سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۲ - ۲۵ ربيع الاول ۱۴۲۴
Tue, May 27, 2003
فرهنگ و پايداري
شماره۲۴۷۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
به ياد شهيد سيد محمد تقي رضوي
عمليات بيت المقدس از نگاه ناظران جهاني
123966.jpg
عمليات پيروزمندانه بيت المقدس كه منجر به آزادسازي خرمشهر پس از ۵۷۵ روز گرديد، ضربه اساسي و تعيين كننده اي بر پيكر دشمن وارد ساخت و تمامي معادلات، باورها و ذهنيتهايي را كه در مورد توانايي و قابليتهاي نظامي جمهوري اسلامي ايران وجود داشت، تغيير داد. بسياري از كارشناسان نظامي و تحليلگران رسانه هاي خارجي، در برابر «سرعت عمل» و «ويژگيهاي عملياتي» نيروهاي ايراني به هنگام فتح خرمشهر، غافلگير، مبهوت و شگفت زده شدند.
راديو دولتي انگلستان كه در شامگاه نهم ارديبهشت ۱۳۶۱ اعلام مي كرد: «چنانچه ايرانيان در صدد بازپس گرفتن خرمشهر برآيند، سخت ترين «گردو» را براي شكستن برگزيده اند»،۱ سرانجام ناچار شد سكوت خود را بشكند و طي گفتاري در روز پنجم خردادماه سال شصت و يك، يعني دو روز پس از فتح خرمشهر توسط رزمندگان ايران اسلامي، حيرت زده اعلام كند: «از زماني كه خبرنگاران غربي از نيروهاي عراقي در خرمشهر ديدن كرده و از روحيه خوب آنها گزارش داده اند، بيش از سه يا چهار روز نمي گذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقي ها بيرون كشيده شد.»
در ساعت ده و پنجاه و پنج دقيقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ،۱۳۶۱ خبرگزاريهاي بين المللي، در گزارشهايي كه با عنوان «بسيار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره كردند، براي نخستين بار ضمن استناد به بيانيه نظامي صادره از سوي حكام بغداد، اعلام داشتند كه عراق «تلويحاً» به شكست خود اعتراف كرده است. به نوشته وزير خارجه وقت جمهوري اسلامي ايران، خبرگزاري رسمي عراق ـ آي. ان. ا ـ طي يك اطلاعيه كوتاه ضمن آنكه از خرمشهر با عنوان «بندر خرمشهر» نام برد، اعلام كرد: «سخنگوي ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهاي بين المللي عقب نشيني كرده اند. خبرنگار عراق افزود كه عقب نشيني نيروهاي عراقي، از روز يكشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده بود.»۲
همين اطلاعيه تلكس بين المللي خبرگزاري عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت ديگري از سوي راديو صوت الجماهير بغداد به اطلاع افكار عمومي عراق رسانده شد: «يك سخنگوي ارتش عراق اعلام كرده است كه نيروهاي پيروزمند قادسيه صدام پس از آنكه تمامي حمله هاي قواي دشمن مجوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجيه (سوسنگرد) و الاحواز (اهواز) با اقتدار كامل دفع كردند... صبح روز ۱۹۸۲‎/۰۵‎/۲۴ (۱۳۶۱‎/۰۳‎/۰۳) در يك جابه جايي تحسين برانگيز، عقب نشيني تاكتيكي (!) خود را از جبهه محمره (خرمشهر) با موفقيت كامل انجام داده اند.
مجد و افتخار بر لشكريان پيروزمند صدام حسين۳
اين دعاوي درست در شرايطي از راديوي دولتي بغداد پخش مي شد كه خبرگزاري آمريكايي «يونايتدپرس» در ساعت بيست و چهار و بيست و دو دقيقه همان روز، در گزارش ارسالي خود از بيروت، سربازان عراقي را در حال فرار توصيف كرد و نوشت:
«... سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گريختن از خرمشهر و مناطق اشغالي هستند.»۴
دكترعلي اكبر ولايتي در كتاب تاريخ سياسي جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران (صفحه۱۰۴) با اشاره به تبليغات سران دشمن مي نويسد: «عراق به صراحت شكست خود را اعتراف نكرد و حتي مدعي بود كه گوشمالي لازم را به انقلاب اسلامي ايران داده است و درنتيجه، چون ضرورتي احساس نمي كرد كه نيروهايش بيشتر در خرمشهر بمانند، آنها را با درگيري به عقب كشيده است.»
پس از پخش گزارشهاي مستند و خبري و تصاوير تهيه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه هاي ايراني و خارجي كه در آنها شكست نيروهاي عراقي درقالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهيزات منهدم شده يا به غنيمت درآمده دشمن، به گوياترين وجهي به نمايش درآمد، ديگر حتي كشورهاي جنوب خليج فارس نيز كه همواره از صدام حمايت مي كردند، اكنون به واهي بودن دعاوي حكام بغداد اذعان داشتند. اكنون حتي مردم عراق هم به ماهيت واقعي ماجرا وقوف يافته بودند و به خوبي مي دانستند كه صدام به خاطر شكست در جبهه محمره! جمع كثيري از زبده ترين فرماندهان خود، از جمله سرلشگر صلاحي قاضي ـ فرمانده سپاه سوم ارتش عراق ،... سرتيپ ستاد جواد اسعد شينته، فرمانده سابق لشگر سوم زرهي، سرهنگ دوم ستاد محسن عبدالله، فرمانده تيپ ۱۲ زرهي ابن وليد، سرهنگ ستاد «شاكر العماري»، فرمانده تيپ ،۱۰۴ سرتيپ «عطاءالله نوري الدنيمي» معاون سپاه سوم، سرهنگ «احمد زيدان»، فرمانده عمليات خرمشهر را تيرباران كرده است.
از طرف ديگر رژيم عراق براي فريب افكار عمومي و سرپوش گذاشتن بر شكست خود در عمليات بيت المقدس، اقدام به اعطاي «مدال شجاعت»، «نشان لياقت» و نشان «رافدين» به تعدادي از فرماندهان خود كرد. راديو دولتي صداي آمريكا پس از پنج شبانه روز سكوت و امتناع از انعكاس خبر فتح خرمشهر توسط نيروهاي ايراني، سرانجام در «گزارش ويژه» ۱۳۶۱‎/۳‎/۸ خود مي گويد:
«به رغم مشكلات تداركاتي، نا آرامي هاي ناشي از انقلاب و كاهش تدريجي قدرت عمليات نيروي هوايي ايران، ماشين نظامي ايران به گونه اي اعجاب آور عمل كرد.»
روزنامه گاردين چاپ انگلستان درباره فتح خرمشهر مي نويسد: «سقوط خرمشهر يعني سقوط آخرين و مهمترين افتخار جنگي عراق كه ايراني ها با بازپس گرفتن آن، اين برگ برنده را كه به وسيله آن عراق مي كوشيد ايران را به پاي ميز مذاكره بكشاند، از دست بغداد ربودند.»۵
احمد متوسليان، در تاريخ ۱۳۶۱‎/۳‎/۷ در جلسه رده هاي مختلف فرماندهي تيپ ۲۷ محمدرسول الله(ص)، در قرارگاه تاكتيكي تيپ ۲۷ «دارخوين» اين چنين به جمع بندي دستاوردهاي عمليات «الي بيت المقدس» مي پردازد: «در مورد عمليات اخير گفتني زياد است؛ ليكن در يك تحليل فشرده بايد گفت كه از لحظه سقوط رژيم طاغوت تا به امروز به تعبير تمام خبرگزاريهاي عمده، سابقه نداشت كه چنين ضربه سياسي مهلكي به منافع آمريكا وارد شود. فتح خرمشهر باعث شد توازن نظامي اي كه آمريكا در منطقه برقرار كرده بود، به شدت به ضرر غرب برهم بخورد. وزير امور خارجه آمريكا (الكساندر هيگ) رسماً در شوراي امور خاورميانه وزارت خارجه شان مي گويد: «پيروزيهاي اخير ايران در جنگ با عراق براي آمريكا نگران كننده است و منافع غرب خصوصاً آمريكا را در منطقه به خطر انداخته است.»
*پانوشت در روزنامه موجود است
خرمشهرفرهنگنامه مقاومت و ايثار
خرمشهر فرهنگنامه مقاومت و ايثار، دليري و شهامت و عشق و ايمان رزمندگان ۸سال دفاع مقدس است. اين شهر در منطقه جنوب خوزستان نزديكترين شهر از راه خشكي و آبي به عراق است. لذا نيروهاي عراقي از همان روزهاي اول جنگ تحميلي هلهله كنان با تصور اينكه در مدت كمي خرمشهر سقوط خواهدكرد، حمله خود را از مسير شلمچه آغاز كردند. اما طولي نكشيد كه با مقاومت غيرقابل انتظار جوانان اين شهر و نيروهاي ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي روبرو شدند و جنگي تمام عيار و خانه به خانه درگرفت. بيست و پنجمين روز نبرد از شديدترين روزهاي درگيري بود، زيرا يگانهاي متعدد دشمن با پشتيباني تانك ها و زره پوشها كه به شهر نفوذ كرده بودند، در محورهاي مختلف سنگر به سنگر با به شهادت رساندن يامجروح كردن رزمندگان تا بعدازظهر مواضع ما را يكي پس از ديگري تصرف كردند. در نتيجه به مركز شهر (پل خرمشهر) تسلط يافتند. ولي يورش شجاعانه حماسازان خرمشهر در عصر همين روز بارديگر خرمشهر را از سقوط حتمي نجات داد و نيروهاي دشمن عقب رانده شدند. اين مقاومت حماسي دلاور مردان رزمنده، نام خرمشهر را به خونين شهر تبديل كرد. اما فشار روزافزون آتش توپخانه، خمپاره، تانك هاي سرمست و بمبارانهاي لحظه به لحظه هوايي باعث شد كه خرمشهر پس از ۳۵روز مقاومت جانانه به تصرف نيروهاي عراقي درآيد.
نيروهاي دشمن در طول يكسال و نيم تجاوز خود، طي يك رشته عمليات مهندسي پيچيده آن را به صورت يكي ازمحكمترين مواضع پدافندي خود درآورده بودند. واحدهاي مهندسي تابع سپاه سوم ارتش عراق با تخريب سيستماتيك قسمت اعظم شهر وايجاد ميادين مين و كانالهاي زيرزميني، چنان ساختار دفاعي مستحكمي در اين شهر ايجاد كرده بودند كه به فرض احتمال نفوذ نيروهاي ايراني در كليه مواضع و استحكامات پيرامون و داخل خرمشهر، باز او قادر بود در صورت لزوم وارد يك جنگ شهري طولاني با نيروهاي ايراني شود. حتي براي جلوگيري از فرود چتربازان ايراني تيرآهن، ماشين هاي سوخته و نخلها را قطع كرده با فاصله معيني در حوالي خرمشهر علم كرده بود.
پس از اتمام عمليات فتح المبين بلافاصله تخريب مناطق مسكوني خرمشهر توسط واحدهاي مهندسي سپاه سوم عراق به طور جدي آغاز گرديد به گونه اي كه صداي انفجارهاي مهيبي در شرق رودخانه كارون شنيده مي شد. احداث استحكامات در داخل شهر و نحوه تخريب و مين گذاري آن به منظور ممانعت از ورود ما، از شمال و شرق شهر به طور جدي دنبال مي شد.
صدام فكر مي كرد با تصرف خرمشهر و آبادان مي تواند به آرزوي ديرينه خود يعني تسلط كامل براروند برسد، تا اينكه پس از ۱۹ماه اشغال در مرحله سوم عمليات بيت المقدس در تاريخ ۶۱‎/۳‎/۳ با رمز «ياعلي بن ابيطالب(ع)» خرمشهر آزاد شد. بيشترين اسير در طول ۸سال دفاع مقدس يعني هجده هزار نفر از نيروهاي عراقي در اين عمليات به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.
از نقاط مهمي كه به عنوان يادهاي سبز در خاطرات رزمندگان و مردم ما باقي مانده است، مي توان ميدان مقاومت، مسجد جامع، شلمچه، بندرگمرك خرمشهر، پل خرمشهر، پل نو، نهرعرايض، نر خين و … را نام برد.
معاونت عمليات فرهنگي
اداره فرهنگي سپاه پاسداران
به ياد شهيد سيد محمد تقي رضوي
سيد جبهه هاي نور
سخن از مردي است كه مردانه راوي حديث عشق شد و عاشقي را تا مرز جان از براي معشوق، راهنمايي كرد. سخن از سيد جبهه هاي نور، سيد محمد تقي رضوي است؛ مسؤول سابق ستاد مركزي پشتيباني و مهندسي جنگ جهاد و قائم مقام قرارگاه مهندسي رزمي خاتم الانبياء(ص)، شهيدي كه از هنگام تولد تا لحظه شهادت، همواره در سبيل حق گام برداشت و ساده تر از آنچه به باور درآيد، زيست. او به گونه اي عالم را محضر خدا مي ديد كه حتي در ميان دود و آتش خمپاره ها نيز با آفريدگارش مناجات مي كرد. «خدايا! عاشقم، عاشقترم كن، به ديدارت... خدايا! با ديدن ياوران صديقت غبطه مي خورم، مراهم با همه روسياهي به عظمت روح شهدا ببخش و بيامرز.»
و به راستي مصداق بارزي از شيران روز و زاهدان شب بود؛ مرد جبهه بود. او متعلق به تمام جبهه و دوستي براي تمام رزمندگان بود. هفت سال در بيابانهاي گرم جنوب و غرب كشور مقاومت كرد. شهيد رضوي در همان ابتداي جنگ به همراهي شهيد دكتر چمران و ديگر ياران امام راحل، دور تا دور اهواز را كانال كشيدند و او نخستين تجربه جنگي را آزمود و از همان زمان دست روي مهندسي جنگ گذاشت. تعدادي لودر و بلدوزر و غلتك از گوشه و كنار خوزستان جمع آوري كرد و بناي كار مهندسي را با نيروي مردمي بنيان گذاشت.
نخستين ثمره فعاليت او، احداث جاده نظاميه انديمشك تا حميديه در زير ديد و تيررس دشمن بود؛ به عبارتي ديگر اولين اقدام حياتي و كارساز مهندسي جنگ. آن زمان كه امام(ره) فرمودند حصر آبادان بايد شكسته شود، همين «رضوي» ها در پياده كردن امر رهبرشان، «ثامن الائمه» را تدارك ديدند و در نهايت حصر آبادان شكسته شد. شهيد رضوي در آن روز نيز مسائل «مهندسي جنگ» را دنبال مي كرد و نتيجه اش خاكريزي بود كه پشت رودخانه كارون احداث شد و ديد دشمن را نسبت به كل منطقه كور ساخت. او در مواردي كه آتش دشمن زياد بود، خود روي بلدوزر كار مي كرد و در حالي كه مجبور بود در تيررس دشمن عمليات مهندسي را انجام دهد، بدون توجه به آتش شديد دشمن، خاكريز مستحكمي تحويل حزب الله مي داد. اين عبارت «حزب الله جبهه» از خودش به يادگار مانده است. او تمام نيروهاي حاضر در جبهه را حزب الله خطاب مي كرد و به هر كسي كه در جبهه به چشمش مي خورد، حزب الله مي گفت. به راستي چه برداشت خوبي از بچه ها داشت. به ياد آوريم آن زمان كه «رضوي» اراده كرد در پشت كوه هاي الله اكبر و چزابه، از ميان رملهاجاده اي احداث كند و «غير ممكن است.» را ممكن سازد. رزمندگان با تانكهايشان از آن گذشتند و در پشت دشمن حاضر شدند و آن روز كه در اطراف تنگه استراتژيك چزابه، با امكانات كم، پا به پاي خط شكنان، خاكريز دو جداره احداث كرد. «رضوي» در فتح المبين تمام طرحهاي مهندسي جنگ را به صحنه آورد و علاوه بر آن كه يكي از بزرگترين پيروزيها نصيب رزمندگان اسلام شد، چگونگي حضور نيروهاي مهندسي جنگ جهاد در جبهه را تدوين كرد و سپس مسؤوليت پشتيباني مهندسي جنگ جهاد را به عهده گرفت و با قبول اين مسؤوليت وابستگي خود را به جنگ بيشتر كرد.
... سرانجام، هنگامي كه براي شناسايي منطقه عملياتي كربلاي ۱۰ در كوه هاي غرب حضور يافته بود، لحظه موعودش فرارسيد. او كه بارها و بارها شاهد عروج ملكوتي همسنگرانش بود و حسرت اين عروج را مي خورد. ناگهان شرايط برايش فراهم آمد و با انفجار گلوله توپي كه جلويش منفجر شد، چشمانش برقي زد و لحظه اي بعد در خون خود غوطه ور شد، تركش، سينه چاكش كرده بود ولي نتوانسته بود لذت عروج او رابه ملكوت اعلي بگيرد؛ زيرا چشم به آسمان دوخته بود و لبخندزنان، گذشته اش را به ياد مي آورد. او رو به درگاه خدا از نعمتي كه نصيبش شده بود، به التماس افتاده بود. در اين لحظه دستي به كمكش آمد، ولي او مانعش شد و خيلي آرام گفت: «... فايده اي ندارد، زحمت نكشيد. من در آغاز راهي قرار گرفته ام كه هفت سال دنبالش مي گشتم. پس مراتنها بگذاريد وتكانم ندهيد...» «رضوي» چنان آرام و دل نشين از دنيا پر كشيد كه دل تمام همسنگرانش را به درد آورد و غم از دست رفتنش، قرارگاه خاتم الانبيا را سوگوار كرد. به درستي لحظات ملكوتي به خون غلتيدن سرداري بزرگ چون او را كدام قلم توان نوشتن دارد و چگونه مي توان عظمت آن لحظه ها را به ديگران انتقال داد؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |