|
ويژگي ها و مشتركات فرهنگي ايران و آلباني
|
|
|
• مقدمه: جمهوري آلباني با دارا بودن ۷۰ درصد جمعيت مسلمان و قرارداشتن در يكي از حساس ترين مناطق اروپا يعني منطقه بالكان و نيز به واسطه حضور گسترده مسلمانان علوي تبار و خيل عظيم مسلمانان بكتاشي كه در حقيقت منتسب به فرق صوفي شيعي هستند، همواره منشأ تحولات مهمي در منطقه بالكان بوده است. نمود بارز همزيستي مسالمت آميز اديان رامي توان در آلباني مشاهده كرد. وجود شاخه هاي مختلف مسيحيت شامل ارتدكسها و كاتوليكها و همزيستي كاملاً مسالمت آميز آنان در كنار مسلمانان، آلباني را به كشوري با يك الگوي ايده آل و نمودي بارز از همزيستي مسالمت آميز اديان مبدل ساخته است. اسلام در ميان آلبانيايي تباران با نوع اسلاميت درميان ديگر مسلمانان متفاوت است چرا كه آلبانيايي تباران اسلام را به عنوان قوميت خويش پذيرفته اند. فرهنگ و تمدن ايراني اسلامي از قرنها پيش با تلاشهاي بزرگان فرهنگ و ادب و قهرمانان اسطوره اي و ملي آلبانيايي همچون «نعيم فراشري» و «خانواده وي»، «وجيه بخارايي» مترجم تواناي شاهنامه فردوسي، «طاهر ديزداري» محقق و مؤلف بزرگ آلباني و خالق فرهنگنامه لغات شرقي در زبان آلبانيايي «فان نولي» و … در اين خطه از دنياي اسلام و در قلب قاره سبز جاري شده است. وجود لغات بي شمار فارسي در زبان آلبانيايي كه رقم آن را به بيش از ۷۰۰ لغت تخمين مي زنند و آشنايي مردم با شعراي بزرگ ايراني همچون شيخ مصلح الدين «سعدي»، حكيم ابوالقاسم فردوسي، خيام و … و نيز ترجمه بخشي از ديوان اين شعراي بزرگ، مشتركات بي شمار در فرهنگ سنتي، حضور گسترده پيروان مذهب بكتاشي (بنابر تحقيقات تاريخ نگاري اخير حاج بكتاش ولي رهبر معنوي بكتاشيان در روستاي پيشنگان نيشابور زندگي مي كرده است و سپس از آن منطقه به سرزمين هاي بالكان مهاجرت مي كند) و پيروان بي شمار اهل البيت (ع) و شاخه هاي متعدد فرق علوي و تكاياي مختلف آنها، گواه بزرگي از نهادينه بودن فرهنگ و زبان فارسي در اين سرزمين است. الف) پيشينه حضور زبان، فرهنگ و مطالعات ايران شناسي در آلباني: پيشينه زبان و ادب فارسي و به تبع آن مطالعات ايران شناسي در زبان و فرهنگ آلبانيايي داراي پنج قرن سابقه است. در طول اين سالهاي متمادي واژه هاي زيادي از زبان فارسي وارد زبان آلبانيايي شده و به همراه اين واژه ها اصطلاحات، استعارات و امثال فارسي نيز در فرهنگ آلبانيايي به خوبي مشاهده مي شود. با واردشدن زبان فارسي كه هم زمان با سيطره حكومت عثماني بر آلباني بود معماري، موسيقي، لباسهاي محلي و به طور كلي فرهنگ ايراني در اين سرزمين جايگاه خاصي يافت. تحصيلكردگان، طبقه اشراف و اميران آلبانيايي كه در مدارس علمي عثماني آموزش مي ديدند، زيبايي و طراوت زبان فارسي را به خوبي دريافتند و اين زبان نه تنها وسيله اي براي محاوره بود، نويسندگان عثماني براي نشان دادن قدرت علمي و ادبي خود در ديباچه كتابهايشان جملاتي را به زبان فارسي مي نگاشتند و همين امر سبب اشتباه بسياري از فهرست نويسان شده است. بررسي دقيق اين آثار نشان مي دهد كه متن اصلي كتاب به زبان تركي بوده و تنها مقدمه و خاتمه كتاب به فارسي نوشته شده است، زيرا همواره نويسندگان در ديباچه و خاتمه كتاب زيباترين و مهمترين افكار خود رابه خوانندگان معرفي مي كنند و اين يك اسلوب علمي به شمار مي آمد. ب ) تاريخچه فعاليتهاي صورت پذيرفته در زمينه ايرانشناسي درآلباني: يكي از مهمترين فعاليتهاي فرهنگي ج.ا. ايران در اين كشور پس از برقراري روابط سياسي و فرهنگي با اين جمهوري، تأسيس بنياد فرهنگي سعدي شيرازي بود و در ادامه اين فعاليت و با هدف جذب و بهره برداري بهينه از خدمات انديشمندان و شرق شناسان بزرگ آلبانيايي و نيز در راستاي مطالعات ايران شناسي در آلباني، انتشار مجله علمي فرهنگي «پرلا» (مرواريد) است كه با همكاري اعضاي آكادمي علوم و برخي شخصيتهاي علمي و شرق شناسان آلبانيايي به انجام مي رسد. در اين نشريه مقالاتي در باب ايرانشناسي و ايران شناسان آلباني و آثار آنها، آلباني شناسي، مشتركا ت فرهنگي و … به چاپ مي رسد. نشريه علمي ـ فرهنگي «پرلا» اينك به عنوان تنها منبع و مأخذ مورد استفاده انديشمندان، محققين، ايران شناسان و دوستداران فرهنگ و ادب پارسي در آلباني است و تنها منبع معتبر در زمينه ايران شناسي جهت بهره برداري مخاطبين است. اين نشريه از دو بخش اصلي ايران شناسي و آلباني شناسي به همراه بخشهاي متعددي در معرفي انديشمندان معاصر و نيز تازه هاي نشر و مباحث گوناگوني در فلسفه و تحقيقات زبان فارسي است. اين نشريه در تيراژ ۱۰۰۰ نسخه، چهار ماه يك بار به چاپ مي رسد. ماهنامه فرهنگي ـ اجتماعي «گلستان» نيز كه با مضموني نزديك به نشريه پرلا هر سه ماه يكبار به چاپ مي رسد از دو بخش اخبار و اطلاعات فرهنگي آلباني و آشنايي با مناطق فرهنگي و شخصيتهاي فرهنگي ايران تشكيل شده است. * سمينار بزرگداشت «نعيم فراشري» شاعر پارسي گوي آلبانيايي در شهر «لوشنيا» مورخ مردادماه :۱۳۷۷ در تاريخ ۱۷ مرداد ماه ۱۳۷۷ سمينار بزرگداشت شاعر ملي آلباني و نخستين شاعر پارسي گوي اروپا «نعيم فراشري» صاحب ديوان ارزشمند «كربلا» كه در قرن نوزدهم ميلادي مي زيسته است توسط بنياد فرهنگي سعدي شيرازي و مركز فرهنگي شهر لوشنيا LUSHNIA و با حضور جمع زيادي از نويسندگان، شعرا و شخصيت ها و مقامات محلي و برخي روزنامه نگاران و خبرنگاران از جمله تلويزيون آلباني برگزار شد. در اين سمينار كه تحت عنوان «روزي با نعيم فراشري» برگزار شد شعراي مهم آلباني از ويژگي هاي اخلاقي و انساني شعر كلاسيك فارسي چون شعر رومي، حافظ، سعدي و رودكي نكات برجسته اي را برشمردند و فرهنگ ايران اسلامي را يك فرهنگ جهاني و مادر، در مقايسه با ديگر فرهنگ هاي جهان دانستند. يكي از انديشمندان آلبانيايي در سخنان خود گفت: دنياي فرهنگ، دنياي زيبايي است و فرهنگها در تعامل با يكديگر ثمرات صلح و دوستي بين ملتهاي جهان را فراهم مي آورند، فرهنگ ايران نيز همواره چنين بوده است. رئيس موزه تاريخ شهر «لوشنيا» گفت كه جمهوري اسلامي ايران پس از انقلاب اسلامي يكي از قدرتهاي بزرگ منطقه خاورميانه و حتي جهان است. اكنون جمهوري اسلامي ايران با تكيه بر توليدات داخلي خود و عزم و اراده ملي ديگر نيازي به بسياري از محصولات خارجي ندارد و ساليانه مقادير زيادي از محصولات ايران به دنيا صادر مي شود. سمينار بزرگداشت مرحوم «وجيه بخارايي» مترجم شاهنامه فردوسي به زبان آلبانيايي (تابستان ۱۳۷۶)؛ چند ماه پس از تأسيس «بنياد فرهنگي سعدي شيرازي» ، اين بنياد با همكاري اتحاديه نويسندگان آلباني اين سمينار را برگزار كرد. بسياري از مردم آلباني از خدمات فرهنگي و علمي اين ايران شناس بزرگ آلبانيايي بيش از پيش مطلع شدند. پس از برگزاري اين سمينار بود كه رسانه هاي خبري آلباني از وي به عنوان «مشعلدار دموكراسي» در دوران نظام كمونيستي نام بردند. * سمينار بزرگداشت مرحوم «طاهر ديزداري» شرق شناس معروف آلبانيايي؛ در روز جمعه مورخ ۷۶/۸/۲۶ بنياد فرهنگي سعدي شيرازي با همكاري انستيتوي زبان و ادب آلباني سميناري با عنوان «بزرگداشت ايران شناس مشهور آلباني مرحوم طاهر ديزداري» با شركت ۲۰۰ نفر از محققان، شرق شناسان و نويسندگاني از آكادمي علوم، انستيتوي تاريخ، انستيتوي فرهنگ، اتحاديه نويسندگان و هنرمندان، انجمن روشنفكران اسلامي، كميته مسلمان، سازمان جوانان مسلمان و خبرنگاران برگزار كرد. دانشمند فقيد «طاهر ديزداري» در سال ۱۹۰۲ متولد و در سال ۱۹۷۲ ديده از جهان فرو بستند. «طاهر ديزداري» جزو شخصيتهاي مسلمان و متعهد در عصر خويش بود كه نام او در كتاب زندگينامه انديشمندان مسلمان آلباني درج شده است. مهمترين كار منحصر به فرد «ديزداري» در مباحث «ايران شناسي» تأليف «قاموس بزرگ واژه هاي شرقي» (فارسي، عربي و تركي) در ۲۴۰۰صفحه به همراه تحقيق كافي و علمي درباره هر واژه است.وي از نظر فكري تحت تأثير «سيدجمال الدين اسدآبادي » نيز قرار داشته است. در دهه ۱۹۴۰ به صورت مرتب مقالاتي را در خصوص كلمات و واژه هاي فارسي در زبان آلبانيايي به رشته تحرير درآورد. | برگزاري سمپوزيوم زبان و ادب فارسي در تيرانا سمپوزيوم بين المللي زبان و ادب فارسي با شركت تعداد زيادي از شرق شناسان و اساتيد آلبانيايي توسط بنياد فرهنگي سعدي شيرازي در آلباني در تاريخ اول بهمن ماه سال ۱۳۷۶ در محل سالن آكادمي علوم آلباني و با همكاري انستيتو زبان و ادب آلباني در تيرانا برگزار شد. ج ) بيوگرافي و آثار برخي از شرق شناسان و ايران شناسان آلباني | پروفسور دكتر شفيق عثماني (معاصر و در قيد حيات) وي به سال ۱۹۲۳ در شهر «اشكودرا» ديده به جهان گشود. او مدتي رئيس مدرسه تربيت معلم در شهرهاي اشكودرا، پشكوپيه و تيرانا بود و عمر زيادي را صرف تأليف و تنظيم كتب درسي در آلباني و كوسوو نموده اند. از جمله آثار ايشان مي توان به كتب «مسأله آموزش» در سال،۱۹۸۲ «فرهنگ تربيتي» در سال،۱۹۸۳ «پيتر بوگداني» در سال۱۹۹۶ و كتاب «ايرانشناسي و ايرانشناسان آلباني» در سال۱۹۹۸ اشاره نمود. دكتر «شفيق عثماني » مؤلف كتاب «ايران شناسي و ايران شناسان آلباني» مي گويد: اين كتاب شامل مباحثي در خصوص احوال ايران شناسان و شرق شناسان بزرگ آلبانيايي همچون «فريد وكوپولا»، «فان نولي»، «عابدين پاشا» و برادران «فراشري» است و در آن تحقيقات گسترده اي پيرامون ريشه هاي تاريخي روابط فرهنگي ايرانيان و آلبانيايي تباران از ابتداي قرن ۱۵ را شاهد هستيم. اين كتاب نخستين اثر تحقيقاتي مستقل در خصوص ايران شناسي در آلباني است. | آقاي مايكم زچو (معاصر و در قيد حيات) شرق شناس، محقق، تاريخدان و رئيس كنوني موزه تاريخ ملي آلباني وي در كتاب «چشم سوم » به شكلي بسيار زيبا به فرهنگ و تمدن ايراني پرداخته و تأثير و نقش فرهنگ و زبان فارسي و انديشمندان بزرگ ايران زمين در فرهنگ جهاني را مورد ارزيابي قرار مي دهند و با آوردن مستندات مختلفي رابطه و تعامل فرهنگ و سنت ايراني را بر فرهنگ و سنت مردم آلباني بيان داشته اند. | پروفسور «دالان شاپلو» (معاصر و در قيد حيات) وي اشعار برخي از شعراي روس را به آلبانيايي ترجمه كرده و مقالات متعددي درباره شعراي ايراني از منابع روسي نوشته است. او همچنين با حمايت بنياد فرهنگي كتاب «شعراي كلاسيك ايران»را نوشت. وي نخستين شاعري است كه مجذوب حافظ شيرازي شده و اشعار او را به آلبانيايي به نظم درآورده است. | مرحوم «طاهر ديزداري» اسلام شناس و شرق شناس آلباني علاقه وافر «طاهر ديزداري » به آلباني و زبان آلبانيايي سبب شد تلاش گسترده اي را در زمينه هاي علمي، دايرة المعارفي و زبان شناسي به عمل آورد و نتيجه اين جهد علمي تهيه موفقيت آميز اثر عظيم خود با نام «واژه هاي شرقي در زبان آلبانيايي» است. نام «ديزداري به عنوان يك پژوهشگر زبان آلبانيايي در تاريخ آلباني ثبت شده است و شخصيت و اثر وي در زماني كه عناصر مرتجع نظام كمونيستي با دقت تمام جلوي هر ابتكار در حوزه انديشه و جامعه آزاد را مي گرفتند، به خصوص هنگامي كه اين ابتكار به دانشمندان مسلمان و متعهد تعلق داشت شكل گرفت، او به مانند ستاره اي در آسمان تاريك آلباني ظاهر شد و در زمينه آلباني شناسي و به خصوص زبان شناسي آلباني خدمات باارزشي را ارائه كرد. بررسي موضوع واژه هاي شرقي در دوران رژيم كمونيستي به تنهايي يك عمل جسورانه تلقي مي شد، زيرا انجام آن طرح پيامدها و تعقيب سياسي را براي وي به همراه داشت. «ديزداري» كار در زمينه مقاله نويسي در موضوعات اجتماعي را در دهه سوم قرن بيستم شروع كرد و در سال۱۹۴۴ سلسله مقالاتي تحت عنوان «واژه هاي ايراني در زبان آلبانيايي» را در روزنامه «وحدت ملي » چاپ كرد. مسائل شرعي اسلام چون مباحات، واجبات و محرمات همچون شهادت، نماز، روزه و نيز حج و زكات را توضيح مي داد. در اينجا بايد خاطرنشان سازيم كه او به هر چيزي كه مي نوشت و يا مي گفت اعتقاد داشت. «ديزداري» روحاني نبود بلكه يك مسلمان مؤمن بود. او اسلام را نه به خاطر اينكه اهل يك خانواده مسلمان بود قبول داشت، بلكه به عنوان يك روشنفكر، اسلام را يقيني ترين اعتقاد مي دانست، زيرا اسلام بر قرآن تكيه دارد، كتابي كه با محتواي خود بسياري از دانشمندان را نيز حيرت زده مي كند. «ديزداري» واژه هاي عيسي، انجيل وحضرت محمد(ص) را باعلاقه و احترام خاصي توضيح مي داد. او براي همه اديان الهي و كتابهاي مقدس براساس سفارشهاي قرآن احترام قائل بود. به پيامبران بزرگ چون حضرت موسي، حضرت عيسي و نيز حضرت محمد(ص) احترام مي گذاشت و آنها را مانند همه مسلمانهاي دنيا انسانهايي مي دانست كه بمانند هر بشر به دنيا آمده و دارفاني را وداع گفته اند و همه ويژگيهاي انساني را داشتند، غذا مي خوردند، گريه مي كردندو مي خنديدند، مريض ومعالجه مي شدند و تنها فرق آنان با ديگر انسانها رسالت پيامبري بود كه برعهده آنها گذاشته شده بود. او همواره عادت داشت هنگام نام بردن حضرت عيسي(ع)، پيامبر اكرم(ص) و ديگر پيامبران از عبارت عليه السلام استفاده كند. اين مطلب توسط رايزن فرهنگي ايران در آلباني تهيه شده است.
|