در گوشه و كنار اين سرزمين كهن، آثار بسياري از پدران ما برجاي مانده كه بسياري از آنها با وجود ارزش و اعتباري كه در تاريخ ما دارند، متأسفانه غبار نسيان بر چهره گرفته و مهجور و ناشناخته مانده اند شايد نام «ربع رشيدي» براي خيلي ها ناآشنا و غريب باشد؛ اثري كه از آن به عنوان سمبل شكوفايي علم و دانش در ايران و نمادي از خلاقيت ايراني مي توان ياد كرد. باني اين مجموعه عظيم علمي خواجه رشيدالدين فضل الله ابن «ابي الخير» همداني از وزراي دانشمند و مورخان نامي دوره مغول بوده است. وي از سال ۶۹۷ هجري يعني آغاز حكومت غازان خان (هفتمين ايلخان مغول) تا سال ۷۱۸ هـ . ق (يعني زمان مرگش) مقام وزارت ايلخانان مغول را داشته است و عاقبت در اثر توطئه مخالفانش و از آن جمله تاج الدين عليشاه جيلاني، كه خواجه رشيد را متهم به يهودي گري و قتل و مسموم نمودن الجايتو، ساخته بود، به فرمان سلطان ابوسعيد بهادر (آخرين ايلخان مغول) به تاريخ ۱۸ جمادي الاول سال ۷۱۸ هجري در قريه جرگر از توابع ابهر به دست جلاد سپرده شد.
تلاشهاي خواجه رشيد در جهت احياي مراكز علمي ايران بعد از حملات خانمانسوز مغول، در ايجاد مجتمع دانشگاهي ربع رشيدي متجلي شد. اين مجموعه در منطقه اي واقع در شمال شرقي تبريز و در جوار محله بيلانكوه اين شهر بنا شده بود. حمدالله مستوفي اين شهرك را مشاهده نموده و در كتاب خود (نزهة القلوب) شرحي راجع به آن نگاشته است اما منبعي كه اطلاعات باارزش بسياري از ربع رشيدي و مختصات آن به دست مي دهد همانا نامه ها و مكاتبات خواجه رشيد است كه در برخي ازآنها به وضعيت ربع اشاره كرده است.
اين شهرك دانشگاهي داراي مدارس علوم مختلف، كتابخانه اي منحصر به فرد، مساجدي زيبا، عمارتهاي باشكوه، دارالشفاء، دارالضيافه، خانقاه و امكانات ديگري چون حمام، ۲۴ كاروانسرا، بازار، كارخانه هايي نظير: پارچه بافي، كاغذسازي و ضرابخانه بوده است همچنين در اين مجموعه باغهايي متعدد و محلاتي جهت اسكان اساتيد و طالبان علم و صاحبان حرف ايجاد شده بود.
باني اين مركز علمي با فراخواني دانشمندان طراز اول جهان در شاخه هاي مختلف علوم و صنايع به تبريز، ربع رشيدي رابه بزرگترين كانون علمي جهان اسلام در روزگار خود مبدل ساخته بود. ارزش كار خواجه زماني بيشتر آشكار مي شود كه به خاطر بياوريم، مقارن تأسيس ربع رشيدي در ايران اروپا در قرون وسطي به سر مي برد كه ره آورد آن رخوت و ركود بود. به طور كلي مروري كوتاه بر مختصات و نظام مديريتي حاكم براين مجموعه و كاركرد چشمگير آن موجب حيرت انسان مي شود كه چگونه حدود ۷ قرن پيش با آن امكانات ابتدايي مجموعه اي بي نظير چون ربع رشيدي شكل گرفته است؟ جالب توجه اينكه باني اين مركز علمي جهت اداره و تأمين مخارج مورد نياز آن، موقوفاتي را مقرر كرده بود كه فهرست آنها در وقفنامه ربع رشيدي ثبت شده است.
|
|
|
اما اين رونق و شكوه به مثابه دولت مستعجل بود. بدين ترتيب كه با قتل خواجه طومار آباداني ربع رشيدي نيز در هم پيچيده شد و مورد چپاول قرارگرفته و هرچه در آن بود به غارت رفت؛ از جلد چرمي كتب گرفته تا درب و پنجره ابنيه آن، همه و همه به يغما رفت. از سوي ديگر برخي تهاجمات خارجي نيز روند نابودي آن را تسريع بخشيد تا جايي كه جز ساختمانهاي ويران چيزي برجاي نماند. در سال ۱۰۲۰ هجري به حكم شاه عباس اول صفوي در محل خرابه هاي ربع رشيدي قلعه اي ساخته شد و مقر حاكم تبريز به آنجا منتقل گرديد. اين قلعه نيز به مرور زمان ويران شد و چندي بعد آثار باقي مانده به صورت تل عظيمي از خاك و آجر و سنگ درآمد. شاردن سياح معروف فرانسوي كه در ۱۰۴۸ هجري از تبريز ديددن كرده، شرحي درخصوص ربع رشيدي و ويراني آن درسفرنامه خويش آورده است.
امروزه آنچه در اين محل ديده مي شود عبارتست از تپه هاي خاكي نسبتاً بلند و آثاري از برج و باروي قلعه تبريز متعلق به دوره صفويه. اين محدوده تاريخي اينك درمحاصره ساخت و سازهاي شهري گرفتار شده و وضع نامطلوبي دارد. البته با توجه به اينكه اخيراً اقداماتي در جهت ساماندهي اين محل صورت گرفته و نيز اساسنامه مجتمع علمي، فرهنگي ربع رشيدي به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است، اميد آن مي رود در آينده شاهد رسيدگي به وضع اين منطقه تاريخي باشيم. چرا كه باور داريم ربع رشيدي نماد پيشگامي ايرانيان در عرصه علم و دانش است و از اين رو بايستي نسبت به معرفي و احياي اين مركز دانشگاهي اقدام شود.
تبريز ـ مهدي بزازدستفروش