سه شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۱۱ ربيع الاول ۱۴۲۴
Tue, May 13, 2003
گفت و گو
شماره ۲۴۶۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و پايداري
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با علي اصغر رمضانپور، معاون وزير ارشاد
پيوستن به حلقه هاي فكري جهان
122265.jpg
تلاش كشوري چون فرانسه براين است كه مفهومي به نام مهمانپذيري فرهنگي را نهادينه سازد. چرا كه جوهره و جنس انديشه اهميت دارد، نه مليت آن. اين در شرايطي است كه سه جريان جهاني كتاب هر يك در تلاشند تا بيش از پيش حلقه هاي فكري خود را در جهان تقويت سازند اما اين كه تلاش ما براي يافتن هم پيمان هاي ايدئولوژيك وسياسي در عرصه كتاب و توليد انديشه تا چه حد مي تواند موضوعيت داشته باشد داراي جواب چندان سختي نيست چرا كه ما بدون اين كه بخواهيم جزئي از جريان جهاني كتاب هستيم ولي نقش ما را ديگران تعريف كرده اند و اين از آن روست كه حلقه هاي تفكر ما در جهان دچار نوعي انزوا شده است. لذا ارتباط با حلقه هاي فكري جهان تنها راه ورود به جريان هاي جهاني كتاب و راهكار فعال شدن حلقه هاي تفكر در داخل كشور است.
فضاي فوق محور گفت وگوي ما با علي اصغر رمضانپور معاون فرهنگي وزارت ارشاد است كه درپي مي آيد. با اين توضيح كه اين گفت و گو اواخر سال گذشته انجام شده است.
| مقوله كتاب در عصر حاضر نقش هاي متفاوتي را ايفا مي كند و جهان امروز نگاه متفاوت و غيركلاسيكي به كتاب دارد و اين تعاريف ويژگي و كاركرد جديد كتاب در قرن ۲۱ است و درواقع جريان سازي هاي فكري بر بستر كتاب شكل گرفته است، براي ورود به بحث درباره نگاه جهاني به كتاب چه مي توان گفت؟
* امروزه كتاب در سطح بين المللي، ابعاد جديدي پيدا كرده است كه در اين راستا مي توان از پديده اي به عنوان «جريان جهاني كتاب» صحبت كرد. اين جريان بخشي از دو فرآيند مرتبط است. يكي فرآيند جهاني گسترش اطلاعات و ديگري جريان جهاني رسانه اي. يعني در جهان امروز، كتاب به عنوان يك رسانه مدرن، يكي از حلقه هاي نظام جهاني گردش اطلاعات است. از طرف ديگر واقعيت اين است كه جريان جهاني كتاب يك جريان اقتصاد كتاب نيز هست. كتاب تداوم حضور خود را در بازارهاي جهاني با تكيه بر ضمانت هاي اقتصادي حفظ كرده است كه زيربناي اين نظام هم قوانين «كپي رايت» است. يعني كپي رايت فقط به عنوان يك بخش معنوي و اخلاقي مطرح نيست بلكه زيربناي نظام اقتصاد كتاب محسوب مي شود و طبيعتاً هر كس بخواهد در نظام جهاني اقتصاد كتاب حضور داشته باشد بايد به نحوي موقعيت خود را نسبت به جريان كپي رايت روشن كند. اين جريان جهاني زير سيستم هاي اقتصادي، حقوقي، رسانه اي و حتي زباني دارد.
| اين زيرسيستم هاي زباني چيست؟
* منظور از زيرسيستم هاي زباني اين است كه در عين وجود جريان جهاني كتاب، حوزه هاي منطقه اي آن نيز وجود دارد كه درون حوزه جهاني عمل مي كنند. عمده ترين جريان جهاني كتاب، جريان جهاني «آنگلوساكسون» است كه عمدتاً ناشران و فروشگاههاي زنجيره اي كتاب آمريكا، انگلستان و تا حدي ژاپن، آن را نمايندگي مي كنند و البته بعضي از كشورهاي اروپاي قاره اي مثل هلند نيز جزيي از آن محسوب مي شوند. يك جريان جهاني فرانسوي نيز وجود دارد كه كشورهاي فرانسوي زبان ازآن حمايت مي كنند. حمايت از زبان فرانسه در آسيا و آمريكاي لاتين به گونه اي است كه فرانسه براي خود يك جريان بين المللي ايجاد كرده است. درواقع در درجه اول آنگلوساكسون ها، در رده دوم جريان فرانكفون ها و در رده سوم كشورهاي با زبان آلماني و اسپانيولي، اكنون در حال رقابت براي تعريف اين موقعيت هستند. رده بعد كتاب ها به عربي، ژاپني و كتابهاي اروپاي شرقي تعلق دارد.با توجه به اين رده بندي متوجه مي شويم همان طور كه هرم جهاني فرهنگ و موزائيك هاي فرهنگي در جهان وجود دارد، موزائيك هاي كتاب هم وجود دارد.
| اين موزائيك هاي فرهنگي چگونه با هم ارتباط برقرار مي كنند؟
* در چگونگي ارتباط موزائيك هاي كتاب، سه عنصر نقش اصلي دارد. يكي حلقه هاي فكري زباني، يعني حلقه هاي فكري انگليسي زبان، فرانسوي زبان، آلماني زبان، اسپانيولي زبان و … دوم دالان هاي ارتباط كتاب و مجاري بين فرهنگ كتاب است. كه فعلاً اروپايي ها بيشترين نقش را در اين زمينه دارند. آنها اكنون به شدت روي كتابهاي چندزبانه كار مي كنند و سياستشان اين است كه مي گويند: «ما پذيراي كتاب به زبانهاي ديگر هستيم.» مثلاً فرانسه از انتشار كتاب به زبانهاي ديگر دركشور خود استقبال مي كند، همانطور كه از انتشار كتاب فرانسوي در كشورهاي ديگر حمايت مي كنند و به اصطلاح در سياست هاي فرهنگي فرانسه به آنها «فرهنگ مهمان» مي گويند. در حقيقت به اين نتيجه رسيده اند كه به جاي ادامه سياست انگليسي مردم شناسي قرن نوزدهمي كه حضور كشورهاي قدرتمند در درون فرهنگ هاي كوچكتر بود فرهنگ هاي ديگر را به عنوان مهمان به درون خود دعوت كنند. بنابراين، اين سياست فرهنگي به جريان تازه اي از كتاب به عنوان «جريان بين فرهنگي كتاب» دامن زده است و اين جريان هم به عنوان يك عامل فكري عمل مي كند و حلقه هاي فكري حوزه هاي زباني مختلف را به يكديگر وصل مي كند. به عنوان عامل اقتصادي عمل مي كند زيرا بازارهاي تازه اي را براي ناشران تعريف مي كند و ارتباط بين ناشران و مخاطبان يك فرهنگ ديگر را ايجاد مي كند. از طرف ديگر همين كتاب، يك جريان رسانه اي است و ارتباط ايجاد مي كند. به همين دليل كتاب ازطريق ايجاد بسترهاي زيرساختي ارتباط فرهنگي، ساير رسانه ها مثل مطبوعات، تلويزيون و سينما را فعال مي كند و عمق لازم را براي ارتباط فرهنگي بين اين رسانه ها را ايجاد مي كند.
| آيا در ايران مي توان در يك فرآيند الگوپذيرانه با اين پديده برخورد كرد؟
*ما بدون اينكه بخواهيم، درحال حاضر جزئي از جريان جهاني كتاب هستيم ولي از آن جايي كه تاكنون خودمان در صحنه بين المللي كتاب نقشي فعال نداشته ايم، عموماً نقش ما را ديگران تعريف كردند.
| مثلا؟
* آنها نقش ما را به عنوان يك بازار جديد تعريف كرده اند و توجه بيشتري به عرضه كتابهاي خود در ايران دارند. اكنون آلمان، انگليس و فرانسه همگي از ناشران خود براي صدور كتاب به ايران حمايت مي كنند.
| آيا اين كتاب ها به زبان اصلي است؟
* بله به زبان اصلي است. مورد دوم وجود سياست هاي فشار آنها براي پيوستن ما به جريان كپي رايت است تا بتوانند ارتباط خود را در قالب زبان فارسي نيز ادامه دهند. سومين كاري كه براي ما تعريف كرده اند، معرفي چهره هاي شاخص ما است. اكنون ناشران اروپايي و آمريكايي علاقه مند به شناسايي چهره هاي شاخص فرهنگي از درون ايران هستند تا آنها را به نويسنده مورد حمايت خود در جريان فرهنگي ما تبديل كنند.
| البته با زبان خودشان؟
* بله همين طور است. درواقع، امكان گفت وگوي فرهنگي با شخصيت هاي فرهنگي ما رابه زبان خودشان فراهم مي كنند كه اين جريان، هم فرهنگي است و هم سياسي و هم اقتصادي. هر قدر ما در اين جريان بيشتر حضور داشته باشيم مي توانيم در انتخاب ها، معرفي ها و تعريف رابطه ها نقش داشته باشيم تا زماني كه ما در مديريت بين المللي كتاب حضور نداشته باشيم، تعريف ها را آنها ارائه مي دهند. شخصيت را معرفي و كانال ها را مشخص مي كنند.
| ما چگونه مي توانيم حضور داشته باشيم؟
* ما براي حضور در اين جريان جهاني كتاب بايد چند عامل را رعايت كنيم. اولاً بايد بتوانيم موضوعات خود را جهاني تعريف كنيم البته اين لزوماً به معناي ناديده گرفتن موضوعات بومي نيست بلكه بايد اين موضوعات را نيز به شكل جهاني تعريف كنيم. عامل دوم، دستيابي به زبان جهاني است. اين دستيابي نيز به معناي بي اعتنايي به زبان بومي نيست. بلكه بايد بتوانيم راه گفت وگوي زبان بومي و منطقه اي خود را با زبان جهاني پيدا كنيم. عنصر سوم پذيرفتن مشاركت كشورهاي ديگر در توليد و عرضه است. زيرا آنها به شرطي حاضر به حمايت از انتقال پيام هاي جهاني هستند كه خودشان در فرآيند اقتصادي آن مشاركت داشته باشند، بنابراين ما بايد بپذيريم كه در يك نظام متقابل اقتصادي با آنها وارد گفت وگو شويم. عامل چهارم كه بسيار هم مهم است، عوض كردن طرز تلقي نسبت به خودمان است. طرز تلقي اي كه اكنون ما از كتاب داريم، عمدتاً به دنبال بازارهاي سياسي براي يافتن هم پيمان هاي ايدئولوژيك و سياسي هستيم. در حالي كه ما بايد اين توهم را برطرف كنيم و نشان دهيم كه كتاب ما حرفهايي براي گفتن و گوشي براي شنيدن حرف هاي تازه دارد و نشان دهيم كه كتاب ما مي تواند در فرآيند جهاني گفت وگو براي كتاب وارد شود. لازمه اين اقدام آن است كه ما به حلقه هاي تفكري جهان راه پيدا كنيم و تا زماني كه به اين حلقه هاي تفكري راه پيدا نكنيم، نمي توانيم وارد مجاري ارتباط با مخاطبان زبانهاي مختلف شويم. درواقع ما بايد اين امكان را فراهم كنيم كه متفكران زبان هاي مختلف درباره موضوعات مورد علاقه ما، كه اهميت جهاني دارند گفت وگو كنند. بنابراين ما بايد حلقه هاي تكرار را در جهان شناساسي كنيم كه اين حلقه ها در قالب گروههاي روشنفكري، مراكز تحقيقاتي، دانشگاهها و حتي گاهي احزاب سياسي وجود دارند.
| همين NGOها؟
* بله. NGOها و سازمانهاي بين المللي را نيز شامل مي شوند.
| به عنوان مثال آيا مركز گفت وگوي تمدنها مي تواند دراين زمينه عمل كند؟
* اصلاً همه مراكز فرهنگي ما بايد در اين زمينه فعاليت كنند. ما بايد با NGOهاي همتاي خود در سطح جهاني ارتباط داشته باشيم. سازمانهاي دولتي ما نيز بايد با همتاهاي جهاني خود اين گفت وگو را داشته باشند. مثلاً وزير فرهنگ ما بايد در هر ماه با ۲۰ شخصيت فرهنگي كشورهاي مختلف جهان مكاتبه داشته باشد تا بتوانيم وزارتخانه ها و نهادهاي عالي دولتي خود را در عالي ترين سطح و به عنوان پل هاي ارتباط سازنده با نهادهاي جهاني تعريف كنيم. به همين دليل اين فقط كار مركز گفت وگوي تمدنها نيست بلكه بايد به عنوان يك دستورالعمل عمومي، در بخش فرهنگ پذيرفته شود تا گفت وگوي فرهنگي را به عنوان يك امر ضروري در دستورالعمل خود قرار دهيم.
| مشكلي كه در اينجا وجود دارد اين تفكر است كه اگر چنين اتفاقي بيفتد، يك مونولوگ (گفت وگوي يك طرفه) صورت مي گيرد و به لحاظ سياسي نگرانيهايي در اين زمينه به وجود مي آيد. به اعتقادشما اين مشكل را بايد چگونه حل كرد؟
* به نظر من اين مونولوگ تا وقتي وجود خواهد داشت كه ما حريفهاي جدي پيدانكرده باشيم و تا زماني كه نتوانيم با حريفهاي جدي وارد گفت وگوي فكري شويم. دو حالت وجود دارد، يكي اينكه يا بايد مونولوگ را تحمل كنيم، يا اينكه اصلاً از گردونه بازي و مباحث فكري جهان خارج شويم. چون ما نمي خواهيم راه دوم را انتخاب كنيم و از گردونه خارج شويم پس بايد وارد گفت وگو شويم. ممكن است در ابتداي كار به نظر برسد كه ما وارد يك جريان يك طرفه شده ايم ولي ما توانايي و ظرفيت فكري و فرهنگي اي رادر كشور داريم كه به سرعت بر اين مشكل فائق آييم. اگر هم اين اتفاق بيفتد، اتفاقي زودگذر خواهد بود و اگر ما زبان گفت وگو با حلقه هاي فكري جهاني را پيدا كنيم، مي توانيم وارد يك گفت وگوي دوطرفه و خلاق شويم. به خصوص اينكه ميراث فرهنگي و فكري ما، بسيار غني و ارزشمند است اما هنوز نتوانسته ايم ذره اي از آن را در سطح مباحث فكري جهان ارائه كنيم.
| آيا مي توان چنين نتيجه گرفت كه اين مراوده در حوزه علم مي تواند خيلي به نفع ما باشد. اما در حوزه فرهنگ به دليل غناي فرهنگي ما، مي توانيم به نوعي پاياپاي عمل كنيم؟
* اين دو از يكديگر جدا نيستند. يعني جريان علم محض و فرهنگ از هم جدا نيستند. جريان علم، آموزش، فرهنگ وحتي مبادله رسانه اي را به سختي مي توان از يكديگر جدا كرد. بنابراين ورود ما در هر يك از اين حوزه ها اثرات خود را در حوزه هاي ديگر برجاي خواهد گذاشت.
| منظور بنده توجه به اين نكته است كه در حوزه فن آوري و كتابهايي كه چنين مفاهيمي را توضيح مي دهد، ورود و ارتباط انديشمندان اين حوزه به ايران و طرح گفته هاي انديشمندان ايراني در خارج از كشور با چالشهاي سياسي مواجه نيست اما چيزي كه به نظر مي رسد با چالشهاي سياسي مواجه مي شود، فرهنگ و حوزه هاي عقيدتي قضيه است به نظر شما اين مقوله را چگونه مي توان تبيين وتعريف كرد كه اين چالش به وجود نيايد؟
* بنده فكر مي كنم ما در حوزه هاي فرهنگي نيز لزوما ً با چالشهايي غيرقابل كنترل روبرو نمي شويم بلكه با چالشهايي روبر هستيم كه اگر درست در آنها وارد شويم، مي توانيم آنها را اداره و مديريت كنيم. به عنوان مثال، اگر متفكران ما به زبان جهاني صحبت كنند، بسياري از مشكلاتي كه ممكن است در كشور ما به شكلي طرح شود كه به يك چالش اجتماعي و يا حتي سياسي منجر شود وقتي به زبان خارجي مطرح شود، ديگر چنين ويژگي ندارد. بنابراين مي توان گفت بعضي از چالشهاي نظام داخلي ما در گفت وگوي فرهنگي و سياسي است. اگر ما به زبان جهاني گفت وگو كنيم از بسياري از چالشهاي غيرقابل كنترل مصون مي مانيم.
| ورود ما به گفت وگوي جهاني در حوزه كتاب، چه تبعات مثبتي دارد؟
* مهمترين مسأله اين است كه حلقه هاي تفكر ما در حال دچار شدن به نوعي انزوا در سطح جهاني است و اگر ما نتوانيم اين حلقه هاي فكري را به حلقه هاي جهاني تفكر وصل كنيم، تقريباً از گردونه تفكر جهاني خارج مي شويم و كشوري كه از اين گردونه خارج شود، طبيعتاً از گردونه سياست و اقتصاد جهاني نيز محروم خواهد بود. بنابراين مهمترين پيامد اين ارتباط و وارد شدن ما به جريان جهاني كتاب، فعال شدن حلقه هاي تفكر در درون كشور است.
| همچنين ارتباط و تعامل با حلقه هاي تفكر جهاني؟
* بله، از طريق ارتباط با حلقه هاي تفكري كه در دنيا وجود دارد مي توان به يك تعامل فرهنگي نيز رسيد.
| چه نكات قابل توجهي در اين نمايشگاهها و محافل بين المللي در مورد كتاب وجود دارد كه مي تواند براي كشور ما الگو باشد؟
* مهمترين آن «گفت وگو» است. ما مي توانيم گفت وگوي درون فرهنگي را از دنيا و به خصوص كشورهاي غربي ياد بگيريم. آنها سيستمها و روشهايي را طراحي كرده اند كه در آن گفت وگو اتفاق مي افتد بدون اينكه به تنش منجر شود. ما مي توانيم و راهي جز اين نداريم كه اين روش را ياد بگيريم. به عنوان مثال در حال حاضر سمينارهاي رسانه اي در نمايشگاههاي دنيا بسيار رايج است يعني درون نمايشگاه، سمينار رسانه اي برگزار مي كنند و رسانه ها نيز آن را مستقيم منعكس مي كنند. در واقع بين رسانه ها به عنوان مديران گفت وگو و شخصيتها و نهادهاي فرهنگي به عنوان طرفهاي گفت وگو، يك نزديكي وجود دارد.
| آيامي توان از صحبتهاي شما چنين نتيجه اي گرفت كه مقوله كتاب، بازاري فرهنگي است كه اگر در آن حضور داشته باشيم، طبعاً خريدار خواهيم داشت؟
* بنده معتقدم حتي بيش از اين است. بازار كتاب نيز مثل بازار كالاهاي ديگر از طريق طراحي بازار زنده است. در حقيقت كسي كه كالايي را مي سازد، پيش از ساخت آن بايد بازار آن را طراحي كند. در حوزه كتاب نيز همين طور است. يعني بايد پيش از انتشار يك كتاب، بازار آن طراحي شود و طراحي بازار، فرآيندي است كه هم فعاليت اقتصادي، رسانه اي و هم فعاليت فكري و فرهنگي مي خواهد. شما وقتي مي توانيد نوشته خود را با ارزش نشان دهيد كه بتوانيد تعداد مخاطبان آن را افزايش دهيد. جهان كنوني، جهان مخاطبان فعال است. برخلاف جهان گذشته كه ممكن بود خواننده هاي كتابها و مجلات تنها از طريق رسانه ها به شكل منفصل فقط گيرنده پيام باشند. اما اكنون مخاطبان به شيوه هاي مختلف گزينش پيامها دخالت مي كنند. بنابراين اگر بتوانيم مخاطبين وسيع تر و نزديك تري را براي خود طراحي و تعريف كنيم و با آنها ارتباط برقرار كنيم، اين روند به افزايش و ارتقاي ما در نظام جهاني كتاب و تفكر كمك مي كند.
| چه اقداماتي مي توان در عرصه كتاب انجام داد كه تاكنون انجام نشده است؟ و يا پتانسيل چه اقداماتي وجود دارد؟
* من فكر مي كنم بازار كتاب ما، طراحي و تعريف نشده است.ما مجموعه اي از ناشر و نويسنده داريم ولي طراحي بازار كتاب در ايران حتي در سطح ملي صورت نگرفته است. عناصر اصلي بازار در درجه اول تعريف مخاطب است كه در اينجا چنين تعريفي صورت نگرفته و هنوز در كشور ما سازمان دادن ارتباط با مخاطبين، قوانين حقوقي حمايت كننده از بازار و قوانيني كه از فعاليت حرفه اي حمايت كند، شكل نگرفته اند.
| منظور شما اين است كه بايد استراتژي كتاب را تعريف كنيم؟
* ما بايد به سمت نظامي برويم كه طبقه بندي ناشران حرفه اي، طبقه بندي ناشران با جهت گيري به سمت تعريف نشر حرفه اي و قوانين درازمدتي باشد كه فعاليت نشر حرفه اي را تضمين كند. قوانين حمايتي كنوني ما، عموماً قوانين كوتاه مدت و منعطف از آمد و رفت مديران است. در حالي كه ما به لايحه ها و قوانيني با برد و ضمانت اجرايي بيشتر، نياز داريم.
| در خاتمه در اين وادي براي دولت چه نقشي مي توان متصور بود؟
* من فكر مي كنم به دولت بايدبه عنوان يك مدير در توسعه نشر نگاه كنيم نه به عنوان يك ناشر بزرگ. بنابراين دولت بايد رابط بين مخاطبان، ناشران، نويسندگان و حوزه هاي صنفي فعال در عرصه نشر، مثلاً حوزه هاي علمي وتحقيقاتي را مديريت كند. ولي اين حرف بدين معنانيست كه طراحي آينده نشر بايد به طور كامل توسط دولت صورت بگيرد. بلكه اين طراحي بايد از درون گفت وگويي ميان دولت و جامعه نشر ما شكل بگيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |