يكشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۲ - ۳ صفر ۱۴۲۴
Sun, Apr 6, 2003
بين الملل
شماره ۲۴۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به نبرد تبليغاتي آمريكاوعراق
تلاش پوتين
با نفوذ چند ساعته واحدهاي زرهي آمريكا به پايتخت عراق آغاز شد
• روزنامه «واشنگتن پست» خبر داد:
كمربند حفاظتي آمريكا به دور بغداد
سايت اينترنتي سوسياليسم بين المللي
نگاهي به نبرد تبليغاتي آمريكاوعراق
جنگ و دروغ
115956.jpg
چگونه مي توان جنگ به راه انداخت؟ جنگي كه جهان را درگير سازد و خوب و بد آن پشت صدها چيز ديگر مخفي بماند. در قديم، استراتژيست هاي جنگي به راحتي چنين كاري را مي كردند، بهانه چريدن گله اي از احشام مردم همسايه، كشته شدن مسافران قافله وصدها بهانه دم دستي ديگر براي راه اندازي جنگ كافي بود ولي امروزه براي جنگ به راه انداختن فقط كافي است دروغ گفت. اگرچه اين عنصر در زمان قديم نيز عامل مهم و استراتژيكي به شمار مي آمد ولي اكنون دروغ گفتن براي جنگيدن كافي است.
تجربه ۲جنگ اخير در منطقه نشان مي دهد چگونه مي توان با دروغ افكار عمومي را تهييج كرد وجنگ به راه انداخت. اين را آمريكايي ها خوب مي دانند. اما كاركرد دروغ ها دراين ۲ جنگ تفاوت هايي را داشته كه كسي آن را پيش بيني نمي كرد.
جنگ اول ، جنگ نجات:
پس از وقوع حوادث ۱۱ سپتامبر، آمريكا براي حمله به افغانستان و رژيم طالبان، نيازمند ايجاد يك فضاي مثبت ومحق بود. درآن شرايط با حمله انتحاري هواپيماها به برج هاي دوقلوي سازمان تجارت جهاني اين فرصت پيش آمد. اما تنها اين بهانه كافي نبود. از زمان وقوع حادثه ۱۱سپتامبر تا آغاز حمله آمريكا به افغانستان رسانه هاي خبري آمريكايي و اروپايي آنقدر در باره طالبان ، بن لادن ، ملاعمر وامكانات مخوف رژيم وقت حاكم برافغانستان دروغ گفتند كه ديگر كسي باور نمي كرد، افغاني هاي فقير و رنج كشيده لياقت زندگي نيز دارند. بازشكافي برخي از ادعاهاي رسانه هاي غربي براي درك اين فضا شايد كارساز باشد.
در تمام مدتي كه آمريكاييان با انتشار اخبار متفاوتي بمباران تبليغاتي وآتش تداركاتي جنگ را برسر جهان مي ريختند، اخباري پخش شد كه بعدها بسياري از آنها به فراموشي سپرده شدند.
115953.jpg
از آن جمله مي توان به ادعاي وجود لابراتوارهاي پيچيده وبزرگ توليد موادمخدر، راهروها و غارهايي كه غريبه اي تاكنون پا به آن نگذاشته است، خريد و دراختيارداشتن بمب هاي هسته اي چمداني ، انبارهاي بزرگ گازهاي سمي و نظاير آن توسط طالبان اشاره كرد.
ترسيم چنين هيبت وحشتناكي از طالبان باعث شد كه جهان به راحتي حمله به آن كشور را بپذيرد. از آن طرف نيز طالبان كه رسانه اي براي دفاع از خود باقي نگذاشته بود دست وپا بسته تسليم اين نبرد تبليغاتي بود . طالبان پيش از آن تلويزيون را تعطيل و روزنامه هاي خود را در حدمرگ ضعيف كرده بودند واستفاده از تلويزيون براي مردم ممنوع بود.
اگرچه پس از پايان جنگ هيچگاه كسي پيگير صحت وسقم اخباري ازاين دست نشد وآمريكايي ها نيز طبق يك قانون جنگي كه باوردارد « از برنده كسي بازخواست نمي كند » فارغ از همه آنچه گفته بودند به ادامه راه خود رفتند.
ويژگي ديگر جنگ افغانستان سپر دفاعي آمريكاييان در تبليغات خود با عنوان «ارتش آزاديبخش » بود. ضمن آن كه مخالفان رژيم طالبان نيز پس از به دست گيري حكومت هرگز در پي بازخواست دروغ هاي گفته شده نبودند. پيش از اين نيز در جنگ اول خليج فارس آمريكايي ها توانسته بودند از چنين ويژگي بهره گيرند وبا آسودگي به راه خود بروند. اما تجربه جنگ دوم به گونه اي ديگر رقم خورد.
دروغ و ضد دروغ:
آمريكاييان و متحدانشان درجنگ دوم با وجود آن كه همان شيوه قبلي تبليغاتي را به كار گرفتند و تقريباً تمام توان تبليغاتي خود را هزينه اين جنگ كردند ولي نتايج به دست آمده رامعكوس يافتند.
نوك حمله تبليغات آمريكاييان در برابرعراق چندويژگي و برجستگي داشت: داشتن سلاح هاي كشتار جمعي، روحيه جنگ طلبي رهبران عراق، نبود آزاديهاي مدني و سياسي در كشور عراق، خودكامگي وعدم پذيرش مردمي شخص صدام.
115947.jpg
اما مهمترين و استراتژيك ترين بحث، مربوط به سلاح هاي كشتار جمعي بود كه ماهها به مناقشه اي جهاني تبديل شد، گرچه در ابتدا جهان آنچه تبليغات آمريكايي ها مي گفت را پذيرفته بود ولي پس ازمدتي ورق برگشت. دليل تغيير موازنه تبليغاتي عليه آمريكا را مي توان در چندمحور بررسي كرد. مهمترين دليل را بايد در عدم ايجاد وفاق جهاني براي جنگ عليه عراق دانست. زماني كه بازرسان سازمان ملل متحد نتوانستند ردپايي از سلاح هاي كشتار جمعي در عراق بيابند جنگ ضددروغ آغاز شد. پس از آن ديپلماسي انعطاف پذير عراق دومين ضربه را واردكرد. عراقي ها كه گويا از جنگ ۱۰سال قبل خود تجربه فراوان كسب كرده بودند در برابر هر موج تبليغاتي آمريكا به گونه اي موضع گيري كردند كه اندك اندك از نقش يك دشمن سرسخت تا دندان مسلح به يك مظلوم مورد حمله تغيير موقعيت دادند. به اين ترتيب اولين تهاجم را در هم شكستند. عدم همراهي رسانه هاي جهاني با موج تبليغات آمريكا و متحدانش نيز در اين امر مؤثر بود. مخالفت هاي جهاني با جنگ يك جانبه و به اصطلاح يكه تازي آمريكا عامل اصلي اين ماجرا بود واين پاشنه آشيل هرگز توسط جنگ تبليغاتي خنثي نشد.
تك خال هاي عراق:
امامهمترين بخش اين جنگ زماني آغاز شد كه رئيس جمهوري آمريكا فرمان حمله را صادر كرد. پيش از آن حجم تبليغات وخوراك اطلاعاتي ارائه شده از سوي رسانه هاي آمريكايي وانگليسي فضايي را به وجود آورده بود كه براساس آن پيش بيني مي شد توان دفاعي عراق در حداكثر يك هفته شكسته و مضمحل و نبرد آزاديبخش آمريكا به سرعت به پيروزي مي رسيد. در اينجا بود كه عراق تك خال هاي خود را در اين جنگ تبليغاتي وارد صحنه كرد. سعيدالصحاف، وزير اطلاع رساني عراق كه پيش از اين تجربه حضور در عرصه ديپلماسي بين الملل را نيز داشت باارزش ترين تك خال عراق است. او با برگزاري هرروزه كنفرانس هاي خبري موفق شد خلأ و ضعف رسانه هاي عراق در سطح بين الملل را با دادن اطلاعات موثق وغيرموثق، با تكذيب وتأييد اخبار و شايعات بپوشاند و به هر حال به عنوان مهمترين شخصيت عراقي در دسترس رسانه هاي بين الملل را به خدمت خود بگيرد و به عنوان فرمانده جنگ رواني وتبليغاتي عراق واردميدان شود.
آنچه وي و همكارانش در اين ۲۰روز گذشته انجام دادند نمايانگر جايگاه رفيعي همچون «گوبلز» براي صدام بود. او توانست بارها و بارها رسانه هاي معتبري چون سي.ان.ان و بي.بي.سي را به چالش بكشد واخبار آنان را با سند ومدرك تكذيب كند. بردن خبرنگاران به فرودگاه بغداد كه پيش از آن رسانه هاي آمريكايي و انگليسي خبر فتح آن به دست نيروهاي ائتلاف را داده بودند، يكي از شاهكارهاي وي بود.توزيع ۵هزار دستگاه راديويي كوچك در ميان مردم شهر محاصره شده بصره نيز تاكتيكي براي حفظ ارتباط با آنان بود كه بسيار مورد توجه قرار گرفته است. تأكيد وي بر تكذيب اخبار سقوط بصره، ام القصر و ناصريه نيز بار ديگر ثابت كرد چگونه مي توان در اين جنگ برنده بود. نمايش فيلم قدم زدن صدام حسين در ميان مردم بغداد و استقبال مردم از او نيز ضربه ديگري بودكه صحاف پيشتر از آن به عنوان هديه غافلگيرانه ياد كرده بود. گرچه رسانه هاي آمريكايي و انگليسي به نقل از كارشناسان مي گويند كه اين شخصيت يكي از بدل هاي صدام حسين است ولي به هر حال اين تاكتيك بسيار موفق جلوه گر شد. صحاف به حدي در اين جنگ مؤثر بوده كه تاكنون چندين بار خبر مرگ وي در بمباران ها توسط رسانه هاي آمريكايي و انگليسي منتشر شده است.
115950.jpg
اما صحاف تنها تك خال عراق نبود. راديو و تلويزيون عراق تك خال ديگر صدام حسين به شمار مي آيند. جايي كه آنها با نمايش فيلم هاي مختلف از كشته شدن غيرنظاميان، پخش سرودهاي حماسي و نمايش زنده بودن صدام حسين و غيره تلاش دارند نقش مظلوميت عراق و قهرمان بودن رهبر حاكم برآن را تثبيت كنند.
تلويزيون محلي و ماهواره اي عراق كه بارها هدف حملات هوايي قرار گرفته و هربار دوباره به كار خود ادامه داده است كاركرد مهم حفظ روحيه و تقويت فضاي بيگانه ستيزي را براي مردم عراق و ارتش آن برعهده دارد.
اما عراق تك خال ديگري نيز در اين جنگ بصورتي ناخواسته بدست آورده است. رقابت ديرينه شبكه هاي خبري الجزيره، سي ان ان و بي بي سي در اينجا به نفع عراق تمام شده است.
در جنگ اول گرچه شبكه الجزيره موضع ضد جنگ نداشت ولي توانايي برقراري ارتباط با رهبران طالبان و پخش پيام ها و تصاوير آنان بيشترين ضربه را به موقعيت برتر شبكه هاي رقيب وارد كرد. اما در اين جنگ الجزيره به عنوان يك رسانه ضد جنگ در بسياري از مواقع دست رسانه هاي آمريكايي و بريتانيايي را رو كرده است.
الجزيره با پخش تصاوير كشته شدگان و اسراي آمريكايي موجي را بوجود آورد كه هيمنه قدرت آمريكا در جنگ را شكست.
تصاويري كه اين شبكه خبري از مناطق بمباران شده عراق، كشته شدگان غيرنظامي و ديگر موارد پخش مي كند داراي يك ويژگي ديگر نيز هستند، اين اخبار، بي طرفانه و در جهت تقويت تفكر حاكم بر افكار عمومي يعني «دلسوزي و همراهي با مظلوم و خشم و غضب نسبت به متجاوز » عمل مي كنند و به اين ترتيب بصورتي ناخواسته به تك خال ديگر عراق در جنگ دروغ تبديل شده است.
تمايز ديگر تصاوير اين شبكه با ديگر شبكه هاي خبري آن است كه محدوديت جنگي رسانه هايي چون سي ان ان و بي بي سي در آن رعايت نمي شود.
در جنگ اول خليج فارس، الجزيره وجود نداشت تا بتواند سياست سانسور تصويري و خبري اعمال شده در جنگ را بشكند. در آن زمان آمريكا با ايجاد محدوديت در پخش تصاوير نظير نمايش اجساد نظاميان و غيرنظاميان، مخروبه هاي جنگ و نظاير آن تلاش كرد تا جلوي بوجود آمدن موج رواني ضد جنگ همچون جنگ ويتنام را بگيرد و در اين راه نيز موفق بود. اين تجربه در افغانستان نيز تقريباً تكرار شد. گرچه در آن جنگ ، الجزيره همانطور كه گفته شد، تغييراتي را در اين شيوه بوجود آورد.
اما آمريكايي ها و انگليسي ها هنوز باورداشتند كه مي توانند در جنگ دوم سلطه خبري خود را حفظ و اخبار را به سمت مورد علاقه خود هدايت كنند. اما مجموعه عملكردهاي عراق تاكنون باعث شده كه كفه ترازوي اين نبرد بيشتر به سود نيروهاي عراقي سنگيني كند.
برنده كيست؟
اگر در جنگ افغانستان كسي نپرسيد كه آن بمب هاي اتمي، آزمايشگاههاي توليد سلاح هاي كشتار جمعي و غيره كه بارها در تبليغات رسانه هاي بين الملل از آنها نام برده مي شد، چه شدند و مسؤوليت اين اخبار دروغ برعهده كيست، به نظر مي آيد در پايان اين جنگ حتي اگر در نبرد فيزيكي آمريكايي ها برنده نهايي باشند، رسانه ها و سخنگويان نيروهاي ائتلاف بايد پاسخگوي همه ادعاهاي خود باشند.
ادعاهايي نظير فروپاشي سريع ارتش عراق، انبارهاي مملو از سلاح هاي كشتار جمعي ، بدل هاي ۶ گانه صدام و صدها دروغ و راست ديگر كه با آن افكار عمومي را به بازي گرفته بودند. شايد به اين گونه ديگر نتوان تنها با دروغ گفتن جنگ براه انداخت. شايد.
پاسخ جلال طالباني به پيام صدام
جلال طالباني رهبر اتحاديه ميهني كردستان عراق از پيام صدام حسين رئيس جمهوري عراق به وي كه متضمن هشدار بود، انتقاد كرد و او را ديكتاتور خواند. صدام حسين چهارشنبه گذشته طي نامه اي كه از تلويزيون دولتي عراق خوانده شد، طالباني و ديگر رهبران كرد اين كشور را از همكاري با نيروهاي آمريكايي برحذر داشت.
به گزارش ايرنا، طالباني نيز پاسخ خود را در پيامي به صدام حسين كه در روزنامه «الشرق الاوسط» منتشر شد، اعلام و تأكيد كرد: انتظار داشتم پيام شما متضمن فراخواني براي ايجاد آشتي ملي به منظور پايان دادن به رژيم ديكتاتوري كنوني و ايجاد دموكراسي در عراق باشد، نه تهديد. وي افزود: تهديد شما بي مورد است، زيرا به خوبي مي دانيد كه فرماندهي مشترك كردستان اعلام كرده است كه هرگز به شهرهاي «موصل» و «كركوك» و حتي ارتش عراق حمله نخواهدكرد.
نيرو هاي ويژه آمريكا و چريكهاي كرد در ۵ كيلومتري كركوك
گروه بين الملل ـ نيروهاي ويژه آمريكا و چريك هاي كرد عراقي خروجي هاي مركز نفت خيز كركوك را مسدود كردند و در ۵ كيلومتري اين شهر استراتژيك مستقر شده اند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، مقامات اتحاديه ميهني كردستان عراق اعلام كردند: دو بزرگراه اصلي كه به جنوب كركوك مي رفت، اكنون قابل استفاده نيست و بسياري از نيروهاي ارتش عراق توسط نيروهاي كرد به عقب و درون شهررانده شده اند. يكي از فرماندهان ارشد اتحاديه ميهني كردستان عراق گفت: ما قادريم تعداد كمي از نيروهاي خود را به ۵ كيلومتري كركوك بفرستيم. بمباران هاي هوايي آمريكا بسياري از نيروهاي عراقي را نابود كرده است.
اتحاديه ميهني كردستان عراق اخيراً از ورود خبرنگاران به صف مقدم كركوك جلوگيري كرده است. با وجود اينكه حملات هوايي آمريكا به كركوك طي ۲۴ ساعت گذشته ادامه داشت، ولي اكثر حملات اصلي آمريكا به شهر شمالي موصل بود.
مقامات اتحاديه ميهني اعلام كردند كه منتظرند نيروهاي دولتي عراق كه در داخل كركوك مستقر هستند، تسليم شوند و شهر كركوك با حمله مستقيم تسخيرنشود.
تلاش پوتين
براي اصلاح روابط روسيه با آمريكا
گروه بين الملل ـ «ولاديمير پوتين» رئيس جمهوري روسيه در راستاي تلاش براي اصلاح روابط تيره كشورش با ايالات متحده، اعلام كرد از قانونگذاران روسيه مي خواهد معاهده خلع سلاح اتمي را كه سال قبل با ايالات متحده امضا كرده بود، تصويب كنند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، پوتين در يك سخنراني تلويزيوني گفت: مواضع ما و ايالات متحده درباره مسأله عراق همسونيست و اين امر باعث بروز اختلافاتي در آينده خواهد شد. اما روسيه مي خواهد اين روابط را بهبود ببخشد. من اميدوارم با كمك مجلس روسيه، معاهده خلع سلاح را كه سال گذشته با ايالات متحده امضا كرديم، به كار ببنديم.
از سوي ديگر، قانونگذاران مجلس دوما به دليل حاكم شدن احساسات ضد آمريكايي در روسيه، اعلام كردند تنها در صورتي معاهده خلع سلاح راتصويب مي كنند كه جنگ عليه عراق پايان يابد. اما پوتين براي آرام كردن اين جو گفت كه خواهان شكست آمريكا در عراق نيست و اختلاف و درگيري در عراق روي همكاري هاي روسيه و آمريكا تأثير نخواهد گذاشت.
وي گفت: روسيه در كنار ايالات متحده تلاش مي كند مشكلات جهاني را حل كند و همكاري دوجانبه براي خلع سلاح جهاني از سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي مؤثر تر خواهد بود.
صدام درخيابانهاي بغداد گردش كرد
گروه بين الملل: تلويزيون عراق تصاويري را پخش كرد كه صدام حسين رئيس جمهوري عراق را در خيابانهاي بغداد و درحال گفت وگو با مردمي كه از او استقبال مي كنند، نشان داد.
به گزارش شبكه تلويزيوني «الجزيره» قطر، صدام حسين در خيابان هاي بغداد، مردم عراق را به پيروزي مژده داد و آنان را به نبرد با نيروهاي آمريكايي و انگليسي تشويق كرد. با اين حال، «آري فليشر» سخنگوي كاخ سفيد واقعي بودن گردش رئيس جمهوري عراق در بغداد را مورد ترديد قرارداد و چنين حضوري را براي صدام حسين كم اهميت دانست و گفت: روزهاي صدام به پايان خود رسيده است.
الجزيره در اين زمينه گفت: درحالي كه جنگ عليه عراق روز بيستم ماه گذشته آغازشد و طراحان نظامي در پنتاگون به يك ضربه غيرمنتظره و كوبنده مي انديشيدند، ناكامي اين طرحها كه با ظهور رسمي صدام در چندين اجلاس رسمي كاملاً به اثبات رسيد، آمريكاييها و انگليسيها را به سوي يك جنگ تبليغاتي سوق داد كه هدف از آن تضعيف روحيه ارتش عراق بود. در همين ارتباط، رسانه هاي اين دوكشور بارها اعلام كردند كه صدام يا مرده يا آنچنان مجروح شده است كه نمي تواند كمرراست كند و برخي شبكه هاي تلويزيوني غربي هم دوتصوير صدام را نشان مي دادند كه هدف از اين اقدام ايجاد شك و ترديد در عراقيها با تكيه برانديشه وجود بدل هاي متعدد صدام بود.
