پيش از شروع
ساختارشكني و آشنايي با فوتبال روز، از ضرورتهاي فوتبال ايران در مسيري روبه رشد به حساب مي آيد و در اين مسير حضور مربيان خارجي در فوتبال باشگاهي ما، مي تواند به عنوان يك كاتاليزور، نقشي مثبت در اين فرآيند داشته باشد. هر چند كه مقاومت در برابر تغيير سيستم، امري اجتناب ناپذير بوده و باعث بروز مشكلاتي براي مربيان غيربومي مي شود تا جايي كه عرصه برآنان تنگ شده و به مانعي براي فعاليت بدل مي شود.
براين اساس و با توجه به اين حضور؛ برآن شديم در گفت وگو با مربيان خارجي حاضر در ليگ برتر باشگاههاي كشور، ضمن ارزيابي مشكلات و موانع موجود، به بيان برداشتهايشان از سطح فوتبال كشورمان بپردازيم. شايد بتوانيم به شناخت و برنامه ريزي مديران باشگاهها و مسؤولان فدراسيون فوتبال، كمك كنيم.
پرسش هاي مطرح شده در اين بحث عبارتند از:
۱ـ مشكل شما به عنوان مربي خارجي در فوتبال ايران چيست؟ ۲ـ مربيان بومي ما را با مربيان اروپا مقايسه كنيد ۳ـ چه مقايسه اي از بازيكنان ما و بازيكنان اروپايي داريد؟ ۴ـ امتياز و برتري بازيكنان ما نسبت به بازيكنان اروپايي در چيست؟ ۵ـ كاستي هاي بازيكنان ما نسبت به بازيكنان اروپايي در چيست؟ ۶ـ چرا مربيان خارجي در فوتبال ما آنطور كه انتظار داريم موفق نيستند؟ ۷ـ اولويت حضور مربيان خارجي با تيم هاي ملي است يا تيم هاي باشگاهي؟ ۸ـ جايگاه مربيان خارجي چگونه است و مربيان كدام كشورها موفق ترند؟ ۹ـ چقدر شاهد برخوردهاي حرفه اي بوده ايد؟ ۱۰ـ انتقادات كارشناسانه در فوتبال ما چقدر استاندارد و متداول است؟ ۱۱ـ انتظاراتي كه از تيم خود داشته ايد برآورده شده يا خير؟ چرا؟ ۱۲ـ چه سيستمي را براي فوتبال ما مي پسنديد؟ ۱۳ـ از ديد شما يك بازيكن كامل چه ويژگي هايي دارد، يك نمونه در ايران و يك نمونه در خارج را نام ببريد؟ ۱۴ـ ليگ فوتبال ما با فوتبال حرفه اي استاندارد چقدر فاصله دارد و چه كمبودهايي به همراه دارد؟ ۱۵ـ تجربه يا آموزش كلاسيك، كدام يك مي تواند يك مربي را موفق كند؟
در اين شماره با «هانس ديتراشميت» مربي آلماني تيم پرسپوليس كه خود را با شرايط موجود تطبيق داده و همصدايي در اركستر سرخ ها را پذيرا شده، به گفت وگو نشستيم. مربي زيركي كه از حاشيه دوري مي كند و در عين حال سازگاري با فرهنگ حاكم بر فوتبال ما را در رديف تجربيات اش قرارمي دهد.
هيچ مشكلي ندارم
مربي پرسپوليس در پاسخ به پرسش اول، اظهار داشت: در حال حاضر هيچ مشكلي ندارم و از همه چيز راضي هستم بالاخص از مردم ايران كه طرفدار فوتبال هستند. حتي در هتل المپيك محل اقامتم به من عزت و احترام مي گذارند و بيان اين مسائل براي همسرم نيز خوشحال كننده بوده است.
از پروين و ابراهيمي چيزهاي زيادي ياد گرفتم
در ارتباط با پرسش دوم اشميت عنوان كرد: كلاً خوشم نمي آيد در مورد مربيان ديگر نظر بدهم اما اين را مي توانم بگويم كه مربيان اروپايي از نظر تمرينات، اصول فوتبال و شيوه هاي بازي در سطح بالاتري قراردارند. در ايران مربيان زيادي را نمي شناسم كه بخواهم نظر بدهم ولي بايد بگويم ابراهيمي يكي از مربيان خوبي است كه در ايران كار كرده و از وي در زمان تمرين خيلي چيزها ياد گرفته ام. همچنين از علي پروين كه يك استثناءاست و در بازيخواني استعدادهاي بالايي دارد. يكي از رموز موفقيت پرسپوليس هم مديريت وي است. البته به يك مسأله اشاره كنم كه تمرينات در همه جاي دنيا يك جور است ولي در اينجا مقداري جلو و عقب است به عنوان مثال امكان دارد ايراني ها تمريناتي را كه بايد در ابتداي جلسه تمريني انجام دهند در آخر جلسه موكول كنند.
حال اين پرسش مطرح مي شود كه «اشميت از ابراهيمي چه آموخته است؟»؛ «ابراهيمي يكي از بهترين مربيان ايران است و از لحاظ تمرين دادن در سطح بالايي قراردارد، مخصوصاً در زمينه شوت روي دروازه كه اين باعث تعجب من شد. شايد حضور وي طي سالهاي متمادي در پرسپوليس باعث شده بود، چيزهايي كه به لحاظ فني بلد است، در پشت پرده قرارگرفته و مردم آنها را نبينند. شايد هم اين وضعيت يك مقدار براي مردم خسته كننده شده بود.
پروين مثل قيصر
طفره رفتن از پاسخهاي صريح، ويژگي احتياط رادر اشميت نمايان مي سازد. مخصوصاً كه مسأله يادگيري از علي پروين مطرح باشد؛ «هر چيزي درباره پروين بگويم كم گفته ام. البته به يك مسأله منفي در مورد وي بايد اشاره نمايم چرا كه پروين يك مقدار كم طاقت است و باخت را دوست ندارد يك مشكل ديگر هم كه وجود دارد اين است كه چون پروين به لحاظ نوع بازي در سطح بالايي قرارداشته است، خودش را با بازيكنان فعلي مقايسه مي كند. همين امر باعث توقعات بالاي او و بروز مشكلاتي مي شود.اين را هم اضافه كنم كه پروين در پرسپوليس مثل قيصر (بكن باوئر) است در بايرن مونيخ.
تمرين حرفه اي
اينكه تمرينات بازيكنان در ايران «جلو و عقب» است، نكته حائز اهميتي به نظر مي رسد كه نيازمند توضيح بيشتري است؛ «نمونه اين مسأله تمرينات سرعتي است به طوري كه بايد در ابتداي جلسه تمريني و در شرايطي كه بدن استراحت كامل دارد، كارهاي سرعتي را انجام داد. درواقع بعد از ۱/۵ ساعت تمرين، بدنهاي بازيكنان از قدرت كافي براي انجام اين نوع تمرينات برخوردار نيستند. يك مورد ديگر اين است كه در اروپا ما در تمرينات، تمرين پرش از روي مانع را بعد از گرم كردن انجام مي دهيم تا بازيكنان نيروي لازم را براي انجام اين كار داشته باشند. درصورتي كه در آخر تمرين، بازيكن آنقدر قدرت ندارد كه پنج بار از روي يك مانع بپرد. من هم براي اين به ايران آمده ام تا راه و روش تمرينات را به طور اصولي به بازيكنان ياد دهم تا حداكثر استفاده را ببرند. درست است كه بازيكنان شما حرفه اي هستند اما به آنها حرفه اي تمرين داده نشده است. در حالي كه فوتبال روزبه روز در حال پيشرفت است و ما تنها كاري كه مي توانيم انجام دهيم به آمادگي رساندن آنان در روزهاي تمرين است. در روز مسابقات دست ما كوتاه است و بازيكن بايد از تجربه و فعاليت خود استفاده كند. بازيكن بايد نشان دهد كه لياقت پوشيدن پيراهن پرسپوليس را دارد. به هر حال بازيكن بايد روي اصول حركت كند تا جوابگوي ۲۰ ميليون طرفدار پرسپوليس باشد.
بازيكنان ايراني و تكنيك
هرچند اشميت پاسخ به سه پرسش بعدي ما رابه ۹ ماه ديگر موكول كرد اما از دريچه اي ديگر بحث را پي گرفت؛ «يك مسأله كه باعث تفاوت ميان بازيكنان ايراني و اروپايي شده است وجود امكانات بيشتر در اروپاست والا بازيكنان ايراني به لحاظ فردي ـ تكنيكي چيزي كم ندارند. بازيكنان ايراني امكانات خيلي كمي در اختيار دارند و اين نكته كه چهار سال پيش خود را به جام جهاني برده و نام ايران را مطرح كرده اند تعجب آور و خوشحال كننده است.
در همين ارتباط بايد به تيم پرسپوليس هم اشاره اي داشته باشم. در تاشكند بازيكنان با تجربه ما در برابر تيم هايي مثل پاختاكور كه از امكانات بيشتري بهره مند بودند، خودشان را نشان دادند و جوانها نيز خيلي چيزها يادگرفتند.»
«پا به سن» گذاشته ها
مربي پرسپوليس افزود: در حال حاضر تعدادي بازيكن «پا به سن» گذاشته داريم كه فوتبالشان در حال اتمام است. مشكل فعلي ما كمبود بازيكنان جوان براي تشكيل تيمي خوب در آينده است و به همين علت بايد سعي كنيم بازيكنان «پا به سن» گذاشته را در باشگاه حفظ كنيم. بهترين كار در اين ارتباط استفاده از آنان به عنوان مربيان تيم هاي پايه است كه از تجربيات بالايي برخوردارند. در سايه اين كار مي توانيم تيم هاي پايه قدرتمندي داشته باشيم البته مي توانيم از يك سري از اين بازيكنان در شهرستانها براي ارزيابي حريفان پرسپوليس و مشخص كردن نقاط ضعف و قوت آنها بهره بگيريم. در مورد تيم هاي پايه نيز بايد بگويم به دليل بي برنامگي بازيها مدتي با اين تيم ها كار كرديم در جام اتحاديه نيز برروي تيم مان كار كردم در ميان آنها ۵ـ۴ بازيكن فوق العاده داريم كه طي هفته هاي آتي آنها را به تمرينات تيم بزرگسالان دعوت مي كنيم تا به تدريج كار اصلي شروع شود.
كمك دوميليون دلاري
پرواضح است كه خارج شدن تعدادي از بازيكنان از پرسپوليس و به كارگيري بازيكناني جديد نيازمند برخورداري از شرايط مالي است. اين موضوع هم مدنظر اشميت قرارگرفته است؛ «ما در ايران ۲۰ ميليون طرفدار داريم كه اگر ۵درصد اين تعداد را جذب باشگاه كنيم در آينده به هيچ وجه مشكل مالي نخواهيم داشت. به عنوان مثال اگر هر يك از اين افراد ۲ دلار در سال به پرسپوليس بدهد، مخارج باشگاه تأمين مي شود.» (با احتساب جذب ۵ درصدي هواداران از تعداد ۲۰ميليون نفر، اين پيشنهاد درآمدي دوميليون دلاري نصيب پرسپوليس مي كند.)
|
|
|
وقتي از وي مي پرسيم اين موضوع را با پروين در ميان گذاشته است يا خير؟ پاسخ مي دهد: « با پروين صحبت نكرده ام اما با غمخوار به طور شفاهي صحبت داشته ام. من در كنار شغل مربيگري ام در آلمان، چنين كارهايي را انجام داده ام و اگر غمخوار يا هيأت مديره موافقت كنند مي توانيم با اقدام به اين كارها، به مشكل نخوريم. در وضعيت فعلي نمي خواهم درباره ايده هايم صحبتي كنم ولي يك نمونه ديگر را ذكر مي كنم. مثلاً براي بازيهاي آسيايي بايد از قبل برنامه ريزي كنيم كه ۳۰۰ نفر از هواداران را با خرج خودشان در كنار بچه ها اعزام كنيم و يا اينكه ۲۰۰ نفر را براي اردوي خارج از كشور با خود ببريم. شايد آنها حاضر شوند براي تيم هزينه كنند و از اين طريق هزينه مان پرداخت شود. ممكن است برخي ارزيابي بدي از اين موضوع داشته باشند و بگويند گدايي مي كنند اما آدم هاي زيادي هستند كه آرزو دارند، در سفرها كنار تيمشان باشند.
خدارا شكر
اشميت درباره بحث انتظار از مربيان خارجي براي كسب موفقيت اظهار داشت: وقتي ۱۴ تيم براي ليگ برتر استارت مي زنند، فقط يك تيم قهرمان مي شود و ۱۳ تيم ديگر نه. در اينجا باز هم بايد از پرسپوليس صحبت كنم. اين توقع وجود دارد كه پرسپوليس هر سال قهرمان شود و يا حداقل نايب قهرماني را بگيرد. اين توقع بالايي است و يك مربي خارجي احتياج به زمان دارد. شرايطي كه ۳۰ سال وجود داشته است را نمي توان يك دفعه تغيير داد، مخصوصاً در تيم بزرگي كه با دو باخت به هم مي ريزد. اينجا فقط نتيجه جواب مي دهد. خدا را شكر از موقعي كه كار را شروع كرده ايم زير سؤال نرفته ايم.
در همين مورد ما يك سري مربيان خارجي ديگر مثل بگوويچ را داريم كه تيم جوان فولاد را داشته وطي چند سال حضورش، توقعات را بالا نبرده است.
وي ۴ـ۳ سال فرصت داشته است وطي اين مدت توانسته از يك تيم جوان ، تيمي محكم بسازد تا جلوي پرسپوليس، استقلال وسپاهان نتيجه بگيرد. لازم مي دانم بازهم تأكيد كنم كه اصلي ترين مسأله ما، كمبود بازيكن جوان است . بطوري كه ميانگين سني تيم بالا است. اين ميانگين بايد بين ۲۸ـ۲۶ سال باشد، با اين حال يحيي گل محمدي براي تيم ملي انتخاب شد. ذكر اين نكته هم ضروري است كه مهم نيست چه كسي پير و چه كسي جوان است ، مسأله خوب و بد مطرح است. آن كس كه خوب ا ست بايد بازي كند وآن كس كه بد بايد روي نيمكت بنشيند.
اشميت از پاسخ به اين سؤال كه آيا پرسپوليس خوب بسته شده يا خير؟ خودداري مي كند؛ «دراين باره نمي توانم صحبت كنم. چرا كه آن موقع درايران نبودم كه بگويم تيم خوب و يا بد بسته شده است . با اين وصف، اين نكته را لحاظ مي كنم كه اين تيم در سالهاي قبل بازيكنان خوبي نظير كريمي ، مهدوي كيا وكاويانپور را از دست داده است كه جايگزين كردن بازيكناني جديد به جايشان مشكل است.»
ادامه دارد