جمعه ۹ خرداد ۱۳۸۲ - ۲۸ ربيع الاول ۱۴۲۴
Fri, May 30, 2003
گفت و گو
شماره۲۴۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
ويژه
ويژه ۲
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
در خانه
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
سفر شعر
گفت و گو با ناهوكو ـ تاواراتاني (مترجم و پژوهشگر ادبيات ژاپن)
سفر شعر
شعر معاصر ژاپن
«در غروب»
تاچي هارا ـ مي چي زو
Tachihara - Michizo
در نوري كه مي گوييد «همه چيز بيهوده بود»
من بايد دوباره
اسم تو را صدا كنم
در غروب
\\
چيزي كه مي توانستيم به آن اعتماد كنيم
زيبا بود، اما
مناظر زخم خورده، ديگر
در آن طرف فراموشي باقي خواهندماند
\\
من تكيه داده به تنه درختي
تو پشت كرده به من در سكوت
در پرتو خورشيد غروب، كبوتران در پروازند
\\
بهتر است از هم جدا شويم … جدايي
سرنوشت آشنايي ما بود… مثل آن روز
حال هم باز ابرها در بالاي آسمان درحركتند
«كالسكه»
مي يوشي ـ تاتسوجي
Miyoshi - Tatsuji
مادر…
چيزي كم رنگ و خاطره انگيز مي بارد
چيزي به رنگ گل ادريس مي بارد
در زيرطاقي بي انتهاي درختان
باد آهنگين مي وزد
\\\
اينك در سايه روشن غروب
مادر، كالسكه مرا هل بدهيد
رو به خورشيد سرخ غروب
با تسلط تمام، كالسكه مرا هل بدهيد
\\\
كلاه مخمليني با منگوله سرخ
برسر سرد من بگذاريد
پرندگاني مهاجر با شتاب در آسمان
فصل را با خود مي برند
\\\
راهي كه در آن چيزي كم رنگ و خاطره انگيز مي بارد
و چيزي به رنگ گل ادريس مي بارد
مادر، من مي دانم
مي دانم كه اين راه، راهي دور و دراز و بي انتهاست
«چشمان»
ني شي واكي ـ جون زابورو
Nishiwaki- Junzaburo
در ماه ژوييه كه دريا امواج سفيدي به سرمي پراند
در جنوب از شهري زيبا مي گذرم
باغي در سكوت خواب
چشم به راه مسافر است
گل رز، شن و آب
گل رز دل مرا مي ربايد
موهاي سري برسنگ حك شده
صداهايي برسنگ حك شده
و چشمان برسنگ حك شده هميشه باز است

«از منظومه مسافر برنخواهدگشت»
(۳۸)
در فصلي كه برگهاي خشك شده درخت نارون
جلوي پنجره جمع مي شود
به سفر رفتم
و در فصلي كه كنار جاده گزنه گل مي دهد
برگشتم
تيغ ريش من زنگ گرفته بود
(۴۵)
چقدر تنهاست
پنجره اي كه بازگذاشته اند
شترها بايد بروند
124356.jpg
ادبيات چيست؟ سخن تعرضي است و آلن روب گريه به دانشجويان پرسشگر پاسخ مي دهد:
من مي توانم به شما بگويم كه ادبيات، چه چيزي نيست، زيرا به ادبيات جز با ديد تاريخي نمي شود نگاه كرد. ادبيات حركت پژوهشي در كنه زبان است، پرسشي است كه از دنيا مي شود.
اين يادداشت را با سخن آلن روب گريه، نويسنده نامدار جهان شروع كرديم تا اهميت ادبيات را در زندگي انسان ها دوباره گوشزد كرده باشيم و سپس وارد مقوله اي شويم كه چندان هم با آن بيگانه نيستيد. نشر كتاب و پخش آن از معضلات اصلي جامعه امروز مااست. نه اهل فن آستين بالا مي زنند و نه مردم پاپيش مي گذارند و تيراژ كتاب در ايران همچنان از سه هزار نسخه فراتر نمي رود و ارزش هنرنويسندگي به حدي تنزل پيدامي كند كه كافي است بگويي نويسنده يا شاعري؛ مردم از خنده روده برمي شوند. در كشوري مثل كلمبيا كه جمعيتي حدودسي و هفت ميليون نفر دارد، تيراژ كتاب در حدود يك ميليون نسخه است اما در كشور نزديك به هفتاد ميليوني ما تيراژ كتاب سه هزارنسخه است.
برخي دلايل را در بي فرهنگي مردم و برخي در نداشتن احساس مسؤوليت در مسؤولين امر جست وجو مي كنند و برخي نيز تمام كاسه، كوزه ها را برسر پخش كننده هاي كتاب مي شكنند.
اينجا ما قصد داوري در مورد هيچ يك از گروه ها را نداريم و اين كار را به بعد موكول مي كنيم.
به نظر من شاخص ترين دليلي كه تيراژ كتاب را در حدود سه هزار نسخه نگه مي دارد تبليغات اندك در باب كتاب و پيرو آن معرفي نشدن نويسندگان و شاعران است. در كشور ما يك هنرپيشه درجه۳مشهورتر از نويسنده اي حرفه اي است همينطور كافي است شش ماه ركاب بزني تا عكس تمام قدت را به عنوان دوچرخه ران افسانه اي در وسط اكثر هفته نامه هاوروزنامه ها و مجلات چاپ كنند و درباره حتي سرماخوردنت نيز قصه ها سازند و هركس هم شما را نشناسد به بي دانشي و بي سوادي متهمش مي كنند. حال آنكه حتي اگر قوي ترين و جذاب ترين رمان جهان را هم بنويسي كسي تحويلت نمي گيرد و مجبوري تاكم نياورده باشي به زن و بچه ات بگويي بعد از مرگم خواهندفهميد من چه كسي بودم. به اين نمونه توجه كنيد:
ـ رمان عاشقانه بنويس آبكي هم شده ايرادي نداره!
ـ نمي تونم!
ـ اينكه كاري نداره، پسر جوان همسايه كلي نامه عاشقانه داره اونارو ازش بگير و سرو ته اش را هم بيار و بدش به من.
ـ اينكه رمان نمي شه!
ـ مي شه خوبش هم مي شه!
اگر از اوضاع نابسامان روزگار ناله كني اين تنها سفارشي است كه ناشران به تو مي كنند.
اگر هم گفتي نه! پس همان بهتر كه دورنوشتن قلم بگيري. نوشتن و خوب نوشتن در اينجا هزينه هاي گزافي مي طلبد. علاوه براين، تحريم رسانه اي شعر و داستان كار را چنان مشكل كرده است كه ديگر نوبت گلايه به پخش كننده هاي كتاب نمي رسد.
ـ راستي چه بايد كرد؟
اين سؤال معروفي است كه در ادبيات ما بسيار به كار رفته است و برخي اين جمله را روي كتاب هايشان نوشته اند و كاري نيز از پيش نبرده اند. به نظرنگارنده، تنها جواب اين سؤال معروف آشتي دادن مردم با كتاب است، حالا چه از طريق تلويزيون، چه از طريق ساير رسانه ها، فرقي نمي كند. اين آشتي كنان به هرطريقي كه ممكن است بايد شكل بگيرد و گرنه اين معضل عدم كتابخواني در جامعه ما همچنان خواهدماند.
در شمال كنيا كتابها را به درخانه ها مي برند تا رغبت مردم را به خواندن كتاب افزايش دهند. در ادامه اين خبرآمده است: به علت كمبود امكانات در اين منطقه صحرايي از شترها استفاده مي كنند. با اجراي اين برنامه هاروستاييان زيادي به خواندن كتاب روي آورده اند به طوريكه وقتي شترها به نزديك روستاها مي رسند اهالي روستاها با شوق به استقبال آنها مي روند.
همين طور در بعضي كشورها، كتاب هاي بندانگشتي چاپ مي كنند و همراه بليط مترو به مردم مي فروشند و…
چرا ما از اين شيوه ها استفاده نكنيم ما كه وقتي نام ادبيات پيش مي آيد مي گوييم ديوان حافظ را به جاي خواندن كلمه كلمه خورده ايم و رستم به كمك ما توانست اژدهاي هفت سر را بكشد و حتي ادعا مي كنيم كه زبان پرندگان را بهتر از عطار مي دانيم و … و باز و…
ـ آقاي مديرمسؤول! آقاي سردبير! يك صفحه از روزنامه يا مجله تان را اصلاً ناديده بگيريد فرض كنيد اصلاً نشريه شما يك صفحه كمتر چاپ مي شود بگذاريد ما در آن صفحه به فرزند شما بگوييم كه در آغاز كلمه بود.
ـ آقاي ناشر، آقاي پخش كننده! اگر با پخش كتاب هاي بازاري تجاري توانستيد پول و پله اي به هم بزنيد و خانه اي بسازيد با نشر و پخش كتاب هاي ارزشمند مي توانيد دنياي بهتري براي همگان از جمله خودتان بسازيد.
ـ آقاي رئيس جمهوري! روزت بخير! نويسندگان را دريابيد.
ـ خواهر من ! برادر من! پدر من! مادرمن! دست روي دست نگذاريد از روي كتاب ها گرد فراموشي را بزداييد.
اين يادداشت را با ذكر اين نكته كه كارهاي خوب بايد صورت بگيرند به پايان مي برم. دوباره يادآوري مي كنم به هرطريقي كه شده كارها بايد صورت بگيرند به قول انگليسي ها شترها بايد بروند.
گفت و گو با ناهوكو ـ تاواراتاني (مترجم و پژوهشگر ادبيات ژاپن)
صداي جهيدن غوك در آب
124359.jpg
ناهوكو ـ تاواراتاني در سال ۱۹۵۷ ميلادي در ژاپن به دنيا آمد و فوق ليسانس تاريخ و ادبيات ژاپن است. حدود ده سال در دانشكده زبانهاي خارجي دانشگاه تهران به تدريس زبان و ادبيات ژاپني اشتغال داشته و نوشتن مقاله و ترجمه را از طريق همكاري با مجلات ادبي و فرهنگي كشور آغاز كرده است. با تاواراتاني مترجم كتاب «شعراي بزرگ معاصر ژاپن» در مورد ادبيات ژاپن گفت و گويي انجام داده ايم كه در ادامه مي خوانيد:

\ ناهوكو به چه معني است؟
* زبان ژاپني سه نوع خط دارد، دو نوع آن فونتيك است، يعني معني ندارد، فقط خوانده مي شوند. نوع سوم خط تصويري است كه چيني ها آن را ابداع كرده اند كه هم معني دارد و هم تلفظ مي شود. ناهوكو را هم به خط فونتيك مي شود نوشت و هم به خط تصويري چيني. «نا» به معني سبزي، «هو» به معني خوشه و «كو» هم به معني فرزند است، حالا شما خودتان، ناهوكو را معني كنيد.
\ در كجاي ژاپن به دنيا آمديد؟
* در مغرب ژاپن. در يك شهر كوچك به اسم «نيشي نوميا».
\ از ژاپن برايمان بگوييد!
* آفتاب مثل هميشه باز هم در آنجا مي تابد.
\ چند سال است در ايران زندگي مي كنيد؟
* تقريباً از سال .۱۳۶۴
\ به طور خلاصه از تاريخچه شعر ژاپن برايمان بگوييد.
* در نيمه دوم قرن پنجم ميلادي، ژاپني ها وسيله نگارش يعني خط را از شبه قاره چين آموختند. ورود كتبي درباره آيين بودا اين پديده را به ژاپن به ارمغان آورد. بنابراين به دليل نبود خط از سروده هاي قبل از اين زمان اطلاع صحيحي در دست نيست و با اين حال از آثار قرون پنجم تا هشتم نيز آثاري به جا نمانده است.
در قرن هشتم ميلادي دو مجموعه مهم شعر تدوين شد، يك مجموعه به زبان چيني و ديگري به زبان ژاپني. مجموعه شعر به زبان ژاپني كه «مان يوشو» نام دارد، شامل حدود۴۵۰۰ عنوان شعر از افراد طبقات مختلف جامعه آن دوران است.
\ چه فرمهايي در اين مجموعه شعر ديده مي شود؟
* فرمهاي شعري كه در اين مجموعه مشاهده مي شود، فرمهاي سنتي شعر ژاپن است و با توجه به تعداد هجا در واحدهاي شعر به چند نوع تقسيم مي شود. در اينجا به چهار فرم موجود در مان يوشو اشاره مي كنيم. نخست «چوكا» كه شعر بلند است. اين فرم از تكرار واحدهاي پنج هجايي و هفت هجايي تشكيل مي شود و آخرين واحد آن بايد هفت هجايي باشد. دوم «نان كا». سوم «سه دوكا» و چهارم «بوس سوكوسه كي كا» نام دارد كه احتياجي نمي بينم در مورد آنها بيشتر توضيح بدهم، جز اينكه «بوس سوكوسه كي كا» سنگي است كه شكل پاي بودا روي آن حك شده باشد.
\ فرم هايكو از كي رواج پيدا كرد؟
* اين فرم در قرون شانزدهم و هفدهم رايج شد. ابتدا نامش «هاي كايي» بود در دوره «مه اي جي» به هايكو تغيير نام يافت. فرم هايكو در ايران به خاطر ترجمه خوب احمد شاملو و ع. پاشايي مشهور شده است. اين فرم از واحدهاي پنج هجايي، هفت هجايي و پنج هجايي تشكيل مي شود.
\ شعر ژاپن بيشتر به چه موضوعاتي مي پردازد؟
* موضوعاتي كه در شعرهاي سنتي انتخاب مي شد. اساساً متكي بر زيبايي شناسي سنتي بود و مي توان گفت اين زيبايي شناسي در دوره «هه اي آن» (۱۱۹۲ ـ ۷۹۴) با شاخص ترين اثر ادبي در زمينه شعر به نام «كوكين واكاشو» به وجود آمد. در قسمتهاي مختلف اين مجموعه از نظر زيبايي شناسي به موضوعات گوناگوني پرداخته شده است. براي مثال در بخش بهار، موضوعاتي نظير بلبل، شكوفه زردآلو، جوانه گياهان، برگ جوان درخت بيد، مه بهاري، شكوفه گيلان، گل ياس بنفش ترسيم شده اند كه از نظر زيبايي شناسي سنتي الگويي براي زيبايي فصل بهار به حساب مي آيند. مثلاً از آنجا كه شكوفه گيلاس را سمبل زيبايي و گذرا بودن دنياي فاني مي دانستند، فقط به زيبايي شكوفه و پرپر شدن آن توجه داشتند و هميشه احساس غم و اندوه در مقابل پرپر شدن آن ابراز مي داشتند. اگر شاعر احساس نفرت از شكوفه گيلاس مي داشت، در سنت «واكاسرايي» سرودن چنين احساسي از شايستگي واكاسرايي آن شاعر كاهش مي داد. امكان ابراز احساس واقعي شاعر با فرا رسيدن دوران جديد ـ دوران معاصر ـ تحقق يافت.
\ شاعران بيشتر از چه واژه هايي استفاده مي كردند؟
* واژه هايي كه در شعرهاي سنتي آورده مي شد، واژه هاي شعري بود و استفاده روزمره نداشته است. اين امر باعث شد كه شعرهاي سنتي از زندگي واقعي فاصله بگيرد و نتواند احساس صريح خود را بيان كند.
\ لطفاً از شعر معاصر ژاپن بگوييد.
* شعر معاصر ژاپن ديگر در بند قالب نيست، همين طور در بند هجا. شعر معاصر ژاپن در واقع آزاد است، همان اصطلاح شما شايد درست باشد؛ شعر سپيد. شاعران حالا خيلي آزادترند، در عين حال شاعراني داريم كه پايبند قالبهاي كلاسيك هستند و به سبك و سياق شاعران قديم شعر مي گويند.
\ از چهره هاي شاخص شعر معاصرتان نام ببريد.
* شاعران فعلي ژاپن نسبت به شاعران قديمي چندان معروف نيستند. حالا ما شاعران شاخصي داريم، اما آنها فقط در ژاپن مشهور هستند و جهانيان آنها را نمي شناسند. شايد هم به همين دليل كه آنها هايكو نمي گويند. چرا كه ژاپن يعني هايكو، البته اگر اين حرف درست باشد. در عين حال كه ما شاعران خوبي در شعر معاصر داريم، ولي مردم دنيا باز بوشو و كوباياشي ايسا و... را بيشتر مي شناسند.
\ فكر مي كنيد مشكل كار كجاست؟
* فكر مي كنم به خاطر عدم اطلاع رساني است، بايد ژاپني ها همت به خرج بدهند كه اين شعر معاصر را ترجمه كنند و آن تصوير ثابتي را كه مردم دنيا از ژاپن و شعر آن در ذهن دارند، تغيير دهند و مترجمان ديگر كشورها نيز كه ژاپني ترجمه مي كنند، دست از سر هايكو، گل آرايي، ذن و كاراته و... بردارند.
\ شعر و ادب ايران در ژاپن چقدر شناخته شده است؟
* در عين حال كه حافظ و نظامي (ليلي و مجنون و هفت پيكر) و خيام در آنجا مشهور است، همين طور سعدي، ولي نفت و فرش ايران از همه آنها مشهورتر است. مردم ژاپن، ايران را كشوري نفت خيز مي شناسند كه فرشهاي نفيس دارد. متأسفانه شهرت نويسنده هاي معاصر شما آنطور كه بايد، به ژاپن نرسيده است. تنها نام تعداد اندكي را شنيده اند، آن هم مردم اهل فن نه مردم عادي. از نويسنده هاي معاصر شما تا جايي كه مي دانم آل احمد به خاطر كتاب زمين و صادق هدايت به خاطر كتاب «بوف كور» در آنجا شهرت دارند. اين هم اضافه كنم كه سينماي ايران نيز كم كم در ژاپن، جاي خود را باز مي كند. چندي پيش تلويزيون دولتي ژاپن فيلم گال ساخته ابوالفضل جليلي را به نمايش گذاشت. ضمناً طعم گيلاس عباس كيارستمي هم در سينماهاي آنجا به نمايش گذاشته شده است.
\ از داستان نويسان معاصر ژاپن نام ببريد.
* ما نويسندگان بسيار خوبي داريم كه اوئه كنزبورا و ميشيما يوكيو از آن جمله اند و همين طور كاوا باتاياسوناري، اوئه و كاواباتا ياسوناري جايزه ادبي نوبل را برده اند، اما ميشيما يوكيو در عين حال كه خيلي نويسنده قدرتمندي است، نتوانست اين جايزه را بگيرد. اين سه نويسنده را ايرانيها خيلي خوب مي شناسند، چون بعضي از آثار آنها به فارسي ترجمه شده است. اضافه كنم كه ايرانيان نام ريونوسكه و دازاي ئوسامو را كم و بيش شنيده اند.
\ تا جايي كه مي دانم، ميشيما يوكيو، ئوسامو و كاواباتا پايان زندگي خود را خيلي غم انگيز رقم زدند، اگر ممكن است درباره مرگ آنها توضيحي برايمان بدهيد.
* ميشيما يوكيو در اعتراض به اينكه مردم از سنتها و باورهاي خود دور شده اند، در مقابل يكي از پادگانهاي ژاپن هاراگيري كرد و به طرز فجيعي خودش را كشت. يكي از شاگردانش به اسم موريتاني هم با او بود. راز مرگ كاواباتا ياسوناري هنوز هم مشخص نيست. او خودش را با گاز كشت، مثل صادق هدايت. «دازاي ئوسامو» و نامزدش نيز خود را در آب غرق كردند.
\ زندگي از نظر شما چيست؟
* كاهني از «باشو» پرسيده بود زندگي چيست، او در جواب كاهن، هايكويي سروده بود كه من آن را خيلي دوست دارم. زندگي همان است كه باشو مي گويد:
بركه اي قديمي / و صداي جهيدن / غوك در آب
\ مهم ترين آرزوي شما در زندگي چيست؟
* سؤال مشكلي است. آرزوي خاصي ندارم، جز اينكه هر كسي كه لايق است بتواند ارزش واقعي خودش را در جامعه نشان بدهد.
\ از هواپيما و قطار و كشتي كدام يك را دوست داريد؟
* من قطار را دوست دارم، چون روي زمين راه مي رود و سرعتش هم خيلي زياد نيست. ببخشيد چرا اين سؤال را كرديد.
\ خواستم بدانم دلت براي سفر همينطور براي ژاپن تنگ شده يا نه؟
* دلم براي ژاپن خيلي تنگ شده است.
\ اگر حرف ناگفته اي داريد، بفرماييد.
* نه، خيلي ممنون، حرف خاصي ندارم.
\ پس با خوانندگان ايران جمعه خداحافظي كنيد!
* سايونارا.
كتاب
دنياي داستاني ميلان كوندرا

نويسنده: وتسلاو كواتيك
ترجمه: عيسي سليماني
انتشارات: نگيما
چاپ اول: ۱۳۸۲
قيمت ۱۷۰۰ تومان
رمان هاي كوندرايك «دنياي تخيلي و داستاني» ادبي مستقلي پديد مي آورند كه پديدارشناسي خاص خود را دارد و ساختار موضوعي، مفهومي و معناشناسي اش فقط قسمتي از كل ساختار هنري را تشكيل مي دهد و معنايش از طريق فرم و پرش هنري با روشي پويا بسط مي يابد. كوندرا مانند تولستوي مي تواند بگويد: «اگر مي خواستم با كلمات آنچه را خواسته ام در رمانم بيان كنم آن وقت لازم بود هر رماني را دوباره بنويسم.»
ساختار روايتي و تركيب و سبك رمانهاي كوندرا و يا به طور خلاصه، ساختار ظاهري شان به طور دقيق خودشان را تحليل مي كنند.
وتسلاو كواتيك در اين كتاب به طور مفصل به نقدوبررسي آثار ميلان كوندرا مي پردازد. ترجمه زيباي عيسي سليماني ـ از ديگر ويژگيهاي اين كتاب است.

مارياناپيندا (نمايشنامه)

نويسنده: فدريكو گارسيا لوركا
انتشارات: مينا
چاپ اول: ۱۳۸۲
قيمت: ۱۰۰۰تومان

فدريكو گارسيا لوركا (۱۹۳۶ ـ ۱۸۹۸) چون سروانتس از بزرگان ادبيات اسپانيايي محسوب مي شود. شاعر و نمايشنامه نويسي كه در برابر پرسش فرمانده نظامي رژيم كودتا، فرانكو، كه كدام را انتخاب مي كني، زندگي بدون نوشتن يا مرگ را؟ پاسخ داد: مرگ. لوركا زيستن بدون نوشتن را با مرگ يكسان مي دانست. ماريانا پيندا يكي از پرشورترين تراژدي هاي نمايشي لوركا به شمار مي رود كه در سال ۱۹۲۵ به تصوير كشيده شد، ستايشي شكوهمند و عاشقانه در رثاي آزادي. خانم فانوس بهادروند ترجمه مناسبي از اين كتاب ارائه كرده است. آه ميخك بهاري، ماه آندلس! معشوقه ات در بلنداي آسمان چشم به راه توست. / ماريانا، ماريانا نامت چقدر محزون است! همين فردا، بچه هاي خيابان، قصه ات را به ترانه مي خوانند.

شيرين و فرهاد (نمايشنامه)
نويسنده: ناظم حكمت
مترجم: ثمين باغچه بان
انتشارات: مينا
چاپ اول: زمستان ۱۳۸۱
قيمت: ۱۱۵۰ تومان

يدالله رؤيايي در مقدمه اين كتاب مي نويسد كه شيرين و فرهاد شعر است و شعر در اينجا پرچم مي شود. در اين كتاب همه چيز حرف است و در خارج از گفت وگو و انديشه ها امكاني نمي بينيم كه تأثر فكر شده را از تئاتر اجرا شده جدا كنيم. نبايد شعر را از تئاتر گرفت چراكه تئاتر شعر است و شعر هنري زباني است و در مسير رعايت همين هنر زباني ناظم حكمت است كه ثمين باغچه بان را وسواس كار به دقت هاي مديد كشانده است. ناظم حكمت شاعر و نويسنده نامدار ترك نيمي ازداستان مشهور فرهاد و شيرين را براي پرداخت اين كتاب پايه قرارداده است: تو اين حكايت را براي آنهايي بگو كه از زندگي مي ترسند ... تو زودتر بگذر. تندتر و ... شتابان بگريز ،... كه روزهاي آينده، به هر شكلي كه باشند، شكل زيباتر روزهاي گذشته هستند.

فصلنامه ادبي آليك

شماره ۶۸ فصلنامه صفحه ۴۰۴ (ويژه نامه فرهنگي ادبي روزنامه آليك) به سردبيري واهه آرمن، شاعر و مترجم منتشر شد. صفحات داخل اين فصلنامه با نقاشي هاي سالوادور دالي آراسته شده و درتزئين جلد و پشت جلد آن نيز از عكس هاي زيبا استاد عكاسي آنتوان كوربيجن استفاده شده است. در اين شماره آثاري از: ويليام فالكنر، لئونيد سروريان، آگنس هواكيان، رسول يونان، تادئوس تونويان و ساتوآ و ... به چشم مي خورد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |