|
|
|
گزارشي ازسرنوشت سه يوزپلنگ نادر ايراني
يوزپلنگ هايي كه در آتش سوختند
|
|
|
اگر ماشين ها دودزا هستند، كارخانه ها آلاينده هستند و حتي سوزاندن سه توله يوزپلنگ ايراني كه در آستانه انقراض قراردارند بايد واكنش سازمان محيط زيست را در پي داشته باشد. خبرنگاران در روز اهداي جايزه ملي محيط زيست از رئيس سازمان درباره فاجعه زيست محيطي كه توسط يك چوپان بافقي رخ داد، پرسيدند و او ابتدا گفت «شايعه است». شايد او روزنامه صبح آن روز را نديده بود. اما «اتفاق افتاده بود» و اين را خود او هم با اظهار تأسف بيان داشت و گفت كه « با كمال تأسف اين اتفاق رخ داد و ديگر كاري نمي توان كرد.» بافق، قريب به ۹سال پيش نيز شاهد كشتار توله يوزپلنگهايي بود كه براي رفع عطش به كنار آبادي آمده بودند. تنها بازمانده آن حادثه شوم اكنون در پارك پرديسان نگهداري مي شود، يوزپلنگي كه نام «ماريتا» برآن نهاده اند و به عنوان تنها گونه آسيايي در اسارت از آن ياد مي شود. واكنش مديران پس از آن كه خبر آتش زدن عمدي سه توله يوزپلنگ توسط چوپان ناآگاه ، از مبادي غيراز سازمان حفاظت محيط زيست منتشر شد، كارشناسان و مديران اين سازمان يا خواستار برخورد قانوني با فرد خاطي شدند يا به توجيه و تشريح فعاليتهاي انجام شده پرداختند. انوشيروان نجفي، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست كه به عنوان مدير بين المللي پروژه يوزپلنگ آسيايي نيز شناخته مي شود با ابراز تأسف از اين واقعه به برخورد قانوني با فرد متخلف تأكيد كرد. همچنين محمدمجابي معاون ديگر سازمان حفاظت محيط زيست اعلام عزاي عمومي را براي وقوع چنين فاجعه غمباري ضروري دانست. فرهاد دبيري، مديركل دفتر حقوقي و امور مجلس نيز اظهار داشت: «دادگستري يزد با جديت تمام به پرونده سوزاندن سه قلاده يوزپلنگ در بافق رسيدگي مي كند.» وي افزود: «حتي اگر ۵۰ميليون تومان هم بابت ضرر و زيان وارده پرداخت شود بازهم فقدان سه توله يوز در ميان جمعيت رو به كاهش اين جانور جبران نخواهدشد، لذا ما به عنوان مدعي العموم حداكثر مجازات را براي فرد خاطي از مراجع قضايي درخواست خواهيم كرد.» حسام حسيني، مديركل محيط زيست يزد، در گفت وگويي با ايرنا بدون آنكه به يوزهاي سوخته در آتش اشاره كند به قابليت ها و ويژگي هاي منطقه بافق پرداخت. همچنين عليرضا جورابچيان، مديرملي پروژه حفاظت از يوزآسيايي گفت: «اين اتفاق امري عادي است كه همه ساله و همه جا مشاهده مي شود. اين مسائل چيزي نيست كه بخواهيم فكر كنيم يك فاجعه غيرقابل جبران در كشور به وقوع پيوسته است.» كارشناسان چه مي گويند اتفاق اخير سبب شد تا كارشناسان و دوستداران حيات وحش، خاطره تلخ گذشته را به يادآورند و واكنشهاي متفاوتي از خود نشان دهند. واكنشهايي كه در همه آنها يك نقطه اشتراك وجود داشت و آن ابراز تأثر از بروز چنين واقعه اي بود. انجمن يوزپلنگ ايراني ـ كه گزارشي از منابع اطلاعاتي و مالي آن در دست نيست ـ با صدور بيانيه اي تحت عنوان «كشتگان جهل» سوزاندن سه توله يوزپلنگ در آتش را محكوم كرد. اين انجمن با هشدار نسبت به كاهش جمعيت يوزپلنگ در ايران و باتوجه به تنوع ژنتيكي پايين جمعيت باقيمانده ، كاهش سه قلاده يوز را براي ادامه بقاي باقيمانده هاي جمعيت اين جانور فاجعه بار توصيف كرد و افزود: «پرمخاطره ترين دوره براي يوزپلنگها دوماه نخست زندگي است كه آسيب پذيري فراواني به عوامل تهديد كننده دارند. باتوجه به اين كه توله هاي مذكور تازه به مرز ۲ماهگي رسيده بودند و از دوره خطر اصلي گذر كرده بودند، اگر اين اتفاق حادث نمي شد با درصد بالايي از احتمال مي توانستيم اميدوار باشيم هرسه به سن بلوغ رسيده و در افزايش جمعيت يوزهاي منطقه بافق يزد در آينده نزديك نقش مؤثري ايفا كنند.» در اين بيانيه با تأكيد برنقش آموزش در جلوگيري از وقوع چنين فجايع غيرقابل جبراني اشاره شده است: «در شرايطي كه هيچ برنامه خاصي براي ارتقاي آگاهي مردم محلي اجرا نشده است، نبايد انتظار داشت اين چوپان و ساير مردم محلي به اهميت يوز و بي خطر بودن آن براي خود و دام هايشان پي ببرند.» بيژن فرهنگ دره شوري، اكولوژيست و كارشناس حيات وحش نيز با بيان اينكه اتخاذشيوه هاي صحيح مديريتي مي تواند از تكرار اين فاجعه جلوگيري كند گفت: «براي حفاظت از حيات وحش بايد از شيوه هاي علمي و عملي استفاده كرد. نمي توان در مركز نشست و ادعا كرد كه از يوز حفاظت مي شود. اگر قرار است از اين جانور حفاظتي صورت گيرد، بايد در زيستگاهش حضور دائم داشت.» اين اكولوژيست ادامه داد: «به عنوان مثال به چوپانان اين اطمينان را مي توان داد كه اگر يوز خسارتي به دام هايشان وارد كرد تاوان آن پرداخت خواهدشد. چه اشكالي دارد حتي اگر گرگ هم به گله زد تاوان خسارت به گله پرداخت شود زيرا اين پرداختها در مقابل ارزشهاي يوز ناچيز است.» همچنين هرمز اسدي ديگر كارشناس حيات با ابراز تأسف از فاجعه سوزاندن يوزها اظهار داشت كه ۵قلاده ديگر نيز در مناطق مختلف كشته شده اند كه خبرآنها منعكس نشده است. وي افزود: «طي ۸ماه گذشته لاشه ۲يوزپلنگ ديگر در منطقه حفاظت شده توران در سمنان كشف شده، همچنين در منطقه نايبندان نيز لاشه ۲يوز ديگر پيداشده كه اجساد آنها در اختيار كارشناسان قرارنگرفت تا بتوانيم سن و جنس آنها را تعيين كنيم.» ازسوي ديگر هوشنگ ضيايي، مؤلف كتاب راهنماي صحرايي پستانداران ايران معتقد است كه نظراتش درباره واقعه اخير با برخي كارشناسان متفاوت است. وي گفت: «به هر حال كارهايي براي نجات يوز در حال انجام است. همين قدر كه به يوز توجه مي شود و سازمان محيط زيست نيز اعتباري براي حفاظت از اين جانور در نظرگرفته نشانه اهميت موضوع است.» وي اظهار داشت: «بايد از كاركنان ومدير محيط زيست يزد به دليل كشف و بازگو كردن آتش زدن يوزها توسط چوپان ناآگاه، تقدير كرد چرا كه اين افراد مي توانستند موضوع را مسكوت بگذارند.» ضيايي با بيان اينكه استان يزد از نظر حيات وحش ارتقاي چشمگيري پيدا كرده است، گفت: «پيش از اين يزد به لحاظ حيات وحش، كمترين اهميت را داشت. اما امروزه تعداد پروانه هاي شكار اين استان قابل ملاحظه است. اين مطلب نشان دهنده حفاظت مناسب از مناطق است. به علاوه چند زيستگاه جديد و مطمئن يوز در يزد شناسايي شده كه نشانه فعاليتها و تلاشهاي كاركنان اين استان است.» وي در عين حال با اظهار تأسف از اينكه پروانه شكار در مناطقي صادر مي شود كه احتمال حضور يوز در آنها زياد است، خاطرنشان كرد: «شكارچي به منطقه اي در يزد رفته اما به جاي شكار، از يوز فيلمبرداري كرده است.» اين محقق حيات وحش در ادامه به پروژه حفاظت يوزآسيايي اشاره كرد و گفت: «پيش از آن كه اين پروژه مطرح شود به طور پراكنده كارهاي مهمي صورت مي گرفت. اما اعتبار اين طرح باعث شد تا عده اي خاص به سفرهاي خارجي و داخلي بيشتري روند، بدون آن كه براي نجات يوز از انقراض مفيد باشند. در حالي كه لازم بود از افراد علاقه مند و متخصص در اين پروژه استفاده شود، كساني كه در زيستگاههاي يوز اقامت هاي طولاني داشته و مطالعاتي در اين زمينه انجام داده باشند.» مؤلف كتاب راهنماي صحرايي پستانداران ايران افز ود: «امروزه وضعيت بسياري از جانوران نظير خرس سياه، كاراكال، گربه پالاس و گربه شني نامشخص است اماكمتر به آنها توجه مي شود. حتي گونه هاي بومي خزندگان، مارمولكها نيز هستند كه در معرض انقراض اند و اهميت آنها كمتر از يوز نيست.» وي ادامه داد: «خيلي از افراد حرفهاي زيبا مي زنند كه حرفهايشان از اتاق خارج نمي شود و به حيطه عمل نمي رسد. اما يك محقق خارجي ظرف ۱۵روز كه در ايران است بدون هيچ سروصدايي يك گونه جديد كشف مي كند.متأسفانه وقتي اتفاقاتي نظير سوزاندن يا كشته شدن يوزها برملامي شود، عده اي منتظرند جنجال راه بياندازند و از آب گل آلود ماهي بگيرند. در حالي كه اين نوع برخوردها هيچ تأثير مثبتي در روند حفاظت از يوز نخواهدداشت.» وي ادامه داد: «حدود دوسال پيش نيز وقتي در پارك ملي كوير كل و بزها دچار نوعي بيماري طاعون و در نهايت مرگ دسته جمعي شدند، سازمان از آشكار كردن آن خودداري كرد. اين امر مسلماً جمعيت يوزهايي را كه از كل و بز تغذيه مي كردند تحت تأثير قرارداد اما كسي به آن اشاره نكرد و با پنهانكاري سازمان محيط زيست فقط بازار شايعات گرم شد.» بدين ترتيب پيرو سياست مخفي كاري سازمان حفاظت محيط زيست دوستداران طبيعت از كشتار يوزپلنگ ها در طبس، بافق، چشمه خوشومي و همچنين خفه كردن توله يوزها در توران توسط چوپان تحريك شده كه طي چندسال اخير اتفاق افتاده است، بي خبرماندند. … ومشاوران بين المللي وقتي كه مشاوران بين المللي پروژه يوزپلنگ آسيايي به ايران آمدند در گفت وگويي اعلام كردند فرصت پيش آمده با كمك ۷۲۵هزاردلاري تسهيلات جهاني محيط زيست (GEF) براي شروع كار توأم شده و اين آخرين شانس نجات يوز در ايران است و درصورت هرگونه اهمالي ازسوي ايران، سرنوشت ببر و شير ايراني ـ كه هردو به پرتگاه انقراض سقوط كردند ـ نيز گريبان يوز را خواهدگرفت، يوزپلنگي كه ثابت شده فقط در ايران باقي مانده است. اتفاقات اخير نشان مي دهد كه افراد محلي به هيچ وجه از ارزشها و كاركردهاي يوزپلنگ اطلاعي ندارند. وقتي چوپاني سه توله يوز را فقط به اين بهانه كه گمان مي كرد جانوران مضري هستند، به آتش مي كشد، چگونه مي توان ادعا كرد كه استراتژي افزايش آگاهي افراد بومي با موفقيت به انجام رسيده است؟ چند فاجعه اي از اين دست بايد به وقوع بپيوندد تا مسؤولان پروژه حفاظت يوز تصميم بگيرند استراتژي افزايش آگاهي عمومي را به اجرا بگذارند؟ آن زمان يوزپلنگي در دشتهاي ايران باقي مانده است؟
|
|
|
|
|
|
عبور از پل فيروزه
|
|
|
|
|
نقاشي ايراني
كشف و شهود عرفاني
نقاشي از تمام هنرها جامع تر است و موضوع آن، كل دنياي مرئي است، بيش از هنرهاي ديگر آمادگي داشت كه فريفته شبيه سازي شود، اما نقاشي ايراني ـ با تمام دنيايي كه در برابرش گسترده و آماده تسخير بود و پيشرفتهاي فني و موفقيتهاي بعدي نيز اين امكان را ثابت كرد ـ به سنت اصلي خود وفادار ماند و هنر تصويري تزييني منحصر به فردي آفريد.
... با آن كه خصوصيات اصلي نقاشي به همان صورت كه از ابتدا در هنر فلات ايران ظهور كرده بود، باقي ماند، مفهوم و دريافت از شكل؛ عمق و دامنه وسيع تري يافت. زيبايي نقشها را تخيلي عالي به راستي دگرگون كرد. وضوح و دقت و يك نوع ريزه كاري ويژه جواهرسازان با ديد شاعرانه تازه اي آميخت و از دنياي ديگري پيام آورد. كشف و شهود عرفاني كه تجربه بلافصل و واقعي مردم ايران است، در قالب ملموس ـ خواه در كلام و خواه در تذهيب ـ عرضه شد.
مظاهر شكوه آسماني كه بسيار بودند، هميشه سليس بيان شد و نقشهاي تركيبي، مناسب با موضوع برگزيده شد. به اين ترتيب تأثير نيروي عاطفي آنها تزايد يافت. در هنر نقاشي ايران، سخن از درام، عشق و رؤيا، حساسيت تلطيف شده و شور و شوق در ميان است.
پروفسور آرتور پوپ، باستان شناس آمريكايي ـ دهه ۱۹۶۰
سام خسروي فرد ـ عكس: بيژن دره شوري
|
|
|
|
|
|