سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۸۲ - ۲۲ جمادي الاول ۱۴۲۴
Tue, Jul 22, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۵۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
امروز با
با حضور عليزاده، كلهر و مشكاتيان
سينماي تلخ اجتماعي قادربه جذب خانواده ها نيست
«رسول صدرعاملي» كارگردان سينما گفت: سينماي تلخ و گزنده اجتماعي كه تصويرگرسياهي هاي جامعه است قادر به جذب خانواده ها نيست.وي در گفت وگو با ايرنا افزود: متأسفانه اكثر توليدات سينماي ايران را فيلمهاي اجتماعي با مضامين تلخ و سياه تشكيل مي دهد كه هيچ چشم اندازي از اميد در آنها به چشم نمي خورد. كارگردان فيلم «من، ترانه پانزده سال دارم» افزود: مخاطب سينمايي و بخصوص خانواده ها به هيچ عنوان از نمايش فيلم هاي تلخ، لذت نمي برند و ناگزيرند براي سرگرمي و نشاط به محيط هاي ديگري پناه ببرند. صدرعاملي، گسترش خلاقيت هاي آگاهانه هنري را زمينه اي براي ا فزايش دانش فيلمسازي و رهايي از مشكلات سينما عنوان كرد.
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
| گالري ريوند ـ آثار نقاشي روي پارچه و طراحي لباس «فهيمه ابراهيمي » ۲۶ تيرماه الي ۲ مردادماه، ساعت ۱۷ تا ۲۲ ميدان هفت تير، كوچه بخت يار تلفن: ۸۹۷۵۷۸۰
| گنجينه موزه شهدا ـ آثار نقاشان معاصر، ۳۰ تير الي ۷ مردادماه، ساعت ۹ تا ۱۲ و ۱۵ تا ۱۸‎/۳۰ خيابان جمهوري اسلامي، تلفن: ۶۷۲۶۸۲۲
|گالري سيحون ـ آثار عكس «ياسمن خليلي»، ۵ الي ۹ مردادماه، ساعت ۱۰ تا ۱۳ و ۱۵ تا ،۱۷ خيابان خالد اسلامبولي، تلفن: ۸۷۱۱۳۰۵
| نگارخانه جهان نما ـ آثار طراحان پارچه و لباس، ۲۰ الي ۳۱ تيرماه، ساعت ۱۰ تا ۱۳ و ۱۵ تا ،۱۸‎/۳۰ خيابان نياوران، مجموعه فرهنگي تاريخي نياوران، تلفن: ۲۸۰۲۱۳۵
|گالري گلستان ـ عكسهاي «نيما بالازاده» ۲۷ تير الي ۲ مردادماه، ساعت ۱۶ تا ۲۰ دروس، خيابان شهيد كماسايي تلفن: ۲۵۴۱۵۸۹
| نگارخانه هنر ـ آثار نقاشي كودكان پيش دبستاني با مفهوم صلح و جنگ، ۳۱ تير الي ۳ مردادماه، ساعت ۹ الي ،۱۹ خيابان نجات اللهي، تلفن: ۱۴ـ۸۹۱۱۶۱۱
پرفروش ترين فيلمهاي روز دنيا كدامند؟
129900.jpg
پسران بد، به يكه تازي دزدان دريايي كارائيب پايان بخشيدند. به گزارش آسوشيتدپرس از جدول پرفروش ترين فيلم هاي روز آمريكا فيلم «پسران بد۲» با بازي ويل اسميت و مارتين لاورنس دنباله اي بر قسمت اول فيلمي به همين نام كه ۸سال پيش اكران شد جايگاه اول جدول را تصاحب كرد و موفق به ۴۶‎/۷ ميليون دلار فروش افتتاحيه شد، درجايگاه دوم صدرنشين هفته پيش «دزدان دريايي كارائيب: نفرين مرواريدسياه»۳۳‎/۳ميليون دلار فروش هفتگي داشت و پله سوم به فيلم «دسته مردان خارق العاده» با ۱۰‎/۱ميليون دلار فروش در اين هفته رسيد.
«جاني انگليسي» كمدي جاسوسي رووان آتكينسون كه در كشورهاي ديگر تاكنون صدميليون دلار فروخته است اين هفته با ۹‎/۳ميليون دلار فروش افتتاحيه در ايالات متحده بر پله چهارم جدول نشست و «ترميناتور:۳ ظهور ماشينها» بر رده پنجم جدول قرارگرفت و ۹‎/۲ميليون دلار فروش كرد.
براساس همين گزارش «درجست وجوي نمو» ، «قانوناً بلوند:۲ قرمز، سفيد و بلوند» ، ملودرام تين ايجري مندي مور با نام "How to deal"، فرشتگان چارلي ۲ ، و ۲۸روز بعد ، به ترتيب در جايگاههاي ششم تا دهم نشستند. گفتني است درآمد حاصل از فروش ۱۲فيلم برتر روز دراين هفته به ۱۳۷‎/۶ ميليون دلار رسيد كه نسبت به سال گذشته درهمين زمان ۳۳درصد رشد داشت.
با تو مي گويم
• انسان بايد اول خودش را وزن كند و بعد بگويد «منم».
امروز با
سيامك گلشيري
129855.jpg
گروه فرهنگ : يسيامك گلشيري فارغ التحصيل زبان و ادبيات آلماني است. از عشق و مرگ ، همسران، كابوس، شب طولاني، مهماني تلخ و نفرين شدگان از تأليفات اوست و «ميراث» ، «نان آن سالها» (اثر هاينريش بل) و اندوه عيسي (اثر ولفگانگ برشرت) از ترجمه هايش. گلشيري هم اكنون سه كتاب ديگر زير چاپ دارد.
| آقاي گلشيري آخرين اثرتان، نفرين شدگان، چه ويژگيهايي از نظر خودتان دارد؟
* فكر مي كنم چيزي كه برايم در نفرين شدگان اهميت داشت، نوع نگاه راوي است؛ در هيچ جا هيچ قضاوتي نمي كند و هيچ جا وارد ذهن هيچ شخصيتي نمي شود. در عين حال رمان در تهران معاصر اتفاق مي افتد و شخصيتهايش همين آدمهايي هستند كه هر روز اطرافمان مي بينيم. البته خوب در اين رمان بعضي مسائل اجتماعي هم مطرح مي شود. تمام آدمهاي كتاب به نوعي همين طور هستند. مدام به مشكلاتشان اضافه مي شود. خلاصه حكايت نسل خودمان است.
| سياست و پرداختن به مباحثي از اين دست چقدر رمانهاي شما را متأثر كرده است؟
* من سعي كرده ام از نوعي سياست زدگي در كارم، كه باعث مي شود اثر حالت تك بعدي پيدا كند، پرهيز كنم. در ضمن مطلقاً قصد ندارم به چيزي در جهان پاسخ بدهم. من فقط رمان نويسم. اما در نهايت همه مسائلي كه مطرح مي شود، به مسائل سياسي برمي گردد.
| فكر مي كنيد چرا سياست در ادبيات بعد از انقلاب به ويژه در حوزه شعر و رمان غايب است؟
* فقط سياست غايب نيست. گاهي در آثاري كه مي خوانم، هيچ چيزي از جايي كه در آن زندگي مي كنيم، به چشم نمي خورد. اثر كاملاً انتزاعي است. واقعاً گاهي فكر مي كنم مثلاً فلان داستان يا فلان رمان در كره مريخ اتفاق افتاده. اينها را من ناشي از كم دانشي مؤلف قصه مي دانم. البته خوب بخشي هم به مسأله مميزي برمي گردد. اما گاهي با آثاري طرفيم كه كاملاً قالب سياسي دارند. بخشي از ادبيات ما به طور جدي به اين قضيه پرداخته كه به گمان من خيلي ضعيف است.
| نظريه هاي جديد رمان نويسي در آثار شما به چه صورت بازتاب پيدا مي كند؟
* قبلاً گفتم، بحث نظرگاه برايم بي اندازه مهم است، در عين حال موجزنويسي، چه در ديالوگ و چه در نثر. با بعضي منتقديني كه داستانهاي كوتاهم را ميني ماليستي مي دانند، موافقم. در همسران بيشتر به سمت ميني ماليسم رفته ام. مجموعه جديدم ، با لبان بسته، به گمانم كاملاً ميني ماليستي است. در رمانهايم هم به همين سمت حركت مي كنم. شكي نيست كه با بحث مرگ مؤلف در داستان، رمان يا داستان مدرن به وجود مي آيد. اين قضيه بي اندازه برايم مهم است و من مدام در حال حركت به همين سمت هستم.
با حضور عليزاده، كلهر و مشكاتيان
دومين كارگاه موسيقي دانشجويان سراسركشور برگزارمي شود
129942.jpg
دومين كارگاه موسيقي دانشگاه تهران با حضور حسين عليزاده، كيهان كلهر و پرويز مشكاتيان در كرمانشاه برگزارمي شود. علي بهرامي فر دبير مجمع كانون هاي موسيقي دانشجويان سراسركشور با اعلام اين خبر به ايسنا افزود:در اين دوره كارگاهي علاوه بر اساتيد يادشده بيژن كامكار، ساسان فاطمي و هومن اسعدي نيز حضور خواهندداشت. بهرامي فر با اشاره به اينكه در دومين دوره كارگاه موسيقي دانشجويان، برنامه هايي چون ماستر كلاس هاي نوازندگي سازهاي ساز و سه تار، كمانچه، سنتور و دف خواهيم داشت، اظهاركرد: در اين كارگاه همچنين جلسات پرسش و پاسخ درباره مباحث تئوريك موسيقي (اتنوموزيكولوژي) برگزارمي شود. بنابراين گزارش، دبير مجمع كانونهاي موسيقي دانشجويان سراسركشور تصريح كرد: دوره اول اين كارگاه درخردادماه برگزارشد و قرار است تا اين چنين كارگاهي هرسه ماه يك بار در يكي از استانهاي كشور با حضور اساتيد برجسته موسيقي ايران برگزارشود. گفتني است، اين كارگاه هفته سوم مهرماه در يكي از دانشگاههاي كرمانشاه برگزارخواهدشد.
يك قرن با باب هوپ
129921.jpg
سال ۲۰۰۳
مصادف با صدمين سالگرد تولد
باب هوپ،
طنز پرداز، كمدين
و بازيگر معروف ها ليوود است
و به همين مناسبت نشريه نيويوركر
نگاهي به زندگي حرفه اي او
و دستاوردهاي هنري اش
در عرصه بازيگري داشت
كه خواندن آن خالي از لطف نيست.
•••
تنها اشاره به گوشه اي از كارنامه حرفه اي هوپ به عنوان يك چهره معروف و تيترساز و جنگهاي تلويزيوني، ستاره برادوي، ستاره برنامه ها و نمايشهاي راديويي، يكي از موفق ترين بازيگران هاليوود و همچنين كمدين و شومني توانا كافي است تا به او جايگاهي معتبر در صنعت سرگرمي و سينما ببخشد. اما هوپ و نبوغ او فراتر از آن چيزي است كه از او گفته شده و يا همچنان گفته مي شود. با يك زندگي موفقيت آميز و بي بديل، هوپ در فرهنگ غرب جريان ساز است و به گفته «فيليپس ديلر» همبازي او در بسياري از فيلمها و ويژه برنامه هاي تلويزيوني: «او اگر غولي در صنعت سرگرمي آمريكا نباشد بي ترديد قله كمدي است» و دنيس ميلر كه سبك و طنز خود را تا حد زيادي مديون هوپ مي داند نيز درباره هوپ مي گويد: «باب هوپ را در تمام زندگي ام شناخته ام فقط بايد او را شخصاً ببينم.»
در ۲۹ ماه مه سال ۱۹۰۳ باب هوپ با نام لسلي تاونزهوپ در شهر «التهام» انگليس كه در ۱۰ مايلي لندن واقع شده است چشم به جهان گشود. فرزند پنجم پدري سنگتراش و مادري از تبار ولز كه صاحب ۷ فرزند بودند. هوپ همواره به طنز از خانواده اش سخن گفته است: «والدينم انگليسي بودند؛ ما فقيرتر از آن بوديم كه بريتانيايي باشيم.» هوپ جوان به مشاغل عجيب و غريبي روي آورد و حتي مشتزني را هم تجربه كرد اما گويا علاقه او به اين ورزش نتوانست آسيبي به بيني كشيده اش كه ويژگي مميز چهره خندانش بود وارد كند. او وارد كارنمايش شد و پس از آن كه نتوانست باتقليد از چارلي چاپلين مردم را به خنده وادارد به استعداد ذاتي خود رجوع كرد. او در اين راه به افراد بسياري پيوست اما در نهايت در كنار جورج بايرن در يك نمايش سيار حضور يافت و بعدها در سال ۱۹۲۷ اين نمايش را با نام «پياده روهاي نيويورك» به برادوي برد. سال بعد وقتي هوپ و بايرن در نيوكسل در ايالت پنسيلوانيا برنامه اجرا مي كردند مدير تئاتر از هوپ خواست تا مجري برنامه باشد و جوك تعريف كند. هوپ هم اين كار را با موفقيت به انجام رساند وتماشاگران را از خنده روده بر كرد. او به طنز مي گفت: «آيا قضيه آن مرد اسكاتلندي خسيس را شنيده بوديد كه عروسي دخترش را در حياط خلوت خانه اش برگزار كرد؟ او تنها بخاطر جمع كردن دانه هاي برنجي كه روي سر عروس مي پاشند اين كار را كرد.»
هوپ از اين سكوي پرتاب استفاده كرد و به مجري گري نمايشهاي طنز و كمدي هاي معروف رسيد و اسم جديدي براي خود انتخاب كرد. «باب»: اين اسم به نظرش «خودماني تر» مي آمد.
باب از نمايشها و كمدي هاي عامه پسندپله هاي موفقيت را به سوي برادوي طي كرد و به يك مجري موفق موزيكالهاي كمدي بدل شد. او با طنزي كه حاكي از اعتماد به نفس قوي اش بود درباره موفقيتش روي صحنه مي گويد: «بيرون هزاران نفر منتظرم بودند و با هيجان داد مي كشيدند و حتماً تشويقم مي كردند!»
بزودي شهرت هوپ در ميان افرادي كه در كارهاي نمايشي و سينمايي دست داشتند فراگير شد. هوپ پيش از اين نيز چند كار راديويي انجام داده بود و در چند فيلم كوتاه براي كمپاني برادران وارنر بازي كرده بود اما پس از مجري گري در كمدي موزيكال «قرمز، داغ و آبي» بود كه موفقيت حرفه اي اش به ناگهان اوج گرفت. او بلافاصله مجري گري يك برنامه راديويي هفتگي را به دست گرفت و با كمپاني پارامونت يك قرارداد فيلم امضا كرد. نخستين فيلم بلند هوپ براي اين استوديو "The big Broadcast of 1938" بود كه با آن آهنگ «به لطف خاطرات» را باب كرد كه بعدها اين ترانه براي گروه ترانه سرايان رالف رينگر و لئورابين يك جايزه آكادمي به ارمغان آورد.
تهيه كننده سينما اي.سي.ليلز كه در آن زمان پيش آدولف زوكور، مدير شركت فيلمسازي پارامونت كار مي كرد خوب به خاطر دارد كه زوكور در همان زمان به استعداد هوپ پي برده بود و او را در چندين فيلم با «مارتاري» كه دستمزد هنگفتي مي گرفت همبازي كرد. پس از فيلمهاي «گربه و قناري» در سال ۱۹۳۹ و «جاده اي به سنگاپور» در سال ۱۹۴۰ كه در آن ها در كنار «بينگ كرازبي» و دوروتي لامور ايفاي نقش كرده بودند هوپ بالاخره توانست جايگاه تثبيت شده اي در صنعت سينما و پرده نقره اي بيابد. روندافلمينگ، هنرپيشه زني كه با او در سه فيلم همبازي بوده درباره هوپ مي گويد: «كاركردن با باب جالب بود. بابينگ هم كار كرده ام، او تا حدي كارها را آسان تر مي گرفت. اما باب جدي تر بود. او نقشش را بارها و بارها تمرين مي كرد تا دقيقاً بفهمد چه كار بايد انجام دهد و اين امر در مورد هر خط متن همان قدر صدق مي كرد كه درباره حالات چهره اش در نقشهاي مختلف» .
هوپ و كرازبي پادشاهان امپراتوري پارامونت بودند. آنها جايگاهي ويژه در ميان مردم داشتند و البته رقابت تنگاتنگي نيز با يكديگر. در همين زمان بود كه يك جنگ تلويزيوني شبكه NBC با نام «شوپپسودنت» كه هوپ در آن حضور داشت محبوب ترين كمدي در سرتاسر آمريكا شد. شروود شوارتزر كه نخستين شغلش در برنامه هاي راديويي نوشتن متن هاي نمايشهاي راديويي هوپ بود مي گويد: «او نمي نوشت و چيزي را از نو نمي نوشت اما يك ويراستار عالي بود. او كنار مامي نشست واز ما ايده مي خواست.» او همواره مي گفت: «آنچه شنوندگان مي خواهند خنده است و آنها براي خنديدن عجله دارند و مي خواهند پشت سر هم بخندند» و اين خط مشي نويسندگان برنامه راديويي «پيسودنت» بود. شوارتزر ادامه مي دهد: «او منصف بود و آنقدر شعور داشت كه بفهمد كه همه جوك هايش گل نمي كنند. او همواره به داشتن نويسندگاني براي جوك ها و كمدي هايش اعتراف مي كرد واز آنها تقدير مي كرد كاري كه كمتر مجري اي حاضر به انجام آن مي شود. شنيده ام كه برخي افراد مي گويند باب هوپ نمي توانست في البداهه طنز بگويد اما اين گفته واقعيت ندارد. او خيلي با هوش تر از اين حرفها بود.»
پس از جنگ جهاني دوم هوپ به اوج موفقيت حرفه اي اش در عرصه سينما رسيد. آن روزها حرفهاي جديدي درباره كاركرد روبه تحول تلويزيون شايع بودو هوپ كه همواره از دگرانديشي و نوگرايي استقبال مي كرد مي خواست اين رويكردهاي نوين را تجربه كند. او مجري برنامه افتتاحيه ايستگاه تلويزيوني پارامونت با نام «KTLA» در ژانويه سال ۱۹۴۷ بود اما چند سالي طول كشيد تا هوپ توانست به طور منظم در تلويزيون برنامه داشته باشد. او به غير از موفقيت حرفه اي درخشانش در عرصه سينما نمي خواست خود را به جز با برنامه هاي منظم راديويي اش كه تا سال ۱۹۵۶ براي آنها قرارداد بسته بود درگير كند.
هوپ از دهه ۱۹۵۰ چند ويژه برنامه را براي شبكه NBC مجري گري كرد و با سررسيدن دوران ۶۰ ساله همكاري اش با اين شبكه در ۱۹۹۰ از خود كارنامه حرفه اي پرباري شامل تهيه برنامه هاي راديويي به مدت ۲۰ سال متوالي و قريب به ۳۰۰ ويژه برنامه تلويزيوني به جا گذاشت. او در تعريف از دستاوردهاي حرفه اي اش مي گويد: «سابقه همكاري من با NBC آنقدر طولاني است كه اين طاووس را از جوجگي مي شناختم.» اگر چه كمدي هاي تلويزيوني و سرمايه گذاري هاي دورانديشانه در املاك، هوپ را ثروتمند كرد اما اين ستاره محبوب و خانواده اش در نهايت تواضع زيسته اند. باب و همسرش دولورس چهار فرزند خود را در كاليفرنيا در محله اي زيبا بزرگ كردند. اما همواره از تصنع و زرق وبرق هاليوود به دور بودند. بزرگترين فرزند آنها «ليندا» در حال حاضر به همراه پدرش كتاب «باب هوپ: زندگي من به طنز» را نوشته و توسط انتشارات پريون منتشر كرده است . كتابي كه در فهرست ۱۰ كتاب پرفروش ادبيات غير داستاني قرار گرفته، درباره زندگي خانوادگيشان مي گويد: «از لحاظ اجتماعي گروه كوچكي تشكيل داده بوديم: خانواده بينگ ، جري كولونا كه در برنامه راديويي پدرم حضور داشت و جان وين».
اما از زاويه اي ديگر همه هواداران برنامه هاي هوپ به خانواده بزرگ او پيوسته اند. ديلر مي گويد: «او تماشاگرانش را مي شناخت و آنها نيز متقابلاً او را مي شناختند. او هميشه از آخرين ستارگان دنياي ورزش در ويژه برنامه هاي تلويزيوني خود دعوت مي كرد زيرا مي دانست اين انتظاري است كه مردم از او دارند. آنها مي دانستند كه او از كاغذهاي كوچك يادداشتي كه همواره همراه خود به برنامه مي آورد كمك مي گرفت اما اين امر شهرت و محبوبيت او را خدشه دار نمي كرد و حتي خود او از آنها جوك مي ساخت و آن را مايه خنده ديگران مي كرد. دقيقاً مي دانست تا كجا بايد به لطيفه گفتن و خنداندن مردم ادامه دهد و كي بايد سكوت كند. از من كه يك كمدين اهل اهيو هستم بشنويد: «باب هوپ هنوز هم همان كودك شوخ طبع اوهايويي است!»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |