|
پشت پرده انفجارهاي استانبول
• ويژه نامه (ايران ديپلماتيك) را در صفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
عليرغم آنكه شبكه تروريستي القاعده مسؤوليت انفجارهاي استانبول را به عهده گرفته است، اما احتمالاً شك و ترديد ها درباره مسببين واقعي اين حادثه، همانند عاملان حادثه ۱۱ سپتامبر باقي خواهد ماند. با وجود اين، ديدگاه هاي متفاوتي در مورد انفجار اخير در استانبول وجود دارد: ـ نخست، ديدگاهي كه معتقداست منشأ اين حملات را مي بايد در سرويس هاي جاسوسي خارجي جست وجو كرد. ـ دوم، ديدگاهي كه براين اعتقاد است، رفتار و سياست خارجي تركيه موجب بروز واكنشهايي در قالب حادثه تروريستي وانفجار اخير در استانبول شده است. انفجار هاي چند روز اخير در استانبول تركيه، بار ديگر توجه افكار عمومي جهان را به پديده تروريسم جلب كرد. اين بار، حادثه تروريستي در تركيه و در قلب اقتصادي اين كشور، يعني استانبول. در اين حوادث، بيش از ۵۰ نفر كشته و بيش از ۷۰۰ نفر مجروح شدند. در اين ارتباط، سؤالات مختلفي مطرح شد، از جمله آن كه مسببين واقعي اين حادثه چه كساني هستند؟ و چه اهدافي در پي اين انفجار وجود دارد؟ و مهمتر آنكه، پيامدهاي اين حادثه چه خواهد بود؟ عليرغم آنكه شبكه تروريستي القاعده مسؤوليت انفجارهاي استانبول را به عهده گرفته است، اما احتمالاً شك و ترديد ها درباره مسببين واقعي اين حادثه، همانند عاملان حادثه ۱۱ سپتامبر باقي خواهد ماند. با وجود اين، ديدگاه هاي متفاوتي در مورد انفجار اخير در استانبول وجود دارد: ـ نخست، ديدگاهي كه معتقداست منشأ اين حملات را مي بايد در سرويس هاي جاسوسي خارجي جست وجو كرد. ـ دوم، ديدگاهي كه براين اعتقاد است، رفتار و سياست خارجي تركيه موجب بروز واكنشهايي در قالب حادثه تروريستي وانفجار اخير در استانبول شده است. در مورد ديدگاه اول، به نظر مي رسد آن دسته از محافلي كه از همكاريهاي نزديك با رژيم صهيونيستي و آمريكا منتفع مي شوند، عمدتاً اين حملات را با هدف سوق دادن هر چه بيشتر تركيه به دامن رژيم صهيونيستي و آمريكا انجام داده ند. اين ديدگاه معتقد است، پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، ايالات متحده آمريكا عملاً ابتكار عمل را براي مبارزه با تروريسم و در مجموع، شكل دهي تحولات پس از پايان جنگ سرد و نظام دوقطبي به دست گرفته است و انفجار استانبول نيز مي تواند توجهات بيشتري را در اختيار ايالات متحده و رژيم صيونيستي براي عمليات سركوبگرانه عليه تروريسم، نيروها و عناصر حامي آن و حضور نظامي خود بويژه در سطح منطقه خاور ميانه ( در پوشش به اصطلاح برقراري امنيت ) قرار دهد. به علاوه، در شرايطي كه حضور نظامي نيرو هاي آمريكايي در خاورميانه و تشديد عمليات سركوبگرانه اسرائيل عليه مبارزان فلسطيني، حساسيت هاي بسياري را در بين افكار عمومي و مسلمانان منطقه به وجود آورده است، حادثه انفجار در استانبول و در مجاورت دو كنيسه يهوديان، مي تواند فرصت بهره برداري تبليغاتي بيشتري را در اختيار صهيونيست قرار دهد. صهيونيستها بدينوسيله ضمن محق جلوه دادن سياستهاي تجاوزگرانه خود عليه مسلمانان فلسطين در خاورميانه، مي كوشند تا توجه افكار عمومي را به اصطلاح به مظلوميت خود جلب كنند. همچنين كساني كه معتقد به ديدگاه نقش سرويس هاي جاسوسي خارجي در انفجار استانبول هستند، استدلالاهاي مختلفي را مطرح مي كنند. از جمله آن كه دولت تركيه تحت رهبري حزب عدالت و توسعه از معدود دولتهاي اين كشور است كه علاوه بر گسترش روابط با جهان غرب، داراي رويكردي معطوف به كشورهاي مسلمان منطقه خاورميانه نيز مي باشد؛ موضوعي كه با ناخرسندي واشنگتن و تل آويو همراه است. به علاوه ، عواملي چون بي ميلي واشنگتن به اعزام نيروهاي ترك به عراق و همچنين ابهامات موجود در تركيه در مورد نيات واقعي آمريكا در قبال كردهاي عراقي، از جمله مسائلي است كه نارضايتي هايي را در آنكارا به وجود آورده است. روزنامه «راديكال» چاپ تركيه در شماره نوزدهم آبان ماه طي مصاحبه اي با « حليم اوزكوك» رئيس ستاد مشترك ارتش تركيه به نگرانيهاي نظامي اين كشور در شمال عراق پرداخت. «اوزكوك» در اين مصاحبه مدعي شد كردهاي عراقي كشوري مستقل مي خواهند؛ كشوري كه تأسيس آن برخلاف منافع تركيه است. به گفته اوزكوك، تركيه انتظار ندارد كه منطقه بحران زاي ديگري همچون اسرائيل در شمال عراق تشكيل شود. چرا كه منطقه خاورميانه را با مشكلات جديدي روبرو خواهد كرد. به گفته اوزكوك، اسرائيل مركز بحران در خاورميانه به شمار مي رود. به همين دليل تلاش مي كند كه در منطقه مورد قبول واقع شود. در حال حاضر نيز رژيمي همچون اسرائيل، در داخل عراق در حال شكل گيري است و كشورهاي منطقه نيز نبايد آن را بپذيرند، چرا كه در اين صورت، بحرانهاي جديدي در منطقه رخ خواهد داد. او با اشاره به مناطقي چون بالكان، قفقاز و خاورميانه به عنوان مناطق بحران زا گفت: در حال حاضر، شمال عراق به كانون تهديدات تبديل شده و اين موضوع موجبات نگراني دولت تركيه را به وجود آورده است. افزون بر اين، دولت آنكارا به صراحت مراتب ناخشنودي خود را از تحركات رژيم صهيونيستي نيز در شمال عراق و در منطقه موصل ابراز كرده است. روز نامه هاي تركيه در شماره هاي اخير خود بااشاره به نگرانيهاي دولت آنكارا از تحركات رژيم صهيونيستي در عراق نوشتند: «تركيه از تماسهاي رژيم صهيونيستي با شوراي حكومت محلي شمال عراق براي بازپس گيري املاك و داراييهاي ۱۵۰ هزار كرد عراقي كه در سالهاي گذشته به فلسطين اشغالي مهاجرت كرده ند، نگران است. شبكه تلويزيوني «ان.تي.وي» تركيه نيز تصريح كرد كه آنكارا، فعاليتهاي اسرائيل را در شمال عراق از نزديك پيگيري مي كند، چرا كه آنكارا، نگران تشكيل ائتلاف پايدار ميان اسرائيل و كردهاي شمال عراق است.» به نظر مي رسد تعويق امضاي توافقنامه فروش آب تركيه به رژيم صهيونيستي و در پي آن، مخالفت تركيه با درخواست «آريل شارون» نخست وزير رژيم صهيونيستي براي سفر به آنكارا در اواسط آبان ماه، بي تأثير از اين ناخرسندي دولت تركيه از سياستهاي اسرائيلي نباشد. نگراني تركيه از به خطر افتادن منافع ملي اش، مي تواند به نوعي منجر به ايجاد شكاف در مناسبات و اتحاد ميان اين كشور با ايالات متحده و رژيم صهيونيستي شود. بنابر اين به نظر مي رسد با انفجار اخير در استانبول، نگراني تركيه از احساس تهديد عليه منافع امنيتي، سياسي و اقتصادي خود از ناحيه تروريسم، بار ديگر دولت اين كشور را متمايل به تحكيم مثلث همكاريهاي راهبردي اش با رژيم صهيونيستي و ايالات متحده آمريكا و تحكيم جايگاهش در صف ائتلاف بين المللي براي مبارزه با تروريسم بين المللي كرده است؛ موضوعي كه يقيناً واشنگتن و تل آويو نيز از آن استقبال مي كنند. به نظر مي رسد يكي از دلايل تمايل واشنگتن به حفظ مناسبات نزديك خود با تركيه، تا حدودي ناشي از اهميت ژئوپولتيك تركيه در دوران پايان جنگ سرد و نظام دولتي و بويژه پس از واقعه ۱۱ سپتامبر باشد. نگاهي اجمالي به دلايل اهميت اين مسأله مي تواند توجيه كننده تلاش ايالات متحده آمريكا و متحدان رژيم صهيونيستي براي حفظ تركيه در محور مثلث همكاريهاي خود در خاورميانه باشد. پايگاه اينترنتي «ميدل ايست نيوزلاين» اواخر اسفند سال ۱۳۸۰ گزارش داد برخي استراتژيستهاي آمريكايي كه مسائل تركيه را بررسي كنند، به دولت «جورج دبليو بوش» توصيه كرده اند، براي جايگزيني تركيه به جاي عربستان سعودي به عنوان متحد كليدي خود در خاورميانه، اقدام كند. اين استراتژيستها معتقدند تركيه در پي جنگ آمريكا عليه تروريسم تعهد خود را در قبال مبارزه با قيام اسلامي به اثبات رسانده است. در شماره بيست و يكم اسفندماه ،۱۳۸۰ بولتن «بنياد آ. آر. اي» كه اختصاص به مسائل تركيه دارد، آمده است: «همچنان كه روابط آمريكا با عربستان سعودي، كشوري كه به مدت بيش از ۳۰ سال متحد شماره يك آمريكا در خاورميانه بوده، به عنوان پيامد مداخله و حمايت عربستان از اسامه بن لادن رئيس شبكه تروريستي بين المللي القاعده و در حال تجربه تحولاتي منفي است، تركيه تنها گزينه منطقي براي تبديل شدن به متحد جديد آمريكا در خاورميانه است.» به علاوه، اين عده استدلال مي كنند تركيه مي تواند الگوي مناسبي از يك كشور مسلمان مدرن و با سيستم حكومتي لائيك را براي كشورهاي مسلمان منطقه ارائه كند. «كاندوليسا رايس» مشاور امنيت ملي بوش يازدهم آبان ماه سال جاري ضمن تأكيد بر اهميت نقش تركيه در خاورميانه و جهان گفته بود: «اهميت تركيه براي آمريكا به علت موفقيت اين كشور در برقراري پيوند ميان اسلام و دموكراسي لائيك است. اظهارات «سيلوان شالوم» وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي روزپس از انفجار استانبول مبني بر آنكه عاملان عمليات، دشمنان دموكراسي هستند، در همين ارتباط قابل تأمل است. بدين معنا كه به نظر مي رسد انفجار استانبول، فرصتي را در اختيار واشنگتن و تل آويو براي تبليغ به اصطلاح برقراري و لزوم دموكراسي دلخواه خود از طريق الگوهاي مورد نظرشان در خاورميانه، گذاشته است. معتقدان به دومين ديدگاه نيز كه حادثه انفجار در استانبول را واكنشي به همكاريهاي راهبردي تركيه با رژيم صهيونيستي و ايالات متحده در خاورميانه مي دانند، استدلالهاي متعددي ارائه مي كنند. آنها معتقدند دولت آنكارا همواره از همكاريهاي نزديك سياسي، نظامي و امنيتي با رژيم صهيونيستي برخوردار بوده است و به همين دليل، تركيه همواره با حساسيت خاصي ازسوي شبكه تروريستي بين المللي القاعده روبرو بوده است. اين حساسيت عمدتاً ناشي از تاريخچه مناسبات تركيه با رژيم صهيونيستي و يهوديان است. «رابرت كاپلان» در نشريه «گلوباليست» در سال ۱۳۸۰ در مورد روابط تركيه و اسرائيل نوشت: «در سال ،۱۴۹۲ زماني كه يهوديان از اسپانيا اخراج شدند، تركها ورود آنها را به امپراتوري عثماني خير مقدم گفتند. قبل از جنگ جهاني اول، انقلابيون جوان ترك از يهوديان بيشتري براي مهاجرت به امپراتوري عثماني دعوت كردند و به اين ترتيب كوشيدند مانعي در برابر عربها ايجاد كنند. يهوديان جهان تا اندازه اي به خاطر روحيه ضد سامي تزارهاي روسيه به طور سنتي طرفدار تركيه بوده اند. در سال ،۱۹۴۹ تركيه دولت تازه تشكيل شده اسرائيل را به رسميت شناخت. با وجود اين، تا سال ،۱۹۹۶ روابط آنان بيشتر حالت نمادين داشت تا عملي.» اما در اواخر قرن ،۲۰ نياز اسرائيل به داشتن يك متحد نزديك در جهان اسلام به لحاظ برخوردار شدن از عمق استراتژيك در خاورميانه، آشكار شد. تركيه نيز احساس مي كرد يهوديان مي توانند در ارتباط با مشكل آنها با يونان و يا عضويتش در اتحاديه و همچنين كسب كمكهاي مالي از مراكز مالي جهان كه يهوديان بر آنها بسيار نفوذ دارند و همچنين دريافت تجهيزات نظامي از اسرائيل بهره جويد. علاوه بر اين، تركها در منطقه به لحاظ سابقه گذشته استعماري امپراتوري عثماني به نوعي در انزواي سياسي به سر مي بردند و اتحاديه اروپا هم سالهاست كه آنها را در ارتباط با عضويت تركيه در اتحاديه اروپا در انتظار گذاشته است. از اين رو، احساس ناشي از منزوي بودن از جمله دلايل نزديك سازي مناسبات آنها با رژيم صهيونيستي است. به گونه اي كه تركيه و اسرائيل در سال ۱۹۹۶ ميلادي توافقنامه اي نظامي امضا كردند كه روابط آنها را از ابعاد استراتژيكي برخوردار ساخت. به علاوه، تصميم تركيه براي تأمين آب مصرفي اسرائيل، اقدامي در راستاي تثبيت موقعيت اسرائيل در منطقه محسوب مي شود، ليكن اين نزديكي مناسبات هيچگاه فقط سياسي نبوده است. چنانكه گفته مي شود، شبكه تروريستي القاعده به دفعات به دولت تركيه، به دليل هم پيماني اش با ايالات متحده و رژيم صهيونيستي هشدار داده بود. تحليلگراني كه معتقدند انفجار استانبول از سوي شبكه تروريستي القاعده طراحي و انجام شده است، استدلال مي كنند، القاعده عمدتاً از طريق ايجاد رعب و وحشت و تهديد منافع و ثبات سياسي و اقتصادي تركيه درصدد است به عامل بازدارنده در گسترش همكاريهاي اين كشور با رژيم صهيونيستي و ايالات متحده عمل كند. در واقع، تركيه دوران دشواري را به لحاظ سياسي و اقتصادي مي گذراند. اين كشور براي ترميم مشكلات اقتصادي عمدتاً به كمكهاي مالي نهادهاي اقتصادي و مالي جهان، سرمايه گذاريهاي خارجي و همچنين كسب درآمد از راه صنعت توريسم چشم دوخته است. دولت آنكارا با عنايت به لزوم حفظ ثبات سياسي و اقتصادي و براي به وجود آوردن زمينه هاي لازم براي جذب اين درآمدها و كمكهاي مالي مذكور، در تلاش براي برقراري ثبات سياسي در كشور است. چراكه هنوز هم مناقشه ميان دولت آنكارا به رهبري حزب عدالت و توسعه با اميران نظامي تركيه، در مورد نقش ارتش در امور سياسي و يا مسائلي ديگر همچون پوشش اسلامي بانوان محجبه، نقض حقوق بشر، مسأله قبرس، اختلاف ديدگاه بر سر شروط اتحاديه اروپا براي عضويت در اين اتحاديه، چالشهايي را فراروي دولت تركيه به وجود آورده و حتي به نوعي، ثبات سياسي در اين كشور را بيشتر موردتهديد قرارداده است. در چنين شرايطي ،انفجار در شهر استانبول كه قلب اقتصادي تركيه محسوب مي شود، مي تواند زنگ خطري براي ثبات اقتصادي در تركيه و بويژه صنعت توريسم در اين كشور باشد. بنابراين، انتخاب شهر استانبول براي عمليات تروريستي تصادفي نبوده است. ضمن آنكه اين اقدام تروريستي در مجاورت دو كنيسه يهوديان صورت گرفته است كه مي تواند هشداري به دولت آنكارا براي بازنگري در سياستهايش درقبال رژيم صهيونيستي تلقي شود. «اريك رولو» كارشناس برجسته مسائل خاورميانه و سفير سابق فرانسه در آنكارا معتقد است «اين سوءقصدها عليه يهوديان تركيه نبوده، بلكه سوءقصدي عليه يهوديان به طور كلي بوده است. چراكه درمنطقه، بيش از پيش، هر يهودي را صهيونيست مي دانند و بر اين گمانند كه هر يهودي، اسرائيلي و يا حداقل حامي سياستهاي شارون است.» صرفنظر از صحت و سقم ديدگاههاي فوق بايد گفت انفجار استانبول و در مجاورت دوكنيسه يهوديان، موضوع بحث و جدلهاي گسترده اي در تركيه و خارج از اين كشور و درباره روابط تركيه با رژيم صهيونيستي ـ اتحاديه اروپا و كشورهاي عربي و اسلامي شده است. برخي بر اين باورند همانگونه كه پيامدهاي حادثه ۱۱ سپتامبر نشان داد. تبعات اين گونه حوادث به مراتب مهمتر از سرمنشأ اين قبيل حوادث تروريستي است. بنابراين در حال حاضر بحث بر سر آن است در صورتي كه انفجارهاي استانبول ناشي از اقدامات شبكه تروريستي بين المللي بوده باشد، چه پيامدهايي را مي توان در عرصه سياسي تركيه متصور شد؟ يكي از احتمالات موجود، تقويت نقش نظاميان در صحنه سياسي تركيه خواهد بود. احتمالاً ژنرالهاي تركيه با اين ادعا كه راه حلهاي امنيتي براي مبارزه با تروريسم در اختيار دارند، بدين وسيله تلاش خواهندكرد تا مجدداً در امور سياسي تركيه فعال شوند. پيش از اين، دولت تركيه به رهبري حزب عدالت و توسعه به منظور برآورده نمودن درخواستهاي موردنظر اتحاديه اروپا و تحقق عضويتش در اتحاديه اروپا با تصويب لوايحي درصدد كاهش نقش نظاميان در امور سياسي برآمد. دولت آنكارا در تركيب شوراي امنيت ملي تغييراتي به وجود آورد. پارلمان تركيه روز نهم مردادماه سال جاري هفتمين لايحه همگرايي را به تصويب رسانيد. اين مجموعه كه شامل ۳۵ ماده قانوني است، راه را براي كنترل هزينه هاي نظامي هموار كرده و وظايف و اختيارات دبيركل شوراي امنيت تركيه را كه در حاكميت نظاميان بوده است، محدود و زمينه را براي انتخاب يك مسؤول غيرنظامي به دبيركل شورا فراهم مي كند. به علاوه، مناقشه لفظي ميان دولت آنكارا به رهبري حزب عدالت و توسعه با لائيك هاي افراطي در تركيه و يا نظاميان بر سر مسأله پوشش اسلامي بانوان محجبه، موجبات ناخرسندي اميران ارتش را به وجود آورده است. از اين رو، احتمالاً انفجارهاي استانبول، فرصت مناسبي را براي نخبگان نظامي تركيه به وجود آورده است. تا با تكيه بر دفاع از امنيت كشور بر نقش خوددر امور سياسي صحه بگذارند. حتي حادثه تروريستي در تركيه مي تواند دستمايه اي براي افزايش سختگيريها درقبال حزب حاكم عدالت و توسعه شود. در اين صورت، مي توان تصور كرد كه موضوع پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا ممكن است بارديگر تحت تأثير مقوله نقش نظاميان در امور سياسي قرارگيرد. در عين حال، چنين وضعيتي با استقبال آن عده از محافلي در تركيه مواجه خواهدشد كه از شرايط اتحاديه اروپا براي كاهش نقش ارتش در عرصه سياسي و يا حل مناقشه قبرس به نفع يوناني تبارهاي اين جزيره و يا عدول از فلسفه آتاتركيسم نگرانند. افزون بر آن حادثه انفجار بمب درمقابل دوكنيسه شهر استانبول، دولت تركيه را به سمت تقويت محور همكاريهاي آنكارا، تل آويو و واشنگتن سوق مي دهد. چنانكه مقامهاي عاليرتبه تركيه به دفعات اعلام كرده اند كه نيازمند حمايتهاي بين المللي براي مقابله با تروريسم بين المللي هستند. ضمن آنكه دولت آنكارا در شرايط فعلي با چالشهاي ناشي از تقابل خرده ناسيوناليسم (كردي) با ناسيوناليسم كلان (ترك) مواجه است. به نظر مي رسد مواضع دولت آنكارا درمقابله با مخالفان كرد خود بيشتر به دولت واشنگتن نزديك تر است تا دولتهاي اروپايي. به ويژه آنكه در حال حاضر، دولت آنكارا به ظاهر وعده حمايت آمريكا درمقابله با عناصر و شورشيان كرد مخالف دولت تركيه (كادك) را به دست آورده است. به علاوه كادك (پ.ك.ك سابق) در بيانيه اي كه بيستم آبان ماه منتشر شد، با اعلام انحلال اين سازمان تأكيد كرد: در تلاش براي ايجاد تشكيلات و سازماني جديد و مردم سالارانه تر است. دولت آنكارا اين اقدام كادك را تاكتيكي سياسي براي عدم جايگيري در فهرست سازمانهاي تروريستي اروپا ارزيابي كرد و واشنگتن نيز اعلام داشت: حزب كارگران كردستان (پ.ك.ك) كه به كادك تغيير نام داده بود، تحت هر نامي ديگر يك سازمان تروريستي است. در اين ميان، هنوز هم دولتهاي اروپايي از قراردادن شورشيان مخالفان كرد دولت آنكارا در فهرست سازمانهاني تروريستي خود دچار ترديد هستند. دولت آنكارا كماكان مايل است دولتهاي اروپايي را متقاعد به همكاري بيشتر با تركيه براي مقابله با تروريسم و مساعدت بيشتر براي تحقق عضويتش در اتحاديه اروپا كند. در ارتباط با روابط تركيه و كشورهاي مسلمان منطقه نيز مي توان تصور كرد كه اين كشور درصدد است از حادثه تروريستي اخير در جهت زدودن تفكر رويارويي تمدن هاي مسيحي و اسلامي كه پس از حادثه ۱۱ سپتامبر رشد كرده است، استفاده كند. به ويژه، تركيه به عنوان يك كشور مسلمان كه خواستار عضويت در اتحاديه اروپا (كه به عنوان يك كلوپ مسيحي شناخته مي شود) مي باشد، ناگزير است به نوبه خود از رشد چنين تفكري و آثار مخرب آن جلوگيري كند. پس از واقعه ۱۱ سپتامبر، اجلاس استانبول كه در بيست و دوم بهمن ماه ۱۳۸۰ و با تلاش دولت آنكارا و با هدف گردآوردن كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و سازمان كنفرانس اسلامي و نزديكتر كردن ديدگاه هاي كشورها و دو فرهنگ و تمدن مسيحيت و اسلام و در راستاي تز گفت وگوهاي تمدن ها انجام پذيرفت، در همين چارچوب قابل تأمل است. در همين ارتباط، انفجار استانبول فرصتي را در اختيار دولت تركيه قرار داده است تا خود به عنوان يك كشور مسلمان قرباني تروريسم، تلاش كند نقش پلي را براي ارتباط دو تمدن مسيحيت و اسلامي ايفا نماند. چنان كه «جميل چيچك» وزير دادگستري و سخنگوي دولت تركيه نيز تأكيد كرده كه اسلام، دين صلح است و نام اسلام هرگز نبايد در كنار تروريسم تلفظ شود و سازمان هايي كه با نام اسلام فعاليت تروريستي مي كنند، هيچ ارتباطي با اسلام ندارند. اگرچه اين اظهارات قرين با واقعيت است، ليكن موفقيت دولت تركيه براي پيشبرد تز همزيستي و گفت وگوي تمدن ها نيز با ابهاماتي مواجه است. چرا كه دولت تركيه با اتخاذ سياست هاي چندگانه همچون برقراري اتحاد استراتژيك با ايالات متحده آمريكا و رژيم صهيونيست ها عضويت در ناتو و بسياري ديگر از سازمان ها و نهادهاي اروپايي و تلاش براي عضويت در اتحاديه اروپا و در مجموع داشتن رويكردي غالب در عرصه سياست خارجي به سمت غرب، هنوز نتوانسته است جايگاه واقعي خود را در جهان اسلام بيابد. احتمالاً به همين جهت دولت تركيه تاكنون نتوانسته متحدان واقعي را براي خود و حل مشكلاتش بيابد. چنان كه جميل چيچك وزير دادگستري تركيه نيز (۲۶ آبان ماه) ناگزير از اذعان اين واقعيت شد كه تركيه در مبارزه با تروريسم تنها مانده و دعوت هاي اين كشور از ديگر دولت ها براي همكاري در مبارزه با تروريسم، اغلب بي پاسخ مانده است. با اين حال، آخرين انفجارهاي استانبول كه همدردي جهاني را در پي داشت، باعث شده تا كشورهايي مانند انگليس در كنار آنكارا قرار گيرند. از سويي، علاوه بر حوادث تروريستي در استانبول، عمده واكنشها در مقابل آن نيز قابل توجه و تأمل است. بار ديگر، مطبوعات آمريكايي به نوعي كوشيدند اين حملات را به شبكه تروريستي القاعده نسبت دهند، البته احتمال انتساب چنين حوادثي به شبكه القاعده به عنوان يك ظن قوي به قوت خود باقي است. اما آنچه حائز توجه است، سمت گيري برخي از رسانه هاي غربي به انتساب چنين حوادث تروريستي از ناحيه مسلمانان و يا دين اسلام است. ترديدي نيست كه اسلام، دين صلح و دوستي و برابري است، ليكن تعمد رسانه هاي غربي بويژه آمريكايي در سمت گيري لبه تيز حملات خود به اسلام و مسلمانان، نشانه اي از تلاش عده اي از محافل غربي به احياي ايده بي اساس برخورد تمدنها است. روزنامه «ايندين پرس» در مقاله اي با عنوان «جنگ داخلي اسلام» حتي پا را فراتر گذاشته و تز جنگ داخلي ميان مسلمانان را مطرح مي كند. بي ترديد، وجود برخي برداشتها و قرائتهاي مختلف از دين در ميان تمام اديان حتي ميان دين مسيحيت نيز وجود داردكه موجب انشعاب مذاهب مختلف از آن شده است. ولي اين دليل قانع كننده اي مبني بر جنگ ميان مذاهب و يا پيروان يك دين خاص نمي شود. ترديد نيست كه تروريسم و اشكال آن به هر نوعي محكوم است. ليكن آنچه حائز اهميت است، توجه به اين مسأله مي باشد كه حوادث تروريستي از اين دست در واكنش به چه جرياناتي انجام مي پذيرد؟ برخي كارشناسان روابط بين المللي اين قبيل حوادث تروريستي را از ديدگاهي ساختاري بررسي مي كنند و آن را واكنشي اعتراض آميز به ساختار نظام بين المللي مي دانند كه براساس تعميق فاصله ميان داراها و ندارها، توسعه ناموزون و توزيع ناعادلانه ثروت در دنيا شكل گرفته است. آنها علت وجود اين نابرابري در روابط بين الملل را طبقات و سرمايه داري مي دانند كه بر روابط بين الملل تحميل شده است و به ظن «امانوئل والراشتاين» به سه بخش مركز و پيرامون و شبه پيرامون تقسيم شده است و هر روزه هم فاصله ميان آنها عميق تر مي شود. گروهي نيز با استفاده از نظرات مدرنيزاسيون اين قبيل حوادث تروريستي را حاصل تقابل بين سنت و مدرنيسم مي دانند. برخي ديگر نيز با رويكردي پست مدرنيستي ظهور حوادث تروريستي را حاصل فروپاشي نظام دوقطبي و سرخوردگي اين قبيل گروههاي تروريستي از حاميان اصلي خود كه ابر قدرتها بوده اند مي داندكه اينك فراموش و به حاشيه پرتاب شده اند. در هر حال، به نظر مي رسد برخي محافل سياسي در جهان غرب تعمداً با ناديده گرفتن چنين گفتمانهايي، بدون تلاش براي يافتن دلايل واقعي اين حوادث تروريستي صرفاً سعي در قرار دادن اسلام در برابر مسيحيت و ياتفرقه در جهان اسلام را دارد.
|