چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۲ - ۱۴ جمادي الثاني ۱۴۲۴
Wed, Aug 13, 2003
گفت و گو
شماره ۲۵۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
گفت و گو با مسعود شعاري، نوازنده سه تار
جواد بشارتي ـ وصال عرب زاده
يك نت واحد
132690.jpg
مسعود شعاري از معدود نوازندگان ساز سه تار است كه اين ساز مهجور را به عنوان تنها ساز تخصصي خود انتخاب كرده و دست به ساز ديگري نبرده است. شعاري نوازندگي را نزد محمدرضا لطفي، داريوش طلايي و حسين عليزاده آموخته و سالها در بازسرايي شيوه هاي نوازندگي سه تار تفحص و تجربه كرده است. با او به بهانه كنسرت هاي تلفيقي اخيرش به گفت وگو نشسته ايم.
•••
| لطفاً پيش از هرچيز از تاريخچه ساز «سه تار» برايمان بگوييد.
ازاينكه منشأ و ابتداي تاريخ سه تار كجاست چيز مستندي دردست نداريم. حتي در قديم هم چگور و تنبور و... را داريم ولي درباره اين ساز چيزي نشنيده ام. ولي آنچه مسلم است كاربرد اجتماعي اين ساز از زمان صفويه به بعد پيدامي شود. اما رويكرد آن خصوصي و دروني است و ساز خلوت محسوب مي شود. بعد ازمدتي مشتاق عليشاه سيم چهارم را به آن اضافه مي كند كه آن هم ضرورتي برايش پيدامي شود. اما اينكه چه وقت از اين خلوت درمي آيد، برمي گردد به زماني كه توانستند محدوديت هاي صداي آن را براي شنيدن درجمع جبران كنند؛ يعني از زمان پيدايش راديو، و استاد عبادي دراين ميان نقش بسزايي داشت. به نظر من او در زمان خودش هنرمند پيشرفته اي بود و در شناساندن سه تار نقش زيادي داشت. بعد از او هم به نظر من ذوالفنون اين كار را ادامه داد و سه تار را به صورت «سلو» مطرح كرد و آن موقع جزو تنها سوليست ها محسوب مي شد. البته استاد صبا روي اين ساز اصرارداشت. اينكه همه اين ساز را دوست دارند به علت اين است كه واسطه اي بين نوازنده و خودساز وجودندارد، مضراب در بين نيست و مستقيماً با گوشت و خون و پوست و اعصاب در ارتباط است. براي همين هم هست كه هميشه نمي شود سه تار زد.
| در سالهاي اخير آثاري را منتشركرده ايد كه هركدام سبك و شيوه اي داشته اند. راجع به آثارتان صحبت كنيد و از شباهنگ كه اولين اثرتان بود.
از سال ۱۳۶۶ افتخارشاگردي آقاي عليزاده را دارم. ايشان هم درگروه عارف و شيدا و آلبوم رازونياز به من هم وظيفه سوليست دادند. شباهنگ بعد از آن بود مي خواستم يك سلوي سه تار منتشركنم منتها براي من كارسختي بود چون باوجود اساتيدي مثل عبادي، لطفي و عليزاده و تمام كساني كه متخصص بودند مي بايست من از حيث تكنيك درست بزنم و اطلاعات رديفم درست باشد. براي همين وسواس زيادي به خرج دادم مدتي طولاني روي اين كار متمركز شدم و حدود يك سال ضبط هاي مختلف انجام دادم، تا اينكه كار به اين صورت درآمد. آن موقع بايد سه چهارنفر كار را تأييد مي كردند كه خوشبختانه تأييد هم شد.
| در اين اثر، به رغم اينكه شما با اساتيدي مثل لطفي و عليزاده كاركرده بوديد اما حال و هواي سه تار گرايش به مرحوم عبادي داشت، البته منظور بيشتر سونوريته و صداي ساز است.
آن كار دقيقاً در مكتب رديف نوازي است ممكن است كه در ظاهر از صداي ساز به عنوان يك ابزار استفاده كرده باشم چون دوست داشتم و بدون اينكه خودم بخواهم اين اتفاق افتاده ولي ديدي كه من در آن كاست داشتم كاملاً مبتني بر موسيقي دستگاهي و موسيقي رديفي بود.
| دركاروان صبا كه كار استاد صبا را اجرا كرده ايد، قطعاتي كه استاد براي ويولن نوشته بودند را هم با سه تار به اجرا درآورديد، انگيزه شما از اين ماجرا چه بود؟
در يك دوره اساتيد من به خارج از كشور رفتند و من مجبور شدم خودم كاركنم پس سعي در اجراي آثار قدما وبازسازي آنها كردم. دراين راه، دو نفر كمك كردند. مرحوم كماليان درمكاتب هرمزي، فروتن وصبا و همچنين مرحوم هاشمي در شيوه عبادي بعد از آن وقتي اجراهاي صبا را با ويولن گوش مي دادم، حس مي كردم كه پايه اش مناسب براي سه تار است و به نظرم مي آمد استاد صبا پايه ها را با سه تار ساخته، به همين دليل سعي كردم اين قطعات را با تكنيك سه تار اجراكنم و بيشتر مبتني بر سه تار صبا، اما قطعاتي را به صورت بداهه در لابه لاي كار اجرا كردم، بيشتر برگرفته از حال و هواي مكتب عبادي بود.
| راجع به سه تار صبا و عبادي صحبت كرديد. درنظر عموم صبا بيشتر ويولونيست است اما درحقيقت صبا، يك چهره شاخص سه تار نوازي است. نظر شما دراين باره چيست؟
مي توان گفت سه تار نوازي دومكتب مشخص دارد. البته اين گفته من نيست نظر بسياري از اساتيد ازجمله لطفي و طلايي نيز هست. اين دو مكتب يكي مكتب درويش خان و صبا و ديگري مكتب عبادي است. بعد از آن البته كارهاي ديگري صورت گرفت. درمورد صبا بايدگفت نه تنها يك چهره شاخص كه يك چهره تأثيرگذار در موسيقي ايراني است يعني اگر كسي با موسيقي صبا پيونديابد، امكان ندارد كه تأثير نگيرد.
| در اثر «انتظار» سه تار شما را «تبلا» همراهي مي كند، آيا ضرورتي براي اين كار احساس كرديد يا اينكه از تبلا تنها به عنوان يك ساز متفاوت استفاده شده است؟
خاصيتي درموسيقي شرق هست كه يك نت واحد و مبدأ، دائم به گوش مي رسد و موسيقي حول آن به گردش درمي آيد. اين خاصيت كه در سه تار وجوددارد، در تبلا نيز هست. اين باعث شد يك همخواني بين اين دو ساز پيداكنم. ضمن آنكه دوست داشتم با ساز كوبه اي به نحوي برخوردكنم كه دائم همراه ساز باشد.
| آيا اين مسأله به عنصر ريتم در موسيقي هندي بازمي گردد. آيا تنبك فاقد اين امكانات است؟
ريتم در موسيقي هند نقش ديگري دارد از عناصر اصلي است كه من فكرمي كنم در موسيقي ما هم بوده منتها ما الآن كمتر به آن مي پردازيم كما اينكه در رديف مي بينيد دائم ريتم هايي وجوددارد ولي بعد از سه خط چهارخط كه جلو مي رويد قطع شده و تمام مي شود، اما تفاوت ديگري كه تبلا با سازهاي كوبه اي ديگر دارد در ريتم هاي ادواري آن است. مثلاً درتنبك تنها به سه ضرب توجه مي شود اما تبلا به ملودي ها به شكل دوري نگاه مي كند. اين برمي گردد به برخورد موسيقي ما با مقوله ريتم كه بيشتر بايد به آن توجه شود.
| درمورد ريتم در موسيقي ما صحبت كرديد و مقايسه آن با موسيقي هند. نظرتان درمورد واژه سنتي در اين موسيقي چيست و درادامه راجع به موسيقي تلفيقي بگوييد.
من فكرمي كنم ما بهتر است اسم اين را بگذاريم موسيقي دستگاهي ايران چون اين موسيقي سنتي نيست بايد واژه ها را واقعاً شناخت وقتي مي گوييم موسيقي اصيل، ده نوع تعبير از اين موسيقي است اگر موسيقي سنتي مي گوييم ده نوع تعبير است. به همين ترتيب موسيقي مقامي، موسيقي محلي، موسيقي پاپ و همين طور تلفيقي. بايد ديد منظور از تلفيق چيست؟ تلفيق دوساز مختلف، دومليت، و يا دوفرهنگ مختلف ولي بعضي اينطور نمي بينند كما اينكه يكي از دست اندازها و چاله هايي كه درموسيقي غرب بوده و هست همين است كه باعث مي شود يك مقداري از عمق خودش خارج بشود من اين اواخر دو سه تا كنسرت ديدم كه چندساز نشسته بودند كنار هم ولي بدون اينكه هويت خودشان را نگهدارند و بتوانند حرف جديدي بزنند و واقعاً با هم گفت وگو كنند و زبان مشتركي را براي گفت وگو پيداكنند. اين كه هرساز را كنار هرساز ديگر بگذارند اين موسيقي تلفيقي نيست.
| به نظر شما مهمترين ويژگي براي ارائه يك موسيقي تلفيقي مناسب چه مواردي مي تواند باشد؟
درموسيقي تلفيقي چه در شيوه نوازندگي و چه در ارائه مطلب هرساز بايد هويتش را حفظ كند و درآن واحد بتواند به گفت وگو بپردازد.
درواقع، دو فرهنگ موسيقي بايد بتوانند فرهنگ و هويت خويش را ارائه دهند و درعين حال به داد و ستد با طرف گفت وگو بپردازند.
| حال مي رسيم به آخرين اثر منتشرشده شما يعني سير...
در سير، قصد ارائه موسيقي اصيل يا سنتي تحت عنواني كه مي شناسيم نبوده و من هم عنوان كرده ام. اين يك كار شخصي بود كه ممكن است يك مخاطب دوست داشته باشد و ديگري نه. در اين كار، همه صداها، يعني سه تار، موسيقي الكترونيك، صداي بازار و صداي رقص تركمنها، همه درخدمت يك چيز قراردارد. همه ابزارهايي هستند كه سه تار نيز يكي از آنهاست، منتهي نقش بيشتري دارد. در موسيقي تلفيقي ما بايد بتوانيم فرهنگ خودمان را بشناسيم و دراين شناساندن شما ناچار هستيد به توافقاتي برسيد. هيچ وقت من نمي توانم سه گاه بزنم و همه اش ربع پرده ها را بگيرم و بعد يك ساز با فرهنگ ديگر هم كه امكانات اين كار را ندارد بخواهم با من گفت وگو كند. ما مجبوريم نقاط مشتركي پيداكنيم كه بشود اين كار را انجام داد. تاحالا براي خودم خيلي ضرورتش را احساس نكرده ام يعني بيشتر به موسيقي سازي پرداختم كه فكرمي كنم خيلي جاي كار دارد. موسيقي سازي بايد به مرحله اي برسد تا بتواند بي نياز از شعر اجراشود. موسيقي ما خيلي به آواز و شعر تكيه دارد اما باتوجه به امكانات گسترده موسيقي سازي با سبكها و قالبها و فرمهاي جديد مي تواند، موسيقي سازي را گسترش داد و اين بيشتر دغدغه من بوده است. من تمركز شديدي روي آموزش موسيقي رديف دستگاهي به صورت جدي دارم. در كنسرتها ممكن است اجراهاي من چندان بر سنت متكي نباشد، اما در آموزش بسيار حساس وسختگيرم. به همين منظور كتابهايي در دست تهيه دارم تحت عنوان گنجينه سه تار كه روي آثار قدما بخصوص اساتيد سه تار نواز تأكيدشده است. همچنين كتابي با آناليز و تجزيه و تحليل رديف براي سه تار كه روي آن كارمي كنم.
در كنار آن نيز يك گروه سه تار تحت عنوان «هم ساز» تشكيل شده كه قطعات مختلفي را براي گروه سه تار تنظيم و اجراكرده و كنسرتهاي متعددي داشته ايم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |