شنبه ۸ آذر ۱۳۸۲ - ۴ شوال ۱۴۲۴
Sat, Nov 29, 2003
موسيقي
شماره ۲۶۵۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
به بهانه هفتم آذر
سالروز تولد داريوش صفوت
موسيقي پاپ در جامعه امروز ايران و طرح چند ديدگاه
مضراب هاي قديمي
به بهانه هفتم آذر
سالروز تولد داريوش صفوت
داريوش صفوت در سال ۱۳۰۷ در تهران متولد شد. از كودكي سه تار را نزد پدر آغاز كرد. سپس در محضر استاد صبا به فراگيري سه تار و سنتور مشغول شد. از سال ۱۳۴۴ نزد حاج آقا محمد ايراني به فراگيري گوشه ها و رديف هاي آوازي پرداخت.او از جمله بنيانگذاران مركز حفظ و اشاعه موسيقي در سال ۱۳۴۷ بود. اين مركز با دعوت از اساتيد بزرگي نظير هرمزي، فروتن و دوامي سهم عمده اي در انتقال ميراث گذشتگان به نسل حاضر اساتيد موسيقي ايفا كرد. اهميت و اعتبار ايشان در آموزش رديف موسيقي است. او در كنار نور علي خان برومند در مراكزي نظير دانشكده موسيقي هنرهاي زيبا و مركز حفظ و اشاعه، به آموزش رديف همت گمارد.
بسياري از اساتيد فعلي موسيقي از آموزش هاي وي بهره مند شده اند.
صفوت مصدر مشاغل مهمي در حوزه موسيقي بوده و در بسياري از شورهاي موسيقي عضويت داشته است. اين مسأله سبب بروز انتقاداتي از سوي موسيقيدانان شده است، چه عرصه سياستگذاري در هنر بسيار پيچيده و بحث برانگيز است.
اما بي ترديد تلاش و كوشش او در ايجاد مراكز موسيقي و تدريس و آموزش رديف بركسي پوشيده نيست.
او همچنين داراي تأليفات متعددي نظير موسيقي و عرفان و پژوهشي كوتاه در مورد استادان موسيقي ايران است كه برخي از آنها به فرانسه نوشته و منتشر شده است.
به هر روي، دكتر داريوش صفوت امروز وارد هفتادو ششمين سال زندگي خود مي شود.
موسيقي پاپ در جامعه امروز ايران و طرح چند ديدگاه
موسيقي زمانه
145704.jpg
محمد محجوب
با يك نگاه دقيق، مي توان پيشينه موسيقي عاميانه را به قدمت موسيقي جوامع بشري نسبت داد.
چه از گذشته هاي دور، بخشي از موسيقي در جشن ها و مراسم شادي كاربرد داشته است. در ايران شايد بتوان به موسيقي تخت حوضي و سنت مطربي اشاره نمود كه برگرفته از موسيقي سنتي ايران، نوعي از موسيقي عامه پسند را ارائه مي كرد. استاد دوامي نقل مي كرد كه چگونه مطربها، تصانيف عارف قزويني را در ميان مردم رايج مي كردند. اما صحبت از سربرآوردن نوع ديگري از موسيقي عامه پسند با ريشه غربي و مظاهر آن در غرب است. اين جريان، از نگاههاي متفاوت قابل بررسي است. نوشتار حاضر به موضوع از زاويه ديد اجراكنندگان اين موسيقي و طرح چند پرسش مي پردازد. آيا به موسيقي پاپ گوش مي دهيد؟ آيا موسيقي پاپ را مي شناسيد؟ لزوم موسيقي پاپ چيست؟ اصولاً موسيقي پاپ چه نوع موسيقي است؟
سؤال هايي از اين دست را مي توان از هركس پرسيد و جواب هاي متفاوتي را دريافت كرد. اين پاسخ ها از طيف بي نهايت منفي تا بي نهايت مثبت امتداد دارد. هر طيف نيز از زواياي گوناگون به طرح مسأله مي پردازند. مخالفين معمولاً شامل سنت گرايان (چه مذهبي و يا غيرمذهبي)، افراد ميانسال تا مسن، هنرمندان با گرايش انواع جدي موسيقي و برخي نظريه پردازان هنر مدرن هستند.
اما طيف موافقين جالب توجه تر بايد باشد جوانان و نوجوانان، ارباب رسانه هاي جمعي (راديو، تلويزيون و ماهواره) سياستگذاران فرهنگي و حتي اقتصادي، پاره اي از روشنفكران علاقه مند به تحول و مسائل جوانان و دسته هايي از اينگونه. بر اين عده، مجريان موسيقي پاپ و هزاران علاقه مند فراگيري انواع كيبورد، گيتار و ... با گرايش عامه پسندي را بايد افزود.
در جامعه اي نظير ايران شرايط خاص تري حاكم است. سنت و پيشينه موسيقايي غني و ظهور ناگهاني موسيقي پاپ با ريشه غربي در دوره متفاوت و جدالي نابرابر و سهمگين، اواخر دهه چهل شمسي اولين حضور رسمي موسيقي پاپ با ريشه غربي در رسانه هاي ايران است و دوره دوم آن اواسط دهه ۷۰ است. دو حضور قبل و بعد از انقلاب خود محل بحث و مناقشه بسيار بوده است. از اوايل دهه هفتاد به تدريج نوعي از موسيقي در صداوسيما شكل گرفت، اما تا جنبه رسمي به خود بگيرد، زمان لازم بود. انتشار رسمي آلبوم «دلشوره» خشايار اعتمادي مهر تأييدي به اين رويكرد مجدد بود. هرچند اثري از كورش يغمايي قبل از آن انتشار يافته بود. اما به ناگهان سيل هجوم به اين نوع موسيقي، فضاي موسيقي كشور را فراگرفت. تلويزيون و راديو از هيچ كوششي فروگذار نكردند! هنوز نيز كماكان اين تلاش ادامه دارد. شركتهاي توليد به سمت اينگونه آثار كشيده شدند و حتي شركتهاي جديدي براي انتشار آثار پاپ تأسيس شد.
در تجزيه و تحليل و آسيب شناسي موضوع با سه گروه روبروييم. سياستگذاران بخصوص در مراكز دولتي، شركتهاي توليد و موسيقيدانان اين عرصه. در ادامه مطلب ديدگاه برخي از موسيقيدانان پاپ امروز ايران را ارائه مي كنيم. ضمن آنكه مطلب براي مباحث جدي تر و تحليل سياستگذاري و اشاعه اين موسيقي باز است و نظرات كارشناسي منتقدين و مخالفان اين نوع موسيقي، محملي براي ادامه مطالب در آتيه است. جالب توجه آنكه، گروهي از موسيقيدانان پاپ از موسيقي جدي و كلاسيك ايران به آن سوي كشانده شده اند كه اين نيز خود نياز به تحليل و آسيب شناسي ديگري دارد.
محمد اصفهاني يكي از خوانندگان نام آشناي موسيقي پاپ است. او معتقد است: «فضاي موسيقي كشور، در اختيار موسيقيدانان سنتي بود و تنها اين موسيقي عرضه مي شد. در آن سالها اين نياز از سوي مسؤولين و برخي موسيقيدانان احساس شد تا به نوع ديگري از موسيقي پرداخته شود كه موردنياز جامعه باشد. ما هم شروع كرديم.»
اما بايد پرسيد تا قبل از سال ،۱۳۷۵ فضاي موسيقي در اختيار موسيقيدانان جدي و هنري بود؟ كدام يك از اساتيد برجسته در رسانه ها و جشنواره ها حضور داشتند و چند درصد از برنامه هاي راديو تلويزيون اختصاص به اين موسيقي به صورت جدي و تعريف شده داشت و يا دارد؟
مجيد اخشابي كه از نوازندگي سنتور به خوانندگي و آهنگسازي موسيقي پاپ روي آورده، مي گويد: «ما فرهنگ خيلي خاصي داريم و ادبيات ما منبعث از تاريخي چندهزار ساله است، ولي به هرحال تعاريف موسيقي و ادبيات براساس زمان تغيير مي كند و در معيارهاي زيبايي، زمان نقش دارد. بايد بدانيم در قرن بيست و يكم هستيم. در حال حاضر يك جوان با مشكلات ديگري روبرو است و دغدغه هاي او، دغدغه هاي يك جوان صدسال پيش نيست. بايد به روز بود.»
اينكه به روز بودن چه معنايي مي تواند داشته باشد، خود جاي مجال بيشتري مي طلبد، آيا به روز بودن در موسيقي مانند لباس و اشيا در ساخت مدل مي گنجد. اخشابي پاسخ مي دهد: «فرهنگ غني و كهن ما مثل دريايي است كه به راحتي در آن مي تواند به جست وجو پرداخت و مرواريد يافت. اما بايد با انتخاب و سليقه چيزي از آن برداشت كرد كه براي ويترين امروز مناسب باشد.»
شايد در نگاه او موسيقي تنها جنبه مصرفي دارد و بايد قابل عرضه در ويتريني به نام ويترين امروز باشد.
علي تفرشي نيز كه تحصيل موسيقي كرده و به موسيقي پاپ روي آورده داشتن علم و تحصيل در كنار ذوق و سليقه را براي هرنوع موسيقي لازم مي داند. او علي رغم آنكه خود از مجريان اين نوع موسيقي است نگاهي نقادانه دارد: «موسيقي پاپ يعني موسيقي مردمي كه عامه بتوانند آن را بشنوند و با آن ارتباط برقرار نمايند، اما اين دليل نمي شود كه هركار بي ارزشي را به خورد مردم داد. در خيلي از فرهنگ ها، در چارچوب موسيقي پاپ مي توان آثاري عرضه كرد كه سطح تفكر و بينش مردم را افزايش دهد. اين نوع موسيقي بسيار حساس است. اگر با فكر و حساب شده پيش نرود، موسيقي هجوي شده و پايه و اساس درستي نخواهد داشت.»
حال بايد پرسيد تشخيص اين امر به عهده كيست و چند درصد از آثار ارائه شده قابل توجه اند؟
در مورد لزوم اين نوع موسيقي محمد اصفهاني به نكته جالبي اشاره مي كند: «مردم ما گرسنه اند. به گرسنه نمي توان گفت ساندويچ مسموم مصرف نكن. بايد براي مردم موسيقي مورد نياز را ارائه كرد. زمانه خود آثار را ارزيابي و اثري را ماندگار يا حذف خواهدكرد.»
و اخشابي كه داشتن علم و دانش را ضروري مي داند. همراهي و پاسخ به ذوق و سليقه مردم را اجتناب ناپذير مي داند، «هنگامي كه با مردم نشست و برخاست داشته باشيد، مي دانيد مردم به چه نوع موسيقي علاقه و دلبستگي دارند و كدام نوع برايشان خسته كننده و ملال آور است.»
پرسش ديگري كه اينجا مطرح است اين است كه ميزان سليقه و شناخت مردم را چه كسي ارزيابي مي كند و درحقيقت چه جرياني ذوق و سليقه توده عوام را شكل مي دهد؟
هرسه اين افراد مانند بسياري ديگر از همكاران خود در اين عرصه، معتقدند موسيقي پاپ امروز ايران قابل عرضه در مجامع بين المللي و خارج از كشور است.
علي تفرشي مي گويد: «آهنگسازان كشور ما افراد پراستعدادي هستند و توان خلق ملودي هاي زيبايي را دارند كه در موسيقي هاي غربي شايد نتوانيم آنها را پيدا كنيم. اما آنان بايد از موسيقي سنتي و غني ما غافل نشوند. در اين صورت موسيقي هاي قابل شنيدن و قابل توجهي مي توان خلق نمود كه مرز نشناسد.»
مجيد اخشابي نيز به موردي مشابه اشاره مي كند و تكيه بر دانش و علم موسيقي و ارائه آثار به صورت اركستر و بيان و زبان امروزي را عواملي براي ارائه درسطوح ملي مي داند.
محمد اصفهاني هم معتقد است: «اين موسيقي مي تواند در مجامع بين المللي مطرح شود. ما توان و استعدادهاي خوبي داريم موسيقي پاپ يك زبان بين المللي در دنياي امروز است و اگر آثار خوبي توليد و عرضه شود قابل ارائه خواهد بود.»
اينجا پرسش بنيادين ديگري مطرح است و آن اينكه موسيقي با رگ و ريشه غربي با كلام فارسي، در سطحي به مراتب نازل تر از موسيقي هاي پاپ غربي، چه جذابيت و كششي در انسان غربي برمي انگيزد؟ بايد پذيرفت خاستگاه موسيقي پاپ جوامع غربي است كه سايه خود را بر جهان گسترده و پيشينه اي يكصدساله دارد. حال يك موسيقي كه شايد عنوان بي هويت براي آن مناسب باشد چه محملي براي اجرا در خارج از كشور دارد؟ به قول ظريفي: زيره به كرمان بردن است؟
طرح مسأله، پاسخ به پرسش ها و آسيب شناسي موسيقي پاپ ايران بخصوص از ديدگاه سياستگذاران فرهنگي همچنان باز است و زمينه را براي پيگيري مطلب و ارائه نظرات مختلف آماده مي سازد.
در آيينه آسمان
145689.jpg
كمانچه كيهان كلهر
تنبور علي اكبر مرادي
در آيينه آسمان اثري است متفاوت در فضاي موسيقي جدي ايران كه توسط كيهان كلهر و علي اكبر مرادي ارائه شده است. متفاوت از آن جهت كه دو نوع موسيقي با پشتوانه و عمق بسيار، در كنار يكديگر قرار گرفته اند.
كلهر با ساز كمانچه و سنت دير سال موسيقي رديف دستگاهي و مرادي با تنبور و موسيقي مقامي يارسان.
ولي هر دو اينها با فاصله گرفتن از سنت، رجوع به آن و باز فاصله گرفتن از آن، سعي در ارائه يك فضاي مشترك با حفظ خصوصيات هر نوع موسيقي كرده اند.
كيهان كلهر در اين سالها با ارائه آثار متفاوت در زمينه موسيقي ايراني، توان و خلاقيت خود را اثبات كرده و سعي وافري در ارتقاي هنر كمانچه نوازي از خود نشان داده است.
مرادي نيز كه سنتي دير پا و عميق يعني موسيقي مقامي تنبور مي آيد، با ارائه آثار برگرفته از اين موسيقي موفق نشان داده است.
بداهه نيز عنصر ديگري است كه اين هر دو را در پيوندي عميق قرار داده است. در آيينه آسمان از سويي حاصل تلفيق دو موسيقي است كه رپرتوار متفاوت دارند و از سوي ديگر حاصل همدلي و نزديكي دو موسيقي است كه خصايص و ديدگاه مشترك بر مجموعه آن موسيقي حاكم است و اين در ساحت همنشيني دو موسيقيدان تجلي يافته است.
نغمه ها و ملودي ها در فضاي موسيقي رديف دستگاهي و موسيقي تنبور سيال اند. دستگاه نوا به عنوان وجه غالب و مقام هايي از قبيل گل و خاك و گله و دره، فضايي متعادل به اثر بخشيده است.
اما آنچه اين اثر را شنيدني تر مي سازد، كيفيت احساسي آن يا به عبارتي وجه حسي غالب آن است.
فضايي سرشار از احساس توأم با عمق و غناي كافي بر بستر اثر جاري است.
در آيينه آسمان را مي توان بارها و بارها شنيد، تأمل كرد و بار ديگر شنيد!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |