|
|
|
تأمل
حميده احمديان راد
|
|
|
«تلاش براي دستيابي به سلاح هسته اي» ازجمله اتهاماتي بود كه آمريكا سالها بطور مكرر درمورد ايران به كارمي برد.اما هيچگاه اين ادعا به كانون فشار بين المللي برضد جمهوري اسلامي تبديل نشد. ولي بتازگي طرح موضوع پيوستن ايران به پروتكل الحاقي معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي، ادعاي دستيابي به سلاح اتمي را به حربه اي براي تحت فشارقراردادن ايران تبديل كرده است.درمقابل كساني كه در داخل كشور، موضوع خروج ايران از معاهده مربوط به منع گسترش سلاحهاي هسته اي را پيش مي كشند، موافقان امضاي پروتكل الحاقي مي گويند درصورت نپيوستن به پروتكل نه تنها همان مجراي كوچك دستيابي به فن آوري هسته اي براي مصارف صلح آميز مسدودمي شود، بلكه امكان دارد ايران وارد بازي خطرناكي شود كه نتيجه آن مصوبه شوراي امنيت بر ضد ايران در شهريورماه و پيامدهاي احتمالي آن خواهدبود. ••• دولت و اصلاح طلبان با درنظرگرفتن احتمالات، مي كوشند دامنه خطر را محدود كنند. بطوري كه سازمان بين المللي انرژي اتمي «نشانه هايي از ايران دريافت مي كند كه حاكي از ديد مثبت ايران به امضاي پروتكل الحاقي است.» هرچند دولت تأكيدمي كند در ازاي امضاي پروتكل خواهان دريافت كمك و همكاري براي انجام پروژه هاي هسته اي خود است ولي نكوشيده موانع جدي برسرراه امضاي پروتكل ايجادكند. به عنوان مثال سخنگوي دولت درماه گذشته تأكيدكرد لغو تحريم ها شرط ايران براي امضاي كنوانسيون «۲+۹۳» نبوده است و دكتر علي صالحي، نماينده دايم ايران در آژانس بين المللي انرژي هسته اي درگفت وگو با روزنامه ايران تصريح كرد: «به صورت رسمي هيچ شرطي براي پذيرش نداريم.» دولت با آنكه پاسخ روشني به درخواست صريح جك استراو، وزيرامورخارجه انگليس درباره امضاي پروتكل الحاقي نداد، ولي درمقابل از محمدالبرادعي رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي دعوت كرد از تأسيسات هسته اي ايران ديدن كند. البرادعي اواسط تيرماه اين دعوت را اجابت كرد و با رئيس جمهوري و وزيرامورخارجه كشورمان به مذاكره پرداخت. چند كارشناس آژانس در پايان سفر در ايران باقي ماندند و قرارشد چندكارشناس ديگر هم براي تهيه گزارش آژانس درخصوص فعاليتهاي هسته ايران به آنها بپيوندند. حضور جك استراو در ايران نيز به ابلاغ پيام نشست مشترك اروپا و آمريكا به ايران توصيف شد. استراو پس از ۹۰دقيقه بحث و گفت وگو با مقامات كشورمان با شركت در يك كنفرانس مطبوعاتي از ايران خواست پروتكل الحاقي معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي را بپذيرد. پروتكل الحاقي كه در سال ۱۹۹۷ به تصويب رسيده به بازرسان سازمان بين المللي انرژي اتمي اجازه مي دهد هرزمان و تقريباً بدون اعلام قبلي از هرنقطه اي بازرسي كنند و بازرسان از سيستم هاي حمايتي خاصي بهره مند مي شوند. موافقان امضاي پروتكل الحاقي در ايران، همنوايي اروپا، ژاپن و حتي روسيه درمورد امضاي پروتكل الحاقي را نزديكي مواضع آنها با آمريكا درقبال ايران تعبيرمي كنند و نتيجه مي گيرند براي جلوگيري از ايجاد اجماع بين المللي برضد ايران بايد بهانه عدم امضاي پروتكل الحاقي ازميان برداشته شود. اگر بنا به امضاي پروتكل الحاقي باشد، لازم است اين اتفاق تا پيش از ۱۸شهريور ماه سال جاري كه ۳۵كشور عضو شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي براي بررسي گزارش محمدالبرادعي درباره برنامه هسته اي ايران تشكيل جلسه مي دهند، رخ دهد. به قول محسن ميردامادي عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس: «هم اكنون شرايط بين المللي طوري است كه اگر ما پروتكل را نپذيريم، فشارهاي بين المللي عليه ما بطورجدي افزايش مي يابد و اروپا و آمريكا دراين مورد كاملاً به هم نزديك مي شوند.» تحليلگران عقيده دارند مواضع آمريكا و اروپا پس از پيروزي آمريكا درجنگ با عراق از اختلاف نظر به همكاري تغييرشكل پيداكرده و درنتيجه اين نگراني وجوددارد كه درصورت عدم امضاي پروتكل در آينده، مواضع اروپا به اندازه آمريكا درقبال ايران شديد و سرسختانه شود. درنتيجه برخي عقيده دارند امضانشدن اين پروتكل، ازموارد موردعلاقه آمريكاست كه سالها كوشيده روابط ايران و اروپا را ازهم بگسلد. آژانس بين المللي انرژي اتمي هم بدون اتخاذمواضع تهديدآميز كوشيده ايران را به امضاي پروتكل ترغيب كند و بويژه با نشست هايي مشترك ابهامات ايران را درمورد پروتكل رفع كند. «امضاي قرارداد الحاقي مشكل خاصي براي جمهوري اسلامي ايران به وجود نمي آورد... چنانچه جمهوري اسلامي ايران قرارداد الحاقي آژانس را امضاكند، روابط ايران با بقيه كشورها حالت عادي تري پيدامي كند... ايران حق دارد از انرژي اتمي و فن آوري درجهت صلح آميز استفاده كند و آژانس نيز خواهان جلب اعتماد بيشتر است... درصورت موافقت ايران براي شفاف سازي بيشتر برنامه هاي هسته اي خود ممكن است محدوديتهاي بين المللي درباره ارائه فن آوري هسته اي به اين كشور برداشته شود...» اينها برخي اظهارنظرهاي البرادعي رئيس مصري آژانس است كه در حين سفر به ايران و پيش از آن براي ترغيب ايران به امضاي پروتكل انجام داد. هرچند قولهاي البرادعي درمورد ارائه فن آوري هسته اي به ايران به خاطر بحرانها و مقتضيات داخلي كشور و شرايط خارجي بويژه تقويت جناح جنگ طلب آمريكا خوشبينانه به نظرمي رسد، ولي واقع گرايان اعتقاددارند امضانشدن پروتكل، ايران را با محدوديتهاي به مراتب بيشتري درزمينه برخورداري از فن آوري هسته اي مواجه مي كند. دكتر يوسف مولايي، استادحقوق بين الملل مي گويد: آژانس درحال حاضر كارخاصي انجام نمي دهد و فن آوري دراختيار ايران قرارنمي دهد. فقط درمعاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي ـ كه ايران عضو آن است ـ تصريح شده كه دولتها مي توانند در زمينه تبادل تكنولوژي با يكديگر همكاري كنند و نبايد بر سر راه اين همكاري مانع ايجاد شود. پيوستن به پروتكل الحاقي نيز باعث مي شود كنترل شفاف تري بر برنامه هاي هسته اي ايران صورت گيرد. منتها در صورتي كه پروتكل را امضا نكنيم، كشورهاي ديگر از جمله روسيه و اروپا ترغيب نمي شوند با ايران همكاري كنند و ممكن است اين همكاري بيش از پيش كاهش يابد. همچنين احتمال دارد بهانه جويي در زمينه عدم امضاي پروتكل موجب شود كار به شوراي امنيت بكشد. به عبارتي با پيوستن به پروتكل امكانات جديدي در اختيار ما قرارنمي گيرد ولي تا حدودي فشارها برداشته مي شود. چون اگر به پروتكل نپيونديم، ادعا مي شود برنامه هاي ايران شفاف نيست و چون انرژي هسته اي تكنولوژي پيشرفته اي مرتبط با ساير تكنولوژي هاست و كاربردهاي چندمنظوره مثلاً در ماشين سازي و ... دارد، اين موضوع كشورمان را نه تنها از دريافت تكنولوژي هسته اي بلكه در زمينه دريافت تكنولوژي ساير صنايع نيز با مشكل مواجه مي كند. به عبارتي امكان دارد وقتي يك تكنولوژي با كاربرد دوگانه خريداري مي شود، ادعا شود براي مصارف هسته اي است و جلوي ورود آن را به كشورمان سد كنند. درنتيجه امضاي پروتكل از يك سري بهانه جويي ها جلوگيري مي كند.» با وجود اين امضاي پروتكل مخالفان سرسختي دارد. عده اي مي گويند آژانس تاكنون به تعهداتش در مورد ايجاد امكان همكاري هسته اي ايران با بقيه كشورها عمل نكرده، پس لزومي ندارد ايران هم به تعهداتش درمقابل اين سازمان عمل كند. ربوشه نماينده ايرانشهر و عضو اقليت مجلس امضاي پروتكل را فروش استقلال كشور توصيف مي كند و خطاب به كشورهايي كه ايران را تحت فشار قرارمي دهند، هشدار مي دهد: «اگر بنا باشد زير بار ذلت شما برويم مرگ سرخ را با افتخار مي پذيريم.» مخالفان جدي امضاي پروتكل الحاقي خروج از معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي را راهي براي فشار بر شوراي حكام آژانس مي دانند تا با ايجاد اختلاف در مواضع سختگيرانه آنها تغييراتي به وجود آورند. مخالفان امضاي پروتكل مي گويند: «امضاي پروتكل به بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي امكان مي دهد هر زمان و به هر جا كه مي خواهند سرك بكشند و درواقع براي كشورهاي قدرتمند جاسوسي و به ايران فشار وارد كنند. البته رئيس آژانس اين نگراني را رد مي كند: «اينكه امضاي پروتكل الحاقي اجازه بازديدهاي بي حدوحصر از هر مكان و در هر زمان را به آژانس بدهد بزرگنمايي است. امضاي پروتكل الحاقي تنها به معناي امكان دريافت اطلاعات بيشتر از وضعيت كشورهاست و به آژانس اجازه مي دهد از مكانهايي كه سبب نگراني است بازديد كند.» درمقابل موافقان امضاي پروتكل مي گويند اينگونه موضعگيري هاي مخالفان تنها موضوع را چنين جلوه مي دهد كه ايران واقعاً درجهت دستيابي به سلاح هسته اي حركت مي كند و به اين صورت دستيابي به تسليحات هسته اي به بهانه اي براي اعمال فشار آمريكا بر ضد ايران تبديل مي شود كه قبلاً به حمله به عراق منجر شده بود. درحالي كه به قول رمضان وحيدي عضو كميسيون انرژي مجلس: «مجلس تا اين لحظه يك ريال بودجه حتي براي تحقيق درباره تسليحات هسته اي تصويب نكرده.» به عبارتي عدم امضاي پروتكل تنها درگيري با كل جامعه جهاني توصيف مي شود. آن هم جامعه اي كه پس از حمله آمريكا به عراق و اثبات قوت نظام تك قطبي به شدت همگرا شده و بر خلاف نظر مخالفان امضاي پروتكل احتمال برنده شدن در بازي اختلاف افكني بين آمريكا و اروپا و روسيه در آن به ميزان زيادي كاهش پيدا كرده. مردم ايران در اختيار داشتن فن آوري هسته اي را حق خود مي دانند. هرچند ممكن است پيوستن به پروتكل الحاقي امكان دستيابي افزون تر به فن آوري را به وجود نياورد، ولي واقعيت اين است كه به عقيده بسياري شرايط جز امضاي پروتكل اقتضاي ديگري ندارد. حتي دور از ذهن نيست كه پس از امضاي پروتكل، آمريكا كماكان به فشارهاي خود عليه ايران ادامه دهد ولي دست كم براي اين كار بهانه حقوقي براي همراه كردن ساير كشورها با خود در دست نخواهد داشت . اين يك واقعيت است كه هيچ پشتوانه اي جز حمايت مردم از حكومت نمي تواند فشارها را خنثي كند و مردم از حكومتي حمايت مي كنند كه خود به حقوق و آزاديهاي آنها احترام مي گذارد. در صورتي كه حاكميت از چنين پشتوانه اي برخوردار باشد حتي مي تواند به عنوان كشوري قدرتمند و باثبات به توسعه فن آوري هسته اي خود اميدوار باشد.
|
|
|
|
|
|
عبور از پل فيروزه
|
|
|
|
|
ادب ايراني
بزرگترين هنر ايرانيان ادب آنها است.
همه ايرانيان از رعيت گرفته تا شاهزاده مي دانند كه طرزبرخورد با هركس چيست. فضيلت بزرگي كه بر ذهن خاص و عام تسلط دارد حفظ ظاهر است.
اگر كسي دزد و ولگرد و يا دروغگوي نشاندار باشد مهم نيست و يا لااقل قابل گذشت است ولي آن چيزي كه قابل گذشت نيست آن است كه كسي حفظ ظاهرنكند و درحقيقت بسيارنادر است كه كسي ازاين هنر عاري باشد.
شايد اشتباه مي كنم ولي اين احساس كه تاحدودي در چين و هند و دراينجا وجوددارد، با آنكه درنزد ما فرانسويان به سبب آنكه هنوز در دوران كودكي است كمتر است. ولي درحال حاضر ديده مي شود.
به نظر من از خصوصيات ملت هاي عصباني و سرخورده اي است كه حس مردي خود را ازدست داده اند.
آداب و تشريفات ظاهري را به جاي خلقيات عمومي و خصوصي قبول كردن، هرخشونتي را اگر همراه با شور واقعي نباشد، مجاز دانستن و هرچيزي را تحمل كردن به شرطي كه اين هرچيز كه اغلب غيرشرافتمندانه و در پاره اي موارد نفرت آور است در قالبي به ظاهر آراسته و دلچسب نهفته باشد. اينها آثاري هستند كه من اعتراف مي كنم از يك طرف آنها را پايان آن چيزي مي دانم كه اسم آن را تمدن گذاشته اند و ازطرف ديگر به نظر من محو اصول وضوابطي است كه به يك ملت قدرت مي دهد تا درمقابل ديگران ايستادگي نموده و مانع از ضميمه شدن او به ديگران گردد و درمقابل فتح و تسلط ديگران ايجاد مي نمايد.
كنت دوگوبينو، دبيراول سفارت فرانسه در ايران ـ ۱۸۵۶
|
|
|
|
|
|