«فاستينواسپريا» (اسپريلا) faustino Asprilla، مهاجم سرشناس فوتبال كلمبيا در سالهاي اخير به قدري در كارها و شؤون مختلف زندگي اش تغيير عقيده و رويه داده است كه ديگر نمي توان اعتمادي به وي داشت و هر اقدام و انتقال تازه وي را صددرصد و قطعي شمرد. اما اگر حرفهاي جديد خود او و اتفاقات اخير را مبنا بگذاريم، وي با عقد قراردادي ۶ماهه به باشگاه مطرح «يونيورسيداد دوشيلي» پيوسته است.
«اسپريا» كه حالا ۳۴سال دارد، در طول سال گذشته دوبار كوشيد با الحاق به تيمهايي باشگاهي در وطنش، زندگي ورزشي اش را احيا و اعتبارگذشته اش را تجديد كند اما هر دوبارموفق نشد. ولي اين فوروارد ضربتي و فني و گلزن سابق تيمهاي نيوكاسل انگليس و پارماي ايتاليا اميدوار است اين بار متفاوت باشد و در يونيورسيداد به مشكلي برخورد نكند. البته او زمان شروع كار و فعاليت رسمي اش را در اين باشگاه دهه اول اسفندماه قيد كرده است و در هفته هاي اخير از درد زانو هم رنج برده است.
از اين خبرها نيست
در جامعه ي فوتبال شيلي شايع است در يونيورسيداد امتيازات خاصي به اسپريا خواهند داد. اما خود او نه طاقت پذيرش چنين شايعاتي را دارد و نه تاب تحمل حرفها و مسائلي كه در ارتباط با كارنامه ي بد انضباطي وي مطرح است، او در دل زمستان ۲۰۰۳ مي گويد: قرارداد من با اين باشگاه يك قرارداد عادي مثل سايرين است وهيچ تبصره اضافي و خاصي در آن وجود ندارد، من نمي فهمم چرا مردم حتي قبل از شركت من در مسابقات رسمي يونيورسيداد، شروع كرده اند به بحث كردن راجع به اين مسائل و شايعه سازي درباره ي من! من مي خواهم حضوري خوب و بي دردسر در بازيهاي بعدي داشته باشم و براي اين منظور دارم خودم را به آمالكس ۱۰۰درصد نزديك مي كنم.
خلافهاي او عادي است!
فصل پيش «تينو» (نام كوچك و مخففي براي فاستينو اسپريا) حضورهاي كوتاه وكمرنگي در باشگاههاي اتلتيكو ناسيونال و تولواي كلمبيا (تيم شهرزادگاهش) داشت. اما در هر دومورد وي نتوانست بدرخشد و بازيهاي زيادي انجام نداد و گذاشت و رفت! اما دردسر و مشكلات اصلي «اسپريا» فراتر از اين و به مسائل انضباطي وي چه در داخل ميدان وچه بيرون از آن ارتباط پيدا مي كند و تعداد آنها به قدري زياد است كه برخي از يادها رفته و كلاً براي مردم عادي شده است و ديگر تعجبي را برنمي انگيزند.
در زمان برگزاري جام جهاني،۱۹۹۸ يعني ميداني كه حضور در آن كعبه ي آمال هر كسي است، اسپريا را از اردوي كلمبيا اخراج كردند و به خانه بازپس فرستادند. دليل آن بود كه وي از تاكتيك هاي انتخابي مربيان و روش بازي تيم انتقاد كرده ودر يك كمپ تمريني حضور نيافته و مدتي هم غيب شده بود. بعداً كاشف به عمل آمد كه وي رفته بوده يك اسب براي خودش بخرد تا بتواند با آن در مزرعه اش در كلمبيا سواركاري كند!!
همكار گانگسترها!
تا به حال در ۳مورد پرونده هايي قضايي براي اسپريا مفتوح شده كه هر ۳حكايت از ششلول بندي غيرقانوني او مي كنند! بهتر بگوييم او را در حالي گرفته و بازداشت كرده اند كه اسلحه ي غيرمجاز در دست داشته و مردم را با آن تهديد كرده است كه دوبار آن در اماكن عمومي و رستورانها بوده است و باز اين پايان ماجرا نيست و تعدادي آدم در كلمبيا قسم خورده اند كه اسپريا حتي با گروههاي توزيع و قاچاق موادمخدر در كشوري كه يكي از رايج ترين كارها در آن انجام چنين خلافي است و از بزرگترين توزيع كننده هاي آن محسوب مي شود ( و كارتل هاي تجاري آلوده وباندهاي گانگستري آن غوغا مي كنند)، مرتبط و همكار است و با آنها معامله مي كند. ولي نيروي قضايي و پليس كلمبيا هيچ گاه اين مسأله را به طور حقيقي نشكافته و به مقصود و انجام نرسانده اند و اين پرونده ها يا مختومه اعلام شده و يا روي زمين مانده و پيگيري نشده اند.
با اين حال تينو با بي اعتنايي به تمام اين موارد و با اميدواري فراوان از تمايل اش براي بازگشت به تيم ملي كشورش صحبت مي كند و انگار نه انگار! او مي گويد: كافي است در يونيورسيداد خوب بازي كنم، در آن صورت مرا به اردوي ملي كلمبيا نيز فرامي خوانند و مي توانم دوباره پيراهن ملي را به تن كنم.
اين فتنه را هيچ كس نمي خواهد
با اين حال شواهد روشني در دست است كه مديران تيم ملي كلمبيا علاقه اي به فراخواني مجدد مردي كه دوران اوجش را از ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۷ گذراند و پس از آن هرگز به ايام فروغش بازنگشته است، ندارند و از اين كار روي گردان اند. آنها يك فتنه و آشوب را در اردوي خودنمي طلبند والبته اين بهانه را نيز دارند كه يك ۳۴ساله نمي تواند آينده اي در تيم ملي داشته باشد و در چنين سني نبايد يك بازيكن را از نو به اردوي ملي فراخواند.
با اين اوصاف بهتر است اسپريا به همان ديوارهاي باشگاهي بينديشد و ببيند چه مي خواهد و وسيله ي نيل به آن و درخشش در عرصه هاي باشگاهي را بيابد. از قضا همين مسأله است كه موردتوجه شيليايي ها نيز قرار دارد. ليگ فوتبال شيلي سال گذشته از مسائل و كاستي هاي بسياري رنج برد كه شكوه و رونق را نيز از آن گرفت، يكي مشكل بحران شديد مالي بود و ديگري فرمول و بافت عجيب برگزاري رقابتها. حالا مجريان اين مسابقات اميدوارند حضور نامداراني چون اسپريا و همچنين ايوان زامورانو (مرد اول فوتبال شيلي طي ۱۵سال اخير) در فصل جديد ليگ، يك بار تبليغاتي بزرگ و كارساز را به نفع اين رقابتها ايجاد كند و به اين ليگ غنا وجذابيت بيشتري ببخشد و فزون تر موردتوجه قرار گيرد.
از ورشكستگي تا...
وضع در سال گذشته ي ميلادي به جايي كشيد كه حتي كولوكولو محبوب ترين باشگاه اين كشور ورشكسته اعلام شد و بازيگران اين تيم دست به اعتصابي ۳هفته اي زدند تا اعتراض خود را نسبت به دريافت نداشتن حقوق و دستمزد خود اعلام دارند. در آن زمان، كولوكولو را تحت نظارت و قيموميت دولت قرار دارند تا موقتاً از تعطيلي و منحل شدن رهايي يابد.
اين باشگاه در اواخر سال (ميلادي) از اين حالت درآمد و «زامورانو» را كه در ۳۷سالگي هنوز اسمي بزرگ و البته مهارتي قابل قبول دارد، استخدام كرد.
تصور شيريني كه شكل نمي گيرد؟
حالا تصور اينكه در فصل تازه ي ليگ شيلي او با پيراهن كولوكولو روبروي يونيورسيدادي قرار بگيرد كه اسپريا را در تركيب خودخواهد داشت و چنين دوئلي شكل بگيرد، تصوري شيرين وجذاب براي فوتبالدوستان دنيا و بويژه شيلي است. اما آيا اين اتفاق خواهد افتاد؟ آن هم با بي ثباتي خيره كننده اي كه طي سالهاي اخير در كارهاي اسپريا ديده شده است؟ حتي اگر اين رويداد شكل گيرد، براي ديدن مجدد دوران اوج او بايد چشم هاي خودتان را ببنديد و به آن سالهايي كه براي نيوكاسل گلزني مي كرد و با پيراهن پارما حريف مي طلبيد، فكر كنيد. يعني اواسط دهه،۱۹۹۰ آن زمان كه وجه «هفت تيركشي» او هنوز بر هويت ورزشي و مهارتهاي فوتبالي او سايه نينداخته ودر دور مقدماتي جام جهاني۱۹۹۴نيز درخشيده بود، اما حالا...
شناسنامه قهرمان
* نام: فاستينو اسپريا (اسپريلا)
* متولد: ۱۱اكتبر۱۹۶۹ در شهر تولواي كلمبيا
* اولين بازي حرفه اي: براي تيم باشگاهي كوكوتاي كلمبيا در سال۱۹۸۸
* در سال۱۹۹۰ به اتلتيكو ناسيونال يكي ازمطرح ترين باشگاههاي فوتبال كلمبيا نقل مكان كرد.
* در سال۱۹۹۲ به پارماي ايتاليا رفت به دفعات گلزني كرد و در فوتبال اروپا مشهور شد.
* در سال۱۹۹۴ همراه با تيم ملي كلمبيا درجام جهاني آمريكا شركت كرد اما اين تيم نتايج بدي گرفت و در همان مرحله نخست حذف شد.
* :۱۹۹۵ از پارما جدا و عضو نيوكاسل انگليس شد و ۳سال در آنجا ماند و خوب هم كار كرد بخصوص در دوفصل نخست و تحت رهبري كيگان و دالگليش.
* :۱۹۹۸ به پارما بازگشت اما اين بار برخلاف مرتبه ي نخست خوب كار نكرد. در نتيجه از تيم جدا شد و به پالميراس برزيل پيوست و اينجا هم احساس دشواري كرد.
* :۲۰۰۰ ناچار و در ۳۱سالگي از بازيهاي ملي خداحافظي كرد و مسؤولان نيز جشن گرفتند(!) چون او سال قبل از آن بشدت اعتراض كرده بود كه چرا بليت هاي هواپيماي بازيكنان تيم ملي كلمبيا براي مسابقات اين تيم از نوع درجه سوم و با كمترين قيمت است.
* :۲۰۰۱ پالميراس را ترك گفت و به عضويت فلومنينسه ديگر باشگاه معروف برزيل درآمد. در پي ۶ماه حضور بالنسبه خوب در اين تيم، اسپريا تغيير كشور داد و اين بار به مكزيك رفت و پيراهن باشگاه آتلانتري اين كشور را به تن كرد. اما فقط ۴ماه بعد از اين تيم جدا شد وگفت كه ۲ماه حقوق اش را خورده اند!
* :۲۰۰۲ دوباره به تيم اتلتيكو ناسيونال در كشورش پيوست ولي در همان مسابقه ي نخست اش براي اين تيم از زمين اخراج شد! به دارلينگ تون دسته سوم در انگليس نقل مكان كرد وطي مراسمي به هواداران اين تيم معرفي شد، اما فرداي آن روز از انگليس رفت و گفت در امارات پيشنهادي بهتر دريافت كرده است!! آنجا هم جور نشد و به كلمبيا بازگشت و دوباره عضو «تولوا» شد.
* :۲۰۰۳ و حالا يونيورسيداد شيلي. بيچاره يونيورسيداد!!