سه شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۲ - ۱۱ ربيع الاول ۱۴۲۴
Tue, May 13, 2003
گزارش روز
شماره ۲۴۶۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و پايداري
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گزارش هاي از مطبوعات عرب كاظم چايچيان
خانواده صدام كجا هستند؟
«اخبار اليوم» چاپ قاهره درگزارش ويژه خود مي نويسد: او تنها فرد خانواده «صدام» است كه به دست آمريكاييان گرفتار شد با اينكه او از لحاظ اهميت به «صدام» و حتي به دو پسرش «عدي» و «قصي» نمي رسد، ولي گرفتارشدن او داراي معني خاصي است، زيرا بالاخره در پايان كار به صورت رازي از رازهاي خانواده باقي خواهد ماند، بالاخره، وي يكي از نزديكان صدام بوده و همسر دختر وي و منشي مخصوص و در عين حال يكي از مسؤولان رژيم او بوده است.
لحظاتي قبل از اينكه آمريكاييان «جمال مصطفي» شوهر «چلا» دختر صدام حسين را دستگير كنند «ماري كولوين» خبرنگار روزنامه انگليسي «ساندي تايمز» در بغداد توانست در باشگاهي در بغداد كه جمال خود را به افراد «احمدالچلبي» رهبر كنگره ملي عراق كه باشگاه را به صورت مقر خود درآورده بود، تسليم كرده، با او ديداري داشته باشد. جمال مصطفي پرده از اسرار روزهاي آخر رژيم صدام براي خبرنگار ساندي تايمز برداشت و همانگونه كه بعدها هم به بازجويان آمريكايي خود گفت، همسر اول صدام حسين به اتفاق سه دختر خود «حلا» و «رعد» و «رنا» هنگامي كه نيروهاي آمريكا به سمت بغداد در حركت بودند، توانستند از آن شهر فرار كنند و رهسپار سوريه شوند. مصطفي، آخرين داماد صدام گفت كه خانواده وي مدتي قبل از جنگ، كاخهاي رياست جمهوري را ترك كرده و به خانه هاي كوچك و امن و ناشناخته رفته بود.
ناگفته نماند كه چند سال قبل، صدام حسين دو داماد خود را به قتل رساند. آنها كه به اردن گريخته بودند، پس از مدتي به عراق بازگشته بودند.
دوست سابق
روزنامه «الحيات» چاپ «لندن» به نقل از روزنامه اسرائيلي «يديعوت آهارانوت» نوشت: عده اي از مسؤولان امنيتي و اطلاعاتي اسرائيل وسيله آشنايي آمريكا با «احمدچلبي» رهبر كنوني كنگره ملي عراق بودند.اين روزنامه مي افزايد كه روابط دوستانه چلبي با سران سياسي و نظامي «رژيم اشغالگر» ۱۳ سال سابقه تاريخي دارد و او چندين بار با نام مستعار از تل آويو ديدن كرده است.
اين روابط از سال ۱۹۹۰ وهنگامي كه يكي از كارمندان وزارت دفاع اسرائيل با چلبي در لندن ملاقات كرد، آغاز شد. در آن ملاقات،نقشه سياسي تازه اي كه قرار بود پس از سرنگوني صدام حسين به اجرا درآيد بررسي شد. چلبي درملاقات مزبور تأكيد كرد كه رژيم تازه اي كه آرزوي برپايي آن را در بغداد دارد پرچم دموكراسي را در منطقه برخواهد افراشت.در ضمن ملاقات ديگري در همان سال، ميان چلبي و ژنرال «داني روچيلد» رئيس بخش تجسسات اطلاعات نظامي صورت گرفت كه اين ژنرال به نياز اسرائيل به اطلاعاتي در مورد اسرا و سربازان ناپديد شده اشاره كرد و چلبي تعهد كرد كه به دليل روابطي كه با ايران دارد، اين اطلاعات را فراهم خواهد كرد! ولي او به وعده خود عمل نكرد. و علي رغم نااميدي اسرائيل از چلبي «نابغه» و « بي همتا» طبق گفته هر مسؤول اسرائيلي كه با او روبرو شده بود، ملاقات ها با او ادامه يافت و مسؤولان امنيتي اسرائيل به دستگاه حاكمه آمريكا توصيه كردند كه چلبي را در پناه خود بگيرند و همين امر هم با توجهات «جيمز وولسي» رئيس وقت سازمان اطلاعات آمريكا تحقق يافت. اين روزنامه به مسافرتهاي محرمانه زيادي كه چلبي به اسرائيل صورت داد، اشاره كرد كه طي آنها، به مسائل گوناگوني رسيدگي، و با تعداد زيادي از يهوديان عراقي الاصل گفت وگو شد. البته هدف اصلي اين بود تا مسؤولين اسرائيلي بسيج شوند و ايالات متحده آمريكا را وادارند كمك هايي به كنگره ملي عراق ارائه كند.
چلبي با «اسحاق موردخاي» وزير دفاع دولت «بنيامين نتانياهو» ملاقات كرد كه در اثر آن، موردخاي همراه با يهوديان واشنگتن موفق شدند مسؤولان آمريكايي را قانع كنند تا مبلغ چهارميليون دلار جهت تأمين هزينه هاي فعاليت كنگره ملي عراق و همچنين آموزش صدها نفر از افراد نظامي آن اختصاص دهند. چلبي همچنين در واشنگتن با نتانياهو و «ناتان شارانسكي» يكي از وزيران او ملاقات كرد و موفق شد آنان را قانع كند و دورنمايي از يك عراق دموكرات نوين براي آنان مجسم سازد. البته روزنامه در اينجااز اشاره به تيرگي بعدي روابط ميان اسرائيلي ها و چلبي خودداري كرده است؛ تيرگي روابطي كه در اثر آن، اسرائيلي ها ديگر چلبي را شخصيت غيرقابل اعتمادي براي رهبري رژيم تازه عراق نمي دانستند.
يك مسؤول بلندپايه دستگاه امنيتي اسرائيل گفت: ديگر نمي توان به چلبي «اعتماد» كرد و به همين جهت ، اين مسؤول چندبار، علي رغم فشارهايي كه بر او وارد شد، از ملاقات با چلبي امتناع ورزيد. او يادآور شد «من مطمئن بودم كه نمي توان با راهزنان و سارقان معامله كرد و عاقلانه نيست كه امثال او دوست ما باشند. او بيش از يك ماه توان نخواهد داشت و سرنوشت اوترور خواهد بود».
ولي «ماكس زينگر » مستشرق معروف ومشاور پنتاگون كه هم اكنون همراه گارنر به عراق رفته است، تمام اظهارات اسرائيلي ها و كنايه هايي كه به چلبي نسبت داده اند، تكذيب مي كند و مي گويد: موساد و دستگاه اطلاعات نظامي اسرائيل سعي كردند از احمد چلبي تعهد بگيرند كه به محض تشكيل دولت عراق و به دست گرفتن قدرت در آنجا، روابط ديپلماتيك با رژيم اسرائيل برقرار كند.ولي چلبي يادآور شد كه اين امر در اولويت كار او نيست! و به همين دليل، اسرائيلي ها سعي در بر هم زدن روابط او با آمريكا نمودند وسازمان سيا را عليه اوتحريك كردند.
گزارش هاي از مطبوعات عرب كاظم چايچيان
طارق عزيز يك معماي تاريك
122268.jpg
«عزت سامي » گزارشگر روزنامه «الاهرام » چاپ «قاهره » مي نويسد: هنگامي كه سرنوشت صدام حسين رااز جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا پرسيدند كه آيا او كشته شده يا زنده است، بوش گفت: بدون شك، در بمباران شديدي كه نيروهاي آمريكايي (در روز بيست و نهم اسفندماه گذشته) انجام دادند صدام يا كشته شده و يا به شدت زخمي است.بوش به اين اظهارات اكتفانكرد، بلكه به شخصيت شجاعي درود فرستاد كه با سازمان اطلاعات آمريكا همكاري كرد و اين امكان را فراهم ساخت تا جاي دقيق صدام شناسايي و بمباران شود. موقعي كه از او پرسيدند آيا اين جاسوس عراقي هنوز زنده است يا كشته شده، يادآور شد كه او هنوز زنده است و ما از اين بابت خدا را شكر مي كنيم. شايد اين اظهارات بوش بود كه عده زيادي از مفسران سياسي را واداشت تا اظهارنظر كنند كه اين جاسوس (آمريكايي) كسي جز طارق عزيز وزير خارجه اسبق و نايب نخست وزير عراق نيست. البته اين اظهارنظرها، (اگر چند روز قبل از آن اخباري درباره تسليم شدن يك مسؤول عراقي به نيروهاي مهاجم انتشار نمي يافت)، ممكن بود هيچ اهميتي پيدا نكند.
ناگفته نماندكه حسن اعتماد صدام حسين در وفاداري طارق عزيز دور از شك و شبهه نبود و همين امر باعث شده بود تا مأموران اطلاعاتي عراق، خانواده او را بلافاصله پس از آغاز جنگ عليه عراق تحت نظر قرار دهند تامانع تسليم شدن طارق عزيز به نيروهاي مهاجم شوند و شايدهمين امر باعث شد تا طارق عزيز چنين كاري را سريعاً انجام ندهد تا مبادا خانواده او و به ويژه پسر بزرگش آسيب ببينند و يا مورد آزار مأموران زيرزميني رژيم بعثي كه علي رغم سرنگوني رژيم همچنان در نقاط مختلف عراق فعاليت داشتند، قرار گيرند. يكي از مسؤولان سابق سازمان «سيا» و كارشناس امور عراق مي گويد: اطلاعاتي كه امكان دارد نيروهاي مهاجم در آغاز جنگ، پناهگاه صدام حسين را هدف قرار دهند، اطلاعاتي دقيق بود كه فقط مي توانست به وسيله يك مسؤول بلندپايه در موقعيت طارق عزيز كه به صدام حسين نزديك بود، داده شود.
اين اطلاعات گرچه هاله اي از شك درباره وفاداري طارق عزيز به رژيم بعث به وجودآورده بود، در عين حال، تناقض و دوگانگي فراواني هم ارائه داد: اگر واقعا ً صدام حسين به وفاداري طارق عزيز شك داشت تا جايي كه خانواده او را از نخستين لحظات اعلام جنگ، تحت نظر قرار داد، آيا بهتر نبود او را از شركت در تمام جلسات دور مي كرد و هرگونه اطلاعات را از محل اختفاي خود به اطلاع او نمي رساند وحتي او را دستگير مي كرد و به زندان مي انداخت، به ويژه اينكه پس از جنگ كويت، اعتماد خود را كاملاً به طارق عزيز از دست داده بود؛ طارق عزيزي كه در پرتو شغلش در آن زمان به عنوان وزير خارجه، محبوبيتي در ميان مردم پيدا كرده بود.
گروهي مي گويند: علت اينكه صدام حسين با تمام نگراني اي كه از طارق عزيز داشت و باز هم او را نگه داشته بود، اطلاعات وسيعي بود كه طارق در سياست خارجي داشت كه در اثر همين اطلاعات موفق شده بود راه تعامل را با كشورهايي مثل فرانسه و آلمان پي گيرد و روابط بازرگاني را با آنها، علي رغم محاصره اقتصادي عليه عراق، حفظ كند. نكته شگفت انگيز اينكه خبر فرار طارق عزيز و تسليم شدنش به نيروهاي مهاجم، چند روز بعد از آغاز جنگ اعلام شده بود، ولي طارق عزيز خيلي زود بر صفحه تلويزيون ظاهر شد تا اين خبر را تكذيب و يادآوري كند كه مرگ را بر فرار و خيانت ترجيح مي دهد. آيا او واقعاً راست مي گفت تا اينكه بتواند چند روز ديگر هم باقي بماند تا مأموريت جاسوسي اش را به اتمام برساند. به ويژه پس از اينكه معلوم شد كه حمله و بمباران اوليه منجر به مرگ صدام و ياحتي زخمي شدن شديد او نشده است.
حال، چه طارق عزيز واقعاً همان جاسوسي باشد كه نقش عمده اي در سرنگوني رژيم بعث ايفا كرد و يا اينكه او است كه با آمريكا قراردادي امضا كرد تا امكان دهد صدام حسين به خارج از كشور فرار كند و در مقابل، نيروهاي مهاجم بتوانند بدون هيچگونه مقاومتي وارد بغداد شوند، ولي بايد گفت خبر تسليم شدن طارق عزيز بازتابهاي گوناگون وعكس العملهاي مختلف ووسيعي در رسانه ها به وجود آورد و حتي عده اي مي گويند كه طارق عزيز كليد حل معماي رويدادهاي شب قبل از سقوط بغداد به آن نحو دراماتيكي است كه با تيره بودن تبليغات و اخبار رسانه ها پس از بمباران هتل فلسطين و دفترهاي ماهواره اي كانال الجزيره و كانال ابوظبي همراه بود و تا روزي كه حقايق از پرده بيرون افتد و يا اينكه طارق عزيز خاطرات خود را بنويسد (كه البته از اين راه، پول زيادي به جيب خواهد زد) وزير خارجه اسبق عراق همچنان به صورت يك معماي تاريك باقي خواهد ماند.
عبور از پل فيروزه
آنچه از دهان ايرانيان بيرون مي تراود
ايرانيان چه هنگامي كه تنها يا ميان جمع باشند، چه در خانه يا خيابان و كوچه و بازار؛ چه در سفر يا حضر باشند، پيوسته ورد و ذكر و دعا و حمد و ستايش خدا را بر زبان دارند و بر حسب عادت پيوسته مي گويند: خدا بزرگ است، خدا مهربان و دوستدار ماست، خدا رحمان و رحيم است. پروردگار روزي رسان است. خدايا ما را ببخش و بيامرز. پروردگارا ما را راهنمايي و ياري كن و هنگام آغاز به كاري حتماً بسم الله مي گويند و ناشدني است از كاري يا چيزي سخن در ميان آورند و ان شاء الله بر زبان نرانند.
مختصر اين كه به ظاهر صادق ترين بندگان راستين رب جليل اند و جز رضاي خاطرش انديشه و آرزو ندارند، اما از همان زبان و دهان كه چندين نعمت و تحميد حق بيرون مي تراود، هزاران دشنام و كلمات و جملات ركيك و ناسزا خارج مي شود. نه تنها مردمان عامي، بلكه بزرگان و اعيان و اشراف بر همين خوي و صفتند. ضمن ناسزا گفتن و فحش دادن به هم... به زنان هم نسبتهاي ناروا مي دهند و حال آنكه نه آنان را ديده اند و نه نامشان را مي دانند و نه اين كه در دل خواهان بدنامي و رسوايي ايشان مي باشند. زنان نيز هنگام ستيزگري باهم دست كمي از مردان ندارند و پس از اين كه از دشنام دادن به هم خسته شدند، به هم مي گويند: زنديق، مشرك، بي دين، بت پرست...
شاردن، سياح فرانسوي ـ سده ۱۷ ميلادي


|   شناسنامه   |   آرشيو   |