الجزيره در ادامه گزارش خود افزود: پس از چندروز غيبت هدفدار، صدام ازطريق پيام هايي كه «محمدسعيدالصحاف» وزيراطلاع رساني عراق، آنها را مي خواند، مردم را مخاطب قرارداد كه اين اقدام، ترديدهارا تا بالاترين سطح رساند، اما به يك باره، صدام حسين در خيابانهاي بغداد ظاهرشد كه اين كار با استفاده از شيوه جنگ رواني، تأثير بسيارقوي بر عراق داشت، زيرا واقعيتهاي جديدي را ايجاد و اصول مسلم شده گذشته را ازهم پاشيد.
تركيه ۳ ديپلمات عراقي را اخراج مي كند
خبرگزاري «اخلاص» ديروز به نقل از منابع وزارت امور خارجه تركيه گزارش داد، تركيه تصميم به اخراج سه ديپلمات عراقي از اين كشور گرفته است.
به گزارش ايرنا، «اخلاص» در خبر كوتاه خود در اين زمينه، به سمت و اسامي ديپلماتهاي عراقي كه قرار است از اين كشور اخراج شوند و نيز به دليل اخراج آنها اشاره اي نكرد.
«عبدالله گل» وزير امور خارجه تركيه قبلاً اعلام كرده بود: آمريكا خواهان اخراج ديپلماتهاي عراق از تركيه شده است. وي گفته بود كه كارشناسان حقوقي وزارت امور خارجه تركيه سرگرم بررسي اين امر هستند و تركيه طبق منافع ملي خود در اين زمينه حركت خواهد كرد.
انتقاد مبارك از اسرائيل
گروه بين الملل ـ «حسني مبارك» رئيس جمهوري مصر اعتقاد دارد كه اسرائيل از جنگ عراق براي سرپوش گذاشتن برافزايش حملات برفلسطينيان استفاده مي كند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، وي پس از گفت وگويي تلفني با «ياسرعرفات» اعلام كرد: اسرائيلي ها از توجه جهان به جنگ عراق براي انجام حمله در كرانه باختري و نوارغزه سوءاستفاده مي كنند. اين دو رهبر اعمال خشونت آميز و تجاوز نيروهاي رژيم صهيونيستي به فلسطينيان در اراضي اشغالي و بهره برداري از توجه افكار عمومي به جنگ عراق جهت سركوب فلسطينيان را محكوم كردند.آنها بر ضرورت اقدام فوري جهت حمايت از درخواستهاي فلسطينيان براي تسليم «نقشه راه» صلح پس از پايبندي آنها به اصلاحات تأكيد ورزيدند.
فرانسه: عراق، كيك نيست كه تقسيم شود
«دومينيك دوويلپن» وزيرامورخارجه فرانسه در ديدار با «فرانكوفراتيني» همتاي ايتاليايي خود، جنگ يك جانبه آمريكا و انگليس عليه عراق و پيامدهاي آن را غم انگيز خواند.
دومينيك دوويلپن سپس در يك مصاحبه مطبوعاتي در شهر «رم» اظهارداشت: اين جنگ غم انگيز است، ولي ما تمامي تلاش خود را براي ممانعت از حمله به عراق انجام داديم.
به گزارش ايرنا، وزيرخارجه فرانسه گفت: اكنون جنگ درحال جريان است، ولي كشورهاي جهان بايد به حركت در مسير اتحاد و همگرايي بيشتر ادامه دهند. وي همچنين درمورد وضعيت عراق بعد از جنگ اظهارداشت: اين كشور نبايد تجزيه شود و لازم است سازمان ملل اتحاد عراق را تضمين كند.
ويلپن گفت: عراق كيك نيست كه تقسيم شود. وي همچنين از احتمال ايجاد شكاف در روابط جهان عرب و غرب به علت تهاجم يك جانبه آمريكا و انگليس به عراق، به شدت ابرازنگراني كرد.
وزيرامورخارجه ايتاليا نيز در اين مصاحبه، خواستار برعهده گرفتن مسؤوليت ارائه كمك هاي انساندوستانه به مردم عراق و بازسازي اين كشور ازسوي سازمان ملل متحدشد. وي همچنين برلزوم مشاركت اتحاديه اروپا در بازسازي عراق بعد از جنگ تأكيدكرد. همچنين در ديدار وزيرامورخارجه فرانسه با پاپ «ژان پل دوم» رهبر مذهبي كاتوليك ها در واتيكان، روند جنگ يكجانبه آمريكا و انگليس عليه عراق و همچنين وضعيت مردم اين كشور موردبررسي قرارگرفت.
«ناورا و والس» سخنگوي واتيكان جمعه شب پس از پايان اين ملاقات به خبرنگاران گفت: پاپ خواستار پايان فوري رنج مردم عراق از اين جنگ شد.
با نفوذ چند ساعته واحدهاي زرهي آمريكا به پايتخت عراق آغاز شد
جنگ وگريزدرخيابانهاي بغداد
• روزنامه «واشنگتن پست» خبر داد:
كمربند حفاظتي آمريكا به دور بغداد
116148.jpg
گروه بين الملل: جنگ در بغداد ديروز وارد مرحله جديدي شد؛ نخست آنكه، مقامهاي عراقي اعلام كردند فرودگاه بين المللي بغداد (صدام) را با بهره گيري از دو عمليات نظامي و نيز انتحاري بازپس گرفته و نظاميان آمريكايي را محاصره كرده اند و دوم آنكه، خبرگزاري ها از نفوذ كوتاه مدت نيروهاي آمريكايي به داخل بغداد و نابودي دهها وسيله نقليه ارتش عراق خبر دادند؛ نفوذي كه با عقب نشيني آمريكايي ها در مدت چند ساعت به پايان رسيد. در همين ارتباط، به نظر مي رسد كه تاكتيك ارتش آمريكا در مورد بغداد شامل عمليات نفوذي و ضربات كوتاه مدت به لشگرهاي گارد رياست جمهوري باشد. به عبارت ديگر، آمريكايي ها تاكتيك جنگ و گريز را برگزيده اند تا در «دام استالينگراد» كه عراقي ها برايشان تدارك ديده اند، گرفتار نيايند. در اين خصوص، فرماندهي ستاد مركزي نيروهاي آمريكا مستقر در قطر ديروز عنوان كرد كه چنين عملياتي بازهم انجام خواهدشد و به اين ترتيب، نيروهاي آمريكايي نشان دادند كه قادرند آزادانه در بغداد تحرك داشته باشند. اما از سوي ديگر، صدام حسين ديروز در پيامي كه توسط خود او قرائت نشد، از مردم عراق خواست كه به مقاومت خود ادامه دهند.
وزارت اطلاع رساني عراق اعلام كرد كه نيروهاي اين كشور، سربازان آمريكايي را از فرودگاه بين المللي بغداد بيرون رانده اند.
به گزارش خبرگزاري رويتر، يك مقام اين وزارتخانه گفت: مردم غيور ما توانستند متجاوزان را از فرودگاه بين المللي صدام بيرون بيندازند و آنها اكنون در مكان كوچكي در «ابوغريب» به محاصره نيروهاي ما درآمده اند. موشكهاي زمين به زمين و توپخانه محل تجمع نيروهاي دشمن را هدف قرار دادند و دشمن چندين كشته و مجروح برجا گذاشت. خبرنگار رويتر به نقل از نيروهاي آمريكايي اعلام كرد كه اين فرودگاه هنوز تحت كنترل آنها است، ولي آنها زير آتش سنگين توپخانه از شمال فرودگاه قرار گرفته اند. ولي «محمد سعيد الصحاف» وزير اطلاع رساني عراق اعلام كرد: گارد رياست جمهوري، كنترل كامل فرودگاه بين المللي صدام را در دست دارد. ما آنها را شكست داده ايم و در واقع، خرد كرده ايم. ما آنها را از سراسر منطقه فرودگاه بيرون انداخته ايم. وي گفت كه حملات انتحاري در بازپس گيري اين فرودگاه مؤثر بودند و اين، بخشي از تاكتيك «غير متعارفي» است كه روز جمعه وعده اش را داده بوديم. الصحاف گفت: ما قول مي دهيم به حملات خود به آن مزدوران تا نابودي شان ادامه دهيم.
او پيش بيني كرد كه نيروهاي آمريكايي قادر نبوده اند با «ساير ستونهايشان» ارتباط برقر ار كنند و گهگاه با توپخانه سبك شليك مي كنند. الصحاف همچنين خبر داد: چهار دستگاه نفربر آمريكايي منهدم و يك فروند هواپيما و يك هلي كوپتر كبرا سرنگون شده است. از سويي، در پي مقاومت نيروهاي عراقي، نيروهاي آمريكايي درگير در بخش شمالي «فرودگاه بين المللي صدام» خواستار پشتيباني هوايي خود شدند.
خبرگزاري «رويتر» از نزديك بغداد به نقل از منابع نظامي كه نام آنها را اعلام نكرد، گزارش داد: نيروهاي آمريكايي كه اعلام كرده بودند اين فرودگاه را به كنترل خود درآورده اند، در بخش داخلي ديوار شمالي فرودگاه مورد تيراندازي نيروهاي عراقي قرار گرفته اند و خواستار پشتيباني هوايي شدند.
در اين حال، ديروز همزمان با ادعاي نفوذ اولين ستون تانكهاي آمريكايي به مركز بغداد، اين شهر به شدت بمباران شد. به گزارش خبرگزاري فرانسه، انفجارهاي مهيب ديروز بخش مركزي بغداد را به لرزه انداخت، ولي به رغم بمباران شديد و قطع آب و برق، مردم شهر بيرون از خانه بودند و وسايل نقليه در خيابانها رفت و آمد مي كردند. اولين موج بمباران در ساعت ۸‎/۳۰ به وقت محلي ساختمانهاي مرتفع بغداد را به لرزه انداخت و در ساعت ۱۳‎/۳۰ منطقه «اندلس» بمباران شد. همزمان، حومه هاي جنوب شرقي بغداد زير حملات شديد بمب افكنهاي آمريكايي و انگليسي قرار گرفت.
كاروانهاي وسايل نقليه شامل خودروهاي پليس در خيابانهاي شهر آژيركشان و بوق زنان به حركت درآمدند و رانندگان عراقي پرچمهاي كشورشان و عكسهاي صدام را تكان دادند. مردم درحالي كه اسلحه در دست داشتند، علامت پيروزي را نشان مي دادند. در ايستگاه اتوبوس «العلوي» يك خبرنگار خبرگزاري فرانسه، چندين مجروح بمبارانها را ديد كه به بيمارستانها انتقال يافتند. شاهدان نيز گفتند كه نيروهاي آمريكايي و عراقي در منطقه اي از بغداد در ۱۰ كيلومتري مركز شهر به تبادل شديد آتش پرداختند. يكي از ساكنان گفت: اين درگيري از ساعت ۵ تا ۸ صبح ادامه يافت، جهنم بود. ما در ميدان نبرد بوديم. حجم آتش باورنكردني بود.
115980.jpg
پيشتر، يك فرمانده آمريكايي اعلام كرده بود واحدي از سربازان مهاجم تحت حمايت ستوني از تانكها از منطقه فرودگاه وارد شهر بغداد شده، ولي زير آتش قرار گرفته است. وي گفت كه عناصري از تيپ دوم لشگر سوم پياده نظام هدف آتش اسلحه و آرپي جي قرار گرفته اند. او از ميزان نيروهاي آمريكايي اطلاعاتي ارائه نكرد.
«سي ان ان» گزارش داده بود كه واحدهاي زرهي آمريكا به «قلب بغداد» نفوذ كرده اند.
خبرگزاري فرانسه نيز گزارش داد دهها وسيله نقليه نظامي عراقي پس از درگيري با نيروهاي آمريكايي در خيابانهاي محله اي از بغداد در ۱۰ كيلومتري مركز شهر منهدم شدند. اما ساعاتي پس از اين زد و خورد در منطقه «دوره» و «يرموك» در جنوب غربي بغداد، نشانه اي از تانكهاي مهاجمان ديده نمي شد.
همچنين يك افسر عاليرتبه آمريكايي خبر داد كه يك فرمانده تانك مهاجمان در اين درگيري كشته و ۲ سرباز ديگر مجروح شدند. سرهنگ «ديويد پركينز» گفت كه فرمانده مذكور بر اثر اصابت تير به سرش كشته شد.
در عين حال، سي ان ان به نقل از مقامات نظامي آمريكا گفت: نيروهاي لشگر ۳ پياده نظام آمريكا موفق شدند مقر و مراكز فرماندهي لشگر «مدينه» گارد رياست جمهوري عراق واقع در جنوب بغداد را تحت كنترل خود درآورند. اين شبكه خبري همچنين اعلام كرد كه نيروهاي آمريكايي ۴۰ دستگاه از تانكهاي لشگر مدينه را منهدم كرده اند. مقامات نظامي آمريكا ضمن اعلام اين خبر اظهار داشتند: نيروهاي اين كشور قصد دارند بغداد را منطقه به منطقه تحت كنترل خود درآورند. در اين حال، به نوشته روزنامه «واشنگتن پست»، نيروهاي آمريكا درحال برنامه ريزي براي ايجاد يك كمربند حفاظتي در بغداد هستند.
اين نيروها با پخش اعلاميه هايي در بين مردم بغداد، پيغامهاي راديويي و تلويزيوني با هدف اطمينان دادن به مردم عراق در مورد سرنگوني قريب الوقوع صدام حسين مي دهند.
مقامات و فرماندهان نظامي آمريكا اميدوارند از موقعيتهاي جغرافيايي نظير رود دجله در فرآيند ايجاد كمربند حفاظتي بغداد به خوبي بهره گيرند.
به گفته مقامات نظامي، اين كمربند حفاظتي با محاصره تفاوت دارد، به طوري كه در كمربند حفاظتي افرادي كه مايل باشند، مي توانند شهر را ترك كنند و افراد غير نظامي مي توانند در امان باشند.
اين روزنامه نوشت: اما هيچ تلاشي براي تخليه غير نظاميان از بغداد از سوي نيروهاي آمريكايي صورت نخواهد گرفت، زيرا شمار زياد آوارگان در اردوگاههاي بيرون شهر بغداد مي تواند باعث بروز نگرانيها شود. اين برنامه براي جلوگيري از تكرار حوادث جنگي در شهر «استالينگراد» در جنگ جهاني دوم طراحي شده و هدف از آن تشويق و ترغيب مردم عراق براي همكاري با نيروهاي آمريكايي و يا حداقل آمادگي و عدم ترس آنها در زمان ورود نيروهاي آمريكايي به بغداد است. نيروهاي آمريكايي، عمليات ويژه زميني و بمباران دقيق اهداف مهم شهر بغداد را در برنامه حمله خود به اين شهر پيش بيني كرده اند. به گزارش اين روزنامه، عمليات و جنگ رواني مشابه جنوب عراق نيز در بغداد به كار گرفته خواهد شد.
در جنگ رواني آمريكا در جنوب عراق ۲۵ ميليون اعلاميه در شهرهاي جنوبي عراق پخش شد. در اين اعلاميه ها از مردم عراق خواسته شده بود تا با نيروهاي آمريكايي همكاري و آنها را پيام آوران دموكراسي و آزادي به كشور عراق تلقي كنند.
از سوي ديگر، ديروزلشگر ۱۰۱ هوابرد آمريكا براي تصرف شهر مقدس كربلا دست به عمليات هوايي زد. سروان «مايك اسلوكام» افسر ديده بان اين لشگر گفت كه يك ناوگان از هلي كوپترهاي «بلك هاوك»، «شينوك» و «آپاچي» در عمليات انتقال نيروها به حومه كربلا شركت داشت.
نيروهاي انگليسي از جبهه غربي وارد بصره شدند
115977.jpg
جنگ در بصره دومين شهر بزرگ عراق، با نفوذ نيروهاي انگليسي به اين شهر، شدت گرفته است. خبرنگاران ايرنا از نقطه صفر مرزي «شلمچه» و درمقابل بصره در ساعت ۱۴‎/۰۷دقيقه ديروز گزارش دادند شهر درحالي كه سربازان انگليسي ازسوي غرب آن درحال نفوذ بودند، زيرباران بمب و موشك قرارداشت و صداي انفجار در منطقه به گوش مي رسيد.
گزارشهاي دريافتي از منابع موثق از داخل بصره حاكي از آن بود كه بخشهاي غربي شهر عملاً به دست نيروهاي انگليسي افتاده است.
دود و آتش آسمان شهر بصره را دربرگرفته و بعيد به نظرمي رسد كه اين شهر با حجم آتشي كه روي آن ريخته مي شد، بتواند مقاومت زيادي كند. سربازان انگليسي از دوسوي شمال و غرب، صبح ديروز بصره را مورد هجوم خود قراردادند. نيروهاي انگليسي براي شكستن خط دفاعي بصره ابتدا در يك اقدام تاكتيكي حملات خود را متوجه شمال اين شهر كردند و درحالي كه مدافعان تمام قواي خود را در اين منطقه مستقركرده بودند، توانستند خط دفاع غربي را بشكنند.
درجبهه بصره، سربازان انگيسي با آن گروه از مدافعان شهر مي جنگند كه با اعزام نيرو از ناحيه ناصريه و سماوه تقويت شده اند. ناصريه و سماوه را نيروهاي آمريكايي و انگليسي روزجمعه اشغال كردند. بصره دوهفته درمحاصره نيروهاي انگليسي قرارداشت و چند تهاجم آنها را براي اشغال اين شهر، مدافعان دفع كردند.
يك همه پرسي در يك جمهوري كوچك خودمختار
116070.jpg
گروه بين الملل: با نزديك شدن موعد همه پرسي قانون اساسي جديد در جمهوري چچن، خبرگزاري «ريانووستي» اقدام به انتشار مطلبي درخصوص تحولات آن سرزمين و همه پرسي مذكور كرده است. اين مطلب را، هر چند كه مي توان جزوه اي تبليغاتي دانست اما در هر حال تا اندازه اي خواننده را با فضاي موجود درچچن آشنا مي كند.
| لزوم برگزاري همه پرسي در چچن چيست؟ از تصويب قانون اساسي چه چيز عايد شهروندان عادي چچن مي شود؟
* چچن، بخشي از فدراسيون روسيه و تنها عضو آن است كه در حال حاضر از خود ارگانهاي قانوني حكومت و قانون اساسي ندارد. در عين حال، طبق بند يك ماده ۶۶ قانون اساسي فدراسيون روسيه، وضع يك جمهوري به موجب قانون اساسي فدراسيون روسيه و قانون اساسي آن جمهوري تعيين مي شود. تصويب قانون اساسي و به دنبال آن، پيدايش ارگانهاي انتخابي حكومتي، پيش شرط اصلي براي بازگشت قطعي چچن به عرصه قانونگذاري و حقوقي كلي فدراسيون روسيه عادي سازي اوضاع و تشكيل و تحكيم همه شاخه هاي حكومت و نهادهاي مدني در اين جمهوري است.
تعلل بيشتر در برگزاري همه پرسي روند بازگرداندن مردم چچن به زندگي شايسته و آرام را متوقف مي كند.
تصويب قانون اساسي چچن و فدراسيون روسيه از طريق همه پرسي تضمين هاي بيشتري را براي حقوق و آزاديهاي شهروندان به وجود مي آورد.
همه پرسي، در واقع، اولين گام براي آغاز روند وسيع سياسي است كه هدف آن، تشكيل نهادهاي قانوني حكومتي (شامل رئيس جمهور، مجلس نمايندگان و مجلس اعلا، ارگانهاي محلي حكومت) و پايان رويارويي در اين جمهوري است.
اين موضوع اهميت دارد كه ظهور يك حكومت منتخب همه مردم در اين جمهوري ضربه اي جدي به مواضع ظاهراً قانوني «اصلان ماسخادف» وارد مي آورد.
مابه اتفاق هرچه بيشتر آرا در مورد قانون اساسي از جمله در ميان گروهها و نيروهاي مخالف حكومت فعلي جمهوري چچن علاقه منديم.
| پايه و اساس حقوقي برگزاري همه پرسي چيست؟
* از لحاظ حقوقي، حق حاكميت روسيه محفوظ و همه خاك آن را از جمله جمهوري چچن كه عضو مستقل بين المللي نيست، شامل مي شود. طبق بند ۳ ماده ۳ قانون اساسي فدراسيون روسيه، همه پرسي و انتخابات آزاد به منزله اعلام اراده و ميل مستقيم مردم است. لذا براي تصويب قانون اصلي اين جمهوري، يعني قانون اساسي آن بايد براي همه شهروندان فدراسيون روسيه كه در داخل اين جمهوري ساكن هستند، همه پرسي برگزار شود.
از آنجا كه در چچن، قانوني در مورد مقررات برگزاري همه پرسي وجود ندارد لذا در مورخه ۱۲ دسامبر سال ۲۰۰۲ فرماني از سوي رئيس جمهوري فدراسيون روسيه صادر شد كه در آن، مقررات برگزاري همه پرسي جمهوري چچن در مورد طرح قانون اساسي جمهوري چچن، لوايح قانوني جمهوري چچن «درمورد انتخاب رئيس جمهوري چچن» و «در مورد انتخابات پارلمان جمهوري چچن» تعيين و تصويب شده است. اقدامات بعدي در مورد همه پرسي كاملاً طبق مقررات و تحت نظر كميته مركزي انتخابات فدراسيون روسيه انجام مي گيرد.
| منظور از گروه ابتكاري چيست و اعضاي آن كدام هستند؟
* طبق قانون فدرال شماره .۳اف ـ ۶۷ مورخ ۱۲ ژوئن ۲۰۰۲» «در مورد تضمين هاي اصلي حقوق انتخابات و حق شهروندان فدراسيون روسيه براي شركت در همه پرسي.» شهروند و يا گروهي از شهروندان فدراسيون روسيه كه حق شركت در همه پرسي را دارند، مجاز به ايجاد يك گروه ابتكاري جهت برگزاري همه پرسي هستند. در اين صورت، گروه ابتكاري از بين شهروندان فدراسيون روسيه كه در جمهوري چچن ساكن هستند تشكيل مي شود. رياست گروه ابتكاري برعهده «لچي ماگومادوف» سياستمدار معتبر دراين جمهوري و معاون شوراي سياسي اداره منطقه اي «روسيه متحد» بود.
|آيا درست است كه طرح قانون اساسي جديد «طرح پيشنهادي «احمد قادراف» است؟ آيا گزينه هاي ديگري وجود داشت؟ آيا گزينه هاي ديگر لحاظ شده است؟
* در جريان آمادگي براي همه پرسي، چند گزينه براي متن قانون اساسي وجود داشت. گزينه اي كه اكنون در جامعه چچن مورد بحث است، از كارشناسي هاي حقوقي همه جانبه ( از جمله طبق استانداردهاي بين المللي) و تكميلات لازم درارگانهاي فدرال دادگستري گذشته است. درمرحله تهيه و تدوين متن قانون اساسي توسط گروه ابتكاري، نه فقط نظرات رئيس دولت كنوني جمهوري، بلكه عقايد و نظرات معتبرترين رهبران اجتماعي چچن لحاظ شده است.
| آيا در مورد اين اسناد تحقيقات حقوقي بين المللي صورت گرفته است؟ آيا از نمايندگان سازمانهاي بين المللي به عنوان ناظر در اين همه پرسي دعوت به عمل آمده است؟
* اطلاعات مربوط به تدارك همه پرسي و اسناد مورد طرح در اين همه پرسي از سوي كميته مركزي انتخابات روسيه به «پيتر شيدر» رئيس مجمع عمومي شوراي اروپا، «استيون وايگنسيل» قائم مقام دفتر نهادهاي دموكراتيك و حقوق بشر سازمان امنيت و همكاري اروپا و همچنين «يوري ياروف» دبير اجرايي كشورهاي مشترك المنافع ارسال شد. هدف از اين كار، سنجش متن اسناد پيشنهادي از نقطه نظر معيارهاي مورد قبول اتحاديه اروپا در مورد دموكراتيك بودن آيين انتخاباتي (سند اجلاس كپنهاگ در مورد سنجش بشري در سال ۱۹۹۰) . همچنين از سوي كميسيون انتخابات جمهوري چچن دعوت نامه هايي به اين سازمانهاي بين المللي براي شركت در همه پرسي به عنوان ناظر ارسال شد. اكنون ديگر معلوم است كه گروه فني سازمان امنيت و همكاري اروپا به چچن اعزام خواهد شد. طبق مقررات موجود در سازمان امنيت و همكاري اروپا، طرف ميزبان حق ندارد اعضاي هيأت نظارت را انتخاب كند تا ارزيابي هاي ناظران بين المللي بيطرفانه باشد. اين قاعده در هنگام برگزاري همه پرسي در جمهوري چچن نيز به طور كامل رعايت خواهد شد.
| نظاميان مستقر در داخل چچن چگونه د رهمه پرسي شركت خواهند كرد؟
* طبق قوانين موجود، نظاميان فدراسيون روسيه كه به طور دائمي در اردوگاه هاي داخل جمهوري چچن مستقر باشند، حق شركت در همه پرسي را دارند. طبق ارزيابيهاي ابتدايي، تعداد آنها از هفت درصد كل واجدين شرايط شركت در همه پرسي (۳۷هزار نفر) فراتر نمي رود. بيش از ۵۳۷ هزار نفر واجد رأي دادن هستند.
| نحوه شركت نمايندگان اقليتهاي چچني مقيم خارج در همه پرسي چگونه است؟
* در حال حاضر، شمار آوارگان چچن كه در اينگوش سكونت دارند، حدود ۶۵‎/۵ هزار نفر است كه ۲۶هزار نفر در بخش خصوصي، ۲۳‎/۵ هزار نفر در محلهاي پرتراكم و ۱۶ هزار نفر در چادر زندگي مي كنند. اين گروه كه مايل به شركت در همه پرسي باشند، مي توانند به كميسيونهاي انتخاباتي حوزه خود مراجعه كنند تا نامشان در فهرست شركت كنندگان همه پرسي وارد شود. حداكثر ظرف يك هفته تا شروع همه پرسي، آنها اطلاعيه شخصي را دريافت مي كنند. در اين اطلاعيه ها، زمان و محل دقيق رأي گيري در حوزه هاي انتخابي مخصوصي كه در مناطق مرزي جمهوري چچن و در نزديكي محل اقامت موقت آنها ايجاد شده، ذكر شده است.
همچنين مسأله ايجاد پستهاي سيار رأي گيري مستقيماً در محلهاي اقامت افرادي كه به اجبار به اينگوش نقل مكان كرده اند، تحت مطالعه و بررسي قرار دارد.
| «اقدام حق حاكميت » كه با طرح قانون اساسي جديد به جمهوري چچن اعطا مي شود، چگونه است؟ آيا موارد مشابهي در ميان اعضاي فدراسيون روسيه وجود دارد؟ امكانات اصلاح بعدي قانون اساسي چيست؟
* در ماده يك قانون اساسي جمهوري چچن، به حق حاكميت جمهوري چچن اشاره شده است، ضمن اينكه منظور از حق حاكميت عبارت است از صلاحيت استثنايي اين جمهوري خارج از چارچوب اداره فدراسيون روسيه و همچنين اختيارات آن در موضوعاتي كه از سوي فدراسيون روسيه و جمهوري چچن به طور مشترك اداره مي شود. علاوه بر اين، اصطلاح منحصر به فردي براي قوانين روسيه تحت عبارت «شهروند جمهوري چچن» به كار برده شده است. همه اينها گوياي شناخت دولت مركزي فدرال از استثنايي اوضاع در چچن و آمادگي دولت مركزي براي جلب مشاركت اقشار هرچه بيشتر جامعه چچن در روند قانون اساسي با هدف جست وجوي راه حل هاي مخصوص و انعطاف پذير است.
علاوه بر اين، قانون اساسي تصويب شده را نبايد به عنوان حقيقت محض دانست. تصحيح آن و تدقيق برخي مفاد، در صورت لزوم، مي تواند به آينده موكول شود، يعني به زمان تشكيل ارگانهاي حكومتي اين جمهوري و علي الخصوص پارلمان جمهوري چچن كه تغييرات و اصلاحات قانون اساسي جزو اختيارات آن است.
| آزادي و اراده شهروندي و امنيت برگزاري همه پرسي چگونه تأمين مي شود؟
* تمامي امور مربوط به اين همه پرسي دقيقاً طبق برنامه زماني تدارك و برگزاري همه پرسي جمهوري چچن كه براساس مصوبه كميسيون انتخاباتي جمهوري چچن «در مورد تعيين همه پرسي جمهوري چچن»و طبق «مقررات برگزاري همه پرسي... » طرح ريزي شده است، زيرنظر كميته مركزي انتخابات روسيه انجام مي شود.
طبق اين برنامه ، تا ۵فوريه سال جاري، تعداد ۴۱۴ شعبه رأي گيري توسط رؤساي استانداريها و شهرداريهاي جمهوري چچن ضمن هماهنگي با كميسيون هاي انتخاباتي حوزه ها (كلاً بالغ بر ۲۰ كميسيون) ايجاد شده است. در برنامه مذكور همچنين كار با فهرستهاي شركت كنندگان همه پرسي، تأمين اطلاع رساني و فعاليتهاي تبليغاتي، مسائل مالي همه پرسي، رأي گيري و تعيين نتايج به طور روشن قيد شده است.
كميسيون انتخاباتي جمهوري در كار آماده سازي همه پرسي از تجربه بزرگ فعاليتهاي تبليغاتي قبلي در جمهوري چچن علي الخصوص انتخابات رياست جمهوري فدراسيون روسيه در مارس سال۲۰۰۰ و انتخابات تكميلي دوماي دولتي در آگوست ۲۰۰۰ استفاده مي كند. در آن هنگام، نفض حقوق انتخاب كنندگان و همچنين حوادث فوق العاده از سوي ناظران مشاهده نشد. گرچه در آستانه اين فعاليتهاي تبليغاتي، همين شك و ترديدها مثل حالا در مورد مصلحت، به هنگام بودن و تأمين امنيت لازم دقيقا ً اظهار مي شد.
در هنگام تدارك همه پرسي فعلي در جمهوري چچن همچنين تدابير امنيتي شديدي به موقع اجرا گذاشته شده است. طبق برنامه اقدامات انتظامي به منظور هماهنگي فعاليتهاي تشكيلاتي نظامي، كميسيون هاي محلي و مركزي انتخاباتي و ارگانهاي قوه مجريه، ستادهاي عملياتي ايجاد شده است.
مجموعه اقدامات تحقيقاتي و كماندويي به منظور جلوگيري از اعمال تروريستي، كشتار و گروگان گيري در حال اجرا است. جهت تشديد حراست از ساختمانهاي راديو و تلويزيون، مساعدت به نمايندگان رسانه هاي گروهي در پوشش خبري همه پرسي، تأمين امنيت همه جانبه ناظران داخلي و خارجي كه براي نظارت بر همه پرسي وارد منطقه شمال قفقاز مي شوند، اقدامات بيشتري صورت مي گيرد.
به منظور كسب اطلاع از ساكنين محلي در مورد نقض مقررات و قوانين در هنگام آماده سازي و برگزاري همه پرسي، نقض حقوق و منافع قانوني آنان، دفاتر روابط عمومي ساكنين، تلفنهاي «هات لاين» در شعبات وزارت كشور جمهوري چچن و دژباني هاي نظامي ايجاد و مستقر شده است.
اقدامات صورت گرفته امكان مي دهد كه گفته شود تضمين هاي كافي براي تأمين آزادي اراده شهروندان و امنيت در برگزاري همه پرسي وجود دارد.
| چه تضمين هايي وجود دارد كه شهروندان شركت كننده در همه پرسي، امكان آشنايي با اسناد لازم را دارند؟
* اطلاع رساني به شهروندان چچن مورد توجه فراواني است. كميسيون انتخاباتي جمهوري چچن تضمين مي كند كه هر شهروند واجد شرايط شركت در همه پرسي از زمان و مكان رأي گيري اطلاع خواهد يافت و با طرحهاي لوايح اين جمهوري كه به صورت نشريه ويژه رفراندم ارائه مي شود، آشنايي پيدا خواهد كرد.
طرحهاي قانون اساسي جمهوري چچن، قوانين جمهوري چچن در مورد «انتخابات رئيس جمهوري چچن» و «انتخابات پارلمان جمهوري چچن» ۲۳دسامبر ۲۰۰۲ در روزنامه رايگان اين جمهوري به نام «اخبار جمهوري» براي اولين بار منتشر شد.
اين اسناد به سفارش گروه ابتكاري به صورت بروشور با تيراژ كلي ۵۰هزار نسخه چاپ و توزيع مي شوند. بروشور ديگري هم به تيراژ ۲۰۴ هزار نسخه كه ۱۵۰ هزار نسخه آن به زبان چچني است، چاپ و منتشر مي شود. بزودي ۱۰۰هزار نسخه از متن پيش نويس قانون اساسي به زبان چچني جهت توزيع در داخل چچن و همچنين در بين چچني هاي مقيم اينگوش به اين جمهوري ارسال خواهد شد.
علاوه بر اينها، پيش نويس هاي اسناد مطروحه در همه پرسي، در روزنامه هاي محلي به تيراژ كلي ۱۵۵هزار نسخه (كه ۴۰هزار نسخه آن به زبان چچني است)، از جمله در ۱۰روزنامه منطقه اي و در روزنامه «مارشو » (۲۵هزار نسخه) و همچنين در روزنامه چاپ اداره مهاجرت جمهوري اينگوش مخصوص افراد به اجبار نقل مكان يافته منتشر شده اند.
طبق سفارش كميته انتخاباتي اين جمهوري، اطلاعيه هايي چاپ شده است كه در آن، مقررات اصلي مسائل مطروحه در همه پرسي يعني طرحهاي قانون اساسي و همچنين قوانين انتخابات رئيس جمهور و پارلمان جمهوري چچن تشريح شده است.
كار چاپ اطلاعيه هاي شخصي با اطلاعات مشابه همراه با ذكر محل و زمان رأي گيري در حال اتمام است و بزودي در اختيار شركت كنندگان همه پرسي قرار داده خواهد شد.
در حال حاضر، امكان استفاده از برنامه راديويي «چچن آزاد » كه بخش قابل ملاحظه اين بر نامه اختصاص به اطلاع رساني به اهالي در مورد همه پرسي دارد، براي شهروندان چچن فراهم است. اين مسائل در برنامه هاي راديو و تلويزيوني چچن همچنين در صفحات روزنامه ها ومجلات مذكور چچني زبان به طور جدي تشريح و تفسير مي شود.
برزيل دريچه اي به سوي اميد
سايت اينترنتي سوسياليسم بين المللي
116073.jpg
در حالي كه برزيل يازدهمين قدرت اقتصادي بزرگ جهاني در فقر دست و پا مي زد، شخصي به نام «ايناسيو» ملقب به «لولا» روي كار آمد. لولا نامي است كه از هنگام مبارزات سنديكايي رئيس جمهوري كنوني برزيل بر وي باقي مانده است. البته نام واقعي او «لوئيس ايناسيوداسيلو» است. لولا رئيس جمهوري سوسياليست برزيل در سوگند خود اظهار داشت: تنها كسي كه فقر را با چشم خود ديده باشد، مي تواند سياستهاي اجتماعي صحيح و توأم با احساس مسؤوليتي را به اجرا بگذارد. او طي نخستين سخنراني خود پس از به دست گرفتن قدرت تأكيد كرد: اگر در پايان دوران رياست جمهوري من تمامي مردم برزيل بتوانند سه وعده در روز غذاي كاملي را صرف كنند، در آن صورت، من مأموريت خود را انجام داده ام. نكته جالب توجه در انتخابات لولا اينجاست كه وي در بين فقرا كمترين آرا را به دست آورده بود. لولا كه خود نيز در بين همين مردم زجر كشيده بزرگ شده بود، درد مردم را مي دانست، تا سن هفت سالگي در شهرك فقرنشين «كاتس» واقع در شمال شرقي برزيل زندگي كرد. لولا به دليل فقر و تنگدستي، درس و مدرسه را رها كرد و براي تأمين معاش اعضاي خانواده اش به واكس زدن كفشهاي مردم پرداخت.
از نظر تقسيم درآمد، مي توان برزيل را داراي يكي از ناعادلانه ترين سيستمهاي اقتصادي كشورهاي جهان دانست. در حالي كه تقريباً يك سوم جمعيت ۱۷۵ميليون نفري برزيل با كمتر از ۳۰يورو در ماه زندگي مي كنند، بهاي خواربار تا آن حد بالاست كه مي توان آن را با كشور آلمان مقايسه كرد. لولا رئيس جمهوري جديد برزيل با توجه به آشنا بودن با درد و رنج مردم مناطق مختلف كشورش به وعده هاي انتخاباتي خود عمل كرد و در سفري دو روزه به همراه ۲۹وزير مشاور به مناطق شمال شرقي كشورش به مردم گفت: كه او از خود آنهاست ودرد آنها را حس مي كند و سعي در برطرف كردن مشكل آنها دارد. يكي از ساكنان اين منطقه در حالي كه گريه مي كرد، گفت: گرسنگي بدترين وضعي است كه در دنيا وجود دارد. كسي كه تاكنون گرسنه نمانده باشد، نمي داند كه اين وضع چه معنايي دارد.
از اين رو، لولا ترتيبي داد تا با اجراي برنامه اي تحت عنوان «گرسنگي صفر » به افراد جامعه خود كمك كند تا حداقل مايحتاج زندگي خود راتأمين كنند. براي اين كار، «خوزه گرايزانو »وزير جديد امنيت غذايي و مبارزه با گرسنگي كارتهايي را بين خانواده هايي كه از فقر شديد رنج مي بردند، تقسيم كرد تا با استفاده از اين كارتها، بتوانند با ۱۵يورو در ماه، موادغذايي مورد نياز خود را خريداري كنند. همزمان، با اجراي اين طرح، طرح ديگري نيز در سطح گسترده تر براي مقابله با بي سوادي به اجرا درآمد. لولا براي ريشه كني گرسنگي در برزيل، تمامي وزارتخانه ها را موظف كرده است هزينه هاي خود را ۱۰درصد كاهش دهند و از مخارج اضافي دولت جلوگيري كنند. وي با به تعويق انداختن خريد چندين فروند هواپيماي جنگنده به ارزش ۶۷۰ميليون يورو، سعي بر آن دارد تا امكانات بيشتري رابراي تأمين هزينه هاي مالي طر ح مبارزه با فقر كسب كند.
رئيس جمهوري برزيل چندي پيش طي سفري به اروپا با مقامات كشورهايي نظير آلمان به گفت وگو نشست. اولين توقفگاه وي در اروپا، برلين بود، زيرا او علاقه خاصي به روابط كشورش با آلمان دارد. از سوي ديگر كشور آلمان مهمترين شريك تجاري برزيل در اتحاديه اروپا محسوب مي شود. ضمن آنكه حزب كارگران برزيل كه در سال۱۹۸۰ تأسيس شد و لولا نيز يكي از اعضاي رهبري آن است، همواره مورد حمايت چپ گرايان آلماني قرار داشته است. حزب كارگران لولا يكي از محصولات جانبي ديكتاتوري راست گرايان است. اين حزب يك حزب چپ گراي سنتي آمريكاي لاتين كه از مسكو الهام گرفته باشد نبود. اين حزب متشكل از فعالان اتحاديه هاي كارگري ، فعالان اجتماعي با عقايد آزاديخواهانه كاتوليكي و دانشگاهيان چپ گرا و به جاي طرفداري از تئوري ماركسيسم، از دموكراسي راديكال و عدالت اجتماعي در جامعه اي دفاع مي كند كه نابرابري در آن بيداد مي كند. لولا با پيروزي خودنشان داد كه دموكراسي در آمريكاي لاتين تنها يك بازي نيست كه ثروتمندان از آن بهره مند مي شوند. به طور كلي، تغييرات اقتصادي كشور در دوره لولا به نفع فقرا خواهد بود، زيرا سياستهاي مالي دولت تحت نظر «آنتونيو پالوچي » وزير جديد دارايي برزيل كه طرفدار اجراي سياستهاي مالي سخت گيرانه است، اداره مي شود. از سوي ديگر، صندوق بين المللي پول در سپتامبر گذشته پيش شرطهايي را براي كمك به برزيل مطرح كرد. «هورست كوهلر» رئيس صندوق بين المللي پول پيروزي لولا را در انتخابات رياست جمهوري برزيل يك شانس تاريخي دانست و يادآور شد كه اين پيروزي، پاسخي به اميدواريهاي اجتماعي در اين كشور به حساب مي آيد. چندي پيش، لولا در اقدامي زيركانه كه باعث حسادت برخي از سياستمداران شد، در سومين همايش اجتماعي جهان واقع در «پورتوآلگره» جنوب برزيل شركت كرد و سپس راهي «داووس » شد تا در اجلاس اقتصادي جهاني شركت كند. پيام وي در اين اجلاس براي طرفداران جهاني سازي چنين بود كه: ايجاد نظام عادلانه اقتصادي جهان را به رسميت بشناسيد.
يك تهديد
بسياري از مردم برزيل معتقدند كه دولت جورج بوش تهديدي براي منافع كشورشان است. بخشي از اين نگرش، دلايل اقتصادي دارد. برزيل بعد از هشت سال ركود اقتصادي، اكنون در حال تبديل شدن به مهره اي در صحنه اقتصاد جهاني است و در بازارهايي چون كشاورزي، هواپيماسازي و فولاد با غول صنعتي چون آمريكا رقابت نزديكي دارد.
برخلاف پيش بيني گروهي از منتقدان كه تصور مي كردند لولا در كارهايش شكست خواهد خورد، اما اشتباهات وي تاكنون كم بوده است.
رئيس صندوق بين المللي پول در مورد لولا گفته است: وي تاكنون شروع خوبي داشته است.
با وجود اين طي ماههاي آينده مشخص خواهد شد كه آيا مي توان در درازمدت به سياستهاي اقتصادي لولا تكيه كرد ياخير. در حال حاضر، سرمايه گذاران آلماني ۱۶ميليارد دلار در برزيل سرمايه گذاري كرده اند.

ترجمه: معصومه محمدي
ديدگاه
برنده اصلي جنگ
به نظر مي رسد شرايط سختي كه دست سرنوشت براي ما رقم زده تا به حال سابقه نداشته است. سردرگمي، نا امني، بي اعتمادي و ضعف قوا سرتاسر ممالك جهان سوم را فراگرفته است. به مسخره گرفتن مفاهيم بنيادي فرهنگ و تمدن بشري همچون آزادي و دموكراسي، ناديده گرفتن صريح و ساده نقش ملل و سازوكار سازمان ملل متحد، در گل ولاي ناكارآمدي پيچيدن امت عربي و سازمان كنفرانس اسلامي، ناتواني غيرمتعهدها و آلمان و فرانسه و روسيه در ارائه راه چاره جديد، گوشه اي از عواقب و تبعات هجوم همه جانبه به قلب منطقه نفت خيز جهان است.
اينك آشكار است كه مؤلفه هاي جنگ و كشتار و هجوم ودربدر كردن يك ملت و توسل به هر شيوه اي براي استقرار نظم دلخواه مبني بر اهداف استراتژيك خود در نظام بين المللي با سازوكارهاي تسلط بر بازار و رگه هاي حياتي نفت هرچه بيشتر به هم گره خورده اند.
اما انگيزه ام از تحرير اين مقاله تنها يادآوري يك نكته است كه اينك در پس ابرهاي تيره و تار حملات جنون آميز و غبار تبليغات دروغين و هجوم ترس آور موشكها و تانكها فراموش گشته است و آن اينكه نسل ما در حافظه تاريخي خود سياست «از نيل تا فرات» اسرائيل را به ياد دارد.
اين استراتژي هيتلري «تمام جهان به كام من» تا به حال قدم به قدم به استواري و مرحله به مرحله به درستي و در كمال راستي و بي هيچ عيب و نقصي انجام شده است.
اسرائيل پشت صحنه را به خوبي به عهده گرفته و عقبه كار و سرگردنه ها را تمام و كمال و بي كم و كاست به كنترل خود درآورده است و يا پرداخت تمام هزينه هاي اين جنگ دهشتناك از جيب ديگران، خواب به واقعيت پيوستن رؤياهاي شيطاني اش را مي بيند.
با به خون كشيدن قيام يك ملت و خسته و مأيوس نمودن و نهايتاً خفه كردن فريادهاي آزاديخواهان فلسطينيان اينك در شرايطي كه فكر مي كند از دست آنان آسوده شده در نهايت آرامش، نظاره گر باتلاقي است كه مسلمانان بي برنامه و گزافه گو در آن گرفتار آمده اند و سرمست از اينكه در پس تمام يورشها و سياستها و لشكركشي ها وبوي خوش نفت، طرح «از نيل تا فراتش» جامه عمل مي پوشد.
غافل از آنكه در وراي تمام سياهي ها و دهشتها، بارقه اميد و ستاره رهنماي راه ملتها در پس ابرها همچنان كورسو مي زند.
نگاه
دولت سازي در عراق
جنگي كه آتش آن دامن ملت عراق و منطقه را گرفته، محصول تعامل ديكتاتوري (رژيم بعث) و سلطه جويي (آمريكا) است. در مورد آمريكا و سياست استكباري آن در منطقه، اين روزها زياد نوشته مي شود، اما نگارنده قصد دارد تا ريشه هاي اين بحران را در داخل عراق مورد بحث قرار دهد. از اين نگاه، براي تحليل بحران بايد فراتر از سطوح كلان سيستمي (بين المللي و منطقه اي)، به جست وجوي انحرافي پرداخت كه از امر سياست در درون كشورها وجود دارد. انحراف از طبيعت هر چيز، خروج از روند طبيعي امور بوده است و نتيجه اي جز تباهي ندارد و اين را در عراق قرن بيستم مي توان مشاهده كرد. اين انحراف در دو بعد «دولت» و «حكومت» قابل تأمل بوده است:
الف) دولت:
از روزي كه با فروپاشي امپراتوري عثماني، دولت ـ ملت هاي خاورميانه بتدريج شكل گرفتند، دولتي در عراق به ياري انگليسي ها به وجود آمد كه در تمام قرن نتوانست از زير بار مشكل عدم انطباق دولت و ملت بيرون آيد. «لرد اكلي» نماينده بريتانيا در عراق، در سال ۱۹۳۰ مي نويسد: «اگر حكم فيصل (پادشاه عراق) در عراق نافذ و جاري است، فقط به خاطر وجود نيروهاي انگليسي است و گرنه اين نظام نمي تواند يك روز دوام بياورد. خود فيصل نيز در همان سالها جمله جالبي مي گويد: «چيزي به نام ملت عراق وجود ندارد و هيچ ريشه مشتركي اين مردم را به هم پيوند نمي دهد.» «تيري دژاردن»، نويسنده فرانسوي كتاب «صدميليون عرب» در دهه ۱۹۷۰ مي نويسد: «عراق ساخته مصنوعي بريتانيا و از ديوانگي هاي چرچيل است كه براي حفظ انحصار لندن بر دوميدان نفتي بصره و كركوك، تصميم گرفت تا با جمع كردن اقوام عرب، كرد و ايراني برگرد بغداد، يك دولت به وجود آورد. سه دهه بعد «آندره فونتن» در كتاب «نظم نوين جهاني: يكي بدون ديگري پس از تجاوز عراق به كويت و بحران داخلي پس از آن مي نويسد كه «ديوانگي هاي چرچيل هنوز به فرزانگي تبديل نشده اند.»
درست است كه بسياري از دولت هاي جهان، منطبق بر مدل ملت ـ دولت نيستند، اما صرفاً برخي از آنها همانند عراق منشأ بحرانهاي داخلي و خارجي گسترده بوده اند. تأكيد بر «مليت مدني» به جاي «مليت قومي» و بهره گيري از عرصه سياسي اجتماع، راه حلي است كه توانسته با قرار دادن مردم به عنوان شهروندان يك كشور، از حساسيت هاي قوم گرايانه و گريز از مركز بكاهد و شرايط همزيستي شرافتمندانه را فراهم آورد. اما اين موضوع هيچگاه نتوانسته است در عراق منشأ شكل گيري دولت باشد. بويژه پس از روي كار آمدن حزب بعث از سال ،۱۹۶۸ سركوب محض در داخل و تجاوز آشكار خارجي، ابزارهايي بوده اند كه براي پوشاندن و حل مشكل «دولت سازي» مورد استفاده قرار گرفته اند.
ب) حكومت:
حكومت هر كشوري بايد در تناسبي منطقي با جمعيت و گروههاي اجتماعي آن باشد. فقدان چنين تناسبي، به غيرواقعي شدن امر مهم سياست و عدم شكل گيري آن از اراده ملت مي انجامد. جامعه عراق در درجه نخست، از ۶۰ درصد شيعه، ۲۵ درصد كرد و ۱۵ درصد عرب سني مذهب تشكيل شده است. از طرفي، در عراق طبقات و گروههاي اجتماعي و سياسي مختلف وجود دارد. اما حكومت هاي عراقي در سده گذشته، صرفاً محدود به اعراب سني مذهب و بويژه تكريتي ها (از ۱۹۶۸ تاكنون) بوده اند و اكثريت مردم و گروههاي قومي، مذهبي و سياسي هيچ نقشي در آن نداشته اند.
طبيعي است كه حكومتي كه هيچ رابطه اي واقعي با ملت نداشته باشد، براي بقاي خود چاره اي جز سركوب داخلي و تجاوز خارجي نمي ديده است، تا در سايه ايجاد دشمنان كاذب، دستگاه نظامي و پليسي خود را قدرتمندتر سازد. از اين رو ، مشكل دولت سازي و مسأله عدم انطباق نظام حكومتي با مردم، بحران هايي را دامن زده كه آخرين آن بحران كنوني است.
چنين تجربه تلخي از ناكامي دولت سازي به شيوه هاي غيرانساني، ملت شريف عراق را كمك خواهد كرد تا دولت آينده را براساس معيارهاي واقعي بنيان نهند. هر تلاشي براي ايجاد دولت آينده و نظام سياسي آتي، بدون در نظر گرفتن اين تجربه تلخ، اساس كج ديگري خواهد بود كه دير يا زود، منشأ بحران هاي ديگر خواهد شد. ميليون ها مهاجر و آواره عراقي گريخته از ستم حكومت بعث به كشورهاي مختلف جهان مي توانند از تجربه هاي ديگر ملت ها براي دولت سازي بهره بگيرند و در راه حاكميت مردم مظلوم عراق بر سرنوشت خويش تلاش كنند و نتيجه آن، آسايش مردم آن كشور و ساير كشورهاي منطقه خواهد بود.
آن سوي خبر
جنگي براي برون رفت از بحران
ايالات متحده آمريكا، كشوري كه امروز پا در جنگ گذاشته، از سه سال پيش در يك بحران اقتصادي گرفتار آمده است و راهي براي برون رفت از آن نمي يابد. در طول دهه ،۹۰ نرخ رشد در ايالات متحده همه ركوردها را پشت سر گذاشت، آنچنان كه لشكري از كارشناسان آمريكايي سوگند مي خوردند سرمايه سالاري آمريكا، با «اقتصاد جديد»، يعني اقتصاد صنايع كامپيوتري ، مجهز به ابزاري شده كه به ياري آن مي تواند سيل بحرانهاي ادواري را درهم بكوبد و به ساحل دل انگيز رشد جاويدان پاي گذارد؛ توهمي كه پايان آن بسيار دردناك بود.
از اواخر سال ۲۰۰۰ميلادي، فشار غول عظيم سرمايه هاي مالي كه از ماهها قبل اقتصاد آمريكا را در چنگال خود مي فشرد، به مرحله انفجارآميزي رسيد كه در نتيجه آن ، نظم اقتصادي آمريكا كه بازارهاي مالي وبورس آن را به نحوي فزاينده خفه كرده بود، سرانجام با ركود كامل مواجه شد وآمريكا ديگر نتوانست اقتصاد خود را به راه اندازد.
سيستمي كه توسط بازارهاي مالي مسموم شده است
رشد اقتصادي در سطحي اندك باقي ماند، آن هم در شرايطي كه يك سلسله از بنگاهها وشركتهاي آمريكايي در طول دهه ۹۰ به سرمايه گذاريهاي وسيع دست زده واكنون از ظرفيت توليد اضافي چشمگيري برخوردار شده بودند. وضعيت اجتماعي نيز روز به روز وخيم تر شد. دستمزدها ثابت باقي مانده وبيكاري بطور محسوسي افزايش يافت وبرتعداد لشگر «كارگران فقير» يعني كساني كه عليرغم اينكه كار مي كردند، همچنان فقير بودند افزوده مي شد. بخشي از طبقه متوسط از صحنه اجتماعي محو شد يا به دليل اينكه كار آنان ديگر وضعيت بي ثبات و شكننده اي يافته بود ، در معرض تهديد بيكاري قرار گرفته بودند و يا از آن رو، اوراق بهاداري كه به اميد سود آن خريده بودند و درابتدا بهره هايي خيره كننده داشت، ارزش خود را از دست داده بود.
از چندماه پيش، عامل نهايي فعاليتهاي اقتصادي، يعني مصرف داخلي نيز روز به روز آشكارتر علايم خفگي را نشان داد. پس از رسوايي هاي پرسروصدايي كه گلهاي سرسبد صنايع آمريكا نظير «انرون» يا «وردكام» به بار آوردند، اعتماد به سيستم كاهش يافت، زيرا معلوم شد كه حتي غولهاي صنعتي و تجاري نيز اطلاعات نادرستي در مورد درآمد وحساب هايشان ارائه مي دهند.
وضع آنچنان خراب بود كه برخي اقتصاددانان آشكارا از شبح ركود و «دفلاسيون» سخن مي گفتند و ركود عظيم دهه ۳۰ را به ياد مي آوردند. گرچه وضع هنوز دراين نقطه نبود، ولي گرايش درآن جهت هرچه بيشتر تشديد مي شد.
دستگاه رهبري آمريكا دراين شرايط لازم ديد سريعاً وارد عمل شود. بويژه آنكه جورج بوش به كارزارهاي انتخاباتي سال ۲۰۰۴ نزديك مي شد ومي دانست ركود كوتاه مدتي كه درابتداي دهه ۹۰ به وجود آمد، سرنوشت پدرش را به شكل بدتري براي او رقم خواهد زد.
در مرحله نخست، بوش براي مقابله با بحران به هراقدامي دست زد. هدف ازاين اقدامات كه شگردهاي ليبرالي برآنها حاكم بود، به حركت درآوردن چرخ هاي رشد وتشويق بازارهاي مالي بود. برنامه هاي وسيع تقليل ماليات اموال بورسي وسياست كاهش قابل ملاحظه ماليات از ثروتمندترين ها و بنگاههاي بزرگ دراين چارچوب به اجرا درآمد.
يكي از اجزاي اين «شوك درماني » افزايش سرسام آور اعتبارات نظامي بود. در طرح بودجه ،۲۰۰۴ آمريكا اعتبارات پنتاگون كه قبلاً در ۲۰۰۳ بطور انفجارآميزي بالا رفته بود، مجدداً ۵‎/۳ درصد افزايش يافت. چنانكه كسر بودجه آمريكا را به ۳۰۷ميليارد دلار رساند. رقمي كه مي تواند بسيار بيش از اين هم باشد، زيرا هزينه هاي جنگ و طبيعتاً اداره شرايط پس از جنگ درآن منظور نشده است. هدف ازاين هزينه ها كه سودهاي عظيمي را نصيب بنگاهها ومجتمع هاي نظامي ـ صنعتي آمريكا خواهد كرد ، در ضمن، به منزله روغنكاري چرخ دنده هاي وال استريت نيز بود.
بنابراين، جنگ ، كه امكان تزريق وسيع دلار را به اقتصاد مي دهد، هماهنگي كامل با برنامه هاي بالابردن رشد اقتصادي و همچنين تقويم انتخاباتي جورج بوش دارد. تمام طرح بازسازي عراق حتي در كوچكترين جزييات آن ازاين منطق الهام گرفته است.
دولت بوش اعلام كرده است كه در مرحله اول تنها به بنگاههاي آمريكايي، قراردادهايي به مبلغ حداقل ۹۰۰ميليون دلار اعطا خواهد كرد. يكي از شركتهايي كه براي اين قراردادها درنظر گرفته شده، شركت «هالي برتون» است كه در مهندسي نفت تخصص دارد وتا سال ،۲۰۰۰ «ديك چني » معاون كنوني رئيس جمهوري آمريكا مدير آن بود. ديك چني بدين ترتيب، صحت اين ضرب المثل را كه : « كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من » اثبات كرد، واقعيتي كه همجوشي كامل ميان رهبران سياسي و سرمايه داري آمريكا را بخوبي نشان مي دهد. البته اگر به نشان دادن آن نيازي باشد.
هدف امپرياليسم آمريكا، البته ذخاير عظيم نفتي عراق نيز هست؛ چه در درازمدت و چه در كوتاه مدت. آمريكا طي يك دوره ۱۵ تا ۲۰ سال آينده مي كوشد، موقعيت خود را در قبال اروپا و به ويژه اقتصادهاي نوظهوري مانند چين و هند تحكيم بخشد، كشورهايي كه نياز آنان به منابع نفت و گاز بسيار چشمگير خواهد شد. اين كشورها در موقعيت وابستگي به آناني قرارخواهند گرفت كه دست بالا را برروي اين ذخاير استراتژيك دارند.
اما جنگ بحران را تسريع خواهد كرد
اما كاخ سفيد اهداف نزديكتري نيز دارد. هدف آمريكا، جنگي كوتاه و استقرار سريع يك حكومت دست نشانده واشنگتن در بغداد است. اقتصاددانان اطراف كاخ سفيد همگي بر روي امكان بازسازي و به كارگيري سريع ماشين نفتي عراق حساب مي كنند و معتقدند تنها از اين طريق مي توان بهاي نفت را به حدود ۱۵ تا ۲۰ دلار برسانند. كار فرماهاي آمريكايي تأكيد مي كنند اگر بهاي نفت بدينسان كاهش يابد، خواهند توانست سريعاً ميزان سود خود را افزايش دهند و در نتيجه، به نرخ رشد در هم شكسته كنوني تكاني داده و آن را افزايش دهند. به عبارت ديگر، جنگ جايگزين ظرفيت تجاوزكارانه و ضعيف بازارهاي مالي شده است. بازارهايي كه در گرداب گرفتار آمده اند.
بالطبع، موفقيت اين سناريوي آرماني به هيچ وجه از پيش تضمين شده نيست و كافي است كه ارتش آمريكا با دشواري هاي بيشتري برخورد كند تا با پيامدهايي درست عكس آنچه انتظارش را دارد، روبرو شود. در اين صورت، جنگ به تشديد وسيع بحران اقتصادي در آمريكا خواهد انجاميد و در بازارهاي بورس، بهاي نفت خام مي تواند افزايشي دو چندان يابد. چنانكه برخي از تحليلگران حتي از بهاي ۴۰ تا ۵۰ دلار و بيشتر هم در صورت نامناسب پيش رفتن اوضاع جنگ سخن گفته اند.
در نهايت، حتي در صورت موفقيت سناريوي يك پيروزي سريع در عرصه نظامي، تسلط آمريكا بر منابع نفتي عراق، نمي تواند تضادهاي «بحران سيستمي» را كه امروز آمريكا در آن گرفتار شده است، حل كند. نه فقط آمريكا، بلكه در پشت سر آن، اين تضادها در تمام كشورهايي كه در سالهاي اخير به هنجارهاي انگلوساكسون سرمايه داري جهاني شده تسليم يا به دنبال آن كشيده شده اند، تشديد خواهد شد. كاهش هزينه مواد اوليه، پيامدهاي بسيار مخربي دارد، زيرا نابرابري هاي كنوني در سطح جهان را وسيعاً تعميق مي كند و خود توسعه يابي و برخورداري از وسايل تجهيز، آموزش و مصرف را در جهان سوم باز هم با دشواري هاي بيشتري روبرو خواهد كرد؛ پديده اي كه به نوبه خود موجب كمبود باز هم بيشتر تقاضا مي شود و اين خود دقيقاً يكي از ويژگي هاي اساسي بحران است. حتي در خود ايالات متحده همچون ديگر كشورهاي غرب، مصادره ثروت از طريق نظامي كردن روابط بين المللي، به افزايش سرسام آور كسر بودجه عظيمي مي انجامد كه همين امروز نيز در عرصه آموزش و تعليم وجود دارد. درست همان عرصه اي كه تكنولوژي نوين بيش از هر چيز ديگر بدان نياز دارد.
روزنامه اومانيته (چاپ فرانسه)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |