گذرگاههاي تنگ و شيب تند فرآيند تحولات سياسي، اجتماعي و اقتصادي موجب شده است جامعه كنوني تبديل به جامعه اي آسيب پذير شود.
در چنين وضعيتي پديده اي چون فرار كودكان و نوجوانان به ويژه دختران ـ با توجه به مسائل خاص زنان ـ درصدر مسائل اجتماعي و بزه هاي آن قرارمي گيرد. فرار دختران از خانه چندسالي است در تيتر اخبار روز قرار گرفته است. اين گزارش مي كوشد افزون برارائه آمارهاي مربوط به كاوش در چند وچون اين پديده بپردازد.
جانشين معاونت اجتماعي ناجا با غيرواقعي خواندن آمارهاي برخي پژوهشگران ورسانه ها در مورد فرار كودكان از منزل اعلام كرد: «طي سال گذشته نيروي انتظامي تنها ۷۰۰ دختر و پسر فراري را در سراسر كشور شناسايي و دستگير كرده است، درحالي كه اوايل امسال برخي پژوهشگران و رسانه ها آمار وحشتناك و تكان دهنده اي منتشر كردند كه خبر از وجود ۳۰ هزاركودك خياباني در تهران مي داد اما اين آمار جز ترويج يأس و نااميدي و كاهش توان مسؤولان در انجام وظايف خود نتيجه ديگري نداشته است.»
اين اظهارات در حالي از سوي يك مقام امنيتي بيان مي شود كه پديده دختران فراري تا سالها پيش در پرده سكوت قرارداشت. اما اكنون اين حقيقت كه دختران فراري پديده اي در ماوراي كره زمين نيست و كشور ما نيز درگير آن است، حقيقتي غيرقابل كتمان است.
|
|
|
دكتر حسيني، جامعه شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه، در بررسي علل فرار دختران از منزل به عنوان پديده اي كه مولود سست شدن بنياد خانواده در جامعه است، گفت: محيط متشنج و غيرقابل تحمل خانه، بروز اختلافات خانوادگي در اثر فوت و يا ازدواج مجدد والدين، اعمال تبعيض و تفاوت ميان دختر و پسر، طلاق، زندگي با ناپدري يا نامادري و آزار جنسي از سوي ناپدري از جمله عوامل فرار دختران محسوب مي شود. اين پديده متأسفانه در شهرستان هاي كوچك نمود بيشتري دارد اما به لحاظ بافت جغرافيايي منطقه، آنها خود آگاه يا ناخودآگاه به شهرهاي بزرگتر كشيده مي شوند. به گفته جانشين معاونت اجتماعي ناجا، در مورد محل سكونت كودكان دستگير شده، آمارها نشان مي دهد كه حوزه استان تهران با ۲۰ درصد دختران و پسران دستگير شده، بالاترين فراواني را از نظر محل سكونت يا صدور كودكان فراري به شهر تهران اختصاص داده و به دنبال آن استانهاي لرستان با ،۱۰ خراسان با ،۹/۳ خوزستان با ۷/۲ و كرمانشاه با ۵/۴درصد به ترتيب بيشترين آمار را به خود اختصاص داده اند. همچنين استانهاي بوشهر، يزد، سمنان، چهارمحال و بختياري و هرمزگان نيز كمترين تعداد كودكان فراري دستگير شده در شهر تهران را داشته اند. به اعتقاد دكتر حسيني، جامعه شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، والدين معتاد با شرايط نامناسب براي همسر و فرزندان براي تهيه موادمصرفي شرايط فرار را براي دختران فراهم مي آورند، به گونه اي كه دختران اين خانواده ها مورد تعرض دوستان پدران معتاد و فروشندگان موادمخدر قرارمي گيرند. براساس گزارش سازمان جهاني بهداشت سالانه بيش از يك ميليون نوجوان ۱۲ تا ۱۹ ساله از خانه فرار مي كنند. درايران نيز تعداد كودكان فراري به طرز نگران كننده اي روبه افزايش است. به طوري كه در سال ،۸۰ چهارهزار و ۷۳ نوجوان فراري توسط مركز ساماندهي كودكان و نوجوانان خياباني معاونت امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران شناسايي و مورد هدايت قرارگرفتند كه ۱۴/۳ درصد آنها را دختران و ۸۵/۷ درصد را پسران شامل مي شوند.
|
|
|
دكتر قرايي مقدم، عضو هيأت علمي دانشگاه نيز، فرار كودكان ۸ تا ۱۷ ساله، از منزل را يك اپيدمي مي داند و مي گويد: «شيوع اين پديده در ميان دختران، سن بزه را نيز به شدت كاهش داده است كه وجود دختران ۸ ساله در خانه هاي سلامت دليل روشني براي اثبات اين ادعا است.»
اسد بيگي، كارشناس دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي نيز در اين باره مي گويد: «وجود ارتباط نامشروع و ترس دختران از پذيرفته نشدن در خانواده ها، فقر فرهنگي و اقتصادي، پايين بودن سطح تحصيلات خانواده و فرد، كودك آزاري و آزارهاي جسمي و جنسي از ديگر عوامل فرار دختران محسوب مي شود.» وي همچنين مي افزايد: «ميانگين سني دختران فراري كه به بهزيستي ارجاع داده مي شوند، ۱۷ سال است، البته در ميان آنها سنين پايين تر از ۱۷ و بالاتر از ۲۵ سال نيز ديده مي شود. اما در پيچ و خم اين آمارها و هزارتوهاي تاريك، يك مسأله كاملاً به فراموشي سپرده شده است. چه عواملي سبب فرار دختران جامعه شده است؟ آيا فشارهاي اقتصادي، تأمين نكردن نيازهاي نسل جوان از سوي مسؤولان ذيربط در اين پديده دخيل نبوده است؟ چرا تمامي تقصيرها به گردن خانواده ها گذاشته مي شود؟ آيا مسؤولان و دست اندركاران دربرنامه هايشان موفق بوده اند؟ دختران گريزپاي شده اند. اين گريزپايي به گسترش فرآيند بحران هاي اجتماعي ديگر نظير شيوع انواع بيماري هاي جنسي، گسست خانواده ها و پاره شدن حريم هاي امن خانوادگي منجر مي شود. در نظر بگيريد كه ما در جامعه سنتي ايران كه در تقابل شديد با مدرنيته به لحاظ مسائل اخلاقي قراردارد زندگي مي كنيم. فرار يك دختر از خانواده و گام برداشتن به سوي خانواده هاي امن ديگر محصول كم كاري وبي برنامگي دست اندركاران مربوطه است. بايد معيارهاي سختگيرانه را تعديل بخشيد و بايد پذيرفت كه برخوردهاي فيزيكي با اين پديده تنها به افزايش دختران فراري كمك مي كند. آيا مي توان به پاي آنها زنجير زد؟ آنها مي گريزند، اما از چه مي گريزند؟
اين سؤالي است كه تاكنون به آن پاسخ صحيحي داده نشده است!