|
مروري براسناد وزارت امورخارجه درباره هيأت باستان شناسي اورل اشتين
روايتي از انتقال آثار چندهزارساله ايران به انگلستان
|
|
|
خروج آثار تاريخي و ميراث فرهنگي ايران، تقريباً مقارن با ورود استعمارگران به اين سرزمين است. غارت كتابخانه شيخ صفي الدين اردبيلي به وسيله سپاهيان اشغالگر روس در دهه هاي نخستين سده نوزدهم ميلادي، حفاريهاي «مارسل ديولافوا» و همسرش «مادام ژان ديولا فوا» در تپه هاي باستاني شوش و خروج چندصدتن از آثار و اشياي تاريخي به مقصد موزه لوور پاريس دراواخر همين سده و متعاقب آن كاوشهاي هيأت باستان شناسي فرانسه به سرپرستي «ژاك دمورگان» در شوش و خروج آثار بي بديلي چون منشور حمورابي در ابتداي سده بيستم، نمونه هايي از غارت آثار تمدني ايران هستند. متأسفانه در بسياري از موارد نيز ناآگاهي و سستي دولتمردان ايراني و تن دادن آنها به امضاي قراردادهاي دوجانبه وصدور مجوز حفاري و خروج آثار، زمينه ساز بروز چنين فجايعي بوده است. اخيراً مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امورخارجه كشورمان، كتابي را باعنوان «تاراج ميراث ملي» به كوشش «داودكريم لو» نشرداده است كه مشتمل بر ۲۲۲سند درخصوص خروج آثار تاريخي ايران در دوره پهلوي اول (۱۳۲۰ـ۱۳۰۴ش) مي باشد. عمده اين اسناد به كاوشهاي «اورل اشتين» (Ourel Stein) باستان شناس بزرگ انگليسي اختصاص دارد كه از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵ شمسي چهاربار به ايران مسافرت كرد و كاوشها و حفاريهايي را درمناطق جنوبي كشور صورت داد. انتشار اين اسناد از آن رو حايز اهميت است كه به روشني از خروج غيرقانوني آثار تاريخي ايران به وسيله اشتين و عدم پايبندي دولت انگلستان به تعهد خود مبني بر بازگرداندن آنها به ايران حكايت مي كند و اين موضوع براساس اسناد يادشده (كه دربين آنها مراسلات زيادي ازسوي سفارت انگلستان در تهران ديده مي شود) و باتوجه به پروتكل هاي بين المللي در خصوص استرداد اموال فرهنگي، كاملاً قابل پيگيري حقوقي است و حق دولت ايران مبني بر طرح درخواست استرداد اموال مزبور از انگلستان را به اثبات مي رساند. در تاريخ ۲۱تيرماه سال ،۱۳۱۰ سفارت انگلستان درتهران در يادداشتي به وزارت امورخارجه ايران، اعلام مي كند كه «سراورل اشتين» باستان شناس انگليسي مايل است ازطرف موزه انگليس و دانشگاه هاروارد در امتداد سواحل شمال شرقي خليج فارس از بلوچستان انگليس (درآن زمان شبه قاره هند مستعمره انگلستان بود) تا اروندرود، اقدام به يك رشته عمليات حفاري و اكتشاف نمايد. اين درخواست ازسوي وزارت امورخارجه به «مهدي قلي خان هدايت» نخست وزير وقت، منعكس مي شود و او نيز اعطاي اجازه كاوش را به وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه واگذارمي كند. وزارت معارف با درخواست سفارت انگلستان موافقت مي كند و درتاريخ ،۱۳۱۰/۷/۱۳ وزارت امورخارجه ايران در نامه اي به سفارت، اعلام مي دارد كه «خاطرمحترم را مستحضرمي دارد كه دولت متبوعه دوستدار، حاضرند با رفتن سر اورل اشتين به جنوب ايران، براي تحقيقات علمي و كشفيات آثار عتيقه موافقت نمايند و به مشاراليه اجازه بدهند كه اشيايي را كه كشف مي كند، براي ملاحظه و تحقيق به خارج ببرند، لكن چون قانون ايران راجع به اشياي مكتشفه، ترتيبات خاصي مقررداشته است، شرط خارج كردن آن اشيا اين است كه دوباره آنها را به ايران برگردانند تا برطبق قانون با آنها عمل شود...» بدين ترتيب و با پذيرش شرايط مندرج در اجازه نامه، اشتين وارد ايران مي شود و گروهي از مأموران ايراني همراه وي مي گردند تا برعمليات او نظارت داشته باشند. البته اشتين از بدو ورود، به بهانه تكميل نقشه هاي باستان شناسي، مشغول نقشه برداري از نقاط مختلف جنوب مي شود كه اين موضوع سوءظن دولت ايران را برمي انگيزد؛ چندان كه محدوديتهايي دركار او ايجاد مي گردد و از مسافرت به برخي مناطق حساس منع مي شود و حتي برخي نقشه هاي وي نيز ضبط مي گردد. اما تا آنجا كه مربوط به حفاريهاي باستان شناسي است، درسال ،۱۳۱۱ اشتين مقدار زيادي آثار عتيقه مربوط به دوره هاي پيش از تاريخ به دست مي آورد و مي كوشد تا آنها را به انگلستان منتقل كند. دولت ايران خروج آثار را به تهيه فهرست كاملي از آنها و تعهد اشتين مبني بر عودتشان به ايران، منوط مي كند، اما اشتين به اين بهانه كه آثار به دست آمده اهميت چنداني ندارند و علاوه بر اين شمارش آنها كار طولاني و پرزحمتي خواهدبود، ازطريق سفارت انگليس از مقامهاي ايراني مي خواهد كه از فهرست برداري آثار چشم پوشي كنند و البته سفارت انگلستان دريادداشت مورخ ۱۳۱۱/۱/۳۰ به وزارت امورخارجه ايران، مجدداً يادآورمي شود كه «سراورل اشتين، يك تعهدقطعي سپرده اند كه كليه اين اشيا (كه هيچكدام از آنها داراي يك ارزش براي فروش نيست و تقريباً هيچيك قابل ارائه و نمايش نمي باشد) به ايران عودت داده خواهدشد كه بر طبق قانون با آنها عمل شود.» همچنين پيشنهاد مي شود كه صندوقها دروقت ارسال به انگليس، مهمور و در لندن با حضور نماينده سفارت ايران بازشوند. متأسفانه دولت ايران با اعتماد به تعهد سفارت انگليس با خروج آثار به دست آمده از ايران، بدون فهرست برداري، موافقت مي كند و تعداد زيادي از آثاري كه به تصريح سفارت انگلستان در همان يادداشت «حاكي از وجود يك تمدن باستاني چندين هزارسال قبل از دوره تاريخ مسيح در بلوچستان و مكران» بودند، از ايران خارج مي شوند. اورل اشتين تا سال ۱۳۱۵ سه بار ديگر به ايران مسافرت مي كند و حفاريهايي را در جنوب و جنوب شرقي كشور به انجام مي رساند.البته درخلال اين سفرها عمده ترين مسأله او با دولت ايران، نقشه برداري از مناطق مختلف و مخالفتهاي مكرر دولت مركزي با اين اقدام است.اما در آخرين مرحله از سفر نيز اشتين تعداد نامشخصي از آثار عتيقه را به لندن منتقل مي سازد. سفارت انگلستان در يادداشتي كه به تاريخ ۱۳۱۵/۱۱/۲ براي وزارت امورخارجه ايران، ارسال مي كند، اعلام مي دارد كه «سراورل حالا مجبور شده است در اثر كسالت مزاج، عمليات خود را موقتاً موقوف ساخته و از ايران حركت [كند]. مشاراليه طبعاً مايل بوده است كه لوازم مسافرت خود و عتيقه جاتي را كه در طي مسافرت اخير خود جمع آوري نموده است، با خود ببرد. البته نصف اين عتيقه جات [كه] پس از معاينه بر طبق قانون راجع به عتيقه جات، متعلق به دولت ايران مي شود، به ايران مسترد خواهدشد.» نصفي كه هرگز تا به امروز و پس از گذشت ۶۷سال مسترد نشده است و لابدكه دولت انگلستان و دانشگاه هاروارد هنوز مشغول مطالعه و بررسي روي آنها هستند! البته اگر قراربود، دولت انگلستان به اين گونه تعهدات خود عمل كند، امروزه تا اين حد نزد ملل جهان سوم «خوش نام و خوش حساب» نبود، اما آنچه مايه تأسف است، اين است كه دولت ايران نيز هرگز درصدد پيگيري حقوقي مسأله و استرداد اموالي كه در تعلقشان به ايران، هيچ شبهه اي نيست، برنيامده است* ||| * مجموعه اسناد متعلق به هيأت انگليسي اورل اشتين باعنوان «تاراج ميراث ملي» (مجموعه ايران و استعمار/ جلدسوم) به وسيله مركز چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه نشريافته و به بهاي ۲۳هزار ريال دراختيار علاقه مندان قرارگرفته است.
|