شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۱ - ۱۱ محرم ۱۴۲۴
Sat, Mar 15, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۴۱۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
مروري بر وقايع ادبي ـ فرهنگي در سالي كه گذشت
خداحافظ ۸۱!
114897.jpg
|فروردين
فروردين، ماه شكوفايي است. شكوفايي در سال ۸۱ با صدور بيانيه اي اعتراض آميز نويسندگان كتاب كودك آغاز شد. در اين بيانيه به «مميزي پيش از چاپ» ، «روند غيرشفاف حمايت هاي دولتي» و «وابستگي كتاب كودك به نهادهاي دولتي» اعتراض شده بود. اين بيانيه هنگامي واردعرصه رسانه اي شد كه «احمد بيرشك» [محققي كه صد جلد كتاب در كارنامه خود داشت] درگذشت و اين درگذشت نه تنها تسليت وزير ارشاد كه تسليت هيأت وزيران را هم در پي داشت. اين تسليت ها با بستري شدن نجف دريابندري [مترجم و نويسنده نام آور كشور] در بيمارستان دي قرين شد. دريابندري به دليل سكته مغزي بستري شده بود. هنوز دريابندري در بيمارستان مقيم بود كه سعدي مراسم بزرگداشت خود را در ايران و ۲۰ كشور جهان به طور همزمان به چشم ديد! خيام و رودكي با زبان چيني آشنا شدند! [جان هونين وجان هويي با ترجمه و انتشار رباعيات خيام و اشعار رودكي به زبان چيني مجموعه شاهكارهاي ادبيات فارسي به زبان چيني را تكميل كردند.]
و «شيوا ارسطويي» به پاس انتشار رمان «بي بي شهرزاد» بورسيه انجمن جهاني قلم در سوئد شد. فروردين، ماه شكوفايي است!
| ارديبهشت
اليوت مي گويد: «ارديبهشت، ستمگرترين ماه هاست» و مهدي كروبي [رئيس مجلس شوراي اسلامي] در بازديد از نمايشگاه بين المللي كتاب گفت: «اگر نويسنده اي اشتباه كرد آن را سياسي نكنيم».
نمايشگاه كتاب، واقعه اي است كه هر سال در ارديبهشت اتفاق مي افتد. اتفاق خوبي ست. ناشرها راضي، نويسندگان راضي، مردم راضي، فقط اليوت اين وسط ناراضي است! ارديبهشت امسال پر بود از خبرهاي خوب. دو كتاب از انتشارات كانون پرورش فكري [گفت وگوي رنگها اثر بهرام خائف و افسانه تيرانداز جوان اثر حميدرضا شاه آبادي ] در فهرست برگزيده هاي ۲۰۰۲ كتابخانه بين المللي مونيخ قرار گرفت. عاليترين نشان ادبي گرجستان به يك استاديار دانشگاه گيلان [دكتر محمدكاظم يوسف پور ـ شاعر ومحقق ] اهدا شد. او به دليل ترجمه منظومه «پلنگينه پوش» از شوتاروستاولي [با همكاري پروفسور ماگالي تودوآ] اين نشان را از شواردنادزه[رئيس جمهور گرجستان ] دريافت كرد. ارديبهشت حاوي يك خبر غافلگير كننده هم بود: «سفر يورگن هابرماس به تهران» . هابرماس كه يگانه فيلسوف زنده «حلقه فرانكفورت» محسوب مي شود در انجمن حكمت و فلسفه و دانشگاه تهران سخنراني كرد. سالها پيش از او و در اين سطح علمي، تنها ميشل فوكو به ايران سفر كرده بود؛ اما ارديبهشت در برابر خسروشاهاني [طنزپرداز شهير ايراني] ستمگرترين ماه ها بود. اودر ۷۳ سالگي به دليل سرطان پيشرفته درگذشت.
|خرداد
خرداد، آستانه تابستان است. شكوفايي به پايان رسيده است.
درخرداد ، حسين پايا [مدير انتشارات طرح نو] به دادگاه احضار شد. احضار اوبه دليل انتشار كتاب «مجمع الجزاير زندانگونه» از اكبرگنجي بود كه با جمع آوري نسخه هاي كتاب همراه بود؛ در عين حال اتحاديه ناشران و كتابفروشان در نامه اي خطاب به رياست قوه قضاييه خواستار توقف پيگرد ناشران شد.وزير ارشاد گفت: «شايسته نيست حريم آزادي بيان مورد مناقشه قرار گيرد». با اين همه، خرداد ماهي دوگانه است. نيمي از حال وهواي بهار را هم با خود دارد. اين حال و هوا در يك سخنراني، يك بررسي كتاب و اهداي جوايز «بنياد فراپويان» خلاصه شد. قيصرامين پور و حافظ موسوي [يكي از حوزه روشنفكري ديني و ديگري از حوزه دگرانديشي] در كنار هم قرار گرفتند تا آخرين مجموعه شعر منوچهر آتشي [شاعري در حدفاصل سنت ومدرنيته] را به نقد بنشينند. جوايز برترين هاي شعر دو دهه اخير ايران از زاويه ديد بنياد فراپويان به يدالله رؤيايي[هفتاد سنگ قبر]، زنده ياد بيژن نجدي [گزينه اشعار] وشمس آقاجاني [مخاطب اجباري] تعلق گرفت. تنوع در حوزه هاي تخصصي داوران [محمد حقوقي، كيومرث منشي زاده، منصور اوجي، داريوش مهرجويي، آيدين آغداشلو وپگاه احمدي] انتقاداتي را در حوزه رسانه اي رقم زد كه حتي مهرجويي را به دفاع از خود برانگيخت. نيمه تابستاني خرداد براي محمدعلي سپانلو [شاعر ، محقق و مترجم] بسيارگرم و سخت بود. خانه سپانلو واقع در خيابان جمالزاده شمالي تهران توسط بانك به حراج گذاشته شد. چرا كه اوبابت ضمانت يك وام توليدي [متعلق به يكي از دوستانش] سند خانه اش را در اختيار بانك نهاده بود. اين مشكل، بعدها با پا در مياني وزارت ارشاد حل شد.
|تير
تير گرم است، اما خبرهايش گرم نبود. در واقع خبري نبود. برگزاري نشست نقد مجموعه شعر «مشتي نور سرد» [دكتر ضياء موحد] كه حضور عنايت سميعي و سيدحسن حسيني [ دو نفر از دو حوزه متفاوت فكري] را در كنار هم به همراه داشت تنها واقعه تأمل برانگيز تيرماه بود.
| مرداد
مرداد، ماه مردگان است. دكتر مصطفي رحيمي [نويسنده، مترجم و معرف شهير نگره فلسفي «اگزيستانسياليسم» در ايران] در ۷۷ سالگي درگذشت. دكتر علي رفيعي [كارگردان تئاتر] به دليل به صحنه بردن نمايشنامه «شازده احتجاب» [برگرفته از رمان مشهور هوشنگ گلشيري ] به دو سال محروميت از كارگرداني تئاتر محكوم شد. صداي پاي آب اما از ازبكستان به گوش رسيد. [ترجمه «صداي پاي آب» سهراب سپهري به ازبكي به عنوان بهترين ترجمه سال ازبكستان شناخته شد.]
| شهريور
شهريور با احضار ناشر ومؤلف يك كتاب آغاز شد. دكتر سيروس شميسا [محقق و استاد دانشگاه] در پي انتشار كتاب «شاهد بازي در ادبيات فارسي» به دادگاه احضار شد و پس از محكوميت ، موظف شد كه نسخه هاي پخش شده را از كتابفروشي ها بازخريد كند؛ از سويي ديگر به پيشنهاد علي اصغر شعردوست [نماينده تبريز] سالگرد درگذشت شهريار روز ملي شعر لقب گرفت. اعلام چنين روزي به عنوان روز ملي شعر، مخالفان وموافقان بسياري يافت و حلقه نخبگان كشور را به دو بخش تقسيم كرد. مخالفان به ارجح بودن شاعران بزرگ كلاسيك [حافظ، فردوسي و...] پرداختند. و موافقان نيز تا به آن پايه پيش رفتند كه شهريار را برتر از حافظ و فردوسي ارزيابي كردند. حرف موافقان به كرسي نشست. روز درگذشت شهريار، همچنان روز ملي شعر ماند.
| مهر وآبان
احمد محمود درگذشت. نويسنده همسايه ها درگذشت. نويسنده رماني كه در هزار نسخه به چاپ رسيده بود و به طور تخميني در كمتر از پانزده سال، صدهزار خواننده داشت درگذشت. مهر، ماه محمود بود. در «ماه محمود» اسامي برندگان دومين دوره جايزه مهرگان ودر آبان ماه، برگزيدگان آثار داستاني سال ۸۰ از نگاه منتقدان ونويسندگان مطبوعات اعلام شد. رمان هاي «چراغ ها را من خاموش مي كنم» [زويا پيرزاد] و «همنوايي شبانه اركستر چوبها» [رضا قاسمي] برندگان جايزه مهرگان بودند همچنان كه «همنوايي ....» [رضا قاسمي ] در حوزه رمان و «احتمال پرسه و شوخي» [يعقوب يادعلي] در حوزه داستان كوتاه، برگزيدگان منتقدان و نويسندگان مطبوعات.
آبان ماه با ادامه مرمت خانه نيما در يوش همراه بود؛ ادامه، ادامه و ادامه هايي... ناتمام.
| آذر
آذر، پايان پاييز است؛ اما اين پايان به سردي زمستان متصل مي شود نه زايش بهار.
گورستان ظهيرالدوله[در تهران] در حال ويراني است. اين گورستان مدفن جمعي از مفاخر اين كشور است. دكتر جواد مجابي [شاعر، نويسنده، منتقد، روزنامه نگار] در واكنش به اوضاع ظهيرالدوله گفت: «بي توجهي و حذف تدريجي آرامگاه ظهيرالدوله از تاريخ ايران غيرممكن است».
همچنين پايان پاييز، با انتشار «بامداد در آينه» [دكتر نورالدين سالمي ـ پزشك معالج احمدشاملو] در سوئد همراه شد. انتشار اين كتاب واكنش هاي بسياري را در داخل كشور برانگيخت. [دكتر مسعودخيام، در يادداشتي به چهره مخدوش شده احمدشاملو در اين كتاب تاخت.] حتي خود «سالمي» هم از تاختن به اين كتاب ابائي نداشت و طي نگارشي كوتاه در يك سايت اينترنتي، كتاب را مخدوش ارزيابي كرد كه بدون مجوز وي در سوئد به چاپ رسيده است. چهارمين كنگره شعر وقصه جوان نيز در همين ماه در بندرعباس برگزار شد كه در حوزه شعر، منوچهر آتشي، شمس لنگردوي، محمدعلي بهمني ودر حوزه داستان: ابوتراب خسروي، حسن ميرعابديني و حسين سناپور داوران آن بودند. لنگرودي كه غايب مراسم پاياني بود طي نامه اي، نقطه نظرات خود را با جوانان در ميان گذاشت : «و شما جوانيد. هنر بازتاب عدم انطباق انسان هنرمند بازندگي واقعاً موجود است. نقص زندگي است كه هنر را به وجود مي آورد. در كودكي، كودك تر از آنيم كه از نقص حيات چيزي بدانيم. پيري، همسايه نيستي و مترادف با سازگاري است و فقط جواني است كه نقص جهان را لمس مي كند و اميدوارانه و نااميدانه برآ ن مي شورد» اسامي برندگان دومين دوره جايزه بنياد گلشيري و نخستين دوره جايزه يلدا نيز در آذرماه اعلام شد. زويا پيرزاد[چراغ ها را...]، رضا قاسمي [همنوايي ...] ، محمد رحيم اخوت [نيمه سرگردان ما] ، ميترا الياتي [مادموازل كتي] و مرجان شيرمحمدي [بعد ازآن شب] برندگان جايزه گلشيري بودند همچنان كه رضا جولايي [باران هاي سبز] ، محمدمحمدعلي [برهنه در باد]، حسين سناپور [نيمه غايب] برندگان جايزه يلدا. دي، آغاز شد.
| دي
«زمستان با برفهايش با شما سخن مي گويد
چونان زني پير
كه با گيسوانش .» [كنزوتاري ـ شاعرژاپني قرن پانزدهم]
دي ماه با اعلام اسامي برگزيدگان دهمين جشنواره كتاب كودك و نوجوان آغاز شد. ناصر كشاورز و بهرام خائف دو «مداد پرنده» را از آن خود ساختند. اين مدادها پيش از اين به هوشنگ مرادي كرماني ، محمدرضا دادگر و جعفر ابراهيمي اهدا شده بود. همايش «حقوق مالكيت ادبي و هنري» [كپي رايت] هم در دي ماه برگزار شد. ماهنامه كارنامه، پس از تأخيري دو ماهه اسامي شاعران برگزيده سال ۸۰ را از نگاه داوران اش اعلام كرد: م.مؤيد، بهزاد خواجات، رضا شنطيا، رضا بختياري اصل وشمسي پورمحمدي. اعلام اين اسامي، واكنش جامعه ادبي را برانگيخت.
| بهمن
بهمن ماه با درگذشت آنه ماري شيمل [شرق شناس مشهور كه به ايران هم سفر كرده بود] همراه بود؛ همچنان كه با صدساله شدن انتشاراتي اقبال. با اعلام اسامي برگزيدگان كتاب سال وزارت ارشاد اسلامي، براي نخستين بار درحوزه ادبيات،نامهايي تازه به جمع برگزيدگان راه يافتند: منوچهر آتشي [مجموعه شعر: حادثه در بامداد]، زويا پيرزاد[رمان: چراغ ها را...] و منوچهر بديعي [ترجمه : چهره مرد هنرمند در جواني ـ جيمز جويس].
| اسفند
اسفندماه در ايران، در حالي آغاز شد كه چهل نويسنده در آلمان مصمم شدند كه طي ۱۲ ساعت يك كتاب را به نگارش درآورند و در همان روز نيز كتاب منتشر شود؛ اما در ايران هنوز طنين سخنان رئيس جمهور خاتمي در مراسم اهداي جوايز كتاب سال به گوش مي رسيد كه متذكر شده بود برگزاري دادرسي مربوط به حوزه كتاب بدون حضور هيأت منصفه خلاف قانون اساسي است. البته در سال ۸۱ ، همه احضاريه هايي كه به در خانه ناشران رسيد به منظور «دقت بيشتر در محتواي كتاب ها» نبود. يكي از ناشران با به جا گذاشتن بيش از يك ميليارد ريال قرض ها و وام هاي ادا نشده در پشت سر، به آلمان گريخت. از سويي حميدرضا باقرزاده مدير انتشاراتي هيرمند[در همين اسفندماه] به دادگاه احضار شد تا پاسخگوي شكايت يك شاكي خصوصي باشد كه مدعي دارندگي حق امتياز مادام العمر آثار احمدشاملو بود. [باقرزاده به همراه بهروز صاحب اختياري اقدام به گردآوري مجموعه اي تحت عنوان «شيانه ها و عاشقانه ها» كردند كه گزيده اي بود از آثار منتشر شده از شاملو و درباره شاملو.] در پي اين احضاريه، اعتراض عده اي از صاحب قلمان هم به گوش رسيد كه آثارشان بدون كسب اجازه در كتاب به چاپ رسيده بود.
باقرزاده در دومين جلسه دادگاه، با قرار صدوپنجاه ميليون ريالي آزاد شد.
|
«در هر چيزي، پايان مهم است مخصوصاً در...» [گوست داگ ـ جيم جارموش]
اجراي مجالس تعزيه در شهرهاي انگليس
همزمان با تاسوعا و عاشوراي حسيني، مجالس «تعزيه» در شهرهاي لندن و منچستر انگليس برپا شد. گروه تعزيه اعزامي از ايران به سرپرستي عظيم موسوي نمايش مذهبي تعزيه شامل مجلس روز عاشورا، تعزيه حر، تعزيه مختار و تعزيه شام غريبان را براي شيعيان ايراني و غيرايراني ساكن انگليس اجرا كردند. به گزارش خبرنگار ايرنا، اجراي نمايش تعزيه در مجلس عزاداري جوانان حسيني منطقه «اكتون» لندن صبح روز عاشورا با استقبال گرم ايرانيان مقيم لندن مواجه شد. دانشگاه بيرمنگام و واريك نيز دو مركزي هستند كه قرار است گروه اعزامي از ايران در آنجا نمايش مذهبي تعزيه را برپا كند. عظيم موسوي سرپرست گروه تعزيه اعزامي از ايران به خبرنگار ايرنا گفت كه اعزام آنها به انگليس براي اجراي تعزيه با مساعدت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و شهرداري تهران صورت گرفت.
ترجمه رباعيات خيام به زبان اردو
114951.jpg
مجموعه رباعيات شاعر و حكيم مشهور ايران زمين «عمرخيام» به زبان اردو در پاكستان منتشر شد.
«قمر رعيني» شاعر، نويسنده و مترجم پاكستاني، رباعيات خيام را در مجموعه اي تحت نام «باده خيام» به اردو ترجمه كرده است. از جمله ويژگي هاي جالب توجه اين كتاب، ترجمه رباعيات خيام به نظم و به همان صورت رباعي است. مترجم پاكستاني رباعيات خيام در مقدمه كتاب خود از خيام به عنوان بزرگترين رباعي سراي جهان ياد كرده و نوشته است: آثار ماندگار خيام تقريباً به همه زبانهاي دنيا ترجمه شده و مردم فرهنگ دوست در گوشه و كنار جهان با رباعيات خيام آشنا هستند. «قمر رعيني» افزوده است: رباعيات اصيل خيام مجموعاً حدود ۷۰ رباعي است اما برخي از شعرا رباعياتي را پس از خيام سروده و تلاش كرده اند آنها را به اين حكيم وشاعر بزرگ نسبت دهند. به اعتقاد اين شاعر و نويسنده پاكستاني، رباعيات خيام به رغم حجم اندك داراي معاني عميق و اثرگذاري هستند.
بر پرده سينماهاي تهران
| دخيل ـ «كارگردان: داريوش ياري»، شهر تماشا ،۱ تهران ،۱ ايران ،۲ فلسطين ۳ و آفريقا
| روزگار ما ـ «رخشان بني اعتماد»، سروش، پارس ،۱ فلسطين ،۳ پارس ۲ و شيدا
| كلاه قرمزي و سروناز ـ «ايرج طهماسب»، شقايق، مركزي ،۱ ايران ،۳ آستارا، سعدي، بلوار، فلسطين ،۱ گلريز ،۱ شيرين، المپيا، جي ،۳ شاهد و فردوسي
| بي تو تنهايم ـ «قدرت الله صلح ميرزايي»، ايران ،۱ آسيا، جي ،۱ بهمن ،۲ آسمان آبي، پيام انقلاب، توسكا و ميلاد
| زندان زنان ـ «منيژه حكمت»، قدس، حافظ و سپيده
| ازدواج غيابي ـ «كاظم معصومي»، مركزي ،۲ كارون واروپا
با تو مي گويم
• زماني جرأت كسي گل مي كند كه نهال شهامت شما را نبيند.
امروز باعبدالحسين شريفيان
114945.jpg
گروه فرهنگي ـ ساير محمدي: «ميراث شوم» اثر سالتيكف اولين ترجمه عبدالحسين شريفيان بود كه در سال ۴۱ منتشر شد. بعدها «شكست جمهوري سوم»، «دوران لويي شانزدهم» ، «نفت و خاورميانه و قدرت هاي بزرگ»، «تاريخ تمدن» و ... را منتشر كرد. از وي تاكنون در حوزه رمان نيز «پاي بندي هاي انساني» از سامرست موام، «مادام آرنو» اثر فلوبر «دوست مشترك ما» اثر ديكنز و «جوان خام» اثر داستايفسكي به بازار آمده است. «ديروز و امروز» عنوان رماني از سامرست موام است كه با ترجمه او از سوي نشر چشمه اين هفته منتشر شد. عبدالحسين شريفيان متولد ۱۳۰۵ بوشهر است.
\ آقاي شريفيان، گويا شما در دو حوزه ادبيات و سياست كار مي كنيد؟
* عناوين كتاب هاي مرا سياست نگذاريد. اين آثار تاريخ هاي سياسي بوده و سياسي صرف نيستند. در اين كتابها اظهار نظرهاي سياسي نيامده بلكه رويدادهاي تاريخي و اينكه چگونه اين رويدادها شكل گرفته مطرح مي شود. اما كتابهايي چون «سيري در اساطير يونان و روم» و «اساطير جهان» كه ترجمه كردم به ادبيات مربوط مي شود. اساطير در داستان ها و ادبيات قديمي، ريشه تاريخي تعريف شده اي دارند.
\ كساني كه به قول شما كتابهاي تاريخي ترجمه مي كنند، كمتر به سراغ ادبيات داستاني مي روند. حوزه مورد علاقه شما كدام است؟
* در كارنامه من بيشتر ترجمه ادبيات داستاني را مي بينيد. اغلب اين آثار هم داستان هايي اجتماعي است و در مورد شرايط اجتماعي و وضعيت زندگي مردم در اين دوره يا آن دوره است.
\ در ترجمه ادبيات داستاني هم بيشتر به رمان ها و نويسندگان كلاسيك علاقه منديد تا ادبيات مدرن و نويسندگان نسل جديد آمريكا و اروپا و...
* بله. بيشترين آثاري كه ترجمه كرده ام از نويسندگان كلاسيك است. البته يكي دو مورد هم از نويسندگان قديم و از نويسندگان قرن اول ميلادي ترجمه كردم، يكي «الاغ طلايي» و ديگري «مسخ» از اوويد.
\ آيا رمان هاي جديد نويسندگان امروز جهان را مي خوانيد؟
* من فرصت شناخت نويسندگان امروز و آثارشان را پيدا نكرده ام. در اين جا اطلاعاتي در دسترس ما قرار نمي گيرد كه بدانيم چه نويسنده اي الآن چهره شده، كدام كتاب او از محبوبيت بيشتري برخوردار است و چه آثاري از اين نويسندگان ترجمه شده است.
\ چرا به سراغ نويسندگاني كه برنده جايزه نوبل مي شوند، نمي رويد؟
* رمان «بازي مهره هاي شيشه اي» از هرمان هسه را ترجمه كرده بودم كه امسال هم تجديد چاپ شده است. اين اثر يكي از بهترين رمان هاي اين نويسنده آلماني است.
\ الآن چه كاري در دست چاپ داريد؟
* كتابي دوجلدي راجع به اساطير يونان دارم كه به عنوان يك كتاب مرجع قابل استفاده است. يعني اين كه تمام داستان هاي اساطيري يونان را جمع آوري كردم و براي هر داستان توضيحات خاصي دادم كه منظور اين داستانها چيست، چه از نظر تاريخي و چه از نظر اوضاع و شرايط اجتماعي آن روزگار.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |