چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۸۲ - ۴ شعبان ۱۴۲۴
Wed, Oct 1, 2003
بين الملل
شماره ۲۵۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
به قلم وزير امور خارجه سابق رژيم صيهونيستي
سازمان ملل بايد مشكل خاورميانه راحل كند
برگردان: كاظم چايچيان
وزيران خارجه عربستان، سوريه و مصر:
نامه اي با ۳۰۵ امضا براي امير عبدالله
به قلم وزير امور خارجه سابق رژيم صيهونيستي
پايان راه دست راستي ها
سازمان ملل بايد مشكل خاورميانه راحل كند
برگردان: كاظم چايچيان
138102.jpg
مقدمه
«شلوموبن عامي» وزيرخارجه سابق رژيم اشغالگر قدس در كابينه «ايهود باراك» در كنفرانس سران كمپ ديويد در سال ۲۰۰۰ شركت كرد و هيأت اسرائيلي را در گفت وگوهاي «طابا» رهبري نمود.
وي درمورد مناقشات فلسطينيان و رژيم اشغالگر، اين مقاله را كه در روزنامه هاي «المستقبل» و «هرالد تريبيون» منتشر شده به رشته تحرير كشيد كه نشانگر ديدگاه يك مسؤول سابق اسرائيلي در مورد مناقشه با فلسطينيان است.

قرارداد فروريخته اسلو و همچنين طرح «نقشه راه» كه به دنبال آن آمد بر فرضيه اي وهم آلود استوار است. فرضيه اي پيرامون امكان برقراري اعتماد متقابل ميان ملتي سرخورده و درحال انقلاب و دولتي اشغالگر و مدعي حقوق تاريخي.
اين دو طرح صلح، وجود طرف ثالثي را كه رأي و نظر او حتمي الاجرا و قابل نظارت باشد و يك حمايت بين المللي را جلب نمايد، ملحوظ نداشته اند. به همين جهت نقشه راه اينك در حال فروريختن است، زيرا روش آمريكا در نظارت از راه دور به منظور كنترل و دست اندازي، براي تضمين صلح و يا وادار كردن طرفين متخاصم به قبول آن فايده اي ندارد. تنها راه خروج از اين بن بست يك تحت الحمايگي بين المللي در سرزمين هاي اشغالي است كه تحول فلسطين را به يك كشور دموكرات و تأمين امنيت را در سرزمين هاي اشغالي و همچنين واداركردن اسرائيل به پذيرفتن وضع موجود تضمين مي كند.
براي امكانپذير بودن اين طرح بايد خود را از سياست گام به گام و اقدامات تدريجي و متقابل در برنامه هايي كه «ساختن اعتماد» ناميده مي شود رهايي داد. زيرا منطقي نيست كه گفته شود جنگ استقلال ملي را كه به انگيزه خواسته هاي ملي و اسلامي برافروخته شده، مي توان از طريق دادن زمين به فلسطينيها درمقابل امنيت (امنيتي كه فلسطينيان نمي توانند آن را تأمين كنند مگر از راه يك جنگ داخلي) خاموش كرد.
جنگ داخلي همان هدف اصلي يعني درهم كوبيدن حماس و جهاداسلامي است.
حمايت بين المللي و يا تحت الحمايه بودن اگر مرتبط به نقشه راهي باشد كه مستند به موافقت طرفين در مورد مسائل اساسي مانند مرزها و شهركها و قدس و پناهندگان كه طرفين نظرات متقابل يا متناقضي درباره آنها دارند باشد، لاجرم منتهي به شكست خواهدشد.
علاوه بر آن نقشه راه، به گونه قرارداد اسلو، شامل تيرگي ها و نامفهومي هايي است كه طرفين را فريب مي دهد تا سعي بر دستيابي بر نتيجه پاياني كار كنند. اين فريب ازلحاظ اسرائيل به وسيله ديوار جداكننده و محافظ و افزايش شهركهاي يهودي نشين و از جانب فلسطينيان از طريق شعله ورتر ساختن كارهاي «تروريستي!» است.
تشكيلات خودگردان هيچگاه نمي تواند اختيارات مردمي را براي جنگ عليه حماس و جهاد به دست آورد، مگر اينكه فلسطينيان قانع شوند كه يك راه حل پاياني براي برپايي كشور پيش رو دارند، ولي حماس و جهاد مانعي در اين راه هستند.
در تاريخ نوين ديده ايم كه در نهضت هاي رهايي بخش شگفت آور نيست كه انشعاباتي به منظور وصول هرگروه به قدرت و حاكميت پيدا شود. صهيونيسم يكي از نشانه هاي اين رويداد است. فلسطينيان هم از اين قاعده مستثني نيستند. ولي پرسشي كه مطرح مي شود اين است: درمقابل چه؟
بدون شك اولين مرحله نقشه راه كه دال بر از بين بردن شهركهايي است كه بدون مطالعه برپا گرديده و همچنين عقب نشيني اسرائيلي ها به مواضع قبل از انتفاضه، مي تواند فريبي براي دست زدن به يك جنگ داخلي باشد. همين موضوع را مي توان درباره مرحله دوم هم كه دال بر تشكيل كشوري در مرزهاي موقت است بر زبان آورد. زيرا فلسطينيان هم اينك داراي «دولتي» هستند كه در تشكيلات خودگردان نمود مي كند. به همين جهت عاقلانه است كه فلسطينيان تكرار آزمون را نپذيرند، مگر اينكه راه حل نهايي از ابتدا شناخته شده باشد.
احتمال دارد آريل شارون عملاً در انديشه برپايي چنين كشوري در ۵۰درصد از سرزمين هاي اشغالي باشد و سپس موضوع را به همين نحو رها كرده به اين اميدكه گفت وگوها سالها وسالها ادامه خواهد يافت.
من معتقدم كه اگر شارون بخواهد مسأله فلسطين را به نظر خودش حل و آن را تبديل به مناقشاتي در مرزها كند، سخت در اشتباه است. زيرا اين «كشور موقت» مؤكداً در راه تشكيلات خودگردان فلسطين فعلي گام برخواهدداشت و موقعي كه احساس كند كه حداقل خواسته ها مدنظر قرارنگرفته است، قدم در راه انقلاب خواهدگذاشت.
راه حل مسالمت آميز قديمي مرده است و رسيدن به يك توافق جديد ميان طرفهاي متخاصم، حداقل، درحال حاضر امكانپذير نيست. لذا بر جامعه جهاني به رهبري سازمان ملل متحد لازم است برنامه اي تازه براي حل مخاصمات و اختلافات پي ريزي كرده و مسؤوليت وارد كردن فشار بر طرفين را جهت پذيرفتن آن به عهده گيرد. من معتقدم كه طرح كلينتون در سال ۲۰۰۰ كه گفت وگوهاي آن در «طابا» انجام گرفت، طرح عادلانه اي است و بايد مدنظر قرارگيرد. هنگامي كه طرح روشني در صحنه ظاهر و مطرح شود ممكن است منافع واقعي در طرفين برانگيخته شود تا از طريق تحت الحمايگي جهاني و يا حمايت بين المللي قدم در راه يك مرحله انتقالي بگذارند. مأموريت نيروهاي تحت الحمايگي جهاني اين خواهد بود كه اقدامات اصلاحي را در تشكيلات خودگردان فلسطين و خلع سلاح گروهها و نظارت بر عقب نشيني نيروهاي اسرائيلي از سرزمين هاي اشغالي و از بين بردن شهرك هاي يهودي نشين و اسكان مجدد پناهندگان در كشور فلسطين را زيرنظر داشته باشد.
شارون بايد صحنه را ترك كند
به گونه جادوگري كه جلوي چشمان حيرت زده تماشاچيان، شيري را با تمام يال و كوپال روي صحنه دود مي كند و به هوا مي فرستد، رويدادي جهاني همراه با دودي غليظ به وقوع پيوست و طرح «نقشه راه» از نظرها پنهان شد. قبل از آن هم ماجراي آتش بس از نظر ناپديد گرديد. پس از نقشه راه كه فروريخت پيش بيني مي شود كه مداخلات آمريكا هم ناپديد شود.
جورج بوش دريك سخن بي پرده به اين موضوع اشاره كرد. حالا هم صحنه انتخابات رياست جمهوري، همه توجه و همه وقت «پرزيدنت» را به خود معطوف كرده و توجه او را از اين موضوع بي نتيجه منحرف خواهدكرد.
براي بوش مشكل است كه زمام بازي كردن در صحنه را از شارون بگيرد، زيرا شارون قصد دارد تا پايان پيش برود. در اين ميان دولت آمريكا سكوت اختيار كرده و ملت هم شگفت زده شده است.
بازهم يك بازي ديگر، هشت نفر از هر ده نفر اسرائيلي در اولين نظرخواهي از نوع خود كه توسط دفتر مركزي آمار صورت گرفت يادآور شدند كه از «زندگي» خود راضي هستند، ولي آيا اگر همه وسايل صحنه پردازي ها كه در دست شارون است از بين برود، جادوگر هم از نظر ناپديد خواهدشد؟
جادوگر بايد صحنه را خالي كند. او بايد از مدتها پيش اين كار را در جهت آخرين خدمت به «وطن» انجام مي داد. بالاخره روزي خواهدرسيد كه اين شخص براي ورود به تاريخ، همه را غافلگير خواهدكرد.
در اين هفته ماجراي ديگري رخ داد كه پايان سياسي رئيس دولت را نزديك مي كند، آن هم پنجاه سال پس از سفارشات بن گوريون به او براي دست كشيدن از عادت مطرح كردن سخن «حقيقت ندارد» كه در همه جا از آن دم مي زد.
شارون لازم بود كه از اين مأموريت سخت خود كه نياز به صدق كردار و گفتار دارد، به علت رشته مكرهاي سياسي بي اثر خود شانه خالي كند. زيرا در برابر ما هيچ چيزي از صلح وجود ندارد كه درباره آن سخن بگوييم، همچنين درباره امنيت.
در هفته اي كه شايد نقطه عطفي در راه پرپيچ و خم اين شخص به شمار مي رود، ارتش اسرائيل گزارش داد حاكي از اينكه يك توپخانه را در لبنان نابوده كرده است.
ولي در اين ميان دهها نفر ازمسؤولان حماس و جهاد و فتح همچنان دور از دسترس و يا به گونه آنچه «يعلون» رئيس ستادگفته است، دور از «پيروزي» اسرائيل هستند. رشته پنهان گري ها از صحنه حل اختلافات با متوقف شدن طرح آمريكا به پايان نخواهدرسيد، زيرا پس از تشييع جنازه آتش بس و نقشه راه و طرحهاي آمريكايي. آيا دستي كه حامل شعارهاي صلح و امنيت و تعهد به اينكه انتفاضه ديگري برپا نمي شود، به سوي ما دراز خواهدشد؟ يا اينكه ما بايد حدس بزنيم كه باز همان جو را خواهيم داشت. اين مناقشات هيچگاه ياراي خلأ را ندارد.
درست است كه هيچ عنصري سياسي براي بهره گيري از گردابي كه شارون براي خود درست كرد و خويشتن را در آ ن به بند كشيد، در اينجا وجود ندارد، ولي بايد گفت اين ملت همگي گروهي احمق نيستند! اين ملت از مناقشات اقتصادي دولت رنج مي برد… صدها هزار نفر بيكار هستند. در آن هفته هاي اندك آرامش نسبي، ملت توانست اندكي از خسارتهاي فراوان جهانگردي را اصلاح كند. آيا اين ملت بازهم بايستي آماده پذيرش انتفاضه جديدي باشد؟
آن هم در تلاطم وجود تبليغاتي انبوه درباره «بي اختيار بودن» و اينكه شارون در برابر كشته شدن فرزندان كشور تسليم نمي شود!!
بايد ديد چه رخ داده است؟ آيا اسرائيلي ها اين عقيده را پيدا كرده اند كه رهبر آنان حتي به يك وعده از وعده هايي كه در مدت دو دوره رياست مشروط خود داده بود، وفا كرده است؟!
كاملاً روشن است كه اين رخداد، پايان راه است. پرسش مطرح شده در حال حاضر اين است كه آمدن نتانياهو و يا ايهود اولمرت به جاي شارون چه محسناتي دارد.
بگذاريد اين «بچه ها» در برابر چشمان ما روي صحنه اوهام بازي كنند تا بالاخره براي همگان روشن شود كه همه روش هاي دست راستي، همانگونه كه در هر دموكراسي واقعي به چشم مي خورد، به پايان راه رسيده است.
از روزنامه هاي «المستقبل» و ها آرتص
بعثي زدايي در عراق متوقف شد
گروه بين الملل ـ شوراي حكومت موقت عراق اعلام كرد: در حال بررسي درباره انتصاب مجدد اعضاي حزب بعث در مشاغل پيش از جنگ است.
به گزارش آسوشيتدپرس، اين شورا گفت: وزارتخانه ها، كميته هايي تشكيل مي دهند تا صلاحيت استخدام مجدد كاركنان و كارمندان عضو سابق حزب بعث را بررسي كنند. سخنگوي آمريكايي اين شورا گفت: كاركناني كه به دليل وابستگي به حزب بعث اخراج شده اند، مي توانند تقاضاي تجديدنظر بدهند. در ۱۶ مه «پل برمر» حاكم آمريكايي عراق با صدور فرماني، اعضاي ارشد حزب بعث را از خدمات دولتي منفصل و روند «بعثي زدايي» را آغاز كرد. در خلال حكومت ۳۴ ساله حزب بعث ۱‎/۵ ميليون نفر از جمعيت ۲۴ ميليون نفري عراق به عضويت آن درآمده اند.
طارق عزيز در اردن
هفته نامه اردني «السبيل» نوشت: «طارق عزيز» معاون نخست وزير رژيم سابق عراق روز دوشنبه وارد اردن شد.
به گزارش ايرنا، السبيل نوشت: معاون نخست وزير رژيم سابق عراق با يك فروند هواپيماي هلندي «كي ال ام» از طريق «آمستردام» وارد فرودگاه امان شد.
براساس اين گزارش، نيروهاي آمريكايي پس از اشغال عراق، عوامل وابسته به رژيم سابق اين كشور را بازداشت كردند كه طارق عزيز نيز جزو بازداشت شدگان بود.
به نوشته السبيل، طارق عزيز اكنون بايد در بازداشت نيروهاي آمريكايي در عراق باشد، نه در حمايت كشور اردن . تماس هاي اين هفته نامه اردني با دفتر سخنگوي دولت اردن براي تأييد ورود طارق عزيز به اين كشور بي نتيجه بود.
پاول: احمد قريع بايد سازمان هاي مخالف فلسطيني را سركوب كند
گروه بين الملل ـ «احمد قريع» نخست وزير جديد فلسطينيان مي خواهد دولتي را معرفي كند كه تنها ۱۲ وزير دارد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، قريع مشهور به «ابوعلاء» ابتدا مي خواست دولتي با ۲۴ وزير را معرفي كند، ولي بعد تصميم گرفت شمار آنها را تقليل دهد و «ياسر عرفات» اين تصميمش را تأييد كرد. يك منبع خبري گفت: عرفات پيشنهاد ابوعلا براي اعلام دولتي محدود را پذيرفته است و اسامي آنها را تا ابتداي هفته آينده اعلام خواهد كرد. حدود ۱۰ تا ۱۲ وزير در اين دولت حضور خواهند داشت.
اگر چه تركيب وزيران دولت قريع مشخص نيست، ولي «سلام فايض» وزير امور مالي و «نبيل شعت» وزير امور خارجه سمت خود را حفظ خواهند كرد. «ناصر يوسف» نيز به عنوان وزير كشور منصوب خواهد شد. كميته مركزي جنبش فتح شنبه فهرست ۲۴ نقره قريع را كه بسياري از آنها چهره هاي تازه بودند، تأييد كرده بود. روزنامه «الايام» نوشت كه دولت جديد فلسطينيان شايد ۱۲ نفره باشد، ولي باگذشت زمان برشمار نفراتش افزوده خواهد شد. اين روزنامه فلسطيني نوشت: قريع اين فرمول را جهت اجتناب از بروز اصطكاك ناشي از داشتن دولت بزرگ كه مي تواند حسادت رقباي زيادي را برانگيزد، اتخاذ كرده است.
در همين حين «كالين پاول» وزير خارجه آمريكا گفت كه قريع بايد نشان دهد سازمان هاي مخالف فلسطيني را سركوب خواهد كرد. وي اعلام كرد: واقعيت اساسي اين است كه اگر نخست وزير جديد قاطعانه به پيگيري نقشه راه و سركوب تروريستها متعهد نشود، روشن نيست كه ما چگونه پيش خواهيم رفت.
وي همچنين از اسرائيل خواست براي بهبود زندگي ساكنان كرانه باختري و نوار غزه گامهايي بردارد و مخصوصاً روي برچيدن ايستهاي بازرسي و لغو محاصره مناطق فلسطيني تأكيد كرد. همزمان با پاول، «ويليام برنز» معاون وزير امور خارجه آمريكا هشدار داد كه فعاليتهاي مستمر شهرك سازي اسرائيل حيات آن رژيم را تهديد مي كند. وي گفت: اوضاع فلسطينيان بسيار تيره است. با توسعه شهركهاي اسرائيلي و افزايش جمعيتش، دشوار مي توان اين دو ملت را از همديگر جدا كرد.
در همين حال، چريك هاي جبهه خلق براي آزادي فلسطين بر روي كارواني از نظاميان صهيونيست در حوالي گذرگاه كارني آتش گشودند و تلفاتي وارد كردند.
درد اين حال، به گزارش ايرنا، اتحاديه اروپا از انتصاب «احمد قريع» به نخست وزيري تشكيلات خودگردان فلسطين استقبال و آمادگي خود را براي ياري رساندن به دولت جديد وي اعلام كرد.
وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا پس از نشست خود در «بروكسل» دوشنبه شب با انتشار بيانيه اي از اسرائيل خواستند از تصميم خود مبني بر اخراج «ياسر عرفات» رئيس حكومت خودگردان فلسطين صرفنظر كند و گفتند كه اين امر، پيامدهاي زيانباري بر تلاش هاي دست يابي به راه حل مسالمت آميز براي كشمكش خاورميانه به بار خواهد آورد.
در اين بيانيه، نگراني عميق اتحاديه اروپا در خصوص بن بست موجود در روند صلح وشدت يافتن عمليات خشونت آميز ميان فلسطينيان و اسرائيليها ابراز شده است. وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا بار ديگر از اسرائيل خواستند كشتارهاي غير قانوني را متوقف كند، خط مشي ايجاد شهرك نشينهاي يهودي را تغيير دهد و ساختن ديوار جدايي كننده را متوقف كند. در اين بيانيه همچنين حملات فلسطينيان عليه اسرائيليها اقدامي در جهت خلاف منافع مردم فلسطين قلمداد شده است.»
در بيانيه وزيران همچنين خاطر نشان شده كه صلح جامع در خاورميانه بايد سوريه و لبنان را نيز در بر گيرد.
ناراضيان، پايتخت بوليوي را فلج كردند
138114.jpg
هزاران بومي ناراضي از دولت بوليوي با برپايي اعتصاب و تظاهرات، شهر «لاپاز» پايتخت اين كشور را به طور كامل فلج كردند. گزارش رسانه هاي خبري محلي حاكيست كه كسبه شهر لاپاز و كارگران معترض به سياستهاي دولت نيز دراين راه سرخپوستان ناراضي را همراهي كردند. به گزارش ايرنا، تلويزيون لاپازصحنه هايي را نشان داد كه بوميان وكسبه شهر با نشستن بر خيابانهاي اصلي، از آمد و شد وسايط نقليه جلوگيري كردند. سنديكاهاي مركزي كارگران بوليوي نيز با پشتيباني از اين اعتصاب، به پيامدهاي اين حركت اعتراض آميز دامن زده اند.
مخالفان دولت بوليوي با به راه انداختن اعتصاب سراسري و تحركات اعتراض آميز خواستاراستعفاي «گونزالو سانچز دلوسادا» رئيس جمهوري اين كشور هستند. اين اعتصاب و در پي درگيريهاي يك هفته اخير بين سرخپوستان منطقه «كوچابومبا» در مركز بوليوي با نيروهاي دولتي آغاز شده است. درجريان اين درگيريها، پنج نفر از سرخپوستان معترض به دولت به ضرب گلوله سربازان ارتش از پاي درآمدند.
خواسته مشترك گروههاي ناراضي از دولت جلوگيري از فروش گاز اين كشور به خارج به صورت خام به ويژه از طريق يكي از بنادر شيلي است. دولت بوليوي قصد دارد تا گاز حوزه « تاريخا» را از طريق يكي از مناطق شيلي به خارج صادر كند. مردم بوليوي اعتقاد دارند كه شيلي درجريان تهاجم نظامي سال ۱۸۷۹ ميلادي ارتباط كشورشان را با دريا قطع كرده است و به همين جهت از روحيه ضد شيليايي قوي برخوردار هستند.
رهبران گروههاي بومي و كارگري اطمينان مي دهند كه دولت بوليوي قصد دارد با صدور گاز ازطريق شركتهاي بزرگ چندمليتي، سرمايه كشورشان را بر باد دهد.
وزيران خارجه عربستان، سوريه و مصر:
جامعه بين الملل به زرادخانه تسليحات اتمي اسرائيل رسيدگي كند
گروه بين الملل ـ كشورهاي عرب برخي كشورها را به ناديده گرفتن زرادخانه تسليحات كشتار جمعي رژيم صهيونيستي متهم كردند.
به گزارش آسوشيتدپرس، در حالي كه اسرائيل هرگز معاهده منع تكثير تسليحات اتمي را امضا نكرده است، عربستان سعودي، سوريه و مصر در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، آژانس بين المللي انرژي اتمي را متهم كردند كه به اسرائيل فشار نمي آورد.
«احمد ماهر» وزير امور خارجه مصر گفت: اين غير قابل قبول است كه وجود چنين جنگ افزارهايي در اسرائيل واقعيتي بماند كه برخي ترجيح مي دهند ناديده بگيرند يا مانع از رسيدگي جامعه بين المللي به آن شوند.
«فاروق الشرع» وزير خارجه سوريه نيز كه كشورش از سوي واشنگتن به داشتن تسليحات كشتار جمعي متهم شده است، گفت كه مايه تأسف است برخي كشورها اعراب را متهم مي كنند و از زرادخانه اسرائيل چشم مي پوشند.
شاهزاده «سعود الفيصل» وزير امورخارجه عربستان سعودي نيز اعلام كرد كه زرادخانه اتمي اسرائيل، تهديدي براي صلح و امنيت خاورميانه است.
وي از اين كه آژانس در مورد كشورهاي امضا كننده معاهده مذكور سختگيري مي كند، ولي امتناع اسرائيل از پيوستن به آن را ناديده مي گيرد، ابراز يأس و دلسردي كرد.
كشورهاي عربي همچنين اسرائيل را بخاطر مناقشه فلسطين محكوم كردند، ولي از طرفين خواستند مذاكرات را از سربگيرند. شاهزاده فيصل گفت كه اگر بانيان نقشه راه، ناظران بين المللي جهت نظارت بر اجراي آن اعزام مي كردند، خشونت اخير قابل پيشگيري مي شد.
«مروان معاشر» وزير امورخارجه اردن نيز خواستار تشكيل مكانيسمي نظارتي جهت اجراي «نقشه راه» شد.
الشرع نيز گفت كه راه صلح، اجراي قطعنامه هاي سازمان ملل متحد از سوي اسرائيل است. «مصطفي عثمان اسماعيل» وزير امور خارجه سودان از جامعه بين الملل خواست به اسرائيل فشار بياورد.
نامه اي با ۳۰۵ امضا براي امير عبدالله
عربستان به اصلاحات اساسي نياز دارد
۳۰۵ نفر از روشنفكران، انديشمندان، اساتيد دانشگاهها و بازرگانان عربستان، در نامه اي به امير «عبدالله» وليعهد اين كشور، خواستار اجراي اصلاحات ريشه دار و همه جانبه در كشور شده اند. بنا بر گزارش ايرنا به نقل از سايت اينترنتي «البوابه»، اين عده در نامه خود با عنوان «دفاع از وطن» از وليعهد عربستان خواسته اند تا زمينه اصلاحات سياسي، اقتصادي و اجتماعي در همه مؤسسه هاي دولتي را فراهم آورد. امضا كنندگان نامه با اشاره به اينكه اجراي اصلاحات همه جانبه تنها راه عملي و موفق براي پاسخگويي به مشكلات حال و آينده كشور است، مشاركت نكردن مردم در اتخاذ تصميمات را از دلايل عمده رسيدن كشور به «بن بست خطرناك» عنوان كردند.
اين عده خاطرنشان كردند كه محروم شدن اقشار سياسي، روشنفكر و متفكر جامعه از اظهارنظر و ابراز عقيده سبب شده است گروهي ناتوان در گفت و گو با ديگران، طرز تفكر تروريستي و تكفير ديگران را ترويج كنند.
نامه اين عده كه ۵۱ نفر از آنان را زنان تشكيل مي دهند، هفته گذشته براي وليعهد عربستان ارسال شد. پيش از اين نيز گروههاي ديگري از روشنفكران عربستان با ارسال نامه و ديدارهاي حضوري با وليعهد عربستان، خواستار اجراي اصلاحات و مشاركت دادن بيشتر مردم در امور كشور شده بودند.
ديدگاه
حكومت مبارك فاقد توانمندي هاي لازم براي انجام اصلاحات است
گروه بين الملل: حزب دموكرات ملي مصر طي نشست خود در قاهره به انجام اصلاحات رأي داد؛ اصلاحاتي كه «حسني مبارك» رئيس جمهوري مصر برلزوم انجام آنها جهت مقابله با چالش هاي سياسي واقتصادي آن كشور تأكيد كرده است. با اين حال ، بسياري از تحليلگران ضمن تأييد اين موضوع كه مصر ناگزير به چنين اصلاحاتي نياز دارد، معتقدند كه اجراي آنهاصرفاً به منظور تحكيم موقعيت «جمال مبارك» پسر رئيس جمهوري مصر براي در دست گرفتن قدرت انجام گرفته است . درهمين ارتباط، دكتر «مرتضي فيروزي» سردبير روزنامه «ايران نيوز» و استاددانشگاه به پرسش هاي « ايران » در خصوص تحولات اخير مصر پاسخ داده است كه متن آن در ذيل مي آيد:
| آيا دولت مصر به سوي يك اصلاحات دروني در حركت است؟
* ظاهراً دولتمردان حاكم برقاهره پس از يك دوران نسبتاً طولاني ركود اقتصادي باتوجه به شرايط منطقه اعلام كردند كه مي خواهند به سمت يك اصلاحات سياسي ومبارزه شديد با فساد اداري ومالي دست بزنند. اما من بعيد مي دانم حكومت فعلي مصر باتوجه به ساختار قدرت در اين كشور، توان انجام يك اصلاحات اساسي را داشته باشد . حكومت ۲۲ ساله «حسني مبارك» در مهمترين كشور عرب، فاقد توانمندي هاي لازم براي انجام اصلاحات اساسي است. به نظر مي رسد در پي سرنگوني «صدام حسين» ، رهبران قاهره دريافتند محافظه كاران نوين در آمريكا خواهان تغيير ساختار سياسي در خاورميانه هستند، لذا مبارك با تكيه برتجربه ۲۲ساله خود حداقل با چهار رئيس جمهوري آمريكا از هردو حزب از نزديك كار كرده است ، مي خواهد شرايط جديدي را دركشور پديد آورد. تغييرات جديد در حزب حاكم «دموكرات ملي » و ائتلاف متشكل از چهار حزب مخالف را بايد درهمين راستا مورد تجزيه وتحليل قرار داد.
|تاچه اندازه «جمال مبارك» پسر حسني مبارك شانس جانشيني او را دارد؟
* حسني مبارك با ۷۵ سال سن و ۲۲سال حكومت وعدم موفقيت آن درعرصه اقتصاد، زمينه براي تغيير در مصر به وجود آمده است . اما در مورد شانس جمال مبارك، عليرغم ويژگي هاي شخصي اش كه يك بانكدار موفق وآگاه به مسائل منطقه است ، براي دستيابي او به قدرت، دوعلامت سؤال به ذهن خطور مي كند.
اولين سؤال كه مطرح مي شود، اينكه آيا محافظه كاران نوين در پي برپايي دموكراسي هاي هدايت شده در منطقه هستند، با جمهوري موروثي موافقت خواهند كرد يا نه كه به اعتقاد من ، اين به نتيجه انتخابات نوامبر ۲۰۰۴ آمريكا برمي گردد. درصورت پيروزي قاطع «جورج دبليوبوش» بعيد مي دانم تئوريسين هاي محافظه كار نوين بگذارند اين امر در مصر صورت پذيرد. شرايط سوريه در سال ۲۰۰۰ تقريباً شرايطي استثنايي بود.
علامت سؤال دوم كه درمورد اين انتخاب مطرح مي شود، نقش اهرم هاي قدرت در درون ساختار سياسي مصر بويژه نقش ارتش است. بخاطر داشته باشيم از زمان سرنگوني «ملك فاروق» در جولاي ۱۹۵۲ كه متعاقب آن منجر به روي كارآمدن ژنرال «نجيب» و «جمال عبدالناصر » شد، تا به امروز، رهبران مصر از درون ارتش بودند. بنابراين دوركردن ارتش از صحنه تصميم گيري درقاهره امري بسيار مشكل وسخت براي هر دولتمردي است.
| آيا شما نتيجه انتخابات نوامبر ۲۰۰۴ آمريكا در ساختار تغييرات مصر را مؤثر مي دانيد؟
* هرچند كه اين اشتباه خواهد بود كه تمامي تغيير وتحولات درون يك جامعه را متكي به انتخابات يك رئيس جمهور در درون آمريكا بدانيم، اما از سوي ديگر فراموش نكنيم كه آمريكايي ها بعداز مرگ عبدالناصر در دهه ۷۰ميلادي توانستند با ديپلماسي بسيار موفقيت آميز آقاي «هنري كسينجر» ، قاهره را از اردوگاه اتحاد شوروي سابق دور و به يك متحد خود در منطقه تبديل كردند. در تمام اين سالها، مصر جزو كشورهاي دريافت كننده كمك بلاعوض ساليانه از آمريكا بود وباتوجه به نقش محوري مصر در روند صلح خاورميانه هرگونه تغيير وتحولي در واشنگتن تأثيرات نسبتاً مؤثري را هم در قاهره خواهد داشت، بويژه اگر بوش بتواند بطور قاطعانه اي پيروز شود سياست تغيير ساختار سياسي خاورميانه را پيگيري خواهد كرد كه در آن زمان، مصر مي تواند يكي از هدفهاي آتي اين سياست باشد.
نگاه
آمريكابايد به حقوق بشر احترام بگذارد
سرمقاله روزنامه الاهرام
نيروي اشغالگر آمريكا در عراق، راه حل ممكن براي بحران عراق را به جاي اجراي آن به صورت روشن و علني، همچنان دور مي زند.
اين نيرو، قاطعانه به اين حقيقت پي برده است كه در اثر مقاومت فرزندان اين سرزمين با اشغالگري كه خسارتهاي مادي و انساني فراواني به آن وارد مي سازند، قادر نيست كنترل عراق را به دست آورد.
به همين جهت دولت آمريكا در صدد راه گريزي است كه بتواند كشورهاي ديگري را در حضور نظامي خود در عراق مشاركت دهد، البته زير نظر و فرماندهي آمريكا! تا از اين طريق جامعه و نظام اين سرزمين بزرگ عربي را، زير نظر و طبق ديدگاه خود كاملاً و از نو پي ريزي كند. غافل از اين است كه تمام آزمون هاي تاريخ، شكست هر اقدام «اجباري» را براي تشكيل كشورها و جامعه ها، به دور از شرط پيدايش و ميراث فرهنگي آن، ثابت كرده است. حداكثر كاري كه ايالات متحده آمريكا مي تواند انجام دهد، اين است كه به جامعه عراق ياري دهد تا بتواند كشور خود را بر اساس دموكراسي بازسازي كند. البته بر پايه هايي كه به آزادي و حقوق بشر احترام بگذارد.
اين كار امكانپذير نيست، مگر اينكه در گام نخست به اشغالگري آمريكا خاتمه داده شود و عراق را زير نظر سازمان ملل متحد و اتحاديه جامعه عرب و زير چتر حمايت نيروهاي بين المللي و عربي قرار دهد.
هيچ دولتي بر آن حاكميت نداشته باشد، مگر سازمان ملل و جامعه عرب به طور مشترك.
باز هم به شرط اينكه انتخابات آزاد در چارچوب دموكراسي براي گزينش قوه قانونگذاري و تشكيل قوه مجريه در عراق كه از جانب ملت عراق نمايندگي برپايي كشور را دارا باشد، به گونه اي كه بتواند اندك اندك از وجود نيروهاي بين المللي و عربي صرفنظر كند. كما اينكه اين مأموريت را داشته باشد كه ثروت و اقتصاد عراق و سازندگي و بازسازي آن را اداره كند و پايه هاي تحولات آينده را در تمام بخشها پي ريزي كند.
تصور اينكه شركت دادن كشورهاي ديگر در برنامه تلاش جهت تسلط آمريكا بر عراق، بحران اين كشور را حل خواهد كرد، يك تصور باطل و بي اساس است، زيرا اين موضوع در اصل، ماجراي ملتي است كه تحت اشغال درآمده و نيروهاي داخلي آن همچنان در برابر اشغال مقاومت خواهد كرد، لذا تا زماني كه نيروهاي خارجي اشغال اين سرزمين بزرگ عربي را ادامه دهند، نيروهاي داخلي عراق براي رسيدن به آزادي و استقلال مبارزه خواهند كرد.
يادداشت بين الملل
سه سال انتفاضه؛ موفقيتها، مشكلات
و چشم انداز آينده ـ ۳
حسان انصاري
مشكلات انتفاضه:
۱ـ محاصره فلسطين و فقدان پشتيبان سياسي و لجستيك؛ تقريباً تمامي نهضتهاي آزاديبخش جهان از پشتيباني سياسي بين المللي و پشتيباني لجستيكي حداقل يك از دول همجوار خود برخوردار بوده اند. براي نمونه، ويتنامي ها در رويارويي خود با اشغالگران آمريكايي از پشتيباني سياسي و لجستيك چين و اتحادشوروي سابق برخوردار بودند. مقاومت لبنان نيز به رغم شرايط ناهموار منطقه اي و بين المللي حداقل از پشتيباني سياسي و لجستيك برخي كشورهاي مهم منطقه برخوردار بود. تغييرات گسترده در نظام بين المللي در سالهاي دهه پاياني قرن بيستم وفروپاشي اتحادشوروي و بلوك شرق سابق كه با تحولات آغازين سالهاي قرن بيست و يكم و يكجانبه گرايي آمريكا ادامه يافت و تعميق شد، انتفاضه و مقاومت فلسطين را با شرايط منحصربه فردي مواجه كرد كه يكي از نمودهاي اصلي آن، عدم تمايل كشورهاي همجوار فلسطين براي ايفاي نقش پشتيباني مستقيم سياسي و لجستيك از فلسطينيان است. اين شرايط، مبارزه مردم فلسطين را تقريباً در وضعيت محاصره شبه كامل بيروني قرارداده و به مشكلي مهم فراروي انتفاضه تبديل شده است. اگرچه اين مشكل مي تواند در درازمدت، كاركردي معكوس و مثبت ازخود نشان دهد و با خود اتكانمودن بيشتر فلسطينيان زمينه هاي استمرار مبارزه و موفقيت شان را فراهم آورد، اما بدون ترديد، در كوتاه و ميان مدت، كاركردي منفي و مشكل آفرين خواهدداشت. طبيعي است كه يك نهضت آزاديبخش در شرايط عدم وجود پشتوانه رسمي سياسي و لجستيك بين المللي و منطقه اي، با مشكلات ملموس و واقعي مواجه شود. فشارهاي شديد جهاني و منطقه اي براي توقف انتفاضه و مقاومت نمودي از اين شرايط سخت و كاركردهاي منفي است.
۲ـ فقدان رهبري متحدملي: شرايط و تجربه تاريخي جنبش مقاومت و ملت فلسطين به دلايل متعدد واقعي ازجمله وجود آوارگان فلسطيني دركشورهاي مختلف همجوار، به نوعي درهم تنيدگي و تداخل ميان مسأله فلسطين و سياستهاي منطقه اي و بين المللي منجرشده كه يكي از نمودهاي آن، شكل گيري نوعي تعدد و تكثر وسيع و ناهمگوني درميان گروهها و احزاب فلسطيني است. اين مسأله اگرچه در برخي زمينه ها تأثيرات مثبتي براي فلسطينيان به همراه داشته، اما در بسياري اوقات، كاركردي منفي ازخود نشان داده است. مديريت مقاومت و انتفاضه در شرايط سخت منطقه اي و بين المللي پيش گفته، آن هم با تعدد مراكز تصميم گيري درخصوص مقاومت عملاً نوعي به هم ريختگي و هرج ومرج و رقابتهاي غيرسازنده در اداره صحنه عملياتي رويارويي با اسرائيل پديدآورده و موفقيت راهبرد انتفاضه و مقاومت را با مشكلات اساسي مواجه كرده است. واقعيت اين است كه مديريت رويارويي با اسرائيل بدون وجود يك رهبري متحدملي از مشكلات اساسي انتفاضه است كه به رغم تأكيد بسياري از گروهها و شخصيتها و بر ضرورت ايجاد آن به دلايل متعدد، بويژه استمرار انعكاس سياستهاي بين المللي و منطقه اي بر صحنه فلسطين و تعدد برنامه ها و سازمانها ممكن نشده است.
۳ـ تاكتيك جايگزين استراتژي: هدف انتفاضه و مقاومت فلسطين، رهايي از اشغال است. تاكتيكهاي مبارزه براي رهايي از اشغال بطور منطقي بايد با لحاظ شرايط و مقتضيان زماني و مكاني طراحي شود، بطوردائم موردبازبيني و بازخواني قرارگيرد و درصورت ضرورت تغييريابد. يكي از مشكلات موجود دراين زمينه درصحنه فلسطين، استراتژي فرض نمودن تاكتيك ها و تعامل با تاكتيك ها به عنوان اموري تغييرناپذيراست. براي نمونه، اگر چه عمليات استشهادي يك روش مبارزه مؤثر و كارآمد در دوران انتفاضه و مقاومت فعلي فلسطين بوده است، اما اين واقعيت نمي تواند تغييري در تاكتيك بودن اين نوع از عمليات پديدآورد. همين اصل را مي توان به زبان ادبيات ديني نيز مطرح كرد، جواز و وجوب عمليات استشهادي نبايد با يكديگر خلط و يكسان پنداشته شود. اما به عنوان يك تاكتيك، وجوب دائمي ندارد و مي تواند در شرايطي بطورموقت يا حتي براي هميشه متوقف شود. اصل راهنما دراين زمينه، ضرورتهاي راهبردي اداره موفق رويارويي با دشمن است و درهرحال، قانون ثابت مديريت رويارويي با دشمن، حداكثر انعطاف درزمينه تاكتيك ها و حداقل انعطاف درخصوص استراتژي ها براساس اهداف موردنظر است.
۴ـ خلل در رابطه تكاملي ميان دولت و ملت: اگرچه هنوز دولت فلسطين به معناي واقعي كلمه تأسيس نشده است، اما از آنجا كه نهادهايي چون سازمان آزاديبخش و حكومت خودگردان فلسطين كوشيده اند در بسياري از زمينه ها، كاركردي شبيه يك دولت ازخود نشان دهند، تنظيم روابط ميان آنان و مقاومت مسأله اي اجتناب ناپذير شده است. متأسفانه به رغم اجماع ملي نسبي ايجادشده در دوران انتفاضه درزمينه ضرورت استقرار مقاومت، هنوز ارتباط اين نهادها با گروههاي مقاومت و فعالان انتفاضه درعوض آنكه رابطه اي تكاملي و ايجابي باشد، رابطه اي تقابلي و سلبي باقي مانده است. البته در پرتو تحولات عميق انتفاضه، گامهاي مثبتي دراين زمينه برداشته شده اما به دلايل واقعي ديگري ازجمله فقدان اجماع درخصوص انجام مذاكرات به موازات ادامه مقاومت اين گامها درحد تاكتيك باقي مانده و به سطح استراتژيك ارتقا نيافته است. به همين دليل اين تحولات مثبت شكننده بوده و زمينه موفقيت تلاشهاي اسرائيل و پشتيبانان بين المللي آن براي بازگشت به شرايط دوقطبي سابق دوران اسلو همچنان وجوددارد. به نظرمي رسد فلسطينيان ازچنان سطحي از هوشياري و آگاهي برخوردار باشند كه ضرورت ارتقاي اين روابط را درك كنند، اما واقعيات پيش گفته و همچنين انعكاس سياستهاي منطقه اي و بين المللي در صحنه فلسطين موجب شده است كه اين امر تاكنون محقق نشود.
۵ـ رويارويي همه جانبه و كوتاه مدت جايگزين رويارويي فرمايشي و درازمدت: مقتضاي طبيعي تأثيرگذاري و موفقيت راهبرد انتفاضه و مقاومت در فلسطين باتوجه به مجموعه شرايط و موازنه فلسطيني ـ اسرائيلي و منطقه اي ـ بين المللي مديريت يك رويارويي فرسايشي و درازمدت است. اما تجربه عملي سه سال انتفاضه نشان مي دهد بسياري اوقات، هسته ها و گروههاي مقاومت حجم آتش حمله و سطح عمليات خود را به گونه اي تنظيم مي كرده اند كه گويا مشغول يك رويارويي همه جانبه و كوتاه مدت با اسرائيل هستند. اين درحالي است كه موفقيت در برابر اسرائيل به دليل واقعيتهاي پيش گفته، نيازمند تدارك جنگي فرسايشي و درازمدت است يك اصل مهم درجنگهاي فرسايشي رعايت خطوط قرمز دشمن است، يعني دراينگونه رويارويي ها نبايد به گونه اي عمل شود كه طرف مقابل را به اقدامات وسيع و جنون آميز واداشت. به نظرمي رسد تعامل مقاومت با اسرائيل، بويژه در سال دوم انتفاضه فعلي، به حدي شديد و همه جانبه بود كه نمي توانست ازسوي اسرائيل تحمل شود؛ اشغال مجدد تمامي مناطق كرانه باختري، واكنش جنون آميز اسرائيل به چنين معادله اي بود. اين تحول با پيامدهاي جانبي آن ازجمله دستگيري و شهادت صدها عضو هسته هاي مقاومت در اين منطقه ضربات جبران ناپذيري به مقاومت واردآورد كه سير تحولات را عليه كارآمدي و موفقيت انتفاضه جهت داد، امري كه اينك توسط مقاومت فلسطين در نظر گرفته است و تلاش مي شود از تكرار آن درمنطقه غزه جلوگيري به عمل آيد. ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |