يكشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۲ - ۳ صفر ۱۴۲۴
Sun, Apr 6, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۴۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
يك قصه ساده و مثبت از خالق سياهي ها
مترجم: وصال روحاني ـ منبع: فيلم دايجست
نگاهي گذرا به فيلمهاي ايراني درسال۱۳۸۱
پيراهن سپيد غزل
شينما
اينجا چراغي روشن است
راههاي درست نويسي و ويراستاري
مجموعه شعر / عليرضا مكوندي / نشر آرويج / ۱۲۰۰ نسخه / ۱۳۸۱ / ۴۰۰۰ ريال
گزارش اختصاصي «ايران» از بزرگترين رويداد سينمايي جهان:
امروز با
يك قصه ساده و مثبت از خالق سياهي ها
«اندرسون» از خوراك و عشق مي گويد
مترجم: وصال روحاني ـ منبع: فيلم دايجست
116001.jpg
پال تامس اندرسون كارگردان آمريكايي در ۳۳ سالگي يك پديده در سينماي جهان است. دو فيلم بلند قبلي وي با نام هاي «بوگي نايتز» و «مگنوليا» از بهترين آثار سينماي دنيا در سالهاي ۱۹۹۷ و ۱۹۹۹ بودند و فيلم جديد وي با نام Punch Drunk Love كه شايد عبارات «عشق بي مرز» و «شيفته عشق» بهترين معادل هاي فارسي براي آن باشد، همين خط و روند را البته با وسعت و توفيق كمتر تعقيب مي كند.
اين فيلم كه براي اولين بار در اواسط شهريورماه امسال در جشنواره معتبر ونيز ايتاليا اكران شد و مدتي است كه در آمريكا اكران عمومي شده و از اواخر آبان ماه در اروپاي غربي به نمايش درمي آيد، برخلاف تم سياه و ماجراهاي جدي «بوگي نايتز» و «مگنوليا» موضوعي سبك و مثبت و بالنسبه مفرح دارد و در جاده يك فروشنده و كاسبكار جوان و دردسرساز و به نام بري آلن است كه در منطقه «سن فرناندو ولي» آمريكا (منطقه وقوع تمام وقايع فيلم هاي اندرسون) زندگي و كاسبي مي كند. او ۷ خواهر دارد كه دائماً موي دماغش مي شوند و از دست آنها آسايش ندارد اما طي مانور اقتصادي تازه اش تصميم مي گيرد يك نوع خوراك پادينگ را كه آن را با آرد و گوشت و ميوه درست مي كنند تبليغ و توليد نمايدو آن را با حجم وسيع به بازار بفرستد. پولي كه او خرج مواد اوليه آن و خريد كوپن هاي مربوطه مي كند. از ۳ هزاردلار فراتر نمي رود اما او ناگاه مي بيند كه به اصطلاح بليت اش برده و در آستانه كسب سودي ۱‎/۲ ميليون دلاري از اين سرمايه گذاري ساده و كوچك قرارگرفته است. فراتر از آن وي در جريان اين اقدامات با يك زن جوان آشنا مي شود و اين دو به هم دل مي بازند و پس از پولدارشدن بري به هاوايي سفر مي كند تا با وي عروسي كند. به اين ترتيب اندرسون به ما مي گويد كه عشق و ازدواج مي تواند همراه با خوش بياري در زندگي و توفيق در حرفه و كار به سراغ آدم ها بيايد و اين دقيقاً در تضاد با طبايع تيره آدم هاي «بوگي نايتز» و نااميدي جنون آساي حاكم بر «مگنوليا» است.
«سندلر» هم قابل تحمل مي شود
فيلم تازه اندرسون حتي از دوكار قبلي وي كه بسيار طولاني بودند، كوتاهتر است و عجيب تر اين كه در اين فيلم كه حتي واژه هاي كمدي ـ رمانتيك نيز براي توصيف آن مناسبت ندارد (واقعاً اين قصه غريب از كدام ژانر است؟!) نقش اول و ايفاي كارآكتر مرد جوان كاسبكار را به آدام سندلر سپرده اند جواني كه فيلم هاي كمدي اش طي ۵ سال اخير شامل «واتربوي»، «نيكي كوچك» و «بيگ ددي» بسيار پرفروش بوده اند اما خود او هرگز دلنشين و يك آدم مهم در صنعت سينما نبوده است. با هدايت اندرسون، سندلر بهترين بازي زندگي اش را در اين فيلم ارائه داده و خيلي خوب در نقش اين جوان بالنسبه ساده دل نشسته است. اگر در تمام فيلم هاي قبلي سندلر وي آدمي سطحي در پي روابط سطحي است، اينجا او يك انسان پيچيده اما قابل فهم و مثل آدم هاي حقيقي اين زمان و البته قابل تحمل است.
و «شيفته عشق» شايد برداشت و الهام اندرسون با استعداد از روي رمانتيك هاي تكني كالر جذاب اواخر دهه ۱۹۴۰ و دهه ۱۹۵۰ باشد. منتها نه با امثال جيمز گارنر و دوريس دي. شايد هم اين فقط قصه آدمي است كه كوپن هاي يك مشت غذاي ساده را مي خرد و آن گاه سايرين همان خوراك را با قيمتي بسيار بيشتر از او مي خرند و او خوشبخت و پولدار مي شود. مگر درزندگي نمي تواند چنين اتفاقاتي بيفتد؟!
اين راهم بگوييم كه ايفاي ساير نقش هاي عمده اين فيلم با اميلي واتسون اسكاتلندي، مري لين رايس كوب (همان زني كه كارآكتر سندلر به وي دل مي بازد)، لوئيز گارمن و فيليپ سيمور هافمن است. آنها جمع خوب و جالبي را ساخته اند.
