پنجشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۲ - ۳ جمادي الاول ۱۴۲۴
Thu, Jul 3, 2003
بين الملل
شماره۲۵۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
هزارويك شهر
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
با ساخت هواپيماي بدون سرنشين «اچ.وي.سي»
• تحليلگران منطقه نيز پيشتر از پيامداي خطرناك برنامه هاي
هسته اي رژيم صهيونيستي بر عوامل زيست محيطي
كشورهاي عربي خبر داده بودند.
تعليق كمكهاي نظامي به ۳۵ كشور
دادگاه استيناف آمريكا: دعواي حقوقي پرونده
با ساخت هواپيماي بدون سرنشين «اچ.وي.سي»
واشنگتن نيازي به پايگاههاي منطقه اي نخواهدداشت
گروه بين الملل: آمريكا براي ساخت يك هواپيماي بدون سرنشين «هايپرسونيك» (مافوق صوت) كه قادر به ضربه زدن به هرنقطه اي ازجهان تنها طي دوساعت است، برنامه ريزي مي كند. هواپيماهاي مافوق صوت قادر هستند با سرعتي معادل پنج برابر سرعت صوت يا سريع تر از آن پروازكنند. اين هواپيما/فضاپيما كه «اچ.سي.وي» نام دارد قرار است تا سال ۲۰۲۵ واردمرحله عملياتي شود.
درهمين ارتباط، آژانس پروژه هاي تحقيقاتي پيشرفته دفاعي آمريكا اعلام كرد: اين پروژه، قابليت ارتش آمريكا را از اتكا به پايگاههاي منطقه اي به منظور نشان دادن واكنشي فوري و قاطعانه به اقدامات تهديدكننده و برهم زننده ثبات ازسوي كشورهاي متخاصم و سازمان هاي تروريستي معاف مي كند. به عبارت ديگر، آمريكا خواهدتوانست به كمك اين هواپيماها كه در داخل خاك اين كشور مستقر مي شوند، بدون اخطار قبلي و بي نياز از پايگاههاي خارجي به اهداف منفرد ضربه بزند.
كل اين پروژه «فالكون» خوانده مي شود. نشريه تخصصي نظامي «جينز» كه خبر مربوط به اين پروژه را براي نخستين بار در آخرين شماره خود منتشركرد، مي گويد كه آژانس تحقيقاتي پنتاگون علاوه بر اين طرح، ساخت يك سيستم تدافعي كوتاه مدت تر (تاسال ۲۰۱۰) را پيشنهادكرده است. اين سيستم برآنچه «وسيله كوچك پرتابي» (اس.ال.وي) شناخته مي شود، استوار است كه بمب «كاو» را به فضا حمل خواهدكرد.
بمب اتم فقرا
127653.jpg
«هيچ جراحتي ، خوني واثري از انفجار برروي اجساد ديده نمي شود. اجساد دهها مرد، زن، كودك، دام وحيوانات دست آموز منازل وخيابانهاي خاكي اين بخش دورافتاده ومورد بي مهري قرار گرفته دركردستان عراق تحت اشغال ايران را پوشانده اند. پوست اين اجساد به طرز عجيبي تغيير رنگ داده، چشمهايشان باز وخيره، چرك خاكستري رنگ از دهانهايشان بيرون زده وانگشتانشان هنوز به طرز عجيبي كج وكوله است…
اين طرف مادري بچه اش را براي آخرين بار در آغوش فشرده وآن طرف پيرمردي خود را سپر نوزادي از آنچه نمي دانستند چيست، كرده است».
گزارش روزنامه گاردين كه به وسيله خبرنگار آن روزنامه «ديويد هرست» پس از بمباران شيمياي حلبچه به چاپ رسيده بود. (۴)
قضيه حلبچه پراز داستان هايي است كه آدم را به لرزه درمي آورد. «يونس شريف محمود» وقتي از پنهان شدنش همراه با ۱۳تن از اعضاي خانواده اش در زيرزمين صحبت مي كند، اشك در چشمانش جمع مي شود. بمباران ساعتها طول كشيد. او مي گويد: «پس از چندساعت، اتفاق تازه اي افتاد. صداي بمب ها تغيير كرد، صداهاي يكسان وخفه بوپ،… بوپ، آسمان تيره شده وبوي سيب ، پياز وخيار به مشاممان رسيد، بعد مردم فرياد كشيدند». يونس نخستين كسي بود كه از زيرزمين خارج شد ومادرش درست پشت سر او بيرون آمد، اما يونس فوراً بيهوش شد. وقتي به هوش آمد ، درد شديدي در چشمهايش احساس مي كرد. ۱۰نفر از اعضاي خانواده اش همانجا مرده بودند. او مي گويد: «آنها را صدا مي زدم اما هيچ كدام جواب نمي دادند». او فهميده بود كه وقتي هيچ كس زنده نمانده تا اجساد مردگان را دفن كند، بردن اجساد خانواده اش به مسجد محله براي تدفين كار بيهوده اي است.
يونس مي گويد: «هيچ چيز عوض نشده است . حكومت همان حكومت است با همان قدرت. تنها كافي است كه بگويد قصد حمله مجدد به كردستان را دارد، همه مردم فرار مي كنند». (۶)
آري سلاح شيميايي، اين بمب اتمي فقرا قادر است چنين كشتار بي رحمانه اي را ايجاد و در اندك زماني ، شهري را به گورستاني از اجساد تبديل كند.
* سرآغاز
جنگ افزارهاي شيميايي (Chemical Warfare) به سلاح هايي گفته مي شود كه حاوي مواد شيميايي خطرناك باشند وباعث كشتار دسته جمعي ونيز مصدوم شدن تعداد زيادي از افراد نظامي و غيرنظامي شوند. از ميان عوامل شيميايي، عوامل فهرست شده ذيل بطور مستقيم برانسان تأثيرگذار هستند كه بسياري از آنها طي سالهاي جنگ از جانب عراقي ها عليه رزمندگان ايراني ونيز مردم غيرنظامي به كار گرفته شد. (۱)
۱ـ عوامل اعصاب (Nerves Agents)
اين تركيبات از راه تنفس ويا پوست جذب ومانع از اثر آنزيم «استيل كولين استراز» مي شوند. اين آنزيم تنظيم كننده تأثير «استيل كولين» است كه مسؤول انقباض هاي عضلاني است . عوارض ناشي ازاين عوامل به سرعت بروز مي كند وشامل افزايش بزاق دهان (سيالوره) ، آب ريزش بيني ، انقباض راههاي تنفسي ، انقباض مردمك چشم (ميوز) است. ۱۵دقيقه پس از مسموميت، ابتدا اسپاسم وانقباض وسپس كما وخفگي ودرنهايت ، مرگ رخ مي دهد. اين تركيبات بطور مستقيم از حشره كش هاي آلي فسفردار مشتق مي شوند. اين تركيبات بسيار سمي هستند به طوري كه به عنوان مثال حدود ۱۰۰ميلي گرم درمترمكعب هوا عامل سارين ويا ۳۶ميلي گرم در مترمكعب هوا VX براي هلاكت انسان كافي است. از معروفترين اين عوامل مي توان به تركيبات تابون، سارين، سومان و VX اشاره كرد. (۲)
۲ـ عوامل تاول زا (Blister Agents)
نخستين عوارض اين عوامل شامل سرخي دور چشم ها وايجاد تاول است كه ممكن است حتي تا ۴ساعت پس از آلودگي نيز رخ دهد. مصدوميت با اين عوامل موجب آسيب مجاري تنفسي ، چشم ها وسلول هاي خوني مي شود. اين گازها قادرند از لباس عبور كنند وبخارات آنها تا چندين روز هم خطرناك باقي مي ماند. از معروفترين تركيبات تاول زا مي توان انواع خردل هاي گوگردي ونيتروژني را نام برد.(۲)
۳ـ خفه كننده ها (Choking Agents)
اين عوامل، تخريب وتورم فوري مجاري تنفسي را موجب مي شوند. دراثر اين گازها، شش ها در مايعات ترشح شده غرق مي شوند وپس از ۲۴ساعت مرگ فرا مي رسد. فسژن از مهمترين اعضاي اين خانواده است . (خفگي در خشكي ) (۲)
۴ـ عوامل خون (Blood Agent)
اين عوامل توسط مجاري تنفسي جذب ومانع از آن مي شوند كه آنزيم سيتوكروم اكسيداز، مولكول پايه اي (ATP) را كه منبع انرژي سلول است ، بازسازي كند. از عوارض اصلي اين عوامل ، افزايش سريع آهنگ تنفس است كه معمولاً پس از ۱۵دقيقه مرگ فرا مي رسد. انواع تركيبات داراي عامل سيانيد (CN) نظير سيانور وسيانوژن از اعضاي اين خانواده هستند ، همچنين سيكلون B كه به وسيله آلماني ها در اتاق گاز به كار مي رفت، ازاين گونه مواد بود.(۲)
۵ـ ناتوان كننده ها (Incapacitating Agent)
عوامل ناتوان كننده نظير اشك آورها (Tear Gas) وتهوع آورها اغلب براي مبارزه با شورش به كار مي روند. البته در صورتي كه مقدار زيادي از آن جذب شود، مرگ آور خواهد بود. تركيبات آرسنيك دار نظير «آدام سايت» و نيز تركيباتي نظير «بي زد» جزو اين دسته از عوامل شيميايي هستند. (۲)
اين جنگ افزارها از لحاظ نظامي داراي اهميت ويژه اي هستند؛ زيرا ضمن برخورداري از اهميت استراتژيك (راهبردي )، به علت داشتن توان انهدام جمعي ، از لحاظ كاربرد تاكتيكي نيز در برخوردهاي منطقه اي ومحلي كارساز است. علاوه برويژگي هاي مذكور، رعب و وحشت ناشي از كاربرد اين جنگ افزارها مي تواند از لحاظ رواني در بين مردم عادي ونيز كاهش توان رزمي نيروهاي نظامي بسيار مؤثر باشد؛ به طوري كه اگر عليه انسان هاي بي حفاظ وفاقد اطلاع به كار رود، فاجعه اي بس دردناك ومصيبت بار مي آفريند. به گواه تاريخ، كاربرد كلاسيك جنگ افزارهاي شيميايي به سال هاي جنگ جهاني اول باز مي گردد كه طي آن براثر كاربرد گازهاي فسژن (خفه كننده) وخردل (تاول زا) حدود ۹۱هزار نفر جان باختند و ۱‎/۳ ميليون نفر از صحنه نبرد خارج شدند كه تعداد بيشماري از آنها براي هميشه بينايي خود را از دست دادند. (۱)
باتوجه به ويژگي هاي مواد شيميايي جنگي (پوشش وسيع، خواص مصدوم كنندگي شديد ، افت روحيه شديد دشمن ونياز به نيروي متخصص وكارآمد جهت درمان و رفع آلودگي ) نظر كارشناسان نظامي پس از جنگ جهاني اول به شدت به طرف اين جنگ افزارها معطوف وموجب توسعه اين سلاحها دركشورهاي غربي شد وبدين شكل، روش هاي توليد بسياري از تركيبات شيميايي به دست آمد. با اين حال ، آلمان نازي درحين جنگ دوم جهاني با وجود ذخاير عظيم جنگ افزارهاي شيميايي هرگز ازاين جنگ افزارها استفاده نكرد، چرا كه توازن قوا و وحشت آلماني ها از مقابله به مثل نيروهاي متفقين عامل بازدارنده اين اقدام وحشتناك احتمالي بود.(۱)
پس از جنگ جهاني دوم، باتوجه به گسترش دامنه پژوهش هاي دانش شيمي وهمچنين شكل گيري دوابرقدرت خاور وباختر ونيز پيدايش جو سياسي جنگ سرد، ساخت وتوسعه تسليحات شيميايي نه تنها دركشورهاي بلوك شرق وغرب ادامه يافت، بلكه ساير دولتها نيز در صدد دستيابي به اين گونه سلاحها تلاش كردند.
