چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۱ - ۱ محرم ۱۴۲۴
Wed, Mar 5, 2003
ويژه
شماره ۲۴۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
تنگه سولك منطقه يي ناشناخته براي گردشگران
113880.jpg
كوهها ودره هايي كه در دامنه هاي سلسله جبال زاگرس واقع شده، مجموعه اي از آثار باستاني و ارزشمند تاريخ ايران را در دل خود جاي داده است. «تنگه سولك» واقع در بخش بهمئي از توابع شهرستان كهگيلويه، آثار باارزشي را در خود جاي داده است كه قدمت تاريخي آن به سال ۲۹۹ ميلادي بر مي گردد. نخستين بار در سال ۱۸۴۱ ، يك سياح روسي موفق شد نقوش برجسته اي را كه بر روي تخته سنگهاي بزرگ اين مكان حك شده است، شناسايي كند.
در سينه اين صخره هاي بزرگ كه از كوه جدا شده نقشهاي برجسته يي از شمائل انسانها، حيوانات و پرندگان ديده مي شود. در اين مكان سه ستون سنگي يكپارچه و بلند ديده مي شود كه روي آنها افراد مختلف در شكلهاي گوناگون حجاري شده اند. اين نقوش را مي توان از لحاظ زيبايي با نقوش برجسته «تخت جمشيد» مقايسه كرد. خطوط باستاني روي ستونها نيز بخوبي قابل مشاهده است.
پيران محل مي گويند: اين تنگه در گذشته محراب خداي باستان «ارتميس» و جايگاه عبادت اقوام ايليمايي بوده است. يكي از كارشناسان ميراث فرهنگي كهگيلويه و بويراحمد مي گويد: در قسمت شمالي اين تنگه دو نقش برجسته در بالا و پايين قرار دارد كه پادشاه را در حالي كه بر تخت نشسته نشان مي دهد. علي شريفي افزود: در پايين اين تخت، پرندگاني با نقش عقاب وجود دارند و در شكلهاي ديگر هم سربازان و خدمه پادشاه به تصوير كشيده شده اند. در قسمت شمال غربي اين مجموعه، شاه در مقابل محراب در حال پرستش است و سربند خود را در دست چپ ودر مقابل سينه اش حمل مي كند تا گوشزد كند اين سربند از طرف ايزدي كه دستش را بلند كرده به او هديه شده است.
نقش ديگر، اجتماع درباريان را در اتاق تخت سلطنت نشان مي دهد كه اين افراد همه سر برهنه هستند.در جبهه ديگر، اين آثار دو نيايشگر مي بينيم كه اولي روي سكويي جلوي آتشدان كوچكي ايستاده و دومي پشت سر او در سطحي پايين تر ايستاده و درعين حال در مقابل مردم با نماي روبرو و بازوان گشاده به تصوير درآمده است. با كمي فاصله سرهاي دو كودك زير بازوان اين مرد ديده مي شود كه روبروي هم و نزديك به يكديگر ايستاده اند. نقش كودك سمت راست پشتش مماس به هيكل نقش تاجدار است واز نقش ديگر نيز تنها خطوط ضعيفي به جا مانده است. به گفته پيران محل هيكل تاجدار «اهورامزدا» و كودك، دخترش «آناهيتا» است.
در ضلع ديگر اين مجموعه دو سرباز با نيم تنه بلند ديده مي شوندكه غلاف پهني در دو طرف چپ حمايل دارند. در قسمت ديگر نقش هيكلي ديده مي شود كه روي تختي خم شده و به دليل آسيب ديدگي آثار آن بسيار كم رنگ است. نقشهايي نيز كه نشان دهنده سربازان در حال جنگ است در اين مجموعه ديده مي شود.
مجموعه افراد نقش برجسته «تنگه سولك» ۴۰ نفر هستند كه علاوه بر آنها ۷ نقش از حيوانات شامل دو اسب، دو شير و سه پرنده نمايان است. در اين نقشها سلاحها شامل نيزه بلند و كوتاه، كمان، تير و تركش، شمشير، خنجر، گرز، تبرزين، چماق و پرچم به خوبي نمايان است. نقوش برجسته «تنگه سولك» كهگيلويه و بويراحمد نشان از تاجگذاري چند پادشاه دارد.
يكي از اين نقوش چهره كامل انساني را به نمايش مي گذارد كه به گفته كارشناس سازمان ميراث فرهنگي استان با آثار به جامانده از دوران اشكانيان و ساسانيان تفاوت دارد واين احتمال وجود دارد كه مربوط به دوره ايلاميها باشد. يكي از اين سنگها با ۸‎/۵ متر ارتفاع سرستونهاي آن با ملات سرب مذاب به ستونهاي اصلي وصل شده است. ديوارهاي داخلي اين بناي تاريخي با ظرافت و زيبايي تمام آهك بري و تزئين شده است.
يكي ديگر ازكارشناسان باستان شناسي ميراث فرهنگي كهگيلويه و بويراحمد گفت: آسيبهاي طبيعي به اين اثر با ارزش صدمه رسانده و نقشها را كم رنگ كرده است.
كورش علمداري افزود: براي گمانه زني و كارهاي حفاظتي و پژوهشي اين آثار به ۲۰۰ ميليون ريال اعتبار نياز داريم.
وي ادامه داد: اين مجموعه فاقد راه است و به جز يك مسير كوتاه باقي راه بصورت مال رو است و براي رسيدن به آثار بايد حدود ۳ ساعت پياده روي كنيم. در حالي كه براي بازديد سياحان و گردشگران از اين مجموعه بايد احداث يك جاده مدنظر باشد.
براي دسترسي به اين آثار دو راه وجود دارد؛ يكي از طريق «ليكك بهمئي» به «تنگ ماغر» و ديگري از جاده «هوايي» بهبهان.
مورخيني كه درباره اين آثار تحقيق كرده اند معتقدند بناهاي مذكور قدمت بيشتري دارند و عباس ميرزا در دوران جنگهاي ايران و روس به ترميم و باز سازي اين آثار پرداخته است. اين مجموعه فرهنگي تاريخي درسال ۱۳۶۲ به عنوان يكي از آثار با ارزش ايران در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.
پيران و اهالي محل خواستار توجه بيشتر «سازمان ميراث فرهنگي » در حفظ و نگهداري اين آثار هستند.
ياسوج ـ فلامرز حسن پور
ربع رشيدي نماد پيشگامي ايرانيان در علم و دانش
113895.jpg
در گوشه و كنار اين سرزمين كهن، آثار بسياري از پدران ما برجاي مانده كه بسياري از آنها با وجود ارزش و اعتباري كه در تاريخ ما دارند، متأسفانه غبار نسيان بر چهره گرفته و مهجور و ناشناخته مانده اند شايد نام «ربع رشيدي» براي خيلي ها ناآشنا و غريب باشد؛ اثري كه از آن به عنوان سمبل شكوفايي علم و دانش در ايران و نمادي از خلاقيت ايراني مي توان ياد كرد. باني اين مجموعه عظيم علمي خواجه رشيدالدين فضل الله ابن «ابي الخير» همداني از وزراي دانشمند و مورخان نامي دوره مغول بوده است. وي از سال ۶۹۷ هجري يعني آغاز حكومت غازان خان (هفتمين ايلخان مغول) تا سال ۷۱۸ هـ . ق (يعني زمان مرگش) مقام وزارت ايلخانان مغول را داشته است و عاقبت در اثر توطئه مخالفانش و از آن جمله تاج الدين عليشاه جيلاني، كه خواجه رشيد را متهم به يهودي گري و قتل و مسموم نمودن الجايتو، ساخته بود، به فرمان سلطان ابوسعيد بهادر (آخرين ايلخان مغول) به تاريخ ۱۸ جمادي الاول سال ۷۱۸ هجري در قريه جرگر از توابع ابهر به دست جلاد سپرده شد.
تلاشهاي خواجه رشيد در جهت احياي مراكز علمي ايران بعد از حملات خانمانسوز مغول، در ايجاد مجتمع دانشگاهي ربع رشيدي متجلي شد. اين مجموعه در منطقه اي واقع در شمال شرقي تبريز و در جوار محله بيلانكوه اين شهر بنا شده بود. حمدالله مستوفي اين شهرك را مشاهده نموده و در كتاب خود (نزهة القلوب) شرحي راجع به آن نگاشته است اما منبعي كه اطلاعات باارزش بسياري از ربع رشيدي و مختصات آن به دست مي دهد همانا نامه ها و مكاتبات خواجه رشيد است كه در برخي ازآنها به وضعيت ربع اشاره كرده است.
113913.jpg
اين شهرك دانشگاهي داراي مدارس علوم مختلف، كتابخانه اي منحصر به فرد، مساجدي زيبا، عمارتهاي باشكوه، دارالشفاء، دارالضيافه، خانقاه و امكانات ديگري چون حمام، ۲۴ كاروانسرا، بازار، كارخانه هايي نظير: پارچه بافي، كاغذسازي و ضرابخانه بوده است همچنين در اين مجموعه باغهايي متعدد و محلاتي جهت اسكان اساتيد و طالبان علم و صاحبان حرف ايجاد شده بود.
باني اين مركز علمي با فراخواني دانشمندان طراز اول جهان در شاخه هاي مختلف علوم و صنايع به تبريز، ربع رشيدي رابه بزرگترين كانون علمي جهان اسلام در روزگار خود مبدل ساخته بود. ارزش كار خواجه زماني بيشتر آشكار مي شود كه به خاطر بياوريم، مقارن تأسيس ربع رشيدي در ايران اروپا در قرون وسطي به سر مي برد كه ره آورد آن رخوت و ركود بود. به طور كلي مروري كوتاه بر مختصات و نظام مديريتي حاكم براين مجموعه و كاركرد چشمگير آن موجب حيرت انسان مي شود كه چگونه حدود ۷ قرن پيش با آن امكانات ابتدايي مجموعه اي بي نظير چون ربع رشيدي شكل گرفته است؟ جالب توجه اينكه باني اين مركز علمي جهت اداره و تأمين مخارج مورد نياز آن، موقوفاتي را مقرر كرده بود كه فهرست آنها در وقفنامه ربع رشيدي ثبت شده است.
113907.jpg
اما اين رونق و شكوه به مثابه دولت مستعجل بود. بدين ترتيب كه با قتل خواجه طومار آباداني ربع رشيدي نيز در هم پيچيده شد و مورد چپاول قرارگرفته و هرچه در آن بود به غارت رفت؛ از جلد چرمي كتب گرفته تا درب و پنجره ابنيه آن، همه و همه به يغما رفت. از سوي ديگر برخي تهاجمات خارجي نيز روند نابودي آن را تسريع بخشيد تا جايي كه جز ساختمانهاي ويران چيزي برجاي نماند. در سال ۱۰۲۰ هجري به حكم شاه عباس اول صفوي در محل خرابه هاي ربع رشيدي قلعه اي ساخته شد و مقر حاكم تبريز به آنجا منتقل گرديد. اين قلعه نيز به مرور زمان ويران شد و چندي بعد آثار باقي مانده به صورت تل عظيمي از خاك و آجر و سنگ درآمد. شاردن سياح معروف فرانسوي كه در ۱۰۴۸ هجري از تبريز ديددن كرده، شرحي درخصوص ربع رشيدي و ويراني آن درسفرنامه خويش آورده است.
امروزه آنچه در اين محل ديده مي شود عبارتست از تپه هاي خاكي نسبتاً بلند و آثاري از برج و باروي قلعه تبريز متعلق به دوره صفويه. اين محدوده تاريخي اينك درمحاصره ساخت و سازهاي شهري گرفتار شده و وضع نامطلوبي دارد. البته با توجه به اينكه اخيراً اقداماتي در جهت ساماندهي اين محل صورت گرفته و نيز اساسنامه مجتمع علمي، فرهنگي ربع رشيدي به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است، اميد آن مي رود در آينده شاهد رسيدگي به وضع اين منطقه تاريخي باشيم. چرا كه باور داريم ربع رشيدي نماد پيشگامي ايرانيان در عرصه علم و دانش است و از اين رو بايستي نسبت به معرفي و احياي اين مركز دانشگاهي اقدام شود.
تبريز ـ مهدي بزازدستفروش


|   شناسنامه   |   آرشيو   |