جمعه ۹ خرداد ۱۳۸۲ - ۲۸ ربيع الاول ۱۴۲۴
Fri, May 30, 2003
صفحه آخر
شماره۲۴۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
ويژه
ويژه ۲
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
در خانه
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
درباره «فيل»، برنده نخل طلاي فستيوال كن ۲۰۰۳ و رقبايش
گفت وگويي با مهدي عقيقي كارشناس نسخ خطي و عضو فرهنگستان هنر
چنين نزديك ‎/گذري بر نمايشگاه نقاشي هاي هانيه خاكبيز
احمد مسجد جامعي در مراسم افتتاح موزه موسيقي:
• روز چهارشنبه در مراسمي با
حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
و جمع كثيري از هنرمندان، موزه
موسيقي تهران رسماً افتتاح شد.
رئيس قوه قضاييه:
• احمد ماهر وزير امور خارجه جمهوري مصر چهارشنبه شب
با حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري
اسلامي ايران ديدار و گفت و گو كرد.
• بارش برف چهارشنبه شب ارتفاعات مشرف
به شهرستان هاي دماوند و فيروزكوه را سفيدپوش كرد.
بارش برف در رشته كوه هاي البرز در ارتفاعات
اين دو شهرستان موجب كاهش دما در اين مناطق شده است .
درباره «فيل»، برنده نخل طلاي فستيوال كن ۲۰۰۳ و رقبايش
اقبال بلند «ون سانت» در سال متوسط ها
124443.jpg
«فيل»، فيلم تازه گاس ون سانت سينماگر آمريكايي كه يكشنبه شب اين هفته در پايان پنجاه و ششمين دوره جشنواره فيلم كن فرانسه جايزه نخست يعني نخل طلايي بهترين فيلم را صاحب شد، مرثيه يي تازه و نمادي تأثيرگذار از مرگ انسانيت و عدالت در جامعه مدعي تمدن آمريكا است. اين فيلم كه به طرز غريبي ياد آور «Bowling For Columbine» فيلم مستند سال پيش مايكل مور آمريكايي (وبرنده جايزه اسكار بهترين فيلم بلند مستند سال) است، در شرايطي در كن اول شد كه در برآوردهاي آخرين روزها شانس سه فيلم ديگر بخش مسابقه به مراتب بيشتر از اقبال اين فيلم به نظر مي رسيد. يكي از آنها «داگ ويل» كارغير متعارف تازه لارس فون تري ير دانماركي بود، ديگري «حملات بربرگونه» كار آخر دنيس اسكاند كانادايي و يكي هم «اوزاك» (فاصله) به كارگرداني نوري بينگ سيلان از كشور تركيه.
مثل معجزه
اما هيأت ژوري كن به سركردگي پاتريس شرو فيلمساز فرانسوي و با در برداشتن نامداراني مثل مك رايان و استيون سودربرگ، چون فون تري ير در سال ۲۰۰۰ با «رقصنده در تاريكي» كار قبلي اش نخل طلا را برده بود، او را كنار گذاشت. دو تاي ديگر هم تحت الشعاع حقيقت جويي شفاف موجود در «فيل» قرار گرفتند. ضمن اين كه فرانسه خوشش مي آمد پس از اختلاف نظر آشكارش با آمريكا بر سر تجاوز اين كشور به خاك عراق، با دادن مهمترين جايزه جشنواره هاي سينمايي جهان به اثري كه ضد آمريكا است، اين كشور متجاوز و پوشالي را قلقلك بدهد.در همين راستا حتي جايزه بهترين كارگرداني فستيوال نيز به ون سانت اهدا شد و اين از موارد نادر در كن بوده است. حتي خود ون سانت در مراسم توزيع جوايز مجبور شد اين قضيه را اعتراف كند و بگويد: اين پيروزي، بسيار خوش اقبالانه و معجزه وار مي ماند و آن را باور ندارم.
كشتار در آمريكا
اما لازم است بدانيد «فيل» مثل فيلم سال پيش مور، خشونت، تيراندازي و كشتار حاكم بر مدارس آمريكا در سال ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹ را به نمايش مي گذارد و فرهنگ زور گويي رايج در اين كشور را محكوم مي كند. ون سانت كه هنوز به خاطر ساختن فيچرهايي مثل «كاوبوي دراگ استور» محصول (۱۹۸۹)، «ايداهوي خصوصي من » (۱۹۹۱) و «ويلهان تينگ خوب» (۱۹۹۷) شهره است، «فيل» را در اصل براي يك شبكه تلويزيون كابلي آمريكا و فقط با بودجه اي ۳ ميليون دلاري و با تعدادي محصل حقيقي در مدرسه اي درغرب آمريكا ساخته است.
ون سانت كه با روشي مستندوار يك روز از زندگي محصلان مدرسه را تا لحظه رسيدن سرنوشت تلخ نهايي شان براي ما به تصوير مي كشد، در كن همچنين گفت: در آمريكا مي خواهند با همه چيز سطحي برخورد كنند و نتيجه آن رويدادهاي خشونت باري مي شود كه طي سالهاي اخير در جامعه شاهد بوده ايم. انتظار و توقع من اين است كه راجع به اين مسأله ظريف و خطير بيشتر از اينها بحث شود. با اين حال از كن و مديران آن ممنونم. پس از سالها آمدن و رفتن، سرانجام جوايز اصلي شان را به من دادند.
كارهاي معمولي
«حملات بربرگونه» كه هنرمندانش در كن بيشتر ديده مي شدند و پر طرفدارترين فيلم در ميان مردم بود، هم جايزه بهترين سناريو را نصيب دنيس اركانو كرد و هم عنوان بهترين هنرپيشه زن فستيوال را به ماري ژوزه كروزي ارزاني داشت. او نقش يك زن لاابالي معتاد به مواد مخدر را بازي مي كند كه به يك بيمار محكوم به مرگ و دردمند، كمك فكري مي رساند تا لااقل راحت تر از اين دنيا برود.
اما جشنواره امسال كن اصلاً يك همايش درخشان سينمايي نبود و باوجود صحبت هاي زيادي كه در باره فيلم هاي فوق و بخصوص فضاي تئاتري و زبان خاص قصه گويي فون تري ير در «داگ ويل» صورت گرفت، كارشناسان معتقد بودند كه امسال در ميان آثار بخش مسابقه (مجموعاً ۲۰ فيلم) اكثريت با فيلم هاي متوسط و معمولي بوده است و به همين خاطر بود كه تا آخرين ساعت و دقيقه هم كسي نمي توانست با يقين كامل پيش بيني كند كه جوايز به چه كساني مي رسد.
«بد» هاي خوب!
از آنها كه جايزه اي نبردند اما چندان بد نبودند مي توان به رودخانه مرموز كار آخر كلينت ايسيت وود اشاره كرد. و يا به ۳ فيلم از ۵ فيلم فرانسوي حاضر در عرصه شامل «لي لي كوچك» كار آخر كلود ميلر و همچنين به فيلم هاي جديد پيتر گرين اوي بريتانيايي و اكساندر سوكوروف روسي و كيوشي كوروساواي ژاپني كه اين آخري «آينده درخشان» نام داشت.
در چنين فضايي همه دوست داشتند به گذشته درخشان تر كن بينديشند. مثلاً به سال پيش كه «پيانيست» ساخته رومن پولانسكي لهستاني نخل طلا را برد و بعداً ۳ جايزه اسكار را نيز تصاحب كرد. شايد هم همه اين ها از شانس بلند ون سانت بوده است كه سرانجام در «سال متوسط ها» حكومت كرد.
 برگرفته از: يونايتد پرس
گفت وگويي با مهدي عقيقي كارشناس نسخ خطي و عضو فرهنگستان هنر
هنركتاب درايران
124437.jpg
* در هفته فرهنگي ايران در فرانسه نمايشگاهي تحت عنوان «هنر كتاب در ايران» آغاز شد. روز پنجم هم ميزگردي با همين عنوان با حضور آقايان عقيقي، كابلي، موجاني، فرانسيس ريشارد برگزار شد. البته در اين قسمت هم بر خلاف اعلام برنامه قبلي، آقاي تجويدي (رئيس جلسه) به دلايل نامشخصي حضور نداشتند.
ـ در نمايشگاه «هنر كتاب در ايران» مجموعه آثار جمع آوري شده توسط آقاي عقيقي به نمايش گذاشته شده بود كه بسيار مورد توجه فرانسوي ها قرار گرفت. مهدي عقيقي، عضو فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران، مشاور و كارشناس نسخ خطي، نقاشي ايراني و هنرهاي سنتي با بيش از چهل سال فعاليت در زمينه شناخت و مرمت آثار هنري ايران است.
گفت وگوي خبرنگار «ايران جمعه» را با وي بخوانيد:
\ تعريف شما از فرهنگ و ارتباط آن با هنر چيست؟
* «به نظر من مجموعه آداب و رسوم خاص هر ملت را فرهنگ مي گويند.
و براي شكل دادن به اين آداب و سنن و ارائه و ارتباط آن با فرهنگهاي ديگر از مقوله «هنر» استفاده مي شود. فرهنگ و هنر از ديرباز به اتفاق هم استفاده شده و در كنار هم بوده اند. هنر، بهترين زبان براي برقراري ارتباط بين مردم اين دهكده كوچك جهاني است.»
\ به طور خاص، هنرشما چه نقشي در فرهنگ سازي و ارائه و اشاعه فرهنگ دارد؟
* «كار كتاب سازي و كتاب آرايي در خانواده كوچك ما نسل به نسل ادامه داشته است و هميشه سعي كرديم آن را گسترش و آموزش بدهيم، وقتي وارد قرن بيست و يكم شديم، شاهد سرعت فوق العاده تكنولوژي شديم تا جايي كه برخي مواقع احساس مي شد همه چيز لابه لاي چرخ هاي اين تكنولوژي خرد مي شود يعني در بعضي جاها، بشر به تنهايي تصميم گيرنده نيست و تكنولوژي است كه براي او تصميم مي گيرد و حتي او را هدايت مي كند. من احساس مي كنم در اين ميان بشر بيشتر از گذشته رو به عرفان آورده است، شايد به همين دليل است كه غربي ها بيشتر سفرهاي خود را به شرق مي كنند، چرا كه شرق داستانهاي بسيار پيچيده اي دارد و هنوز هم هر پيچش آن كه باز مي شود، با رشته اي پيچ درپيچ مواجه مي شويم. بطوري كه در اشعار مولانا، سعدي، حافظ، مي بينيم كه هر چه بينش بشري بيشتر مي شود، ترجمه و تفسير اين اشعار هم بيشتر مي شود.
فكر مي كنم فرهنگ ما از دو، سه هزار سال قبل ترويج داده شده اما وظيفه امروز ما اين است كه آن را گرم نگه داريم و راجع به آن صحبت كنيم، اروپايي ها به خوبي مي دانند ايران چنين فرهنگ غني دارد. گرچه ممكن است در بعضي جاها، بنا به تعصبات خاصي اين را پذيرا نباشند و حتي ديده مي شود در جايي وقتي قرار است كتابي در مورد نقاشي مثل محمدزمان چاپ شود، در كنار آن يك ليتوگرافي فرنگي هم گنجانده مي شود و با اين كار عملاً مي خواهد بگويد الگوي نقاشي ايراني، كارهاي فرنگي بوده است. متأسفانه در جاهاي ديگر مثلاً سينما شاهد اين مسأله بوديم كه فلان كارگردان معروف ايراني براي تكميل تحصيلاتش به اروپا آمده بود و در نظر آنها شاگردي مثلاً فرانسوي را كرده كه امروزه اين چنين موفق مي شود. خوب در چنين شرايطي نقش ما اين است كه طوري عمل كنيم، هر كدام در زمينه خود و چيزهايي از خودنشان دهيم كه حتي مثلاً آن آموزش را زير چتر خود ببريم.
مي بينيم كه كتابخانه ملي فرانسه، مجموعه بزرگي از آثار و كتب ايراني را در اختيار دارد و به آن افتخار مي كند اما هرگز نمي تواند و نتوانسته بگويد اين هنر از اروپا به ايران رفته است.
نقش هنرمندان ما بايد طوري باشد كه در هيچ كجا اين توهمات شكل نگيرد، هركدام به شيوه خود.
\ با توجه به اينكه در دنياي مدرن و ارتباطات وسيع امروزي به سر مي بريم، و هنر شما هم با آثار كهن و قديمي مربوط مي شود چگونه بين اين دو ارتباط بر قرار مي كنيد تا بهتر درك شود و مورد استفاده قرار بگيرد؟
* ما كارها را كاملاً به شيوه قديمي و سنتي انجام مي دهيم و در واقع نمي خواهيم از آن چارچوب قديمي خارج شويم و دقيقاً با همان شيوه اي كه درست شده اند، آنها را مرمت و بازسازي مي كنيم، البته اين بدان معنا نيست كه با نوع گرايي مخالف هستيم، نه ولي آنقدر زمينه كاري آنها درگذشته وسيع و عالي بوده كه هر قسمت جديد را كه نگاه مي كنيم باز هم قسمتهايي را مي بينيم كه نديده بوديم و نشنيده بوديم.
\ برخورد بازديد كنندگان از نمايشگاه را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
* افرادي كه غير ايراني بودند، چون خط فارسي را بلد نبودند قطعاً تابلوها را باديد آثار دكوراتيو و يا در حقيقت آثار نقاشي نگاه مي كردند چون قادر به خواندن نيستند. اما ايرانيهايي كه متوجه مطالب هم مي شدند، بسيار علاقه مند مي شدند و از به نمايش گذاشتن اين مجموعه كه شايد در تهران در موزه ها انجام مي شد، بسيار متعجب مي شدند و مي توانستند براحتي كارها را از نزديك مشاهده و بررسي كنند و اشعار و موضوعهاي انتخاب شده هم بسيار جلب توجه مي كرد و شايد بسياري از آنها را به ياد ايران و حال و هواي آنجا مي انداخت. البته در اين ميان عده اي هم عرب بودند. كه كمي مي توانستند بخوانند و انتخاب موضوع ها برايشان جالب بود. اما در كل استقبال بسيار خوبي از اين نمايشگاه شد.
\اين مجموعه چگونه و توسط چه كسي يا كساني جمع آوري شده و وابسته به كجا است؟
* «اين مجموعه خانوادگي ما است كه هم به صورت فردي و هم خانوادگي گرد آمده و نگهداري مي شود.»
\يكي از سؤالهايي كه بعد از ميزگرد، توسط يك فرانسوي مطرح شد اين بود كه آيا امروزه هم مردم ايران مي توانند خطها و آثار گذشته ايراني و فارسي را بخوانند؟ ممكن است در اين مورد هم توضيح بدهيد؟
*خوب، طبيعتاً من به ايشان پاسخ دادم كه بله، نه تنها قادر به خواندن آنها هستند، كاملاً آنهارا مي فهمند. چرا كه الفباي ما هميشه يكي بوده و در طول سالها تغييري نكرده است تنها نوع انشاءها و ادبيات ما در اين سالها تغيير كرده و ادبيات امروز ما مثلاً نسبت به ادبيات دوره صفوي يا قاجار راحت تر شده است، ولي امروزه هم وقتي اشعار سعدي كه نثر مسجع است و يا نظم حافظ را مي خوانيم برايمان قابل درك و فهم است.
هرچند اين نكته غم انگيز متأسفانه به وجود آمده كه امروزه جوانان ما در اينترنت براي تايپ كردن و حرف زدن با دوستانشان فارسي را با حروف لاتين به كار مي برند، كه بايد هرچه زودتر راه حلي مناسب از نرم افزار فارسي گرفته و يا اصولاً به انگليسي نوشتن و… پيدا كرد والا همين زيربنايي خواهدشد كه كم كم، ۱۰۰ يا ۲۰۰سال ديگر، جوانهاي ايراني خط خودشان را فراموش كنند، مثل اتفاقي كه نظير آن در زمان آتاتورك در تركيه افتاد و امروز مي بينيم جوانهاي تركي ديگر قادر به خواندن كتابهاي صدسال پيششان نيستند.»
\در كل هفته فرهنگي را چگونه ديديد، اين جمع شدن هم زمان هنرهاي گوناگون را مثبت ارزيابي مي كنيد يا خير؟
* خوشبختانه به مددهمكاري و همراهي خوب مسؤولان كه همگي شخصيتهاي كاملاً فرهنگي دارند، برنامه هاي بسيار خوب بود و استقبال بسيار خوبي هم از آن شد. از بنده هم خواسته شد در اين جا حضور داشته باشم البته قرار بود كه نمايشگاه من در كتابخانه ملي پاريس حدود آذرماه برگزارشود كه قدري طول كشيد و من چقدر خوشحالم كه نمايشگاه مصادف با اين هفته شد. قطعاً فكر مي كنم كه اين كارها و هنرهاي مختلف وقتي كنار هم قرار بگيرند بسيار زيباتر خواهندبود، درست است كه اگر هركدام جدا باشد دقت و توجه بيشتري را به خود جلب خواهندكرد.
قبل از آمدنم به اينجا هم بروشوري را هم با ترجمه انگليسي و هم فرانسه تهيه كرده بودم و راهنمايي هم كه در قسمت ورودي نمايشگاه گذاشته شده بود بسيار مفيد واقع شد. خيلي دوست داشتم كارگاه عملي در اينجا داشته باشم ولي متأسفانه به دلايل مختلف از حمل و نقل گرفته تا مكان و زمان كم و… موفق به انجام آن نشدم اما سعي كردم خيلي را از كارگاه دو تهران تهيه كنم كه شايد با نمايش آن بتوانم سيرتكاملي خوشنويسي در ايران از قرن چهارم تا چهاردهم هجري را نشان دهم كه متأسفانه به دليل محدوديت زماني شايد حدود هفت يا هشت دقيقه از فيلم بيشتر پخش نشد. اما در كل برنامه بسيار موفقي بود و دليل اين موفقيت را اين مي دانم كه همه در يك جهت باهم هماهنگ و همگام بودند.
چنين نزديك ‎/گذري بر نمايشگاه نقاشي هاي هانيه خاكبيز
نقاشي در سبكهاي «ديگر»
124440.jpg
گالري ماني از پنجشنبه اول خرداد، ۶روز ميزبان آثار نقاشي هانيه خاكبيز بود. خاكبيز دانشجوي رشته نقاشي است و طبيعتاً امكان حضور در نمايشگاههاي متعدد جمعي را داشته است، اما تا امروز كه براي اولين بار يك نمايشگاه از آثارش برگزار شده، در نمايشگاههاي ديگر شركت نكرده بود. وي از شاگردان استاد طاها بهبهاني محسوب مي شود.
در بروشور نمايشگاه نوشته شده: هانيه خاكبيز ۲۰ساله است اما آثاري با ۳منطق گوناگون در اين نمايشگاه به چشم مي آيند كه نشانه اي از جديت در پيگيري كار محسوب مي شوند.
اول، تعدادي كار سوررئاليستي (دگرواقع گرايانه) است. آثاري كه در آنها فكر نقاش به خوبي با تكنيك او همخوان مي شود. به جز كارهاي نقاشي كلاسيك، رئاليستي و ناتوراليستي كه در ايران بوفور توليد مي شوند ومخاطب عام و فراوان خود را دارند، چشم مخاطبان هنر نقاشي به خصوص از وقتي به اينترنت روشن شده، به ديدن كارهاي مهم نقاش هاي برجسته عادت كرده است. به اين ترتيب و باتوجه به اينكه معمولاً كارهاي بزرگ از تكنيك هاي خوب هم بهره مي برند، نقاشي در سبكهاي «ديگر» احتياج دارد كه حداقل بتواند در عرصه رقابت با محصولهاي خارجي به چشم بيايد. اين توانايي، دقت، ظرافت و جسارت نقاشي در برخوردبا خط و بوم و قلم موها وقتي با ايده هاي جسورانه همراه مي شود كه از امكان «ديگر» ديدن واقعيت ها حكايت مي كنند، تصوير قابل عرضه اي را توليد مي كند. در يك نقاشي مردي از سنگ ديده مي شود كه در محل قلب او زني تارهاي چنگي را مي نوازد كه از دوسو به سنگ وجود مرد متصل اند.
نقاش به سادگي و ظرافت زني را به جاي مردي نشانده كه قرن ها خاطره سنگ كني اش به خاطر يك زن مونس عشاق بوده. در اثري ديگر مرد و زني از خاك برآمده اند و دوگياه مي شوند كه از بين آنها گلي مي رويد كه درون آن زني با بالهاي پروانه جاي گرفته است. كيومرث اينجا جايش را با شازده كوچولو عوض كرده؟ همانطور كه فرهاد و شيرين در تابلوي قبلي جاي هم را به دست آورده اند؟ در تابلويي ديگر از گياهي مادري فرزند به بغل روييده است. يك گياه، درون آن مريم و در آغوش او مسيح. اين اسطوره هم در لباس شاپرك يا پروانه است، بال دارد. در تابلويي ديگر ـ كه مانند همه ي تابلوهاي عرضه شده در نمايشگاه بي اسم است، از يك مرد و يك زن هر كدام گياهي روييده است. اين هر دو نيز بال دارند و پوششي شفيره گون. ريشه هر دوشان هم يكي است و از يك اساس برآمده اند.
در نوع ديگرنقاشي ها فكر پشت تصويرها به اندازه تكنيك اجرايي پيچيده نيست. اصرار نقاش بر رعايت نسبت هاي طلايي و كمپوزيسيون كلاسيك با ايده كارها متناسب است و دو يا سه نفري كه دراين نقاشي ها حاضرند ناراحت اند. آنها رنج مي برند كه فرد سومي در بند است ودراين بار، به جاي گلها يا ترك هايي كه هدفمند در نقاشي هاي ديگر حضور دارد، روي آدمها وروي محيط و روي بال هاي اين آدم ـ شب پره ـ پروانه ها جلبك وخزه روييده است . فضاهاي اين كارها به اندازه دسته اول از لحاظ تكنيكي به دقت طراحي واجرا شده است . اما برخلاف كارهاي سوررئاليستي ياد شده، فهم آنها به نحو بسيار ساده تري ممكن است . يك تابلوي شاخص ازاين دسته را مي توان مردي دانست كه بال دارد وبه وضوح انرژي اي كه از دست او ساطع مي شود، به رشد يك گياه در كوير كمك مي كند. آثاري كه ذكرشان رفت ، به راحتي در يكي از دسته هاي دوگانه يادشده جاي مي گيرند . اما بودند آثاري كه براحتي به هيچ كدام ازاين دو تن نمي دهند. مانند تابلوي مرد ـ شب پره ـ پروانه كه اولين تابلوي نمايشگاه بود ودر محيطي ، ارغواني بالهاي اين مرد با ميخ كوبيده شده بود. تابلوي قابل ذكر ديگر، مرد ـ شب پره ـ پروانه اي را نشان مي داد كه در يك تور (احتمالاً از تار عنكبوت) گير كرده بود ونوري كه به سر او مي تابيد، باعث شده بود گياهان در لابه لاي آن تارها برويند.
تنها تابلوي نوع سوم يك مرد و يك زن را نشان مي داد. البته مثل باقي نقاشي ها، اين آدمها فاقد صورت بودند وبرخلاف برخي از آنها كه موي بلند زن مشخص كننده وي است ، دراين اثر جثه بزرگتر مرد وشانه هاي پهن ترش مشخصه مميزي او محسوب مي شود . دراين اثر قابي در سينه آن دو جاي گرفته كه درون آن منظره اي سرسبز بود وحبابي درآن بالا. جالب كه گوشه شانه مرد دقيقاً مثل قاب برش خورده بود. با وجود رنگهاي روشن وزنده، تلخي عذاب دهنده اين اثر و تأكيد برانتزاع به جاي فرم ، آن را داراي ويژگي هايي مي كرد كه موجب مي شد بتوان آن را براحتي جزو گروه تك اثره پست مدرن محسوب كرد. توجه به اين نكته كه گاه در آثار پست مدرن كم دقتي جايگزين شلختگي هدف مند خودخواسته مي شود، باعث مي شود بتوان به نظم ودقت و جسارت در تكنيك جدي اين نقاشي ها توجه بيشتري كرد.
روي پرده سينماهاي تهران
| خانه اي روي آب (كارگردان، بهمن فرمان آرا) : فلسطين ۳ ، ايران ۳ ، سپيده ، فلسطين ۱ ، جام جم و شهر تماشا۱
| ايستگاه متروك (عليرضا رئيسيان) : عصر جديد ۱ ، فرهنگ، سروش و جمهوري
| غزل (محمدرضا زهتابي ): استقلال، سعدي، شهرقشنگ، آستارا، صحرا، تهران! ، جي ۲ ، گلريز ۱ ، ملت، بهمن ۲ ، كارون، مركزي ،۲ پيوند، فلسطين ۳ و شاهد
| دنيا (منوچهر مصيري ): آفريقا، بهمن ۱ ، ايران ۱ ، بلوار، مركزي ۱ ، آسيا ، پيروزي، ماندانا، عصر جديد ۲ ، حافظ ، دهكده المپيك، جي ۱ ، شيدا ،پيام انقلاب، توسكا وميلاد
| تيك (اسماعيل فلاح پور) : ايران ۳ ، قدس، جوان، اروپا، شيرين، المپيا، فردوس، پارس ۲ و جي
| از كنار هم مي گذريم (ايرج كريمي ) : كانون
احمد مسجد جامعي در مراسم افتتاح موزه موسيقي:
موزه موسيقي
شاهدي برپايداري فرهنگ ماست
• روز چهارشنبه در مراسمي با
حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
و جمع كثيري از هنرمندان، موزه
موسيقي تهران رسماً افتتاح شد.
124446.jpg
گروه هنري : روز چهارشنبه در مراسمي با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و جمع كثيري از هنرمندان، موزه موسيقي تهران رسماً افتتاح شد. موزه موسيقي ايران در زميني به مساحت سه هزار و ۵۰۰ متر مربع و زيربناي يك هزارو ۵۰۰ متر در دو طبقه و در بخش هاي نمايشگاه سازهاي ايراني، كتابخانه تخصصي، سالن يادمان اساتيد، بخش پژوهش و تحقيق و كارگاه سازسازي ساخته شده است.
>جايي همين نزديكي
در كوچه پس كوچه هاي تجريش، اگر اسامي قديمي آن خيابان هاي پيچ و واپيچ خورده برتاريخ ايران را هنوز فراموش نكرده باشيد؛ خيابان مقصود بيك را حتماً پيدا خواهيد كرد. اين خيابان نه به خاطر صداي سه تار و تنبور به جاي مانده از پنجه هاي اساتيد موسيقي، كه به خاطر صداي ساخت و ساز و تخريب بافت قديمي شهر حتماً بيشتر به ياد مي ماند.
ساختمان هاي سربرافراشته به آسمان استتاري است كه موزه موسيقي را در برگرفته است. موزه اي كه بعد از گذشت ساليان دراز از ضرورت ايجاد آن اكنون به هر زحمتي است افتتاح مي شود تا شايد اين هنرماندگار هم شناسنامه اي براي خود داشته باشد. مكان موزه در مساحتي حدود ۳ هزار و پانصدمتر در يكي از خانه هاي قديمي خيابان مقصود بيك قراردارد كه از اين فضا هزارو پانصد متر به ساختمان موزه اختصاص داده شده است. ساختمان موزه معماري مدوري دارد با پنجره هاي بلند چوبي كه مطمئناً هيچ نشاني از قجرها ندارد، از داخل موزه صداي سه تار و ضرب و سنتور به گوش مي رسد. رنگ سفيد موزه به همراه صداي سازها كه قطعاً از داخل گرامافون استاد احمد عبادي نيست، مقاومتي سخت در مقابل مدرنيته بي رحم شهر مي كند. مقاومتي نابرابر كه تنهايي خود را فرياد مي زند.
*همان هميشگي
فضاي سبز بيرون موزه مملو از جمعيتي است كه آمده اند تا موزه موسيقي را افتتاح كنند. بر در روي شيشه اي ورودي ساختمان موزه نقشي از يكي از ظروف دوران اشكانيان نقش بسته است. تصوير زن و مردي كه هركدام سازي را مي نوازد. مراد خاني رئيس مركز موسيقي در اين باره به ميهمانان مي گويد: « درباره آرم موزه آقاي حقيقي تحقيقاتي را انجام داد و از آنجا كه در موسيقي نيز نرومادگي وجود دارد اين طرح انتخاب شد.» با حضور احمد مسجد جامعي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي رئيس سازمان فرهنگي و هنري شهرداري و معاون فرهنگي سفارت بلاروس و جمعي از هنرمندان مراسم افتتاحيه آغاز مي شود. همه منتظر مي شوند تا تعارفات و تشكرهاي صميمانه مسؤولان از يكديگر تمام شود تا به داخل موزه بروند. اولين سخنران مرادخاني است. موزه موسيقي قرار است از بخش هاي نمايشگاهي،آرشيو، معرفي و نگهداري اسناد مشاهير موسيقي، كتابخانه تخصصي تشكيل شود و با همكاري سازمان ميراث فرهنگي اطلس موسيقي ايران تهيه شود. همچنين نگارش دايرة المعارف موسيقي كه بخش هايي از آن توسط استاد درويش تهيه شده بود ادامه يابد. مراد خاني از توافقي با سازمان يونسكو خبر داد كه جاي تأملي بسيار دارد. وي كه با غروري وصف ناشدني از اين توافق صحبت مي كرد، گفت: «براساس پروتكل انجام شده بين يونسكو و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار شده است كار جمع آوري موسيقي آسيا و پژوهش و تحقيق بر روي آن در ايران و در موزه موسيقي انجام شود!» با توجه به اينكه قرار است استخري كه در فضاي بيروني موزه قرار دارد به هر صورتي به سالن تخصصي همايش هاي موسيقي و استوديوي صدابرداري تبديل شود اين وعده از سوي مسؤولان اوديسه ۲۰۰۳ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان فرهنگي و هنري شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي را به خاطر همه مي آورد. زم نيز در ميان صحبت هاي هميشگي افتتاحيه ها و تعارفات معمول به جان مايه موسيقي ايران اشاره مي كند كه آنقدر غني بوده كه با وجود فقدان پشتوانه پژوهشي و تحقيقاتي پابرجا باقي مانده است و آنچه امروز به عنوان موسيقي نامأنوس بر موسيقي اصيل ايراني اثرگذاشته است، علف هاي هرزي است كه به دور گياه تنومند موسيقي نشو و نما پيدا مي كند.«زم با لبخندي به يادماندني به هنرمندان گفت: اميدواريم نامهرباني هاي گذشته پاياني داشته باشد.»
احمد مسجد جامعي وزير فرهنگ و ارشاد نيز صحبت هاي خود را با اشاره به هفته فرهنگي كشور بلاروس آغاز كرد. اينكه روز سه شنبه گروه موسيقي سفارت بلاروس در تالار وحدت تلاش مي كردند تا موسيقي ايراني اجرا كنند. با توجه به اينكه كشورهاي، بلاروس و بطور كلي روسيه سفيد از نظر هنر تئاتر ،نقاشي و سينما كارهاي ارزشمند زيادي دارند اما در هفته فرهنگي كشور خود در ايران از گروه موسيقي استفاده مي كنند. وزير نيز صحبت هاي زيادي كرد از سياست هاي كلان ارشاد گفت كه تاكنون از كارهاي بزرگ ارشاد ساخت خانه هنرمندان بوده و اميدوار است بزودي بيمه هنرمندان نيز شكل بگيرد بعد هم روبه عمارت سفيد موزه موسيقي كرد و در خاتمه گفت: اين خانه كه پيوسته در آن چنگ و چغان است شايد همين خانه باشد. اميدواريم تمام درو ديوار اين خانه پر از عنبر و مشك و بيت و ترانه باشد و شاهدي بر پايداري فرهنگي ما. البته مراد خاني شعر وزير ارشاد را كامل كرد و مصرع دوم آن را كه از خواجه بپرسيد اين خانه چه خانه است را بازگو كرد و در پايان صحبت هايش از شهردار منطقه يك، طراح داخلي موزه تشكر كرد و در پايان از حجت الاسلام زم، مسجد جامعي، گروه فرهنگي سفارت بلاروس و اهالي موسيقي دعوت كرد كه موزه موسيقي را افتتاح كنند.

*زخمه

در مدخل ورودي موزه تنديسي از استاد احمد عبادي ديده مي شود. صداي سه تار عبادي، ضرب تهراني و سنتور به گوش مي رسد. با ورود به ياد حرف يكي از دوستان مي افتم كه موزه گورستاني بيش نيست.» گورستاني از اسناد كه هركدام آدمي را به شناختي مي رسانند. سالن هاي موزه به سه بخش سازهاي كوبه اي، زهي و بادي تقسيم شده است. آرشيوي از سازهاي استاد احمد عبادي و استاد گلشن ابراهيمي در موزه ديده مي شود. سه تار ساخت ميرزا عبدالله مينياتور كمانچه و دو تار تركمن صحرا، قوپوز عاشيقي آذربايجان. سه تار ناصرالدين شاه، قيچك سيستان و بلوچستان، نقاره مازندران، دوهل كردستان، طاس و دف كردستان و خيلي ديگر از سازها هر بازديدكننده اي را به ياد پنجه هاي هنرمند اساتيد شناخته و ناشناخته زيادي در ايران مي اندازد. هركدام از سازها يادآور خاطره و فرهنگ گوشه و كنار كشور است. گويي تمام ساختار طبيعت موجود كشور در موزه موسيقي جمع شده است. در قسمت سازهاي كوبه اي مي توان اوج و فرود دريا را در سواحل جنوبي ايران بخوبي احساس كرد. سم اسبان را در كمانچه تركمن صحرا، پهلواني را در دف مناطق كوهستاني، شنيد و ديد سفري كوتاه كه كمتر بازديد كننده اي با ديدن سازها به آن فكر مي كند. باسكوتي دروني مي توان صداي دختران قالي باف آذربايجان، لالايي مادران، صداي صيادان ماهي را در هنگام انداختن تور ماهيگيري به دريا شنيد. صداي سه تار استاد احمد عبادي، مرتضي خان عشقي، ابوالحسن صبا در ميان هياهوي ميهمانان شنيده مي شود. موزه موسيقي در مقابل ساختمان هاي نيمه ساز سر به فلك كشيده حتماً در ساليان آينده گم مي شود. شايد ديروز افتتاح گورستاني بود براي هنر هزارساله ايران.حتي زم نيز به نامناسب بودن مكان موزه واقف بود و در جواب اين سؤال گفت: «بايد قدمي برداشته مي شد. مي توانستيم اين فضا را از نو بسازيم اما اين كار را نكرديم. مي خواستيم فضاي موزه ياد آور ماهيت هنري موسيقي باشد. تغييرات بعداً انجام مي شود.»
رئيس قوه قضاييه:
نهضت خدمات رساني به مردم از سياستهاي كلان نظام است
رئيس قوه قضاييه در جلسه اداري استان فارس گفت: نامگذاري سال جاري از سوي مقام معظم رهبري به «سال نهضت خدمات رساني به مردم» شعار نيست بلكه يكي از سياستهاي كلان نظام براي سال جاري و سالهاي ديگر است.
آيت الله سيدمحمود هاشمي شاهرودي در دومين روز از سفر خود به استان فارس در جمع مديران استان فارس افزود: همه مسؤولان نظام براي تحقق فرامين رهبري (خدمت به مردم) بايد برنامه ريزي مناسب و شايسته اي انجام دهند. به گزارش ايرنا، رئيس قوه قضاييه خدمات رساني به مردم را خادميت به مردم توصيف كرد و گفت: خدمت به بندگان خدا يك وظيفه شرعي و باعث استحكام پايه هاي نظام مردم سالاري ديني در كشور است.
وزير امور خارجه مصر با خاتمي ديدار و گفت وگو كرد
• احمد ماهر وزير امور خارجه جمهوري مصر چهارشنبه شب
با حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري
اسلامي ايران ديدار و گفت و گو كرد.
احمد ماهر وزير امور خارجه جمهوري مصر چهارشنبه شب با حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري اسلامي ايران ديدار و گفت و گو كرد. به گزارش دفتر رياست جمهوري، خاتمي در اين ديدار با اشاره به نقش تاريخي ومهم دو كشور ايران و مصر در تأسيس و پيشرفت تمدن اسلامي بر همكاري نزديك تر دو كشور در زمينه مسائل مشترك دنياي اسلام تأكيد كرد.
خاتمي با تأكيد بر حل مشكلات مردم فلسطين و احقاق حقوق آنها دربازگشت به سرزمينشان و تعيين سرنوشت خويش ضرورت همكاري نزديك كشورهاي اسلامي در حمايت از ملت فلسطين را يادآور شد. وزراي خارجه بحرين، الجزاير، سوريه، سودان و فلسطين نيز طي نشست هاي جداگانه اي با رئيس جمهوري ديدار كردند. همچنين وزير امور خارجه عمان نيز با رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ديدار داشت.
بارش رف ارتفاعات دماوند و فيروزكوه را سفيد پوش كرد
• بارش برف چهارشنبه شب ارتفاعات مشرف
به شهرستان هاي دماوند و فيروزكوه را سفيدپوش كرد.
بارش برف در رشته كوه هاي البرز در ارتفاعات
اين دو شهرستان موجب كاهش دما در اين مناطق شده است .
بارش برف چهارشنبه شب ارتفاعات مشرف به شهرستان هاي دماوند و فيروزكوه را سفيدپوش كرد. بارش برف در رشته كوه هاي البرز در ارتفاعات اين دو شهرستان موجب كاهش دما در اين مناطق شده است . با كاهش ناگهاني دما، مردم شهرهاي دماوند، رودهن، فيروزكوه و آبعلي ناچار به استفاده از لباس هاي گرم شدند. هواشناسي آبعلي ديروز اعلام كرد:از چهارشنبه شب مناطق جلگه اي شرق استان تهران باراني است. براساس گزارش هواشناسي آبعلي، در هشت ساعت اخير ۲۵ ميلي متر باران در آبعلي باريد و دماي هوا در اين منطقه به شش درجه رسيده است. همچنين در ۲۴ ساعت آينده هواي اين مناطق باراني، توأم با رگبارهاي پراكنده پيش بيني شده است. امسال بارش بارانهاي مداوم بهاري باغات و زمين هاي كشاورزي منطقه را از كم آبي نجات داده وكشاورزان و باغداران را شادمان كرده است.
كتاب «امثال و حكم بختياري» تدوين و چاپ شد
كتاب « امثال و حكم بختياري» اثر «عباس قنبري» نويسنده ي چهارمحال و بختياري پس از ۱۲ سال پژوهش و تحقيق ميداني و كتابخانه اي در سال جاري به چاپ رسيد. روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش استان چهار محال و بختياري روز چهارشنبه اعلام كرد: اين اثر در برگيرنده ي چهار هزار ضرب المثل به زبان بختياري است كه در استانهاي چهار محال و بختياري، خوزستان، لرستان و اصفهان رايج است. براي تدوين اين كتاب بيش از ۱۵۰ ديوان شعر، كتاب مذهبي، تاريخي و فرهنگي بررسي و ۴۰ هزار فيش تحقيقاتي از آنها استخراج شده است. اين اثر در سومين جشنواره انتخاب كتاب معلم و اولين جشنواره ي آثار تجسمي معلمان هنرمند كشور كه همزمان با هفته بزرگداشت مقام معلم در تهران برگزار شد، در بخش تأليفات رتبه سوم كشوري را به خود اختصاص داده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |