|
گفت وگو با رئيس مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
ايران پنجاه و هفتمين توليدكننده مقاله در جهان
|
|
|
يكي از شاخص هايي كه براساس آن كشورهاي مختلف در زمينه هاي علمي، درجه بندي مي شوند و جايگاهي براي آنها در توسعه در نظر گرفته مي شود، وجود محيطهاي دانشگاهي و ميزان مشاركت اين بخشها در توليد علم و دانش و مستند ساختن اين يافته هاست. تا آنجا كه توليد «مقاله علمي » يكي از مهمترين خروجي هايي است كه دنيا به آن توجه خاص دارد. بنابراين هر كشوري كه در اين بخش از فعاليت مناسب تري برخوردار باشد، به همان ميزان موفق تر جلوه مي كند. در خصوص اين موضوع و در پي آگاهي از جايگاه كشورمان در توليد علم، با دكتر حسين غريبي، رئيس مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران و عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس به گفت وگو نشسته ايم كه در پي مي آيد. | جايگاه ايران در توليد مقالات علمي در سطح جهان و منطقه چگونه است؟ * در فاصله زماني سال۱۹۸۱ تا سال۲۰۰۰ ايران در مقايسه با كشورهاي روسيه، تركيه، عربستان، پاكستان، كويت، عراق، آذربايجان، ارمنستان، تركمنستان، قزاقستان، امارات، عمان، بحرين، قطر، تاجيكستان و گرجستان مكان ششم را كسب كرد، اما به خاطر فعاليت مناسب به خصوص در سالهاي اخير، ايران پس از روسيه و تركيه در سطح منطقه داراي مقام سوم در توليد مقاله است. با اين حال نسبت به كل جهان، ايران در رتبه پنجاه و هفتم است. | سهم هر يك از گروههاي آموزشي ايران در توليد مقالات علمي طي ۲۰سال اخير چه ميزان بوده است؟ * براساس آمار، در گروه علوم پايه سهم ايران در سال۱۹۸۱ نسبت به دنيا پنج صدم درصد بود كه اين ميزان در سال۲۰۰۰ به دو دهم درصد رسيده است. يعني ظرف ۱۹سال، ۴۰۰درصد در اين زمينه رشد كرده ايم. در سال ۱۹۸۱ در حوزه علوم پزشكي ۱۰۳ مقاله چاپ شده و در سال۲۰۰۰ اين تعداد به ۲۳۷ مقاله رسيده است. رشد ايران در اين حوزه طي ۲۰سال ۲۳درصد و رشد دنيا ۷۷درصد بوده است. در حوزه فني مهندسي، تعداد مقالات چاپ شده از ۴۳مقاله در سال۱۹۸۱ به ۲۷۷مقاله در سال۲۰۰۰ افزايش يافته كه ۳۱۷ درصد رشد را نشان مي دهد. در حالي كه رشد دنيا ۲۰۵ درصد بوده است. در حوزه كشاورزي از ۱۱صدم درصد در سال۱۹۸۱ به حدود ۲دهم درصد در سال۲۰۰۰ رسيده ايم كه رشد ۲۰۰درصدي را نشان مي دهد. در حوزه علوم انساني ۱۹مقاله چاپ شده و در سال۲۰۰۰ اين ميزان به ۴۳مقاله افزايش پيدا كرده است يعني از رشد ۵۸درصدي برخوردار بوده ايم در حالي كه رشد دنيا ۴۱درصد بوده است. سهم ايران در گروه هنر در سال۱۹۸۱ صفر و اكنون نيز صفر است. بنابراين در حوزه كلان، ايران تقريباً در بسياري از رشته ها به نسبت دنيا از رشد خوبي برخوردار بوده است. | آيا اين وضعيت پايدار خواهد ماند؟ * پايدار ماندن در اين زمينه بستگي به سياستهايي دارد كه دولت در پيش مي گيرد. در سال۲۰۰۰ اعلام شد به ازاي چاپ هر مقاله در مجلات علمي، ۴۰۰هزار تومان جايزه پرداخت خواهد شد و اين امر در سالهاي بعد نيز ادامه يافت اما تا آنجا كه اطلاع دارم هنوز مبالغ سال۲۰۰۲ به افراد پرداخت نشده واگر اين روند به هر دليل (كاهش اعتبارات يا تأخير سازمان مديريت و برنامه ريزي در حمايت از افراد) ادامه يابد با بحران جدي در توليد مقالات علمي روبرو خواهيم شد. يكي از مسائلي كه باعث ترغيب افرادبه كارهاي علمي و از جمله توليد مقالات مي شود تشويق هايي است كه از سوي مسؤولين صورت مي گيرد. پس براي موفقيت در اين زمينه سياست كلان كشور بايد در راستاي تشويق قرار گيرد. | شما پيش از مصاحبه يكي از دلايل عمده ركودتوليد مقالات علمي را در ايران «عامل جنگ » معرفي كرديد. اما ساير كشورهاي منطقه از جمله روسيه، پاكستان وهندوستان نيز كم و بيش درگير جنگ بوده اند. بنابراين عامل موفقيت اين كشورها در افزايش توليد مقالات چيست؟ * ببينيد! مشكلات سياسي و داخلي يك كشور با درگير شدن در يك جنگ تمام عيار متفاوت است. كشور ما در حال حاضر با آمريكا از نظر سياسي دچار چالش است و متحمل فشارهاي سياسي و اقتصادي برخي كشورهاي حامي آمريكا نيز هست. شايد اين مسائل تا اين اندازه در روابط پاكستان و هندوستان با آمريكا وجود نداشته باشد لذا نمي توان فشارهاي سياسي را با يك جنگ تمام عيار در يك كفه ترازو گذاشت و مورد بررسي قرار داد. | همان طور كه گفتيد، ايران در بسياري از گروههاي آموزشي از رشد قابل توجهي در توليد مقالات علمي برخوردار بوده است. چرا اين موفقيت در دنيا بازتابي ندارد؟ * اين موفقيت بايد از منظر جايگاه علمي ايران در دنيا مورد بررسي قرار گيرد كه با توجه به آن، فاصله كشور ما با كشورهاي پيشرفته قابل قياس نيست. ايران با توليد شش صدم درصد از حجم كل مقالات دنيا در ۲۰سال اخير در مكان پنجاه و هفتم قرار دارد در حالي كه آمريكا و اتحاديه اروپا درصدر قرار دارند. در اينجا بحث ارتباط برقرار كردن با دنيا اهميت مي يابد. يعني به اندازه اي كه ارتباط برقرار مي شود به همان اندازه نيز مشاركت در علم بالا مي رود. | آيا يكي از دلايل موفقيت كشورهاي عربي در توليدمقاله، ارتباط خوب آنها با ساير كشورها است؟ * همين طور است. كشورهاي حوزه خليج فارس براي اينكه دانش روز را به كشورشان منتقل كنند ارتباط بسيار خوبي با كشورهاي صنعتي ايجاد كرده اند و لذا تعداد مقالاتي كه به شكل مشترك با كشورهاي پيشرفته دارند بسيار بيشتر از كشور ماست. دانشمندان مابا دانشمندان دنيا ارتباط مناسبي برقرار نكرده اند كه البته اين امر دلايل مختلفي را دربرمي گيرد. اعزام بسيار محدود استادان به خارج براي فرصتهاي مطالعاتي از جمله اين عوامل است. از سوي ديگر پروژه هاي مشترك بين دانشگاههاي ما و دنيا آنقدر ناچيز است كه اصلاً به حساب نمي آيند. ما نه تنها بودجه تحقيقات را كاهش داده ايم بلكه رفتن افراد را به خارج بسيار محدود كرده ايم. يعني دانشجوياني كه براي دوره دكتري اعزام مي شوند خيلي اندك هستند. وقتي سهم مشاركت ما در بهترين شرايط (در علوم پايه) دو دهم درصد است ـ كه اگر مجموعه علوم را در نظر بگيريم كمتر از اين ميزان مي شود ـ پس بايد به جنبه هاي متفاوت موضوع بينديشيم. به اين معنا كه آيا ما استراتژي ارتباط با دنياي خارج را در برنامه هاي خود داريم يا خير؟ و در صورت داشتن اين استراتژي، آيا دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي دنيا حاضر به همكاري با ما هستند يا خير؟ | شما دليل اين وضع را در چه مي دانيد؟ آيا نهاد خاصي مسؤول پيگيري ايجاد ارتباط علمي بوده و آن نهاد در وظايف خود كوتاهي كرده است يا اينكه نه، اصولاً شما جاي چنين نهادي را خالي مي بينيد. * اين بحث كه كدام يك از نهادهاي كشور در باب ارتباط علمي با دنيا مي تواند وارد شود بحث چندان ساده اي نيست. در طرح اين موضوع بايد عوامل متعددي از جمله سياست كلان كشور را در نظر گرفت و اين كه آيا ما در اين سياست به دنبال ارتباط با دنيا هستيم يا خير؟ آيا اين روابط رسمي باشد يا غيررسمي، اختياري باشد يا اجباري، پايدار باشد يا شكننده و نظاير آن. قطعاً بدون توجه به اين مباحث به سختي مي توان وارد حوزه ارتباطي بادنيا شد. | وزارت علوم به دليل جايگاهي كه در مسائل آموزشي داراست مي تواند با سياستهاي حمايتي وتشويقي، توجه استادان را نسبت به توليدمقالات جلب كند. آيا دليل كاهش توليد مقاله را نمي توان حمايت محدود وزارت علوم دانست؟ * اين مطلب صحيح است؛ اما نه فقط از جهت حمايت وزارت علوم. پرداختهاي مالي به توليدكنندگان مقاله، بستگي به سياستهاي كلان نظام ونحوه پشتيباني نهادهاي فراسازماني دارد. ايران در مقايسه با ساير كشورها در پرداخت و كمك مالي به مراكز پژوهشي در جايگاه مناسبي قرار ندارد. اصولاً مسائل مالي نه تنها در توليد علم بلكه در ارتباط ما با ساير كشورها نيز تأثير گذار خواهد بود. وقتي افراد مورد تشويق قرار مي گيرند قطعاً تمايل بيشتري به كار از خود نشان مي دهند. البته اينكه بخواهيم تمامي مشكلات را ناشي از كمبود مالي بدانيم نگاه چندان درستي نخواهد بود. | چه عوامل ديگري ممكن است نقش داشته باشد؟ * اين سؤال را مي توان در قالب سه سؤال اصلي مطرح كرد: ۱ـ چه كسي؟ ۲ـ درباره چه موضوعي؟ ۳ـ چگونه تحقيق كند؟ با پاسخ به اين ۳سؤال، محورهاي اصلي روشن خواهد شد. محورهاي اصلي پاسخ به اين سه سؤال عبارتند از: نيروي انساني (پژوهشگر)، سياست پژوهش و پشتيباني پژوهش. در هر يك از اين سه حوزه اصلي مسائلي وجود دارد كه بازنگري آنها راهگشاي حل معضلاتي است كه در نظام پژوهش كشور با آن روبرو هستيم. در محور نيروهاي انساني لازم است به ويژگي ها، انگيزش و دانش ومهارت پژوهشگران توجه شود. در محور سياست پژوهش، نيازمند توجه به جايگاه نظام پژوهش، اولويتهاي پژوهشي، نقش دولت و نقش جهاني آن هستيم. در محور پشتيباني پژوهش لازم است به مسائلي از قبيل نظام اطلاع رساني، تجهيزات، مواد و فضا، ارتباط علمي، نهادهاي پژوهشي، نظام حقوقي پژوهش، اعتبارات و ارزيابي پرداخته شود. البته علاوه بر مسائل فوق، فرهنگ نقش مهمي ايفا مي كند. مثلاً لازم است در حوزه ارتباط علمي با توجه به ابعاد مختلف فرهنگي نسبت به گزينش روش فرهنگي مناسب براي مديريت فرهنگي تصميم لازم اتخاذ كنيم. براي مثال اگر به دنبال هم افزايي فرهنگي هستيم بايد به ديدگاه فرهنگهاي مختلف جهان احترام بگذاريم و از تلفيق فرهنگ اسلامي با فرهنگهاي همسو، درهم افزايي فرهنگي كوشا باشيم. اما اگر سياست فرهنگي كشور معطوف به برتري فرهنگي بر ساير ملل باشد طبيعي است كه ارتباط علمي كشور با ساير كشورها دچار معضلات و مشكلات خاص خود خواهد شد و مشاركت بين دانشمندان ملل پيشرفته دنيا با خود را مختل خواهيم كرد. مطالعه پيرامون اين قبيل مسائل و رسيدن به راه حلهاي كارآمد، مسيري است كه مي تواند كشور را در مواجهه با اين قبيل مسائل ياري نمايد. موضوع مهم ديگري كه بايد به آن پرداخته شود مستند كردن توليدات علمي كشور است. فرهنگ مستندسازي براي كشورهاي پيشرفته از جايگاه ويژه اي برخوردار است. متأسفانه فرهنگ نوشتاري در كشور ما بسيار ضعيف است و لذا حجم مستنداتي كه در پشت هر يك از مباحث كلان كشور وجود دارد بسيار ناچيز است. | از شما سپاسگزاريم.
|