در جنگ ويتنام، در دهه ۱۹۶۰ و سال هاي نخست دهه ،۱۹۷۰ آمريكايي ها با به كارگيري عوامل شيميايي خطرناك بويژه عامل نارنجي (ضدگياه) آنچنان خسارات جبران ناپذيري به مراتع، جنگل ها محيط زيست ويتنام وارد كردند كه هنوز پس از گذشت سه دهه و با وجود طرح هاي بزرگ ترميم آثار شوم آن برطرف نشده است.(۳)
همچنين گزارش هاي تأييدنشده اي از كاربرد عوامل شيميايي توسط ويتنامي ها در كامبوج (۱۹۷۶)، و در لائوس (۱۹۷۹) وبه كارگيري نوعي عامل شيميايي «باران زرد» توسط ارتش اتحاد شوروي و نيروهاي دولتي افغانستان، عليه مجاهدان ، عليه مجاهدان افغاني اعلام شد. (۳)
همچنين مهمترين آزمايش آمريكايي ها در شمال شرقي برزيل دراكتبر ۱۹۸۴ انجام شد كه طي آن ۷۰۰۰نفر كشته شدند. دراين آزمايش، علاوه براينكه دوطايفه بومي بطور كامل از بين رفتند، گياهان وجانوران منطقه نيز دچار ضايعات جبران ناپذيري شدند. (۱)
با اين حال، گسترده ترين و فجيع ترين كاربرد عوامل شيميايي ثبت شده پس از جنگ جهاني اول كه عليه نوع بشر به كار رفته، در دهه ۸۰ ميلادي به وسيله رژيم عراق بوده است.
در ادامه نوشتار توانايي ها و اقدامات رژيم سابق عراق در توليد تسليحات شيميايي و نيز به كارگيري آنها در جنگ عليه ايران نگاشته شده است تا ابعاد دهشتناك اين سلاح ها براي خوانندگان گرامي شناسانده شود؛ هر چند كه بسياري از جانبازان ميهنمان قربانيان سلاح هاي شيميايي رژيم سابق عراق بوده اند.
* توانمندي ها و اقدامات عراق در دستيابي به تسليحات شيميايي
گرچه عراق در سال ۱۹۳۱ به عضويت كنوانسيون منع كاربرد سلاح هاي شيميايي درآمده بود، ولي بارها در جنگ خود عليه ايران از اين سلاحها استفاده كرد. توانايي عراقي ها براي ساخت جنگ افزارهاي شيميايي به دهه ۱۹۷۰بازمي گردد. منابع اطلاعاتي غيررسمي ايالت متحده مدعي بودند كه عراق ساخت «موستارد» (عامل تاول زاي خردل) را در اوايل دهه ۱۹۷۰ آغاز كرده بود. همچنين گزارشهاي رسمي مقامات ايراني حاكي از اين بود كه تلاش عراق براي دستيابي به سلاح هاي شيميايي به پيش از سال ۱۹۷۶ بازمي گردد. علاوه بر اين دولت آمريكا اذعان داشت كه عراق توانايي تهيه عامل عصبي «سارين» را داراست و از اين گاز در جنگ نيز استفاده كرده است. گزارشات آمريكايي ها حاكي است كه سه يا پنج منطقه در خاك عراق براي ساخت عوامل شيميايي وجود دارد كه عبارتند از: سماوا (Samawa)، رمادي (Ramadi)، سامراء (Samarra) و آكاشت (Akashat) . لازم به ذكر است كه محل آخر به وسيله خبرنگاران خارجي (شامل يك گروه خبرنگار انگليسي) بازديد شد و وجود يك واحد گاز عصبي، برخلاف آنچه كه عراقي ها مي خواستند وانمود كنند، تأييد شد.
به هرحال، عراقي ها در پناه ادعاي ساخت حشره كش هاي اورگانو فسفر از سال ۱۹۷۵ در پي كسب و به دست آوردن فن آوري لازم از شركت هاي خصوصي كشورهاي آمريكا، انگلستان، آلمان (غربي) و ايتاليا برآمدند.
همچنين طبق اظهارات پروفسور فيزيك اتمي گريخته از عراق «حمزه خضير»، شخص صدام حسين علاقه وافري به دستيابي كشورش به تسليحات كشتار جمعي داشت و طي سالهاي جنگ با ايران، سرمايه مالي و انساني زيادي را در اين زمينه بسيج كرده بود.
پي نوشت ها
۱ـ شريفي مقدم ، محمود؛ سير تحول جنگ افزارهاي شيميايي ، مجله شيمي ، مركز نشر دانشگاهي، ۱۳۷۰ ، سال چهارم، شماره اول، ص ۵ و۷
۲ ـ برگردان دكتر وثوق ، زهرا؛ مجله شيمي ، مركز نشر دانشگاهي، ۱۳۷۰ ، سال چهارم ، شماره يكم، ص ۳۲ ـ منبع اصلي Science a Avenic,Septambre1990
۳ ـ علايي، حسين ؛ خواجه كاوسي، بابك ؛ صنايع، تسليحات وخلع سلاح شيميايي ، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ دوم، ۱۳۷۴ ، صص ۴۴ و ۴۶ و ۴۷ و ۶۱ ـ ۵۹
۴ ـ دروديان، محمد؛ شلمچه تا حلبچه (سيري در جنگ ايران وعراق ـ ۴) ، تهران، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، چاپ سوم، ۱۳۸۱ ، صص ۲۲۲ ـ ۲۱۷ و ۲۴۵ ـ ۲۳۹
۶ ـ مقاله «كردها فراموش نمي كنند» برگردان آرزو ديلمقاني، روزنامه همشهري ، چهارشنبه ۱ خرداد .۱۳۸۱
رئيس ستاد ارتش تركيه در تل آويو
ژنرال «حلمي اوز كوك» رئيس ستاد فرماندهي ارتش تركيه، براي ديدار و گفت و گو با مقامهاي رژيم صهيونيستي وارد تل آويو شد. به گزارش ايرنا، شبكه تلويزيوني «ان. تي. وي» تركيه، با اعلام اين مطلب افزود: «حلمي اوز كوك» كه از طريق اردن عازم اسراييل شد، با رئيس ارتش رژيم نژادپرست اسراييل مذاكراتي انجام خواهد داد. اين گزارش همچنين حاكي است: محور گفت و گوهاي طرفين را همكاريهاي نظامي در زمينه هاي صنايع دفاعي، آموزش نظامي و برگزاري رزمايشهاي مشترك تشكيل خواهد داد. «موشه كاتساو» رئيس رژيم صهيونيستي نيز قرار است سه شنبه آينده براي انجام ديدار رسمي دو روزه وارد آنكارا شود.
عباس مدني و علي بلحاج آزاد شدند
گروه بين الملل ـ دو رهبر زنداني جبهه اسلامي آزاديبخش الجزاير كه از ۱۹۹۱ در بازداشت بودند، ديروز آزاد شدند. به گزارش آسوشيتدپرس، «كمان گومزي» از مقامات ارشد اين گروه گفت كه «عباس مدني» رهبر و «علي بلحاج» معاونش پس از گذراندن دوره ۱۲ ساله زندان به اتهام بر هم زدن امنيت كشور، ديروز آزاد شدند. اين دو نفر در سال۱۹۹۱ بازداشت و در ۱۹۹۲ محكوم شده بودند.
وزارت كشور الجزاير حاضر نشد درباره آزادي اين دو اظهارنظر كند.
مدني از ۱۹۹۷ در الجزاير تحت بازداشت خانگي بود و معاون جوان و محبوبش كه به خاطر خطبه هاي آتشينش شهرت دارد، در يك زندان نظامي در ۳۵ كيلومتري پايتخت نگهداري مي شد. بلحاج كه لباس سنتي الجزاير پوشيده بود و كلاهي سفيد بر سر داشت، به طور مستقيم به مسجد محل خود در منطقه «كوبه» رفت تا همراه يكصد هوادار خود نماز بخواند. وي به خبرنگاران چيزي نگفت.
«عبدالمالك انيس» ۳۷ ساله به رويتر گفت: اين روز بسيار فرخنده اي براي ما است. ما مدتها در انتظار آنها بوديم.
تل آويو، ديدار شارون و ابومازن را سازنده خواند
«رعنان گيسين» سخنگوي دولت رژيم صهيونيستي، گفت وگوهاي سه شنبه شب «آريل شارون» نخست وزير رژيم صهيونيستي و «محمود عباس» ابومازن همتاي فلسطيني وي را «مفيد و سازنده» خواند. به گزارش ايرنا، گيسين پس از ديدار شارون و عباس، در گفت وگو با خبرگزاري فرانسه در قدس گفت: طرح مسائل و بحث درباره آنها با يك شيوه سازنده و بدون درگير شدن در مباحثات بي فايده در اين گفت وگوها دلگرم كننده بود. وي همچنين اطمينان داد كه چنين نشست هايي به زودي پيگيري خواهد شد. به گفته يك مقام نزديك به نخست وزير اسرائيل، شارون به عباس گفت كه «ياسر عرفات» رئيس تشكيلات خود گردان فلسطين اجازه تردد به غزه را خواهد داشت.
اين مقام افزود: عباس از شارون خواست محاصره عرفات را كه از دسامبر ۲۰۰۱ در مقر خود در «رام الله» در كرانه باختري در بازداشت خانگي به سر مي برد، لغو كند و شارون گفت كه به عرفات اجازه تردد به غزه را مي دهد، ولي امنيت وي را تضمين نمي كند. در همين حال كاخ سفيد گفت وگو هاي عباس و شارون را به عنوان يك «مناسبت دلگرم كننده» در پيگيري صلح خاورميانه دانست و از آن تمجيد كرد.
نخست وزيران اسرائيل و فلسطين در آستانه برگزاري اين گفت وگوها، خوش بيني و اميدواري خود را نسبت به برگزاري اين نشست اعلام كردند. شارون از اين ديدار به عنوان فرصتي براي نسل آينده و زندگي بهتر ياد كرد.
وي افزود: ترديدي ندارم تصويري را كه ما امروزه به نمايش مي گذاريم، تصويري سرشار از اميد و خوش بيني است. عباس نيز از امكان دست يابي به توافقنامه صلح براي حل و فصل مناقشات ديرينه بين اسرائيل و فلسطين خبر داد. ابومازن گفت: مناقشه ما با شما يك مناقشه سياسي است و با استفاده از ابزارهاي سياسي به آن پايان خواهيم داد. ما هيچ عداوت و دشمني با مردم اسرائيل نداريم و هيچ علاقه اي هم به ادامه اين درگيري ها نداريم. از سويي، دبيركل «جنبش جهاد اسلامي فلسطين» گفت: با شناختي كه از ماهيت و رفتار رژيم صهيونيستي دارد، «آتش بس» طول نخواهد كشيد و پايدار نخواهد ماند.
«رمضان عبدالله» در گفت وگو با روزنامه «السفير» چاپ «بيروت» با «آتش بس» ناميدن تعليق عمليات ضد صهيونيستي مخالفت كرد و آن را يك اقدام تاكتيكي ناميد.
«شهر مرگ» اسرائيل، خاورميانه را تهديد مي كند
• تحليلگران منطقه نيز پيشتر از پيامداي خطرناك برنامه هاي
هسته اي رژيم صهيونيستي بر عوامل زيست محيطي
كشورهاي عربي خبر داده بودند.
127719.jpg
آخرين گزارش رسيده از سرزمين هاي اشغالي فلسطين حاكي است كه رژيم صهيونيستي اخيراً مقدار زيادي ماده پلوتونيوم توليدكرده كه براي ساخت ۲۰۰ بمب هسته اي جديد كافي است.
به گفته ايرنا، اين گزارش براساس عكسهاي تهيه شده توسط آژانس تصويربرداري فضايي «ايكونوس» از تأسيسات هسته اي اسرائيل در منطقه «ديمونه» جنوب فلسطين تهيه شده است.
در اين گزارش كه به مسؤولان سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) در جنوب لبنان رسيده، به خطرهاي تأسيسات اتمي «ديمونه» بر سراسر خاورميانه اشاره شده است. تأسيسات ديمونه در سال ۱۹۶۳ ميلادي با كمك فرانسه و حمايت مادي آمريكا ساخته شد.
اسرائيل داراي ۲۰۰ تا ۴۰۰ بمب اتمي است كه بخشي از آن را مي توان از هوا و بخش ديگر را با موشكهاي اسرائيلي «اريحا» شليك كرد كه ۱۵۰۰ كيلومتر برد دارد.
براساس اين گزارش، «اوزي ايبان» دانشمند اتمي اسرائيلي كه مدتي در تأسيسات ديمونا فعاليت داشته، گفته است كه اين تأسيسات ديگر امنيت ندارد و بايد تعطيل شود. در گزارش ارسالي از فلسطين با استناد به تحقيقاتي كه كانال دوم تلويزيون رژيم صهيونيستي تهيه كرده، آمده است كه دهها نفر از كاركنان تأسيسات ديمونا درنتيجه بيماري سرطان جان باخته اند.
يكي از كارگران بيمار، اداره تأسيسات ديمونه را متهم كرده، پس از اينكه وي چند سال پيش «يوسي ساريد» وزيروقت محيط زيست را از خطر اين تأسيسات آگاه كرد، زباله هاي اتمي اين تأسيسات را پنهان كرده است.
در اين گزارش همچنين آمده است كه نحوه از بين بردن زباله هاي اتمي اسرائيل بسيار محرمانه انجام مي گيرد و اين احتمال وجود دارد كه اسرائيل اين زباله ها را به مناطق فلسطيني انتقال دهد يا اينكه به درياي سرخ بريزد. ۳۰تن از كاركنان راكتور اتمي رژيم صهيونيستي «ديمونه» كه به علت نزديك بودن به مواد شيميايي داراي اشعه هاي زيان رسان، دچار بيماري سرطان شده بودند، ارديبهشت سال ۱۳۸۰ شمسي دست به تظاهرات زده بودند. خانواده هاي قربانيان اين نيروگاه اتمي شامل كودكان و بيوه زنها نيز در اين تظاهرات شركت و به خودداري مسؤولان نيروگاه از جبران زيانهاي وارده شده اعتراض كردند.
تحليلگران منطقه نيز پيشتر از پيامداي خطرناك برنامه هاي هسته اي رژيم صهيونيستي بر عوامل زيست محيطي كشورهاي عربي خبر داده بودند.
طبق پيش بيني هاي اوليه، عمرمفيد ديمونه ۲۵ سال بود كه اكنون هفت سال نيز از پايان عمر آن سپري شده و به عامل خطرناكي تبديل شده است. دانشمندان نگران آسيب هاي احتمالي هستند كه ممكن است با گذشت زمان از جداره هاي ديمونه، ماده خطرناك نيترونات رسوب كند. اين ماده مي تواند پيامدهاي خطرناكي بر روي سلامت منطقه برجاي گذارد.
پس از سپري شدن بيش از ۴۰ سال از زمان ساخت ديمونه، صرف وجود آن، تمام محيط زيست منطقه را تهديد مي كند. با توجه به پيش بيني هاي صورت گرفته، شهرهاي «قدس»، «عمان»، «بيروت»، «مصر» و «اسكندريه» در معرض تشعشعات اين نيروگاه قرارخواهندگرفت.
«هارولودهاوو» دانشمند آمريكايي نيز به استناد عكسهايي كه دو سال پيش توسط سازمان فضايي آمريكا از ديمونه گرفته شده است، گفته بود: وضعيت اين نيروگاه بسيار خطرناك است. اين دانشمند آمريكايي باتوجه به تأثيرات منفي نيروگاه موردبحث بر روي حيات بشري، ديمونه را به «شهر مرگ» تشبيه كرده بود. كارشناسان به اين نتيجه رسيده اند كه باتوجه به مشكلات فني اين نيروگاه، ادامه فعاليت آن پيامدهاي غيرقابل پيش بيني خواهد داشت. اردن و لبنان در سالهاي گذشته نسبت به تشعشات احتمالي ديمونه اظهار نظر نگراني و رژيم صهيونيستي را به آلودگي منابع آبي و سفره هاي زيرزميني خود متهم كرده بودند. دكتريوسف مروه كارشناس مسائل هسته اي عقيده دارد اكنون آلودگهاي اتمي ديمونه، سفره هاي زيرزميني صحراي نقب و سينا را كه به كشورهاي مجاور با مصر، عربستان سعودي، اردن و سوريه مرتبط هستند، تهديد مي كند. تهديد مستقيم ۴۰۰كلاهك اتمي است كه هم اينك در دست صهيونيست ها است.
تعليق كمكهاي نظامي به ۳۵ كشور
آمريكا براي ناكارآمدي دادگاه بين المللي جزايي فعاليت مي كند
گروه بين الملل: آمريكا براي كشورهايي كه پيمان دادگاه بين المللي جزايي را به امضا رسانده اند، ضرب الاجلي تعيين كرده است تا موافقتنامه مصونيت سربازان و ديگر پرسنل نظامي آمريكا را امضا كنند، زيرا در غير اين صورت، با قطع همكاري و كمكهاي نظامي آمريكا روبرو خواهند شد.
آمريكا با دادگاه بين المللي جزايي كه دادگاهي دايمي و با اختيارات قضايي جهاني است، سرسختانه مخالفت مي كند و پيمان آن را كه تاكنون به امضاي ۹۰ كشور جهان رسيده است، نپذيرفته است.
از آن گذشته، دولت آمريكا با تهديد به قطع كمكهاي نظامي كشورهاي عضو پيمان، دادگاه آنها را به امضاي توافقنامه اي با آمريكا ملزم مي كند كه بر اساس آن، سربازان و ديگر پرسنل نظامي آمريكا در اين كشورها از تعقيب و محاكمه در دادگاه بين المللي جزايي مصون خواهند بود.
بي. بي. سي گفت: تاكنون ۴۴ كشور جهان اين توافقنامه را امضا كرده اند كه در ميان آنها مي توان از افغانستان، جمهوري آذربايجان، ازبكستان، تاجيكستان، فيليپين و نيكاراگوئه نام برد. هفت كشور نيز به طور غير علني آن را امضا كرده اند و تعيين ضرب الاجل اول جولاي سبب شد كه ۲۵ كشور ظرف چهار ماه گذشته و نيمي از آنها طي دو هفته اخير به امضاي اين موافقتنامه تن در دهند كه به خوبي نمايشگر تأثير اينگونه تهديدات بر كشورهاي جهان است.
در همين حال، به گزارش ايرنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، آمريكا از روز سه شنبه كمكهاي نظامي خود به مبلغ بيش از ۴۷ ميليون دلار به ۳۵ كشور جهان را به خاطر امتناع آنان از توافق بر سر اعطاي مصونيت به اتباع آمريكايي در برابر دادگاه بين المللي جنايي به حال تعليق درآورد.
اين اقدام آمريكا بر متحداني مانند كلمبيا، آفريقاي جنوبي، كشورهاي حوزه درياي بالتيك و نامزدهاي عضويت در سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) مانند بلغارستان، كرواسي، اسلواكي و اسلووني تأثير خواهد گذاشت.
ساير اين كشورها عبارتند از: بليز، بنين، برزيل، جمهوري آفريقاي مركزي، كلمبيا، كاستاريكا، كرواسي، اكوادور، استوني، فيجي، لتوني، لسوتو، ليتواني، مالاوي، مالي، مالت، ناميبيا، نيجر، پاراگوئه، پرو، ساموآ، صربستان و مونته نگرو، آفريقاي جنوبي، ترينيداد و تاباگو، ونزوئلا، زامبيا.
دادگاه استيناف آمريكا: دعواي حقوقي پرونده
گروگانگيري سفارت آمريكا در تهران قابل پيگيري نيست
گروه بين الملل ـ يك دادگاه استيناف در آمريكا اعلام كرد ۵۲ گروگان آمريكايي كه بيش از ۲ دهه پيش در تهران به گروگان گرفته شدند، حقي قانوني براي شكايت از گروگانگيران سابق خود ندارند زيرا توافقي كه به آزادي آنها انجاميد، هنوز به قوت خود باقي است.
به گزارش شبكه خبري سي.بي.اس، تصميم دادگاه استيناف واشنگتن در تنفيذ حكم دادگاه بدوي در حالي اتخاذ شد كه كنگره آمريكا اخيراً براي هموار كردن راه شكايت گروگانهاي سفارت آمريكا از گروگانگيران تلاش مي كرد. اين افراد در سال ۱۹۷۹ به گروگان گرفته شدند و ۴۴۴ روز تحت اسارت بودند. آنها در ۱۹۸۰ طي توافقنامه موسوم به قرارداد الجزاير كه طرح شكايت جهت دريافت غرامت را منتفي ساخت، آزاد شدند. دادگاه فرجام خواهي واشنگتن اعلام كرد: هيچكدام از متهم هاي كنگره نمي تواند قرار داد الجزاير را باطل كند.
ديدگاه
بررسي تطبيقي سه دوره شاخص پس از انقلاب اسلامي ايران
روابط بحراني ايران و آمريكا پس از عمليات يازده سپتامبر ۲۰۰۱ (۸)
127680.jpg
يك تصور عمومي در جامعه ما نه تنها در ميان جوانان بلكه حتي در ميان بعضي از مسؤولين نظام هم وجود دارد كه بحران هاي موجود ميان ايران و آمريكا تماماً متأثر از انقلاب اسلامي و تحولات سالهاي آغازين انقلاب است. هرچند آمريكا بسيار از وقوع انقلاب اسلامي در ايران ناخشنود بود و اين انقلاب در واقع مهمترين انقلاب ضد آمريكايي جهان تلقي مي گرديد، اما اين برداشت نيز تا حد زيادي خلاف واقع است و وجوه و جنبه هاي مهمي از مسأله را ناديده مي گيرد. رفتار تند مردم ايران عليه آمريكا كه پس از يك انقلاب ضدآمريكايي طبيعي بود تأثيرات مهمي در رفتار آمريكا با ايران داشت اما مهمترين بحرانهاي ميان دو كشور مربوط به بيش از يك دهه بعد بود. همچنين غالباً تصور مي شود كه تحريم اقتصادي عليه ايران ناشي از اشغال سفارت آمريكا در تهران توسط دانشجويان بوده و ما همچنان هنوز عملاً هزينه آن اقدام ( و به تعبير عده اي اشتباه) را مي پردازيم. صرف نظر از ارزيابي ماهيت و ابعاد مسأله اشغال سفارت آمريكا كه در جاي ديگر اشاره شده است، باز هم چنين برداشتي از نتايج اشغال سفارت آمريكا كاملاً اشتباه است. همانگونه كه اشاره شد بدترين شرايط روابط ايران و آمريكا و اوج اقدامات آمريكا عليه ايران و از جمله اوج تحريم هاي اقتصادي عليه ايران، مربوط به سال هاي پس از انقلاب اسلامي يا پس از اشغال سفارت آمريكا يا حتي سالهاي جنگ تحميلي نيست بلكه به دهه دوم پس از انقلاب اسلامي و در واقع به سالهاي پس از فروپاشي اتحاد شوروي مربوط است.
آمريكا در نوامبر سال ۱۹۷۹ در گرماگرم بحران تصرف سفارت آمريكا در تهران در دوران زمامداري كارتر، موجودي حسابهاي ايران نزد بانكهاي آمريكايي راتوقيف كرد و در ۷ آوريل ۱۹۸۰ مناسبات ديپلماتيك خود را با ايران قطع كرد. اما بعد از آزادي گروگانها اين تنش كاهش يافت و طبق توافقات بين دو كشور قسمت عمده دارايي هاي ايران آزاد شد. در طي جنگ عراق عليه ايران نيز رونالدريگان و جرج بوش (پدر) جانب عراق را گرفتند. ريگان در سال ۱۹۸۶ واردات از ايران به آمريكا را ممنوع كرد و در نتيجه آمريكا كه بزرگترين بازار صادراتي ايران بود از روابط تجاري ايران حذف شد. اما اين تحريم نيز در سالهاي بعد و سالهاي آخر رياست جمهوري بوش در معرض تجديد نظر عملي قرار گرفت و البته، عليرغم اين فراز و نشيب هاي نسبتاً تند در روابط ميان ايران و آمريكا، آنچه دولت كلينتون و كنگره آمريكا در دهه ۱۹۹۰ به عنوان مجازاتهاي عليه ايران اعمال نمودند بسيار گسترده تر و جدي تر از هر زمان ديگر بود. طبق قانون داماتو حوزه فشارهاي اقتصادي از روابط ميان ايران و شركتهاي آمريكايي فراتر و آن دسته از شركتهاي خارجي كه سالانه ۲۰ ميليون دلار يا بيشتر در طرح هاي توسعه نفت و گاز ايران سرمايه گذاري كنند تهديد به مجازات شدند. در همين دوره به ابتكار رئيس مجلس نمايندگان آمريكا، نيوث گينگريچ، مبلغ ۲۰ ميليون دلار براي كمك به براندازي حكومت ايران به تصويب رسيد. ۳۰
براساس آنچه اشاره شد در دوره اول رياست جمهوري كلينتون تلخي روابط آمريكا با ايران و براساس تصميمات واشنگتن، به شكل بي سابقه اي حالت نهادينه به خود گرفت. هر چند در اين دوره نيز سياست هاي ايران برعليه آمريكا بود اما در واقع هيچ تغيير قابل توجهي در سياستهاي ايران ايجاد نشده بود و حتي برعكس، دلايل و شواهد سازگاري بيشتر ايران، چشمگير بود. در واقع همانگونه كه اشاره گرديد، متغير اصلي مؤثر در تشديد رفتار آمريكا عليه ايران را مي توان در تحول تاريخي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و حداقل كم توجهي سياستمداران ايران به اين تحول و تبعات آن در رفتار آمريكا و ضرورت روزآمد كردن سياست ها با توجه به شرايط جديد جامعه جهاني بود. در هر حال سياستهاي آمريكا در اين دوره باعث شد كه در ماه هاي آخر رياست جمهوري آقاي رفسنجاني، ايران و سياست خارجي ايران در بحراني ترين شرايط خود پس از انقلاب اسلامي قرار گيرد.
روابط ايران و آمريكا در دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي و كلينتون
رياست جمهوري آقاي خاتمي فرصتهاي مهمي براي ايران در صحنه بين المللي فراهم كرد. ديدگاههاي آقاي خاتمي در سياست خارجي كه با خاستگاه مشتركي با سياست داخلي ايشان، مدافع بردباري گفت وگو و نهادينه كردن جامعه مدني بود، عملاً آمريكا را كه دائماً عليه ايران فعال بود، منفعل كرد و اختلاف نظرهاي چشمگيري را ميان آمريكا و سايرين، در مورد روابط و همكاري با ايران شكل داد.
دكترين كلينتون در آغاز كار گسترش دموكراسي وليبراليزم در سطح جهان بود. اين برنامه درواقع فاصله گرفتن از دكترين قبلي يعني مهار كمونيزم به حساب مي آمد. كلينتون بالابردن شمار دموكراسي ها در جهان را به عنوان يكي از اولويت هاي اصلي سياست خارجي دولت خود اعلام كرده بود. وي براي تحقق هدف آشكار گسترش دموكراسي مناصب تازه اي را در وزارتخانه آمريكا ايجاد كرده بود و براساس پيشنهاد او، بودجه بنياد ملي دموكراسي براي برنامه هاي تشويق انتخابات در ديگر كشورها ۶۰ درصد افزايش يافت. در عين حال سياست مبتكرانه آقاي خاتمي انفعال جدي دررفتار آمريكا ايجاد كرد. آقاي خاتمي در ۱۴ دسامبر ۱۹۹۷ طي پيامي گفت: من مراتب احترام خود رابه مردم آمريكا اعلام مي كنم. اين سخنان با انفعال كلينتون همراه بود. تا يك ماه و نيم بعد مقامات دولتي آمريكا به گفتن اينكه سخنراني تلويزيوني آقاي خاتمي آنان را گيج كرده و اشارات ايشان براي آنان جالب بوده است، اكتفا كردند. در ۲۹ ژانويه سال ۹۸ كلينتون در واكنشي ديرهنگام در پيامي به مناسبت عيد فطر گفت كه: آمريكا از دوربودن دو ملت متأسف است. وي ايران را كشوري مهم با ميراث فرهنگي باستاني و سرشار خواند كه ايرانيان بحق به آن مي بالند. وي ابراز اميدواري كرد كه بار ديگر روابط حسنه ميان دو كشور برقرار شود.(۳۱) درواقع سياست خارجي و ادبيات سياست خارجي آقاي خاتمي جمهوري اسلامي ايران را از شرايط بسيار خطرناكش در صحنه بين المللي نجات داد. در اين دوره ايران تحت سياست منزوي كننده آمريكا مي رفت كه بطور كامل درعرصه هاي مختلف دچار مشكلات اساسي درسطح جهان شود، در اثر سياست هاي آقاي خاتمي نه تنها منزوي نشد، بلكه در اين دوره فرصت هاي كم سابقه اي هم براي ايران فراهم شد. در ادامه دوره رياست جمهوري كلينتون زمينه هاي قابل توجهي براي بهبود روابط فراهم شد. در سال ۱۳۷۹ خانم آلبرايت دريك سخنراني خطاب به ايرانيان به شكلي از رفتار گذشته آمريكا و كودتاي سال ۱۳۳۲ عذرخواهي كرد و آثاري از يك سازگاري رشديابنده در رفتار آمريكاييان مشاهده گرديد. موضع بي سابقه خانم آلبرايت تا آن حد قابل توجه بود كه بسياري از صاحبنظران آن راپيروزي مهمي براي ايران تلقي كردند. آنان معتقد بودند كه فرصت مهمي براي كاهش تنش ها از موضعي با عزت فراهم شده و بايد ايران قدمي به جلو بردارد.
هرچند تجديدنظر آمريكاييان باعث نشد كه تصميمات سخت اقتصادي عليه ايران در حد قابل قبولي اصلاح شود و تحريم ها به قوت باقي ماند. در عين حال فشار به سايركشورها براي كار با ايران تا حد زيادي كاهش يافت. به سرعت روابط ايران با اروپا، آسيا و كشورهاي عربي به طرز بي سابقه اي رو به بهبود گذاشت. تحريم هاي عليه ايران در محدوده شركتهاي آمريكايي باقي ماند و تدريجاً كارايي خود را نسبت به كشورهاي ديگر از دست داد. در اين دوره ابتدا شركت فرانسوي توتال دريك اقدام مهم و با مشاركت دوكمپاني پتروناس مالزي و گاز پروم روسيه با مشاركت در پروژه عظيم استحصال گاز از حوزه پارس جنوبي ايران تحريم كار در حوزه نفت و گاز ايران راشكست و در ادامه علاوه بر فرانسه، كشورهاي ديگر به ويژه ژاپن، ايتاليا، كره جنوبي و چين وارد فعاليتهاي اقتصادي با ايران در حوزه هاي نفت و گاز شدند . هيچ شركتي از سوي آمريكا براي كار با ايران مجازات نشد. به نظر مي رسد كه آمريكاييان كه سياست انقباضي شديدي را عليه ايران دنبال مي كردند پس از تغيير رفتارشان و انعطافهاي قابل توجهشان، تحت تأثير سياست خارجي آقاي خاتمي، انتظار داشتند كه ايران در مقابل اين تغيير رفتار، واكنش مثبت تري نشان دهد. عده اي از صاحنبظران يكي از دلايل محدودماندن اقدامات اصلاحي كلينتون را بي پاسخ ماندن اين اقدامات ازسوي ايران مي دانند، متقابلاً ايران هم مدعي بود كه سخت ترين مجازات هاي اقتصادي در طول روابط ايران و آمريكا در دوره كلينتون اعمال شده و اقدامات بعدي دولت كلينتون تنها بخشي از اين سياست ها را اصلاح نموده است و تجديدنظر دولت آمريكا دررفتارش عليه ايران ضرورت حذف كليه تحريم هاي اعمال شده در دولت كلينتون عليه ايران را ايجاب مي كند.
البته اگر منصفانه قضاوت شود،سياست خارجي آقاي خاتمي تا آن حد پركشش بود كه عملاً دولت آمريكا را مجبوربه اصلاح رفتارش كرد. وجهه كشور را در سطح جهان ارتقا داد و شؤونات جديدي ايجاد نمود و باعث عزت و سربلندي كشورگرديد. اما متأسفانه اين سياست ها برخلاف تأثيرش در سطح بين المللي، با استقبال همه جناحها و صاحبان نفوذ در داخل كشور مواجه نشد و جريانهاي تندرو مخالف دولت در ايران بطور جدي درصدد تخريب شرايط برآمدند. آنان بنا داشتند كه مانع كاهش تنش ميان ايران و آمريكا شوند و يا حداقل نگذارند كه دولت آقاي خاتمي اين مسأله را حل كند و دراين زمينه از هيچ كوششي فروگذار نكردند. حمله مسلحانه به اتوبوس حامل بازرگانان آمريكايي و فعاليت هاي گسترده رسانه هاي مخالف دولت و از جمله صداوسيما، در تخريب فرصت هاي دولت خاتمي در سياست خارجي گواه اين مسأله است. در آمريكا نيز تندروها مشابه تندروهاي ايران به تشديد مشكلات ميان دو كشور به شدت كمك مي كنند. در طول دو دهه كشمكش ميان دو كشور جريانهاي تند عليه ايران به ويژه لابي اسراييل، تا آن حد درسياست خارجي آمريكا تأثيرگذار شده اند كه هيچ رئيس جمهوري در واشنگتن هم نمي تواند به راحتي سياست هاي انبساطي نسبت به ايران اعمال نمايد و هر سياست انقباضي عليه ايران در آمريكا كم و بيش تمجيد مي شود. در هر حال حادترين سياست ها از نظر تحريم هاي آمريكا عليه ايران و منعطف ترين رويه ها در زمينه ادبيات سياسي و اظهارات مقامات دو كشور نسبت به يكديگر، هر دو، در دو دوره رياست جمهوري كلينتون اتفاق افتاد. سياست اول در دوره اول رياست جمهوري كلينتون تحت تأثير شرايط پس از جنگ سرد اعمال شد و هر چند عوامل مختلفي عملاً مانع انجام بخشهاي مهمي از اين سياست تحريم گرديد و انعطافهاي مهمي نيز براي ترميم آن در دولت كلينتون مشاهده شد اما به صورت رسمي سياست آمريكا باقي ماند و حتي در دوره رياست جمهوري جرج بوش نيز ادامه يافت. سياست انعطاف گفتاري آمريكا نيز تحت تأثير ابتكارات آقاي خاتمي در سياست خارجي تحقق يافت و تا پايان دوره كلينتون ادامه يافت.
۳۰ـ رمضاني روح الله، همان صفحه ۷۱
۳۱ـ رمضاني روح الله، همان، صفحه: ۱۲۳


|   شناسنامه   |   آرشيو   |