سه شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۱ - ۷ محرم ۱۴۲۴
Tue, Mar 11, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۴۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
ويترين نشريات
بيانيه ديرپاي «سموئل بكت» براي دنياي جنگ زده
كتاب ماه كليات برگزار كرد
در شوراي ارزشيابي خانه موسيقي
ويترين نشريات
هشتمين شماره پاياب منتشر شد
114684.jpg
هشتمين شماره پاياب به سردبيري اميرحسين خسروي منتشر شد.
در اين شماره مي خوانيد: ويژه نامه فرزانه كرم پور؛ همراه با داستانهايي از آرتور ميلر، فرزانه كرم پور، سعيد عباسپور و شعرهايي از پل اكوآر، گابريلا ميسترال، كياندخت پرتوي، محمدرضايي، مهدي شاه حسيني، محمدرضا مديحي، داريوش معمار، هوتن نجات، غلامحسين نصيري پور، لادن نيكنام و …
ششمين شماره شوكران منتشر شد
114681.jpg
ششمين شماره شوكران به سردبيري پونه ندايي منتشر شد.
در اين شماره مي خوانيد: شعر سيستان؛ از شعر مايه تا شعر (تأملي بر شعري از احمد شاملو)؛ در آستانه فصلي سرد باد او را با خود برد؛ ابن قتيبيه و شكسپير، رفع تكليف؛ گونترگراس و خنجركج يمني؛ نقدي بر اشعار سن ژون پرس؛ همراه با داستانهايي از دكتر جواد مجابي، رسول آباديان، حميدرضا ساعتچي و شعرهايي از مفتون اميني، منصور اوجي، احمدرضا احمدي، فرهاد عابديني، صفورا نيري، هيوا مسيح و …
دومين شماره سهراب منتشر شد
114678.jpg
دومين شماره سهراب به سردبيري نسيم بهاري منتشر شد.
دراين شماره مي خوانيد: گفت وگو ب: آيدين آغداشلو، بهرام دبيري، بهروز مسلميان، معصومه سيحون؛ گزارشي از مردم درباره نقاشي هاي سهراب سپهري، نامه سهراب سپهري به صادق بريراني؛ همراه با شعرهايي از مسعود احمدي، فرهاد عابديني، پوران فرخزاد، محمود معتقدي و …
بيانيه ديرپاي «سموئل بكت» براي دنياي جنگ زده
۵۰سال درانتظار «گودو»!
114687.jpg
برگرفته از : گاردين
مترجم: وصال روحاني
۵۰سال پيش در چنين روزها و چنين فصلي، نمايش معروف «در انتظار گودو» نوشته سموئل بكت ايرلندي براي اولين بار در پاريس اجرا شد.
محل اجراي آن ، تماشاخانه اي كوچك بود به نام بابيلون تياتر در پايتخت فرانسه؛ عكس العمل مردم عادي نسبت به آن متفاوت بود؛ برخي پسنديدند وبعضي ها هم نه. اما منتقدان، اهالي تئاتر وكارشناسان از همان اجراهاي نخست به آن دل باختند و به تأويل دهها معناي آشكار وپنهان و از لابه لاي آن پرداختند . بنابراين ارزش آن را داشت كه امروز، درسال ۲۰۰۳ ، اجراي تازه اي به جهت گراميداشت «پنجاهمين سال به روي صحنه رفتن آن در ايرلندجنوبي يعني كشور زادگاه بكت به صحنه رود». اين اجرا چندهفته اي است كه در «گيت تياتر» شهر دابلين صورت مي گيرد وطبيعي است كه استقبال از آن، از مرتبه نخست وسيع تر باشد . امروز عامه مردم نيز با آن همدلي نشان مي دهند، چرا كه آموخته اند ، چه چيزهايي را از بكت انتظار بكشند.
در مارس ۱۹۵۳ يعني ۵۰سال پيش ، گي دومور يك منتقد ارشد تئاتر فرانسه در توصيف «در انتظار گودو» نوشته بود: بايد اذعان داشت كه بكت آدمي آزاديخواه و در جست وجوي فلسفه زندگي است واين دغدغه دركارهاي او نيز جاري وملموس ، و از سويي براي ما فرانسوي ها نيز اين موضوع، آرامش بخش و مايه قوت قلب است ».
امروز هم «بري مك گاورن» هنرپيشه ايرلندي، كه نقش ولاديمير را در اجراي تازه اين نمايش در «گيت تياتر» ايفا مي كند، تقريباً همان حرفها را مي زند؛ و اين يعني اينكه بكت ويا حداقل اين متن خاص ، از مرزها و چارچوب هاي زمان گذر كرده است .
بكت كه به سال ۱۹۰۶ در دابلين به دنيا آمد، در ۱۹۶۹ جايزه نوبل ادبيات را دريافت كرد ودر ۱۹۸۹ در پاريس درگذشت. او در بسياري ازاين سالها از كشورش گريزان بود چرا كه آن جا را مساعد وهمراه و همسو با ايده هاي خود نمي يافت. به همين خاطر شايد اگر امروز زنده بود و شاهد اين مراسم، حتماً بشدت متعجب مي شد.
114687.jpg
فيليپس گافني يك استاد دانشگاه بزرگ دابلين كه پدرش دوست نزديك بكت بود، اينك در تأييد اين مسأله مي گويد: «جشن هاي امروز با برخوردي كه در آن زمان با خود وي شد ، به شدت منافات دارد وتفاوت ها غيرقابل باور است . او در ۳۱سالگي به اين دليل ايرلند را ترك كرد كه مي ديد دراين كشور، تنگ نظري حاكم است ونمي گذارند آثار ادبي بال وپرگرفته و بطوركامل چاپ شوند. حكومت با كاتوليك ها همراه بودوبكت به عنوان يك پروتستان طبعاً خود را با محدوديت هايي مواجه مي ديد. حتي وقتي كتاب قصه هاي فولكلور خود را در سال ۱۹۳۴ منتشر مي كرد، با ا قدام دولت براي سانسور نوشته هايش مواجه شد؛ به همين خاطر بود كه گذاشت و رفت».
ريشه در زندگي بشر
شايد به همين خاطر است كه موقعيت رفيع امروزين بكت دركشورش ـ ۱۴سال پس از مرگ ـ بسياري حيرت انگيز مي نمايد. دراين سالها ديگر همه او را ، يكي از بزرگان تاريخ ادبيات ايرلند وكل بريتانيا مي انگارند؛ احترام به او جدي و بسيار عميق است . به حرفهاي گافني بازگرديم كه مي گويد: اگر «درانتظار گودو» اين همه ديرپا مانده است وبا گذشت سالها، تأثيرگذاري اش دائماً افزوني يافته به دليل جهان بيني عالي موجود درآن است . تم اين نمايش موضوعي فراگير وچه بسا براي تمامي ملتها است . دراين نمايشنامه، ما با بداقبالي نوع بشر، فرياد كمك خواهي انسان وتشريح رنج هايي مواجه هستيم كه شايد در نگاه نخست ، ويژه ايرلندي ها به نظر برسد اماواقعيت آن است كه اين همه، ريشه در زندگي كل بشريت دارد. بشري كه هميشه چشم به راه بهبود شرايط خود مانده و در بدترين شرايط نيز دست ودل از اميد نشسته است . اين متن، ماندگار است ، چرا كه همه ما آنگونه كه درونمايه اين نمايش، اميد داريم چيزي خوب و بهتر از امروز در سرنوشتمان روي دهد . شما به هرچه كه باور داشته باشيد، حتماً انسانيت وانسان بودن را نيز مي ستاييد، و گودو به مامي گويد كه بايد در زندگي ، صبور ودر انتظار رويدادهاي بهتري ماند، زيرا بالاخره اين اتفاقات رخ خواهد داد.»
نمادي از آرزوها
درسال ۱۹۵۶ وقتي اين نمايش در زندان معروف سن كوئن تين در شهر سن فرانسيسكوي آمريكا به اجرا درآمد نيز با استقبال بزرگي روبرو شد. به نظر مي رسيد كه هر زنداني ، با روح جاري در اثر همذات پنداري مي كند. شايد محكومين به اعدام بيش از هركسي آن را مي پسنديدند چرا كه انتظار براي مرگ مقدر، آنها را بي تاب تر از بقيه كرده بود؛ شايدآنها نيز همواره در ضميرناخودآگاه خويش، فرارسيدن واقعه اي ديگر را انتظار مي كشيدند. اتفاقي كه بيفتد و نعمت ادامه زندگي را به آنها ببخشد. امروز والتر اسموس آلماني كه كارگرداني اجراي تازه اين نمايش را در دابلين به عهده دارد، مي گويد: وقتي سالها پيش «در انتظار گودو» در لندن و برلين به روي صحنه رفت، جنجال زيادي برانگيخت؛ عده اي مضمون آن را به مسائل سياسي روز تأويل مي كردند و شايد بدشان نمي آمد كه آن را تبديل به ابزاري براي كوبيدن جناح مخالف خود درايرلند كنند. دراين سالهاي واپسين اما همه به شكل رويداد و سرمشقي اجتماعي به آن مي نگرند ونه سوژه اي سياسي. خود من سعي داشته ام دراين اجراي جديد، بسيار نو از نقطه آغازين با آن مواجه شوم يعني مبنا را برآن نگذارم كه همه مي دانند موضوع از چه قرار است . اگر موضوع هم براي عده اي هنوز بحث برانگيز است ، بگذار باشد؛ براي من اما اين متن نوعي رقابت جويي و عرصه اي براي بخت آزمايي محسوب مي شود. به علاوه من سعي داشته ام كه تا سرحدامكان به اصل نمايش وموضوع اصلي وفادار مانده وهماني را ارائه بدهم كه بكت مي خواسته است . شما اگر همين امروز به ديالوگ ها و حرف هايي كه از زبان شخصيت «لاكي » در نمايش بكت شنيده مي شود توجه كنيد، خواهيد ديد كه چقدر با فضاي سياسي واجتماعي امروز دنيا همسو ويكسان است ؛ گويي او نه ۵۰ سال پيش بلكه همين حالا دارد بيانيه اي صادر مي كند. بكت اين نمايش را درسالهاي ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ نوشت؛ يعني در سالهاي پس از اتمام جنگ جهاني دوم وبنابراين شما حس و ديد او رانسبت به واقعه جنگ در لابه لاي كلامش احساس مي كنيد. همان حس، امروزه براي دنياي جنگ زده سال ۲۰۰۳ نيز مصداق دارد .
114687.jpg
يك خاطره
اسموس كه اين حرفها را مي زند، ۶۱ سال دارد ودرسال ۱۹۷۵ به عنوان دستيار بكت ودركنار خود او كار مي كرد؛ بنابراين يك خاطره ديگر از آن ايام واز زبان وي حتماً شنيدني خواهد بود. او مي گويد: روزي كنار بكت نشسته بودم. بازيگري از راه رسيد وبه بكت گفت: « مي داني آقاي بكت! هر روز كه نمايش ات را مي خوانم ، چيزهايي تازه واضافه برروزهاي قبل درآن مي يابم. بكت مكثي كرد وبه نقطه نامعلومي نگريست وگفت: «شايد شما هم مثل من آينده رامي بينيد!»
در انتظار ۳سال بعد
با اين حساب احتمال دارد درصدمين سال اجراي اين نمايش يعني درسال ۲۰۵۳ نيز همين حرفها زده شود. براي ما كه احتمالاً تا آن زمان زنده نخواهيم بود، «يك برنامه در دسترس تر» وجود دارد و آن درسال ۲۰۰۶ يعني ۳سال بعد خواهد بود: درآن زمان اسموس قصد دارد به مناسبت صدمين سال تولد بكت مراسم گراميداشتي براي او ونمايش «درانتظار گودو» در سه شهر عمده دابلين، پاريس وبرلين ترتيب دهد. بنابراين، بازهم مي توانيد در انتظار گودو بمانيد! ۵۰سال براي او بسيار كم است!
كتاب ماه كليات برگزار كرد
برگزاري ميزگرد «امام حسين (ع) در منابع مرجع» در خانه كتاب
نشست اين هفته كتاب ماه كليات به ميزگرد «امام حسين (ع) در منابع مرجع» اختصاص داشت. به گزارش خبرنگار «ايران» در اين ميزگرد كه با حضور جمعي از صاحبنظران علوم ديني عصر ديروز در محل خانه كتاب برگزار شده بود، محمد سميعي، محمد اسفندياري، علي رفيعي، محمدجواد صاحبي، عبدالهادي مسعودي، علي صدرايي خويي و دكتر حسن تبرائيان، به گفت و گو و تبادل نظر پرداختند. علي رفيعي در ابتدا گفت: «متأسفانه، روش دانشنامه نويسي در خصوص زندگي امام حسين (ع) كمتر اعمال شده است. بيشتر كتابهايي كه به زندگي آن حضرت پرداخته اند، در محدوده «واقعه كربلا» محصور مانده و كليت زندگي ايشان را منعكس نكرده اند. «دائرة المعارف حسينيه» كه قرار است در ۵۰۰ جلد منتشر شود، از شيوه نگارش دانشنامه اي پيروي نمي كند، گرچه مي تواند اطلاعات جامعي را در خصوص زندگي امام حسين (ع) به مخاطبان منتقل سازد. وي افزود: اگر مخاطبان قادر باشند كه ۵۰۰ جلد را خريداري و مطالعه كنند! «كلمات امام حسين» تنها به سخنان ايشان اختصاص دارد و «فرهنگ عاشورا» [جواد محدثي] تلاشي است نابسنده جهت ارائه كتابي با روشهاي دائرة المعارف نويسي. «تاريخ امام حسين» هم بيشتر كتابي تاريخ نگارانه است كه حتي ترتيب تاريخي وقايع را رعايت نكرده است.» محمد اسفندياري نيز گفت: «ما هنوز دائرة المعارفي برخوردار از روشهاي علمي در مورد امام حسين (ع) نداريم. كتابهاي موجود بيشتر منابعي محسوب مي شوند.
مقررات ثبت و تملك كتب خطي در مجلس بررسي مي شود
114741.jpg
در صورت تصويب مجلس شوراي اسلامي، قوانين و مقررات جديدي براي ثبت و تملك كتب و اسناد خطي ناياب، تدوين و جرايم خاصي براي متخلفان درنظرگرفته مي شود.
به گزارش رسيده، طرح ثبت و تملك كتب و اسناد خطي ناياب و نفيس از سوي سازمان اسناد و كتابخانه ملي براي بررسي و تصويب اوليه به كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ارائه شده است كه براساس آن مقررات جديدي وضع خواهدشد.
در اين طرح كه مشتمل بر چهار ماده است، آمده: «تملك كتب و اسناد خطي نادر بلامانع است و صاحبان اين آثار مي توانند آنها را در داخل كشور خريدوفروش كنند.»
همچنين در بندهاي دوم و سوم اين طرح تصريح شده است: لازم است اين آثار در كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران به ثبت رسيده و براي آنها شناسنامه تهيه شود و در صورت توقيف دايم يا كوتاه مدت اين آثار و يا مصادره براساس رأي محاكم صالحه، آنها موظفند اين آثار را به طوردايم به كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران تحويل دهند.
اين گزارش مي افزايد: ارائه طرح ثبت و تملك كتب و اسناد خطي نادر به كميسيون فرهنگي مجلس تاكنون واكنش هايي را در پي داشته است.
در شوراي ارزشيابي خانه موسيقي
وضعيت آموزش موسيقي بررسي مي شود
درخواست مجوز و چگونگي فعاليت آموزشگاههاي موسيقي كنوني و مدرسان آنها در «شوراي ارزشيابي آموزشگاههاي موسيقي خانه موسيقي» بررسي مي شود.
«داريوش پيرنياكان» سخنگوي خانه موسيقي در گفت و گو با خبرنگاران با اعلام اين مطلب گفت: طبق تصويب هيأت مديره خانه موسيقي، اين شورا علاوه بر بررسي درخواست تأسيس آموزشگاه، موظف به بررسي فعاليت همه آموزشگاههايي است كه پيش از اين مجوز فعاليت دريافت كرده اند.
عضو هيأت مديره خانه موسيقي افزود: اجراي اين طرح با هماهنگي مركز آموزش گسترش فعاليتهاي هنري ارشاد و مراحل بازرسي آموزشگاهها نيز توسط اين مركز انجام مي شود.
پيرنياكان، داشتن مدرك دانشگاهي در رشته موسيقي، تخصص در نواختن يك ساز و موفقيت در آزمون تخصصي شوراي ارزشيابي را از معيارهاي تأييد مسؤول يك آموزشگاه و مدرسان آن دانست.
عضو هيأت مديره خانه موسيقي در پايان گفت: برپايي كنسرتهاي موسيقي توسط شجريان، عليزاده و خودم با هدف حمايت از خانه موسيقي از برنامه هاي سال آينده خانه موسيقي است.
روي صحنه تئاترهاي تهران
| تالار اصلي تئاتر شهر ـ «افشين و بودلف هر دو مرده اند» به كارگرداني قطب الدين صادقي، ساعت اجرا ،۱۸‎/۳۰ تلفن: ۶۴۶۰۵۹۵
| تالار چهارسو ـ «دود كعبه» به كارگرداني سعيد شاپوري، ساعت اجرا ۱۸
| تالار سايه ـ «رازها و دروغ ها» به كارگرداني كيومرث مرادي، ساعت اجرا ۱۸‎/۳۰
| تالار قشقايي ـ «پچپچه هاي پشت خط نبرد» به كارگرداني عليرضا نادري، ساعت اجرا ۱۹
| خانه خورشيد ـ «جانشين» به كارگرداني افشين شوشتر، ساعت اجرا ۱۸‎/۳۰
با تو مي گويم
• كسي كه جدل را به جدال ترجيح مي دهد، كم آورده است شك نكنيد.
امروز با فريدون عموزاده خليلي
114750.jpg
گروه فرهنگي : «سفر به شهر سليمان» برنده جايزه بهترين كتاب سال به قلم فريدون عموزاده خليلي اخيراً منتشر شده است.
در كارنامه عموزاده خليلي ۳۰ عنوان كتاب تأليفي ديده مي شود، آثاري چون «دو خرماي نارس» و «آن سوي صنوبرها» و «شمشير كهنه» و... اين نويسنده، متولد ۱۳۳۸ سمنان بوده و در رشته رياضي موفق به اخذ ليسانس از دانشگاه تهران شده و نويسندگي و روزنامه نگاري حرفه اوست. اخيراً «فرهنگ توصيفي شخصيتهاي داستاني نوجوان» زير نظر او و با همكاري گروهي از نويسندگان توسط انتشارات آفتابگردان به بازار آمد. گفت و گوي ما را با وي مي خوانيد.
\ آقاي عموزاده خليلي، بفرماييد در تأليف و تدوين «فرهنگ توصيفي شخصيتهاي داستاني نوجوان» از چه الگويي پيروي مي كرديد؟
* الگوي مشخص و نمونه منتشر شده اي در اين حوزه وجود نداشت كه بتوانيم از آن سرمشق بگيريم، ولي يك الگوي استنباطي در ذهن داشتم كه تلفيقي از دو طرح و ايده بود. يكي فرهنگنامه شخصيتهاي داستاني آثار خارجي بود كه در ايران چنين فرهنگنامه اي نيست. در مورد توصيفي بودن كار هم، مقالاتي ديده بودم كه در مورد شخصيتهايي مثل دون كيشوت وجود داشت كه به عنوان تك نگاريهايي منتشر شده بود.
\ اين كتاب واقعاً فرهنگ توصيفي است يا به نوعي نقد و بررسي شخصيتهاي داستاني در حوزه ادبيات نوجوانان به شمار مي آيد؟
* هر شخصيت داستاني مجموعه اي از ويژگيها را دارا است. بخشي از اين ويژگيها اطلاعات فرهنگنامه اي پيرامون شخصيتها را در اختيار مخاطب قرار مي دهد. مثلاً ويژگي هاي فردي همچون خالق اين شخصيت چه كسي است؟ در بخش دوم نظر شما درست است، آنجا كه به تحليل شخصيتها پرداخته مي شود.
\ در مقدمه كتاب آورده ايد «اين فرهنگ مي تواند مقدمه اي براي تأليف فرهنگ توصيفي جامع تر باشد.» آن فرهنگ آرماني مدنظر شما داراي چه خصوصياتي مي تواند باشد؟
* تدارك يك فرهنگ جامع و كامل مستلزم آن است كه يك مؤسسه پژوهشي حامي طرح شما باشد، با يك گروه هفت، هشت نفره نمي توان چنين كار عظيمي را پيش برد. ما در جست و جوي شخصيتهاي داستاني براي اين فرهنگ حداقل ۱۵۰۰ شخصيت را مطالعه و مورد بررسي قرار داديم كه مي توان در مورد آنها نوشت.
\ اين فرهنگ براي جامعه ايراني تدارك ديده شده، اما سهم ادبيات ايران با چهار شخصيت داستاني در آن بسيار ناچيز است.
* اگر با چنين نگاهي به سراغ فرهنگ توصيفي مي رفتيم، ممكن بود به هدف اوليه خودمان نرسيم. هدف ما در اين طرح اين بود كه بگوييم شخصيت در داستانهاي كودكان اگر خوب پرداخت شده باشد، مي تواند هم ماندگار باشد و هم تأثيرش را در عرصه هاي مختلف بگذارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |