يكشنبه ۲ آذر ۱۳۸۲ - ۲۸ رمضان ۱۴۲۴
Sun, Nov 23, 2003
حوادث
شماره ۲۶۴۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
ازدواج با دختر ايراني انگيزه دزد مسلح
145065.jpg
گروه حوادث: يك جوان افغاني براي فراهم كردن شرط ازدواج با دختر مورد علاقه اش اقدام به سرقت مسلحانه از جواهرفروشي كرد.
اين جوان وقتي تصميم داشت با تهديد اسلحه سرويس جواهراتي را سرقت كند، با مقاومت مرد جواهرفروش به دام افتاد.
بنابراين گزارش، بعدازظهر روز پنج شنبه ۲۹ آبان ماه سالجاري، چندتن از مغازه داران پاساژ قائم با شنيدن صداي شليك چندگلوله از يك جواهرفروشي بلافاصله به آنجا رفتند و جوان مسلحي را گرفتار كردند. وي پس از انتقال به كلانتري ۱۷۲ تهران تحت بازجويي قرار گرفت.
وي در بازجويي به مأموران گفت: وقتي كه مرد جواهرفروش مي خواست مغازه را تعطيل كند وارد آنجا شدم واز او خواستم تا سرويس طلايي را به من نشان بدهد وقتي او سرويس طلا را روي ميز گذاشت با اسلحه او را تهديد كردم و مي خواستم طلاها را بردارم ولي مرد جواهرفروش در يك لحظه به طرفم حمله كرد ودر همين درگيري سه گلوله شليك شد تا اينكه همسايه هاي جواهرفروش مرا دستگير كردند.
به گزارش خبرنگار ما، متهم صبح روز گذشته در شعبه ۶ بازپرسي دادسراي امور جنايي توسط بازپرس توكلي تحت بازجويي قرار گرفت. متهم درباره انگيزه سرقت گفت: چندماه قبل با دختر ۱۸ ساله اي در شهر ري آشنا شدم و به او ابراز علاقه مندي كردم. پس از گذشت چند هفته وقتي مي خواستم به خواستگاريش بروم، او گفت اگر مي خواهي پدرم به ازدواج ما رضايت بدهد بايد سرويس جواهري گران بها برايش بخرم. من هم قبول كردم و به همراه او به جواهرفروشي رفتيم و سرويس طلاي مورد علاقه اش را نشانم داد.
وي در ادامه گفت: از آنجايي كه پولي نداشتم تصميم گرفتم تا هر طور شده سرويس طلا را براي اوتهيه كنم به همين خاطر يك قبضه كلت كمري تهيه كردم و...
دزدي وكلاهبرداري به شيوه جديد!
گروه حوادث، قزوين، خبرنگار «ايران»: كلاهبرداري با فريب خادم مسجد و به بهانه اداي نذر، ۶۰عدد حلقه هاي ايزوگام مسجدي را در شهرستان قزوين دزديد و پا به فرار گذاشت.
رئيس شعبه ۱۰۵ دادگاه عمومي جزايي قزوين در خصوص شگرداين متهم به خبرنگار ما گفت: شخصي با مراجعه به خادم يكي از مساجد قزوين عنوان كرده كه مدتي پيش پدرش در اين مسجد بهبود يافته و چون حاجتش قبول شده قصددارد نذر خود را با ايزوگام كردن پشت بام مسجد به جاي آورد.فرد مذكور پس از جلب رضايت خادم مسجد به نزد پيمانكاري رفته و خود را از اعضاي هيأت امناي مسجد معرفي مي كند وبا بستن قرارداد، تعداد ۶۰حلقه ايزوگام را به مسجد منتقل مي كند، اما چند ساعت بعدبه مسجد بازگشته و به بهانه نامرغوب بودن جنس ايزوگامها، تمامي آنها را با يك دستگاه خودرو نيسان از مسجد خارج مي كند.قاضي شريعت فر در ادامه گفت: صبح روز بعدهنگامي كه پيمانكار و كارگران براي شروع كار به مسجد مي آيند در كمال تعجب مشاهده مي كنند كه حلقه هاي ايزوگام در مسجدنيست. همچنين مشخص مي شود اين كلاهبردار اصلاً عضو هيأت امناي مسجد نبوده و تنها به قصد اخاذي و سرقت به استفاده از اين عنوان اقدام كرده است. رئيس شعبه ۱۰۵ يادآور شد، اين كلاهبردار در حال حاضر متواري است و تلاش براي دستگيري او ادامه دارد.
رشته فريب پليس به پاي متهم پيچيد
گروه حوادث: دزد ۶چرخ خياطي صنعتي پس از گذشت يك سال هنگامي كه قصدداشت با سپردن وثيقه از زندان آزادشود، شناسايي و بازداشت شد.
اين سارق حرفه اي از يك ماه قبل به اتهام سرقت طلا و جواهرات يكي از بستگانش دستگير و زنداني شده بود.بنابه اين گزارش، صاحب يك فروشگاه چرخ خياطي وقتي به مغازه اش مراجعه كرد متوجه شد افرادناشناس با تخريب پشت بام مغازه وارد آنجا شده و ۶دستگاه چرخ خياطي صنعتي موجود در آنجا را به همراه يك دستگاه تلويزيون ۲۱اينچ به سرقت برده اند.با شكايت اين مرد تحقيقات گسترده پليسي دراين باره آغازشد. مأموران در نخستين اقدام چندتن از شاگردان مالباخته را تحت بازجويي قراردادند ولي مشخص شد آنان دراين ماجرا نقشي نداشته اند.درحالي كه بيش از ۱۲ماه از اين حادثه مي گذشت مالباخته وقتي به مغازه يكي از دوستانش رفته بود، متوجه شد يكي از چرخ خياطي هاي سرقتي درآنجا است.مردمالباخته وقتي دراين باره پرس و جو كرد، دوستش ادعاكرد شخصي آن را برايش به امانت آورده تا او چرخ خياطي را به فروش برساند.باتوجه به اين اظهارات مأموران، تحقيقات براي رديابي اين متهم را دردستوركار خود قرارداده و دريافتند او از يك ماه قبل به دنبال سرقت جواهرات خانه يكي از بستگانش، ازسوي پليس بازداشت و به زندان افتاده است.مأموران آگاهي شهرري باتوجه به اين اطلاعات با اخذ دستورات قضايي او را از زندان تحويل گرفتند.اين متهم علي رغم وجود مستندات و مدارك پليس انجام سرقت از مغازه فروش چرخ خياطي را انكارمي كرد. تا اينكه يكي از افسران زبده پليس با نشان دادن تعدادي اثرانگشت به متهم گفت: ما اين اثرانگشت ها را ازمغازه پس از سرقت گرفته و براي تمامي زندان هاي سراسركشور فرستاده و خواسته ايم تا هروقت صاحب اين آثار را بازداشت كردند به ما تحويل دهند حالا هم تو را شناسايي و براي ما فرستاده اند.
با اين اقدام هوشيارانه دزدجوان كه گمان مي كرد آثار انگشتانش را شناسايي كرده اند لب به اعتراف گشوده و سرقت از مغازه فروش چرخ خياطي را به گردن گرفت.اين درحالي بود كه طبق دستورات قضايي قراربود او با سپردن قرارقانوني از زندان آزادشود.
دستگيري سازنده و فروشنده طلاهاي قلابي
گروه حوادث: زوج جواني در حين فروش طلاي قلابي در نظرآباد ساوجبلاغ دستگير شدند.زوج جواني كه با ورود به يك طلافروشي در نظرآباد قصد داشتند چند قطعه طلاي قلابي را به فروش برسانند با هوشياري صاحب طلافروشي تحويل مأموران پليس شدند.
در بازجويي هاي نخست مشخص شد كه يكي از متهمان به شغل طلاسازي مشغول بوده و با ساخت طلاهاي قلابي با همدستي همسرش تاكنون ۱۲ميليون ريال بابت فروش طلاهاي قلابي كلاهبرداري كرده است.به گزارش مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي استان تهران پرونده اين زوج جهت تحقيقات بيشتر تحويل مراجع قضايي شد.
شيوه نوعروس در چهارمين ازدواجش لو رفت
پسر جواني كه يكسال بعد از ازدواج متوجه شده بود همسرش او رافريب داده است به دادگاه خانواده مراجعه و از او شكايت كرد.
اين پسر جوان متوجه شد همسرش قبل از او سه ازدواج ناموفق ديگر داشته و صاحب سه فرزند است.
اين پسر جوان در دادگاه خانواده گفت: در شركتي كار مي كردم. به كارم علاقه زيادي داشتم. در زندگي هيچ كم و كاستي نداشتم به همين علت مادرم اصرار مي كرد كه هر چه زودتر ازدواج كنم. نمي دانم چرا هربار به خواستگاري دختري مي رفتيم او را نمي پسنديدم و يا احساس مي كردم كه او مورد مناسبي براي من نيست.
وي افزود تا اينكه دو سال پيش بود كه دختري جوان در شركت ما استخدام شد. در اين مدت چون من و او كارهايي را به صورت مشترك بايد انجام مي داديم، او را زير نظر گرفتم و فرد مناسبي براي ازدواج با خودم تشخيص دادم.
اين مرد جوان گفت: بالاخره موضوع را با او درميان گذاشتم و او بعد از يك هفته به من گفت كه با ازدواج من و خودش موافق است. از اين خبر خيلي خوشحال شدم و با وجود مخالفت هاي مادرم با اين وصلت خودم تنها براي ازدواج با «هستي» پيش رفتم، غافل از اينكه او در پشت چهره آرام و مهربانش چه دامي براي من پهن كرده است.
وي با ناراحتي گفت: زماني كه قرار شد مراسم ازدواج بگيريم «هستي» به من گفت راضي نيست من در خرج بيفتم و به هيچ وجه با اين تشريفات و مراسم سنتي موافق نيست. من نيز كه از سوي خانواده ام تحريم شده و تنها مانده بودم از اين پيشنهاد او استقبال كردم و خلاصه من و او در محضر به عقده هم در آمده و يك ماه بعد در آپارتمان كوچكي ساكن شديم. تصميم داشتم بعد از چند ماه هر طور كه شده دل مادرم را به دست آورم و با آنها رفت و آمد كنم.
اين مرد جوان اظهار داشت: چند ماه بعد از ازدواج به خانه مادرم رفتم ولي او مثل سابق با من رفتار كرد و مرا از خودش راند. از زندگي آرام و خسته كننده اي كه داشتيم خسته شده بودم. اين درحالي بود كه هستي هر ماه به بهانه هاي مختلف مرخصي مي گرفت و سه روز به ديدن خانواده اش در مشهد مي رفت و به هيچ عنوان از من نمي خواست كه همراهش بروم و مي گفت مادرش اهل رودربايستي است و اگر من هم بخواهم به مشهد بروم او به زحمت مي افتد.
اين مرد جوان اضافه كرد: تا اينكه يك سال از زندگي مان گذشت همسرم با داشتن بچه موافق نبود و مي گفت بگذار چند سال آسوده باشيم چون اگر بچه به دنيا بيايد من و تو آسايش مان را بي جهت از دست خواهيم داد. بگذار خانه اي بخريم و بعد بچه دار شويم. از اينكه مي ديدم او عاقلانه حرف مي زند خوشحال بودم. تا اينكه يك شب مادرش تلفن زد و زنم در حالي كه پريشان شده بود تصميم گرفت كه روز بعدبه مشهدبرود. احساس كردم او چيزي را از من پنهان مي كند. به همين علت بود كه وقتي او رفت چندساعت بعد من هم سوار ماشينم شدم وبه طرف مشهد راه افتادم.
وي گفت: وقتي به مشهد رفتم پرسان پرسان آدرس خانه پدرزنم را پيدا كردم.زنم درست ۵ساعت قبل از من به مشهد رسيده بود. چون او به تلفن همراه من زنگ زده بود و رسيدنش را خبر داده بود. از دور خانه پدرزنم را زير نظر گرفتم. هيچ چيز مشكوكي نديدم. نمي دانستم چه كنم. احساس مبهمي در من مي گفت كه بايدمسأله اي باشد كه من نمي دانم.براي همين بود كه دسته گلي با يك جعبه شيريني خريدم و سرزده و براي اولين بار به خانه پدرزنم رفتم.
آنها ازديدن من يكه خوردند. مادرزنم رنگ پريده به من نگاه كرد. او جلوي در آپارتمان ايستاده بود بدون اينكه از ديدن من خوشحال شود و يامرا به داخل خانه شان دعوت كند به من زل زده بود.
اين مرد جوان با ناراحتي اضافه كرد: مانده بودم كه چه كار كنم. از اين رفتار مادرزنم يخ كرده بودم. در همين حال دختربچه اي جلوي درآمد. چهره معصومي داشت نگاهم مي كرد. مادرزنم از ديدن بچه بيشتر دستپاچه شده بود. دخترك گفت: مامان جون! مامان هستي مي گه بيا!
از شنيدن اين جمله مادرزنم بيهوش شد. «هستي » كه از صداي جيغ مادرش جلوي در آمده بود تا مرا ديد حالش بد شد. بالاخره ديدم چند بچه قد و نيم قد دور او و مادرزنم را گرفتند.
وي گفت: شب بود كه پدر هستي به من گفت: دخترش قبلاً چند ازدواج ناموفق داشته است واز هر كدام از شوهرانش نيز يك بچه دارد و چون عشق زيادي به من داشته اين قضيه را از من پنهان كرده است تا با هم ازدواج كنيم. تازه فهميده بودم كه چرا زنم با برگزاري مراسم عقد و عروسي و رفت و آمد به خانه پدرش مخالف بود.
او گفت: آقاي قاضي! تحقيق كه كردم متوجه شدم همسرم در دو ازدواج ديگرش نيز با پنهان كاري اقدام به فريب شوهرانش كرده و آنان نيز بعد از اينكه حقيقت را فهميده اند او را طلاق داده اند.
\\\
قاضي دادگاه پس از تحقيق زماني كه زن جوان در دادگاه اعلام كرد كه ازدواجهاي گذشته اش را از شوهر چهارمش پنهان كرده بود، وي را به جرم فريب در ازدواج به يك سال حبس محكوم و حكم طلاق مرد جوان را صادر كرد.
حادثه ها
* دستگيري مأموران قلابي ـ گروه حوادث ـ قزوين ـ خبرنگار «ايران»: دو مأمور قلابي كه با عنوان كمك به بيماران خاص، اقدام به جمع آوري كمكهاي مردمي مي كردند، با هوشياري مأموران پليس شناسايي و دستگير شدند. به دنبال دريافت اطلاعات مردمي مبني بر اينكه دو نفر به نام كمك به بيماران سرطاني به چاپ قبض، به فريب مردم اقدام مي كنند، مأموران كلانتري ۱۱ مدرس به دو جوان ۲۳ و ۲۴ ساله مظنون شدند. در بازجويي هاي اوليه مشخص شد آنان با چاپ قبضهاي تقلبي، تحت عنوان كمك به بيماران سرطاني و خاص از افراد ساده لوح اخاذي مي كردند.
* دستگيري ۲ اخاذ در مشهد ـ گروه حوادث ـ مشهد ـ خبرنگار «ايران»: در جريان ايست و بازرسي مأموران انتظامي شهرستان مشهد، دو جوان كه تحت عناوين مأموران دولتي اقدام به اخاذي مي كردند، دستگير شدند.مأموران گشت ۱۵ سناباد مشهد در حين مأموريت به خودروي پرايد سفيدرنگي مشكوك شدند. در بازرسي از خودروي آنها، دو قبضه اسلحه كمري، يك قبضه اسلحه قلابي، يك عدد كارد، يك دستگاه تلفن همراه پلاستيكي و چند برگه مأموريت قلابي كشف شد.در بازجويي هاي اوليه، اين دو متهم به سه فقره سرقت اعتراف كردند.پرونده متهمان در اختيار اداره آگاهي قرار گرفت.
*دستگيري راهزنان فردوس ـ گروه حوادث ـ مشهد ـ خبرنگار «ايران»: با شناسايي و دستگيري راهزنان راههاي شهرستان فردوس در استان خراسان، راههاي مواصلاتي اين شهرستان پاكسازي شد. در پي گزارشات متعدد مبني بر اينكه نقابداران مسلح در راههاي مختلف شهرستان فردوس، اقدام به راهزني از خودروهاي شخصي و كاميونها مي كنند، عوامل انتظامي و اطلاعاتي با كمك از منابع محلي، موفق شدند سه نفر از راهزنان را شناسايي و دستگير كنند. از مخفيگاه متهمان، يك قبضه سلاح كلاشينكف، ۱۰ تير فشنگ و يك دستگاه موتوسيكلت كشف شد.
*دستگيري متهمان به قتل نگهبان كرجي ـ گروه حوادث: عاملان قتل نگهبان يك ساختمان نيمه كاره در منطقه حصارك كرج رديابي و دستگير شدند. به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان تهران، عصر روز شنبه ۳ آبان ماه سال جاري، مأموران منطقه حصارك كرج در پي دريافت گزارشي مبني بر كشف جسد نگهبان يك ساختمان نيمه كاره بلافاصله به محل اعزام و جسد مردي را به نام محمد درحالي كه با ضربات چاقو به قتل رسيده بود، كشف كردند. پس از كشف جسد، اكيپي از كارآگاهان آگاهي كرج تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز و دو نفر از اقوام مقتول را بازداشت كردند. متهمان پس از بازداشت در بازجويي به قتل محمد اعتراف كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |