چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۸۲ - ۴ شعبان ۱۴۲۴
Wed, Oct 1, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۵۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
درباره رنسانس در سينماي روسيه و پيروزي اخير آن در جشنواره ونيز
«بازگشت» درخشان روسها
به صف پيشتازان سينما
138090.jpg
پيروزي درخشان اخير فيلم «بازگشت» اولين ساخته بلند اندري زوياگينتسف فيلمساز اهل روسيه در جشنواره معتبر فيلم ونيز ايتاليا و اختصاص يافتن جايزه نخست اين جشنواره ( موسوم به شير طلايي) به آن، نشانه ديگري از رجعت سينماي اين كشور به دوران خوش گذشته اش و بدل شدن آن به يك نيروي جهاني در عرصه اين هنر است.
سال پيش نيز در اين جشنواره اندري كونچالوفسكي پر تجربه و مشهور كه بسيار معتبرتر و شناخته شده تر از زويا گينتسف ۳۹ ساله است با فيلم «خانه احمق» هاي خود رتبه دوم ( جايزه بزرگ هيأت ژوري ) را به دست آورده و به سينماي روسيه ارزاني داشته بود. همه اينها نشانه اي از اين است كه سينماي روسيه پس از نزول و تفرقه كه با تجزيه اتحاد شوروي سابق در اين كشور به وجود آمده بود، دوباره سربرآورده و به راه افتاده است.
رسانه هاي خارجي در تحسين «بازگشت» سنگ تمام گذاشته و حتي آن را با كارهاي آندري تاركوفسكي افسانه اي قياس كرده اند. گاردين روزنامه پرنفوذ انگليسي نوشته است: «بازگشت» بسيار ناب است. كوريره دلاسراي ايتاليا نيز از واژه شاهكار براي توصيف آن سود جسته است. ليبراسيون در پاريس نيز به پختگي حيرت برانگيز زوياگينتسف جوان در ساخت اين فيلم اشاره كرده است.
نشانه اي ديگر
در رسانه هاي روسيه نيز طي هفته هاي اخير برخوردي شاد و تحسين آميز با كارهنري زويا گينتسف صورت گرفته است.
كريل رازالوگوف مفسر شناخته شده سينماي روسيه در مصاحبه اي باراديو مسكو گفته است كه پيروزي «بازگشت» نشانه ديگري از احياي چشمگير و مجدد سينماي اين كشور و روآمدن و با تجربه شدن نسل جديد فيلمسازان روسي است.بجز زوياگينتسف كه حالا محافل غربي در سايه توفيق او در ونيز وي را خوب مي شناسند، فيلمسازان جديد ديگري هم در سالهاي اخير در اين كشور ظهور كرده اند و هر چند اينك نامشان مطرح نيست اما روس ها مطمئن اند آنها نيز بزودي به وزنه هاي معتبر در اين حرفه بدل خواهند شد. در اين ارتباط بايد نامهاي الكساندر روگوژكين، بوريس كلب نيكوف، الكسي پوپوگربسكي و پيوتر بروسوف را آورد.
روايت جنگ
«فاخته» فيلمي جنگي كه وقايع آن در فنلاند مي گذشت و به زبانهاي روسيه، فنلاندي و «سامي» بود و روگوژكين آن را ساخته بود، شايد بهترين فيلم سال گذشته روسيه بوده باشد و تصميم مقام هاي اين كشور در زمينه ارجح شمردن كار كونچالوفسكي (خانه احمق ها) برآن و شركت دادن آن در مراسم اسكار و همچنين ونيز ۲۰۰۲ باعث تعجب بسياري از ناظران شد، هر چند كمتر كسي به ارزشمند بودن «خانه احمق ها» نيز شك داشت. اين فيلم كه روايت كونچالوفسكي از جنگ در چچن است، بازگشت او را به روزهاي خوبش در كار فيلمسازي گواهي داده است و در هر حال اين كارگردان معروف و معتبر كمتر نيازي به معرفي شدن دارد.
در نقطه مقابل زوياگينتسف تا قبل از پيروزي اخيرش در ونيز حتي براي خود روس ها ناشناخته بود و همين را مي توان در باره كلب نيكوف و پوپو گربفسكي و كارهايشان نيز گفت. فيلم مشترك اين دو فيلمساز كه «كوك تبل» نام دارد و در جشنواره امسال فيلم مسكو جايزه بزرگ هيأت ژوري را مال خود كرد، اثري بود كه بسياري آن را دوست داشته اند و برخي منتقدان آن را نشانه روشن و محكم ديگري از اوجگيري دوباره سينماي روسيه و يك نمونه از فيلم هاي مدرن اين كشور توصيف كرده اند. «كوك تبل» فيلمي انديشمندانه است كه وقايع آن در يك سفر مي گذرد و همانند «بازگشت» به رابطه يك پدر و فرزند مي پردازد و اين تمي است كه در فيلم هاي اخير سينماي روسيه بارها تكرار و تجديد شده است.
يك اثر مدرن گنگستري
منتها پيوتر بروسوف ۲۷ ساله در يك خط كاملاً متفاوت حركت كرده و نخستين ساخته بلندش به نام «بومر» كه دوماه پيش اكران شد، ركورد فروش را در سينماي روسيه شكسته و ۷۵۰ هزار دلار طي اين مدت سود به بار آورده است. اين يك فيلم گنگستري مدرن است و نوع و بافت آن و فلاش بك ها و فلاش فوروارد هاي آن به گونه اي است كه با كارهاي كوئن تين تاران تينوي معروف و آمريكايي قياس شده و از همين حالا به بروسوف پيشنهاد شده كه دنباله اي بر اين اثر و قسمت دوم آن را نيز بسازد.
مثل «تايتانيك»
همه اينها براي جامعه اي كه سينمايش در دهه ۱۹۹۰ بسيار خاموش و منفعل بود، جاي تعجب و سپاس دارد. شايد در آن دوران خاموش هم، بعضي تك فيلم هاي جالب ساخته شده باشد. مثل «زنداني كوهستان ها» كار سرگي بودروف و «دزد» ساخته پاول چوكراي، اما امروز يك روح تازه و هوش جديد و يك موج از ابتكار و حركت در سينماي روسيه مشهود و جاري است كه در آن زمان اصلاً وجود نداشت.
در آن ايام (۱۹۹۴) نيكيتا ميخائيلكوف ۵۷ ساله كه شايد بتوان او را پدر خوانده و «بزرگ» فعلي سينماي روسيه خواند، فيلم درخشان «سوخته شده در آفتاب» را ساخت كه نه فقط جايزه بزرگ هيأت ژوري كن فرانسه را برد بلكه جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي (غير آمريكايي) سال را مال خود كرد. با اين حال ميخائيلكوف نيز كم آورد و هنگامي كه خواست مثل «تايتانيك» غربي ها يك فيلم عظيم و پر فروش بسازد، كار او به نام «آرايشگر سيبري» شكست سختي خورد و به سرنوشت تايتانيك حقيقي در دهه ۱۹۱۰ دچار شد و آن ، غرق شدن در درياي انتظارها و توقعات بود و آن فيلم كه هزينه كلاني براي ساختش خرج شده بود، فروش بسيار كمي داشت.
شايد تنها فيلمسازان روسي كه در آن ايام خوب و بالنسبه موفق كار مي كردند، پاول لونگوئين و الكساندر سوكوروف باشند كه آنها نيز از بودجه هاي خارجي و كمك استوديوهاي سينمايي ساير كشورها بهره مي گرفتند.
138087.jpg
امروزه امتياز سينماي مدرن و تازه روسيه برخورداري از بودجه و نگرش داخلي است و از خارج تأثير نمي پذيرد و برعكس به ساير كشورها درس نيز مي دهد.اما در باره «بازگشت» كه سند و نشانه وقوع رنسانسي تازه در سينماي روسيه توصيف شده است، بايد نكات ذيل را نيز بدانيد:
تلخ در كنار شيرين
در كنار تمام شادي ها و شيريني ها و غرورهايي كه پيروزي «بازگشت» در جشنواره ونيز موجب شد، اين فيلم تلخي هايي خاص را نيز براي سازندگان آن در برداشته است. در مقام توضيح بايد گفت كه ولاديمير گارين ايفاگر نقش يكي از دو نوجوان فيلم كه ۱۵ سال بيشتر نداشت، پس از اتمام فيلم طي يك حادثه و بعد از شيرجه رفتن در درياچه اي كه چند صحنه فيلم نيز در آن جا گرفته شده بود، غرق شد و وقتي در شب آخر جشنواره جايزه «بازگشت» را به زويا گينتسف دادند، او ماجرا را براي حاضران شرح داد و گفت: به جز دو هنر پيشه اي كه اينك در كنار من مي بينيد، اين فيلم يك بازيگر اصلي ديگر هم داشت كه ديگر در كنار ما نيست. در نتيجه ما اين پيروزي را به خاطر او تقديم مي داريم. اما «بازگشت» داستان مردي است كه پس از ۱۲ سال دوري از خانواده اش به نزد دو پسر نوجوانش باز مي گردد و زوياگينتسف دشواري روابط آنها و تلاش آنان براي پذيرفتن مجدد يكديگر را شرح مي دهد. ايفاگر نقش ديگر نوجوان فيلم ايوان دوبرون رافوف ۱۴ ساله است ولي در سكانس آغازين فيلم نه او و بلكه گارين رامي بينيم كه همراه با تعدادي نوجوان ديگر در حال شيرجه زدن به درون آب هاي تيره درياچه اي هستند كه وصف اش پيشتر نيز رفت و بعداً قاتل وي شد.
نام او را به خاطر بسپاريد
حتي نام اين نوجوان از دست رفته نيز پس از توفيق بزرگ «بازگشت» در ونيز بر سر زبان ها افتاده است. يك گوينده تلويزيوني در مسكو مي گويد: انگار تلفظ نام زويا گينتسف براي همگان در غرب سخت است اما بهتر است هر چه سريعتر ياد بگيرند زيرا نام او و همتاهايش از اين پس بر لب هاي بسياري خواهد نشست.
مقام هاي دولتي نيز طي هفته هاي اخير پيروزي «بازگشت» را گرامي داشته و به تحسين آن و زوياگينتسف پرداخته اند. چرا كه اين برد به گونه اي تأييد بر سيستم حكومتي كشور شان و پويايي آن نيز محسوب مي شود. «الكساندر گولوت وي» معاون وزير فرهنگ روسيه در همين ارتباط پيروزي «بازگشت» را مايه شادي بزرگ اين كشور خواند و گفته است كه دولتمردان روسيه از آغاز به مستعد بودن نسل جديد فيلمسازان اين كشور كاملاً اعتقاد داشته اند. همين مقام ها و رسانه هاي روسيه مردم اين كشور را نيز تشويق كردند كه در زمان بازگشت زوياگينتسف به مسكو كه فقط ۲۴ ساعت پس از اتمام جشنواره ونيز صورت پذيرفت، به فرودگاه بروند و از وي استقبال كنند.
... و اما تضاد
اما قدر مسلم اين كه تضاد در سينماي امروز روسيه مثل ساير موارد و شؤون اين كشور، زياد به چشم مي خورد. چنان كه همان مقام هاي فرهنگي كه نام شان آمد، گفته اند بعيد است «بازگشت» اكراني وسيع تر از عرف و حد معمول در سينماهاي روسيه داشته باشد چرا كه اكثر سالن هاي سينماي اين كشور مثل چند سال اخير در تسخير فيلم هاي پر هزينه و پر فروش هاليوودي است. هر چه باشد پخش اين آثار سودي بيشتر را براي مديران سينماي روسيه و سينماداران اين كشور در بر دارد تا «بازگشت» كه بيشتر يك وسيله تبليغي در دست شان است.
برگرفته از: نيويورك تايمز
 مترجم: وصال روحاني


|   شناسنامه   |   آرشيو   |