چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۱ - ۸ محرم ۱۴۲۴
Wed, Mar 12, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۴۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
درباره ي «مارتين اسكورسيسي» و ۳ دهه فيلمسازي درخشان
برگرفته از:لس آنجلس تايمز‎/مترجم: وصال روحاني
معاون امور هنري وزارت ارشاد:
درباره ي «مارتين اسكورسيسي» و ۳ دهه فيلمسازي درخشان
به تندي و سياهي حقيقت
برگرفته از:لس آنجلس تايمز‎/مترجم: وصال روحاني
114822.jpg
امسال را مي توان به گونه اي سال مارتين اسكورسيسي دست كم در جمع كارگردانان سينماي دنيا دانست. چرا كه فيلم آخر او «دارودسته هاي نيويورك» آنچنان قابل تأمل از آب درآمد كه كانديداي ۱۰ جايزه اسكار شده است. او به خاطر ساخت اين فيلم چندي پيش جايزه گولدن گلاب بهترين كارگردان سال را ربود و اخيراً نيز جايزه ي خدمات تمام عمر را از اتحاديه كارگردانان آمريكا دريافت كرد. اگرچه اين اتحاديه در نظرخواهي از اعضاي پرشمار خويش، عنوان بهترين كارگردان سال را به راب مارشال ـ سازنده ي فيلم موزيكال «شيكاگو» ـ بخشيد اما طي ۶۷ سالي كه از عمر اين اتحاديه مي گذرد تنها ۲۹ بار جايزه «به خاطر يك عمر فعاليت» خويش را به كارگردانان برتر دوران اهدا كرده است. به عبارتي اسكورسيسي ۶۱ ساله با دريافت اين جايزه به جمعي محدود، كم شمار، شاخص و متمايز از ديگران پيوسته است.
مي توان با قطع و يقين گفت كه آكادمي علوم سينمايي (اسكار) سالها استحقاق اسكورسيسي را ناديده گرفته و به رغم خلق آثار تحسين شده اي از سوي او چون «راننده تاكسي» (۱۹۷۶)، «گاو خشمگين» (۱۹۸۰)، «رفقاي خوب» (۱۹۹۰) و «عصر معصوميت» (۱۹۹۳) ، هرگز اسكار بهترين كارگرداني را به وي نبخشيد. اين ايراد حتي به اتحاديه ي كارگردانان آمريكا نيز وارد است چرا كه به رغم كانديداكردن وي براي ۴ فيلم فوق و نيز «دارودسته هاي نيويورك» (يعني مجموعاً ۵ بار) هيچگاه عنوان بهترين كارگردان سال را به او اهدا نكردند.
اگرچه به اعتقاد بسياري از كارشناسان، اسكورسيسي با بيش از ۳۳ سال فعاليت، بهترين و كامل ترين فيلمساز كنوني دنياست اما او همواره از سخن گفتن درباره ي خود پرهيز كرده و ترجيح داده درباره صنعت و هنر سينما حرف زده و از بقيه تعريف كند. او هرگز علاقه اش را به سينماي ايتاليا و نئورئاليست هاي ماندگاري چون فليني، روسليني و ويسكونتي پنهان نكرده است. او حتي «دارودسته هاي نيويورك» را نيز نه در آمريكا بلكه در استوديوي مشهور و كلاسيك چينه چيتاي رم فيلمبرداري كرد.
اسكورسيسي كه ساخت آثار خوب ديگري مثل «خيابان هاي پايين شهر» (۱۹۷۳)، «آليس ديگر اينجا زندگي نمي كند» (۱۹۷۴) ، «نيويورك، نيويورك» (۱۹۷۷)، «پادشاه كمدي» (۱۹۸۲)، «كازينو» (۱۹۹۵)، و «احياي مرده» (۱۹۹۹) را در كارنامه اش دارد، مي گويد: «برايم باعث شادماني و غرور است كه چگونه از ريشه هاي معمولي و سست اوليه ام تا به اينجا پيش آمده ام؛ اخيراً وقتي در مراسم به ثبت رساندن نام و نشان و امضايم در هاليوود شركت مي كردم، با خود گفتم مارتين اينجا جاي تو نيست. من از يك محله معمولي و «متوسط نشين» در نيويورك مي آيم. يك جاي ساده و بي زرق و برق برايم غيرحقيقي نشان مي داد كه از چنان مكاني به لس آنجلس پرزرق و برق آمده باشم. اين اسامي كه در اين مكان حك شده، مربوط به بزرگاني است كه حتي از صنعت سينما نيز بزرگتر شده اند. به واقع آنها گرامر و دستور زبان سينما را تدوين كرده اند. آيا من لايق حضور در جمع آنها هستم؟
اما اغلب شنوندگان، پاسخ اين پرسش را «آري» مي دهند. همان بناي بزرگان در هاليوود كه اسكورسيسي خودش را جدا، متفاوت و كوچكتر از آن توصيف كرده است كه درميانشان حضور يابد، نام بيش از ۲۲۰۰ دست اندركار سينما به خاطر تأثيرگذاري فراوان شان بر اين هنر با حروف زرين به ثبت رسيده است. اما اين هم از اشاره هاي پرمعناي روزگار است كه محل اين بناي يادبود بسيار نزديك به تالار برگزاري مراسم اسكار است. بارها اتفاق افتاده كه اسكورسيسي به عنوان ميهمان و اهداكننده جوايز در اين مراسم حضور يافته و حتي هنرپيشه هاي فيلم هاي او اسكاري شده اند؛ از آن جمله اند رابرت دونيرو براي «گاو خشمگين» و جوپشي براي «رفقاي خوب» اما خود او به دلايلي ناشناخته بارها در سه دهه ۱۹۷۰ تا پايان ۱۹۹۰ همواره ناديده گرفته شده و جايزه اي درخور به او اهدا نشده است.
از تنگي نفس تا عشق به سينما
اسكورسيسي كه «ساعات نيمه شب (۱۹۸۴) و «كيپ في ير» (۱۹۹۱) را نيز ساخته است، مي تواند بنشيند و چند ساعت براي شما درباره ي تاريخ سينما و فراز و فرودهاي آن سخن بگويد. ويژگي منحصر به فرد او و رجحان اش بر ساير كارگردان هاي مطرح دوران، همين نكته و اطلاعات آكادميك بيشتري است كه دارد. او حتي يك ميني سريال تلويزيوني ۸ ساعته درباره تأثيرگذاري سينماي ايتاليا و كارگردانان آن بر كل سينماي دنيا ساخته است. او قادر است ساعت ها درباره مسائل مرتبط با سينما براي شما به شكلي مستدل و شنيدني سخن بگويد. تجليل هاي امسال نشان مي دهد كه بالاخره همگان مجبور به اعتراف به اين تواناييهاي عظيم در وي شده اند و در پي راهي براي سپاسگزاري از اويند. اما عشق مارتين و يا به قول رفقايش مارتي به هنر سينما از كودكي آغاز شد. او در آن سنين از بيماري آسم و تنگي نفس رنج مي برد و در نتيجه نمي توانست مثل همسن و سالهايش بيرون زده و به ورزش و تفريح بپردازد؛ براي پدرومادرش چاره اي نمانده بود مگر اين كه براي پركردن ساعات فراغت مارتي، او را مرتب به سينما ببرند. پس از چند سال افكاري نو در اسكورسيسي نوجوان شكل گرفت. او به كلي كس ديگري شده بود. از زبان خودش بشنويم!
… مي شنيدم كه پدرومادرم در اتاق كناري مي گفتند: «پسره ديوانه شده ! مي خواهد فيلمساز شود. دارد پرت و پلا مي گويد.»
خب همانطور كه مي دانيد من كارگردان شدم و آن دو (پدرومادرش) در دو فيلم من درنقشهاي جزيي بازي كردند!
سالها دوستي و با رابرت دونيرو
اسكورسيسي به دانشگاه نيويورك رفت و در رشته ي «سينما» فارغ التحصيل شدو سپس به عنوان اديتور كارش را در اين صنعت شروع كرد. تا اين كه در ۱۹۶۹ اولين فيلم بلند سينمايي اش را ساخت. فيلمي مستقل كه نامش «چه كسي در خانه ي مرا مي زند»؟» بود. نظر هاليوود به وي جلب شد و او به آن جا رفت؛ او در ۱۹۷۲ فيلم «باكس كار. برتا» را ساخت.
از همان دوران همكاري وسيع و دوستي نزديك اسكورسيسي با رابرت دونيرو يكي از بهترين بازيگران معاصرنيز شروع شده بود؛ درواقع اين دو در ۸ فيلم همكاري داشته اند كه آخرين آن «كازينو» بوده است.
پس از آن فيلم هاي اسكورسيسي بيشتر در ميان مردم جاري شد و شايد سروصداي فراوان «راننده تاكسي» كه هنوز هم بهترين نماد سينمايي جامعه ي به شدت بحران زده ي غرب در دوران معاصر است، بيشترين نقش را در اين ارتباط داشته و شروع كننده ي حكومت اسكورسيسي بوده باشد.
امروز «دارودسته هاي نيويورك» آخرين و جديدترين اپيك او سند مسلم و آشكار ديگري در استادي وي در سينماي جهان است. شايد درباره ي طولاني شدن مفرط كار و ايجاد درگيري هايي بين اسكورسيسي و سران استوديوي تهيه كننده ي فيلم يعني هاروي وين اشتاين و برخي كادرهاي ديگر اجرايي طي زمان تهيه ي آن اطلاعات و اخبار زيادي رسيده باشد اما اگر صحت هم داشته باشد، چيزي از استادي وي كم نمي شود و آنچه وي ارائه داده ـ چه بعد از دعوا و چه بدون آن! ـ يك اثر تاريخي و مستندو البته سينمايي و رؤياپردازانه است.
خود اسكورسيسي مي گويد كه سالها بود مي خواست به اتفاقات آمريكا طي دهه هاي ۱۸۴۰ تا ۱۸۶۰ بپردازد و فيلمي در باره ي آن بسازد و سرانجام اين كار عملي شده است. «دارودسته هاي نيويورك» با بازي درخشان داني يل دي لوئيس و حضور قابل قبول كمرون دياز و لئوناردو دي كاپريو درنقش هاي اصلي، قصه ي برخوردهاي تند و خونباري است كه بين گروههاي مختلف انحصارگر و خلافكار بر سر استيلا بر بخشي از نيويورك در دهه هاي فوق شكل گرفت و البته اينها همه مقدمه هايي بودند بر جنگ هاي داخلي آمريكا در دهه هاي بعدي و آن چه رويارويي ايالات شمالي با استان هاي جنوبي اين كشور و جنگ بر سر برده داري خوانده شده است. اسكورسيسي در پس زمينه ي ماجراي انتقام جويي يك مرد جوان از قاتل پدرش براي ما حوادث آن زمان را به تصوير مي كشد و مي گويد كه چطور قسمتي از نيويورك قلمرو تاخت و تاز دسته هاي مختلف گنگسترها بوده است و چطور آنها راحت و وسيع آدم مي كشته اند و به نوعي حكومت مي كرده اند و با قلم و نگاه او ما كارآكتر مخوف «بيل قصاب» (دي لوئيس) را مي بينيم كه چطور سردسته ي گنگسترها مي شود و حتي مدتها مقابل نيروهاي دولتي مي ايستد.
اين ضد تبليغ است، اما…
اسكورسيسي ۱۶۷ دقيقه را طي اين فيلم محصول شركت درخشان فيلمسازي ميرامكس، مصروف تشريح ماجراهاي فوق مي كند و از سكانس اول كه پدر دي كاپريو (با بازي ليام نيسون ايرلندي) توسط بيل قصاب كشته مي شود و ما تصويري كشدار و هشداردهنده را از دي لوئيس با آن سبيل ترسناك و پرپشت براي اولين بار مي بينيم تا صحنه ي پاياني كه سرانجام دي كاپريو انتقام مورد نظرش را از بيل مي گيرد، جشنواره اي از آدم هاو محيط و روابط و وقايع حقيقي آميخته با خيال است ولي تندي ها و بي رحمانه بودن قصه و فضاي تيره و منفي فيلم باز هم يك ضدتبليغ براي آن و وسيله اي بازدارنده و محدودكننده براي آ ن بوده است.
114834.jpg
تيره تر از شب
اما از اسكورسيسي نپرسيد و نخواهيد كه تم فيلم هايش را ملايم و منظر خودش را صلح جويانه كند تا اسكارها را درو كند. او هيچ چيز را فداي جوايز نمي كند و دوست دارد حقيقت و قصه را آن طور كه هست تعريف و ترسيم كند. حتي با اين كه همان تندي ها و فضاي منفي و آدمهاي بد پرشمار قصه هايش باعث شده اند بسياري از جوايز سينمايي از وي دريغ شود و حتي اپيك عاشقانه ي قرن نوزدهمي او كه همانا «عصر معصوميت» بود، به رغم تمام عظمت «تصاوير و ناب»بودن قصه اش چون پايان خوشي نداشت و تيره تر از سياه ترين شب بود و هرگز كارآكتر دي لوئيس را همراه و همپاي شخصيت بازي شده توسط ميشل فايفر نساخت و برعكس از او دور كرد، توسط آكادمي علوم سينمايي و هنرهاي تصويري قرباني شد و به آن هم اسكار ندادند.
خود اسكورسيسي مي گويد: اين طبيعت من است. من براي مصلحت فيلم نمي سازم و نمي خواهم ملاحظه ي خواست عده يي را حتي اگر آن عده از اعضاي سرنوشت ساز آكادمي باشند، دربافت كار هنري خود معمول و مرعي دارم. قصه هاي من حقيقي و واقعي و به همين خاطر سياه است و كاري از دست من ساخته نيست. حتي با اين كه مي دانم همين مسأله مرا از بسياري از افتخارات سينمايي دور نگه داشته است و متأسفانه «دارودسته هاي نيوريوك» سرآمد اين تندي ها و به قول اسكورسيسي، حقيقت جويي ها است!
بر ديوار نگارخانه ها
| نگارخانه طراحان آزاد ـ آثار سفال مليكا مدني فرد، ۱۷ تا ۲۴ اسفند، ساعت ۸ الي ،۴ ميدان گلها، تلفن:: ۸۰۰۸۶۷۶
| گالري سيحون ـ آثار نقاشي هنگامه رحيمي و محسن درخشان، ۱۷ تا ۲۱ اسفند، ساعت ۴ الي ،۸ خيابان خالد اسلامبولي، تلفن: ۸۷۱۱۳۰۵
| نگارخانه جهان نما ـ آثار نقاشي جمعي از هنرمندان، ۱۷ تا ۲۷ اسفند، ساعت ۱۵ الي ،۱۷ كاخ نياوران
| نگارخانه فردوس ـ آثار عكس جمعي از هنرمندان، ۲۱ تا ۲۷ اسفند، ساعت ۸ الي ،۱۹ فلكه دوم صادقيه، تلفن: ۴۰۸۱۰۲۷
| گالري نگارستان ـ آثار عكس ابوطالب امام، ۱۰ تا ۲۷ اسفند، ساعت ۱۳ الي ،۱۹ فرهنگسراي ورزش
با تو مي گويم
• محبت وقتي در شما نهادينه شد با كمي تمرين در مهرورزي، ورزيده مي شويد.
دوباره عاشوراست
دوباره عطر خاطره ات در يادها پيچيد و زمان در عزاي تو اي آموزگار بزرگ شهادت دگرگونه شد. صداي نوحه مي آيد، صداي قيام مي آيد، صداي زندگي مي آيد. چهارده قرن پس از آن روز بزرگ ما دوباره در عرصه زمان حاضر آمده ايم تا به هستي بيكرانگي عظمت تو را نشان دهيم كه چگونه چون سرو از تاراج زمستان ظلم و شبهاي ديجور سرسبز واستوار باقي مانده اي وميوه آزادي وآزادگي را به جهان انساني هديه مي كني.
اي حسين، اي نماد حضور هميشه!
دوباره عاشوراست؛ ملتي خويش را به تو پيوند مي زند تا راز جاودانگي را دريابد؛ تا زندگي را بامرگ معنا دهد؛ تا به شوق زيستن همه خويش را نثار كند.
همراه با تو سفربيت الله الحرام رانيمه تمام گذاشتيم؛ درهرم نفس سوز صحراي ماريه با تو پيمان بستيم كه حريت آدمي را پاس داريم؛ به مشهد درآمديم وبا دستان خويش، كه شاخه درخت برومند تو بود، مرگ را به سخره گرفتيم. هرسال با تو تجديد بيعت مي كنيم. هرسال رخت زندگي را درآبي مي شوييم كه شاهد خون تو بود.
اي عزيز بزرگ!
هشت سال دفاع مقدس را با ياد ونام توپشت سر نهاديم؛ هشت سال زندگي ، هشت سال جنگيدن، هشت سال شهادت.
اي رمز بزرگ هستي!
خون تو، كه در آن صحرا ريخت، هنوز در جوي رگان زمان بي وقفه مي دود. تا زندگي و عشق به آزادي هست ، حسين كوكب هدايتي است كه بشر روشناي حيات را از او مي گيرد تا در عقبه هاي دشوار حيات نلغزد.
اي خون خدا!
خوني كه از پيكر مقدست بر ريگ هاي ريگستان كربلا ريخت، به هيأت منتقمي درآمد كه درگذار عصرها ونسل ها، انسان را متوجه ظلمي مي كند كه درآن حادثه هولناك برپيكر آدمي فرود آمد.تا زندگي هست، در طلب خون تو هميشه مجلس ذكر داريم تا راهي را كه تو درآن قدم نهادي بشناسيم وآزادگي را پاس داريم.

اي ياد تو در عالم، آتش زده برجانها

اي گلشن دين سيراب با اشك محبانت

بسيار حكايتها گرديده كهن اما

يك جان به ره جانان دادي و خدا داند

در دفتر آزادي نام تو به خون ثبت است

اين سان كه تو جان دادي در راه رضاي حق
هرجا زفراق تو، چاك است گريبانها

از خون تو شد رنگين، هرلاله به بستانها

جانسوز حديث تو تازه است به دورانها

كز ياد تو چون سوزد تا روز جزا جانها

شد ثبت به هردفتر، با خون تو عنوانها

آدم به تو مي نازد اي اشرف انسانها

قرباني اسلامي با همت مردانه
اي مفتخر از عزمت همواره مسلمانها
معاون امور هنري وزارت ارشاد:
دستگاههاي دولتي بايد مصرف كننده آثار هنري باشند
بايد تلاش كرد كه اشتغالزايي در عرصه هنر از طريق گسترش دايره مخاطبان و مصرف كنندگان آثار هنري ايجاد شود.
به گزارش رسيده از روابط عمومي وزارت ارشاد مرتضي كاظمي معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اين مطلب افزود: اگر تقاضا براي برنامه ها و آثار هنري در جامعه افزايش پيدا كند يا استفاده از برنامه هاي هنري در سبد مصرف خانواده ها قرار گيرد، به تبع آن توليد و عرضه آثار هنري در جامعه گسترش پيدا مي كند.
وي تصريح كرد: بايد سياستها و حمايت هاي خود را علاوه بر توليد، بر مصرف نيز معطوف كنيم وامكان افزايش تقاضا را فراهم سازيم، تا به تبع آن توليد آثار هنري رونق گرفته و اشتغال در اين عرصه زياد شود و بدين ترتيب هنر به سطح حرفه اي برسد. وي در زمينه گسترش هنر تئاتر اظهار داشت: بايد تئاتر را به ميان مردم برد و اين هنر را به جاي اينكه متعلق به يك قشر خاص باشد، تبديل به يك هنر همگاني كرد تا اشتغال زايي در تئاتر افزايش يابد.
كاظمي بر توليد آثار موسيقايي در حد نياز و ضرورتهاي جامعه و در چارچوب اهداف فرهنگي مصوب تأكيد كرد و اعطاي وام به گروهها، هنرمندان و استوديوهاي ضبط صدا را يكي از عوامل افزايش ظرفيت توليد آثار موسيقي دانست.
معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با بيان اينكه دستگاههاي دولتي بايد مصرف كننده آثار هنري باشند، تصريح كرد: متأسفانه امروز اكثر ساختمان هاي دولتي از هويت ديني و ملي بي بهره اند. فضاي اداري دستگاههاي اجرايي عملاً سرد و بي روح است و هيچ نشاني از مهمترين مؤلفه معماري ايراني اسلامي، يعني هنر، ندارند به همين دليل در لايحه بودجه سال ۱۳۸۲ اختصاص يك درصد از اعتبارات عمراني براي استفاده از آثار هنري پيشنهاد شد كه با تصويب مجلس شوراي اسلامي، هم اكنون در مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح است و اميدواريم تصويب شود، اين يكي از زمينه هايي است كه علاوه بر هويت بخشي به ساختمانهاي دولتي، رونق خاصي را در داد و ستد آثار هنري ايجاد خواهد كرد.
هفته فرهنگي ايران درسيسيل
114864.jpg
هفته فرهنگي جمهوري اسلامي ايران از سه شنبه در شهر «كاتانيا» مركز استان سيسيل در ايتاليا آغاز به كار كرد.
به گزارش ايرنا، در مراسم گشايش هفته فرهنگي ايران در كاتانيا، گروهي از شخصيت هاي فرهنگي و ادبي، شرق شناسان و ايران شناسان ايتاليا شركت داشتند.
در اين مراسم كه با همكاري رايزني فرهنگي كشورمان در ايتاليا برگزار مي شود فيلم هايي از سينماي ايران با موضوع معنويت، اخلاق و مذهب به نمايش در مي آيد و عكسهاي «آناپروسه» خبرنگار و نويسنده ايتاليايي از آثار تاريخي و جاذبه هاي طبيعي ايران در اين هفته فرهنگي، به نمايش در مي آيد.
همچنين در طول برگزاري اين مراسم، چند تن از استادان دانشگاهها و شخصيت هاي فرهنگي ايتاليا در باره «ايران امروز» سخنراني خواهند كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |