بخش سوم و پاياني
هفته گذشته پنجشنبه پانزدهم و شنبه هفدهم اسفندماه شماره هاي اول و دوم «درآمدي بر آسيب شناسي و شناخت شهرهاي ايران» ويژه يزد در صفحه هزاريك شهر به چاپ رسيد. بخش سوم و پاياني اين گزارش پيش روي شماست .
| دانشجو
قشر دانشجو در شهرهاي ايران همواره زمينه ساز آرتيكولاسيون وهم آميختگي فرهنگي اقوام بوده است. آزادي هاي اجتماعي خاص دانشجو درشهرها ، تداخل فرهنگي نسل تازه اقوام در فضايي غيراز فضاي بومي وپرورشي ودرنهايت نوجويي نسل تازه، به شكل گيري فرهنگ هاي دانشجويي درشهرهاي ايران منجر شد. استان يزد نيز با پذيرش بيش از ۳۰هزاردانشجو، متأثر از اين فرهنگ دانشجويي بوده است . نكته قابل توجه درباره دانشگاهها در يزد، نقش آنها درگسترش بي رويه وجهت دهي جغرافي ساخت وساز شهر است . ساختمان دانشگاهها در استان با مسافتي حدود ۵تا۱۰كيلومتر دورتر از شهر ساخته شده وتوسعه شهري به سمت پركردن فضاي ميان اين دومحدوده پيش رفته است !
تأثير مستقيم حضور دانشجو در هزينه كرايه وسايل نقليه واجاره بهاي منزل در يزد نيز به وضوح قابل مشاهده است . دركنار اين تأثير،نقش فرهنگ دانشجويي در شكل گيري تيپ اجتماعي نسل تازه يزد، كاملاً محسوس است . خيابان هاي فرخي ، باغ ملي و ۱۰فروردين بين مجاهدين وماركار، مسيرهاي پياده روي نسل جوان شهر، پاتوق هايي است كه با حضور فرهنگ دانشجويي شكل گرفته اند. پاساژهاي سيدالشهدا و كويتي ها نيز ازجمله پاتوق هاي نسل تازه در يزد هستند. جوان يزدي امكانات كافي براي گذران فراغت ندارد. در يزد تنها دو سينما فعال است وسالن هاي مناسبي براي كنسرت يانمايش وجود ندارد واساساً جريان فرهنگي در يزد از انسجام اجتماعي لازم براي حضور درميان نسل تازه برخوردار نيست.
دراين شرايط است كه بسياري از جوانان يزدي، در وقت فراغت يا درمسيرهاي يادشده بي هدف راه مي روند يا در باغ ناجي وباغ هاي مشابه بي انگيزه مي نشينند و يا در كافي نت ها وب گردي مي كنند و وقت مي گذرانند. جوان بااستعداد وجوياي دانستن در يزد كم نيست، اين تشنگي براي آموختن را در چندجمله كه ميان شما ويك جوان يزدي رد وبدل شود ، درخواهيد يافت ، اما وقتي دريچه هاي دانستن وجريان هاي فرهنگي وخاص نسل تازه فعال نباشد، انرژي و استعداد شگرف، مسيري در جهت عكس مي پيمايد.
| توريست
با اين كه مطابق آمار سال ۸۰ بيست هزار گردشگر خارجي از آثار تاريخي يزد ديدن كرده اند، اما اين ميزان به نسبت سهم پررنگ يزد در ميراث فرهنگي ايران ، بسيار ناچيز است . اما با اين شرايط متأسفانه سهم پذيرش توريست در استان يزد، همه ساله كاهش مي يابد. حتي تعداد گردشگران داخلي به گفته رئيس سازمان ايرانگردي وجهانگردي يزد از سال ،۸۰ بيش از چهارهزار نفر كاهش يافته است.
دلايل عدم جذب توريست دراستان يزد، هرچند مربوط به مديريت ناكارآمد صنعت توريست دركشور است ومعلول شرايط عام گردشگري درايران ، اما برخي كاستي ها به شيوه مديريت گردشگري دراستان برمي گردد.شرايط اقامتي گردشگر دراستان يزد واقعاً نامطلوب است . اين درحالي است كه بسياري از خانه هاي قديمي ونفيس يزد، قابليت تغيير كاربري وتبديل به مهمانپذير جهانگردي دارند. شيوه اطلاع رساني توريسم دراستان هنوز برقاعده مراجعه حضوري استوار است ، آن هم فقط در ساعات اداري!
راهنماهاي مكان هاي ديدني در شهر براي گردشگر خارجي، غيرمنسجم وغيركاربردي است.
درخارج از ساعات اداري بسياري از آثار تاريخي تعطيل هستند! حتي پايگاه اطلاع رساني توريست نيز از اين قاعده مستثني نيست . بقعه دوازده امام، زندان اسكندر، مسجد سيد ركن الدين، خانه هاي قديمي و… تنها در ساعات اداري مي توانند ميزبان گردشگر باشند! حداقل ترين شيوه اطلاع رساني اماكن تاريخي مثل پايگاه اينترنتي گردشگري براي يزد طراحي نشده وهمه اينها به اوضاع آشفته صنعت گردشگري يزد دامن زده است . ما درباره بخشي از آثاري كه متعلق به تمدن بشري وهمه مردمان جهان است ودراين برهه از تاريخ نزد ماست، غفلت كرده ايم وغفلت مي كنيم بي آنكه نگران قضاوت تاريخ باشيم!
| يك نكته وسخن آخر
ترويج شيوه هاي زندگي مصرفي ، گسترش شهر وشيوه هاي تازه شهرنشيني، درشهرهاي ايران اگر با شناخت وآگاهي نسبت به فرهنگ و آسيب هاي فرهنگي ، توأم نباشد، نتيجه اي جز هم آميختگي فرهنگي بيمار به بار نمي آورد. شهر يزد با مجموعه نفيسي از بناها وفرهنگ وآداب اجتماعي كهن، درمسير اين هم آميختگي قرار دارد. گسترش بي رويه شهر كه تصوير روشني از سودجويي عده اي انگشت شمار درنظام بيمار اقتصادي كشور است ، به ترغيب براي تغيير شيوه زندگي در يزد انجاميده است . هجوم مهاجر و رواج حاشيه نشيني معادلات فرهنگي شهر را به هم مي ريزد؛ تجارت برتوليد غلبه كرده است. توليدگران روستايي به كارگران روزمزد حاشيه ها بدل مي شوند. بي علت نيست كه نرخ بيكاري در يزد از ۶/۲ درصد در سال ۷۹به ۱۵/۶ درصد درسال ۸۰ رسيده است . يعني جمعيت دوازده هزار نفري بيكار يزد تا امسال به مرز پنجاه هزار نفر رسيده اند! فقر اقتصادي ، قواعد زندگي سنتي را به هم مي ريزد؛ دقيقاً به همين علت است كه ميزان طلاق ظرف يك سال گذشته در يزد ۵۶ درصد افزايش يافته است !
|
|
|
اما گويي پرده اي برديدگان ما افكنده اند وتوان ديدن اين روند نابودي از ما سلب شده است . متأسفانه اعتبارات عمران شهري هم بي توجه به آسيب هاي فرهنگي، هر روز در بودجه هاي دولت افزايش مي يابد. با اين روند شهر زمين هاي اطراف خود را مي بلعد، محله هاي كهن باسابقه اي هزارساله خالي از سكنه مي شوند و ويرانه هايي از تاريخ وفرهنگ برجاي مي ماند. كابوسي كه هيچ كس نمي خواهد دراين فيروزه كوير ايران حقيقي شود…