|
راه سوم
|
|
|
توسعه ي پايدار در واقع پيش از آن كه يك عبارت كليشه اي باشد، مفهومي كلي است. با اين حال، پس از كميسيون «براندلند» ، در «دستور جلسه ي ۲۱» كه برنامه اي با پشتيباني سازمان ملل است ، مورد قبول قرار گرفت. كشورهاي بسياري دست به تلاش هايي قابل ملاحظه در جهت جاي دادن اين مفهوم در برنامه ي اقتصادي خويش زده اند. در سال ۱۹۸۸ ، دولت محافظه كاربر مسند قدرت در انگلستان، به گونه اي شگفت انگيز اعلام داشت كه سياست اقتصادي بريتانيا با اصول توسعه ي پايدار هماهنگ است و به اين ترتيب ، قابليت انعطاف اين مفهوم را به اثبات رساند. رفتار انگلستان در پايان دهه ي ۱۹۸۰ وابتداي دهه ي ۱۹۹۰ به شدت با كنش برخي از كشورهاي اروپادر تضاد بود. به عنوان نمونه هلند در سال ۱۹۸۹ طرحي ملي براي جاي دادن ضابطه اي زيست محيطي در برنامه ي كاري رومزه ي تمامي اداره هاي دولتي ارائه داد. در نتيجه، هر يك از آن اداره ها خود را رودررو با اهداف كيفي زيست محيطي يافته، براي رسيدن به آن ها، اقدام به برنامه ريزي هاي ويژه كرد. توسعه ي پايدار بايد در برابر روش هاي توليدي كه ازآغاز، مانع آلودگي يا محدودكننده آن مي شوند از كاربرد فن آوري هاي مشكوك صرف نظر كند. گروه هايي از شهروندان و نمايندگان صنايع به منظور ارائه تعاريف هدف ها ، به برگزاري همايش هايي دست زده اند. اين طرح ، به رغم دشواري هاي معمول همراه با آن، موجب شد كه هلند مبدل به يكي از پيشرفته ترين كشورها در زمينه حفاظت از محيط زيست شود. توسعه پايدار با مفهوم وسيع تري چون مدرنيزه شدن محيط زيست در ارتباط است.«مارتين هاجر» (Maartin Hajer)، كه از نظريه پردازان مهم در اين مقوله به شمار مي آيد، «مدرنيزه شدن زيست محيطي راعاملي معتبر دربرانگيختن چندين جريان جذاب ومعتبر به شمار مي آورد : توسعه پايدار به جاي رشد برنامه ريزي شده، برتري پيشگيري بردرمان، همساني آلودگي ونبود كارآيي ودرنظرگرفتن ضوابط زيست محيطي و رشد اقتصادي به منزله عوامل متقابل بهره دهي . » (۴) درحالي كه مداخله دولت براي ترويج مباني درست حفاظت از محيط زيست لازم است ، اين امر درمقابل مستلزم مشاركت فعال صنعت نيز هست ـ با اميد به آن كه اين همكاري با بازشناسي تأثير سودآور مدرنيزه شدن حفاظت از محيط زيست برفعاليت صنعتي ، به صورت داوطلبانه انجام پذيرد. «لازمه مدرنيزه شدن زيست محيطي ، همكاري وهمياري دولتها، شركتها، طرفداران ميانه روي محيط زيست ودانشمندان است تا اقتصاد سياسي سرمايه داري به گونه اي مناسب تر باتوجه به شرايط بهينه محيط زيست تجديد ساختار يابد». ادامه دارد ۴) Maarten Hajer, The Politics of Environmental Discourse , Oxford, 1995 ۵) John Dryzek, The politics of the Earth , Oxford, 1997,p.145.
|