سه شنبه ۴ آذر ۱۳۸۲ - ۳۰ رمضان ۱۴۲۴
Tue, Nov 25, 2003
ويژه ۴
شماره ۲۶۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
۴محور در ديپلماسي خاورميانه اي واشنگتن
145296.jpg
ترجمه سارا جوانبخت
منبع سايت اينترنتي وزارت امورخارجه آمريكا
خلاصه:
«ويليام برنز» معاون وزير امورخارجه آمريكا در نشست اقتصادي عرب ـ آمريكا در شهر «ديت ويت» در ايالت «ميشيگان» چهارموضوع را مطرح كرده و معتقد است كه اين مسائل محور سياست آمريكا در خاورميانه را شكل مي دهد. مسأله اول: كمك به عراقي هاي آزاد شده از حكومت مستبدانه صدام حسين، براي ساخت كشوري يكپارچه، استوار و شكوفا است، آنچه كه لياقتش را دارند. دوم: پيشرفت در جهت رسيدن به وضعيت مطلوب ميان اسرائيل و فلسطينيها، سوم: مبارزه با تروريست و دولتهاي حامي آن و تلاش براي منع گسترش سلاحهاي كشتار جمعي و چهارم: ادامه مبارزات تاريخي در تلاش براي اصلاحات اقتصادي و سياسي در خاورميانه.
متن سخنراني او كه در برگيرنده خطوط كلي سياست خارجي واشنگتن در قبال خاورميانه است و از همين جنبه اهميت دارد، از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد. هر چند كه بايد خاطرنشان كنيم كه چاپ آن به معناي تأييد سخنان معاون وزير امورخارجه آمريكا نيست.
|||
هيچ گاه روابط بين ايالات متحده و دولتهاي خاورميانه بحراني تر از زمان كنوني نشده است. امروز زماني است كه در خاورميانه، اختلافات مهمي در بسياري از جبهه ها از دور نمودار مي شوند ـ از عراق گرفته تاجنگ عليه تروريسم و درگيريهاي اسرائيل ـ فلسطيني ها. درحال حاضر، اين مسائل روابط اعراب ـ آمريكا را به زير سؤال برده و موجب نگراني بسياري از مردم ايالات متحده درباره مسائل خاورميانه و دورنماي تحولات آينده شده است. اگر تاكنون فرصتي براي نگاه صادقانه به دورانهايي كه با هم بوده ايم و صحبت از واقعيتهاي ساده در زماني كه روبروي هم قرار گرفته ايم، پيش آمده باشد، همين امروز است.
به نظر من، چهار موضوع بحث مرتبط به هم سياست آمريكا در قبال خاورميانه را شكل مي دهد:
۱ـ كمك به عراقي هاي آزاد، براي ساخت كشوري يكپارچه، استوار و شكوفا، يعني آنچه كه لياقتش را دارند.
۲ـ پيشرفت در جهت رسيدن به وضعيت مطلوب دو دولت اسرائيل و فلسطين
۳ـ مبارزه با تروريست و دولتهاي حامي آن وتلاش براي منع گسترش سلاحهاي كشتار جمعي
۴ـ ادامه مبارزات تاريخي در تلاش براي اصلاحات اقتصادي و سياسي در كشورهاي خاروميانه
من احمق نيستم و مي دانم كه مشكلات بسياري دراين راه وجود دارد و تغييرات به آساني و با سرعت پيش نمي روند. اما در مجموع اين مسائل موارد مورد بحث در منطقه هستند و بحث درباره آنها دلايل لازم را براي مبارزه با اقليت جنگ طلب بيان مي كند و راه اميدي براي يافتن پادزهر نهايي در مقابله با خشونت هاي افراطي ارائه مي دهد. بگذاريد هر كدام از اين مسائل را به طور خلاصه توضيح دهم.
عراق
من به تازگي از سفر دوم خود به عراق بازگشته ام. در راه بازگشت به وظايف بزرگ و پيچيده اي فكر مي كردم كه ما ومردم عراق، بعد از چنددهه حكومت وحشيانه صدام، در پيش رو داريم. شكي وجود ندارد كه فكر باز گرداندن امنيت وارائه دوباره خدمات اوليه به مردم، نگران كننده است. همچنين است مسأله بازسازي اقتصادي و تسريع برنامه هاي سياسي براي بازگرداندن اداره امورعراق به عراقيها. در ضمن، هيچ شكي وجود نداردكه عراقيها سرانجام از بي رحمي و ويراني وحشتناك رژيم صدام حسين آزاد شده اند. بايد بگويم من به همراه «كالين پاول» ازحلبچه بازديد كردم، جايي كه صدام حسين در سال۱۹۸۸ مردان، زنان و كودكان كرد را بمباران شيميايي كرد. همچنين يك گور دسته جمعي را در جنوب عراق ديدم، جايي كه بيش از ۱۰ هزار شيعه قرباني جنايتهاي صدام در سال ۱۹۹۱ شدند. نمي توانم تصور كنم كه كسي اين محل ها را ببيند و دلايل عقلاني رئيس جمهور بوش عليه صدام حسين را درك نكند. حال، جمهوري وحشت صدام از بين رفته است و ديگر بازنخواهد گشت.
«پل برمر » و گروه همراه ما در تلاش براي شكل دادن به راه هاي اميد بيشتري هستيم. ۴۶ هزار پليس عراقي به كارگرفته شده اند و اردن مسؤوليت دوره هاي آموزشي بيش از يك هزار نيرو را پذيرفته است. تسهيلات اوليه به مردم برگردانده شده و توليد برق به ميزان سابق بازگشته است. برنامه هاي ايجاد اشتغال جهت به جريان افتادن دوباره حمل و نقل و ساخت زيربنانهاي اساسي، پيش بيني شده است شوراي دولتي و دولت جديد عراق مسؤوليت هاي بيشتري در قبال سياستهاي ملي برعهده گرفته اند. در همين ارتباط، برنامه هايي براي ايجاد دستگاه قضايي مستقل درنظر گرفته شده است. شوراي دولتي اخيراً پيش نويس تعرفه هاي مالي و اصلاحات جديد را ارائه داده است تا راه به سوي سرمايه گذاريهاي سودمند خارجي گشوده شود.
مراحل برنامه ساختن عراقي آباد و دموكرات آغاز شده است. انتخابات به عنوان اقدامي در جهت بازگرداندن سريع استقلال به عراقي ها در پيش رواست. اتحاديه عرب با برشمردن نقش اساسي ديگر كشورهاي عرب براي بازگرداندن دوباره عراق به عنوان قدرت منطقه، گامي مهم در پذيرش دولت جديد عراق برداشته است.
احمقانه است كه موانع پيش رو را ناچيز پنداريم. اما ناچيز پنداشتن اقدامات انجام شده نيز احمقانه است. ادامه پيشرفت نياز به تلاشها و حمايتهاي بسيار زيادي دارد. همانطور كه رئيس جمهور بوش درخواست كمك ۲۰ ميليارد دلاري را براي ساخت زيربناهاي عراق، به كنگره ارائه داد بايد هر چه سريع تر عراقي ها آينده كشور خود را در دست بگيرند و در اين ارتباط، نياز به حمايت جهاني دارند.
اكنون در دستور كار آمريكا در خاورميانه، هيچ چيز مهم تر از اتخاذ يك سياست درست در عراق نيست. ما، مردم عراق و همراهان ما در جامعه بين الملل تلاش خود را مي كنيم و تأكيد مي ورزيم كه مي توانيم و بايد موفق شويم.
اسرائيل و فلسطين
در كنار عراق، مسأله ديگري وجود دارد كه تلاشهاي پيچيده اي را در دستور كار برنامه هاي ايالات متحده قرارداده است: چگونه اميد به صلح را دوباره بين اسرائيل و فلسطين زنده كنيم به دشوار ي مي توانم بگويم كه اميد بسيار كمي در اين زمينه، وجود دارد. خشم قابل درك اسرائيلي ها كه از اعمال تروريستي (!!) رنج مي برند، اميد را در آنها از بين برده است. ناكامي ها و حقارتهاي روزانه فلسطيني هايي كه در كشوري اشغال شده زندگي مي كنند، اميد را در خود خفه كرده است و آنچه كه در اين جريان نابود مي شود، رؤياي دو دولت است كه جورج بوش در صحبتهاي خود در ۲۴ ژوئن ۲۰۰۲ به آن اشاره كرد.
واقعيت اين است كه هر دو طرف بايد در آينده، آنچه امروز وجود دارد، شاهد باشند. اسرائيلي ها بايد شاهد پايان تروريسم باشند و به پايان نهايي درگيريها و توافق هاي كامل در منطقه اميد داشته باشند. فلسطيني ها نيز بايد شاهد جايگاه بالاي خود باشند و به نتيجه رسيدن هرچه سريع تر مذاكراتي را كه در سال ۱۹۹۷ براي پايان دادن به اشغال فلسطين و ايجاد دولتي مستقل و پايدار آغاز شده است، انتظار بكشند.
چنين دولت فلسطيني نمي تواند بر پايه تروريسم و خشونت بنا شود و نمي تواند اينگونه باشد اين دولت براي بقاء نمي تواند انعطاف پذير نباشد فلسطيني ها بايد با خود روراست باشند. آنها ناگزير از مقابله با كساني خواهند بود كه رؤياهاي فلسطيني آزاد را نابود مي كنند (!!)
همانطور كه پرزيدنت بوش مكرراً تأكيد كرده انتقال رهبري فلسطيني ها امري ضروري است. پايان خشونت و اصلاح سياستهاي فلسطيني ها هيچ امتيازي براي بيگانگان ندارد و به نفع خود فلسطيني ها است و تنها روش مفيد براي پايان اشغال خواهد بود. دولتهاي عرب براي تقويت چنين راه هايي مسؤول هستند و بايد به تعهد خود در «شرم الشيخ» در ژوئن گذشته، براي قطع سرمايه گذاري در اين كشورها و روشهاي ديگر حمايت از گروه هاي افراطي، پايدار بمانند. جامعه بين الملل نيز مسؤول است و تصميم اخير اتحاديه اروپا مبني بر شناختن حماس به عنوان گروهي تروريستي گامي مثبت در اين زمينه به شمار مي رود. همه ما بايد قاطعانه عمل كنيم.
اما ظهور دولت مستقل فلسطين در كنار اسرائيلي امن تنها رؤياي مردم فلسطين نيست و تحقق اين امر در آينده اسرائيل نيز نقش دارد؛ اسرائيلي كه اسرائيلي ها به فرزندان و نوه هاي خود تحويل خواهند داد.
تصوير جمعيتي منطقه نشان مي دهد كه از سال،۲۰۲۰ يهوديان در سرزمينهاي تحت محاصره اسرائيل، كرانه غربي و نوارغزه در اقليت خواهند بود. با افزايش سرزمينهاي در دست اسرائيل و زياد شدن جمعيت آنها ، تصور جدا شدن مردم اين دو كشور در دو دولت مستقل، سخت تر مي شود. واقعيت اين است كه اسرائيل با سياستهاي خاص خود و صرف هزينه هاي بسيار زياددر اقتصاد، مستعمراتش را افزايش مي دهد و اين فريبنده است حتي اگر مشخص شودكه منطق مستعمرات و واقعيت جمعيتي مي تواند در آينده به ضرر اسرائيل به عنوان حكومت ملي يهوديان باشد.
براي دوستان اسرائيل، فرار از اين واقعيت مشكل است. تلاش در جهت افزايش مستعمرات بايدمتوقف شود، زيرا اين عمل، در نهايت، توان اسرائيل را تحليل مي برد و اين همان چيزي است كه فلسطيني ها مي خواهند. جريان ديوار امنيتي نيز مشكل مهمي است ـ نه صرفاً به دليل وجود ديواري بين اسرائيل و كرانه غربي ـ بلكه به دليل اينكه قرار گرفتن اين ديوار در كرانه غربي، فلسطيني ها را از يكديگر جدا مي كند.
دقيقاً همان گونه كه برگرداندن سرزمين فلسطيني ها به صاحبان اصلي شان ضروري است، ايجاد و حفظ امكانات لازم براي روي كار آمدن دولتي جديد به رهبري فلسطيني ها، يك بار براي هميشه و براي پايان دادن به تروريسم، ضروري است. اين واقعيت به ديدگاه رئيس جمهور در ۲۴ ژوئن بازمي گردد كه به «نقشه راه » به عنوان وسيله اي براي رسيدن به اين هدف اشاره كرد. واقعيت ساده اي كه باقي مي ماند، اين است كه «نقشه راه » به خودي خود اجرا نمي شود. وظيفه سختي بر دوش ما است تا اميد را دوباره زنده كنيم و در اين راه واقعيتهاي سخت را ببينيم.
مبارزه با تروريسم و سلاحهاي كشتار جمعي
سومين محور اصلي سياست ايالات متحده در خاورميانه ، مبارزه با تروريسم و گسترش سلاحهاي كشتارجمعي است. من تنها به چند درگيري اصلي كه با آن موجه هستيم، مي پردازم.
بگذاريد از ايران شروع كنم، كه نه تنها ما بلكه بسياري از كشورهاي ديگر را نيز نگران كرده است(!!) آژانس بين المللي انرژي اتمي ، تصوير نامساعدي از برنامه هاي هسته اي ايران و عدم تطبيق آن با معاهده منع توليد گسترش و گسترش سلاحهاي هسته اي ارائه داده و اين كشور را جزو كشورهاي حامي تروريسم قرار داده است. ما مصمم هستيم براي جلوگيري از تعقيب برنامه هاي توليد سلاحهاي كشتار جمعي توسط ايران و حمايت تهران از حزب الله و گروههاي افراطي فلسطيني كه در جهت تخريب برنامه هاي صلح طلبانه تلاش مي كنند، حداكثر فشار را وارد كنيم. ما همچنين از خواست مردم ايران براي دموكراسي، حقوق بشر و اصلاحات اقتصادي دفاع و آنها را در اين راه تشويق مي كنيم. اينها خواستهايي است كه مردم ايران به حق شايسته آن هستند. سوريه، مسأله ديگري را براي ما پيش مي كشد. كالين پاول آشكارا براي پرزيدنت ا سد روشن كرد كه ايالات متحده براي ايجاد صلحي فراگير كه شامل سوريه و لبنان نيز مي شود، تلاش مي كند. او صادقانه مسائل موردتوجه ما و آنچه كه براي ايجاد روابطي دوستانه تر لازم است را بيان كرد. من نيز ماه گذشته پيغامي مشابه به دمشق فرستادم. مسأله اين است كه رژيم سوريه بايد در چند مورد تصميم قطعي بگيرد. دمشق مي تواند به حمايت از گروههايي مانند حماس و جهاد اسلامي فلسطين ادامه دهد و رفتارهايي در پيش بگيرد كه منافع ما را در زمينه هاي ديگر به خطر بيندازد. يا اينكه به گونه اي عمل كند كه بر استراتژيهاي جديد منطقه تأثير بگذارد، اميد به روابط دوباره سوريه ـ اسرائيل را زنده كند، به ظهور عراقي قدرتمند در همسايگي كمك نمايد و آينده اقتصادي بهتري براي سوريه بسازد. اما نمي تواند هر دو روش را در پيش بگيرد.
ليبي مسأله ديگري است. با اتخاذ سياستهايي تأثيرگذار وطولاني مدت و با كمك تصميم ها وتفاهمهاي چندجانبه و همراهي با خانواده هاي دلير قربانيان «لاكربي » توانستيم ليبي را وادار به اجراي تعهداتش كه به يك دهه قبل برمي گردد، بكنيم. در همين زمان، ليبي از ليست كشورهاي تروريستي حذف شد. اين اقدامات گامهاي مثبتي به شمار مي روند، اما مشكل بعدي كه پيش روي ما است و مشكل جدي به شمار مي رود، دنبال كردن برنامه هاي توليد سلاحهاي كشتار جمعي از طرف ليبي است. ما براي ليبيايي ها كاملا ً روشن كرده ايم كه هر نوع امكان تغيير در توافقنامه دوجانبه ما، كه تا امروز به قدرت خود باقي است، بستگي به كنار گذاشتن برنامه هاي مذكور دارد.
حمايت از نوسازي اقتصادي و تغييرات دموكراتيك
چهارمين مسأله سياست ما، كه مربوط به سه مسأله قبل نيز مي شود، برنامه طولاني مدت حمايت از ايجاد تغييرات دموكراتيك نوسازي اقتصادي است. بگذاريد دورنمايي از اصلاحات سياسي را بيان كنم و سپس درباره اقدامات مان درجهت كمك به ايجاد فرصتهاي اقتصادي در منطقه صحبت كنيم.
۲۱ سال است كه من يك ديپلمات هستم و اكثر اين مدت را صرف پرداختن به مسائل خاورميانه كرده ام. منصفانه است اگر بگوييم در تمام اين دوران، ما هيچگاه توجه كافي به سيستم هاي اقتصادي وسياسي راكد، به خصوص در دنياي عرب نداشته ايم.
اين تنها مسأله ارزشهاي آمريكا يا تأمين پايه هاي حقوق بشر نيست، بلكه تركيبي از هر دو مسأله است. پايداري يك كشور يك پديده ايستا نيست و سيستم هاي سياسي كه راهي براي تطبيق تدريجي با آمال و آرزوهاي مردم پيدا نكنند، ضعيف مي شوند.
در اين مورد، خاورميانه تفاوتي با نقاط ديگر دنيا ندارد. مي دانم كساني وجود دارند كه كشورهاي عرب و اسلامي را از اين قاعده مستثني مي كنند، اما من با آنها موافق نيستم. البته درست است كه جوامع عرب بايد بيشتر تلاش كنند و كاري بيش از مشاركت درموقعيتهاي بحراني انجام دهند اما اين به اين معني نيست كه آنها قادر به تغييرات تدريجي دموكراتيك نيستند. وقتي سخن از تغييرات تدريجي دموكراتيك در خاورميانه به ميان مي آيد، بعضي مي خواهند از واژه «تدريجي» اين برداشت را بكنند كه منظور ما حتماً تغييراتي است كه دائماً به تأخير افتاده اند.
اين برداشت اشتباه است. تغييرات دموكراتيك در بيشتر كشورهاي عرب تنها به صورت تدريجي مي تواند پيش برود.
دولتهاي عرب بايد فضا را براي ايجاد جامعه مدني شامل رسانه هاي مستقل، گروههاي مدافع حقوق شهروندي، سازمانهاي زنان و بسياري ديگر بازكنند. اين دولتها نياز دارند تا شيوه هاي ابتدايي حكومت خود را تقويت كنند، به اين معني كه فساد را كاهش دهند، به خواستهاي شهروندان بيشتر اهميت دهند وسيستم قضايي مستقلي بنا كنند. رهبران عرب بايد تلاش كنند تا انتخابات فراگيرتر و صادقانه تر باشد و قدرت بيشتري به مؤسساتي كه اعضاي آنها از طريق انتخابات آزاد، برگزيده شده اند، بدهد. مانند بسياري از پارلمانهايي كه اكنون به آرامي در اين رژيمها قدرت مي گيرند و اعتبار پيدا مي كنند. همانطور كه همه شما مي دانيد، انتخابات به تنهايي دموكراسي را به وجود نمي آورد. در ضمن، بدون انتخابات آزاد و بي طرفانه، هيچ كشوري نمي تواند ادعاي دموكراسي كند. تمام كشورهاي دنيا تلاش مي كنند به آينده اقتصادي مطمئن تري دست يابند. نگه داشتن دولتهاي عرب در جايگاهي پايين تر، توهين به قدرتي است كه مردم عرب در طول تاريخ ثابت كرده اند براي آموزش و توسعه در توان دارند.
بدون نوسازي اقتصادي، تلاش براي ساخت جامعه اي پايدار به سختي ميسر مي شود. دورنماي اقتصادي بسياري از دولتهاي عرب نااميدكننده است. در اين كشورها، سرمايه ها راكد مانده يا در حال سقوط است، و اين درحالي است كه ۴۵ درصد از جمعيت دنياي عرب زير ۱۴ سال سن دارند و جمعيت اين كشورها در ربع بعدي قرن دوبرابرخواهد شد؛ ميزان بيكاري در اين كشورها به ۲۰ درصد رسيده است و اين شرايط محيطي سالم براي تغييرات سياسي سازنده نيست و نشان دهنده مشكلات بزرگي است كه دولت براي ساخت فضاي اقتصادي بهتر با آنها روبرو است.
واقعيت ديگر آنچه كه ما آمريكاييها بايد به دقت در خاطر بسپاريم ـ اين است كه ايجاد اين تغييرات دموكراتيك و نوسازي اقتصادي بايد با همكاري جوامع عرب باشد و نمي توان آنها را وادار به اين كار كرد. آنچه كه امروز آنها را تشويق به اين تغييرات مي كند، گام هاي ملموس كشورهاي ديگر به سمت اصلاحات اقتصادي و سياسي است. در آستانه ورود به قرن ،۲۱ واقعيت گريزناپذير آن است كه تنها كشورهايي كه دست به ابتكارات سياسي و اقتصادي مي زنند، توسعه خواهند يافت و آنهايي كه از اين گردونه عقب بمانند، پايين تر و پايين تر مي روند.
در اين كشورها، نشانه هايي از شكل گيري بعضي از گروههاي اجتماعي مدني ديده مي شود. در انتخابات سال گذشته بحرين، زنان رأي آوردند و وارد عرصه كارهاي دولتي شدند. در قطر تحولاتي صورت گرفته و يك زن وزير آموزش و پرورش شده است . ملك محمد در مراكش و ملك عبدالله در اردن اقدام به حمايت از اصلاحات كرده اند.
عربستان سعودي ومصر همراهان مهم ايالات متحده باقي مانده اند. هردو اين كشورها با مسائل بسياري روبرو هستند بخصوص از زمان حمله تروريستي به رياض در ماه مه گذشته، شاهزاده امير عبدالله به شدت عليه گروههاي تروريستي اقدام كرده است . او پيشنهاداصلاحات داخلي تدريجي را مطرح كرده وطرح «منشور عرب» را براي تسهيل همكاريهاي اقتصادي وسياسي ارائه داده است.
در ۳۰سال گذشته ، روابط درستي بين ايالات متحده ومصر شكل گرفته است . اين همكاريها براساس منافع يا روابط خيالي نيست واساس آن ، آرزوها وعلايق مشترك دوطرف است. اين دوكشور همچنين در شكست ها ، مشكلات ونااميديهاي يكديگر نيز شريك شده اند. فراموش كردن معناي واقعي اين روابط ، براي دوكشور واميدهاي دو دولت، اشتباه بزرگي است . ايالات متحده مي تواند به دولتهايي كه در راه ايجاد فرصتهاي اقتصادي، آموزشي وسياسي در جامعه تلاش مي كنند، كمكهاي زيادي بكند. پرزيدنت بوش در سخنراني نهم مه خود در كاروليناي جنوبي، ايده هاي جديدي مطرح كرد ، ازجمله ايجاد منطقه آزاد تجاري ايالات متحده وخاورميانه. پاول پيش از اين اقداماتي در جهت پيشقدم شدن براي همكاري با خاورميانه انجام داده است وهم اكنون برنامه هاي متعددي براي تقويت اصلاحات در راه است . موفقيت دراين راه نياز به همكاري واقعي دارد. اين مانند خيابان دوطرفه اي است كه ما درآن به انتقادها ، پيشنهادها وسفارشهاي دوستانه گوش فرا مي دهيم. همان چيزي كه براي مقامات رسمي آمريكايي عملي غيرطبيعي به نظر مي رسد.
اين همچنين به معني فراخواندن منابع عظيم انرژي واستعدادهاي تمام شما است . شما بهتر از ما مي دانيد كه چطور در بخش خصوصي ايجاد اشتغال كنيد واحساس كارآفريني را احيا نماييد. ما بايد گامي بيش از گفت وگوهاي بين دولتها ونخبگان سياسي برداريم.
گسترش گفت وگوها نياز به ايجاد تعادل بين حفاظت از مرزها وشهروندان آمريكايي و ايجادجامعه اي باز وآزاد دارد. مي دانم كه بسياري از آن هراس دارندكه تروريسم پشت مرزهاي ايالات متحده به سراغ دنياي اسلام وعرب برود . ما بايد جلوي چنين اتفاقي را بگيريم.
اكنون خاورميانه در زمان حساسي به سر مي برد. همانطور كه پيش ازاين گفتم ، به سختي كارها ومشكلات پيش رو آگاهم اما افكار و رهبريهاي قوي در منطقه شروع به انجام اقداماتي مفيد كرده اند. پرزيدنت بوش مصمم است هرچه در توان دارد انجام دهد. الآن زمان عمل فرا رسيده است .
چگونه خاورميانه را از دموكراسي محروم كرده ايم؟
145299.jpg
نوشته: رابرت فيسك ترجمه: پوراندخت مجلسي
اوضاع روز به روز غيرعادي تر و وخيم تر مي شود، «جورج بوش» وقتي كه هليكوپترهايش در آسمان عراق سرنگون مي شوند، مي گويد اوضاع دارد بهتر مي شود. او مي گويد هرچه بيشتر موفق مي شويم، حملات مرگبار بيشتري صورت مي گيرد. خدا را شكر كه آمريكا اكنون خبرنگاران شجاع خيلي كمي مانند «مورين دوود» در اختيار دارد تا براي مردم توضيح بدهند چه اتفاقي دارد مي افتد.
هرچه اوضاع بدتر مي شود، مسؤولان به اين نتيجه مي رسند كه وضع دارد بهتر مي شود! بوش ادعا مي كند مي خواهد دموكراسي به خاورميانه هديه كند، در حالي كه سربازان اودر عراق با چيزي بيش از مقاومت، كه با قيام روبرويند.
بياييد به آخرين دروغ ها نظري بيندازيم. بوش در سخنراني چند روز پيش خود گفت: «۶۰ سال سازگاري و چشم پوشي ملت هاي غربي نسبت به نبود آزادي در خاورميانه، هيچ كمكي به امنيت ما نكرده است. زيرا ثبات و پايداري در طولاني مدت نمي تواند با هزينه كردن آزادي به دست آيد» آنچه كه بوش گفت، همچون سخنان بلر در اين زمينه، دروغي بيش نيست. «ما» ـ اروپاي غربي و آمريكا ـ هرگز در مورد آزادي «سازگاري و اغماض» نشان نداده ايم . ما عدم آزادي را تأييد كرده ايم. ما نبود آزادي در خاورميانه را خود ايجاد و از آن حمايت كرده ايم.
وقتي سرهنگ «معمر قذافي» كنترل ليبي را در دست گرفت، وزارت امورخارجه ما (بريتانيا) او را از ملك «ادريس» هم چابك تر و شادمان تر توصيف مي كرد. ما (بريتانيا) در مقابل ژنرال هاي مصري كه (به رهبري «جمال عبدالناصر»)، ملك «فاروق» را از سلطنت خلع كردند و سلطنت را برانداختند، پادشاهي اردن هاشمي را علم كرديم. ما «بريتانيا» فردي از خاندان هاشمي را در عراق به سلطنت رسانديم و وقتي حزب بعث، سلطنت را در بغداد منحل كرد، سازمان سيا از سر لطف، همكاران صدام را اعضاي ارشد حزب كمونيست نام داد تا بهانه اي براي تصفيه آنها داشته باشد. بريتانيا تمام آن شيخ نشين هاي ثروتمند رادر خليج فارس ايجاد كرد. كويت كار ما بود. عربستان سعودي را پايه گذاري كرديم كه در نهايت، عرصه منافع مشترك آمريكايي ـ انگليسي شد و همچنين امارات متحده را (كه قبلاً نيمه مستقل بود).
وقتي ايران در دهه ۱۹۵۰ تصميم گرفت حكومت مردمي دكتر «محمد مصدق» رابه شاه ترجيح دهد، «كيم روزولت» از سازمان سيا و كلنل «مانتي» از «ام.آي۶.» مانع برقراري دموكراسي در ايران شدند. حالا بوش همان دموكراسي را در ايران امروز طلب مي كند و مي گويد نسبت به رژيم نفرت انگيز شاه (كه مورد حمايت كامل آمريكا بود) صرفاً حالت سازگاري و اغماض داشته ايم!
حالا بياييد تحليل زبان شناختي ديگري از صحبت هاي بوش داشته باشيم. چند روز پيش، او گفت: «شكست دموكراسي در عراق، تروريست هاي سراسر جهان را جسور خواهد كرد، خطر آنها براي مردم آمريكارا افزايش خواهد بخشيد و اميد ميليونها نفر در منطقه را از بين خواهد برد.
اما مي توان اين مطلب را اينگونه بيان كرد: شكست دولت بوش در كنترل خانه سازي در زمين هاي اعراب، تروريست ها را در سراسر جهان جسارت بخشيد، خطر آنها را براي مردم آمريكا افزايش خواهد داد و اميد ميليون ها مردم منطقه را از بين خواهد برد. با اينكه برداشت دوم بيشتر جور درمي آيد، رئيس جمهوري آمريكا فكر مي كند نخست وزير اسرائيل ـ آريل شارون ـ «مرد صلح» است.
بوش خواستار انقلاب و تحول در ايران غيردموكراتيك است. درست است كه ايران داراي حكومتي مذهبي است، ولي مي دانيم كه دولت تأثيرگذار و پايبند به اخلاق «محمد خاتمي»، كه بنيادگرايان به دفعات سرراهش مانع ايجاد كرده اند، به صورت دموكراتيكي انتخاب شده است ـ با اكثريتي بسيار متقاعد كننده تر از اكثريتي كه بوش در آخرين انتخابات رياست جمهوري آمريكا به دست آورد.
بوش مي گويد: «دموكراسي مي تواند آينده هر ملتي باشد» بله ولي چرا اين همه سال كشور او از خشونت و بي رحمي صدام و از جنايات جنگي او حمايت كرد؟ چرا واشنگتن حمايت و تأييد خود را در مراحل گوناگون از سرهنگ قذافي، حافظ اسد، ژنرال هاي تركيه، ملك حسن پادشاه مراكش، شاه ايران، زيدالدين بن علي حاكم تونس، ژنرال هاي وحشتناك الجزاير، پادشاه پر دل و جرأت اردن ـ دريغ نداشته است؟ و حتي در مورد طالبان ـ به دليل اين كه بروبچه هاي شركت «يونوكال» مي خواستند يك لوله گاز از طريق افغانستان بكشند، سكوت كرد؟
يك مطلب ديگر: «فؤاد سينيورا» وزير دارايي لبنان است. او به شيوه زندگي آمريكايي اعتقاد دارد. فارغ التحصيل دانشگاه آمريكايي بيروت است و مدرس سابق همين دانشگاه؛ او يكي از مديران سابق «سيتي بانك» آمريكاست؛ ويزاي معتبر آمريكا را در پاسپورت خود دارد؛ باوجود اين از سفارت آمريكا در بيروت به او تلفن زدند و گفتند كه اجازه ورود به آمريكا را ندارد.
چرا؟ زيرا سال گذشته او در يك مراسم افطار در ماه رمضان ۶۶۰ دلار به يك مؤسسه خيريه داد تا به مصارف فرهنگي و به مصرف كودكان بي سرپرست برساند. اين مؤسسه تحت مديريت «سيدمحمد فضل الله » است كه يك روزنامه غربي او را «مشاور معنوي» حزب الله معرفي كرد. منابع سيا مدتها پيش آشكار كردند كه سعي در كشتن فضل الله داشته اند. ـ آنها در انجام اين كار شكست خوردند، ولي اتومبيل بمب گذاري شده اي كه سعودي ها آن را آماده كرده بودند، سبب كشته شدن ۷۵ نفر غيرنظامي شد ـ بنابراين سينيورا كه يك طرفدار تمام عيار واشنگتن است، در آمريكا يك عنصر نامطلوب شناخته مي شود. فضل الله، «مشاور معنوي» حزب الله نيست. به همين دليل، وي سه سال پيش توانست حمايت خود را از پيرزوي حزب الله به نيروهاي اسرائيل در لبنان پس بگيرد. ولي قوانين امنيتي نامعقول آمريكا، سينيورا را از ورود به كشوري كه آن را ستايش مي كند، محروم كرده است. بله، دموكراسي را بسته بندي و آن را هديه كنيد. جنگ ديوانه وار جديدي در عراق شكل گرفته است. مانع از اين شويد كه مطبوعات از بازگشت سربازان مرده آمريكايي فيلم تهيه كند. آزادي آن چيزي است كه به دموكراسي ارتباط پيدا مي كند. درواقع، «سازگارشدن و انعطاف نشان دادن در مورد نبود آزادي در خاورميانه» است. ما اين منطقه را ايجاد كرديم، مرزهاي آن را كشيديم و ديكتاتورهاي نفرت انگيز را در آنجا منصوب كرديم. آن وقت انتظار داريم اعراب در مورد دموكراسي به قول آقاي بوش اعتماد كنند؟
منبع: روزنامه اينديپندنت


|   شناسنامه   |   آرشيو   |