سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۱ - ۳۰ ذيحجه ۱۴۲۳
Tue, Mar 4, 2003
گزارش روز
شماره ۲۴۰۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
عراق ـ آمريكا منطقه و باروت خشك
113808.jpg
به نظر نمي رسد كسي در جهان يافت شود كه از كنار رفتن صدام حسين متأسف شود. در حالي كه حاكم بغداد در دوران رياست جمهوريش ميليونها نفر از مردمش را به كام مرگ و گرسنگي فرستاد، كشورش را به ويرانه اي تبديل كرد و در دوجنگ خانمانسوز باهمسايگانش زيانهاي مادي و معنوي زيادي به آنها وارد كرد. صدام حسين براي بسياري از كشورهاي جهان به مثابه مهره اي در دست آمريكا بوده كه خواسته و ناخواسته منافع اين كشور را در منطقه استراتژيك خاورميانه تأمين كرده است. با وجوداين كشورهاي مختلف از ناحيه حمله به عراق يك نگراني مشترك دارند: «فرداي ناشناخته جنگ با عراق».
در سطح كشورهاي قدرتمند جهان نظير فرانسه، آلمان و روسيه تصرف عراق توسط آمريكا انگيزه هاي رقابت جويانه را بيدار مي كند. آنها بيم دارند در شرايط يكه تازي آمريكا سهم كمتري از غنايم جهان نصيب آنها شود. آمريكا هم كه در حال حاضر در بالاترين سطح آمادگي نظامي و اقتصادي به سر مي برد و از اين نظر خود را بي رقيب مي بيند، به خوبي مي داند بهترين فرصت را براي تسلط بر بخشي از جهان در اختيار دارد كه منابع استراتژيك نفت و بسياري از ذخاير با ارزش ديگر در آن نهفته است. آمريكا با تسلط بر اين منابع عملاً گلوگاه اقتصادي جهان و رقبايش را در دست مي گيرد.
وزير امور خارجه آلمان چندي پيش در مكالمه اي با وزير امور خارجه ايران از نگرانيهاي كشور متبوعش پرده برداشت: «ما براي جلوگيري از وقوع جنگي كه پيامدهاي آن براي منطقه نامشخص و غيرقابل كنترل است به تلاشهايمان ادامه مي دهيم. » تسلط برعراق و منابع نفت آن براي فرانسه و روسيه به مراتب ناگوارتر است. چون اين دو كشور به طور سنتي شريك تجاري عراق بوده اند. اختلافات آمريكا با برخي كشورهاي اروپايي در قبال جنگ با عراق در چارچوب ناتو بالا گرفت. عمق رقابت وقتي بيشتر به چشم مي آيد كه وزير جنگ آمريكا به صراحت آلمان و فرانسه را كه با دخالت نظامي يكجانبه آمريكا به عراق مخالفت مي كنند «نمايندگان اروپاي پير» خطاب مي كند.
منتها نمايندگان اروپاي پير كه تلاش زيادي براي وحدت اروپا انجام دادند در حفظ اتحاد مقابل آمريكا ناتوان مانده اند. چندي پيش هشت كشور اروپايي شامل پنج كشور عضو و سه نامزد عضويت از مواضع آمريكا در قبال جنگ حمايت كردند و اين موضوع همبستگي اروپاييان را با چالشي جدي مواجه كرد. تلاش براي مقيد كردن آمريكا به عمل در چارچوب سازمان ملل و شوراي امنيت روشي است كه اروپا براي جبران ناتوانيش در مقابل آمريكا در پيش گرفته. در اين چارچوب آلمان و فرانسه از آمريكا مي خواهند به بازرسان سازمان ملل براي خلع سلاح عراق فرصت بيشتري بدهد و تأكيد مي كنند زور آخرين راه حل است. به عبارتي به نظر مي رسد مطامع اروپاييها عميقا ً تفاوت زيادي با انگيزه هاي سلطه طلبانه آمريكا ندارد، بلكه اروپا از اينكه مبادا آمريكا از جنگ به نفع خود بهره برداري كند و سهمي براي آنها در نظر نگيرد، نگران است. دكتر الهه كولايي مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس مي گويد: «بعد از فروپاشي شوروي، آمريكا تلاش كرده سلطه يكجانبه بر جهان حاكم كندو قدرتهاي بزرگ حاضر به تن دادن به آن نيستند. منتها حالا آينده اين رفتار سلطه يكجانبه آمريكا بر منابع نفتي است. بنابراين نحوه موضع گيري آلمان و فرانسه در چارچوب منافع اين قدرتها قابل بحث است. منتها فاصله توانايي اقتصادي و نظامي آمريكا با اين كشورها بسيار زياد است و مقاومتها تنها افزايش توان چانه زني براي كسب امتيازات را دنبال مي كند. بنابراين در مجموع نمي توانيم تضاد جدي در چارچوب مسائل بين المللي بين اروپا و آمريكا قايل باشيم. هرچند اروپا حاضر به پذيرش سلطه يكجانبه آمريكا نيست اما با توجه به توان آمريكا، دوران شكل گيري ائتلافهاي محدود هم سرآمده و اين تصور كه فرانسه و آلمان مقابل آمريكا نقش بازدارنده داشته باشند غلط است و از مواضع آنها تنها شايد از بابت كاهش افراطي گري آمريكا بتوان بهره گرفت. اما روي هم رفته سابقه هشت سال جنگ ايران و عراق ومواضع اروپايي ها نشان مي دهد كه اين اتحاديه دنبال منافع خود است و نبايد به مواضع آن خوشبين بود. چين و روسيه هم موقعيتي مشابه اروپا دارند.»
چين اخيراً از استقرار شمار زياد نيروهاي نظامي آمريكا در مناطق پيراموني عراق اظهارنگراني كرد. روسيه نيز نگرانيهاي مشابهي بروز مي دهد.
دكتر پرويز ورجاوند كارشناس مسائل سياسي مي گويد: «بحران عراق چند چالش ايجاد كرده. در حال حاضر اتحاديه اروپا و ساير كشورهاي جهان براي مقابله با حركت تك قطبي آمريكا به سازمان ملل و شوراي امنيت بهاي بيشتري مي دهند. زماني خود آمريكا طرفدار اين تز بود. از طرفي فرانسه در كنار آلمان مي خواهد در اتحاديه اروپا قطب نيرومندي ايجاد كند كه در حد توانشان آمريكا را وادارند به نظراتشان احترام بگذارد بدون اينكه وارد دوران درگيري كه در توانشان نيست بشوند. ولي آمريكا با زيركي توانسته با استفاده از حربه اقتصادي شماري از كشورهاي اروپاي شرقي را با خود همراه كند و موازنه اتحاديه را به سودش تغيير دهد و انسجام آن را حول محور استقلال اتحاديه اروپا در مواجهه با آمريكا از بين ببرد. فرانسه و آلمان مي كوشند اتحاديه را به سمتي ببرند كه قدرت چانه زني بيشتري پيدا كند و سهم بيشتري ببرد. به ويژه آنكه فرانسه نيز به نفت عراق تكيه دارد و به عنوان سردمدار مخالفت با پديده جنگ ذهنيت مثبتي را در عراق و كشورهاي نفت خيز خليج فارس ايجاد كرده.» 
كشورهاي منطقه هم از آن بيم دارند كه آمريكا براي رسيدن به اهدافش آنها را قرباني كند. از فحواي كلام رهبران آمريكا چنين استنباط مي شود كه عراق تنها هدف آمريكا نيست بلكه زنجيره اي از تغييرات در پيش است كه هيچ كس به خوبي نمي داند منطقه را به چه سمتي پيش خواهد برد. اينكه تغييرات تنها حكومتها را دربرمي گيرد و يا جغرافياي منطقه را هم دگرگون خواهد كرد، ملتها را هم به اندازه دولتها در هراس از آينده اي نامشخص شريك مي كند. برخي عقيده دارند جنگ ممكن است موجب تجزيه عراق شود و مناقشه هاي قومي را در كشورهاي همسايه گسترش دهد. پس از افزايش شايعه جنگ كشورهاي منطقه به سرعت دست به كار شدند تا عراق را مجاب كنند به بازرسان اجازه نظارت مستمر از سلاحهاي كشتار جمعي را بدهد و سياست مبهم خود را كنار بگذارد و از طرف ديگر آمريكا را متقاعد كند سياست جنگ طلبانه اش را كنار بگذارد. آنها مدتي اميدوار بودند بتوانند صدام را مجاب كنند از قدرت كناره بگيرد. تركيه، مصر، عربستان، سوريه و اردن به شدت از آينده مبهمي كه ممكن است جنگ براي آنها و منطقه رقم بزند نگرانند. برخي از اعراب از بابت از بين رفتن تماميت ارضي عراق وخارج شدن اين كشور از رده دشمنان اسرائيل و تضعيف موضع اعراب نگرانند. عربستان كه تا ديروز متحد استراتژيك آمريكا بود اينك از امكان تغيير حكومت و بي ثباتي در مرزهايش با عراق و تلاش آمريكا براي كاهش تأثيرگذاري اين كشور بر اوپك مي هراسد.
براي تركيه و سوريه نگراني از بابت تحركات جدايي طلبانه كردها وجود دارد. حسن روحاني دبير شوراي عالي امنيت ملي نگرانيهاي كشورهاي همسايه را مشكل آوارگان، سرايت ناامني به كشورهاي همسايه، سلطه آمريكا بر چاههاي نفت عراق، استقرار حكومت دست نشانده د رعراق و يكجانبه گرايي آمريكا ذكر مي كند.
در ميان كشورهاي منطقه موضع تركيه از همه زيركانه تر است. اين كشور از بابت تجزيه عراق و احتمال بروز جدايي طلبي در مناطق كردنشين نگران است. با وجود اين موضع شناوري را در پيش گرفته .سير موضع گيريهاي تركيه از خلال صحبتهاي عبدالله گل نخست وزير اين كشور مشخص مي شود: «تركيه تمام توانش را براي حل مسالمت آميز بحران عراق به كار برد و از اين مرحله به بعد به حل بحران از راههاي صلح آميز اميد چنداني ندارد. متأسفانه جنگ نزديك است و تركيه با در نظر گرفتن منافع ملي خود حركت خواهد كرد. » دولت تركيه به اين ترتيب از مجلس اين كشور خواست به دولت براي پذيرش نيروهاي مهندسي ارتش آمريكا جهت انجام اصلاحات در پايگاههاي هوايي و بنادر اين كشور مجوز دهد. به اين ترتيب تركيه مي كوشد با درايت وارد دنياي ناشناخته پس از جنگ شود.
به ويژه آنكه آمريكا نقشه هايش را براي خاورميانه و اداره عراق پنهان نمي كند. چنانكه وزير دفاع آمريكا مي گويد: «پيروزي سپاهيان آمريكا در هجوم نظامي به بغداد موجب ظهور شكل نويني از خاورميانه در جهت تقويت منافع ايالات متحده مي شود.»
دكتر ورجاوند مي گويد: «طرحهايي را كه آمريكا اعلام مي كند تنها محدود به عراق نيست. چنين مشخص است كه آمريكا تغيير ساختاري در شكل حكومتهاي خاورميانه را مدنظر دارد و مي خواهد دست كم اين كشورها به سوي دموكراسي متكي بر پارلمان پيش بروند كه در كشورهاي عربي منطقه مطرح نيست. عربستان از تغيير ساختار عراق كه ممكن است به اين كشور هم تسري پيدا كند مي ترسد و مي داند كه با سلطه آمريكا بر عراق قدرت عربستان در اوپك دستخوش نابساماني مي شود. در اين شرايط كشوري مثل تركيه برنده است كه روش بازي سياسي را مي داند. اين كشور از موضع قاطع ضدجنگ شروع كرد و به شش ميليارد دلار كمك بلاعوض و ده ميليارد دلار وام رسيد.»
به هر حال اگر جنگي با عراق شروع شود معلوم نيست كه شكل منطقه و رقابتهاي جهاني به چه سمت و سويي ميل مي كند و اين همان فرداي ناشناخته اي است كه همگان از آن بيم دارند.
عبور از پل فيروزه
هويت ملي ونظام شاهنشاهي
در دوران پهلوي مفهومي از هويت ملي به عنوان ايدئولوژي رسمي دستگاه پادشاهي ساخته وپرداخته وتبليغ دراين كلام هويت ملي همان مفهوم كهن «ايرانشهر» است كه حافظ ونگاهبان آن نظام شاهنشاهي است. درواقع همان ايده باستاني «قلمرو پادشاهي ايران» و مفهوم «فرايزدي پادشاه ايران» در دوره ساساني است كه محور هويت جمعي مي شود. دراين نظريه ملت به عنوان شهروند آزاد مفهومي ندارد. ملت گله اي تصور مي شود كه پادشاه چوپان آن است و هويت ملي بانظام پادشاهي تعين پيدا مي كند . از سوي ديگر گروهي از هواداران اين تصور از هويت ملي چنان راه افراط پيش مي گيرند كه از نژاد پاك آريايي سخن مي گويند وهويت ايراني را با نژاد مشخص مي سازند. حال آنكه اقوام ايراني در چندهزاره بانژادهاي گوناگون درهم آميخته اند وسخن گفتن از نژاد آريايي سخني به گزاف است . دراينجا توجه به دو نكته اساسي ضرورت دارد. يكي اينكه در دوران پهلوي نه تنها گونه اي دولت ملي درايران ساخته و پرداخته شده است بلكه براثر گسترش سواد ومخابرات وارتباطات ورشد شهرنشيني وتحرك جغرافيايي جمعيت وپيدايش قشر وسيع روشنفكران وطبقه متوسط، آگاهي ملي واحساس تعلق به يك واحد بزرگ ملي تاحد زياد توسعه يافته است . اما غالب روشنفكران كه دراين دوران پيدا شده و رشد كرده اندنه تنها تعلق خاطري به مفهوم پادشاهي هويت ملي پيدا نكرده اند بلكه به مفاهيمي محبت داشته اند كه در برابر آن پديد آمده اند.
احمداشرف ، مورخ ـ ۱۳۷۳


|   شناسنامه   |   آرشيو   |