دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۲ - ۵ جمادي الثاني ۱۴۲۴
Mon, Aug 4, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۵۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به نخستين نمايشگاه گروهي حجم در گالري «برگ»
گزارشي از ركود بي سابقه صنعت نشر در جهان
از ۲۶ تا ۲۸ مرداد ماه
• صاحبنظراني از جمله دكتر زهرا شجاعي، مهديه الهي قمشه اي، محمدرضا درويشي، رضا مهدوي و محمدرضا ميرشكرايي درباره مردم شناسي نغمات اجرا شده و موضوعات پيراموني جشنواره سخنراني مي كنند.
امروز با
نگاهي به نخستين نمايشگاه گروهي حجم در گالري «برگ»
بازگشتي ماده گرايانه و مفهومي به هنر حجم!
131340.jpg
اشاره:
گالري «برگ» با همكاري انجمن مجسمه سازان براي نخستين بار درطول چند سال فعاليت خود، اقدام به برگزاري نمايشگاه گروهي حجم كرده است.
در اين نمايشگاه كه از اول مرداد آغاز و تا ۲۳ مرداد ادامه خواهد داشت، بيش از ۸۰ اثر با امضاي ۳۸ مجسمه ساز به نمايش درآمده است، كه به لحاظ كمي قابل توجه و به لحاظ كيفي جاي بحث زيادي دارد. آنچه مي خوانيد نگاهي است كلي به اين نمايشگاه كه به طور ضمني موضوعات ديگري را نيز دنبال مي كند.
در يك نگاه كلي به مجسمه سازي معاصر ايران به دو معضل بنيادي برمي خوريم، كه شايد مهمترين دلايل و عوامل بي تحركي اين هنر در ايران است. اين دو نقيصه در مجموع عبارت است از نگاه ماترياليستي (ماده باورانه) و مفهومي (كلامي) مجسمه سازان ايراني به هنري كه حالا حتي از مرزهاي «حالت گرايي» (اكسپرسيونيسم) هم گذشته و پا به نحله اي سراسر ذهني و شايد «سايبرنتيكي» گذاشته است. مجسمه سازي ما امروز در اوج خود رويكردي به جنبش هاي ميانه سده بيستم دارد، كه در گونه گونگي و گرايش به مصالح مختلف و متنوع خلاصه مي شود.
تنها تفاوت اين رويكرد با گرايش هاي يادشده، نه طبع آزمايي در فرم وفضا و تجريد و تجربه، كه در شاعرانه كردن ماجراست. ماجراي بي آغاز و انجامي كه خواسته و ناخواسته تبار آن به طنين گم و گنگي از هنر مدرن مي رسد. هنوز بسياري از مجسمه سازان ما، مجسمه را به شكل حجمي توده وار مي بينند، كه نه نوري ازآن مي گذرد و نه حركتي القا مي كند و نه به جز الگوي ذهني و ماهيت عيني خود چيزي را بر ذهن مي آورد. اين را خوانش صوري حجم هاي مورد بحث به ما مي گويد. حجم هايي كه مي خواهند از سلطه و سيطره هنر مدرن غربي بيرون بيايند و به هر ترفندي هم كه شده، موفق به اين كار نمي شوند.
اگر نمايشگاه گالري برگ را نمودي از مجسمه سازي معاصر ايران به دقيقه اكنون بدانيم و بپنداريم، فكر نمي كنم «صورت بندي» آن چندان مشكل باشد آثار موجود در اين نمايشگاه گسترده و گروهي را مي توان به طور مشخص در چند رده و رديف قرارداد، كه همه هم به نوعي با وضوح، از مسير دستاوردهاي تاريخي مجسمه سازي مدرن غرب مي گذرد و در همان جا هم متوقف مي شود. اين گذار آن قدر واضح و روشن مي نمايد كه فكر نمي كنم ناگزير به نام بردن از الگوهاي غربي باشيم.
در يك نگاه كلي به اين نمايشگاه، اگرچه بر خط فكري خاصي برنمي خوريم، اما «جفت كاري» (اسامبلاژ) شايع ترين شكل ديدني و شناختني آن است، كه از پيرترين شركت كننده (ژازه طباطبايي) تا جديدترين و جوانترين آنها را دربرمي گيرد. جفت كاري اگرچه از نسبت هاي دادائيستي هنر مدرن است، اما در اساس خود بيان نوعي زندگي ماشيني و مكانيكي است كه فرآيندي معكوس را طي مي كند و با استفاده از تكنيك جوشكاري و سرهم بندي و … از قراضه هاي صنعتي و انباشت هاي دورريختني آثاري هنري مي سازد. آثاري كه يا تأييد مدرنيته (نه مدرنيسم) هستند و يا به نوعي تشييع شكل زندگي ساده و بي پيرايه و ملموس به گورستان هاي صنعتي. آشناترين و جاافتاده ترين نمود اين رويكرد را كه با چند دهه تأخير هم روزگار با روند مدرنيزاسيون زندگي ايراني به حساب مي آيد، در مجسمه هاي ژازه طباطبايي مي توان ديد، كه با استفاده از آلات و ادوات مستعمل ماشين هاي صنعتي خلق شده اند. با تمام اين حرفها اما كارهاي ژازه هم با همه ظرافت و زيبايي شان از «نظريه بازنمايي ادراك بصري» فراتر نمي روند و به «ادراك حسي» مورد نظر هنر امروزي نزديك نمي شوند. رويكرد غالب ديگري كه در نمايشگاه گالري برگ به چشم مي آيد، درگيري و درمانده در قالب «ساختارگرايي» است. نحله اي از مجسمه سازان مدرن، كه در نمودگاري خود فضاي تنديس وار رابه جاي جسم تو پرتنديس وار پيشنهاد مي كند. در اين رويكرد به جاي قالب گيري و يا پيكرتراشي تاريخي، كه بر روند شكل آفريني به كمك كاستن از جسم بي شكل ماده خام يا ساختن چيزي از حجمي خاص تأكيد دارد، پرهيز مي شود و تا آنجايي كه ممكن است مجسمه از زمين و تعلق يكباره و يكپارچه به آن فاصله مي گيرد و دراين جدايي به شمايي فضايي و كيهاني درمي آيد. در همين رويكرد اما باز آنچه اهميت دارد، ماده است و باور به شكل پذيري آن، كه البته از بازنمايي هاي عيني فراتر مي رود و در جدال با فضاي پذيرنده لايتناهي، حركاتي آزاد و ضمني را بر خود مي گيرد، كه بي توجه به قالب و ابعاد و اندازه گسترش مي يابد. ساختارگرايي (كانستراكتيويسم) بعد از ويرانگري بنيادي كوبيسم، شايد مهمترين و فراگيرترين شيوه هنر مدرن است، كه با آن مي توان بسياري از شكل آزمايي ها را ترجمه كرد و توضيح داد. در ايران هنوز بسياري از مجسمه سازان درگير ساخت و ساز هستند و با «يگانه انگاري» اين شيوه، به طرح افكني ايده هاي ذهني و عيني خود مي پردازند. به طوري كه درهمين نمايشگاه گالري برگ، حجيت و اقتدار اين موضو ع به خوبي آشكار است و اگر احياناً تنوعي هم به چشم مي آيد، بسته به اكسپرسيون آثار و نوع به نوع شدن ماده و ماتريال است، كه در آن حتي آرايه هايي چون رنگ و نور و حركت به حداقل مي رسند.
رويكرد فراگير و فيگوراتيو ديگري كه در اين نمايشگاه زياد به چشم مي خورد، موضوع قراردادن انسان است. اين موضوع در برخي مجسمه ها حضوري ضمني و ژرف ساختي دارد و در برخي از آنها به مؤلفه اي ظاهري و روبنايي تبديل مي شود. انسان قالبي يا قالب گيري انسان، حتي با تقليل گرايي و حذف به قرينه هاي صوري و معنوي، شايد از منسوخ ترين شكل هاي مجسمه سازي باشد، كه هنوز در ايران گرايش گسترده اي به آن ديده مي شود. به ويژه كه اين گرايش يا در نوعي امپرسيونيسم و يا در نوعي اكسپرسيونيسم مكتبي و تاريخي خلاصه مي گردد. در گالري برگ و در ميان آثار به نسبت موجهي كه وجود دارد، گاه به اثري برمي خوريم، كه حتي برخورد مخاطب نه چندان آشنا به دگرديسي هاي هنري نيز با آن توأم با نوعي تكانه روحي ومنفي است . اين آثار تهوع آور حتي در بازنمايي وبازسازي موضوع انساني نيز عاجز بوده اند وارائه آنها حتي در سمساريها ومغازه هاي كادويي هم شايد ناممكن باشد. اينجاست كه بحث اصالت ايده پيش مي آيد واصالت هنرمند. اينكه چه چيزي را هنر مي توان ناميد وچه كسي را هنرمند وچه كنشي را آفرينش هنري . بدون شك پاسخ دادن به اين پرسش هاي به ظاهر پيش پاافتاده ، كه در يك عبارت « هستي شناسي » هنري را تشكيل مي دهد، به رفع خيلي از مشكلات ما درزمينه آموزش هنر، خلق هنري وارائه آن كمك خواهد كرد. دراين صورت بيننده مجبور نيست كه داده هاي تكراري ديگران را با داشته هاي ذهني خود تطبيق دهد وهرايده نيم خورده اي را صدباره ببيند. جالب اينكه بعضي از كارهاي مورداشاره به كساني بازمي گردد، كه متأسفانه به تدريس در دانشكده هاي هنري مشغول هستند . اينكه بياييم دايره واژگاني وحدود فرضي وتوان فردي يك هنرمند را در تجربه ها و پژوهش هاي او جست وجو كنيم براساس همين جست وجو حتماً به يك جواب خواهيم رسيد ، كه مي گويد قرارگرفتن هنرمند در چارچوب هاي بسته اجتماعي وحتي خانوادگي ، فرديت او را ـ كه خاستگاه خلاقيت ونوآوري نيز هست ـ محدود مي كند. واين درست مثل مقايسه اي است كه ميان شعر «فروغ فرخزاد» و «پروين اعتصامي » شده ونشان داده كه بستگي و گشودگي چارچوب هاي زندگي آنها، چگونه به دومحصول فكري عام وخاص منجر شده است ، كه يكي كاملاً فردي وزنانه است ويكي دربند تعلقات وتمايلات عام انساني واحساسي . در نمايشگاه مجسمه گالري برگ نيز، آنجا كه امضاي زنانه اي مي بينيم، با همان رويكرد ساده وسطحي واحساسي روبرو مي شويم، كه به انسان ـ «بنيادي ترين موضوع پيكرتراشي از آغاز تاريخ تا سده بيستم وبعداز آن» ـ مي پردازد. اين نگاه سطحي به انسان البته در همين نمايشگاه ، گاه شكل پيچيده تري مي يابد، كه نمود آن را ـ به عنوان مثال ـ دراثري از «امير ياراحمدي » مي بينيم، كه فيگوري انساني ورنگ شده را به تقليد از فيگورهاي «هانري ماتيس» در فضا معلق نگه داشته است . همين ساده انگاري را در مجسمه هاي محيطي ونمايشي «ايرج زند» نيز مي بينيم، كه درنهايت چيز تازه اي به بيننده نمي گويد ونشان نمي دهد.
در كنار اين خط صافي كه با اشاره هاي كلي به نمايشگاه گالري برگ ترسيم كرديم، به نمونه هاي ديگري برمي خوريم كه مي خواهند درهمان محدوده مشخص وموجود به «بيگانه سازي »هايي دست بزنند ومتفاوت به نظر برسند. اينكه يكي مي آيد وبا صورت برداري از نقاشي «لوچو فونتانا» حجم هايي ديواري خلق مي كند، اينكه يكي مي آيد وبا برداشتي سطحي از آثار ميني ماليست ها وبرمبناي مجسمه هاي فلزي «خوليو گونزالس» آهن را خم مي كند ورنگ مي كند وبه خطوطي تجريدي تبديل مي كند، اينكه يكي مي آيد وتيرچراغ برق را براساس مجسمه هاي «لوييزنولسون » آمريكايي وتجربه هاي آغازين «كنستانتين برانكوزي» شكل مي دهد وبالاخره اينكه يكي مي آيد اثري حجمي را به مدد كلمات وادبيات درتقابل با چشم اندازي نقاشي شده وضعيف قرار مي دهد، نمونه هايي ازاين كژتابي هاست ، كه به غلط برداشتي از «كانسپچوال آرت» مي نمايد. هنري سراسر ذهني ، كه به رغم پيوستن به تاريخ هنر غرب ، برگردان عيني وعرضي ويكسر ماترياليستي آن را درايران شاهديم.
از همه اين تفاصيل گذشته اما، هستند آثاري دراين نمايشگاه كه حداقل با روحيه اي ايراني واينجايي خلق شده اند . اين روش ورويكرد ميانه، شايد هنوزا هنوز متعالي ترين ومطبوع ترين شكل مجسمه سازي معاصر و بي پيشينه وپشتوانه ما به حساب بيايد، كه تبار آن به آثار «پرويز تناولي » و«سقاخانه » ايها باز مي گردد. صرف نظر از تشابه ساختماني ، نقطه عطف اين نوع مجسمه ها را دراستفاده ازموتيف ها ولايت موتيف هاي هنراسلامي بايد ديد ودريافت كرد. «قدرت ا لله عاقلي » هنرمندي است كه بهترين بهره را ازاين رويكرد برده وبه آن روش ميانه اي كه پيشتر اشاره كردم، پرداخته است . مجسمه هاي عاقلي حتي اگر قابل ترجمه به زبان تجسمي روز دنيا نباشد، قابل هضم درگستره درك ودريافت بيننده آگاه ايراني هست واين را هويت گرايي موجود در آثارش به ما مي گويد.
ـ سخن آخر:
شايد با دقت و وسواس بيشتر بتوان دراين نمايشگاه گالري برگ ، جزئيات ديگر واحياناً بهتري را ديد وبازگو كرد، اما درهمين گذار صوري و «شناختي» هم به نكته ونقطه مهمي مي رسيم وآن سكون و ركود مجسمه سازي معاصر ايران در يك نگاه كلي است . متأسفانه اين هنر دركشور ما، به آن رشد ذهني اي كه بايد وشايد نرسيده است ونمايشگاه اخير هم ـ بدون آنكه بخواهد ـ اشاره صريحي به اين نارسايي هاست. آسيب شناسي حركت هايي كه تابدين جا انجام شده، شايد ازمهم ترين گام هايي است كه مي توان براي نجات اين هنر درايران برداشت. اگرنه كه برگزاري اين نمايشگاهها، جز آنكه تأكيدي برايستايي وبي تحركي مجسمه سازي ما باشد، به خودي خود سودي نخواهد داشت.
مجسمه سازي معاصر ايران ـ اگر بتوان باجرأت از چنين چيزي سخن گفت ـ به نظر مي رسد تحت يك سري فشارهاست، كه قبل از هرچيزي ريشه آن را مي توان در حاكميت برخي از ذهنيت ها يافت. ذهنيت هايي كه با عنوان آموزش به آن تزريق شده و روح پژوهش وخوديابي را درآن خشكانده است . بخاطر همين هم هست كه شايد همه دستاوردهاي آن «بازگشتي » است و «روساختي » ودرگرايش به ماده وكنش هاي عيني وآشكار جسماني خلاصه مي شود.
گزارشي از ركود بي سابقه صنعت نشر در جهان
ناشران بزرگ جهان گرفتار بحران!
131376.jpg
سرويس فرهنگي ـ آسوشيتدپرس ـ مترجم: شيلا ساساني نيا: عليرغم ركوردشكني آثاري چون هري پاتر و فرمان ققنوس، خاطرات هيلاري كلينتون و رونق جدول پرفروش ترين ها در غرب اما ظاهراً ناشران نسبت به آينده خوش بين نيستند چرا كه طي همين مدت اقدام به تعديل نيروي كار خود و اخراج بسياري از كارمندان بخش نشر كرده اند.
شركت انتشاراتي اسكولاستيك، ناشر آمريكايي مجموعه كتابهاي هري پاتر در ماه مي اعلام كرد كه در حدود ۴۰۰ كارمند خود را در بازار جهاني و شعب مختلف از كار بركنار كرده و از اواسط ماه جولاي اقدام به كاستن از بسياري از هزينه هاي متفرقه خود خواهدكرد. در همين راستا شركت معظم انتشاراتي سيمون و شاستر نيز كه دوكتاب پرفروش خاطرات كلينتون و «والتر ايزاكسون» را به چاپ رسانده اين هفته از اخراج ۷۵تن از كاركنان خود خبرداد و به كابوس تعديل زودهنگام نيروي كار در حوزه نشر ـ كه از مدتها پيش برسرزبانها بود ـ رنگ و بويي از واقعيت بخشيد. جك رومانو، مديرعامل سيمون و شاستر در بخشي از يادداشت خود نوشته است:
«اين حقيقت همچنان باقي است كه صنعت نشر در معرض تهديد است چه در دوره رونق و چه در طولاني ترين دوره ركودي كه به ياد داريم.» براي آنهايي كه دستي در چند و چون چشم انداز فريبنده نشر كتاب دارند ارزش كتابهايي مثل «تاريخ زنده» يا «فرمان ققنوس» نه به لرزه ها و شوكي است كه در بازار جهاني كتاب مي آفرينند بلكه به پس لرزه هاي اين تبي است كه كتاب خوانان را فرامي گيرد. صنعت نشر غرب به دامنگير شدن اين تب و رواج آن در ميان ساير كتابها و عناوين داستاني و غيرداستاني خود اميد بسته بود اما گزارشها حاكي از رونق بسيار ضعيف و ركود در بازار كتاب و كارگر نبودن حتي جادوي هري پاتر(!) در گسترش بيش از پيش فرهنگ كتابخواني در ميان مردم است. با فروكش كردن اين تب مشكلات و معضلات همچنان به قوت خود باقي خواهدماند؛ مشكلاتي كه مهمترين آنها «اقتصاد ضعيف» و بي علاقگي مخاطبان است.
فروش هنگفت لزوماً به معناي سود هنگفت نيست بخصوص موقعي كه مردم در انتظار چاپ شدن اثر پرفروشي هستند. انتشارات سيمون و شاستر براي جبران ۸ميليون دلار پيش پرداختي كه به هيلاري كلينتون براي نوشتن خاطراتش پرداخت كرده بايد فروش خود را بالا مي برد تا بتواند به سودي در اين معامله دست يابد و سايت اينترنتي آمازون نيز كه رقابتي گسترده براي فروش كتابهاي هري پاتر را پيش بيني مي كرد از پيش ۴۰درصد تخفيف براي قيمت ۲۹‎/۹۹ دلاري پشت جلد قائل شده بود و نتيجه اين بود: هري پاتر عليرغم اينكه بيش از يك ميليون نسخه در جهان فروش رفت نتوانست براي آمازون ركوردآفرين باشد. با بيش از صدهزار عنوان كتابي كه سالانه در بازار كتاب ايالات متحده به چاپ مي رسند صنعت نشر تنها به كتابهاي پرفروش تكيه ندارد بلكه براي رونق هرچه بيشتر به فروش ثابت عناوين قديمي تر يا كلاسيك ويا استقبال ناگهاني مردم از كتابهايي مثل « استخوانهاي دوست داشتني» آليس سبالد وابسته است. كتاب آليس سبالد كه يكسال پيش به چاپ رسيد مهمترين رويداد ادبي سال ۲۰۰۲ بود اما تا اين لحظه از سال ۲۰۰۳ عليرغم به چاپ رسيدن كتابها و رمانهايي از رابرت استون، دن دليلو، نورمن راش و… هيچ رمان ادبي جديدي نتوانسته آنچنان تأثيرگذار باشد. ناشران از هم اكنون به دنبال راهي براي فرار از اين تنگنا هستند و كاستن از قيمت پشت جلد كتابهاي جلد نفيس و يا حتي صرفنظر از عرضه كتابهايي با جلد نفيس و در عوض اكتفا به كتابهاي جلدنازك و كم بهاتر از جمله اين راهكارها بوده است.انتشارات سيمون و شاستر اين ركود را در درازمدت ارزيابي مي كند و چندان اميدي ندارد كه خريداران كتاب حتي با بهبود وضعيت اقتصادي به رويه سابق خود در خريد انبوه كتاب بازگردند.
مورگان انتركين، مدير و ناشر شركت انتشاراتي Grove/Atlantic مي گويد: با دلال يكي از نويسندگان مهم ادبي گفت وگويي داشتم. بايد به او مي گفتم كه ديگر نمي توانم مثل سابق به اين نويسنده حق التأليف پرداخت كنم و واقعاً صحبت كردن درباره اينگونه مسائل چقدر سخت است!»
از ۲۶ تا ۲۸ مرداد ماه
نخستين جشنواره موسيقي
زنان نواحي و اقوام ايران برگزارمي شود
• صاحبنظراني از جمله دكتر زهرا شجاعي، مهديه الهي قمشه اي، محمدرضا درويشي، رضا مهدوي و محمدرضا ميرشكرايي درباره مردم شناسي نغمات اجرا شده و موضوعات پيراموني جشنواره سخنراني مي كنند.
131382.jpg
نخستين «جشنواره موسيقي زنان نواحي و اقوام ايران» از ۲۶ تا ۲۸ مردادماه درتالار انديشه برگزار مي شود. به گزارش رسيده از حوزه هنري، اين جشنواره به مدت سه شب «دو شب براي بانوان و يك شب براي مسؤولان به طور جمع خواني» بوده و با توجه ويژه به موسيقي خاص زنان ايران در دو بخش سازي و آوازي (فقط براي بانوان) برگزار مي شود.
بنابراين گزارش، در نخستين جشنواره موسيقي زنان نواحي و اقوام ايراني، زنان استان هاي خراسان، كهگيلويه و بويراحمد، چهار محال و بختياري، گلستان، يزد، آذربايجان شرقي و غربي، كردستان و چند شهر ديگر در قالب ۹ گروه و ۵۰ هنرمند به اجراي برنامه هاي خاص مناطق خود مي پردازند.
همچنين آوازهاي قاليبافي، شيردوشي، مشك زني، پشم ريسي، لالايي ها، بشارت خواني ها، مولودي خواني ها، آيين هاي سور و سوگ و ترانه هاي كار و تلاش به همراه آيين و رسوم و نمايش لباسهاي هر يك از گروهها براي اولين بار اجرا مي شود. گفتني است، هوشنگ جاويد دبير اين جشنواره بوده و صاحبنظراني از جمله دكتر زهرا شجاعي، مهديه الهي قمشه اي، محمدرضا درويشي، رضا مهدوي و محمدرضا ميرشكرايي درباره مردم شناسي نغمات اجرا شده و موضوعات پيراموني جشنواره سخنراني مي كنند.
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
| گالري گلستان ـ نمايشگاه بزرگ تابستاني ۱۰۰ هنرمند، ۱۰ الي ۳۱ مردادماه، ساعت ۱۷ تا ،۲۰ دروس، تلفن: ۲۵۴۱۵۸۹
| نگارخانه كمال الدين بهزاد ـ آثار نقاشي جمعي از هنرمندان، ۱ الي ۲۰ مردادماه، ساعت ۱۰ تا ،۲۰ بلوار كشاورز، تلفن: ۸۹۶۲۹۰۱
|گالري سيحون ـ نمايشگاه نقاشي محسن حسينمردي، ۱۲ الي ۱۶ مردادماه، ساعت ۱۰ تا ،۱۹ خيابان خالد اسلامبولي، تلفن: ۸۷۱۱۳۰۵
| نگارخانه شفق ـ نمايشگاه كاليگرافي شمس الدين بزاز جزايري، ۱۳ الي ۲۱ مردادماه، ساعت ۸ تا ،۲۰ يوسف آباد.
| نگارخانه فردوس ـ نمايشگاه گروهي نگارگري، سراميك و …، ۵ الي ۱۳ مردادماه، ساعت ۱۰ تا ،۱۹ فلكه دوم صادقيه، تلفن۴۰۸۱۰۲۷:
با تو مي گويم
• تواضع صفت بارز كساني است كه به كمال دست يافته اند.
امروز با
محمدحسن طباطبايي
131373.jpg
«يادداشت هاي پراكنده رجال پهلوي» و «يادداشت هاي منتشر شده آيت الله محمدطباطبايي» يكي از رهبران نهضت مشروطه پيرامون وقايع آن دوران از آثار طباطبايي است. ضمن آنكه او «حكايت هايي از رجال عصر پهلوي» را هم در دست تدوين دارد.
* آقاي طباطبايي ، درباره سيدمحمدطباطبايي چگونه به يادداشت هاي منتشر نشده او دسترسي پيدا كرديد؟
\ سال ۱۳۴۹ كه ترم آخر دوره ليسانس را مي گذراندم، با توجه به نسبت خانوادگي كه با سيدمحمدطباطبايي داشتم و رشته تحصيلي من هم تاريخ بود، با پيشنهاد و توصيه محمداسماعيل رضواني، از اساتيد بنام و متخصص تاريخ قاجاريه، پايان نامه تحصيلي ام را با توجه به مدارك و اسنادي كه در خانواده ما موجود بود به «نقش سيدمحمد طباطبايي در انقلاب مشروطه» اختصاص دادم.
* دليل چاپ «يادداشت هاي منتشر نشده طباطبايي» در اين مقطع چه بود؟
\ اين يادداشت ها طي اين مدت دست به دست در خانواده ما محفوظ مانده بود. طي اين سال ها به دليل مشغله زياد و گرفتاري هاي زندگي فرصت چاپ اين يادداشت ها فراهم نشد، اما امسال روز چهارده مرداد، مصادف است با صدسالگي فرمان مشروطيت كه به امضاي مظفرالدين شاه رسيد، به همين خاطر ديدم فرصت مناسبي براي چاپ اين يادداشت هاست.
* اين يادداشتها چه مسائلي را پيرامون مشروطه عيان مي كند؟
\ يادداشتهاي مرحوم طباطبايي كه عيناً با دستخط خودش دراين كتاب آمده نشان مي دهد كه قوام السلطنه طي شرحي كه به مرحوم طباطبايي مي نويسد مژده مي دهد كه موفق شده نظامنامه مجلس را به منشي مظفرالدين شاه برساند. تاريخ مشروطيت را از هرمنظري كه مطالعه كنيد مي بينيد طباطبايي به عنوان يك روحاني متشخص، چهره اي بسيار مترقي وبي غل وغش از خود نشان داده بود. بعداز فرمان مشروطه بين برخي از علما اختلاف نظر پيش آمده بود يعني گروهي طرفدار تأسيس مجلس وگروهي مخالف آن بودند. يكي از چهره هاي شاخص شايد شيخ فضل الله نوري بود كه اعتقادداشت اصلاً نيازي به مجلس قانونگذاري نيست . چرا كه مذهب تشيع وقرآن تمام احكام موردنياز مردم را بيان كرده ونيازي به مجلس نيست . نوري از مشروطه مشروعه دفاع مي كرد. گروهي ديگر كه برتأسيس مجلس پاي مي فشردند در رأس همه آيت الله بهبهاني وآيت الله طباطبايي بودند. جالب است بدانيد كه شيخ فضل الله نوري با سيدمحمدطباطبايي نسبت فاميلي داشت ، هم سببي وهم نسبي . شايد هم در اوايل كار كه شيخ در برداشتن علم مخالفت گاهي كوتاه مي آمد. به خاطر همنشيني وروابط خانوادگي با سيدمحمدطباطبايي بود. چون به او خيلي احترام مي گذاشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |