دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۱ - ۱۳ محرم ۱۴۲۴
Mon, Mar 17, 2003
گزارش روز
شماره ۲۴۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
حقوق زنداني ، حقي كم بها
به ميزان كافي اميدوار بودن
115107.jpg
(۱)
يك روز ، يك روز سرد، وقتي كه زمين مجهز شده است، چيزي جز هرم كشدار حرفهاي اميدوار كننده نمي تواند، دل يك زنداني را گرم كند، اينكه چكهايش پاس مي شود شاكي رضايت مي دهد، اتهام قتل غيرعمد جوري سرهم مي شود كه او تبرئه شود...
همان روز، همان روز سرد. براي زنداني، زنداني كه حتي ممكن است ـ به حكم قانون ـ آخرين روز نفس كشيدن باشد، فقط يك روز سرد نيست. روزي است كه نگاههاي سرد در چشمي نه يخ بسته پناه مي جويد... اينكه دخترش به سويش دويد ـ يك لحظه ـ احساس كرد ـ زمين دهان باز كرده و شايد هم نه!
اما در كش و قوس حس هرم عاطفه دخترك به زمين وزمان لعنت فرستاد و آرزو كرد كه كاش هيچگاه دسته چك نداشت تا... گواهينامه اي نداشت، تا... اصلاً زندگي نداشت تا... وقتي احساس او زمان را مچاله مي كرد، آرام آرام در ميان تنپوش طوسي ترازو نشانش چندك زد! خسته كه بود از خيلي وقت پيش. شرمنده هم شده بود...
پرسيدم، سرگروهبان نمي شه اوركت بدين بهشون. بدبخت يخ بست! جواب شنيدم، رو برگردوني فرار مي كنن. سيصد، چهارصد ميليون كشيدن بالا، آدم كشتن ديوار زندون هم دواي درد نيست. اينه كه مي زنن بيرون... من و امثال من بدبخت مي شن.
مرد در بك گراند صدا مي لرزيد.
|||
| روزهاي سرد مهمان تهران است. گرماي تهران مثل قوم و خويش اتراق كرده، ميزبان است اما چند روزه سرما براي بي خانمانان كه حالا اعتراف مي كنيم كه مي بينيمشان و براي آدمهاي بي بضاعت كه حالا ديده مي شوند و براي زندانياني كه قانون حبسشان كرده است روزهاي سردتري است منجمد مي شود دل آدم وقتي سوز سرما تا بهار فاصله دارد!
با خودم انديشه كردم حتي اگر اين زنداني فردا نباشد امروز نبايد بلرزد. بعد به خودم خنديدم! فكر كردم اولين كاري كه مي كنم، اين باشد برسم روزنامه و به داريوش آرمان بگويم فوري گزارشي درباره حقوق زندانيان بنويسد. مي دانستم از من مي پرسد «ته گزارش به كجا ختم بشود» پاسخ را آماده كردم. اگر اين گزارش تو باعث بشود كه در سرماي زمستان به زنداني كه ممكن است فردانباشد، تن پوشي گرم بدهند حتي با نشان ترازو در زمينه خاكستري كه هم فرار نكند و هم نلرزد براي دنيا و آخرتت كافي است.
|
او باز پرسيد زندانيان اين روزها نگران بهداشت عمومي و ايدز و... هستند. گفتم كه فعلاً تن پوشي كه بتواند عضلات يخ زده زنداني را ـ در فاصله زندان تا دادگاه گرم كند ـ تمام نگراني من است!
(۲)
زندان يك نوع مجازات است. اما طي چند دهه اخير مفهوم مجازات در دنيا متحول شده و تلاش بر اين است كه اين نوع مجازات با هدف اصلاح مجرم صورت گيرد.
تا قبل از شكل گيري و بروز اين تفكر در دنيا مجازات فقط جنبه انتقام گيري داشت! مجازات گران نيز معتقد بودند هر اندازه ميزان مجازات و سختگيري شديدتر باشد بيشتر به پاكسازي روح و جسم مجرم كمك مي كند.
داستان «بينوايان » يادآور نظام مجازاتهاي خشن فرانسه در قرن ۱۹ ميلادي است.
در سال ۱۹۳۳ ميلادي در جريان برگزاري سومين كنگره بين المللي حقوق جزا و زندانها كه حقوق زندانيان در دنيا اصلاح شد، پروفسور «كلر » حقوقدان سرشناس سوئيسي اعلام كرد: «زماني مي توان يك زنداني را از حقوق انساني اش محروم كرد كه شايستگي آن را نداشته باشد.»
وي در بيان نظريه اش گفت: حقوق زنداني ناشي از محكوميت به اقامت در زندان است. به همين خاطر اشتغال به كار، حق ملاقات، رعايت اصول بهداشتي، درماني و... از امتيازات اعطايي سازمان زندانها محسوب نمي شود. بلكه قوانين ومقررات مذكور جزو حقوق زنداني است. پس رعايت و اجراي اين حقوق تا آنجا كه با اداره زندان مغايرت نداشته باشد و مانع پيشبرد برنامه هاي اصلاحي و تربيتي نباشد، الزامي است.
|||
زندانهاي ايران امروز براساس آيين نامه خاص مربوط به امور زندانها اداره مي شود.
اين آيين نامه وظايف سازمان، زندانيان و حقوق زنداني را به صورت كامل تشريح كرده است. در قسمتي از آيين نامه در باره حقوق زندانيان براي تأمين مكان خواب و زندگي مناسب، لوازم آسايشگاه به همراه سه وعده غذاي روزانه با توجه به فصول سال تأكيد شده است.
در قسمت ديگري با اشاره به اهميت موضوع بهداشت محيط و فرد در زندانها آمده است: «حتي الامكان بايد احتياجهاي درماني و بهداشتي زندانيان در داخل تأمين شود. مگر در موارد ضروري با اجازه مقامات، زنداني را مي توان به بيمارستان منتقل كرد.»
بنا به موارد اين بخش هر زنداني بيمار مي تواند به محض احساس بيماري از بهداري زندان كمكهاي لازم را دريافت كند.
سازمان زندانها نيز مي تواند در صورت لزوم نسبت به بيمه درماني زندانيان و انعقاد قرارداد با وزارت بهداشت اقدام كند.
معالجه بيماريهاي دهان و دندان، تهيه دندان، عصا، دست و پاي مصنوعي و ساير وسايل مورد نياز معلولان و افراد بي بضاعت نيز برعهده زندان است. در خصوص اشتغال و حرفه آموزي نيز تأكيدشده زندانيان مي توانند با موافقت رئيس زندان در ساعات بيكاري و فراغت در آسايشگاه به كارهاي هنري بپردازند. موادو وسايل اوليه و مورد نياز نيز بايد از طريق زندان در اختيار گذاشته شود. زنداني هم مي تواند اثر هنري خود را پس از ارزش گذاري بفروشد.
مؤسسات صنعتي، كشاورزي و خدماتي وابسته به زندان هم موظفند در صورت بروز حوادث ناشي از كار براي زندانيان، هزينه خسارتهاي وارده را بپردازند. ضمن آنكه بايد طبق ضوابط قانوني كليه مقررات ايمني، حفاظتي و اصول بهداشتي را نيز رعايت كنند.
فعاليتهاي مذهبي و ورزشي
در آيين نامه تصريح شده است، هنگام پذيرش هر زنداني دين رسمي او در برگه پرسشنامه درج و براي تقويت و تحكيم مباني ديني و اجراي آداب و مراسم ديني آنها با جلب كمك وزارت ارشاد فراهم شود.
در هر زنداني بايد وسايل و امكانات ورزشي براي ورزشهاي فردي و گروهي فراهم باشد. حتي زنداني مي تواند به پيشنهاد رئيس زندان و موافقت مسؤولان مربوطه در مسابقات ورزشي و فعاليتهاي فرهنگي و مذهبي خارج از زندان نيز شركت كند.پيش بيني شده است زندانياني كه ممنوع الملاقات نيستند، با رعايت موازين شرعي و قانوني حداكثر هفته اي دو نامه براي بستگان سببي و نسبي، وكيل قانوني يا مقامات و مسؤولان كشوري بنويسند.
زنداني ممنوع الملاقات نيز مي تواند با اجازه مقامات قضايي نامه سرگشاده اي به خانواده يا وكيل خود و مقامات مسؤول مملكتي بنويسد.
هر زنداني مي تواند كتب مذهبي، علمي، تحصيلي، كتاب يانشريات مجاز را نيز با نظر مسؤول فرهنگي زندان دريافت و مطالعه كند.
در مواردي از قبيل ازدواج فرزندان، فوت بستگان درجه اول و برخي موارد استثنايي نيز زنداني مي تواند پس از كسب مجوزهاي لازم تحت مراقبت مأموران با لباس شخصي ۸ساعت به مرخصي برود. نكته مهم ديگر اينكه زنداني مي تواند از طريق وسايل ارتباط جمعي مجاز داخل زندان و حداقل يك روزنامه كثيرالانتشار از اخبار كشور و جهان مطلع شود. با بررسي اين آيين نامه و نگاه به گلايه هاي مسؤولان عالي رتبه دستگاه قضايي به نظر مي رسد: باوجود تمام تلاشهاي صورت گرفته براي اجراي دقيق مفاد آيين نامه مزبور، همچنان كاستي ها و معضلات فراواني در زندانها وجود دارد.
گواه اين ادعا نيز اظهارات چندي قبل رياست قوه قضاييه است كه در جمع مديران عالي رتبه سازمان زندانها، خواستار اصلاح نگرش نسبت به زندانيان شد و گفت: «وقتي مجرمي وارد زندان مي شود، بايد در تمامي مراحل براساس طبقه اي كه در آن قرار مي گيرد، با او برخورد شود و موردمؤاخذه قرار گيرد.»
وي در عين حال تأكيد كرد اين اقدام نيازمند مديريتي قوي و پويا است. كامبيز نوروزي ـ حقوقدان ـ نيز معتقد است: زندان محلي براي زندگي است و زنداني مجبور است بخشي از عمر خود را در آنجا سپري كند. او به اصل ۳۱ قانون اساسي كه بيان داشته «هر فرد حق دارد از مسكن مناسب برخوردار باشد» اشاره كرده و مي گويد: طبق اين اصل زندان هم بايد ويژگيهاي يك محل مناسب براي زندگي را داشته باشد تا شايد به رشد اجتماعي و اصلاح فرد كمك كند. ولي متأسفانه در حال حاضر زندانهاي مااز اين خصوصيت بي بهره اند.به گفته اين حقوقدان تراكم بيش از حد زنداني و چند برابر به نسبت حجم فضاي سكونتي، در كشور ما همواره رو به افزايش است و با استانداردهاي جهاني به شدت فاصله دارد. بنابراين همين تراكم بالا در نهايت به خصلت جرم زايي زندان مي افزايد.
وي در عين حال به وضعيت نامناسب بهداشت در زندانها اشاره كرده و مي گويد: «تراكم بيش از حد زندانيان و فراواني ارتباط آنان، در كنار كمبود نيروي متخصص و تجهيزات و امكانات لازم، از مهمترين دلايل بروز و شيوع انواع بيماريها در زندانهاست كه زنگ خطرش از مدتها قبل به صدا درآمده است.»
وجود حدود ششصد هزار نفر زنداني در گردش و ۱۵۰ هزار نفر زنداني ثابت عامل مهم نابساماني برخي امور زندان و زندانها به شمار مي رود.
نوروزي در ادامه به احداث آخرين زندان ايران در دهه ۵۰ در كرج اشاره كرده و مي افزايد: «آن موقع جمعيت ايران حدود ۳۰ميليون نفر بود و كشور نيز با نرخ رشد بالاي جرايم امروزي مواجه نبود. اما امروز مجبور هستيم مجرمان جامعه ۶۵ميليون نفري را در همان تعداد زندان نگه داريم. پس بايد ضمن توجه به موضوع مهم مجازاتهاي جايگزين زندان توجه داشت كه جامعه مديران تا رسيدن به هدفهاي متعالي در زمينه كاهش جرايم و تعداد مجرمين راه طولاني و دشواري پيش رو دارد. پس بايد به فكر احداث ندامتگاههاي مدرن و مجهز و كانونهاي اصلاح و تربيت هم بود. با وجود اين توجه و رسيدگي جدي به مشكلات روحي و رواني زندانيان، حمايتهاي بيمه اي از زندانيان، آموزش نيروهاي متخصص و مأموران كارآزموده شاغل در زندانها برپايه اصول علمي و پيشرفته و فراهم كردن زمينه بازگشت زندانيان به محيطهاي اجتماعي و پيشگيري از اثرات مخرب روحي و مادي زندان در فرد و خانواده اش را نيز نبايد فراموش كرد.
عبور از پل فيروزه
بنيادي برباد
با آماده شدن مقدمات جنبش مشروطه خواهي مردم ايران و حتي از بسياري از جهات، سده اي پيش از آن، چالش با مغرب زمين و انديشه غربي آغاز شد كه حاصل آن، انديشه حكومت قانون از ديدگاه سياسي و انديشه تجدد از ديدگاه فلسفي مي توانست باشد، اما تقدير چنين بود كه در هشت دهه اي كه از جنبش مشروطه خواهي مي گذرد، اساس مشروطه كه بنابر قانون اساسي آن «تعطيل بردار نبود» ، دچار وقفه تعطيل شده و تجدد به بن بست شكست رانده شود. در واقع، با توجه به آنچه در اين دفتر درباره فقدان مفاهيم اساسي در انديشه سياسي وامتناع انديشه عقلاني در سير تاريخ دوره اسلامي آورده شد، مي توان گفت كه بنيان جنبش مشروطه خواهي ايران، بر باد بوده است، زيرا مشروطه خواهي، در شرايطي آغاز شد كه سه سده از مرگ واپسين نماينده انديشه فلسفي در ايران مي گذشت واين سنت، به طور كلي، زندگي و زايندگي خود را از دست داده و به انديشه اي خلاف زمان و كالبدي بي جان تبديل شده بود و به همين سبب نمي توانست شالوده استوار مشروطه خواهي باشد.
دكتر سيد جوادطباطبايي
پژوهشگر فلسفه سياسي ـ ۱۳۷۳


|   شناسنامه   |   آرشيو   |