|
جويندگان عاطفه
|
|
|
|
در نيمه هاي شب در حوالي خورموسي
|
|
|
|
در دادگاه اطفال انجام شد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جويندگان عاطفه
مي دانم اقوام پدري و مادري ام در خوزستان و قطرزندگي مي كنند
نمي دانم چرا زندگي ام اينگونه دگرگون شد. اين دگرگوني باعث شد تا راز پنهان زندگي ام را براي چند لحظه پيدا كنم و بعد دوباره آن را از دست بدهم. شما قصه غصه هايم را بخوانيد و بعد با تلفن به بخش جويندگان عاطفه(۸۷۶۱۶۲۱) مرا ياري رسانيد. سال ۱۳۵۶ زني عربي از خوزستان به تهران آمد در حاليكه باردار بود براي زايمان به بيمارستاني در پيچ شميران مراجعه كرد. اين زن كه مقيم كشور قطر بود عامره يعقوبي نام داشت. او در بيمارستان با زني كه نوزادش را بعد از زايمان از دست داده بود، آشنا شد و به او گفت: من زن يك روزنامه نگار به نام محسني هستم. او را ساواك به قتل رساند حالا نمي دانم با غم مرگ شوهر چه كنم و از سوي ديگر به خانواده ام كه اصرار دارند ايران را به قصد قطر ترك كنم چه بگويم. «عامره» از اين زن مي خواهد كه نوزاد دخترش را سرپرستي كند. اين زن نوزاد دختر را به فرزندي قبول مي كند و نام او را مرجان مي گذارد. مرجان در كنار اين خانواده روزهاي پرمهر و محبتي را طي مي كند و از آنان درس صميميت و عشق ورزي را مي آموزد. نهم مهرماه سال گذشته عامره در حاليكه همراه برادرش بوده است به تهرانسر مي آيد و در چهارراه صدف وقتي مرجان در حال عبور از خيابان بود در حاليكه گريه مي كرده به او نزديك مي شود و مي گويد: مرجان! من مادر تو هستم! زن بي تاب با اشاره برادر مرجان را ترك مي كند. مرجان بي تاب و بي قرار مي شود. ۱۴ مهرماه ـ پنج روز بعد ـ ساعت ۳ و ۲۷ دقيقه تلفن به صدا در مي آيد مرجان گوشي تلفن را بر مي دارد. صداي ناآرام زني از آن سو خودش را عامره يعقوبي مقيم قطر معرفي مي كند و مي گويد: اين هفته عازم قطر هستم. هديه و يادگاري برايت فرستاده ام اگر خواستي نزد من بيايي نشاني ام را از پسرعموي پدرت ـ محسني ـ كه در خوزستان كارخانه پارچه بافي و موكت دارد سؤال كن. من يك دختر به نام سامره و يك پسر دارم و با پسرعمويم هم ازدواج كرده ام. مرجان صبح بعد به هتل اوين مراجعه مي كند اما نمي تواند آدرسي از مادر به دست آورد. مادر رفته است. حالا مرجان مضطرب است. منقلب است و مي گويد: با وجودي كه در خانواده اي كه به سر مي برم و بزرگ شده ام بسيار مهربان وصميمي و دوست داشتني هستند و هيچوقت نمي توانم آنان را ترك كنم اما مي خواهم خويشان پدري و مادري ام را بشناسم. خانواده محسني در خوزستان و خانواده يعقوبي در قطر. مادر عزيزم از لحظه اي كه تو را ديده ام غم در تمام وجودم لانه كرده است. روز و شب كارم گريه است و منتظر خبري از تو هستم.
|
|
|
|
|
در نيمه هاي شب در حوالي خورموسي
واژگوني قايق مسافران قاچاق به كويت، ۵ كشته به جاي گذاشت
اهواز ـ خبرنگار «ايران»: غرق شدن يك قايق موتوري درمنطقه خورموسي در شمال خليج فارس، ۵ كشته به جاي گذاشت. اين قايق موتوري كه ۲۳ مسافر قاچاق را از ايران در نيمه هاي شب به كويت مي برد، به دليل نامساعد بودن جو و ظرفيت بالاي افراد به نسبت گنجايش قايق غرق شد. بنا به اعلام گروه تجسس و نجات اداره ايمني دريانوردي بندر امام خميني (ره) در استان خوزستان، در عمليات امداد و جست وجو كه در زمان كوتاهي پس از وقوع واژگوني قايق رخ داد، ۱۸ تن از سرنشينان قايق نجات يافتند. گروه نجات پس از گذشت ۵ روز از حادثه، همچنان در جست وجوي اجساد سه تن از مسافران است اما هنوز نشاني از آنها به دست نيامده است. اجساد چند تن از جان باختگان ساعاتي پس از حادثه به خوزستان انتقال داده شد. به گفته ساكنان محلي برخي قايق هاي موتوري در قبال اخذ ۲۵۰ هزارتومان وجه نقد از هر مسافر آنها را به كشور كويت انتقال مي دهند.
|
|
|
|
|
در دادگاه اطفال انجام شد
محاكمه پسر نوجواني كه پدرش را كتك زده بود
|
|
|
گروه حوادث: پسر ۱۷ساله اي كه در پي طلاق و جدايي پدرومادرش، مبادرت به كتك زدن پدر خود كرده بود ، با شكايت پدرش در دادگاه اطفال محاكمه شد. اين پسر ۱۷ساله كه عادل نام دارد، به محمدفارسي برازجاني ـ قاضي شعبه ۱۱۸۵ دادگاه اطفال ـ گفت : پدر ومادرم از سالها قبل با هم اختلاف داشتند وبالاخره از دوسال قبل بود كه از هم طلاق گرفتند. با طلاق آنان من وخواهرم نزد پدر مانديم. آن روز از محل كار به خانه آمدم. مي خواستم براي ثبت نام در يك كلاس تقويتي از پدرم پول بگيرم ولي او گفت من پولي ندارم كه به تو بدهم مي خواستي پولهايي را كه داشتي جمع كني. ازاين حرف پدرم ناراحت شدم واز خانه بيرون رفتم واز دوستانم پول قرض كردم. وي گفت: بعداز ثبت نام و دوره كردن مقداري از دروس با دوستانم، شب ساعت ۱۱/۳۰ به خانه رفتم ولي پدرم از من خواست كه به كلانتري بروم وبعدهم به پليس ۱۱۰ تلفن زد. او نمي خواست مرا به خانه راه بدهد و مي گفت تو را بايد مادرت نگه دارد. عادل درمورد اينكه چرا پدرش را زده است ، مي گويد: داشتم از پله ها مي افتادم كه يقه اش را گرفتم تا نيفتم! او مي گويد: پدرم را دوست دارم ولي او هيچ پولي به من نمي دهد. قبل ازاينكه مادرم ازاو جدا شود هرطور بود از پدر پول مي گرفت وبه ما مي رسيد. احساس مي كنم پدرم مرا دوست ندارد زيرا اگر مرا دوست داشت ، هيچوقت ازمن شكايت نمي كرد ومرا به دادگاه نمي كشانيد. او همه جا جلوي دوستانم گفته كه من دزد هستم واو راكتك زده ام. پدرم آبروي مرا برده است. قاضي فارسي پرسيد: مي داني چرا پدرت با تو اينگونه رفتار مي كند؟ عادل مي گويد: مي خواهد ما را از سر خودش باز كند. مادرم هم اين را به ما گفته بود كه فقط من مواظب شما هستم واگر روزي نباشم پدرتان شما را نگه نمي دارد. پدراين پسر مي گويد: پسرم بعدازاينكه مادرش با طلاق از خانه ام رفت، رفتارش با من تغيير كرد او در تماس با مادرش است وتوسط او مرتب ياد مي گيرد كه با من بدرفتاري كند. او بچه ها را تحريك مي كند ومي خواهدحالا كه ديگر نمي تواند از من انتقام بگيرد، بچه ها اين كار را بكنند. دخترم عاقل است وشرايط را مي فهمد ولي عادل اصلاً متوجه نيست. ازطرفي سن اش هم طوري است كه نمي توانم جلوي او را بگيرم تانتواند مادرش را ببيند. به گزارش خبرنگار ما پدر در دادگاه از شكايت خودعليه پسرش صرفنظر كرد . قاضي فارسي دراين خصوص ضمن هشدار به خانواده ها گفت: اختلاف ميان زن وشوهر گاهي باعث مي شود كه هركدام از آنان براي واردكردن فشار به ديگري از بچه ها به عنوان ابزار فشار استفاده كنند. متأسفانه دراين مورد مادر، پسرش را تحريك كرده بود تا با پدرش درگير شود وحرمت او را بشكند ودراين مورد ما شاهد بوديم كه پدر بازهم به علت عشق پدرانه اش از پسرش گذشت كرد. هستند پرونده هايي كه پدر نيز درآن با جداكردن فرزند از مادر عاطفه او را تحت فشار قرار مي دهد. وي اضافه كرد: دراين موارد پدر ومادر متوجه نيستند دركنار اين تسويه حسابهاي شخصي چه لطمه اي به روحيه فرزندان خودمي زنند. وي ضمن توصيه به پدران ومادران از آنان خواست كه براي ضربه زدن به يكديگر از بچه ها استفاده نكنند زيرا اين تأثير در روحيه آنان باقي مي ماند وآنان در آينده پدرومادر خوبي براي فرزندانشان وشريك خوبي براي همسران خود نخواهند بود.
|
|
|
|
|
سرقت ۱۹ هزار يوروي استاد ايراني دانشگاه هاي آلمان در فرودگاه مهرآباد
گروه حوادث ـ استاد ايراني دانشگاه هامبورگ آلمان هنوز فرودگاه مهرآباد را ترك نكرده بود كه از سوي دو سارق جوان مورد حمله قرار گرفت. در اين حمله غافلگيرانه، ۱۹ هزار يوروي دكتر ايراني به سرقت رفت و دزدان با چماق به سرش كوبيدند. بنا به اين گزارش؛ چندي پيش دكتر تحجد كه استاد ايراني دانشگاه هامبورگ است و هر چند وقت يكبار به ايران سفر مي كند در فرودگاه مهرآباد تهران وقتي به دنبال دخترش محوطه سالن را ترك كرد خود را در برابر دو پسر ديد كه چماق به دست دارند. دو پسر قبل از اينكه دكتر تحجد بتواند اقدامي براي فرار كند او را مورد اصابت ضربات چماق قرار دادند و سپس با قاپيدن كيفش پا به فرار گذاشتند. اين استاد ايراني دانشگاه هاي آلمان وقتي به خود آمد به پليس مراجعه كرد و با طرح شكايتي خواستار رديابي دو شرور مهاجم شد. وي گفت: من ۱۹ هزار يورو به همراه داشتم در سالن ابتدا دخترم را ملاقات كردم هنوز دقايقي نگذشته بود كه دخترم را از بيرون سالن صدا زدند وقتي او رفت من نيز به دنبالش رفتم كه اين حادثه برايم رخ داد. بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما؛ قاضي عرفان از دادسراي امور جنايي تهران براي رديابي دو مهاجم به مأموران اداره يكم مأموريت داد تا با چهره نگاري زورگيران و تحقيق از شاهدان آنان را دستگير كنند.
|
|
|
|
|
نامه مرگ در قتل سرايدار
گروه حوادث: پليس در تعقيب نويسنده نامه اي است كه در آن انگيزه جنايت در پاركينگ يك ساختمان در شهرك قدس فاش شده است. ساعت ۱۶ و ۵۵ دقيقه جمعه ۱۰ تيرماه سال جاري خانواده سرايدار ۳۱ ساله اي وقتي غيبت وي طولاني شد به جست و جويش پرداختند و پيكر بي جان او را درحالي كه در كيسه پلاستيكي سياهرنگي جاسازي شده بود، پيدا كردند. بنا به اين گزارش؛ وقتي در تماس با مركز فوريتهاي پليسي ۱۱۰ ماجراي يك قتل در فاز چهارم شهرك قدس فاش شد، اكيپي از مأموران پليس براي تجسس به همراه هنرمند بازپرس ويژه قتل در محل جنايت حضور يافت و تحقيقات گسترده اي را آغاز كرد. در اين بررسي ها مشخص شد كه قرباني مردي به نام «جمال بدقياني» است كه با ضربات چوب و چاقو كشته شده است و عامل جنايت با گذاشتن جسد درون كيسه پلاستيكي سياهرنگ آن را در حمام پاركينگ رها كرده است. در سوي ديگري از تحقيقات، كارآگاهان پي بردند قرباني وقتي نزد خانواده اش بود، از سوي سرايدار ساختمان همسايه كه «جلال» نام دارد، به خانه وي دعوت شده و ديگر بازنگشته است. با اين سرنخ پليس به رديابي «جلال» و خانواده اش پرداخت و پي برد اين مرد به طرز مرموزي ناپديد شده و همسر و بچه هايش را نيز با خود برده است. وقتي پيكر بي جان قرباني از داخل حمام بيرون كشيده شد، پليس نامه اي با دستخط سرايدار همسايه پيدا كرد كه در آن با اشاره به اينكه مسائل اخلاقي انگيزه قتل بوده، قتل «جمال» را به گردن گرفته بود. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، به دستور بازپرس هنرمند، اكيپي از كارآگاهان به رديابي سرايدار فراري و خانواده اش پرداخته تا با رديابي آنان پرده از جزئيات اين جنايت بردارد.
|
|
|
|
|
حمله ۴سارق به خانه ويلايي در شهرك قدس
گروه حوادث: چهارسارق با طرح نقشه اي ماهرانه به خانه ويلايي اي در شمال غرب تهران حمله بردند. اين سرقت، ساعت ۲۱ و ۳۰دقيقه شامگاه چهارشنبه ۸تيرماه در شهرك غرب رخ داد و در آن وقتي سرايدار خانه هاي ويلايي در را به روي كارگران يك سوپرماركتي بازكرد خود را در برابر چهار مرد ناآشنا ديد. بنا به اين گزارش، چهار مهاجم كه از پشت آيفون خود را از سوپرماركت محله معرفي كرده بودند وقتي وارد خانه ويلايي در خيابان زرافشان شدند به داخل ساختمان رفتند و با بستن دست و پاي ۶ساكن خانه به سرقت پرداختند. دزدان كه مشخص بود خانه ويلايي را از مدت ها پيش تحت نظر دارند وقتي مرد ۸۵ساله كه مالك يك شركت خصوصي است و دچار حمله قلبي شد با برداشتن طلا، پول، تلفن همراه و اشياي قيمتي پابه فرارگذاشتند. ساكنان خانه ويلايي با فرارمهاجمان با تلاش زيادي توانستند دست و پاي خود را بازكنند و پليس را در جريان اين سرقت قراردهند. در تحقيقات پليسي كه در اداره يكم پليس آگاهي صورت گرفت مشخص شد مهاجمان به بهانه حمل اجناس سفارشي از سوپرماركت توانسته اند وارد خانه شوند. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، صاحب خانه ويلايي بخاطر حمله قلبي در بيمارستان بستري است و پليس با به دست آوردن چهره رايانه اي چهارمرد مهاجم آنان را تحت تعقيب قرارداده است.
|
|
|
|
|
مرگ يك كوهنورد در آخرين صعود به دماوند
|
|
|
گروه حوادث: بيست و پنجمين نوبت فتح قله دماوند ازسوي يك كشتي گير كوهنورد با مرگ وي در تنهايي گره خورد. اين حادثه دلخراش، روز سه شنبه ۳۱تيرماه سال جاري وقتي كوهنورد ۴۵ساله اي به نام «محسن قنبري» به تنهايي به قله دماوند صعودكرده بود، رخ داد. شامگاه حادثه، خانواده اين كوهنورد وقتي از بازگشت وي خبري نشد به جست وجوي او پرداختند و ساعت ۲بامداد چهارشنبه اكيپي از كوهنوردان گروه «زرگل» و بستگان «محسن قنبري» به سمت قله دماوند اعزام شدند. ساعت ۱۱صبح بود كه گروه اعزامي پيكربي جان كوهنورد تك رو را كه درحال رفت به قله دچار ايست قلبي شده و جان باخته بود، پيداكردند. برادر اين كوهنورد به خبرنگار ما گفت: برادرم از قهرمانان كشتي ايران بود و علاقه زيادي به كوهنوردي داشت او تا پيش از مرگ ۲۵بار قله دماوند را فتح كرده بود و به ديگر قله هاي مرتفع ايران رسيده بود. وي ادامه داد: قراربود تا غروب روزحادثه او به خانه بازگردد وقتي در بازگشت تأخير داشت ما با نگراني به جست وجويش پرداختيم. او ساعت ۸صبح از پناهگاه خارج شده و باتوجه به آذوقه دست نخورده اش پس از سه ساعت كوهنوردي درمحدوده آبشاريخي دچار ايست قلبي شده و جان باخته است.
|
|
|
|