يكشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۱ - ۱۲ محرم ۱۴۲۴
Sun, Mar 16, 2003
گفت و گو
شماره ۲۴۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با افسر افشاري نادري، جامعه شناس
گفت وگو با يك مقام ارشد در سازمان گسترش (بخش دوم و پاياني )
گفت وگو با افسر افشاري نادري، جامعه شناس
آمادگي زنان براي تصدي مديريت هاي فرهنگي
115002.jpg
تغييرات محسوسي كه از پنج سال پيش تاكنون در موقعيت برخي گروهها ايجاد شده، اين تصور را باطل مي كند كه بعد از دوم خرداد۷۶ هيچ اتفاق تازه اي در «عرصه فرصت ها» رخ نداده است.
به طوري كه مطالعات و مشاهدات نشان مي دهد زنان در سالهاي اخير توانسته اند موقعيت هاي شغلي مهمي تصاحب كنند و در فرايند تصميم گيري و اجرا، بالاترين و بهترين تأثير را بگذارند. مديريت هاي فرهنگي تنها يك نمونه از اين واقعيت است.
افسر افشاري نادري، جامعه شناس و مدرس دانشگاه در گفت وگوي حاضر به طرح و بازبيني نقش زنان در مديريت هاي فرهنگي مي پردازد.
| خانم افشار! درحال حاضر چنددرصد از زنان ايراني در زمره مديرانند و به طور اخص مدير اند؟
* اكنون، تعدادي از زنان در پستهاي مستقل و ستادي صاحب منصب هستند. مثلاً در شركت نفت، رئيس خزانه داري كل، يك زن است وتا چندي پيش معاونت پارلماني وزارت ارشاد بر عهده يك خانم بود و اين پست خيلي مهمي است. همچنين مديريت كل ارشاد تهران ونيز يكي از معاونت هاي وزارت كشور بر عهده زنان است. در ضمن آخرين گزارش هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمينه وضعيت مديران و كاركنان مؤسسات فرهنگي نشان مي دهد ۱۸۰مؤسسه از مجموع مؤسسات فعال، عضو هيأت مؤسس زن ندارند و در مقابل ۲۰مؤسسه صرفاً با حضور اعضاي هيأت مؤسس زن تشكيل شده است. طبق آمار منتشر شده از طرف همين وزارت، ۸۵‎/۴درصد از مديران عامل مؤسسات، مرد و بقيه زن هستند. ولي بايد يادآوري كنم در خيلي از سازمانها، زنان در چنين پستهايي اصلاً ديده نمي شوند. مثلاً در بانك ملي پست مستقلي را به زنان نمي دهند و يا در دانشگاه آزاد هيچ خانمي جز مديريت يك گروه، در پست مستقل مشغول به كار نيست.
| منظور شما از پستهاي مستقل و ستادي، چه نوع پستهايي است؟
* پستهاي مستقل و ستادي، پستهايي است كه مدير آن، حق امضا دارد و قدرت تصميم گيري و اجراي تصميم نيز در دست اوست. در حقيقت چنين مديري با داشتن حق امضا و اجرا، اداره امور را تحت كنترل خود دارد. مثلاً پست رئيس خزانه داري كل شركت نفت كه بر عهده يك خانم است، يك پست مستقل و ستادي است.
| شاخصهاي مديريت فرهنگي چيست و آيا مي توان اين حوزه از مديريت را متمايز از ساير مديريت ها دانست؟
* يك مدير فرهنگي بايد در برنامه ريزي فرهنگي، سازماندهي فرهنگي، رهبري فرهنگي ودر نهايت چگونگي كنترل فرهنگي جامعه توانايي كافي داشته باشد. تنها در اين صورت است كه مي تواند موجب تحول فرهنگي شود.
| تخصص صرف در اين زمينه مي تواند جوابگوي نيازهاي فرهنگي جامعه باشد؟
* نه، اينطور نيست. انتخاب يك مدير متخصص و آموزش او، بدون داشتن تواناييهاي لازم در زمينه هاي فرهنگي به مفهوم در جا زدن در حوزه هاي فرهنگي است. توليد انبوه كتاب بدون آنكه نياز به آگاهي مخاطب را رفع كند، نمي تواند ثمربخش باشد و يا ايجاد فرهنگسراهاي بدون بهره وري با كاركناني كه هيچ گونه آشنايي با نيازهاي فرهنگي جامعه ندارند وحتي گرايش هاي مختلف فرهنگي و هنري جامعه را تشخيص نمي دهند، صرفاً مي تواند جنبه نمايشي داشته باشد. بنابراين يك مدير فرهنگي علاوه بر تخصص مي بايست با اشراف كامل به فرهنگ جامعه، در رفع احتياجات فرهنگي و اجتماعي جامعه بكوشد.
| آيا «زن» بودن يك مدير فرهنگي مي تواند يك عامل بازدارنده باشد؟
* ببينيد! هويت جنسي ونقشهاي جنسيتي دومفهوم متفاوت هستند. هويت جنسي اولين و مهمترين هويتي است كه انسانها فرامي گيرند و مربوط به احساس فرد از زن بودن يا مرد بودن است امانقشهاي جنسيتي به فرايند جامعه پذيري اشاره دارد كه طي آن هنجارهاي اجتماعي زنانگي و مردانگي تثبيت مي شود و به معني انتظاراتي است كه زن يامرد مي بايست در رفتارها، گرايشها و فعاليت هايش بروز دهد. حال اگر آموزش ماكه به وسيله خانواده، مدارس و رسانه هاي جمعي انجام مي گيرد، درست اجرا شود و سعي كنيم مسيرهاي جامعه پذيري افراد را هموار كنيم و شرايط مناسب را فراهم نماييم، استعدادها شكوفا مي شوند. استعدادهايي كه مي توانند، خارج از نقشهاي جنسيتي در نظر گرفته شوند. پس در اينجا تفاوتي وجود ندارد و زن و مرد مي توانند به سطوح بالاتر راه يابند در نهايت در اثر كشف استعدادهاي هنري و فرهنگي در افراد، مي توان به ظهور مديران فرهنگي، اعم از زن ومرد اميدوار بود. آنها نيز بايد بتوانند به نوبه خود، با فعاليت در حوزه هاي فرهنگي ـ اجتماعي، قابليتها و شايستگي هايي را در جهت رفع نيازهاي فرهنگي پرورش دهند.
| به نقش رسانه ها در اين زمينه اشاره كرديد. اخيراً در برخي سريالهاي تلويزيوني مانند دوران سركشي يا خواب و بيدار، زنان در پستهاي مديريتي حاضر شده اند. شما اين تصوير را چگونه مي بينيد؟
* در سريال «دوران سركشي» نقشها و آسيب هاي اجتماعي به خوبي تعريف شده است. ولي خانمي كه در اين سريال نقش مدير سازمان بهزيستي را بازي مي كند، به شدت خشن و با ناملايمتي با اطرافيان برخورد مي كند. اين رفتار خشن وعصبي نشان مي دهد وقتي يك زن مدير مي شود مي خواهد خشونتهاي مردانه تقليد كند و اين ايرادي است كه مامي توانيم به نقش زن مدير در اين سريال بگيريم. همچنين در سريال خواب و بيدار، زني كه درنقش رئيس كلانتري نقش ايفا مي كند ـ نقشي كه قبلاً در جامعه ما وجودنداشت ـ نمي تواند به تنهايي كاري انجام دهد و حتماً از عوامل جانبي كمك مي گيرد و يا اينكه پست او از سوي اطرافيانش، جدي گرفته نمي شود. در واقع نبايد نقشهاي مديريتي كه در سريالها و فيلمها به زنان مي دهيم همراه با تحول هويتي باشد. دليلي ندارد زني با قرار گرفتن در اين جايگاه، هويت و رفتارهاي زنانه خود را از دست بدهد. بايد رسانه ها نشان دهندكه يك زن مي تواند در نقش يك مدير، باحفظ لطافت و ملايمت و رفتارهاي مناسب، اداره امور را به خوبي به دست گيرد.
| زنان ايراني تا چه حد با حقوق خود آشنا هستند؟ حقوقي كه به آنها اجازه مي دهد، همچون مردان در پستهاي مديريتي و به طور اخص مديريت فرهنگي ظاهر شوند؟
* وقتي ما در سطح جامعه، زناني را مي بينيم كه در پستهاي مديريتي به خوبي عمل مي كنند وبااشراف كامل به وظيفه خود موجب پيشرفت و تحول فرهنگي مي شوند. مي توانيم نتيجه بگيريم كه زنان با حقوق خود آشنا هستند. اين جامعه و نگاه مردان است كه بايدتغيير كند و شايد هم نگاه عده اي از زنان جامعه ما. چرا كه وقتي مديريت به يك زن واگذار مي شود بيشتر معترضين خود زنها هستند. آنان شك مي كنند: آيا زني كه در پست مديريتي قرار گرفته، ازعهده كارها برخواهد آمد!
| سپاسگزارم.
گفت وگو با يك مقام ارشد در سازمان گسترش (بخش دوم و پاياني )
مردم از مدل پيكان خسته اند
114999.jpg
مهندس عليرضا دانش فهيم قائم مقام معاونت توليد و بهره برداري در سازمان گسترش و نوسازي در بخش نخست گفت و گو به محتواي مذاكرات طرف ايراني با شركتهاي خودروساز خارجي اشاره كرد و از تحولات آتي در اين صنعت خبر داد.
وي در بخش پاياني گفت و گو از توقعات جامعه از خودروسازان سخن مي گويد.

| شما بحث از اشتغال آفريني اين صنعت مي كنيد اما يكي از انتقادهاي كارشناسان اين است كه آمارهايي كه در اين باره اعلام مي شود واقعي نيست!
*اصلاً اينطور نيست.
| اما به باور منتقدان، صنعت خودرو در بحث اشتغال، ارزش افزوده و... به نفع اقتصاد كلان كشور عمل نمي كند!
* آنها حرف خودشان رامي زنند وما هم حرف خودمان رامي زنيم. ما اعتقاد داريم كه هم اشتغال وهم ارزش افزوده زيادي ايجاد كرده ايم. منتهي چون خودروهايمان قديمي هستند ـ الآن اينگونه نيست ـ بخاطر مصرف سوخت زياد، به لحاظ اقتصادي مشكل آفرين هستند. ولي آنچه مسلم است اينكه اگر ما خودرو جديد توليد كنيم كه مصرف سوخت كمتري داشته باشد توليد آنها قطعاً اقتصادي خواهد بود.
| در منطق اقتصاد، توليد وتيراژ بالاي يك محصول شرط لازم براي موفقيت آن صنعت است اما در صنعت خودرو، در دوره هاي كوتاه زماني مدلهاي متفاوتي از خودروها با تيراژ خيلي پايين مونتاژ مي شود كه گاه با شرايط اقتصادي ـ اجتماعي كشور هم سازگار نيستند. چراتوليدكنندگان خودرو به توليد چندمدل متناسب بانيازهاي بازار در تيراژ گسترده توجه نمي كنند؟
* تنوع طلبي جامعه را بايد پاسخ داد. ما سالهاي زيادي فقط پيكان و رنو توليد كرده ايم و جامعه از اين مدلها خسته شده است. ضمن اينكه مجبور بوديم به دليل جنگ وتفكرات حاكم اين كار را انجام بدهيم. در حالي كه اين مشكلات الآن برطرف شده و ما اميدواريم كه بتوانيم پاسخگوي نيازهاي جامعه باشيم.
| يعني شما احساس نمي كنيد كه مردم از نبود خدمات پس از فروش اين خودروها ـ به دليل مونتاژ بودن آنها ـ خسته و سرگردان شده اند؟
* چرا. اين را مي دانيم و تلاش مي كنيم خدمات پس از فروش توسعه پيدا كند و به تازگي در ستاد سياستگذاري تصويب شدكه حتماً سه درصد از محل فروش خودروها براي توسعه خدمات پس از فروش هزينه شود. پيش بيني كرده ايم كه اين اتفاق بيفتد.
| ظاهراً شما چندان اميدوار نيستيد كه تحولات مهمي در صنعت خودرو رخ بدهد!
* نخير، من چنين چيزي را نگفتم.
| از عبارات شما كه «تلاش مي كنيم»، «اميدوار هستيم» «علاقه منديم كه» چنين استنباطي مي شود!
* بالاخره هر كس يك هدفي راانتخاب مي كند و براساس آن برنامه ريزي مي كند. حال اينكه چقدر به آن هدف مي رسد پارامترهاي زيادي هستند كه بر آن تأثير مي گذارند.
| سؤال من هم ناظر به همين پارامترهاست كه در اين سالها بويژه در سال جاري اين پارامترها تاچه اندازه تغيير كرده است كه شما صحبت ازانقلاب در صنعت خودروسازي كرده ايد؟ حداقل از سال۷۳ شعار در اين صنعت توليد خودروي ملي با استاندارد جهاني بوده است آيا اين شعار بدي بوده است و اصلاًِ اين شعار تحقق يافته است؟
* ما الآن دست كم طراحي بدنه خودرو را يادگرفته ايم. طراحي بدنه سمند حاصل هزاران ساعت تلاش مهندسان خارجي و ايراني است. گرچه هنوز كامل ياد نگرفته ايم اما وضع مان بهتر شده است و بايدتلاش كنيم تا ياد بگيريم و براي اين منظور چاره اي نداريم جز اينكه باخودروسازان خارجي همراه شويم و تلاش كنيم.
| از شما ممنونم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |