سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۲ - ۲۵ ربيع الاول ۱۴۲۴
Tue, May 27, 2003
حوادث
شماره۲۴۷۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
دادستان عمومي و انقلاب استان تهران:
• يكي از سياست هاي كيفري دادستاني استان تهران
رسيدگي به جرايم افراد خاص است كه در اصطلاح
جرم شناسي به مجرمين يقه سفيد معروف شده اند.
دقايقي پس از پايان آخرين جلسه محاكمه صادر شد
• قاضي جنايي دادگستري تهران، تيرانداز جنايت خاموش
قيطريه را به پنج بار اعدام در ملأعام محكوم كرد.
وي روز دوشنبه يكم ارديبهشت ماه سال جاري
اعضاي خانواده مردكارخانه داري را به همراه
يك زن ميهمان در ويلاي شماره هفت كوي
مزرعه قيطريه به گلوله بسته بود.
در تجسس هاي مأموران پليس مشهد فاش شد
دادستان عمومي و انقلاب استان تهران:
رسيدگي به جرايم يقه سفيدها در اولويت است
• يكي از سياست هاي كيفري دادستاني استان تهران
رسيدگي به جرايم افراد خاص است كه در اصطلاح
جرم شناسي به مجرمين يقه سفيد معروف شده اند.
گروه حوادث ـ يكي از سياست هاي كيفري دادستاني استان تهران رسيدگي به جرايم افراد خاص است كه در اصطلاح جرم شناسي به مجرمين يقه سفيد معروف شده اند.
سعيد مرتضوي ـ دادستان عمومي و انقلاب استان تهران كه در يك مصاحبه مطبوعاتي و در جمع خبرنگاران صحبت مي كرد، با بيان اين مطلب گفت: اصطلاح مجرمين يقه سفيد براي افرادي به كار مي رود كه داراي خصوصيات خاصي هستند. اين مجرمان تخصص و تبحر خاصي در ارتكاب جرم دارند و هنر آنها اين است كه جرايمي را كه مرتكب مي شوند، قانوني جلوه مي دهند.
وي افزود: علي الظاهر جرم ارتكابي اين گروه از مجرمين توأم با خشونت نيست و آنها از جايگاه اجتماعي و اقتصادي و سياسي ويژه اي برخوردارند. اين جايگاه توانايي هايي خاصي را به آنها مي دهد. تصور بر اين است كه با اولويت دادن به رسيدگي جرايم اينگونه افراد شاهد برخورد قاطع با تبعيض و فساد ومفاسد اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي باشيم و در آينده شاهد فعاليت هاي علمي و فرهنگي امن تري خواهيم بود.
124011.jpg
دادستان عمومي و انقلاب استان تهران اولويت بعدي را رسيدگي به جرايم اخلالگران در امنيت اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، مروجين فساد و فحشا، جرايم سازمان يافته و مخل آسايش عمومي و... دانسته و گفت: ما موفقيت دادسرا را در اين مي دانيم كه پس از شروع به كار، مجرمين در جامعه احساس نا امني كنند و شهروندان صالح در سايه امنيت به زندگي مشغول شوند.
مرتضوي درپاسخ به اين سؤال كه با احياي دادسراها روند رسيدگي به پرونده ها به چه صورت انجام مي گيرد، گفت: در قانون احياي دادسراها تصريح شده پرونده اي كه تا زمان افتتاح دادسراها به دادگاهها ارجاع شده بود، به همان روال قبل رسيدگي شود و در دادسراها پرونده هايي مطرح شود كه پس از تاريخ افتتاح دادسراها اعلام جرم شده است. وي اجراي احكامي كه در زمان قبل از احيا دادسراها صادر شده است را نيز از وظايف دادسراها دانسته و افزود: بررسي هايي را در اين باره آغاز كرده ايم تا احكام صادره در دادگاههاي عمومي و انقلاب را به اجرا در آورده و پرونده ها را مختومه كنيم.
دادستان عمومي و انقلاب استان تهران در باره ملاقات با رياست جمهوري گفت: از زماني كه حكم دادستاني براي من صادر شد و به من ابلاغ شد، سعي كردم ملاقات هايي را با افرادي كه درگذشته در اين سمت مشغول به كار بودند، داشته باشم تا از تجربيات آنها استفاده كنم. در همين راستا از سوي دادگستري در خواست ملاقات با افرادي را كردم كه تجربه شان مي تواند مفيد در عمل به وظايفم باشد. حتي با فرماندهان نظامي پليس تهران و سردار قاليباف هم ملاقاتي داشتم. سعي دارم در آينده با آقاي خاتمي هم ملاقاتي داشته باشم. وي در باره سرنوشت پرونده هايي كه در شعبه ۱۴۱۰ كاركنان دولت مطرح بود و او مسؤوليت رسيدگي به آنها را برعهده داشت گفت، اين پرونده ها اكنون بلاتكليف هستند، ولي هم اكنون يك قاضي به عنوان شعبه جايگزين تعيين شده است و قرار است با انتخاب يك دادرس طي چند روز آينده رسيدگي به پرونده ها آغاز شود.
وي افزود: پرونده هاي مطبوعاتي مطرح در شعبه ۱۴۱۰ به همان روال قبلي توسط رئيس جديد دادگاه رسيدگي مي شود. پرونده هايي كه جديداً تشكيل مي شود، ابتدا توسط سرپرست دادسراي كاركنان دولت كه امور رسانه ها و مطبوعات هم به او محول شده است، مورد رسيدگي مقدماتي قرار مي گيرد. بدين ترتيب كه دادسرا مدير مسؤول مربوطه را احضار و قرار مجرميت برايش صادر مي كند. بعد هم كيفر خواست برايش صادر و پرونده به دادگاه كيفري استان ارجاع مي شود.
در اين دادگاه سه قاضي هستند كه تشكيل جلسه مي دهند و رسيدگي قضايي و صدور حكم برعهده آنهاست. اعضاي هيأت منصفه مطبوعات هم در جلسه رسيدگي حاضر مي شوند.
مرتضوي در پاسخ به اين سؤال كه آيا شما مسؤوليتي در باره جرايم مطبوعاتي داريد يا نه، گفت: دادسراي كاركنان دولت و سرپرست آن زير نظر دادستان انجام وظيفه مي كند طبعاً اگر موضوع يا موردي را تشخيص بدهد كه نياز است دادستان خود اقدام كند، اين كار را قانون به او اجازه داده است. تفويض اختيار مانع از رسيدگي توسط من نمي شود.
وي در جواب اينكه آيا بار ديگر شاهد توقيف مطبوعات خواهيم بود، گفت: اين بستگي به روش ارباب جرايد دارد. اگر آنها روش خود را به مقطعي كه در گذشته بود، بازگردانند، ما لحظه اي درنگ نخواهيم كرد و كسي را در ارتكاب جرم آزاد نمي گذاريم. ولي اگر مديران مسؤول روش قانونمند را در پيش بگيرند، تعطيلي را شاهد نخواهيم بود. برخوردهاي ما با مطبوعات شفاف و علني است. اغلب نشريات توقيف شده، نشريات اجاره اي بودند و خود اجاره دادن نشريه پديده زشت و نا معقولي است. اين مقام قضايي در باره نقش دادسراها در آيين دادرسي كيفري گفت، دادسراها در فرآيند دادرسي كيفري و اجراي عدالت كيفري در تمام دنيا داراي نقش اساسي و محوري هستند حقوقدانان براي فرآيند كيفري پنج مرحله را پيش بيني كرده اند كه در سه مرحله كشف جرم، تعقيب متهم و تحقيقات مقدماتي محور اصلي با دادسراها است و در دو مرحله محاكمه، صدور حكم و مرحله اجراي حكم نيز نقش چشمگيري را ايفا مي كنند.
وي درباره نحوه انتخاب رؤساي نواحي دادسراها گفت: ما براي اين انتخاب مدارك علمي و تعهدات اشخاص را در نظر گرفتيم. در حال حاضر ۱۹ ناحيه دادسرا راه اندازي شده است كه شامل نواحي تخصصي و عمومي است. قضاتي كه در دادگاهها كار مي كردند، آنهايي كه به عنوان قاضي دادگاه ابقا شده اند. در همان شعبه مي مانند و شعبه هايي كه منحل شده اند قضاتشان به دادسرا انتقال داده شده و مشغول به كار شده اند. وي نواحي مختلف دادسراها را، دادسراي مركزي، دادسراي شميران، دادسراي رسالت، دادسراي صادقيه، دادسراي خارك، دادسراي انقلاب، دادسراي فرودگاه، دادسراي هاشمي، دادسراي پانزده خرداد، دادسراي شهيد محلاتي، دادسراي بعثت، دادسراي يافت آباد دادسراي امور جنايي، دادسراي ارشاد. دادسراي اقتصادي، دادسراي نيايت قضايي اجراي احكام كيفري استان، دادسراي امور سرپرستي و دادسراي بومهن اعلام كرده و گفت: در دو ناحيه دوم و سوم دادسراها هنوز به علت مشكل كمبود مكان افتتاح نشده است.
دادستان عمومي و انقلاب استان تهران در پاسخ به سؤالي درباره اينكه از ابتداي انقلاب اسلامي شاهد تحولاتي در ساختار قوه قضاييه بوده ايم و اينكه احياي دادسراها نسبت به گذشته چه تفاوتي دارد، گفت: وقتي پس از ۸ سال اجراي قانون دادگاههاي عمومي نواقصي پيش آمد، قانونگذار تصميم به تغييراتي گرفت از جمله اين ايرادات مقام تعقيب و تحقيق با مقام محاكمه و در محاكم ادغام شده بود. نهايتاً تصميم به احياي دادسراها گرفته شد. ويژگي خاص اين دوره نسبت به قبل در اين است كه قانون دادسراهاي عمومي و انقلاب يكي هستند.
دقايقي پس از پايان آخرين جلسه محاكمه صادر شد
۵ بار اعدام در ملأعام براي تيرانداز جنايت خاموش قيطريه
• قاضي جنايي دادگستري تهران، تيرانداز جنايت خاموش
قيطريه را به پنج بار اعدام در ملأعام محكوم كرد.
وي روز دوشنبه يكم ارديبهشت ماه سال جاري
اعضاي خانواده مردكارخانه داري را به همراه
يك زن ميهمان در ويلاي شماره هفت كوي
مزرعه قيطريه به گلوله بسته بود.
124014.jpg
گروه حوادث: قاضي جنايي دادگستري تهران، تيرانداز جنايت خاموش قيطريه را به پنج بار اعدام در ملأعام محكوم كرد.
وي روز دوشنبه يكم ارديبهشت ماه سال جاري اعضاي خانواده مردكارخانه داري را به همراه يك زن ميهمان در ويلاي شماره هفت كوي مزرعه قيطريه به گلوله بسته بود.
بنابه اين گزارش؛ ساعت ۱۰ و۳۰ دقيقه صبح ديروز ـ دوشنبه ـ عامل قتل عام قيطريه كه هنوز در بازداشتگاه پليس آگاهي تحت نظر است درحالي كه لباس زندان به تن كرده بود، در دادسراي امورجنايي تهران حضور يافت.
اين محاكمه بخاطر محدوديت فضاي شعبه ۱۱۵۷ در اتاق معاون دادستان برگزارشد و خانواده قربانيان جنايت در ابتداي جلسه دادگاه درخواست هاي قبلي خود را تكرار كردند و خواستار اشدمجازات براي مرد تيرانداز شدند. قاضي جواد اسماعيلي پس از شنيدن درخواست اولياي مقتولان به معرفي عامل جنايت قيطريه پرداخت و گفت كه «عليرضا هژبري» ـ ۳۵ ساله ـ مدير يك شركت رايانه اي با تهيه اسلحه كمري به خانه مردكارخانه دار رفته است و اين جنايت هولناك را آفريده است.
سپس قاضي اسماعيلي رو به «عليرضا» كرد و پرسيد: «مي پذيري كه ۵ زن و مرد را كشته اي؟!»
ـ بله.
* چرا اين كار را كردي؟
ـ از حضور اولياي دم معذرت مي خواهم مي دانم كار بدي كرده ام مي خواهم من را ببخشند من و محمدرضا ـ پسر خانواده ـ مشكلات اخلاقي و مالي داشتيم قبلاً با او و زهرا خانم ـ مادرش ـ بحث كرده بودم، شرايط خيلي سختي بود بطوري كه تصميم نابجا گرفتم.
روز جنايت با تهيه اسلحه كه ۲۰ روز قبل از عيد از پاوه خريده بودم به خانه مقتولان رفتم باز به بحث با مادر «محمدرضا» پرداختم او از پسرش حمايت مي كرد اسلحه همراهم بود، من و او در زيرزمين تنها بوديم كه كنترلم را از دست دادم و دو گلوله به سمت اش شليك كردم.
بعد از آن حالت بهت زده اي به من دست داد، نمي دانستم بمانم يا بروم. «مهدي كبيري» در خانه بود او را نيز به زيرزمين كشاندم و به سمتش شليك كردم.
در همان حالت مبهوت رفتم طبقه بالا، مانده بودم چه كنم كه زن ميهمان زنگ زد ابتدا در را باز نكردم همزمان با آمدن «بهاره»، هنوز او خودرواش را داخل حياط نياورده بود كه فاطمه كيميايي جو وارد خانه شد، من به ناچار به سمت او نيز شليك كردم سپس تا آمدن «محمدرضا» با خواهرش درددل كردم وقتي دوستم خواست وارد خانه شان شودبه سمت خواهرش شليك كردم و بعد «محمدرضا» را مورد هدف قراردادم.
* انگيزه ات چه بود؟
ـ انتقامگيري از «محمدرضا» و مادرش، در شرايط بخصوصي قرارگرفته بودم نمي توانم جزئيات اختلافاتمان را بگويم.
بعد از اينكه همه را كشتم چند تخته فرش، يك كيف حاوي چك، پول و اشياي قيمتي ديگر كه دو موبايل نيز بود را داخل «زانتياي» محمدرضا ريختم و ساعت ۱۰ شب بود كه آنجا را ترك كردم.
* چرا از گفتن انگيزه ات طفره مي روي؟
ـ خواهش مي كنم اين موضوع را مبهم بگذاريد، يك چيز بين من و «محمدرضا» بود.
* آخرين دفاع ات چيست؟
ـ دفاعي ندارم فقط از اولياي دم عذرخواهي مي كنم.
بعد از آخرين دفاع مرد تيرانداز، وكيل مدافع تسخيري وي با بيان اينكه بخاطر گستردگي اتهام موكلش و اقرار صريح «عليرضا» به ارتكاب ۵ قتل براي دفاع از وي راهي وجود ندارد از خانواده قربانيان خواست اين مرد گناهكار را موردعفو و بخشش قراردهند. پس از اظهارات وكيل تسخيري متهم تيرانداز، قاضي جواداسماعيلي تنفس اعلام كرد و قرارشد دقايقي بعد حكم قضايي عامل جنايت خاموش قيطريه در جمع حضار قرائت شود.
* ۵ بار اعدام در ملأ عام
۱۵ دقيقه بعد، خانواده قربانيان و ديگر حضار براي شنيدن رأي قضايي در برابر قاضي جنايي دادگستري تهران نشستند.
در اين رأي آمده است: «عليرضا» به خاطر قتل «مهدي كبيري»، «محمدرضا»، «زهرا»، «بهاره» و «فاطمه» كه اكثراً با اصابت گلوله به جمجمه از پاي درآمده اند به ۵ بار قصاص نفس ـ اعدام ـ در ملأعام و بخاطر سرقت به تحمل ۴ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محكوم مي شود.
* درخواست گفت وگوي خصوصي متهم از قاضي
با پايان محاكمه، «عليرضا» كه با شنيدن حكم سنگين براي اتهامش به آن اعتراض كرده بود از قاضي اسماعيلي خواست تا در گفت وگوي خصوصي پرده از راز انگيزه اش بردارد.
اين گفت وگو پشت درهاي بسته صورت گرفت و «عليرضا» ساعاتي قبل از انتقال به زندان در آخرين اعتراف نزد قاضي اسماعيلي به تشريح علت انتقامجويي از «محمدرضا» و مادر وي پرداخت.
بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما؛ در پرونده جنايت هولناك قيطريه كه در ۵۰ سال گذشته بي سابقه بوده است، پليس و دادگاه جنايي با اقدامات علمي و اطلاعاتي توانستند در كمتر از ۲۴ ساعت عامل قتل عام را رديابي كنند، ۲۰ روز بعد جزئيات قتل عام را فاش كنند و دادگاه نيز محاكمه فوق العاده برگزار كرد.
«حسن كبيري» پسر ارشد مرد كارخانه دار كه مديرعامل يكي از شركتهاي سرشناس موادشوينده است بعد از خاتمه دادگاه و صدور رأي قضايي به خبرنگار ما گفت: تصور نمي كردم به اين سرعت قاتل شناسايي شود با درايت و تيزهوشي قاضي پرونده عامل قتل سريع محاكمه و محكوم شد، من از طرف خانواده ام و ديگر اقشار جامعه از كساني كه در پيگيري اين پرونده سنگين نقشي داشته اند قدرداني و تشكر مي كنم.
در تجسس هاي مأموران پليس مشهد فاش شد
جزئيات گروگانگيري مرگبار
دانش آموز ۷ ساله
124008.jpg
گروه حوادث : عامل گروگانگيري مرگبار مشهد كه در آن دانش آموز ۷ساله اي قرباني اخاذي ۷ميليوني شده بود با تلاش كارآگاهان اداره آگاهي مشهد دستگير شد.
راز اين جنايت زماني فاش شد كه پليس توانست در يك رديابي علمي و عمليات تخصصي عامل آدم ربايي را به دام اندازد و وي اقرار كرد كه جسد پسربچه ربوده شده را درون چاهي در روستاي دستگردان انداخته است.

بنابراين گزارش ، ساعت ۱۷ روز چهارشنبه ۲۴ ارديبهشت ماه سالجاري ، مرد جواني درحالي كه هراسان بود با مراجعه به كلانتري شهرك شهيدباهنر مشهد اعلام كرد ، ساعتي قبل مرد ناشناسي در تماس با منزل پسرعمويم ادعا كرد پسرم «امير وافري » را به گروگان گرفته است وتهديد كرده كه اگر مي خواهيد زنده بماند بايستي مبلغ ۷ميليون و۵۰۰هزارتومان به وي بپردازيد. وي در ادامه گفت: پس از اين تماس بلافاصله به مدرسه پسرانه در نزديكي محل سكونتمان رفته ودر آنجا متوجه شدم اميركوچولو با ترك خانه به مدرسه نرفته است و ادعاي گروگانگير واقعيت دارد. ماجراي اين آدم ربايي ساعتي بعد با دستور ويژه دادرس شعبه ۲۷ دادگستري مشهد دراختيار پليس آگاهي مشهد قرار گرفت واكيپي از مأموران شعبه اول اداره آگاهي به سرپرستي سرهنگ نمايي تحت نظر سرهنگ يزداني و به فرماندهي سرهنگ منصوري (معاون آگاهي انتظامي مشهد) براي رهايي گروگان ۷ساله از دست آدم ربايان وارد عمل شد.
كارآگاهان در نخستين اقدام به تجسس در اطراف مدرسه ومنزل كودك ربوده شده پرداختند ودر تحقيق از شاهدان متوجه شدند كه آدم ربايي به زور نبوده وكودك ۷ساله توسط آشنايي كه وي اعتماد كاملي به او داشته ، ربوده شده است.
كارآگاهان باتوجه به بررسيهاي اوليه تحقيقات خود را روي جزئيات زندگي پدر گروگان متمركز كردند ودريافتند اين مرد كه عيدمحمد نام دارد و راننده كاميون است چند روز قبل كاميونش را براي فروش به بنگاهي منتقل كرده وقصد دارد آن را به مبلغ ۷ميليون وپانصدهزار تومان بفروشد.
بدين ترتيب ، كارآگاهان پي بردند گروگانگير بطور ناشيانه وبا شناخت كاملي از دارايي پدر امير، نقشه ربودن فرزندش را طراحي كرده وپس از تحت نظر گرفتن مسير به رفت وآمدهاي طعمه اش او را در مسير مدرسه ربوده است.
همزمان بابررسي هاي كارآگاهان، مرد گروگانگير در تماس بعدي باخانواده گروگان با تهديد گفت: «پولها را هرچه سريعتر آماده كنيد وصبح روز شنبه پس از تماس من آن را به منطقه اي در شهرستان تربت حيدريه آورده و تحويل بدهيد. وي تأكيد كرد كه پليس نبايستي دخالت كند وگرنه امير كشته خواهد شد. از آنجايي كه تحقيقات كارآگاهان نشان داد آدم ربا بايستي با خانواده گروگان آشنا باشد چراكه وي را به راحتي ربوده بود ومي داند بيش از ۷ميليون پول در اختيار پدر گروگان است تجسس ها روي بستگان نزديك پدر «امير» متمركز شد تا اين كه ظهر روز پنجشنبه ۲۵ ارديبهشت ماه (محمدرضا) مرد معتاد ۴۲ساله كه يكي از اقوام نزديك پدر گروگان است و از مدتها قبل با وي دچار اختلاف شده بود به اداره آگاهي احضار و بازداشت شد. وقتي اين مرد به دام افتاد و هيچ دسترسي به تلفن پيدا نكرد برخلاف وعده آدم ربا روز شنبه هيچ تماس تلفني اي با خانواده «اميركوچولو» گرفته نشد واز سويي ديگر تحقيقات نشان داد روز آدم ربايي «محمدرضا»حالتي آشفته در خانه داشته است.
بدين ترتيب كارآگاهان اين مرد را تحت تحقيق علمي قراردادند و «محمدرضا» با وجود ادعاهاي واهي و گمراه كننده قبلي اش وقتي ديد پليس وي را با مدارك كافي و سرنخ هاي به دست آمده مجرم شناخته است سرانجام پس از گذشت يك هفته روز چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ماه لب به اعتراف گشود و پرده از جزئيات آدم ربايي مرگبار برداشت.
وي به مأموران گفت: از مدتها قبل با پدر «امير» اختلاف داشتم و قصد داشتم تا از او انتقام بگيرم و از آنجايي كه نيازمالي شديدي داشتم تصميم گرفتم با ربودن پسرش از او اخاذي كنم.
وي در ادامه گفت: چند روز قبل متوجه شدم كه وي قصد دارد كاميونش را بفروشد و در همان زمان بود كه تصميم گرفتم تا نقشه ام را عملي كنم. به همين خاطر با كنترل رفت و آمدهاي امير به مدرسه، روز حادثه در اطراف مدرسه كمين كردم و زماني كه او مي خواست وارد مدرسه شود او را به بهانه ديدن پدرومادرش سوار اتوبوس كردم و به طرف امامزاده اي واقع در بخش ميامي بردم. در بين راه منصرف شدم و پياده شديم و به روستاي دستگردان رفتيم. از آنجايي كه اهالي روستا مرا مي شناختند نگران شدم كه مبادا متوجه ربوده شدن كودك شوند به همين خاطر او را در چاهي خارج از روستا انداختم. وي در ادامه اعترافات تكان دهنده اش گفت: پس از آن كه كودك را درون چاه انداختم به مشهد بازگشتم و درتماس با پسرعموي پدر «امير» از آنها خواستم تا مبلغ ۷ ميليون و پانصدهزارتومان در قبال آزادي پسرشان به من بپردازند. پس از اعترافات متهم، اكيپي از كارآگاهان آگاهي مشهد همراه با قاضي كشيك جنايي و مأموران آتش نشاني به روستاي دستگردان عزيمت و پس از چند ساعت تلاش موفق شدند پيكر بي جان گروگان ۷ ساله را در حالي كه دست و پا و دهانش بسته شده بود از عمق چاه خارج كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |