعود بارزاني و جلال طالباني، نماينده آيت الله سيدمحمد باقر حكيم و تعدادي از رهبران معارضين، با حضور ۵۴ نفر از اعضاي كميته هماهنگي و پيگيري و به رياست جلال طالباني آغاز شد و با تشكيل هفت جلسه غير علني مسائل اساسي و اصلي عراق براي سرنگوني رژيم بغداد و جايگزيني نظام سياسي مبتني بر دموكراسي را مورد بحث و تبادل نظر قرار داد. كميته هماهنگي و پيگيري پس از بررسي جايگاه سياسي بين المللي عراق و احتمال وقوع جنگ كه ائتلاف جهاني به رهبري آمريكا انجام مي دهد، رژيم ديكتاتوري عراق را مسؤول نا آرامي و ويراني كشور به دليل نقض حقوق بشر و تعدي به كشورهاي همسايه و پايبند نبودن به قطعنامه هاي سازمان ملل متحد و ايجاد جدايي بين نظام و مردم دانسته و اعلام مي كند كه پس از سرنگوني رژيم بغداد، حاكميت در عراق با هماهنگي بين المللي به طور كامل و بدون اشغال نظامي به ملت بر مي گردد.
شركت كنندگان در اجلاس در مورد بيانيه سياسي و مرحله بعدي آن (انتقالي) هماهنگ بوده و براي اجراي مصوبات كنگره لندن اقدام به انتخاب يك كميته رهبري و ۱۴ كميته براي اداره امور عراق براي پر كردن خلأهاي ناشي از سرنگوني رژيم بغداد در مرحله انتقالي كردند.
كميته هاي منتخب چهارده گانه به شرح زير است:
«كميسيون ميداني»، «حقوق و قانون»، «تبليغات»، «امداد و كمك رساني»، «عمران و بازسازي»، «پيگيري مصوبات سازمان ملل»، «مالي»، «اقتصادي»، «روابط خارجي»، «روابط ميهني»، «رانده شدگان و پناهندگان»، «اجتماعي»، «بهداشت و درمان» و «آموزش و پرورش».
اجلاس همچنين در مورد روابط با كشورهاي همسايه، به شيوه اي خاص از نقش بسيار مهم جمهوري اسلامي و سوريه كه بيشترين نقش را در پناه دادن به آواره هاي عراقي داشته، قدرداني كرد.
اجلاس همچنين به همه مردم، سازمانهاي جهاني و دوستان ملت عراق و بخصوص نماينده آمريكا در امور معارضين «زلمي خليل زاد» به عنوان پيام آور «جورج دبليو بوش» رئيس جمهوري آمريكا درود فرستاد كه نويد داد آمريكا نمي خواهد ديكتاتوري را با ديكتاتور ديگر عوض كند، بلكه خواهان نظام دموكراسي در عراق است و آمريكا به هيچ شكلي نمي خواهد در عراق حكومت كند و مردم عراق آزاد هستند كه چه كسي را انتخاب كنند و اين جاي تقدير دارد.
از مردم و كساني كه در خدمت نظام عراق هستند، مي خواهيم كه براي ساختن عراق آينده متحد شوند، چون رژيم آينده رژيم عفو و بخشش و صلح است و عراق آينده، عراق همه مردم اين كشور اعم از كرد، عرب، آشوري، تركمن، كلداني، مسلمان، مسيحي، شيعه و سني و همه اديان و مذاهب است و متعلق به شخص يا طائفه و قومي نيست.
اهميت استراتژيك نفت عراق براي آمريكا
113622.jpg
حمله آمريكا به عراق قطعي به نظر مي رسد و شواهد حاكي از آن است
كه اين حمله در چندماه آينده
صورت خواهد گرفت.
در تحليل علل وعوامل اين حمله محتمل
نظرات زيادي مطرح مي گردد.
بخشي از نظرات در تبيين اين حمله؛ معطوف به موضوعات سياسي است
و بخشي ديگر اين حمله را
درچارچوبهاي اقتصادي
مورد بررسي قرار مي دهد.
تبيين اقتصادي دلايل حمله آمريكا
به عراق، بيش از هر موضوع ديگري
بر موضوع انرژي متمركز است.
در اين راستا اين اعتقاد وجود دارد
كه اين حمله براي نفت است و دلايل سياسي ارائه شده براي اين حمله
داراي اولويت اول نيستند.
در يك جمع بندي نهايي بايد گفت
در حمله احتمالي آمريكا به عراق مجموعه اي از عوامل دخيل هستند
كه در حوزه هاي سياست و اقتصاد
قرار دارند. در اين نوشتار سعي شده است كه در چارچوب حوزه اقتصاد؛ اهميت نفت عراق براي آمريكا با استفاده از آمارها و مستندات، تحليل شود
به شكلي كه به كاربردهاي
اين عمل در رفتارهاي آمريكا نيز
بتوان پي برد.
•••

اهميت استراتژيك نفت عراق از منظر اقتصادي
۱ـ عراق دومين ذخاير نفت جهان را در اختيار دارد. ميزان ذخاير نفت عراق بالغ بر ۱۱۲ميلياردبشكه تخمين زده مي شود كه شامل حدود ۱۱درصد ذخاير نفت جهان است. بسياري از كارشناسان معتقدند عراق حتي مي تواند مجموع ذخاير نفت خود را دوبرابر كرده و در حد ذخاير عربستان سعودي قرار دهد. زيرا طبق برآوردها ۹۰درصد حوزه هاي نفتي عراق كشف نشده اند وتاكنون تنها ۲۰۰۰چاه نفت در عراق مورد حفاري و استخراج قرار گرفته است. از هر ۱۰چاهي كه در عراق براي نفت حفاري مي شود ۸چاه به نفت مي رسد در حالي كه در عربستان از هر ۱۰چاه تنها ۵چاه به نفت مي رسد.
كيفيت نفت عراق بالا بوده و استخراج آن بسيار ارزان است. در واقع عراق توليد كننده ارزانترين نفت خام جهان با قيمت كمتر از يك ۱دلار در بشكه است.
وضعيت ژئوپليتيكي عراق نيز به شكلي است كه در صورت روي كارآمدن يك دولت مقبول جامعه جهاني و داراي روابط خوب با همسايگان مي تواند نفت توليدي خود را علاوه بر خليج فارس از طريق خطوط لوله از كشورهاي تركيه؛ سوريه و اردن به طرف بازارهاي مصرف ارسال دارد.
۲) براساس برآوردهاي انجام شده؛ منابع نفتي آمريكاي شمالي و درياي شمال بين ۱۰ تا ۱۵سال آينده پايان خواهد پذيرفت. اين در حالي است كه در سال۲۰۲۰ ميزان نياز به انرژي در مقايسه با سال۱۹۹۷؛ ۵۷درصد افزايش خواهد يافت ونفت همچنان به عنوان مهمترين منبع انرژي باقي خواهد ماند. همچنين براساس آمارهاي اعلام شده، در سالهاي آتي آمريكا ناچار خواهد شد ۶۰درصد نفت خود را از خارج تهيه كند. البته تحليل مي شود، آمريكا با توجه با اهميت روزافزون نفت؛ درصدد تغيير جغرافياي انرژي در جهان وايجاد امنيت انرژي براي خود است. بنابراين مداخلات نظامي آمريكا در جهان بويژه در منطقه خليج فارس براي ايجاد امنيت انرژي توجيه مي شود. بنابراين دستيابي به نفت عراق براي آمريكا اهميت حياتي دارد و به اين كشور در ژئوپلتيك انرژي جهان موقعيت ويژه اي خواهد بخشيد.
۳) اهميت ديگر نفت عراق با چشم انداز آينده سرمايه گذاريهاي نفتي در اين كشور ارتباط دارد. آمريكا وانگلستان تا سال۱۹۷۲ در دوسوم توليد نفت عراق شريك بوده اند و در اين سال با ملي شدن نفت عراق؛ موقعيت خود را در اين كشور از دست دادند. عراق پس از ملي شدن نفت براي بهره برداري از منابع غني نفتي خود با شركتهاي روسي و فرانسوي همكاري كرد. در حال حاضر شركتهاي نفتي امريكا و انگلستان براي فعاليت درعراق برنامه هاي ويژه اي دارند. از مجموع ۵شركت بزرگ نفتي جهان ۴شركت متعلق به اين دوكشور هستند بزرگي ذخاير نفت عراق و چشم انداز آينده آن؛ شركتهاي بزرگ نفتي آمريكا و انگلستان را براي بهره برداري از اين منابع به تكاپو انداخته است. برخي از تحليلگران معتقدند؛ فشارهاي زياد آمريكا و انگلستان براي ادامه تحريم ها عليه عراق به خاطر جلوگيري از يكه تازي و سرمايه گذاريهاي كشورهاي رقيب در نفت عراق بوده است. «كنت در»، رئيس شركت نفتي شورون در سخنراني خود در سال۱۹۹۸ در سانفرانسيسكو اظهار داشت: عراق ذخاير نفت و گاز بسياري عظيمي دارد و من بسيار علاقه مند هستم كه «شورون» به آن ذخاير دست يابد. وي همچنين از ادامه تحريم ها عليه عراق حمايت كرد.
حمله نظامي به عراق موجب مي شود چهار شركت عظيم نفتي «اكسون» و «شل» آمريكايي و «بي پي» و «شورون» انگليسي براي فعاليت در عراق به فرصت هاي بزرگي دست يابند.
اهميت نفت عراق از منظر اقتصاد سياسي
۱ـ ديگر دليل عمده اهميت نفت عراق براي آمريكا از منظر اقتصاد سياسي مورد توجه است كه در دوسطح تحليل خرد وكلان قابليت مطالعه بيشتري دارد. اما اهميت نفت عراق در ارتباط با اهميت امنيت در بازارهاي انرژي و راههاي انتقال انرژي براي آمريكاست. آمريكا از جنگ جهاني دوم به اين سو همواره در منطقه خليج فارس همين هدف را داشته است و پس از خروج انگلستان از اين منطقه نيز با اتخاذ دكترين هاي سياست دوستوني و كارتر سعي در ايجاد امنيت و ثبات در اين منطقه داشته است. همزمان آمريكا در اين منطقه حضور نظامي گسترده اي داشته كه هم اكنون نيز ادامه دارد. در اين راستا آمريكا همواره سعي كرده رژيم هايي را كه در منطقه از ديد خود تهديدي محسوب مي شوند، سركوب يا مهار كند. سركوب عراق پس از حمله به كويت و سياست مهار دوجانبه براي مهار ايران و عراق هم به همين دليل است.
«ژنرال آنتوني زيني»، فرمانده ارشد سابق آمريكا در اين منطقه و نماينده ويژه اين كشور در مسائل منطقه در سخنراني خود در سال۱۹۹۹ برابر كنگره آمريكا گفت: منطقه خليج فارس با آن منابع نفتي زياد خود از ديرباز از منابع حياتي آمريكا بوده و آمريكا بايد به منابع اين منطقه دسترسي آزاد داشته باشد. براين اساس مي توان دسترسي آزاد را به معناي كنترل سياسي ونظامي اين منابع دانست. «جيمز ولسي»، رئيس سابق سيا نيز در مقاله اخير خود در «وال استريت جورنال»، ضمن انتقاد شديد از وابستگي آمريكا به نفت خاورميانه اظهار داشته است آنها كه به جنگ با ما آمده اند و از ما متنفرند، قدرت خود را از نفت مي گيرند و ما بايد شمشير آنها را بشكنيم.
حمله به عراق و از بين بردن رژيم صدام به عنوان يك منبع مهم تهديد براي آمريكا در منطقه و به دست گرفتن كنترل نفت عراق با آن ذخاير غني، گام مهمي براي آمريكا در دسترسي هر چه بيشتر به منابع انرژي منطقه و ايجاد امنيت انرژي مورد نظر آمريكايي ها است.
۲ـ در چارچوب سطح تحليل خرد بايد به جغرافياي انرژي در منطقه ونقش عربستان در اين زمينه توجه كرد. نقش بلامنازع و سنتي عربستان در تأمين انرژي منطقه، پس از ۱۱سپتامبر مورد چالش قرار گرفته و بويژه در آمريكا به ديده ترديد به آن مي نگرند. پس از اثبات آنكه شهروندان عربستاني درعمليات تروريستي ۱۱سپتامبر به رهبري بن لادن نقش عمده اي داشته اند؛ افكار عمومي آمريكا و ديدگاه بخشي از حاكميت آمريكا نسبت به رفتارهاي عربستان به شدت منفي شده است. در اين راستا ادبيات ضدعربستاني در آمريكا در حال شكل گيري است و حتي گروهي از مشاوران پنتاگون در گزارشي خوارستار بركناري حكام عربستان شده اند.
عربستان نيز ضمن مخالفت با حمله آمريكا به عراق اعلام كرده پايگاههاي خود را در اختيار آمريكا قرار نخواهد داد. در اين زمينه، بعضي از تحليلگران پنتاگون اعتقاد دارند در صورت حمله آمريكا به عراق وروي كار آمدن يك رژيم دموكرات طرفدار آمريكا در اين كشور، آمريكا خواهد توانست با استفاده از منابع غني نفت عراق و كم كردن وابستگي به نفت عربستان اين كشور را تحت فشار قرار دهد از حمايت از تروريسم و اشاعه افكار بنيادگرايانه مذهبي دست بردارد. حتي بعضي از تحليل هاي تندروتر اعتقاد دارند كنترل نفت عراق به آمريكا فرصت مي دهد براي پايان دادن به حكومت بنيادگراي سعودي و تسلط اين كشور بر چاههاي نفت برنامه ريزي كند.
۳ـ دليل ديگر اهميت نفت عراق براي آمريكا آن است كه آمريكا از نفت عراق به عنوان يكي از ابزارهاي چانه زني براي كسب حمايت وجلب متحدان استفاده مي كند. هر سه كشور فرانسه، روسيه وچين كه از اعضاي دائمي شوراي امنيت بوده ومخالف حمله آمريكا به عراق هستند، شركتهاي نفتي بين المللي داشته و سابقه همكاريهاي گسترده با عراق دارند.
شركت نفتي «لوك اويل» روسيه در سال۱۹۹۷ قراردادي به ارزش ۴ميليارددلار با عراق به امضا رساند. البته اين پروژه به دليل تحريم هاي سازمان ملل آغاز نشده است. در سال گذشته نيز شركت خدمات نفتي «اسلاو نفت» روسيه قراردادي به ارزش ۵۲ميليون دلار براي حفاري در چاههاي «طوبي» در جنوب عراق امضا كرده است.
همچنين در موافقت نامه منعقده ۴۰ميليارددلاري بين عراق و روسيه؛ فرصت هايي براي شركتهاي روسي براي استخراج نفت در صحراي غربي عراق پيش بيني شده است.
«جيمزولسي»، رئيس سابق سيا اعتقاد دارد بايد به روسيه و فرانسه اطمينان داد در صورت كمك به آمريكا در سرنگوني صدام؛ شركتهاي روسي و فرانسوي خواهند توانست با دولت آتي عراق و شركتهاي آمريكايي همكاري كنند. همچنين «الكساندر ورشبو»، سفير آمريكا در روسيه نيز اعلام كرده است سرمايه گذاريهاي روسيه در عراق با روي كار آمدن رهبري جديد درعراق بهتر حمايت مي شود. براساس اعلان وزارت خارجه آمريكا در ماه جاري ميلادي مسؤولان عالي رتبه انرژي آمريكا و روسيه به همراه ۱۰۰شركت آمريكايي و روسي فعال در بخش انرژي در هوستون آمريكا تشكيل جلسه خواهند داد.
شركت فرانسوي «توتال فيناالف» نيز براي توسعه ذخاير عظيم جزاير مجنون در نزديكي مرزهاي ايران با عراق مذاكره كرده است. گفته مي شوداين حوزه ذخايري بالغ بر ۳۰ميلياردبشكه نفت دارد. يك مقام فرانسوي اين نكته را كه «ژاك شيراك»، رئيس جمهور اين كشور به دنبال كسب امتيازات مالي از آمريكا است را رد مي كند. اما يك مسؤول آمريكايي به نشريه «گلوبال پالسي فورم»گفته است فرانسويان بعد از جنگ خليج فارس از اينكه با وجود قول قبلي در بازسازي چاههاي عراق به كار گرفته نشدند؛ شاكي بوده اند. اين مقام آمريكايي مي افزايد كه فرانسويان هنوز انتظارات مالي خود را بيان نكرده اند.
چين نيز بالقوه منافعي درعراق دارد و پس از جنگ خليج فارس نيز براي فعاليت در حوزه هاي نفتي اين كشور به توافقاتي دست يافت كه به دليل تحريمهاي سازمان ملل به اجرا درنيامد. شركت نفتي «چاينا ناسيونال» چين در سال۱۹۹۷ براي بهره برداري از حوزه نفتي «روميله شمالي» قراردادي با عراق امضا كرده بود. براساس آمارهاي منتشره؛ واردات نفت چين از منطقه خليج فارس پانصدهزار بشكه در روز در سال۱۹۹۷ به پنج و نيم ميليون بشكه در روز در سال۲۰۲۰ افزايش خواهد يافت. در اين راستا چين براي تضمين جريان نفت از اين منطقه؛ نيازمند حضور و نفوذ در حوزه هاي نفتي منطقه است. آمريكا مي تواند درباره چين و آينده فعاليتهاي اين كشور در عراق تضمين هايي بدهد وهم درباره موضوعات مورداختلاف دوكشور مانندتايوان به توافقاتي دست يابند. همچنين گفته مي شود كه دليل اصلي حمايت آمريكا از چين و تروريست خواندن گروه جنبش اسلامي تركستان شرقي به موضوع عراق ارتباط دارد.
| برگرفته از ويژه نامه
«برداشت اول» وابسته به
مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري
آمريكا آماده استفاده از گازهاي سمي در عراق شد
• «نيويورك تايمز» نوشت: عراق موشكهاي زمين به زمين خود را در تيررس كويت قرارداده است.
گروه بين الملل ـ روزنامه «نيويورك تايمز» نوشت: عراق موشكهاي زمين به زمين خود را در تيررس كويت قرارداده است.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، اين روزنامه نوشت: مقامات آمريكايي مي ترسند اين موشكهاي زمين به زمين نيروهاي آماده تهاجم آمريكا، متحداني مانند كويت و معارضان عراقي را تهديد كنند. به گفته آمريكايي ها، عراق در جست وجوي توان تهديد كويت و حمله به نيروهاي آمريكايي است. زيرا موشكهاي عراق متحركند و بردكافي براي رسيدن به پايتخت كويت را دارند، ازنظردولت كويت، حمله به آنها اقدام مهمي است كه برنيات آمريكا براي دفاع از اين اميرنشين درخلال جنگ آتي عراق صحه مي گذارد.
ازسويي، به گزارش ايرنا، پايگاه اينترنتي روزنامه «اينديپندنت» چاپ لندن ديروز نوشت: آمريكا براي استفاده از گازهاي سمي در عراق آماده مي شود.
به نوشته اين روزنامه، آمريكا آماده مي شود از گاز سمي كنترل شورش موسوم به «سي.اس» و «افشانه فلفل» در تضاد با «كنوانسيون منع سلاحهاي شيميايي» در عراق استفاده كند و اين امر به اولين اختلاف در اتحاد آمريكا و انگليس منجرمي شود.
براساس اين گزارش، «گازهاي مسكن» نظير آنچه باعث كشته شدن ۱۲۰ گروگان درحادثه گروگانگيري سال گذشته در تئاتري درمسكو شد، را نيز مي توان به كارگرفت. اينديپندنت نوشت: كنوانسيون مذكور استفاده از گازهاي سمي درجنگ را به اين دليل كه استفاده از آنها خطر تشديد يك جنگ شيميايي را درپي دارد، ممنوع مي كند.
به نوشته اين روزنامه، با اين حال، از اين گازها مي توان در آشوبهاي داخلي استفاده كرد.
براساس اين گزارش، گاز «سي.اس» و افشانه فلفل براي استفاده در اختيار نيروهاي پليس انگليس قراردارند.
اين درحالي است كه تفنگداران دريايي آمريكا هفته گذشته تأييدكردند كه اين دوعامل سمي هم اكنون به خليج فارس حمل شده اند. به نوشته اين روزنامه، سياست انگليس اين است كه اجازه مشاركت نيروهاي نظامي در عملياتي كه طي آنها از عاملهاي كنترل شورش استفاده مي شود، صادرنمي كند و اين درحالي است كه «دونالدرامسفلد» وزيردفاع آمريكا از «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريكا خواستار صدور مجوز استفاده از اين عامل ها شده است.
113655.jpg
اينديپندنت افزود: اعتقاد بر اين است كه بوش با اين درخواست موافقت كرده است.
به نوشته اين روزنامه، منابع ارشد دفاعي در واشنگتن پيش بيني مي كنند كه نيروهاي ويژه آمريكايي براي تسخير مراكز فرماندهي و كنترل زيرزميني عراق از اين گازها استفاده كنند. براساس اين گزارش، افشاي اين مسائل، آمريكا را درحالي كه عراق را به داشتن سلاحهاي شيميايي و بيولوژيك متهم مي كند، با اتهام داشتن موضعي دوگانه روبرومي كند. دراين حال، عراق ديروز تحت نظارت سازمان ملل متحد، كارانهدام شش فروند ديگر از موشكهاي ممنوعه «الصمود۲» را آغازكرد. به گزارش خبرگزاري فرانسه از «بغداد»، «عدي الطايي» مديركل وزارت اطلاع رساني عراق گفت: انهدام شش فروند موشك «الصمود۲» رأس ساعت۹صبح به وقت محلي درمجتمع عظيم نظامي «التاجي» در نزديكي بغداد آغازشد و محل ويژه ريخته گري ساخت اين موشكها در «الرشيد» نيز تخريب خواهدشد.
عراق در راستاي درخواست سازمان ملل متحد براي خلع سلاح، روز شنبه، دراولين مرحله از انهدام موشكهاي ممنوعه «الصمود۲»، چهارفروند از اين موشكها را منهدم كرد.
انتقاد مطبوعات عربستان
از پيشنهاد امارات
گروه بين الملل ـ مطبوعات عربستان سعودي از پيشنهاد امارات براي كناره گيري صدام حسين از قدرت جهت اجتناب از جنگ انتقاد كردند و «پيام متوازن» اجلاس سران اتحاديه عرب را ستودند. به گزارش خبرگزاري فرانسه، «البلاد» با اظهارنظر درباره پيشنهاد امارات در اجلاس «شرم الشيخ» نوشت: فقط عراقي ها و نه هيچ ملت ديگري حق دارند رژيم بغداد را تغيير دهند. كشورهاي عربي بايد از اين منطق حمايت كنند، تا بهانه اي براي آمريكا جهت حمله به كل منطقه نشود.
روزنامه «اليوم» نوشت كه نمي توان تغيير حكومت را از طريق قدرتهاي خارجي انجام داد. اين روزنامه افزود: مداخله در امور داخلي هر ملتي كاملاً مغاير با اصول قوانين بين الملل است.
آمريكا هنوز به رأي مثبت تركيه اميدوار است
گروه بين الملل ـ پس از مخالفت پارلماني تركيه با استقرار نيروهاي نظامي آمريكا، آنكارا براي بهبود روابطش با واشنگتن به تكاپو افتاد و به بغداد هشدار داد در همكاري اش با سازمان ملل متحد وقفه اي نيندازد.
به گزارش خبرگزاري رويتر، «عبدالله گل» نخست وزير تركيه در جلسه فوق العاده حزب عدالت و توسعه گفت كه تصميم پارلمان در عدم پذيرش ۶۲ هزار سرباز آمريكايي تأثيري بر مناسبات دو كشور نمي گذارد. اين رأي قاطع، رهبري حزب حاكم را تكان داد و ضربه محكمي به نقشه هاي نظامي آمريكا براي ايجاد «جبهه شمالي» عليه عراق وارد كرد. چنانچه پارلمان تركيه دوباره رأي گيري نكند، طراحان نظامي آمريكا ناچارند قيد حمله به عراق از تركيه را بزنند و در نتيجه، زمان هرگونه حمله احتمالاً طولاني تر خواهد شد. كشتي هاي آمريكايي حامل مهمات و تجهيزات براي لشگر چهارم پياده نظام اكنون بايد به سرعت به جنوب بروند تا به نيروهاي حاضر در خليج فارس ملحق شوند. گل به خبرنگاران گفت: رابطه صميمي تفاهم آميز ما با آمريكا ادامه خواهد يافت. رهبري عراق نبايد از تصميم پارلمان تركيه سوء استفاده كند. اگر آنها دچار سوء تفاهم شوند و در همكاري با سازمان ملل متحد تأخير ايجاد كنند، آنگاه احتمال صلح كاهش خواهد يافت.
منابع نزديك به حزب عدالت و توسعه گفتند كه اين تصميم، شوك بزرگي براي رهبران اين حزب بوده است. يك منبع گفت: شايد مسأله ارائه مجدد لايحه مطرح شود، ولي دشوار خواهد بود. شايد چند عامل روي اين رأي گيري تأثير گذاشته باشد. رأي دهندگان نگران تظاهراتهاي ضد جنگ در خيابانهاي آنكارا و پيامهاي مردم بودند. همچنين گمان مي رود از برو زشائبه دريافت «رشوه» از واشنگتن در قبال استقرار نيروهاي آمريكا برافروخته شده باشند. اختلافات شديد در اروپا بر سر عقلانيت اقدام نظامي نيز ترديدهايي در ميان رده هاي مختلف حزب حاكم تركيه ايجاد كرد. «احمد نجدت سزر» رئيس جمهوري تركيه نيز سازگاري اين لايحه با قانون اساسي را زير سؤال برده بود. در واشنگتن، مقامات آمريكايي گفتند هنوز اميدوارند تركيه تغيير عقيده بدهد. مقامات دفاعي نيز گفتند كه مي توانند به سرعت نقشه هاي جنگ را اصلاح كنند. رويتر نوشت: اگر تركيه تسليم نشود، شايد در آينده، عراق نيز سهم كمتري داشته باشد و نتواند مانع از تشكيل كشور مستقل كردها در شمال عراق شود. مطبوعات تركيه نوشتند كه امتناع پارلمان از پذيرش نيروهاي آمريكايي، ضربه محكمي به دولت چهار ماهه آنكارا مي زند.
روزنامه «صباح» تيتر زد: «نقشه ها وارونه شدند» و نوشت: پارلمان مانعي بر سر لايحه دولت ايجاد كرد كه مي توانست راه را براي آغاز عمليات نظامي در عراق هموار كند. روزنامه «راديكال» نيز نوشت: پارلمان، جنگ را رد كرد. حزب عدالت و توسعه نتوانست تمايلش براي ورود به جنگ در كنار آمريكا را به تصويب برساند. در رأي گيري شنبه شب، حزب حاكم سه رأي براي تصويب اين لايحه كم آورد. روزنامه «ليبرال» نيز نوشت: نمايندگان به مسؤولان خود گوش ندادند. ستون نويس «راديكال» روزهاي دشواري را براي دولت پيش بيني كرد و نوشت: تصميم پارلمان يك پيروزي براي مردم سالاري تركيه است، ولي نتيجه اش ابهام در سياست خارجي و ضربه اي سنگين به دولت است. «رابرت پيترسون» سفير آمريكا در تركيه پس از رأي گيري، راهي وزارت امور خارجه اين كشور شد و گفت: واقعاً اميدوار بوديم شاهد رأي مطلوبي باشيم. ما براي گرفتن اطلاعات بعدي و نظرات دولت تركيه براي نحوه اقدامات آتي منتظر مي مانيم.
آمادگي كاسترو براي ميانجيگري
در بحران شبه جزيره كره
گروه بين الملل ـ «فيدل كاسترو» رئيس جمهوري كوبا ديروز اعلام كرد حاضر است براي حل مناقشه بحران اتمي كره شمالي ميانجيگري كند، ولي مناسباتش با اين كشور كمونيستي را محدود توصيف كرد. به گزارش خبرگزاري فرانسه، وي اين سخنان را در ملاقات با «جونيچيرو كويزومي» نخست وزير ژاپن بيان كرد. رهبر كوبا براي سفري سه روزه وارد توكيو شده است.
وي گفت: حل اين معضل مستلزم تلاش سياسي است. كاسترو ۷۶ ساله كه رابطه گرمي با «كيم ايل سونگ» رهبر سابق كره شمالي داشت، گفت كه مناسبات كشورش با پيونگ يانگ «به نزديكي گذشته» نيست. وي اعلام كرد: اما من آماده ام هر كار لازم در توانم را به كار گيرم.
موشك هاي بالستيك اسرائيل
۷هزار كيلومتر برد دارند
هفته نامه لبناني «الشراع» نوشت: اسرائيل داراي ۱۰۰ تا۲۰۰بمب اتمي و موشكهاي بالستيك با برد هفت هزار كيلومتر است. به گزارش ايرنا، «الشراع» در تازه ترين شماره خود افزود: اسرائيل همچنين داراي موشكهايي از گونه «جريشو» است كه مي تواند كلاهك اتمي حمل كند.
اين گزارش مي افزايد: تل آويو چندي پيش موشك جريشو را با برد ۱۳۰۰كيلومتر و موشك ديگري با همكاري آفريقاي جنوبي با برد ۱۵۰۰كيلومتر توليد و آزمايش كرد.
اين هفته نامه خاطرنشان كرد كه اسرائيل با داشتن اين موشكها، توانايي هدف گرفتن كشورهاي عرب و روسيه را دارد و براساس گزارش مركز مطالعات راهبردي انگليس، برد موشك «شافيت» اسرائيلي كه هنوز در مراحل تكميل است، به هفت هزار كيلومتر مي رسد.
مغز متفكر ۱۱ سپتامبر تحويل آمريكا شد
گروه بين الملل ـ منابع دولتي پاكستان گفته اند كه «خالد شيخ محمد» را، كه گفته مي شود از رهبران شبكه القاعده بوده است، به آمريكا تحويل داده اند.
به گزارش بي.بي.سي، «اف.بي.آي» (پليس فدرال آمريكا) معتقد است كه او نقش كليدي را در طراحي و هماهنگي حملات انتحاري ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در آمريكا ايفا كرده است و در نتيجه، جايزه هنگفتي براي كمك به دستگيري وي تعيين شده بود. در اين گزارش آمده است كه مأموران آمريكايي، پس از تحويل گرفتن «شيخ محمد»، وي را از پاكستان خارج كرده و به نقطه نامعلومي انتقال داده اند.
سخنگوي دفتر رئيس جمهوري آمريكا در واكنش نسبت به دستگيري خالد شيخ محمد از موفقيت پليس پاكستان در دستگيري وي و دو مظنون ديگر عضويت در شبكه هاي تروريستي قدرداني كرد.
مقامات آمريكايي خالدشيخ محمدرا مهمترين فرددستگير شده در جريان مبارزه عليه تروريسم جهاني مي دانند. وي فرمانده ارتش «اسامه بن لادن» مي باشد كه به ايفاي نقش در نخستين حمله به مركز تجارت جهاني و اجراي يك طرح شكست خورده براي انهدام خطوط هوايي آمريكا در اقيانوس آرام و بمب گذاري سال ۱۹۹۸ سفارت هاي آمريكا در تانزانيا و كنيا متهم شده است. وي سال گذشته در مصاحبه با تلويزيون «الجزيره» خود را طراح حملات ۱۱ سپتامبر معرفي كرده بود. مقامات آمريكايي پيش از اين ادعا كرده بودند «محمد» دستورنهايي ربودن هواپيما و حمله به برج هاي دوقلوي حادثه ۱۱سپتامبر را به «محمد عطا» اعلام و وي در اين حملات بيشتر از بن لادن ايفاي نقش كرده بود. روزنامه «واشنگتن تايمز» در اين باره نوشت: محمد در عملياتي در اروپا، آسيا و آمريكا دست داشته است و يك مقام آمريكايي گفت: آمريكا اميدوار است محمد تمام اسرار حادثه ۱۱ سپتامبر و فعاليتهاي القاعده را برملا كند.
شبكه خبري «بي.بي.سي» در اين باره نوشت: در پي بازداشت محمدو دو همدستش آمريكاييان اميدوارند اطلاعاتي را درباره برنامه هاي تروريستي شبكه القاعده و محل اختفاي اسامه بن لادن به دست آورند.
شيراك : جنگي بين غرب و عرب وجود ندارد
«ژاك شيراك» رئيس جمهوري فرانسه در هنگام ديدار از الجزاير تأكيد كرد كه «در سرنوشت غرب و ملت مسلمان عرب جنگ وجود ندارد و اين دو ملت نبايد با يكديگر بجنگند».
به گزارش شبكه تلويزيوني «المنار» لبنان، وي افزود: «روابط بين اين دو ملت بر پايه برابري، عدالت و احترام است.»
از سوي ديگر، «اوبرودرين» وزير امور خارجه سابق فرانسه گفت كه استفاده فرانسه از حق وتو در شوراي امنيت، منجر به يك استحكام سياسي خواهد شد، حتي اگر فرانسه در اظهار اين مخالفت تنها باشد.
فرمان حمله به درازا نخواهد كشيد
113652.jpg
تمامي شواهد حاكي است كه آمريكا و تعدادي از دست نشاندگانش به عراق حمله خواهند كرد. ماشين عظيم نظامي آنها درزمين و آسمان و دريا با همه تجهيزات و تداركات رزمي آماده حمله است. حتي دوربين هاي فيلمبرداري رسانه هاي بين المللي در صحنه حضور دارند. زمان صدور فرمان حمله به درازا نخواهد كشيد.
با اين همه، تاكنون از ديد مراجع بين المللي قانوني هيچ چيز چنين حمله اي را توجيه نمي كند. بازرسان اعزامي سازمان ملل متحد همچنان در يافتن سلاحهاي تخريب جمعي ناكام مانده اند. به عبارتي، گزارش ۲۷ ژانويه آنها به سازمان ملل حاوي نكته اي نبود. علاوه بر اين، هيچ نوع رابطه اي ميان عراق و شبكه هاي تروريستي به ويژه شبكه القاعد ه كه پس از وقايع هولناك ۱۱ سپتامبر، دشمن شماره يك مردم آمريكا معرفي شد، نشان داده نشده است.
در نتيجه، افكار عمومي دنيا همچنان خواستار مدارك غيرقابل ترديدي است كه بتواند حمله به عراق را توجيه كند. بي شك، رژيم عراق نفرت انگيز و صدام حسين خودكامه اي است منفور كه در موارد فراواني ترديدي در قتل عام مردم خود نداشته و حتي از گازهاي سمي كه بنا به معاهده هاي بين المللي كاربرد آنها ممنوع اعلام شده، استفاده كرده است. آيا اين موضوع برپايي «جنگي پيشگيرانه» را حقانيت مي بخشد؟ افسوس كه او تنها خودكامه جهان نيست. واشنگتن بدون كوچكترين دغدغه خاطري براي حفظ منافع خود از صدام حسين در دهه ۱۹۸۰ و ديكتاتورهاي منفور ديگري مانند ماركوس در فيليپين، سوهارتو در اندونزي، شاه ايران، سوموزا در نيكاراگوئه، باتيستا در كوبا، تروخيلو در دومينيكن، پينوشه در شيلي، موبوتو در كونگو ـ زئير و … حمايت كرده است. هنوز تعدادي از خونخوارترين و منفورترين مستبدان دنيا مورد حمايت آمريكا هستند. همين سپتامبر گذشته، تئودور اوبيانگ (*) ديوانه، ديكتاتور گينه استوايي با احترامات كامل مورد استقبال جور ج دبليو بوش در كاخ سفيد قرارگرفت. حتي قديمي ترين متحدان آمريكا با مشاهده رفتار غيرقابل توضيح واشنگتن، در اعلام پشتيباني خود از جنگ صليبي آن با عراق اكراه دارند. فرانسه و آلمان، دو متحد قديمي آمريكا، در اواخر ژانويه درحركتي شبه متمردانه اعلام كردند كه مداركي كه بتواند مداخله نظامي را توجيه كند، گردآوري نشده است. آنان خواستار تمديد دوره مأموريت بازرسان سازمان ملل شدند تا هرگونه شك و ترديدي در مورد وجود سلاحهاي تخريب جمعي درعراق برطرف شود. همچنين تأكيد كردند كه در هر صورت، تنها شوراي امنيت سازمان ملل متحد مي تواند با صدور قطعنامه دوم اجازه استفاده آشكار از نيروي نظامي را عليه متحد عراق صادر كند. در غير اين صورت، فرانسه امكان استفاده از حق وتو را منتفي نمي داند. به نظر مي رسد كه اين موضع مشترك فرانسه و آلمان دو عضو دائمي ديگر شوراي امنيت، يعني روسيه و چين را نيز تشويق كرده است كه مواضع شجاعانه تري بگيرند و قطعنامه دوم سازمان ملل متحد را براي حل مسأله عراق درخواست كنند. چنين مواضعي خشم واشنگتن را به شدت برانگيخته است. به ويژه نسبت به برلين كه مانند پاريس متهم به تمرد است. با وجود اين به نظر نمي رسد كه آمريكا تغييري در برنامه خود براي اشغال عراق داده باشد. «كالين پاول» وزير امور خارجه آمريكا، به محض ورود به اجلاس اقتصادي جهان در «داووس» در ۲۵ ژانويه ،۲۰۰۳ تأكيد كرد كه آمريكا مي تواند بر همكاري تقريباً ۱۲ «كشورد وست» حساب كند؛ به نظر او، اين امر براي تشكيل ائتلافي بين المللي عليه عراق كاملاً كافي است. مردم دنيا همچنان با نگراني فراواني دنبال كشف دلايل واقعي اين مداخله نظامي هستند. به عنوان نمونه، در همايش اجتماعي جهان در «پورتو آلگره» كه دست اندركاران اصلي جامعه مدني از سراسر جهان شركت داشتند، اين نگراني يكي از مسائل حاد مورد بحث بود. بسياري از روشنفكران حاضر در اين همايش مانند «نوام چامسكي»، «طارق علي»، «نوامي كلاين»، «آدولفو پرز اسكيوال»، «ادواردو گالئانو» و … اين موضوع را طرح كردند كه در حالي كه حدود سه ميليارد تهيدست در سراسر كره زمين از نبود آموزش، بهداشت، غذاي كافي، مسكن و سوادآموزي رنج مي برند، اختصاص دهها ميليارد دلار به جنگي كه هيچ توجيهي براي آن وجود ندارد، نه تنها بيهوده كه جنايتكارانه است. اين به نوعي همان پيام «لولا داسيلوا» رئيس جمهوري برزيل است، كه از سوي تمامي محرومان به اربابان دنيا كه دراجلاس داووس گرد آمده بودند ارسال شد. بخش بزرگي از افكار عمومي جهان، نفت را تنها دليل اين جنگ مي داند. هدف واقعي آن دستيابي به ذخاير عمده ئيدروكربورهاي جهان است. اين استراتژي كه نمودي است از تكبر جديد امپراتوري آمريكا و «هوسبازي قدرتمندان» علاوه بر هزاران قرباني، پيامدهاي ژئوپلتيك بسيار مخربي به همراه خواهد داشت. اين جنگ خواست جناح بازهاي راست افراطي آمريكاست كه رئيس جمهوري را احاطه كرده اند(ديك چني، دونالد رامسفلد، پل وولفوويتز، ريچارد پرل، دوگلاس فيت، جك دي، كروچ، جان آر.بلتن و…) اينان مانند تمام كساني كه مست قدرت هستند، تنها زباني را كه براي پاسخ به مسائل سياسي، اقتصادي و اجتماعي مي شناسند، زبان جنگ است…
* ژنرال اوبيانگ در سال ۱۹۷۹ با يك كودتاي نظامي به قدرت رسيد و در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۲ با ۹۷‎/۱ درصد آرا دوباره به مدت هفت سال «انتخاب» شد.
پنجاه و يكمين ايالت آمريكا؟
• قسمت اول
پنجاه و يكمين ايالت؟ جنگ با عراق به معني به عهده گرفتن همه مسؤوليت هاي يك قدرت اشغالگر از لحظه دستيابي به پيروزي است. ازجمله اين مسؤوليتها، اداره اقتصاد، حفظ صلح در داخل عراق و حمايت از مرزهاي آن براي سالها ياشايد دهه ها خواهد بود. آيا ما براي اين رابطه طولاني آماده ايم؟
در طول چندماه گذشته، درباره آنچه مي توان پس از بركناري صدام توسط آمريكا در عراق انتظار داشت، با عده اي مصاحبه كردم. يك فرض در پشت سؤال اين موضوع است كه آمريكا دير يا زود به جنگ عراق خواهد رفت. اين كار را در بهترين شرايط با جزء كوچكي از حمايت بين المللي كه در جنگ يازده سال پيش باعراق از آن برخورددار بود، انجام خواهد داد. بيشتر كشورهاي منطقه و متحدان سنتي آمريكا بي طرف يا مخالف حمله به عراق هستند. مگر اينكه دولت بوش بتواند مدارك جديدي از خطر قريب الوقوع عراق ارائه دهد.
فرض ديگر اين بود كه نيروهاي آمريكايي حتي به تنهايي اين جنگ را خواهند برد. البته پيروزي ممكن است كندتر از جنگ قبلي با عراق به دست آيد و به طور قطع با تلفات بيشتري براي آمريكا همراه خواهد بود. اما در پايان، تانكها، هواپيماها، بمب هاي هدايت شده، نيروهاي عمليات ويژه و امكانات ديگر آمريكا، ارتش عراق را شكست خواهد داد. مرحله رزمي اين جنگ، هنگامي پايان خواهد يافت كه آمريكا به كنترل صدام بر دولت، نيروهاي مسلح و سلاحهاي عراق پايان دهد.
بعد چي؟
افراد طرف صحبت من جاسوس، طرفدار اعراب، مقامات شركتهاي نفتي، ديپلماتها، محققان، كارشناسان سياسي و نظاميان فعال يا بازنشسته از كشورهاي آمريكا، اروپا و خاورميانه بودند. بعضي از آنان به شدت از يك جنگ پيشگيرانه عليه عراق حمايت كردند، اما بيشترشان با اين كار مخالف بودند. تا اواخر تابستان، قبل از اينكه بحث هاي جدي درباره آن در آمريكا آغاز شود، بيشتر كساني كه با آنان صحبت كردم، انتظار وقوع جنگ را داشتند.
من تحقيقاتم را با اعتقاد به اين موضوع، كه در واشنگتن رايج بود، كه تغيير اجباري رژيم در عراق، ضرورت تاريخي ناخوشايند عصر ما است و اينكه شروع يك جنگ كار بدي است، اما انتظار كشيدن براي تحميل جنگ به ما از آن بدتر است، آغاز كردم. اين ديدگاه تا حدي نيز به اين اعتقاد بستگي داشت كه دولت آمريكا اطلاعاتي درباره كلاهك هاي هسته اي يا ديگر سلاحهاي كشتار جمعي صدام دارد كه به افكار عمومي آمريكا اطلاع نداده است. اين ديدگاه همچنين بيشتر اعتبار خود را از مقايسه اي كه هر آمريكايي مي توانست آن را درك كند، به دست مي آورد و آن، مقايسه عراق با آلمان نازي بود. با نگاهي به گذشته، تنها گناه در مورد مقاومت در مقابل هيتلر، انتظار كشيدن بيش از حد بود. در برخورد با صدام نيز به همين گناه مي توان استناد كرد. «ريچارد پرل» يك مقام وزارت دفاع آمريكا در دوره «رونالد ريگان» كه يكي از با نفوذ ترين اعضاي خارج از «هيأت دولت» فعلي بوش است كه معمولاً از آن به عنوان «حيات جنگ» نام برده مي شود، اين انديشه را به شكلي گويا در مقاله اي در روزنامه «ديلي تلگراف» چاپ «لندن» ابراز كرد: «يك جنگ پيشگيرانه عليه هيتلر درزمان مونيخ به مفهوم يك جنگ فوري در مقابل جنگي بود كه بعدها روي داد،در حالي كه جنگي كه بعدها با هيتلر در گرفت، به مراتب بدتر بود.
مقايسه با نازيها وكشتار يهوديان، تأثيري قاطع در بسياري از بحث ها داشت و تأثير آن در واشنگتن اين بود كه موضع مخالفان جنگ را ضعيف مي كرد. «كالين پاول» وزير امور خارجه آمريكا، با تجربه ترين چهره نظامي در دولت بوش، به دليل ناراحتي آشكارش از تلاشي كه شمار كمي از متحدان آمريكا از آن حمايت خواهند كرد، در مورد انجام اين كار ترديد داشت. غريزه هاي او با جامعه شناسي كلي بحث عراق همخواني دارد. به عنوان يك قاعده، قويترين طرفداران حمله پيشگيرانه ،در دولت و مطبوعات آمريكا، هيچ كدام هرگز در ارتش و يا در جوامع عرب خدمت نكرده اند. كهنه كاران ارتش و طرفداران اعراب عموماً طرفدار صلح بودند. براي مثال «پل وولفو ويتز» ، معاون وزير دفاع و رهبر فكري «سياست جنگ» در داخل دولت، در دهه ۱۹۶۰ در دبيرستان تحصيل مي كرد. «ريچارد آرميتاژ» همكار مردد اودر وزرات خارجه و متحد پاول در تقاضا براي خويشتنداري، فارغ التحصيل نيروي دريايي است كه سه بار در ويتنام خدمت كرده بود.
يادداشت بين الملل
مردمي كه صاحب حق نبوده اند
در قلمرو كنش متقابل بين كشورها، در بطن يك تحليل چند بعدي، توجه به ماهيت نقش مردم، گريز ناپذير جلوه مي كند، چرا كه نافذترين متغير است. كارآيي ساختار تصميم گيري، عملكرد دستگاه ديپلماسي، تأثيرگذاري ظرفيت نظامي، ميزان منزلت و پرستيژ جهاني، اعتبار سياستهاي تبليغاتي، تمايل نهادها و سازمانهاي بين المللي در جهت حمايت در زمان بحران و ميزان توفيق در شكل دادن به ائتلاف ها و اتحاديه ها براي تداوم بقا، به گونه اي فزاينده برآمده از طبيعت رابطه مردم و حكومت است. در جوامع بسته، اين رابطه، يك جانبه است، به اين مفهوم كه توده ها تابع نظرات حكومت هستند؛ حكومت دستور مي دهد و مردم به جهت هراس، تظاهر به پذيرش مي كنند، مردم تقاضا مي كنند و حكومت ناديده مي گيرد. در جوامع باز، رابطه دوجانبه است، به اين مفهوم كه توده ها و حكومت به موازات يكديگر حركت مي كنند: مردم تقاضا مي كنند و حكومت آن را مورد پردازش قرار مي دهد، حكومت در چارچوب قوانين دستور مي دهد ومردم آن را گردن مي نهند. طليعه حدوث اولين جنگ بزرگ در هزاره سوم، بيش از آن كه تأييد دوباره اي بر اين اعتقاد تاريخي باشد كه بازيگران در صحنه جهاني داراي منافع متضاد هستند، بازگو كننده اين واقعيت است كه به جهت ويژگي هاي خاص كشورهايي از قبيل عراق، كشورهاي غربي و در رأس آنها، ايالات متحده آمريكا، تداوم سلطه، استثمار خود را بر بسياري از كشورهاي خارج از جهان غرب براي مدتهاي طولاني شاهد خواهد بود. محافظه كاران مدرن به دنبال كسب قدرت به دنبال انتخابات سال ،۲۰۰۰ اين استدلال را پيش كشيدند كه صدام حسين به جهت ماهيت غير دموكراتيك ساختار قدرت در عراق كه او سمبل آن است، خطري جدي براي منافع آمريكا محسوب مي شود. آنان اين خطر را بطور جدي مطرح كردند، چرا كه براساس نظرات طراحان سياست خارجي آمريكا در صورت تجهيز شدن رژيم حاكم در كشوري كه حكومت بسته است، به جهت عدم پاسخگويي به مردم، امكان پيش بيني رفتار رأس هرم قدرت وجود نخواهد داشت كه اين به معناي افزايش آسيب پذيري منافع جهاني آمريكا است. در چارچوب چنين نگرشي است كه «جورج دبليو بوش» حذف صدام حسين را و جايگزيني آن با حكومتي كه ضرورت پاسخگويي به مردم را در بستر يك جامعه سنتي و با توجه به محدوديت هاي ناشي از آن احساس كند، بهترين تضمين براي تأمين منافع منطقه اي و تداوم سلطه و تفوق جهاني خود يافته است. بنابراين تأكيد آمريكا بر ضرورت سرنگوني صدام و ايجاد حكومتي فراگير به جهت دلمشغولي آنان با مقوله دموكراسي و ضرورت آزادي براي مردم عراق نيست، بلكه حكومتي كه به گونه اي كمتر ماهيت اقتدار گرايانه را يدك بكشد، به ميزاني بيشتر تحت فشارهاي ناشي از افكار عمومي جهاني و نيازهاي مردم در صحنه داخلي قرار خواهد داشت. حكومت هايي كه ماهيت آنان ضرورت توجه به ترتيبات قدرت را در داخل جامعه الزامي مي سازد، اين فرصت را براي آمريكا فراهم مي آوردند كه در موقعيتي مناسب تر در جهت جلوگيري از سياست هاي جنگ طلبانه آنان در صحنه جهاني قرار بگيرد. آنچه در هفته هاي اخير در پايتخت هاي كشورهاي غربي شاهد آن بوده ايم، تظاهرات گسترده مردمي است كه با توجه به ارزش ها و جايگاه اجتماعي خود، جنگ عليه كشوري كه به منافع آمريكا لطمه وارد نكرده است، غير موجه مي يابند. تظاهرات ضد جنگ بويژه در كشورهايي كه در ائتلاف «جنگ با هر قيمت» به رهبري آمريكا حضور دارند، از شدت بيشتري برخوردار است. بيش از دوميليون نفر در «رم»، نزديك به دوميليون نفر در «لندن»، بيش از يك ميليون نفر در «مادريد» و چند صد هزار نفر در نيويورك با سردادن مخالفت با آغاز جنگ، به نمايش اين مهم پرداختند كه قدرت و تفوق غرب كه از سده ۱۴ ميلادي با حضور پرتغال و اسپانيا در اطراف و اكناف جهان آغاز شد، بيش از آن كه برخاسته از قدرت نظامي و اقتصادي آنان باشد، بازتاب حضور مردم عادي در فرايند شكل گيري و پياده سازي سياست ها و خط مشي هاي حكومت است. جدا از اين كه تظاهرات كنندگان از قوت استدلال برخوردار هستند و فارغ از توجه به اين واقعيت كه اكثر آنها به جناح چپ طيف سياسي تعلق دارند و نماينده اكثريت حاكم در كشورهاي خود نيستند، بايد اين حقيقت حياتي را مورد توجه قرار داد كه توانايي آنان در بيان نظرات خود عليه تفكر حاكم در دستگاه رهبري كشورهايشان، منجر به اين شده است كه «خوسه ماريا آسنار» از اسپانيا، «توني بلر» از انگلستان، «جورج دبليو بوش» از آمريكا و «سيلويو برلوسكوني» از ايتاليا با اقتدار برخاسته از ماهيت دموكراتيك رژيم هاي خود با قاطعيت كلامي، تحكم استدلالي و تقواي ارزشي به دفاع از مواضع خود بپردازند. اينكه رهبران اروپايي متحد آمريكا در بطن مخالفت هاي گسترده در خيابانهاي شهر هاي خود همچنان به حمايت از رهبر آمريكا ادامه مي دهند، بدين جهت است كه آنان به مقابله حكومتي مي روند كه داراي كمترين مشوعيتي در بين مردم خود است. فقدان مشروعيت رژيم در بغداد، فضاي اخلاقي را براي رهبران غربي طرفدار سرنگوني صدام فراهم آورده است كه با استفاده و دستيازي به آن ، مخالفت هاي داخلي را عامل تضعيف موقعيت خود ارزيابي نكنند. در حالي كه مردم كشورهايي كه به رهبري آمريكا درصدد حمله به عراق هستند، در خيابانها جنگ عليه حكومت عراق را محكوم مي كنند، در كشور عراق كه براساس گفته هاي طراحان نظامي آمريكا در دو روز اول جنگ احتمالي، آمريكا به ميزان سه هزار موشك كروز از كشتي هاي مستقر در اطراف عراق به روي آن پرتاب خواهد كرد، شاهد هيچگونه تظاهرات غير دولتي ضد جنگ نيستيم. مردمي كه ممكن است به جهت جنگ زندگي و ثمره سالها تلاش و كوشش خود را از دست بدهند، به جهت اينكه كمترين نقشي در حيات كشور خود نداشته اند، به مرحله اي رسيده اند كه برايشان حمله يك نيروي متجاوز خارجي اهميتي ندارد، چرا كه هيچگاه اين فرصت را نداشته اند كه خود را صاحب حق بيابند. مردم عراق به خيابانها براي تظاهرات عليه جنگ اعمال شده به وسيله قدرتهاي استعمارگر غربي نمي روند، زيرا كه رژيم صدام را از نظر كيفي به مانند يك نيروي خارجي نگاه كرده اند و بدين جهت، ضرورتي براي حمايت از اين رژيم و حضور در خيابانها نمي بينند. عدم حضور مردم عراق در خيابانهاي بغداد و تظاهرات آنان در مخالفت با جنگ باعث شده است كه فضاي اخلاقي لازم براي صدام حسين براي مشروعيت بخشي به رژيم خود در صحنه جهاني به وجود نيايد و اين بدان مفهوم است كه آمريكا و متحدين غربي اين كشور مي توانند تظاهرات ضد جنگ در داخل كشورهايشان را ناديده بگيرند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |