سه شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۲ - ۲۵ ربيع الاول ۱۴۲۴
Tue, May 27, 2003
بين الملل
شماره۲۴۷۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
فتواي آيت الله سيستاني
مصاحبه روزنامه «الحيات» با ماهاتير محمد
پيروزي كمونيست ها در انتخابات مولداوي
حزب حاكم كمونيست مولداوي در انتخابات مجلس اين كشور اكثريت آرا را به خود اختصاص داد. به گزارش ايرنا، «ديوميترونيدلكو» رئيس كميسيون مركزي انتخابات مولداوي با اعلام اين خبر به خبرگزاري «اينترفاكس» افزود: نامزدهاي حزب كمونيست در انتخابات مجلس ۴۶درصد آرا را به خود اختصاص دادند.
به گفته وي، بلوك سوسيال دموكرات «مولداوي ما»، حزب افراطي راست گراي دموكرات مسيحي و حزب دموكراتيك مولداوي به ترتيب با ۲۳ ، ۱۲ و ۶درصد آرا درمراحل بعدي قرارگرفتند و ۶حزب كوچكتر ۱‎/۵ تا ۳درصد آرا را به خود اختصاص دادند. بنا به اين گزارش، كمونيستها همچنين بيش از ۴۵درصد آراي انتخابات شوراي شهر كيشينف مركز اين جمهوري را به دست آوردند.
رويتر: سپاه بدر خلع سلاح مي شود
«انتفاض قنبر» سخنگوي گروه كنگره ملي عراق به رهبري «احمد چلبي» گفت: نيروهاي آمريكايي در راستاي عمليات براي اعمال قانون و نظم در عراق، شبه نظاميان وابسته به اين گروه را خلع سلاح كردند.
به گزارش خبرگزاري رويتر از بغداد، وي افزود: ارتش آمريكا تسليحات موجود در اختيار شبه نظاميان نيروهاي «عراق آزاد» را تحويل گرفت.
قنبر ادامه داد: نيروهاي عراق آزاد براي آمريكاييها سودمند بودند و ما اميدوار بوديم كه نيروهاي ائتلاف از اين فرصت براي به خدمت گرفتن اين نيروها استفاده كنند.
خبرگزاري رويتر پيش بيني كرد كه فرايند خلع سلاح در آينده نزديك، سپاه بدر وابسته به مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق را نيز دربر گيرد.
آمريكا نيروهاي پيشمرگ كرد را از اين امر مستثني و اعلام كرده است كه آنها مي توانند در منطقه كردستان در شمال عراق سلاح خود را در اختيار داشته باشند. اين موضوع، اعتراض ساير گروههاي معارض را در پي داشته است.
تأكيد رئيس جمهوري
تازه آرژانتين بر لزوم ايجاد تحولات عميق
123984.jpg
«نستور كرچنر» رئيس جمهوري تازه آرژانتين در اولين سخنان خود در اين مقام اعلام كرد كه هدفش ايجاد تحولات عميق در اين كشور آمريكاي جنوبي است.
به گزارشايرنا، وي كه يكشنبه شب اين مقام را از «ادواردو دوهالده» تحويل گرفت، تأكيد كرد كه تنها راه موفقيت در ايجاد اين تحولات، همكاري همه بخشهاي كشور است.
كرچنر درحالي زمام امور در آرژانتين را در دست گرفت كه در دو سال اخير، بحران گسترده اقتصادي، امور سياسي و اجتماعي اين كشور را آشفته كرده است. رئيس جمهوري تازه آرژانتين همچنين گفت كه با برخي از سياست اقتصادي آرژانتين در يك دهه اخير فاصله خواهد گرفت.
اين سياستها كه به «نئوليبراليسم» موسوم هستند، از اوايل دهه ۱۹۹۰ ميلادي با فشار صندوق بين المللي پول در اين كشور به اجرا درآمد و به گفته كارشناسان، بحران كنوني نتيجه مستقيم اين برنامه ها است.
اكنون فقر بيش از نيمي از جامعه ۳۵ ميليون نفري آرژانتين را دربر گرفته و ميزان بيكاري نيز به ۲۴ درصد رسيده است. كرچنر گفت كه در برنامه هاي خويش به «حكومت» براي رفع نابرابريهاي اجتماعي نقش اصلي را مي دهد و نظام «سرمايه داري ملي» را بازسازي خواهد كرد.
رئيس جمهوري آرژانتين اضافه كرد كه قصد دارد تا بار ديگر، مردم را با «سياست» آشتي دهد. اين سخن وي اشاره به بي اعتمادي عميقي است كه در سالهاي اخير مردم كشور نسبت به سياستمداران دولتي و حزبي ابراز داشته اند. در مراسم تحليف كرچنر، تعداد زيادي از مقامات منطقه آمريكاي لاتين از جمله «فيدل كاسترو»، «هوگو چاوز» و «لوييز ايناسيو لولا داسيلوا» رؤساي جمهوريهاي كوبا، ونزوئلا و برزيل شركت كردند كه چپگرا هستند.
خيانت پسرعموها به صدام
گروه بين الملل ـ مقامات سابق رژيم بعث عراق فاش كردند كه سه پسرعمو، افسران عاليرتبه و يك وزير پيشين دولت در سقوط بغداد به صدام خيانت كردند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، به گفته آنها، پسرعموهاي صدام به نيروهاي عراقي دستور دادند با سربازان آمريكايي نجنگند و به آنها گفتند كه صدام به هلاكت رسيده است.
يك منبع خبري گفت: فرمانده گارد رياست جمهوري «ماهر صفين التكريتي» كه سايه صدام تلقي مي شد، به نيروهاي تحت امر خود گفت كه وقتي نيروهاي آمريكايي در ۸ آوريل وارد بغداد شدند، با آنها نجنگند. «طاهر جليل التكريتي» رئيس استخبارات نيز اين فرمان شفاهي را تأييد كرد و «حسين رشيد التكريتي» كه پسرش رئيس دفتر قصي بود، فرمان مشابهي داد.
همزمان، اين شايعه انتشار يافت كه صدام در بمباران منطقه «المنصوريه» در ۷ آوريل به هلاكت رسيده است. اين شايعه را يكي از وزيران دولت راه انداخت كه به عنوان پاداش، همراه خانواده خود توسط نيروهاي آمريكايي به خارج عراق انتقال يافت و اكنون در يك كشور اروپايي زندگي مي كند.
يكي از منابع افزود كه صدام در ۸ آوريل با حضور در منطقه «العظيميه» كه فيلمش از شبكه العربي پخش شد، اعلام كرد در مورد بمباران مخفيگاهش به وي خيانت شده است. صدام سپس دستور داد درباره محافظانش بازرسي دقيقي صورت گيرد. وي به آنها گفت كه در ۷ آوريل به المنصوريه مي رود تا بفهمد چه كسي خيانت مي كند.
به گفته اين منبع، صدام طبق معمول سوار تاكسي شد و مأمورانش وي را مخفيانه تحت محافظت داشتند و به يك رستوران رفت، ولي وقتي محافظانش خيال مي كردند درون رستوران است، صدام از در عقب خارج شد. اندكي بعد آمريكايي ها آنجا را بمباران كردند، ولي صدام فرار كرده بود. صدام ديگر به مدرك نياز نداشت و دستور اعدام آن افسران را كه به وفاداري به او مشهور بودند، صادر كرد.
شارون در نشست ۳جانبه مصر شركت نخواهدكرد
گروه بين الملل ـ «آريل شارون» نخست وزير رژيم صهيونيستي در اجلاس سه جانبه اي كه «جورج بوش» با حضور «محمودعباس» (ابومازن) درمصر تدارك ديده است، شركت نخواهدكرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، يك مقام اسرائيلي كه نخواست نامش فاش شود، گفت: شارون باتوجه به موضع خصمانه مصر درقبال اسرائيل بطورقطع به آن كشور سفرنخواهدكرد، اگرچه معاهده صلح امضاشده است.
مصر درسال ۱۹۷۹ اولين كشور عربي شد كه با رژيم صهيونيستي معاهده صلح امضاكرد. اين مقام صهيونيست قاهره را به ادامه تبليغ در سراسر جهان عرب براي تحريم محصولات اسرائيلي متهم كرد. اما وي تأييدكرد اين احتمال وجوددارد كه همايش مذكور تا سه هفته ديگر در بندر «عقبه» اردن برگزارشود، ولي گفت: زمان و مكان آن را واشنگتن معين خواهدكرد. پس از پذيرش «نقشه راه» صلح خاورميانه توسط اسرائيل، مقامات آمريكايي احتمال داده بودند اجلاس سه جانبه در مصر يا اردن پس از اجلاس سه روزه «گروه۸» درفرانسه كه در ۳ژوئن پايان مي يابد، برگزارشود.
همچنين مقامات اسرائيلي گفتند ملاقات شارون و ابومازن كه قراربود ديروز صورت پذيرد، به آخرهفته موكول شده است. انتظارمي رود اين دو كه اولين بار در ۱۷ ماه مه ملاقات كردند، درباره نقشه راه صحبت كنند. نتيجه يك نظرسنجي نشان مي دهد اگرچه اكثر اسرائيلي ها از اين ابتكار صلح حمايت مي كنند، اما آنها بعيد مي دانند كه آن به صلح پايدارمنجرشود. حدود ۵۱درصد معتقدند نقشه راه به هدفش در تحقق صلح نايل مي شود، ولي ۴۳درصد ترديد داشتند. شارون نيز گفت كه راه زيادي تا صلح وجوددارد. درهمين حين، «گردانهاي شهداي مسجدالاقصي» مسؤوليت حمله اي شبانه به يك شهرك در نوارغزه را برعهده گرفت. اين گروه در بيانيه اش درباره اين حمله كه يك سرباز را مجروح كرد، گفت: اين پاسخ ما به نقشه راه آمريكايي ـ صهيونيستي است. ازسوي ديگر، نيروهاي اسرائيلي خانه هاي دوبمب گذار شهادت طلب را كه هفته پيش هفت اسرائيلي را دربيت المقدس به قتل رسانده بودند، منفجركردند. همچنين درپي موافقت مشروط رژيم صهيونيستي با طرح موسوم به «نقشه راه»، «جبهه دموكراتيك براي آزادي فلسطين» با انتشار بيانيه اي، موافقت اين رژيم را مانورسياسي خواند. به گزارش ايرنا به نقل از خبرگزاري آلمان، جبهه دموكراتيك براي آزادي فلسطين، شرايط اعلام شده از سوي رژيم صهيونيستي براي موافقت با نقشه راه را باعث بي معني شدن اين طرح دانست و ازمقامهاي فلسطيني خواست تا ضمن رد موافقت «اسرائيل» براي دستيابي به يك طرح هماهنگ سياسي به منظور اجراي اصلاحات جامع و دموكراتيك در نظام سياسي فلسطين، گفت وگوي ملي و همه جانبه اي را آغازكنند. اين بيانيه افزود: بازسازي اتحادملي فلسطين و ادامه قيام بهترين واكنش به تهديدهاي شارون (نخست وزير رژيم صهيونيستي) است.
برپايه اين گزارش، يكي از شرايط رژيم صهيونيستي براي موافقت با نقشه راه، مبارزه فلسطينيان با تروريسم و انصراف ازحق خود مبني بر بازگشت پناهندگان و آوارگان فلسطيني به زادگاهشان است.
در اين حال، روزنامه «البعث» ارگان حزب بعث سوريه درسرمقاله ديروز خود نوشت كه آريل شارون با موافقت مشروط با طرح آمريكايي «نقشه راه»، اين طرح را بي محتوا و فاقد هرگونه ارزش اعلام كرد. اين روزنامه افزود: شارون با قراردادن شروط و حذف بندهايي مانند توقف شهرك سازي، عقب نشيني اسرائيل تا مرزهاي ژوئن سال ۱۹۶۷ و حق بازگشت ملت به كشورخود به همه اميدواري هاي طرف فلسطيني به اين طرح پايان داد و هرگونه احتمال دستيابي به نتيجه مثبتي را غيرمحتمل كرد. البعث خاطرنشان كرد: اينها درحالي است كه آمريكا در طرح نقشه راه، منافع زيادي را براي اسرائيلي ها درنظرگرفته است. اين روزنامه نوشت: اگر رئيس جمهوري آمريكا همانطور كه اعلام كرده، واقعاً درصدد است، شخصاً براجراي نقشه راه نظارت كند، بايد ضمن حفظ بي طرفي با اعمال فشار بر آريل شارون، رژيم اسرائيل را به پايبندي به قوانين بين المللي مجبوركند. ارگان حزب بعث سوريه تأكيدكرد: تنها دراين صورت است كه بوش مي تواند جدي بودن خود را در تلاش براي برقراري صلح درخاورميانه ثابت كرده، زمينه را براي ازسرگيري مذاكرات اسرائيل با كشورهاي ذيربط فراهم سازد و همچنين جايگاه واعتبار آمريكا را درمنطقه بازگرداند. البعث هشدارداد كه درغير اين صورت اوضاع خاورميانه بيش از پيش بحراني مي شود و به سوي يك انفجار حتمي پيش خواهدرفت.
بازرسان به عراق برمي گردند
گروه بين الملل ـ آژانس بين المللي انرژي اتمي اعلام كرد شايد بازرسانش اين هفته به عراق بازگردند تا درباره گزارش هاي به غارت رفتن موادراديواكتيو اين كشور جنگ زده تحقيق كنند.
به گزارش خبرگزاري رويتر، ديپلماتها مي گويند آمريكا مأموريت بازرسان را محدود كرده است. آژانس بين المللي انرژي اتمي اعلام كرد كه كارشناسانش اين نكته را بررسي خواهندكرد كه آيا اورانيوم از پژوهشكده التوثيه نشت كرده يا غارت شده است. يك ديپلمات غربي گفت: روشن است آژانس بين المللي انرژي اتمي محدود شده است و اجازه ندارد به اين مسائل اتمي بپردازد.
عربستان: رفتني نيستيم
گروه بين الملل ـ شاهزاده «بندر سلطان» سفير عربستان در آمريكا اطمينان داد كه خاندان آل سعود حكومت كاملاً باثباتي دارد و خطر سرنگوني آن را تهديد نمي كند.
به گزارش آسوشيتدپرس، وي گفت: شايد مارك تواين (نويسنده آمريكايي) وقتي گفت: «اخبار مرگم قدري مبالغه آميز است»، منظورش عربستان سعودي يا خاندان سلطنتي اش بوده است. وي تأكيد كرد كه خاندان آل سعود مرعوب حملات انتحاري ۱۲ مه عليه سه مجتمع مسكوني خارجيان در رياض نخواهد شد. بسياري معتقدند اين حملات كه جان ۳۴ نفر از جمله ۸ آمريكايي را گرفت، به منظور تضعيف خاندان سعودي صورت گرفت، اما بندر گفت: اگر قرار باشد اين كشور و رهبري اش بخصوص خاندان سلطنتي آن با چنين حمله اي، بلرزد يا فرو پاشند، مستحق نابودي هستند. اما اين خاندان از سال ۱۷۴۷ بر عربستان حكومت كرده است. شما مي توانيد هر نامي روي ما بگذاريد، ولي نمي توانيد بگوييد از لحاظ سياسي احمق هستيم. زمان و ماندگاري اثبات مي كند كه ما مي دانيم داريم چكار مي كنيم.
فتواي آيت الله سيستاني
قتل اعضاي سابق حزب بعث ممنوع است
گروه بين الملل ـ يكي از رهبران شيعه عراق طي فتوايي، قتل اعضاي سابق حزب بعث را ممنوع اعلام كرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، آيت الله علي سيستاني در فتوايش كه در روزنامه «الزمان» (چاپ لندن) چاپ شد، گفته است: مجازات كساني كه در قتل بي گناهان نقش اساسي داشتند، ممنوع است. زيرا بايد دادگاه اسلامي حكم مجازات آنان را صادركند.
در اين فتوا همچنين آمده است: كشتن خبرنگاراني كه عليه مؤمنان گزارش مي نويسند نيز ممنوع است.
آيت الله سيستاني در پايان، با اشاره به ميراث فرهنگي كه پس از سرنگوني صدام ازموزه هاي عراق سرقت شده است، گفت: خريدوفروش اين آثار ممنوع است.
كشور آفريقايي روآندا براي حل اختلافات به همه پرسي روي آورد
گروه بين الملل: دركشور آفريقايي روآندا، يك همه پرسي براي تصويب قانون اساسي جديد آن كشور برگزارشد.
به گزارش بي.بي.سي: قانون اساسي جديد به نحوي تدوين شده است كه از تكرار درگيري هاي قومي و بروز جنگ داخلي درآينده جلوگيري كند. درسال ،۱۹۹۴ جنگ داخلي بين دوقوم توتسي و هوتو در روآندا از قبيله توتسي و افراد ميانه رو هوتو به قتل ۸۰۰هزارنفر منجرشد و هزاران نفر را آواره كرد. درآن زمان، دولت تحت كنترل هوتوها متهم شده بود كه مسؤول سازمان دادن به خشونت عليه توتسي ها بوده است.
قانون اساسي جديد،قدرت يك حزب و گروه واحد قومي را براي سوءاستفاده از اختلافات قومي درآينده محدود مي كند. براساس اين قانون، تقسيم قدرت بين دوقبيله اصلي روآندا اجباري است و قرار است رئيس جمهوري و نخست وزير همواره از دوحزب قومي متفاوت برگزيده شوند.
مصاحبه روزنامه «الحيات» با ماهاتير محمد
طرح «نقشه راه» موفق نخواهد بود
123990.jpg
دكتر ماهاتير محمد نخست وزير مالزي در سفر اخير خود به لندن براي شركت در يكي از كميته هاي كشورهاي مشترك المنافع دريك مصاحبه اختصاصي با «ماهرعثمان» گزارشگر روزنامه «الحيات» چاپ لندن گفت: جنگي كه عليه عراق برافروخته شد و برخلاف اراده ملل متحد و مغاير قانون بين المللي صورت گرفت پيام هاي خطرناكي براي كشورهاي كوچك مانند كشور او دارد و اضافه كرد كه شعله ورساختن جنگي عليه يك كشور به بهانه برقراري دموكراسي درآن يك تناقض گويي است. نخست وزير مالزي باتوجه به آنچه در عراق رخ داد به كشورهاي اسلامي توصيه كرد كه بايد با همديگر متحد شوند تا بتوانند از خويش دفاع كنند وگرنه درمعرض فشار و چه بسا تهاجم قرارخواهندگرفت.
وي يادآورشد كه «نقشه راه» به نتيجه اي نخواهدرسيد زيرا آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي با هيچ طرحي كه به او امكان تسلط كامل بر اسرائيل و حتي بر فلسطين ندهد موافقت جدي نخواهدكرد.ماهاتير محمد تأكيدكرد كه مشكل عراق حل نخواهدشد، مگر اينكه به سازمان ملل متحد نقشي اساسي، حداقل دربخش بازسازي اين كشور، داده شود.
لازم به ذكر است كه اين مصاحبه قبل از پذيرش اكراه آميز طرح «نقشه راه» انجام شده است
ـ هدف از مسافرت شما به انگليس چيست؟
* من در مسافرت رسمي نيستم، بلكه در تعطيلات بودم و سپس به منظور شركت در جلسات يكي از كميته هاي كشورهاي مشترك المنافع (كامنولث) كه هدفش كمك به كشورهاي درحال رشد درجهت تحقق پيشرفت اقتصادي است به لندن آمدم.
ـ ارزيابي شما از جنگ عليه عراق و دوران پس از جنگ چيست؟
* كاملاً روشن است كه عراقيها جنگ را باختند، و جنگيدن آنها جدي نبود، ولي درهرحال اين جنگ برخلاف خواسته كل جهان برافروخته شد... يعني عليه خواسته ملل متحد، و عليه قانون بين الملل و اين خود پيامهايي براي كشورهاي كوچك مانند مالزي دارد كه ممكن است متهم شود كه دولتي صالح ندارد يا اينكه دموكراسي را به كار نمي برد و يا اينكه پرونده اي درحقوق بشر دارد و يا هراتهام ديگري... و چنين اتهامها ممكن است منجر به تهاجم به كشورما و كشورهاي ديگر گردد كه يك احتمال وحشتناك به شمار مي رود.
ـ آمريكا به اين علت جنگ را عليه عراق آغازكرد كه قصد دارد دموكراسي را به اين كشور واردكند، به نظر شما هدف از دموكراسي آمريكايي براي مالزي و جهان اسلام چيست؟
* در درجه اول بايد گفت كه شعله ورساختن جنگ به منظور تحميل دموكراسي يك تناقض است. دموكراسي چيزي است كه اراده ملت برقرارمي كند و البته در بعضي مواقع مردم براي ابراز نظرات خود با مشكلاتي مواجه مي شوند، ولي لازم است كه به استقلال كشورها احترام بگذاريم، زيرا نمي توانيم دموكراسي را به زور بر كشورهاي ديگر تحميل كنيم، اگر مردم ندانند كه درسايه دموكراسي چگونه رفتاركنند، مشكلاتي به وجودخواهدآمد، يعني اينكه تحميل دموكراسي ممكن است به جاي دادن آزاديها به مردم، منجر به برقراري فشارهاي بيشتري شود.
ـ در پرتو آنچه در عراق رخ داد، و درس عبرتي كه مي توان در اين حادثه گرفت، پيام شما به كشورهاي اسلامي به عنوان يكي از سران برجسته جهان اسلام چيست؟
* اولاً بايد بدانند كه اگر متحد نباشند و نتوانند ازخود دفاع كنند، كشورهاي آنها يكي پس از ديگري درمعرض فشار و شايد هم تهاجم به منظور تغيير دولت هاي آنها و واداركردن مردم به دست كشيدن از ارزشها و سنت هاي اسلامي قرارخواهندگرفت و در حالاتي زياد به صورت عروسكهايي دردست دولت هاي قوي درخواهيم آمد.
ـ سازمان ملل متحد درحال حاضر نمي خواهد نماينده اي را از جانب خود به عراق بفرستد زيرا احساس مي كند در اثر جنگ عراق به موقعيت آن لطمه خورده است. به عقيده شما اين سازمان را بايد تقويت كرد و يا آن را دگرگون ساخت.
* فكرمي كنم هيچ سازمان ديگري فعال تر از سازمان ملل متحد نخواهدبود. آنچه در حال حاضر اهميت دارد اين است كه موقعيت سازمان ملل متحد به شرايط گذشته بازگردد و نمي توان به اين هدف رسيد مگر اينكه ضرورت ايفاي نقش سازمان ملل متحد را، حداقل در بازسازي عراق قبول كنيم و نبايد هيچ تلاشي براي تحميل رژيم تازه اي بر عراق و يا آغاز بازسازي آن صورت گيرد مگر با موافقت سازمان ملل متحد.
ـ درحال حاضر آمريكا به تنهايي در عراق فعاليت مي كند و به همين جهت سازمان ملل متحد، كه احساس مي كند به موجوديت آن لطمه خورده، حاضرنيست نماينده اي را به عراق بفرستد. آيا همين امر باعث شده تا جنابعالي بگوييد تا نقشي به سازمان ملل متحد داده نشود، مشكل عراق حل نخواهدشد؟
* حل نخواهدشد، زيرا كشورهاي بزرگي مثل فرانسه و آلمان و روسيه هم حاضر نيستند بدون موافقت سازمان ملل متحد، كاري صورت دهند.
ـ به نظر شما، آيا در پرتو رهبري آمريكا يك نظم تازه جهاني به وجودخواهدآمد و آيا مي توانيد حد و مرزي براي قدرت آمريكا درحال حاضر مشخص كنيد؟
* درحال حاضر هيچ حدومرزي براي قدرت آمريكا نمي بينم، زيرا روشن است كه آمريكاييان قوي ترين كشور از جنبه نظامي و همچنين بخش اقتصادي هستند.
به همين جهت كشورهاي ديگر، ازجمله كشورهاي فرانسه و آلمان و روسيه نمي توانند كاري صورت دهند.
ولي مخالفت اين كشورها با تك روي آمريكا حائز اهميت است و بر نظم جديد جهاني اثرخواهدداشت.
ـ اينك متن «نقشه راه» پس از تشكيل كابينه جديد فلسطين رسماً به فلسطينيها و اسرائيليها داده شده، آيا معتقديد كه اين طرح فرصت موفقيت داشته باشد؟
* چنين اعتقادي ندارم، زيرا من به خلوص نيت آريل شارون شك دارم زيرا وي با هيچ طرحي كه به وي امكان سلطه كامل، نه فقط بر اسرائيل، بلكه بر فلسطين هم ندهد، موافقت نمي كند.
تكرار ادعاهاي آمريكا عليه ايران
گروه بين الملل: در پي انتشار گزارشهايي درباره نقشه هاي آمريكا براي ايجاد بي ثباتي در ايران، آلمان از همه كشورهاي دخيل در خاورميانه خواست در مبارزه با تروريسم «مسؤولانه» اقدام كنند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، سخنگوي وزارت خارجه آلمان اعلام كرد: دولت آلمان معتقد است خطر بي ثباتي كماكان در منطقه وجود دارد. در ارتباط با حملات اخير، ما از كليه طرفهاي دخيل در منطقه مي خواهيم مسؤولانه اقدام كنند.
اين مقام مسؤول به پرسشي درباره گزارش رسانه هاي آمريكايي مبني بر اعمال فشار پنتاگون به دولت جورج بوش براي اتخاذ سياستي ضدايراني پاسخ مي داد. وي از تمامي دولتهاي منطقه خواست با هر چيزي كه ممكن است به بي ثباتي بينجامد، مبارزه كنند. با اين وجود، يك مقام عاليرتبه نظامي آمريكا، ادعاهاي پنتاگون را درباره حمايت ايران از اعضاي القاعده تكرار كرد. ژنرال «ريچارد مه  يرز» رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا گفت: مسأله ايران بسيار روشن است. ما بايد پناهگاههاي اين تروريست هارا منهدم كنيم و ايران البته برخي از اعضاي القاعده را در خود جا داده است. گزارش مي رسد القاعده بخصوص پس از اقدامات ما در افغانستان، در ايران حضور دارد.
وي همچنين ادعا كرد عناصر ايران مي كوشند عراق را بي ثبات كنند. ژنرال مه يرز گفت: بخشي از نيروها و سازمانهاي تحت حمايت ايران اكنون در عراق مي كوشند برخلاف ميل ائتلاف بر تحولات آنجا تأثير بگذارند.
بنابه گزارشهاي خبري،مقامات آمريكايي امروز (سه شنبه) درباره قطع تمامي تماسها با ايران بحث خواهند كرد، ولي مه يرز آن را تأييد نكرد.
در همين حال، نمايندگان كنگره آمريكا اعلام كردند حكومت ايران مشكل بزرگي براي واشنگتن است و بايد ساقط شود. نمايندگان دموكرات و جمهوريخواه خواستار رعايت حداكثر احتياط جهت نيل به اين هدف شدند.
سناتور «پت رابرتس» رئيس جمهوريخواه كميته اطلاعاتي سنا و ساير قانونگذاران گفتند كه مي توان بزودي تحولات مثبتي را درقبال ايران متوقع بود. رابرتس گفت: شايد اخبار خوشي به دست مان برسد و اين تنها چيزي است كه مي توانم در اين باره بگويم.
«جي راكفلر» نماينده دموكرات نيز گفت: شايد اخبار بهتري درباره ايران پخش شود.
هيچكدامشان جزئيات را فاش نكردند، ولي رابرتس تلويحاً گفت كه آن در ارتباط با اتهامات فعاليت سركردگان القاعده در ايران و رابطه احتمالي شان با انفجارهاي اخير رياض است. وي گفت: تلاشهايي در جريان است كه درباره ما وايران خيلي مفيد خواهد بود. فكر مي كنم در زمينه القاعده پيشرفتهايي خواهيم كرد.
نيروهاي آمريكايي داماد صدام را دستگير كردند
گروه بين الملل ـ نيروهاي آمريكايي «مولانا حمودعبدالجبار» داماد «صدام حسين» را در شهر تكريت عراق، زادگاه صدام، بازداشت كردند.
خبرگزاري رويتر از كركوك به نقل از «جوسلين ابيرل» سخنگوي لشگر چهارم نيروي زميني آمريكا گزارش داد: عبدالجبار ساعات اوليه روز يكشنبه دستگير شد.
ژنرال «ريموند اوديرنو» فرمانده اين لشگر بدون ذكر نام فردبازداشت شده اعلام كرد، اين مرد داماد صدام است.
ديدگاه
سوريه و تهديدهاي آمريكا (۱)
«كالين پاول» وزيرامورخارجه آمريكا با اشاره به قانون حسابرسي سوريه، تهديدهاي خود را مبني بر تحميل يكسري تحريم هاي ديپلماتيك و اقتصادي بردمشق تكرار كرد. وي پس از بازگشت از سفركوتاهش به دمشق و بيروت و ديدار با رؤساي جمهوري دو كشور سوريه ولبنان گفت: «بشاراسد» را در برابر انتخاب دو راه حل قرارداده است: يا اينكه جزيي از آينده مثبت منطقه باشد و يا اينكه بخشي از گذشته آن باقي بماند.
باوجود آنچه كه پاول از بازگشت خود به واشنگتن گفته بود: اسد بايد وضعيت استراتژيك جديد منطقه را درك و با آمريكا براي انطباق با اين وضعيت جديد همكاري كند، او طي سخنان خود با شبكه هاي تلويزيوني آمريكا كوشيد تا دوجنبه از ملزومات اين انطباق را توضيح دهد: اول اينكه، سوريه در تلاش هاي ويژه مربوط به اجراي برنامه «نقشه راه» براي حل مسائل فلسطين نه تنها مانع تراشي نكند، بلكه در اين باره نقشي فعال داشته باشد و دوم اينكه، وضعيت جديد عراق پس از «آزادي» آن از رژيم صدام حسين را در نظرداشته باشد.
اما نكته جديدي كه پاول در روابط سوريه و عراق پس از اين «آزادي» برملا نكرد، مهمتر از آن چيزي است كه بدان اشاره شد و بايد برآن تأكيد ورزيد. زيرا ديدگاه آمريكا را نسبت به آنچه بايد اين روابط مبتني برآن باشد، نشان مي دهد.آمريكايي ها در همان زمان كه اتهام هاي خود مبني برپناه دادن سوريه به سران حزب بعث و فرماندهان نظامي عراق را تشديد مي كردند به سرعت لوله هاي نفت را به سمت اين كشور بستند. سوريه نيز به خاطر همان اتهام ها مجبور شده بود مرزهاي خود را با عراق ببندد. اينها بزرگترين دستاوردهاي استراتژيكي بودند كه از مدتها پيش به دنبال فرصتي براي تحقق آن بودند. يعني محروم ساختن سوريه از عمق استراتژيكش در عراق . به ويژه آنكه حدود دوسال پيش آنها احساس كرده بودند كه بشار اسد شايد چنان منظوري داشته كه اعلام كرده بود: عراق بيانگر عمق استراتژيك سوريه است.
ترديد در مورد راه حل ها
از زمان بسته شدن لوله هاي نفتي و پس از آن مرزها، آمريكايي ها ديگر مطمئن بودند كه توجه سوريه به عراق تاحدود زيادي از بين رفته است و نمي تواند حضور نظامي و منافع استراتژيك و اقتصادي آنها را در عراق تهديد كند. حتي به نظربرخي، احتمال استفاده از يك راه حل نظامي عليه سوريه در گرو ميزان تثبيت وضعيت آنها در عراق خواهدبود. به ويژه پس از آنكه گزارش هاي مطبوعاتي و خبرگزاري ها، آن «ديوار آهنين» رسانه اي پيرامون اوضاع كلي در عراق را شكافتند، چون ديگر جايي براي پنهان كردن اخبار مربوط به مقاومت در آن كشور نبود. زيرا اين مقاومت حتي به مناطق كردنشين، بويژه شهركركوك كشيده شد و شكلي «ملي» و عام عليه اشغالگران را به خود گرفته است. باوجودي كه در ارزيابي آمريكايي ها نسبت به اوضاع موجود، احتمال حمايت سوريه از «اين حالت ملي» و عام در عراق بعيد نبود، اما در عين حال جايي براي نگراني زياد وجود نداشت. زيرا سوريه در شرايط مقابله با تهديدهاي آمريكا و اسرائيل هرگز قادر نبود برشرايط به وجود آمده در عراق تأثيربگذارد، مگر در يك صورت و آن، حمايت و پشتيباني از موضع ايران كه به حمايت از مقاومت مردم عراق در برابر اشغالگران برخاست. آيت الله خامنه اي اعلام كرد پس از سرنگوني صدام، ديگر هرگز ايران نمي تواند در رابطه بين ملت عراق و اشغالگران بي طرف بماند. با اين همه سوريه مادام كه ايران خودهشدارهاي آمريكا را مبني بر عدم دخالت در امور داخلي عراق در نظرداشته باشد در ارائه اين پشتيباني محتاط خواهدماند. به هر حال چندهفته پيش و با افزايش كاربرد جمله «كنترل نقش سوريه» ازسوي دولت آمريكا و پس از آنكه بوش رئيس جمهوري آمريكا اعلام كرد به اعتقادش اين پيغام به سوري ها ابلاغ شد، فشارهاي تازه اي از طرف همين مقامات مسؤول اعمال شد. آنها به گونه اي صحبت مي كردند كه گويا آنچه را تحقق يافته در پي فشارهاي سنگين و در طول ديدار پاول انجام شده و حق آنها بوده است. در غيراين صورت چه معنايي مي توانست داشته باشد كه پس از بازگشت از سوريه، همين وزير آمريكايي در مصاحبه هاي تلويزيوني خود بگويد منظور از «نقش در اينجا كليد» است و به خود اجازه دهد كه حق كنترل رفتار سوريه را از نزديك داشته باشد و در عين حال اشاره كند كه اگر سوريه موضع خود را در مورد نزاع اعراب و اسرائيل و «مسأله عراق» تعديل نكند، امكان اعمال تحريم ها وجود خواهدداشت.
اينك كه «مسأله عراق» به بستن مرزها و لوله هاي نفت ختم شده، خواسته هاي آمريكا نيز از سوريه نسبت به اين «مسأله» تقريباً تمام شده و يا در حال اتمام است و تنها بخش بزرگتري از اين خواسته ها باقي مي ماند كه مربوط مي شود به تمام انگيزه هاي اسرائيل براي يك جنگل احتمالي با سوريه.
اگر اين خواسته هاي مرحله اي تاكنون آشكارشده، آنچه هنوز معلوم نيست زماني است كه سوريه و لبنان يا هر دو را سزاوار آن تسويه حساب ها مي كند؟ در اينجا البته سوريه حاشيه اي وسيع را براي مانور و ترتيب اولويت ها و تغيير راه حل ها يا تعديل آنها مطابق با شرايط داخلي و منطقه اي و بين المللي خود به خصوص در مورد عراق كه مهم تر است، دارد با اين تأكيد كه محاسبات آمريكايي ها تغيير كرد و با آشكار شدن واقعيت روح ملي گرايي بالاي عراقي ها و رد قاطع آنها نسبت به اشغالگري و حتي ابراز اين عدم پذيرش به صورت يك مقاومت مسلحانه، آنها در پي راه حل هاي تازه اي هستند (متأسفانه رسانه هاي عربي از طرح اين مقاومت و ترويج آن ناتوان هستند.)
در اين باره لازم به يادآوري است كه اين فرماندهي اشغالگران آمريكايي بود كه خود اقدام به بازگشايي مرزهاي عراق و سوريه تحت فشار ضرورت ها كرد.
نگراني از اجراي توافقنامه طائف
براي هر ناظري شگفت آور خواهد بود كه بخواهد به خواسته ها و شرايط آمريكا در مورد حضور سوريه در لبنان بپردازد. زيرا پرداختن به اين موضوع، جرأت و احساس مسؤوليت زيادي را مي طلبد، چون مبتني بر يكسري حقايقي است كه تفكر سنتي پيرامون مسائل استراتژيك و سياسي آن را برنمي تابد. مهمترين نكته در اين ميان آن است كه حضور سوريه در لبنان يكي از اصول ثابت رابطه برادرانه و تاريخي دو كشور محسوب مي شود.
۱ـ اين درست است كه دولت كنوني لبنان پيوسته حضور سوريه در لبنان را پذيرفته و آن را قانوني مي داند و تأكيد مي ورزد كه استمرار يا اتمام آن در ارتباط با وضعيت عام منطقه و ايجاد راه حلي براي مشكل خاورميانه خواهدبود.
۲ـ اين هم درست است كه واشنگتن، گاه به گاه خواستار عقب نشيني نيروهاي سوريه از لبنان است، اما در عين حال واشنگتن چيزي را پنهان كرده است كه آشكارش نمي كند. به خاطر يك دليل ساده و آن اينكه مي ترسد جنوب لبنان به «ميداني» براي يكسري درگيريهايي تبديل شود كه همچنان با دشمن اسرائيلي پابرجاست. اين مسائل حتي به دوران پيش از آزادسازي جنوب لبنان در ۲۶ مه ۲۰۰۰ برمي گردد. يعني زماني كه جنوب «باتلاقي» بود كه نيروهاي اشغالگر را درآن غرق مي كرد. همين مسأله بود كه شارون را واداشت تا به رغم مخالفتش خواستار عقب نشيني نيروهاي اسرائيل از آنجا شود. به نظر واشنگتن حضور سوريه در جنوب لبنان به عنوان يك عنصر فشار در برابر نيروهاي فعال جنوب لازم است و بايد استمرار داشته باشد. در اين منطقه، هنوز بيش از ۱۰۰ هزار فلسطيني زندگي مي كنند كه هر روز بيشتر اميد خود را به كسب دوباره حقوقشان بخصوص تا زماني كه موضع آمريكا پشتيبان اسرائيل باشد، از دست مي دهند.
۳ـ اين نيز درست است كه آمريكاييها به همين دليل واقعي علاقه مندند كه حضور سوريه در لبنان استمرار داشته باشد. بنابراين وقتي از كالين پاول پرسيده شد منظور آمريكا از اينكه از سوريه مي خواهد نيروهايش را از آنجا خارج كند، چيست، با احتياط پاسخ داد: «ما مي خواهيم كه لبنان آزاد و مستقل باشد.!! وزيرامورخارجه آمريكا اگر به دفعات به قانون حسابرسي سوريه اشاره مي كند كه مشتمل بر درخواست عقب نشيني نيروهاي اين كشور از لبنان است، به خوبي مي داند كه عملي شدن چنين خواسته اي موجب به هم ريختن «برگ»هاي بازي و «اشتباه درآمدن» بسياري از محاسبات خواهدشد. زيرا اوضاع منطقه را دربرابر هرگونه احتمال بازخواهدگذاشت و آن را در معرض مجموعه اي از شرايط پيچيده و ناشناخته قرارخواهد داد، به نحوي كه آمريكا قطب نما را گم كرده و ديگر نمي تواند در انتخاب جهت سالم و تصميم درست انديشه كند. نقش سوريه در لبنان دايماً چنين بوده و اين قطب نما و اين جهت گيري صحيح را حفظ كرده و مانع از هم گسيختن اموري شده است كه براي همه دردسرآفرين خواهدبود.
به اين ترتيب مي توان گفت تداوم عقب نشيني نيروهاي سوريه از لبنان ـ پس از آنكه گامهاي بلندي در اين رابطه برداشته شده است ـ به نظر مي رسد نه فقط يك روند منطقي براي اجراي يك تصميم استراتژيك در مورد رابطه با لبنان يا ايجاد يك فرمول مناسب براي مقابله با تجاوزات مورد اسرائيل است بلكه در عين حال در جهت اجراي توافقنامه طائف است كه اكثريت لبناني ها آن را پذيرفته و حضور سوريه براي آنها يك مسأله حياتي است. بايد درنظر داشت كه اگر روند صلح به مانع برخورد كند و وحشي گري اسرائيل درمقابله با فلسطيني ها تشديد شود، تمام اينها زمينه رشد بنيادگرايي اسلامي را فراهم و كفه ترازوي آن را سنگين تر و توازن قوا را به نحوي تغيير خواهد داد كه قابل مقايسه با آنچه در سال ۱۹۷۵ و شروع جنگ لبنان اتفاق افتاد، نيست. به معناي روشن تر، نياز به سوريه به عنوان يك عنصر توازن قوا باتوجه به اختلال در توازن بوم شناسي و رشد فزاينده نفوذ بنيادگرايان و بلندشدن صداهايي كه خواستار بازسازي ساخت قدرت هستند، همچنان باقي و حتي بسيار شديدتر از گذشته است. حتي اگر نگوييم كه نياز به حضور سوريه در لبنان به نفع مردم لبنان بوده و در صحيح جان لبناني ها نقش شده، توجه به نكات فوق الذكر اهميت خود را دارد.
نگاه
امپراتوري آمريكا…! (۸)
البته هر يك از آنها (رهبران جمهوريخواه) در مقابل اوضاع و احوالي قرار گرفتند كه آنها را از پاي درآورد. نفر اول آنها كه رهبر اكثريت درمجلس نمايندگان بود و پرچم اخلاق را به دوش گرفت، ناگهان معلوم شد كه روابط نامشروع دارد. دومي هم مشكلات حل نشده اي در ايالت «مي سي سي پي» داشت و به همين جهت نمي خواست خود را در برابر نورافكن هاي مبارزات انتخاباتي قراردهد.
در طرف ديگر، مشهورترين رهبران حزب يعني سناتور «رابرت دال» انرژي اش را در تلاشهاي شكست خورده اي براي نامزد كردن خود به هدر داد تا اينكه نام او مانند شعله شمع خاموش شده اي درآمد. او تا بدانجا رسيد كه پيشنهاد كرد همسرش «اليزابت» نامزد رياست جمهوري از جانب حزب جمهوريخواه شود (ولي نامزد كردن او مورد پذيرش هيچكس نبود).
وضع حزب جمهوريخواه در هر حال به گونه اي نبود كه مورد توجه «گروه امپراتوري» كه در اطراف خانواده بوش بودند، قرارگيرد. ولي از ترس اينكه نامزدي ظاهر شود و پيشاپيش همه قرارگيرد و آماده پيروزي باشد باعث شد تا گروه مزبور از اين بي هوشي حزبي استفاده كند. شايد اين خواب و بيهوشي حزب براي خواسته هاي گروه، بيشتر مناسب بود، زيرا به نظر آنها، آنچه دلخواهشان بود، نامزد جمهوريخواهي كه حزب را به كاخ سفيد بازگرداند نبود، بلكه نامزد جمهوريخواهي بود كه بتواند با آنها تا آخر خط پيش برود! گذشته از اين، پرسشي كه درباره «دوبيا» مطرح بود، آنكه «چرا نه؟» به پرسش «آيا مي تواند؟» عوض شد و تجزيه و تحليل ها هم پاسخي مثبت در اثبات اين پرسش به دست مي داد. «دوبيا» ديگر چيزي نداشت كه پنهان كند ( و اين نگراني هر نامزدي است، ولي «دوبيا» پيشي گرفت و به همه چيز اعتراف كرد!) «دوبيا» هنوز جوان بود و مي توانست سختي يك مبارزه انتخاباتي را تحمل كند. «دوبيا» فرصتي در اختيار داشت كه احساسات رأي دهنده آمريكايي را كه پدرش را از دور دوم رياست جمهوري محروم كرده بود برانگيزد.
او وانمود مي كرد كه زمينه براي پدرش طبق قانون اساسي مهيا بود. ولي مبارزه انتخاباتي جنبه اقتصادي گرفت و شايد رأي دهنده آمريكايي پس از افتضاحات كلينتون دريافت كه در گزينش خود اشتباه كرده بود و به همين جهت، حالا بايد به بوش پسر يك معذرت خواهي بدهكار است اگر فرصت معذرت خواهي را از پدر پيدا نكرده بود. در پشت سر «دوبيا» خانواده و منافعي وجود دارد كه مي توانست هزينه يك مبارزه انتخاباتي را كه مانند بالارفتن از كوه قاف است، تأمين كند، چون كه اين مبارزه در برابر كانديدايي بود كه پست معاونت رياست جمهوري را داشت. علاوه بر آن، در اين مبارزه انتخاباتي، مزيت ديگري وجود داشت، يعني اينكه هر كلمه اي او كه بر زبان مي آورد، توجه همگان را به سوي خود جلب مي كرد و نام او را در تيترهاي اصلي روزنامه ها و صفحه هاي تلويزيون قرارمي داد.
و از همه مهمتر اينكه گفته مي شد:
«دوبيا» اگر در انتخابات پيروز شود، نرمش خواهد داشت و فرصت را به دست مشاوراني كه طراحان رياست جمهوري اش بوده اند، مي دهد و به حرف آنها گوش فراخواهد داد. زيرا اكثر آنان، او را در دوران رياست جمهوري پدرش شناخته بودند. در همين ارتباط وي داستانهاي زندگي اش را تشريح كرد كه آخرين آن «تولد دوباره» او بود. اين مسائل هميشه در زندگي، دنباله هايي دارد، از جمله اينكه هر معاون يا مشاور پدر مي تواند به صورت معلم و راهنمايي براي پسردرآيد و در هر حال، آن معاون يا مشاور گوش شنوايي خواهد داشت و در تصميماتي كه در كاخ سفيد اتخاذ خواد شد، نقش مهمي ايفا خواهد كرد. و در ميان حيرت همگان، پرسش چرا نه؟ و سپس پرسش آيا مي توانيد؟ جوابي پيدا كردند.
جواب پرسش اول اين بود:
بگذاريد آزمايش كنيم … و جواب دوم معتقد بود كه شايد دوبيا مناسب ترين راه حل باشد و بدين ترتيب آنچه مي بايد اتفاق افتاد. رسيدن جورج بوش پسر به كاخ سفيد پس از مبارزه انتخاباتي سختي صورت گرفت وبدتر اينكه درمشروعيت آن شك و ترديدي وجود داشت كه تاريخ آمريكا شاهد نظير آن نبود. كاملاً روشن بود كه رقابت ميان جورج بوش (پسر) و ال گور (معاون رئيس جمهور) مبارزه اي بود ميان كم شانس تر و نه ميان صاحب شانس بيشتر. هر دو نامزد بارهاي سنگيني از هر نوع بردوش داشتند. بعضي از اين بارهاي سنگين به ارث به آنها رسيده بود (بوش با شكستي كه بر پدرش وارد آمده و اقتصادي كه ال گور در برابر او علم كرده بود و «ال گور» كه (آلودگي اي رئيس او در كاخ سفيد انجام داده بود و نيز سابقه اي از پدرش كه به تازگي آشكار شده بود.) كما اينكه بعضي از اين بارهاي سنگين، اكتسابي هستند (بوش از لحاظ شك و ترديد در گواهينامه تولد تازه اش و همچنين حضور كمرنگ وي كه هيچگونه جلب توجهي نمي كرد و ال گور با تلاشهايي بي نتيجه در آخرين لحظات جهت دور كردن فاصله بين خود و رئيس خويش، كه البته نتوانست حتي از موفقيت هاي كسب شده دوره اول رياست جمهوري كلينتون استفاده كند.
هنر مهرورزي
حمد و سپاس تنها شايسته پروردگاري است كه آسمان و زمين را آفريده است، اما سؤال اصلي اين است كه آيا مخلوقات پروردگار كه همه ازاويند و به سوي او بازمي گردند سزاوار ستايش نيستند؟ آيا اگر بزرگترين مخلوق پروردگار جهانيان را بستاييم كاري عبث انجام داده ايم؟
مگرنه اين است كه پروردگار دركاملترين كتابش يعني قرآن كه برآخرين فرستاده خود نازل كرد، انسان را اشرف مخلوقات توصيف كرده و عبارت فتبارك الله احسن الخالقين را شايسته او دانست؟ آيا خداوند درچنين عبارتي بنده اش را نمي ستايد و از او به عنوان بهترين و نيكوترين مخلوق خود يادنمي كند؟
جبران خليل جبران نمونه كامل يك انسان كمال گرا كه به خودشكوفايي رسيده است، درزمينه هنر مهرورزي و ستودن چنين مي گويد: «تمام مردم جهان چيزي دارند كه به خاطر آن سزاوار ستايش باشند.»
بهترين بخش هر فرد را جست وجو كن و همان را براي او بازگو كن، همه ما به چنين محركي نيازمنديم، هربار كه از كار من ستايش مي شود، فروتن تر مي شوم، چون احساس ناديده گرفته شدن يا ناخوشايندبودن نمي كنم، هيچكس برتر از ديگري نيست و تو درحالي كه به عظمت و خوبيهاي دوستانت نگاه مي كني، عظمت خودت را نيز بنگر(۱) چه مهرورزيدن مشكل بنيادي انسان است، پس به هرچه ممكن است، مهر بورز تا از اين سردرگمي رهايي يابي. نياز به مهرورزي و طلب كردن مهر از دسته نيازهايي است كه بسياري از نظريه پردازان شخصيت آن را موردبررسي و تحقيق قرارداده اند. هنري الكساندر موري نخستين نظريه پرداز شخصيت بود كه نيازها و انگيزه ها را بررسي كرد.
به نظر او بسياري از رفتارها با مجموعه اي از نيازهاي انساني كه دربين عموم انسانها ديده مي شود كنترل مي شوند. از نظر موري نيازها چه آنهايي كه اساسي دروني دارند و چه آنهايي كه اساس بيروني دارند، درشخص توليدتنش مي كنند و لذا اشخاص براي كاهش و رفع تنش مطابق با آن عمل مي كنند. هر فرد را مي توان واجد مجموعه مشخصي از نيازهاي اساسي دانست كه هدايت كننده و نيرودهنده رفتار اويند، اين نيازها براي شخصيت انسان حياتي هستند.
چنين بود كه موري برآن شد با درنظرگرفتن ديدگاههاي روان شناساني چون فرويد، يونگ و مگ دوگال فهرستي از نيازهاي اساسي انسان را مطرح كند.
او دراين فهرست از انگيزه هاي اجتماعي تحت عنوان نياهاي اجتماعي به پيوندجويي، مهرورزي، مهرطلبي اشاره كرد و برقراري ارتباطات دوستانه، احترام گذاردن، تحسين كردن و موردتحسين واقع شدن و همكاري كردن را دركنار دوست داشتن و دوست داشتني بودن بسيارمهم دانست.(۲)
خليل جبران نيز ستودن را واجد دو وجهه مي داند، يك وجه آن لذت است و وجه ديگر آن غم، چرا كه هرستايشي آنچه را كه هنوز انجام نداده ايم، به يادمان مي آورد.
واين عين رشد و تعالي است و همين انسان را اميدوارمي سازد كه فردايي هم هست و بايد به آن انديشيد. پس مي توان به آينده انسانها اميدوار بود و رفتارهاي مطلوب و مناسب را درآنها افزايش داد.
هنگامي كه آموزگاري با دادن ستاره اي و ياارائه لبخندي به دانش آموز رفتار شايسته را در او افزايش مي دهد. زماني كه مادر و يا پدري با سخنان محبت آميز فرزندشان را به انجام اعمال خوب و افزايش آن تشويق مي كنند. هنگامي كه همسري با كلمات پرمهر، همسرش را خشنودمي سازد، قطعاً باعث افزايش وقوع رفتار مناسب دروي خواهدشد.
بنابراين توجه كردن، لخبندزدن، ستودن، اظهارات تأييدكننده و محبت آميز نوشدارويي براي درمان بسياري از دردهاست و اميد را دردل انسانها زنده خواهدكرد همانگونه كه گياهان با اميدبهار مي زييند، اگر گياهان يقين دارند كه بهارخواهدآمد چرا ما انسان ها باورنداريم كه روزي خواهيم توانست به هرآنچه مي خواهيم دست يابيم. پس بايد ستايش كرد و اميدوار بود.
*كارشناس ارشد روانشناسي تربيتي

منابع (پانوشت ها):
۱ـ نامه هاي عاشقانه يك پيامبر نوشته جبران خليل جبران، گردآوري پائولوكوئيلو، برگردان: آرش حجازي،ص۸۸
۲ـ انگيزش و هيجان، نوشته جان مارشال ريو، ترجمه سيدمحمدي
۳ـ روانشناسي پرورش دكتر علي اكبر سيف ص۴۳۲


|   شناسنامه   |   آرشيو   |