سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۲ - ۲۵ ربيع الاول ۱۴۲۴
Tue, May 27, 2003
گفت و گو
شماره۲۴۷۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با هاتف دوستدار، موسيقي درمانگر
رازهاي موسيقي درماني
123981.jpg
اكنون بيش از هميشه به نقش هنرهاي هفت گانه در جريان زندگي انسانها اهميت داده مي شود.
با اين وصف آنچه كمتر بازگو شده، تأثير يكي از اين هنرها در جسم و روان آدمهاست: موسيقي! هنري كه تا چندي پيش به نوعي مورد بي توجهي قرارگرفته بود
ولي امروز انتقادهاي گسترده را پشت سر گذاشته و همچون هنري مؤثر در كنار ديگر هنرها،
مورد اقبال صاحبنظران واقع شده است.
اينكه موسيقي هنوز تا چه حد مورد پذيرش است، خود بحث ديگري است
اما آنچه در گفت وگو با هاتف دوستدار مورد بحث قرارمي گيرد، اين است كه موسيقي تا چه اندازه در درمان بيماريها مؤثر است، شامل چه فعاليتهايي مي شود و در درمان چه امراضي مؤثرتر خواهد بود؟ و آيا در موسيقي درماني، نقش دارو و معالجات پزشكي نفي مي شود؟
هاتف دوستدار اكنون در يكي از مجتمع هاي توانبخشي
از موسيقي به عنوان شيوه اي براي درمان كودكان استثنايي استفاده مي كند.
او معتقد است از موسيقي در درمان ساير افراد نيز مي توان استفاده كرد.
گفت وگو با او را بخوانيد.
•••
| موسيقي درماني يكي از رشته هايي است كه به تازگي در ايران مورد توجه قرارگرفته. قدمت اين رشته به چه زماني برمي گردد؟
* موسيقي درماني از زمان باربد و نكيسا و حتي پيش از آن وجود داشت. در متون تاريخي هند نيز به تأثيرات روحي موسيقي اشاره شده و در آثار كنفوسيوس هم به صورت مستقيم، تأثيرات موسيقي درماني مورد تأكيد قرارگرفته است. از آنچه از زمان نكيسا ثبت شده چنين برمي آيد كه نكيسا با نواختن يك آهنگ، مخاطبين خود رابه خواب مي برد و تا آهنگ ضدآن را نمي نواخت، هيچكس از خواب بيدار نمي شد.
بعد از جنگ جهاني اول، اين رشته در غرب به صورت تجربي آغاز و تأثيرات موسيقي بر روي انسان درك شد. ولي مبحث علمي و دقيق موسيقي درماني بعد از جنگ جهاني دوم در اروپا و آمريكا شكل گرفت و امروزه، اين رشته در دانشگاههاي آكسفورد و كمبريج در سطح دكترا تدريس مي شود اما موسيقي درماني در ايران، از حدود ۲۰ سال پيش مورد توجه قرارگرفت. البته نه به صورت منسجم و پيوسته. اما از سال ۱۳۷۰ به بعد، موسيقي درماني به شكل تجربي و به صورت آزمون و خطا مورد استفاده قرارگرفت. با اين حال در ايران بايد لفظ درمان در باب اين رشته را با احتياط به كار ببريم. چرا كه در حال حاضر اين رشته در مرحله تجربي است. در ابتداي كار موسيقي درماني در ايران زمان زيادي صرف شد تا تأثيرات درماني موسيقي به مردم شناسانده شود اما دركشورهاي ديگر به خاطر پيشرفتهاي سريع موسيقي درماني وقت چنداني صرف اثبات تأثير موسيقي بر درمان نشد و زودتر مورد قبول واقع قرار گرفت.
در حال حاضر در ايران، اين رشته به صورت آكادميك و علمي تدريس نمي شود، و تنها اخيراً دانشگاه تربيت مدرس، هيأتي تشكيل داده است تا در اين خصوص مطالعه كنند.
| در مراحل اوليه ورود اين رشته به ايران، چه نوع بيماريهايي تحت درمان موسيقي قرارگرفت؟
* كودكان استثنايي از يك دهه پيش تاكنون با استفاده از موسيقي، مورد درمان قرارگرفته اند و پس از آن هم كودكاني كه از عدم تمركز يا مشكلات رواني رنج مي بردند، مورد درمان قرارگرفتند البته موسيقي درماني شامل بخشهاي متنوعي است.
مثلاً يكي از متخصصين اين رشته، افراد روان پريش، يعني افرادي كه دچار بيمارهاي روحي و رواني اند و بيماران اسكيزوفرني را تحت درمان موسيقي قرارداد.
| آيا موسيقي درماني لزوماً براي بيماريهايي است كه منشأ روحي ـ رواني دارند؟
* حوزه موسيقي درماني، فوق العاده گسترده است. درواقع موسيقي درماني يك راه حل مفيد براي رسيدن به اهداف توانبخشي اعم از جسمي و روحي است. اگرچه اين روش براي بيماريهايي كه منشأ روحي ـ رواني دارند بسيار مفيد است، ولي موسيقي درماني درمورد خيلي از بيماريهايي كه منشأ فيزيولوژي (جسماني) هم دارند، با نتايج مثبتي روبروست. چون تأثيرات موسيقي يك جانبه نيست. وقتي فرد به موسيقي گوش مي دهد، يك ارتباط روحي در او برقرار مي شود كه در نهايت بر روان او تأثير مثبت خواهد گذاشت. اكثر مردم هم تنها به همين جنبه توجه دارند. ولي اين فقط يك جنبه موسيقي است. جنبه ديگر، جنبه فيزيكي آن است، مثل تأثيرات مغزي درواقع صوتي كه ما مي شنويم، علاوه بر تأثيري كه بر روي سيستم شنوايي و سپس رمزگرداني در همان قسمت دارد، بر ساير بخشهاي مغز نيز، اثر گذاشته و تأثيراتي چون افزايش يا كاهش فشارخون، فعال شدن غدد، تپش قلب، تنظيم تنفس و … را به همراه دارد.
براساس آزمايشاتي كه در سراسر دنيا انجام شده، شدت بيماريهايي چون ايدز، سرطان، آلزايمر، پاركينسونز، آفازين و سكته مغزي از طريق موسيقي كنترل مي شود.
دسته ديگري از كساني كه از موسيقي درماني استفاده مي كنند، بچه هاي بيش فعال (hyperactive) هستند. يعني بچه هايي كه انرژي زياد دارند. همچنين بچه هايي كه مشكلات عاطفي يا مشكلات درسي و عدم تمركز دارند، به موسيقي درماني پاسخ مي دهند البته دراين روش، نبايد سيستم درمان كلاسيك را فراموش كرد. بدين معنا كه موسيقي درمانگر در كنار درمانهاي روتين پزشكي كه در حال انجام است، فعاليتش را ادامه مي دهد و او تنها باعث افزايش سرعت درمان مي شود. مثلاً بيماريهايي مانند بيماري آفازين، مدت درمان بسيار طولاني دارند. افراد مبتلا به آفازين كه قبلاً داراي تكلم بوده اند، در اثرحادثه اي تكلم خود را از دست مي دهند و گفتاردرماني روشي است كه به وسيله يكسري تمرينات سعي مي كند گفتار آنها را برگرداند؛ ولي مدتي كه براي مداوا براي فرد تحت درمان تعيين مي شود، بسيار طولاني و خسته كننده است. حال اگر در كنار برنامه هاي درماني از فعاليت هاي موسيقايي مثل خواندن شعر و آواز كه به صورت خاص براي هر بيمار طراحي مي شود، استفاده كنيم طول درمان سريع تر خواهد بود.
| يعني در واقع تأثير موسيقي درماني، غيرمستقيم و به صورت مكمل كار پزشكان است؟
* تأثير موسيقي بر روي افراد به صورت مستقيم و غيرمستقيم است. در بخش مستقيم، نوع موسيقي مي تواند به وسيله فرد تحت درمان انتخاب شود كه در نهايت باعث برانگيختن روح و عواطف او خواهد شد. مثلاً: موسيقي مي تواند با وجود مشكلات جسمي در فرد، روح و روان او را تقويت كند. به عنوان نمونه سيستم ايمني فردي كه سرطان دارد با استفاده از موسيقي درماني، قابل تقويت است و مي توان مقاومت او را در برابر اين بيماري بالا برد و يا حتي باعث كاهش درد شد.
در بخش غيرمستقيم نوع موسيقي براي فرد تحت درمان مؤثر نيست. در واقع اين تأثيرات مغزي است كه به صورت اصوات هارمونيك روي فرد اثر مي گذارد و از موسيقي به عنوان فيلتر استفاده مي شود. به طوري كه در حين پخش موسيقي توجه فرد تحت درمان به موسيقي ، به طور مستقيم نيست و يا حتي ممكن است او مايل به شنيدن آن موسيقي نباشد. در واقع در زماني كه فرد مشغول كار است، موسيقي را پخش مي كنند و در اين حالت، اصوات خارج از اراده او به خصوصي ترين وجوه مغزش، به صورت اتوماتيك وارد و رمزگرداني مي شود و بر روي سيستمهاي مغزي وي اثر مي گذارد. از اين روش در كشورهاي اروپايي و آمريكايي و در سيستم آموزش و پرورش به منظور بالا بردن ميزان دقت و تمركز دانش آموزان در كلاس درس استفاده مي كنند. به اين ترتيب كه در حين تدريس، موسيقي را با صداي ملايم و تا آنجا كه اختلال در كلاس ايجادنشود پخش مي كنند. سپس اين موسيقي، به صورت فيلتر موجب حذف صداهاي زائد شده و با ايجاد فضاي آرام، بر سيستم مغزي دانش آموزان تأثير مي گذارد و باعث افزايش ميزان دقت و تمركز شاگردان مي شود.
| روش درمان بيماريها به وسيله موسيقي چگونه است؟
* در ابتدا تمام مشكلات فردي كه براي معالجه مراجعه مي كند، ثبت مي شود. سپس تستهاي روان شناختي از او مي گيرند. قسمتي از اين تستها در تخصص روانشناس است و قسمت ديگر در محدوده كار موسيقي درمانگر كه شامل تستهاي عملي است. مثلاً براي اندازه گيري تمركز وميزان دقت فرد تحت درمان از چيدن پازل گرفته تا اندازه گيري حجم استفاده مي شود. براساس تستهاي روانشناختي، فعاليتهاي موسيقايي براي فرد تعيين مي شود و با توجه به مواردي كه درمانگر تعيين مي كند، طول درمان مشخص مي شود.در واقع مهمتر از همه اينها، نقش درمانگر در اين درمان است. تأكيد مي كنم كه گرچه شرط لازم براي فعاليت در اين رشته، آشنايي با موسيقي است ولي شرط كافي نيست. به اين معنا كه هر فرد مطلع از موسيقي، لزوماً درمانگر مناسبي براي اين رشته نخواهد بود. بلكه شرط ارتباط با افراد و تجربه لازم با كار كردن با موسيقي هم ضروري و بااهميت است.
| اين فعاليتهاي موسيقايي شامل چه فعاليتهايي است؟ آيا توسط درمانگر انجام مي شود يا درمان جو؟
* فعاليتهاي موسيقايي شامل آواز خواندن، اجراي قطعه موسيقي، بداهه نوازي، حركات موزون، بازيهاي ريتميك، حركتهاي گروهي و نمايشي وحتي گوش دادن به يك قطعه موسيقي است. در روش موسيقي درماني، فرد تحت درمان درگير فعاليت موسيقايي مي شود. وي از طريق كار با ساز يا شركت در حركات آهنگين و يا هر كدام از مواردي كه گفتم، به نوعي درگير فعاليتي مي شود كه به طور مستقيم و يا حتي غيرمستقيم بر روي سيستم مغزي او اثر مي گذارد و چون به كمك درمانگر به سمتي هدايت مي شود كه هر يك از فعاليتهاي موسيقايي را مي بايست به خوبي انجام دهد علاوه بر درمان، ميزان دقت و تمركز او هم بالا مي رود. درواقع مهمتر از همه، ايجاد محيطي موسيقايي است كه فرد تحت درمان بتواند در آن فعاليت كند.
| چه نوع سازي و يا كدام موسيقي براي انواع بيماري مناسب تر و مؤثرتر است؟
* در اين مورد، هيچ نسخه واحدي نه در ايران و نه در هيچ جاي دنيا وجود ندارد. مناسب و مؤثر بودن نوع ساز و يا موسيقي براي هر نوع بيماري، بستگي به شاخص هاي فرهنگي، اجتماعي، طبقاتي و جنسي دارد و هرگونه تجويز در اين زمينه، صرفاً محدود كردن ساز و يا موسيقي به نوع خاصي از بيماري است.
البته در غرب تحقيقاتي در زمينه فعاليت و نوع تأثيري كه موسيقيهاي غربي بر روي انواع بيماريها مي گذارد، انجام شده است، ولي نمي توان نتايج آن تحقيقات را در كشورهاي شرق هم بسط داد. لازم به ذكر است كه در برخي موارد، سازهايي شناسايي شده اند كه مي توانند براي بيماريهاي موردي، مؤثرتر باشند. مثلاً براي افراد افسرده، سازهاي سيمي، چون ويولون و گيتار توصيه مي شود و براي بچه هاي بيش فعال و افرادي كه دچار عدم تمركز هستند، پيانو مناسب تر خواهد بود و معمولاً براي درمان افرادي كه مشكلات عاطفي دارند، سازهاي كوبه اي مثل طبلها سفارش مي شود. ولي تأكيد مي كنم كه همه اين توصيه ها، حكم قطعي ندارند، بلكه كاملاً نسبي بوده و ممكن است هر سازي بر روي هر فردي، جواب متفاوتي بدهد.
در واقع آنچه اهميت دارد، هدايت فرد تحت درمان توسط درمانگر است.در مراحل اوليه، اختيار با درمان جو است تا با توجه به روحيه و شرايط دروني خود، سازي را انتخاب كند كه خود بنوازد، يا بشنود يا حتي قطعه اي را بخواند. سپس درمانگر با اشرافي كه دارد سيستمهاي موسيقي دارد، ساختار مغزي و حالتهاي درمان جو را از آن طريق شناسايي مي كند و به تدريج درمان جو را هدايت مي نمايد.
| آيا مدت زماني كه فرد در طول يك روز، تحت اين نوع درمان قرار مي گيرد، اهميت دارد؟ يعني افزايش فعاليتهاي موسيقايي در يك روز در سرعت بهبود درمان جو، مؤثر است؟
* خير. نبايدتصور كرد كه هرچه فرد تحت درمان در طول يك روز فعاليتهاي موسيقايي بيشتري انجام دهد، زودتر بهبودمي يابد. اين مسأله دقيقاً مثل ميزان دارو است. همانطور كه فرد بايد براساس نسخه پزشك ميزان مشخصي از دارو مصرف كند تا دچار عارضه (overdoze) يعني عدم تعادل در اثر مصرف بيش از اندازه دارو نشود، در موسيقي درماني هم چنين است. اصوات موسيقي داراي (doze) هستند كه بايد طبق برنامه خاصي، به فرد تزريق شود وهرگونه تجاوز از حد متعارف به نتايج منفي براي فرد منجر شود. مثلاً افرادي كه دچار بيماري فلج مغزي هستند، قادر به كنترل اندامهاي بدني خود نبوده و ماهيچه هاي آنها منقبض است. وقتي اين افراد تحت فعاليتهاي موسيقايي قرار گيرند، هورمون استرس در خون آنها ترشح شده در نتيجه ماهيچه ها فعال مي شوند و اعضاي بدن حركت طبيعي خود را پيدا مي كنند. حالا اگر اين فعاليتها بيش از حد معمول انجام شوند، هورمون استرس خون، خارج از حد استاندارد خود ترشح مي شود. در واقع نكته اساسي اين است كه موسيقي ميزان جذب دارو را بالا مي برد و هرچه اين ميزان بالا رود، ميزان دوز دارو پايين مي آيد و به خاطر همين موسيقي در طول درمان مؤثر است ولي با توجه به اين نكته كه در طول روز در يك حد متعارف باشد نه بيشتر.
| از شما سپاسگزارم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |