شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۱ - ۱۱ محرم ۱۴۲۴
Sat, Mar 15, 2003
خوانندگان
شماره ۲۴۱۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
بازتاب
اصل مطلب
بازتاب
پاسخ بنياد به مطلب «اين گزارش تيتر ندارد»
سازمان اموال واملاك بنياد مستضعفان وجانبازان جوابيه اي به گزارش «اين گزارش تيتر ندارد» چاپ شده در ۱۰اسفندماه به صفحه خوانندگان فرستاده است . دراين جوابيه مطالبي كه ارتباطي به گزارش مذكور نداشته ، حذف شده است و بقيه در زير تقديم مي شود:
«به موجب دادنامه شماره ۲۷۶۴ مورخ ۱۴ ديماه ۵۹ دادگاه انقلاب اسلامي مركز، ملك يادشده مصادره ودر تملك بنياد قرار گرفته است .پس از مصادره درسال ۱۳۶۰ به مدت يك سال براي سكونت واستفاده مسكوني در اختيار متصرفين (آسايشگاه ايران) با بهاي بسيار نازل قرار داده شده است كه با انقضاي مدت وعدم تخليه ملك از سوي متصرفين ودعوي اين نهاد نهايتاً طي دادنامه شماره ۴۵۸۷ مورخ ۱۷ آذر ۷۰ از سوي شعبه ۷۵ دادگاه حقوقي ۲ تهران حكم تخليه ملك باتوجه به انقضاي مدت اجاره به مديريت آسايشگاه اعلام شده است . از طرفي چون طرح دعوي تخليه به طرفيت متصرفين املاك بنياد از تمامي شعبات اجراي احكام دادگاه انقلاب جمع آوري وبه شعبه اجراي احكام ويژه اصل ۴۹ محول گرديد، لذا مجدداً موضوع تخليه از سوي دادگاه ويژه اصل ۴۹ پيگيري شد كه علي رغم اينكه دراين مدت اين نهاد نهايت همكاري ومساعدت را با آسايشگاه مذكور به عمل آورده است وجهت رفاه حال سالمندان مستقر درآسايشگاه نيز قبل از تخليه براي انتقال آنان با بهزيستي شميرانات هماهنگي هاي لازم به عمل آمده كه بهزيستي طي نامه شماره ۱۹۰‎/۱۶‎/۳‎/۷۵۴۶ مورخ ۵ مرداد ۸۱ و ۸۹۰‎/۱۶‎/۳‎/۷۶۱۳ مورخ ۵مرداد ۸۱ آمادگي خود را براي تحويل ونگهداري از تمام سالمندان اعلام داشته متأسفانه با عدم توجه از سوي مديريت آسايشگاه روبرو شده وهيچ اقدامي دراين خصوص از سوي آنان صورت نپذيرفته است . دراين خصوص فرصت مناسب نيز براي جابجايي به آنها داده شده بود كه نهايتاً باتوجه به اينكه اين نهاد بنابرمأموريت خود مبني برفروش اموال واملاك وصرف عوايد حاصل از فروش آن خاصه درامور جانبازان، محرومان ومستضعفان است موضوع تخليه را پيگيري كه طي نامه شماره ت ‎/ ۷۴۹۰‎/۷۹‎/۱۸۱۲ مورخ ۱۸ آبان ۸۱ قاضي اجراي احكام شعبه ويژه اصل ۴۹ سراسر كشور دستور قضايي لازم براي تخليه ملك را به فرماندهي نيروي انتظامي مستقر در دادگاه انقلاب اسلامي تهران صادر ونهايتاً طي صورتجلسه شماره ۱۷۳۹ مورخ ۹ آذرماه ۸۱ ملك يادشده با حضور ضابطين قضايي تخليه شده است . ضمناً ادعاي فروش ملك به قيمت نازل از ديگر موارد غيرواقعي است ».
« ايران» : گزارش مذكور در جوابيه سازمان اموال واملاك بنياد كه توسط مدير ارتباط با رسانه هاي روابط عمومي بنياد امضا شده است پس از ارسال نامه اي از يكي از خوانندگان روزنامه با استفاده از مدارك معتبر قضايي واطلاعات به دست آمده از وكيل آسايشگاه، سالمندان بازمانده وساكنان محل تهيه شده بود.
درجوابيه بنياد چند نكته مشخص وقابل تعمق است :
اساسي ترين ومهم ترين بخشهاي گزارش ما مانند ايجاد رعب و وحشت براي سالمندان كه موجب مرگ ۲ تن از آنان شده است ، رد دعوي بنياد در حكم اوليه دادگاه وتشكيل پرونده مجدد بدون مجوز قضايي در دادگاه انقلاب وعدم صدور حكم قطعي توسط شعبه ۱۷ دادگاه انقلاب پاسخ داده نشده است . چرا كه اگر ورود اين شعبه به پرونده براساس حق و روال قانوني بوده مي بايد به صدور حكم منجر مي شد. ضمناً در پاسخ بنياد مشخص نشده كه ملك مزبور اگر با قيمت نازل فروخته نشده به چه قيمتي ودركدام مزايده به فروش رسيده است.
اصل مطلب
گردشگري؟!
از كجايش بگوييم
114885.jpg
وقتي سال نفسهاي آخر را مي كشد، فارغ از تمام غم وغصه هايي كه بر دل مردم هوار مي شود يكي از مسائلي كه دارا و ندار را به انديشه فرو مي برد سفر و گردش در صحرا و آسايش در كوهستان و جنگل است. هر سال در همين روزها هر كس با هر تواني كه دارد خود را آماده مي كند تا پس از يازده ماه كار وتلاش به سفر رود واز طبيعت و جاذبه هاي طبيعي و مصنوعي دور و نزديك لذت ببرد. اما همين افراد در حالي به سفر مي روند كه نه كم و كيف امكانات و ظرفيتهاي مقصد سفر به اطلاعشان رسانده شده، نه اطميناني بر پذيرايي خوب و محترمانه دارند.
بسياري از اين افراد با اين اميد كه در مقصد اوقات خوشي خواهند داشت يا با تكيه بر تبليغات سينه به سينه به سفر مي روند و سپس دچار مشكلاتي مي شوند.
گردشگري و سفر به مظاهر گردشگري در كشور از موضوعاتي است كه در نامه هاي خوانندگان به روزنامه به آن پرداخته شده و نكاتي كه در ابتداي گزارش آمد نيز برگرفته از نامه هاي خوانندگان است.
يكي از خوانندگان به نام جهانگير رضايي از قائم شهر گردشگري ايران را با ديگر كشورها مقايسه كرده و در نامه خود نوشته است : «طبق آمار رسمي سازمان جهاني وابسته به صنعت جهانگردي در سال ۲۰۰۰ ميلادي كشورهاي فرانسه، اسپانيا، آمريكا، ايتالياو چين به ترتيب با داشتن ۷۵ ، ۴۸ ، ۵۰ ، ۴۱‎/۵ و ۳۱‎/۲ ميليون نفر گردشگر اولين هاي جهان در صنعت گردشگري بودند و درآمدي كه از اين راه كسب كردند، چندين برابر درآمد نفت وگاز بود.اين در حالي است كه ايران با پذيرايي از حدود يك ميليون گردشگر در رده پايين ترين كشورها قرارگرفت. در حالي كه كشور پرجاذبه و باستاني ما در رديف ۱۰ كشور اول جهان از نظر جاذبه هاي تاريخي و باستاني قرار دارد».
اين خواننده روزنامه در ادامه نوشته است: «شايد يك دليل اساسي اين عقب ماندگي بي برنامگي مديران باشد. به عنوان مثال زماني دولت با ارائه لايحه به مجلس خواستار ادغام سازمان هاي ميراث فرهنگي و ايرانگردي وجهانگردي در يكديگر و تأسيس وزارت گردشگري و ميراث فرهنگي شد. اما با وجود تصويب آن در كميسيون مربوطه و تأييد كليات آن معلوم نيست چرا طرح مسكوت مانده است. رضايي در ادامه نامه خود يادآور شده : «ما حتي اگر علاقه مند به تبليغ امنيت وثبات كشور خود باشيم، بايد زمينه افزايش ورود جهانگردان را به كشور فراهم كنيم، در اين راه هزينه كنيم وقوي ترين مديران را براي اين هدف انتخاب كنيم».
يكي از نكات جالبي كه در نامه اين خواننده روزنامه نوشته شده، علاقه مردم ايران به جهانگردان است.
در اين باره نوشته شده: «مردم ايران همراه با عرق خاصي كه نسبت به وطنشان دارند، همواره نشان داده اند بهترين مهمانداران براي مسافران خارجي بوده اند و اكنون نيز در شهرهايي كه جهانگردان خارجي تردد مي كنند، همواره سعي مي شود برخورد انساني واسلامي با آنها داشته باشند. نيز يكي از دلايل برخي ناهنجاريهايي كه در رفتار برخي اقشار مردم و قليلي از ناآگاهان در جامعه ديده مي شود، بي شك نداشتن مراوده با مردم ديگر كشورها است و به عبارت ديگر اگر جهانگردان خارجي در شهرها تردد كنند مي توان به ارتقاي فرهنگ اجتماعي و تقويت هنجارهاي رفتاري اميدوار بود».
رضايي دربخش ديگري از نامه خود نوشته: «بسياري از دانشمندان ، محققان وجهانگردان خارجي تشنه ديدار از مناظر طبيعي ، كوهستانها و طبيعت ايران هستند و برخي از آنها معتقدند شكستگي هاي موجود در برخي از نواحي ايران از جمله رشته كوه زاگرس تنها در ايران ديده مي شود و مي تواند يكي از جذابيتهاي گردش علمي براي جهانگردان باشد». وي در پايان نوشته : « مي گويند كشور قبرس با داشتن سه ميليون نفر جمعيت سالانه سه ميليون جهانگرد دارد بدون اينكه حتي از يك هزارم جاذبه هاي جهانگردي ايران بهره برده باشد».
در ارتباط با موضوع گردشگران داخلي نيز نامه هاي زيادي به اين صفحه رسيده كه عمدتاً درباره حفاظت نكردن از آثار باستاني يا اهميت ندادن به مسافران در مكانهاي گردشگري است. در يكي از اين نامه ها باقر مفيدي از تهران نوشته: « ما هر سال به مسافرت مي رويم و هر بار يك شهر كشور را انتخاب مي كنيم : اهواز، اصفهان، آبادان، تبريز ، شمال وهر سفر داستان و ماجراهاي جالب خودش را دارد. اما امسال تصميم گرفتيم به آب گرم سرعين در اردبيل برويم. راه افتاديم واز انزلي گذشتيم و سپس به آستارا و اردبيل رفتيم. مسير آستارا به اردبيل تا كيلومترها جنگل است و جالب اين كه جنگلهاي ما جابه جا كم پشت و بي درخت بود و زمين سفيد ديده مي شد و در عوض جنگلهاي آن سوي مرز كاملاً سبز و يكدست و پرپشت. نخستين غصه را به حال جنگلهايمان خورديم.
وقتي به سرعين رسيديم ديديم بناهاي مدرني برپا شده است طوري كه اگر نمي دانستيم، تصور مي كرديم در اروپا هستيم. در آبگرم، يك سالن بزرگ بود با وان هاي رديف انفرادي هر كدام با يك شير آب گرم و بعداستخر مخصوص و حوضچه هاي آرامش و غيره. همه اينها را تجربه كرديم و مسافرت تمام شد و بازگشتيم.
نويسنده نامه در اين سفر در زمينه مسائل بهداشتي با مشكلاتي مواجه شده و پرسيده: آيا با وجوداين جمعيت مشتاق آب گرم و وجودآب گرمي با آن تجهيزات مدرن، ضدعفوني كردن و رعايت بهداشت آب گرم فراموش شده يا مسافران اهميت چنداني نزد مديران مربوطه ندارند؟»
در نامه ديگري از گچساران، رحيم خليلي نوشته است: «قله دنا با آب وهوايي متنوع و دل انگيز بين استانهاي فارس وكهگيلويه و بويراحمد يكي ازناشناخته هاي گردشگري كشور است. دامنه اين كوه پوشيده از جنگلهاي بلوط و گونه هاي گياهي، خوراكي، دارويي و دامن بسيار غني انواع گلهاي رنگارنگ و مرغان وحشي و خوش آواز و چشمه ساران بسيار است.
باغهاي بزرگ انگور و سيب و ديگر مناظر طبيعي چنان انسان را در اين منطقه شيفته مي كند كه يك جهانگرد آلماني به نام والف انگلس پس از سفر به اين نقطه با ستايش آن وصيت كرده بود پس از مرگ خاكستر جسدش را در اين مكان دفن كنند».
اين خواننده روزنامه در ادامه نامه خودنوشته: «ما چگونه اين مظاهر گردشگري را ستايش مي كنيم؟ به عنوان مثال در ارتفاع ۳۷۵۰ متري دنا جان پناههايي ساخته شده است كه كوهنوردان و جهانگردان در آنها استراحت كنند اما وقتي جهانگردان مي خواهند در اين جان پناهها بياسايند با كمال تعجب با خانواده هايي رو برو مي شوند كه به صورت فاميلي با فرزندان و همسر خود در اين جان پناهها اتراق كرده اند.
افزايش اين عادات موجب شده كوهنوردان و جهانگردان و علاقه مندان واقعي اين مكان كمتر به اين قله زيبا بروندو جاي خود را به كساني كه كمترين اهميتي به طبيعت و حفظ آن نمي دهند، بسپارند.»
خليلي در پايان نامه خود نوشته: « اين وظيفه مسؤولان استان، هيأت كوهنوردي و سازمان ايرانگردي و جهانگردي است كه بر اين مناظر مديريت كنند وآنها را به مكاني امن و سالم براي بهره وران واقعي تبديل سازند».
گروهي از ساكنان بندرانزلي نيز با ارسال نامه اي با همين امضا از تخلفات واقدامات غيراصولي و غيرقانوني نسبت به برخي آثار تاريخي كشور شكايت كرده اند. در اين نامه نوشته شده: «در شهر ما ـ بندرانزلي ـ كاخي ازگذشته به جا مانده كه يكي از زيباترين واصيل ترين آثار به جا مانده از يك دوره تاريخي است ومي تواند مكاني براي جلب گردشگران داخلي و خارجي باشد. اين كاخ باغي زيبا ودرختاني كهنسال دارد كه همه اين مجموعه در اختيار يكي از نيروهاي مسلح است». در ادامه نامه آمده است: «از سالها پيش اين نيرو دخل وتصرف و ساخت وساز فراواني در محوطه باغ مذكور انجام داده و بخاطر همين بسياري از درختان باغ قطع شده وفضاي سبز موجود از بين رفته و حتي برخي قسمت هاي باغ تبديل به زباله دان شده است. اخيراً در ضلع غربي اين مكان ساختمان بزرگي ساخته شده كه در واقع تغيير اساسي در اين محوطه تاريخي محسوب مي شود».
در پايان اين نامه نوشته شده:«چرا جلوي تخريب اين آثار كه جزو اموال ملي و بيان كننده گوشه اي از تاريخ اين كشور است گرفته نمي شود؟ آيا متوليان ميراث فرهنگي كشور فراموش كرده اند از اين آثار شايسته امانت يك ملت محافظت كنند و اجازه ندهند ملك آن به هر نحوي كه دلخواه است استفاده شود؟ اساساً استقرار نيروي نظامي در چنين مكاني چه وجه قانوني دارد؟»
در نامه ديگري از سعيد كبيري از تهران همين مطالب درباره يكي از آثار ملي واقع درتهران به نام باغ شاه سابق واقع در ميدان حر كه توسط يكي از نيروهاي نظامي به شدت تخريب و درختان كهنسال آن نابود ودر آن آپارتمان سازي شده است، نوشته شده ودر آن از مسؤولان كشور درخواست شده براي جلوگيري از اين تخريبها و آپارتمان سازيها اقدامي اساسي بكنند».
در نامه ديگري هم يكي از سكنه دماوند نوشته: «در منطقه ما مكاني هست بسيار دل انگيزبا آبشارهاي زيبا و صخره هاي بكر كه اخيراً اهالي تهران با شناسايي ، اين مكان را تبديل به محلي براي تفريح و تفرج در ايام تعطيل كرده اند.» در ادامه نامه نوشته شده: «متأسفانه با وجود اهميت گردشگري و بي نظير بودن اين مكان در كشور، هنوز روي اين منطقه نظارتي نمي شود و به همين علت مراجعان ومسافران با رفتار ناصحيح خود به آلوده سازي و تخريب اين محيط روي آورده اند و به عنوان مثال با اتومبيل از چشمه هاي اين منطقه عبور مي كنند، پوشش گياهي را با اتومبيل در مي نوردند، آتش افروزي و ترقه تركان مي كنند و به حريم حيات وحش اين منطقه نيز تجاوز مي كنند.» وبالاخره نامه هاي ديگر...


|   شناسنامه   |   آرشيو   |