نگاهي گذرا به فيلمهاي ايراني درسال۱۳۸۱
ملودرام، كمدي
سينماي واقعگراي اجتماعي وچندنمونه غيرمتعارف
116019.jpg
سينماي حرفه اي ايران بانمايش عمومي چهل فيلم، سال گذشته را پشت سرگذاشت كه اين مجموعه در چند ژانر و شيوه اصلي قابل طبقه بندي است : ملودرام ، كمدي ، سينماي واقعگراي اجتماعي و چندنمونه نسبتاً غيرمتعارف…
تجربه ساليان دور و نزديك گذشته، نشان داده است ميدان خودنمايي صنعت فيلمسازي ما ازاين محدوده فراخ تر نيست وهرگاه سينماگراني خواسته اند، گامي فراتر بگذارند و زمينه هاي ناآزموده رامحك بزنند متأسفانه كمبود ابزار وامكانات وناسازگاري شرايط ، سخت به حاصل كارشان آسيب رسانده است .
شيوه ملودرام ، بيشترين سهم را ازآثار عرضه شده درسال ۸۱ داشت و البته چنين روندي غيرمنتظره نبود. چون ژانر غالب در سينماي ايران همواره ملودرام بوده ومعمولاً ذائقه و پسند مخاطب عام نيز با اين گونه فيلم ها سازگارتر به نظر مي رسد اما بسياري از ملودرام هاي چندسال اخير، چنان در دايره تكرار مكررات وامانده اند كه ديگر نه تنها حرف تازه اي براي گفتن ندارند، چندان ميلي هم در عامه تماشاگران برنمي انگيزند تا براي ديدنشان، رغبتي نشان دهند. نمونه هايي مانند «مونس» (حميد رخشاني ) ، «بي همتا» (جهانگير جهانگيري)، «بالاي شهر، پايين شهر» (اكبر خامين)، «اتانازي» (رحمان رضايي)، «همكلاس» (سعيد خورشيديان)، «شب برهنه» (سعيد سهيلي)، «ماني وندا» (پرويز صبري) ، «بوي بهشت» (حميدرضامحسني) ، «سام ونرگس» (ايرج قادري) ، «بانوي كوچك» (مهدي صباغزاده)، «عروسي مهتاب» (خسرو ملكان) ، ازدواج غيابي (كاظم معصومي )، «بي توتنهايم» (قدرت الله صلح ميرزايي) با روايت داستان هاي پرفراز ونشيب در باب عشق وناكامي نسل جوان وكشمكش زنها ومردها وبا چاشني حادثه وهيجان وخشونت وموسيقي پاپ وگاهي گريززدن به مسائل روزآمد اجتماعي وسياسي و به رخ كشيدن رنجها وشكست هاي قهرمانان تنهاوبي پناه، درحد گرته برداري از جاذبه هاي نخ نماشده باقي مي مانند. در كنار اين فيلم ها، مي توان به نمونه هاي ديگري چون «خاكستري» (مهرداد ميرفلاح)، «شام آخر» (فريدون جيراني ) ، «نگين» (اصغر هاشمي)، «آبي» (حميد لبخنده)، رز زرد (داريوش فرهنگ )، « اثيري » (محمدعلي سجادي ) و «مزاحم » (سيروس الوند) اشاره كرد كه سازندگانشان كوشيده اند از موج فراگير كليشه هاي مد روز فاصله بگيرند وملودرام را درحال وهوايي متفاوت تر تجربه كنند.
116028.jpg
حتي برخي آثار مطرح وبرگزيده صاحب نظران هم از تأثيرات ملودرام بي بهره نبوده اند: «من ترانه پانزده سال دارم» (رسول صدر عاملي ) ، پيام هشدار دهنده اخلاقي ‎/ اجتماعي اش را برشالوده ساختاري ملودراماتيك ارائه مي دهد و درنهايت بين قراردادهاي احساس برانگيز ملودرام ولحن قاطع وبرنده سينماي واقعگرا، تلفيق وهماهنگي مناسبي به وجود مي آورد. ازاين رو حاصل كار، هم با ذوق و پسند منتقدان وصاحب نظران تناسب دارد و هم از استقبال مخاطب عام بهره مند مي شود. آميختگي ملودرام و واقعگرايي را در «ارتفاع پست» (ابراهيم حاتمي كيا) نيز مي توان ديد. فيلم با وجود دستمايه مستندش، پيرو قراردادهاي تثبيت شده سينماي واقعگرا نيست و در شكل و ساختار به مشي ملودرام نزديك مي شود وبا تمهيدات تأثيرگذاري همچون نواي دلنشين موسيقي، نقش آفريني هاي احساساتي بازيگران ، بزرگ نمايي لحظه هاي عاطفي و بسياري عناصر ديگر، واقعيت را در حال وهوايي به تصوير مي كشد كه حس همدردي برانگيزد.
كمدي هاي اكران شده در سال ،۸۱ بسيار انگشت شمار بودند اما همين تعداد اندك ، نشان از تجربه هاي متنوعي داشتند: «نان وعشق و… موتور هزار» (ابوالحسن داوودي) در قالب يك كمدي هجوآميز، آميخته به طنز انتقادي ـ اجتماعي ، برمبناي ملودرام هاي سينماي دهه چهل ايران، با شوخ طبعي وهزل وكنايه، كاريكاتوري از برخي مسائل روز جامعه را به تصوير مي كشد.
«دختر شيريني فروش» (ايرج تهماسب)، از قصه اي رمانتيك درباره عشق وناكامي ، مضحكه اي شاد و دلپذير مي سازد وبراي خلق لحظه هاي خنده آور، بيش از آنكه پيرو الگوهاي سينماي كمدي باشد، به سنت هاي تئاتري مانند «كمد يا دل آرته» و نمايش «تخته حوضي» گرايش دارد وبيشتر با تكيه بررفتار وگفتار وكشمكش آدم ها، بهانه خنده فراهم مي آورد.
«خواب سفيد» (حميد جبلي) نقطه پرگار كمدي را روي رفتار ومنش و آرزوهاي شخصيتي ساده دل وخوش باور قرار مي دهد ودر واقع كمدي موقعيت با لحني واقعگرايانه است . طنز فيلم از خصلتي مايه مي گيرد كه هرچند لطيف وبي شائبه نشان مي دهد اما در تعارض با نزاكت اجتماعي خنده دار جلوه مي كند.
«عزيزم من كوك نيستم» (محمدرضا هنرمند) ، برخلاف دواثر پيشين سازنده اش يك كمدي تمام عيار نيست وبيشتر به ملودرام هاي احساس برانگيز اجتماعي شانه مي سايد ودرپاره اي لحظه ها، به مرز كمدي سياه وطنز تلخ ، نزديك مي شود واز نظر سبك وسياق سينمايي، حس دوگانه اي دارد . در سطح كمدي است و درلايه هاي دروني ، تراژدي…
وبالاخره، دراين ارزيابي شتابزده، به دوكمدي فانتزي برمي خوريم: «سيندرلا» (مسعود رسام ، بيژن بيرنگ) و «كلاه قرمزي وسروناز» (ايرج تهماسب) كه اولي حكايتي آشفته وبي جاذبه پيرامون رؤياهاي دست نيافتني نسل جوان روايت مي كند و دومي به پشتوانه قهرمانان عروسكي محبوب كودكان ولحظه هاي نشاط آور، مي تواند خيل جمعيت را به سينما بكشاند وباعث گرمي بازار اين صنعت بحران زده شود و ركورد تازه اي در فروش گيشه برجاي بگذارد. بدين ترتيب ، سال گذشته ، سينماي كمدي درقياس با ديگر جريان هاي سينمايي موقعيت شاخص تري داشت و به رغم كميت اندك از كيفيت مادي ومعنوي چشمگيري برخوردار شد.
116034.jpg
واقعگرايي ومستندنمايي به عنوان يكي از شيوه هاي مطرح فيلمسازي در سينماي ايران، سال گذشته نيز همچون ساليان «پيش تر، جايگاه خاص خود را داشت و براي دوستداران اين نوع آثار، نمونه هايي مجال نمايش عمومي يافتند. هرچند ، فيلم هاي واقعگراي مستندنما، معمولاً بازار پررونقي در داخل كشور ندارند و بيشتر باب پسند وتوجه جشنواره هاي خارجي هستند، با اين همه نمايش موفقيت آميز «زندان زنان » (منيژه حكمت) نشان د اد گاهي مي توان بين سليقه مخاطب عام و پسند گردانندگان جشنواره هاي نخبه گراي جهان. رابطه اي سنجيده برقرار كرد. «زندان زنان» از نظر طرح موضوع يعني پرداختن به شرح حال و شرايط زيست زنان زنداني ، در سينماي ايران ، تجربه اي بديع وبي مانند است . شايد به همين دليل نمايش آن در داخل وخارج واكنش هاي بسيار مثبتي را برانگيخت.
«آرزوهاي زمين » (وحيد موسائيان) و «بماني » (داريوش مهرجويي) دونمونه ديگر از تجربه هاي ممتاز سينماي واقعگراي اجتماعي به شمار مي روند كه گرچه در نمايش عمومي ، پاسخ شايسته اي دريافت نكردند اما در مقام آثاري ارزشمند وماندگار جاي تأمل دارند.
«آوازهاي سرزمين مادري ام» (بهمن قبادي) ، «پرنده باز كوچك » (رهبر قنبري)، «تو آزادي » (محمدعلي طالبي ) ، نمونه هاي ديگر در زمينه واقعگرايي هستند كه با مختصات سينماي شبه مستند، چشم اندازي از واقعيت هاي جامعه را مجسم مي كنند وبه دليل طرز تلقي سازندگانشان از اين گونه سينما، ظاهراً براي گردانندگان جشنواره هاي خارجي، پذيرفتني تر بوده اند تا مخاطب عام داخلي …
116043.jpg
جدا از فيلم هاي منسوب به جريان رايج والگوهاي آشناي سينماي ايران ، از برخي كوشش هاي خاص وتجربه هاي غيرمتعارف فيلمسازي نيز مي توان ياد كرد كه هريك در نوع خود، ديدگاه جست وجو گر سازندگانشان را آشكار مي كنند.
ناصر تقوايي، پس از يك دهه سكوت، سرانجام با فيلم «كاغذ بي خط» نشان داد هنوز در مقام فيلمسازي كهنه كار، مي تواند سرمشق تازه اي براي كشف قابليت هاي بياني سينما ارائه دهد.
رسول ملاقلي پور با فيلم «قارچ سمي » ، سينماي جنگ و دفاع مقدس را به عرصه اي ناآزموده كشاند تا اين بار آرمان خواهي قهرمانانش را در فضايي هذيان آلود محك بزند.
رخشان بني اعتماد، با فيلم «روزگار ما» ، مرز مستندگرايي وقصه پردازي را در نورديد وبه بهانه ثبت يك رويداد سياسي، زواياي پنهان واقعيت را به تصوير كشيد. حسن هدايت، درگامي فراتر از تجربه هاي پيشين خود با فيلم «سايه روشن» كوشيد، كليشه هاي مستعمل سينماي پليسي ‎/ جنايي ايران را زيرپا بگذارد.
116022.jpg
پرونده اكران ۸۱ با نمايش فيلم «(دخيل)» (داريوش ياري )، بسته مي شود. تجربه اي نه چندان حرفه اي از فيلمسازي تازه كار كه براي رسيدن به جايگاهي شايسته، بايد كارش را جدي تر بگيرد. به هرحال ، اگر با نگاه مدارا، حاصل كار فيلمسازانمان را سبك سنگين كنيم. دستاورد سينماي ايران را در سال ۱۳۸۱ ، مأيوس كننده نخواهيم يافت، چرا كه از ميان چهل فيلم به نمايش درآمده، مي توان روي پانزده اثر قابل اعتنا انگشت گذاشت واين رقم يعني سي وهفت درصد از ظرفيت يك سال سينما.
پيراهن سپيد غزل
مجموعه شعر/ رزيتا نعمتي/ حديث امروز /۱۳۸۱ ۳۰۰۰نسخه/ ۵۰۰تومان
116016.jpg
اين مجموعه دومين دفتر شعر رزيتا نعمتي [متولد۱۳۴۸] است. غزل «جاده چشمهاي لغزنده» را از اين كتاب مي خوانيد: «با صدايي بلند مي گويد كه خريدارم و فروشنده / مرد قلبي شكسته آورده تازه از سينه خودش كنده/ از دلش آرزو كه پر مي زد داد مي زد چكاوك آوردم/ پهن مي كرد زير سايه باد باز هم خاطري پراكنده/ صبح در روزنامه ها خواندم زندگي باز دست تعمير است/ بغض يك مرد كارگر بسته است جاده چشمهاي لغزنده/ عشق در پيشخوان قصابي دست ساتورهاي ترديد است/ روزگار اينچنين اگر فردا صبح برخيزد از همان دنده/ چشم بازار گرچه نشناسد فرق عطار و فرق خاقاني/ مرد چندي فروخت عمرش را بازمي گشت خانه با خنده.»
شينما
مجموعه شعر و عكس / علي عبدالرضايي، افشين شاهرودي/ انتشارات همراز / ۳۰۰۰ نسخه / ۱۳۸۱ ۱۵۰۰ تومان.
كتاب تركيبي است از يك مجموعه عكس و شعري بلند از علي عبدالرضايي [متولد ۱۳۴۸]؛ شاهرودي گرچه شاعر هم هست اما نامش بيشتر در حوزه عكس براي مخاطبان آشناست. از او تاكنون دو مجموعه عكس ها [۱۳۶۰] و پنجاه و پنج عكس [۱۳۶۹] منتشر شده است. از عبدالرضايي تاكنون پنج مجموعه شعر منتشر شده است.
اينجا چراغي روشن است
مجموعه عكس / محسن راستاني
بنياد فارابي / ۱۳۸۱
116031.jpg
اين مجموعه، متعلق است به فيلمي به همين نام از سيدرضا ميركريمي كه البته برداشت آزادي است از صحنه ها و پشت صحنه هاي آن فيلم. ميركريمي با اين فيلم جايزه بهترين كارگرداني را از جشنواره بين المللي فيلم فجر [۱۳۸۱] به دست آورد.
راههاي درست نويسي و ويراستاري
ابوالفتح قهرماني / نشر نخستين / ۲۳۰۰ نسخه ۱۳۸۱ / ۱۱۰۰ تومان.
116037.jpg
طي هشتاد سال اخير، كتب زيادي پيرامون روش درست نوشتن و آداب ويراستاري به چاپ رسيده است. با همه گيرشدن رايانه و ارائه روشهاي نو توسط فرهنگستان سوم، ويرايش نيز رنگي نو به خود گرفت. كتاب حاضر به نوشته مؤلف آن حاصل جمع بندي بيست وسه كتاب در اين زمينه است.
فرهنگ توصيفي شخصيت هاي داستاني نوجوان فريدون عموزاده خليلي و گروهي از نويسندگان و پژوهشگران / انتشارات آفتابگردان / ۲۰۰۰ نسخه ۱۳۸۱ / بهاي دوره دو جلدي: ۷۵۰۰ تومان.
116046.jpg
هري پاتر، پينوكيو، اوليور تويست، قصه هاي مجيد، تن تن، قهرمانان كميك استريپ و … اينها بخشي از سرمايه هاي ادبيات جهاني نوجوان اند[بعضي بيشتر، بعضي كمتر] پرداختن به اين شخصيت ها، توسط يكي از نويسندگان موفق اين «نوع» نشان دهنده عبور اين «نوع» [در ايران] از مرزهاي جغرافيايي است. سالهاست كه اين حوزه از ادبيات ايران، تنها حوزه اي است كه در خارج از مرزها مورد توجه قرارگرفته است.
شاعران بزرگ معاصر
116049.jpg
(از دهخدا تا شاملو) عبدالرفيع حقيقت (رفيع)
انتشارات كومش / ۲۲۰۰ نسخه
۱۳۸۱ / ۴۵۰۰ تومان.
كتاب مجموعه اي است از خلاصه زندگي و شعرهايي از نام آورترين شاعران هشتاد سال اخير [از نگاه گردآورنده] كه گاه اسامي كمتر شناخته شده اي نيز در اين ميان به چشم مي خورد. كتاب حاضر، مجموعه اي است از آثار كلاسيك و نو.
ترانه روي ۵۷ كيلوهرتز
مجموعه شعر / عليرضا مكوندي / نشر آرويج / ۱۲۰۰ نسخه / ۱۳۸۱ / ۴۰۰۰ ريال
عليرضا مكوندي از شاعران فعال خوزستاني است كه پس از سالها، اقدام به انتشار شعرهايش كرده است. بخشي از شعر «داوود» را مي خوانيد: «پنجشنبه عصر/ ساعت هشت و سي دقيقه / پا روي اين پله ها بگذاري / ليز مي خوري تا خيابان وليعصر / از هر كجا كه آمده باشي / سرازير مي شوي به خيابان / و اينجا گم شدن / يعني كاري كه از يك بچه ساخته باشد / چند دقيقه بعد / فرودگاه مهرآباد / در ازدحام ساعت شش و چهل و پنج دقيقه / قابل توجه است ! / مسافران پرواز استكهلم / برايت دست تكان مي دهند…»
ديدار وزيرارشاد با هيأت مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران
وزيرفرهنگ و ارشاداسلامي و معاون مطبوعاتي وي در جلسه روز شنبه هيأت مديره انجمن صنفي مطبوعات حضور يافتند و براي دفاع از حقوق صنفي، مادي و معنوي روزنامه نگاران قول مساعد دادند. بدرالسادات مفيدي دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران با اعلام اين خبر به ايسنا گفت: در اين جلسه دبيران كميته هاي مختلف انجمن، گزارشي از عملكرد يك سال گذشته ارائه دادند و برنامه هاي آينده خود را اعلام كردند.
رايزني با آموزش عالي براي تدريس دو رشته آموزش خبرنگاري و مترجمي خبر در دانشكده انجمن صنفي روزنامه نگاران، تأسيس بانك مقالات مطبوعاتي و كافي نت انجمن صنفي، برگزاري دوره هاي آموزش حقوقي براي اعضا، راه اندازي شركت تعاوني مسكن و رايزني براي ارائه بيمه تكميلي اعضا از جمله اقدامات انجمن صنفي روزنامه نگاران در سال گذشته بوده است. در پايان اين جلسه مسؤولان ارشد وزارت ارشاد از بخش هاي مختلف اداري و آموزشي انجمن و كتابخانه آن، بازديد كردند.
دست نوشته هاي منتشر نشده ويرجينيا وولف
خريداري شد
116115.jpg
مجموعه اي از دست نوشته هاي منتشر نشده ويرجينيا وولف در ميان كلكسيوني از اشياي نفيس از سوي كتابخانه بريتانيا خريداري شد.
به گزارش بي بي سي، هفت دست نوشته، مجموعه اي از مقالات و يادداشتهاي وولف، نويسنده صاحبنام انگليسي براي دو روزنامه چارلستون بوليتن و نيو بوليتن بودند كه توسط خواهرزاده هاي وولف جوليان و كوئنتين بيل جمع آوري شده بودند و حال پس از گذشت سالهاي متمادي در ميان ۱۸۸ نسخه ديگر از اين روزنامه ها كه بخشي از آنها دست نويس و بخشي تايپ شده هستند، در يك صندوق قديمي پيدا شده اند. بر پايه اين گزارش، اين مجموعه كه تاكنون در اختيار خانواده وولف و در تملك بيوه كوئنتين بل بوده تا حد زيادي بيانگر جنبه هاي ناشناخته محفل ادبي و روشنفكرانه «بلومزبري» است كه وولف و همسرش به همراه مجموعه اي از هنرمندان و روشنفكران از اعضاي آن بوده اند.
همچنين در ميان اين يادداشتها يك نمايشنامه منتشر نشده در ۲۴ صفحه و ۵ پرده به چشم مي خورد كه با عنوان «توطئه گران» توسط وولف نگاشته شده است.
بي بي سي در پايان گزارش خود به نقل از كريستوفر رايت، مدير بخش دست نوشته هاي كتابخانه بريتانيا يادآور شد كه خريد اين دست نوشته هاي نفيس به فارغ التحصيلان اجازه مطالعه آن را خواهد داد و به آنها ايده اي از گروه بلومزبري كه پيش از اين كمتر مورد بررسي قرار گرفته بود، عرضه خواهد كرد. وي همچنين با اشاره به اينكه خريد اين مجموعه كتابخانه بريتانيا را از نظر تملك دست نوشته هاي مختلف ويرجينيا وولف بسيار غني تر مي سازد، اعلام كرد كه مجموعه يادداشتهاي وولف براي اين روزنامه ها بزودي در معرض نمايش عموم قرار خواهد گرفت.
گفتني است كتابخانه بريتانيا تاكنون چندين دست نوشته مهم از ويرجينيا وولف همچون خانم دالووي كه در سال ۱۹۲۵ به چاپ رسيد را در تملك خود دارد.
شايان ذكر است كه وولف يكي از مهمترين نويسندگان و داستان نويسان انگليس در نيمه اول قرن بيستم و از پيشگامان جنبش ادبي مدرنيسم است.
اهداي برترين جايزه يونان به ترجمه ليلي ومجنون گنجوي
116121.jpg
انجمن مترجمان يونان، جايزه بهترين ترجمه كتاب را به مترجم كتاب «ليلي و مجنون» از آثار نظامي گنجوي اهدا كرد.
در اين مراسم «دورا بكوياني» شهردار آتن طي سخناني با تقدير از كار ترجمه آثار مهم علمي فرهنگي جهان به زبان يوناني از اهداي جايزه انجمن مترجمان آتن به خانم «مارلينا الويزو» مترجم كتاب «ليلي و مجنون» اظهار خوشحالي كرد.
خانم «مارلينا الويزو» كتاب «ليلي و مجنون» را از متن ترجمه تركي آن به زبان يوناني ترجمه كرده است.
در اين مراسم به كتاب يك شاعر يوناني كه به فارسي ترجمه شده است، نيز جايزه اهدا شد.
«كاريوفيلوس ميچاكيس» معاون انجمن ادباي يونان طي سخناني در اين مراسم گفت: با اظهار خوشحالي از ترجمه يك كتاب يوناني به فارسي و نيز ترجمه يك اثر برجسته شخصيت بزرگ ايراني به يوناني، از تلاش مترجمان و ناشران اين كتابها تقدير كرد.
وي در بخشي از سخنان خود ايران را كشوري با فرهنگي غني توصيف كرد و گفت: جاي خوش وقتي است كه مترجمان يوناني به تازگي به ترجمه آثار انديشمندان ايراني پرداخته اند تا بدين ترتيب آثار فرهنگي و علمي اين كشور را كه از قدمت و غناي بسيار برخوردار است، در دسترس مردم يونان قرار دهند.
گفتني است در پايان اين مراسم ميچاكيس، با تمجيد از آثار علمي ايرانيان در گذشته و حال ابراز اميدواري كردكه مترجمان يوناني به ترجمه بيشتر كتابهاي ايراني بپردازند.
گزارش اختصاصي «ايران» از بزرگترين رويداد سينمايي جهان:
ترديد در برگزاري جشنواره كن ۲۰۰۳ زير سايه جنگ!
116136.jpg
گروه فرهنگي ـ بهمن عبداللهي:
شهر ساحلي كن كه ميعادگاه بزرگترين سينماگران جهان در هر سال به شمار مي آيد، روزهاي آرامي را مي گذراند. مردم كن كه تا چند روز پيش شاهد برگزاري بازار فيلمهاي تلويزيوني از سراسر جهان بودند به روز هاي گرم و شلوغ پنجاه و ششمين دوره جشنواره سينمايي كن فكر مي كنند، ۳۷ روز به برگزاري بزرگترين رويداد سينمايي جهان باقي است و اين در حالي است كه برگزاري جشنواره كن ۲۰۰۳ در هاله اي از ابهام قرار دارد.
يك منبع آگاه در پاريس، به خبرنگار «ايران» گفت: با توجه به اعتراضات گسترده مردم فرانسه در خصوص جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق و شرايط خاص منطقه ممكن است اين جشنواره به دلايل امنيتي امسال برگزار نشود و در همين رابطه، مسؤولان جشنواره جلساتي را برگزار و بحث هايي را مطرح كرده اند؛ با اين همه، منابع رسمي هنوز هيچ خبري در اين زمينه منتشر نكرده اند.
خبرهاي رسيده حاكي از آن است كه هيأت هاي انتخاب، سرگرم بررسي بيش از ۲۲۰۰ فيلم بلند رسيده از سراسر دنيا هستند تا بالاخره ۲۰ فيلم را براي شركت در بخش مسابقه و تعدادي ديگر را براي بخش نوعي نگاه كه دو بخش اصلي جشنواره را تشكيل مي دهند انتخاب كنند. نتايج بررسي هيأت هاي انتخاب نهايتاً تا روز ۲۳ آوريل (۳ ارديبهشت) اعلام خواهد شد.
از سوي ديگر با خبر شديم آخرين شماره مجله هفتگي «فيلم» فرانسه كه ۴ آوريل (دو روز پيش) منتشر شده است به تعدادي از فيلمهاي پذيرفته شده اشاره و احتمال حضور برخي از آثار را نيز مطرح كرده است. در ميان اين اسامي، فيلم ايراني «ساعت پنج عصر» ساخته سميرا مخملباف ديده مي شود كه براساس اخبار اين هفته نامه سينمايي احتمالاً در بخش رسمي پذيرفته خواهد شد. ماجراهاي اين فيلم كه در افغانستان مي گذرد پيش از اين «دختر مرد گاريچي» نام داشت.
در فهرست مجله «فيلم» فرانسه، از حضور قطعي اين فيلمها نيز نام برده شده است: «رودخانه سحرآميز» به كارگرداني كلينت ايستوود، «ساراباند» از اينگماربرگمان، «Dogvill» از لارنس فون تريه، «زمان گرگها» از مايكل هنيكه محصول اتريش، «alela» ساخته آموس گتياي محصول اسرائيل، همچنين اثري از پوپي اوانتي محصول ايتاليا. در اين فهرست به حضور احتمالي آثار فيلمسازان ديگري همچون پيترا گيرن از انگليس، امير كوستوريكا با فيلمي به نام «زندگي يك معجزه است» ، اثري از تئوآنجلو پولوس و فيلمي با نام « Last in the Translaltion» ساخته سوفيا فورد كاپولا (دختر فرانسيس فورد كاپولا) نيز اشاره شده است.
در خصوص آثار ايراني شركت كننده در بخش فيلمهاي بلند شنيده مي شود حدود ۱۰ الي ۱۵ فيلم به شيوه هاي مختلف توسط سينما گران ايراني به جشنواره ارسال شده است كه جدا از فيلم «ساعت پنج عصر» احتمال پذيرفتن فيلم «طلا» ساخته جعفر پناهي كه با فيلمنامه عباس كيارستمي ساخته شده بسيار زياد است. آخرين مهلت ارسال فيلمهاي كوتاه نيز سه روز پيش به پايان رسيد و فيلمسازان جوان ايراني همچون فيلمسازان ديگر كشورها در انتظار اعلام نتايج به سر مي برند.
گزارشهاي ديگر از جشنواره كن حكايت از آن دارد كه فيلم افتتاحيه جشنواره كن ۲۰۰۳ فيلمي به نام «FanFan la Tulipe» ساخته ژرار كراسيكس خواهد بود. اين فيلم كه در بخش خارجي از مسابقه به نمايش در خواهد آمد، با فيلمنامه ژان كوسموس ولوك بسون و بازي پنه لوپه كروز و وينسنت پرز ساخته شده و بازسازي فيلمي از كريستيان ژاك است كه در سال ۱۹۵۲ ساخته و در همان سال نيز از جشنواره كن جايزه بهترين كارگرداني را دريافت كرد. اين فيلم داستان زندگي قهرمان خيالي قرن ۱۸ است كه در همان سالها معروف شد.
از خبرهاي ديگر جشنواره كن پنجاه و ششم، مي توان به انتصاب پاتريس شرو به عنوان رئيس هيأت داوران و امير كوستوريكا به عنوان رياست سينه فونداسيون و بنياد سينمايي اشاره كرد. شرو پيش از اين اظهار اميدواري كرده بود جشنواره امسال جايگاه سينما و مهمتر از آن فيلم ديدن و عشق ورزيدن باشد. سال گذشته رياست هيأت داوران با ديويد لينچ بود و رياست سينه فونداسيون را مارتين اسكورسيزي برعهده داشت.
گفتني است فرانسه با معرفي ۵۰ فيلم متقاضي به دفتر جشنواره احتمالاً حضور پررنگي در جشنواره خواهد داشت كه بزرگترين اتفاق در اين زمينه فيلم تازه برناردو برتولوچي با تهيه كنندگي فرانسوي هاست. ۴ خردادماه جشنواره كن امسال فيلم برتر خود را معرفي خواهد كرد و در صورت برگزاري اين جشنواره بايد ديد سايه جنگ چه تأثيري بر اين جشنواره معتبر سينمايي خواهد گذاشت.
اجراي سمفوني عاشورا به رهبري چكناواريان
116124.jpg
اركستر سمفونيك تهران به رهبري لوريس چكناواريان سمفوني عاشورا را اجرامي كند.
به گزارش خبرنگار «ايران»، سمفوني عاشورا ساخته دكتر شريفيان از روز اربعين حسيني (سوم ارديبهشت) به مدت ۵روز در تالاروحدت اجراخواهدشد، چكناواريان رهبر ميهمان اركستر سمفونيك تهران درخصوص رهبري اين سمفوني مذهبي به خبرنگار «ايران» گفت: تمرينات با اركستر تهران را دوروز است كه شروع كرديم و به اين اركستر تازمان اجرا، چندنوازنده از كشور روماني ملحق خواهندشد.
اين رهبر اركستر در ادامه با اشاره به ويژگي هاي سمفوني عاشورا افزود: سمفوني عاشورا درباره زندگي امام حسين(ع) است كه اولين تجربه در تاريخ موسيقي ايران محسوب مي شود.
بنابراين گزارش، لوريس چكناواريان كه درحال نوشتن اپراي «رستم و اسفنديار» به سفارش شهركتاب است، شهريورماه را پايان ساخت اين اپراي بزرگ اعلام كرد و افزود: اميدوارم اين اپرا را با خوانندگان ايراني براي اولين بار در ايران اجراكنم.
روي صحنه تئاترهاي تهران
| تالار اصلي تئاتر شهر ـ (افشين و بودلف هر دو مرده اند) به كارگرداني قطب الدين صادقي، ساعت اجرا ،۱۹‎/۳۰ تلفن: ۶۴۶۰۵۹۵
| تالار سايه ـ (رازها و دروغ ها) به كارگرداني كيومرث مرادي، ساعت اجرا ۱۸‎/۳۰
| تالار چهارسو ـ (پل) به كارگرداني محمد رحمانيان، ساعت اجرا ۱۹‎/۳۰
| تالار قشقايي ـ (گاهي اوقات براي زنده ماندن بايد مرد) به كارگرداني نصرالله قادري، ساعت اجرا ۱۹
| تالار كوچك ـ ( حاشيه اي بر خسرو و شيرين)، به كارگرداني داريوش رعيت، ساعت اجرا ۱۹
| تالار نو ـ ( محو) ، به كارگرداني ناصر مرداني، ساعت اجرا ۱۸
با تو مي گويم
• دانستن نوعي اسارت است و دانشمند حسرت رها بودن برخي نادانان را مي خورد.
امروز با
كيومرث پارساي
116112.jpg
گروه فرهنگي ـ سايرمحمدي: آخرين رمان ژوزه ساراماگو باعنوان «دخمه» با برگردان كيومرث پارساي ازسوي نشر روزگار اخيراً به بازارآمد. پارساي بيش از ۴۵جلد كتاب تأليفي باعنوان «همه بزرگان» پيرامون سرگذشت مشاهير ايران و جهان منتشركرده و درحوزه ترجمه نيز «رهايي» از جوزف كنراد، «خانه زيبا رويان خفته» از كاواباتا و «پزشك» از گوردون را دركارنامه خود دارد. كيومرث پارساي ليسانس زبان و ادبيات انگليسي است و هم اكنون رمان «صومعه» جديدترين كتاب ساراماگو را باعنوان «آناخوسيفا» را دردست چاپ دارد.
* آقاي پارساي، سلسله كتابهاي «همه بزرگان» شامل زندگي كدام دسته از مشاهير ايراني مي شود؟
\ اين دسته از آثار سرگذشت بزرگان ايراني اعم از شاعر و نويسنده را شامل مي شود. از حافظ و سعدي و فردوسي تا مدرس و... از مشاهير جهان هم به ارسطو و افلاطون و ديگران مي پردازد.
* اين آثار كدام دسته از مخاطبان را مدنظردارد؟
\ سلسله كتابهاي «همه بزرگان» به نوعي جزو آثار مرجع محسوب مي شوند. همه اقشار مي توانند از اين آثار استفاده كنند. ولي فكرمي كنم بيشتر به كار دانشجويان مي آيد.
* ازميان آثاري كه درحوزه ادبيات به فارسي ترجمه كرده ايد، كداميك را بيشتر مي پسنديد؟
\ كتاب «رهايي» اثر جوزف كنراد را بيشتر مي پسندم و فكرمي كنم مهمترين ترجمه من همين كتاب است كه در سال ۷۹ منتشرشد. «رهايي» رماني راجع به تاريخ ايران است كه ناشر، روي جلد آن، عبارت «سرگذشت ابن سينا» را آورده است.
* رمان «دخمه» را آيا به دليل اين كه نويسنده اش ـ ساراماگو ـ برنده نوبل شده بود، ترجمه كرديد يا اين اثر داراي ويژگي خاصي بود؟
\ من اصلاً به موضوع برنده جايزه شدن هيچ نويسنده اي اهميت نمي دهم. ابتدا يك اثر را مي خوانم اگر به نظرم جالب آمد، اقدام به ترجمه و انتشار آن مي كنم.
«دخمه» رمان بسيارزيبايي است ولي متأسفانه به دليل ويراستاري بد، غلط املايي زيادي دارد. «دخمه» رمان تكان دهنده اي است، داستان زندگي مردي است كه مجبور مي شود به دستوردولت درجايي اسكان پيداكند.
* به اعتقادشما آثار ساراماگو در فرم قوي تر است يا در مضمون؟
\ آثار ساراماگودر هر دو وجه قوي است. اگر رمان «كوري»اش را خوانده باشيد، مي بينيد در فرم قوي تر است، البته اين نظر من است، درحالي كه اغلب رمان كوري را به خاطر مضمون قوي مي ستايند. ولي رمان «دخمه» هم در فرم و هم درمحتوا قوي است، اثري شگفت انگيز است. به همين خاطر رمان بعدي ساراماگو يعني «آناخوسيفا» را كه خواندم شروع به ترجمه اش كردم. اين رمان حدود پنج ماه قبل در پرتغال منتشرشد.
* رمان «آناخوسيفا» داراي چه مضموني است؟
\ اين رمان داستان پادشاهي است كه زني از اتريش مي گيرد و پيروان دين مسيح درخواست مي كنند كه صومعه اي براي او به پاكنند و در موازات اين موضوع كشيشي هست كه مي خواهد براي اولين بار با يك ماشين پرنده پرواز را تجربه كند.
* در ايران آثار نويسندگان آسيايي و عرب چندان با استقبال روبرو نمي شود، چه شد كه به سراغ كاواباتا نويسنده ژاپني رفته ايد؟
\ متأسفانه همين طور است كه مي گوييد. اما كاواباتا يك استثنا است. اين نويسنده ژاپني، برنده جايزه نوبل ادبيات هم شده بود. كتابي از اين نويسنده به دستم رسيد كه داراي سه داستان «خانه زيبارويان خفته» و «دست» و ديگري «پرندگان و ديگر حيوانات» بود.
* پيش از اين آيا كتاب ديگري از اين نويسنده به فارسي ترجمه شده بود؟
\ من فكرنمي كنم از كاواباتا اثري به فارسي ترجمه شده باشد. به نظرم «خانه زيبارويان خفته» تنها كتابي است كه از او در ايران منتشرشده است. داستان هاي اين مجموعه واقعاً تكان دهنده است.
نمايشهاي تعزيه كيارستمي در ايتاليا
116127.jpg
«عباس كيارستمي» كارگردان سينماي ايران، نمايشهاي تعزيه اي برگرفته از زندگي و شهادت مجاهدان صدر اسلام را در شهر رم پايتخت ايتاليا برگزار مي كند.
بنابه گزارش روز شنبه اداره تئاتر شهر رم، نمايشهاي تعزيه اي كيارستمي كه از ۱۵ خردادماه سال جاري آغاز مي شود به مدت ۲۵ روز ادامه خواهد يافت.
در اجراي اين نمايشها كه بر اساس توافق تئاتر رم و كيارستمي برگزار مي شود، ۱۵ هنرمند ايراني نقش آفريني مي كنند.
در اين گزارش آمده است: نمايشهاي تعزيه اي، داستانها و مفاهيمي است كه در طول قرنها زبان به زبان نقل شده و بيانگر زندگي و شهادت رهبران و شخصيتهاي مقدس دين اسلام است.
ويترين كتاب و نشريه
عريان مرطوب
 مجموعه شعر/ ليلا خادم زاده/ نشر ثالث/ ۱۳۸۱ ۳۳۰۰نسخه/ ۷۰۰تومان
116007.jpg
دومين شعر اين كتاب را مي خوانيد: «براي چه بمانم؟/ وقتي حضورم/ بي اينكه بتواند لحظه اي آرامشت دهد/ فردا را گنگ تر مي كند / براي چه بمانم؟/ بايد كسي باشد كه زندگي كند/ و دوست بدارد/ حتي اگر مجبور شود/ دلدادگي كند/ كسي كه زيبايي را براي زيبا بودن مي خواهد/ نه پرستش/ و عشق را براي بارور ساختن/ نه تقديم/ بايد براي زندگي همواره كسي باشد.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |